بحث و صحبتی دوم با سعید صالحی نیای ضد ازادی و برابری، دشمن کارگران و زحمتکشان، ترسیده از نور و روشنائی، رمیده از…

عکس اکبر شالگونی و عمرمحمدی، در یک رستوران بحث و جدل … شورش پسرم دارد پیتزا نوش جان می کند ….

ناصر، یکی از شرکت کنندگان در مناظره با صالح و نیاکان صالح و جد اندر جد صالح، یعنی صالحی نیا: ناصر … جناب صالحی نیا، ازنظر من شما شخصیت منفی، پرمدعا و خودپسندی دارید که دانش لازم را نیزحداقل در ارتباط با موضوع برنامه ندارید. کسی که معتقد است عوامل نفوذی درمیان اپوزیسیون وجود ندارد، بلکه مشکل را به فرهنگ ارتباط میدهد و صرفاً نقش حکومتها را در تأخیر فرهنگ اتحاد موثر میداند، حکایت از این دارد که اساساً ازمبارزه و تاریخ مبارزات صورت گرفته و نقش عوامل نفوذی رژیم ها دربه شکست رساندن مبارزات، اطلاعی ندارید. شما اشخاصی مانند عباس شهریاری ها ، مسعود بطحائی ها ، مهدی پرتوی ها، علی خدایی ها، امیرحسین فطوت و بسیارانی دیگر را نمی شناسید که بدانید اینان بعنوان نفوذی های رژیم حال و گذشته چگونه مبارزان را به قتل گاه کشاندند و اعدام شان کردند و جنبش را به انحراف و شکست کشاندند. بهرحال، ازنظرمن، شما درخصوص اتحادها چیزی درچنته ندارید و حتی صداقت لازم را ندارید که بخواهم بحث با شما چه دربرنامه چه درفیس بوک ادامه دهم و بجز اتلاف وقت حاصل دیگری برایم نخواهد داشت. ضمن اینکه ازنظر من، دغدغه شما بواقع حل مشکل اپوزیسیون راستین رژیم باورمند به آزادی و دمکراسی و ملت ایران نیست. بنابراین، اساساً مورد تأئید من نیستید که بخواهم وقتم را صرف شما یا حتی افشای شما بگذارم. چون عددی نیستید که ارزش این کار را داشته باشید. بدرود…. ناصر پاکنژاد

عمرمحمدی : پس از انتشار این نوشتار، در ضمن کار و با خود فکر کردن، و غربال نمودن موضوعات … اگرچه در هنگام بحث با سعیدصالحی نیا نیز به آن رسیده ام و ازش پرسیدم، درمتن نوشته موجود هست، اما این موضوع درذهنم تا این اندازه مجسم نشده بود، بقول کردها در شکمم به اندازه گوساله ای بزرگ شده است، که از خودم پرسیدم، سعید صالحی نیا ها که به سوسیالیزم و کمونیزم و طبقه کارگر و حکومت کارگری و رهائی استثمار شدگان کاری ندارند، که هیچ … در شرایط امروز که سرمایه داری حاکم است، اینها برای دفاع از همین سیستم، ضد طبقه کارگر و به نفع بورژوازی دارند هن و هن کنان عرق می ریزند … آیا این کارشان نمی تواند مانند سایر کانونها و انجمن ها و موسسات امپریالیستی و یا هزاران شکل از مزدوری امپریالیزم جیره و مواجب بگیرند …؟ ایا اگر غیر از این است، چرا مفت بر ضد طبقه کارگر تلاش می نمایند؟ در جهان ما، سرمایه داری که هنوز حاکم است، این سئوال هنوز در ذهنم مانند ویز ویز زنبور، همانند شک علمی دارد می چرخد …با خود بلند بلند حرف می زنم تا شاید شما رفقا و دوستان نیز بشنوید، و در این زمینه راهنمائی فرمائید. ایا کار این نوع دوستان، پروژه ای نیست؟ که از جائی باید بودجه ای بگیرند ؟ توجهه شما دوستان را به بخش دوم یا اول، متن مصاحبه کتبی من با سعید صالحی نیا جلب می کنم . عمرمحمدی

از متن بحث، عمرمحمدی: سعید جان بعدا همین موضوع کهنه خواهد شد، بیا من استالینست را شکست بده، تا عصبانی شوم و کاسه کوزه ها را بشکنم، به همین خاطر، روشن و واضح این سئوال من است، سوسیالیزم اری یا نه ؟ کدام سوسیالیزم ؟ چه نوع سوسیالیزمی ؟ Saeed اول: یادم می اید فردی بنام علیرضا بیانی که از فرقه „مارکسیزم انقلابی“ است در مناظره اول ما سر لنینیزم دچار همین مشکل شد. یعنی نمی توانست حرفهایش را متمرکز بگوید حاشیه می زد و احساس کرد به این خاظر „وقت کم اورده“ و مظلوم واقع شده! بعد از پایان مناظره یک هیاهوی تبلیغاتی راه انداخت که خوهان 10 ساعت حداقل مناظره شد! فکر می کنم شما هم مثل ایشان مناظره را با رینگ بوکس اشتباه گرفتی و مسئله برایت شخصی شده. لطفا ارامش خودت را حفظ کن

عمرمحمدی : سلام قبل از هر چیز و روز به خیر Saeed دوم: پروژه مناظره ما تا بحال 127 شماره داشته و بیش از 70 نفر هم از گرایشات مختلف راست و چپ درش شرکت کردند.شما مناظره را اینجوری ببین.وقتی مساوی داری برای حرف سر موضوع مشخص. Saeed : سلام عزیز.روز شما هم بخیر

عمرمحمدی : باز هم شروع کردی، قیاس کشک به مشک ؟ سعید جان از دیگران مایه نگذار اینگونه درست نیست، جو سازی نکن می تواند در صد ها مورد حق با تو باشد، می تواند!! اما اینجا من دیدم تو با این کارت رفتار ناشایستی از خودت نشان دادی، ناشایست به لحاظ سیاسی اگر بتوان نامید Saeed سوم: شما در این مناظره کتبی که خودت هم منتشر کردی من را ضد سوسیالیزم و شارلاتان معرفی کردی. عیبی برای من نیست .این حرفها را سالهاست از انواع گرایشات راست و چپ ایرانی شنیده ام و با اینجور شانتاژها فقط فکر می کنم که زده ام توی خال! لذا شما به متدهایت ادامه بده و من با ارامش حرفهایت را هر جا ببینم نقد می کنم، حتی مشکل من با تو سر اداره جلسه نیست وگرنه از رویا غیاٍی ایراد می گرفتم عمرمحمدی : نه اصلا، رفتار تو ضد کمونیستی است، این اساس و کنهه نظرم است، مشکل من و تو از انجا ناشی می شود Saeed چهار: شما در مناظره ما و هم در این فیسبوک رسما گفتی استالین خوب بوده و سیستم بد بوده. متدی بسیار مضحک برای ارائه سوسیالیزم استالینی و شکست خورده که بدرد الان و اینده نمی خورد و نخ نماست.این یکی از تضادهای فکری ماست پنج: ایراد شما اینست که فکر می کنی کسی به ایدئولوژی تو نقدی کند „ضد کمونیست است“ چرا که تو خودت را مرکز کمونیزم می دانی و این ایراد دیگر تو و سایر گرایشات چپ سنتی ایرانی است. هر گدام خودشان را پیامبری مقدس می دانند

عمرمحمدی : من با سوسیال دمکراتهای ایرانی، ایران برو بیا، با سلطنت طلب ها با مجاهدین با راست ها و چپ ها بحث های گوناگونی داشته ام، فراوان، حداقل لیست برنامه های پالتاکی و تلویزویی ام به اندازه یک دفتر صد برگی می شود عمرمحمدی : من الان هم به صراحت روشن و دقیق می گویم، برایت هم نوشتم، در مقالاتم نیز نوشتم و دقیق و روشن می گویم، استالین ادم شرافتمند، خوب و قهرمانی بود، اما سیستمی که پیاده نمود و سازمان داد، جنایتکارانه بود، متاسفانه هیچکس به اندازه کسی که نمی خواهد بشنود کر نیست. به صرفت نیست بشنوی . Saeed شش: پیشنهاد من به شما اینست که با کمال ارامش شرکت خودت را در پروژه مناظره ادامه دهی و مرتب منطق قوی که داری جلو بگذاری. مناظره ما سر مقوله اتحاد تازه اغاز شده.که فکر نکنی الکی حرف زه ام Saeed استالین مفت چنگ شما .ارزانی شما. همانطور که با یک مسلمان نمی شود در مورد محمد و علی حرف زد با شما هم نمی شود منطقی سر استالین حرف زد اما می شود همین ارزیابی شما سر استالین را به مناظره ای تصویری تبدیل کرد و به جامعه نشان داد و اجازه داد مردم قضاوت کنند

عمرمحمدی : استالین اما سیستمی که پیاده نمود و سازمان داد جنایتکارانه بود، نه عزیز من، در این برنامه های تو شرکت نمی کنم و کسر شآن خودم و شخصیت سیاسی ام می دانم، من اینکار را نخواهم نمود، من اسب عصاری نیستم یا اسب سیرک، من یک انسانم و این شیوه رفتار غیر سیاسی تو را نمی پسندم. Saeed یعنی شما حاضر نیستی که در مناظره شرکت کنی؟ یعنی از مناظره جا زدی چون اسب عصاری نیستی؟ https://www.facebook.com/images/emo…

عمرمحمدی : اینهم از ان شیوه های رذیلانه ات است، من می گویم رفتارت ناشایست است، تو داری موش می دوانی، در عوض اینکه روی دلائلم تفکر نمائی، فرار به جلو می کنی، آنگاه من الم و بلم … اتفاقا همین الان تو و بقیه بورژوازی و ملا ها و سایر جنایتکاران تاریخ و سیستم بوروکراتیک سرمایه داری تان، سیستم استالین را دارید و دارند بکار می برید و جنایت می کنند، خود تو با فحاشی به استالین داری سیستم استالین را پیش می بری Saeed درک اقای محمدی اینست که مناظره یک سیرک است و شرکت کنندگان در مناظره اسب عصاری هستند! چرا؟ چون ایشان در مناظره مجبور است منطق بیاورد و اتفاقا همینجایش بدچوری لنگ است جناب عمر لطفا نشان بده من کجا به استالین „فحاشی کردم“؟ طبیعتا دروغ می گوئی طبیعتا!

عمرمحمدی : نه جناب سعید صالحی نیای عزیز شیوه برخورد تو با رفقات مانند رفتار در سیرک است و اسب عصاری، من باشم یا نباشم، البته اگر در مناظره های این چنینی می بودم، با تو همراهی می کردم، ناگفته، همانی می شدم که تو می خواهی، اما تو فکر میکنی دیگران از نوشته ها سر در نمیاورند و نمی فهمند، عملا با دروغگوئی و شارلاتانیزم مانند همان بچه پر رو ها به همه خوانندگان این سطور توهین می کنی، که با ان کارت، کوته نظری خودت، عجزخودت را به نمایش می گذاری، آنهم بشیوه گربه ای در سیرک که در برابر ائینه درونش شکل شیر به خود گرفته، به هرقیمتی با هر نوع رذالتی به دم خودش مدال می بندد. عمرمحمدی : رفتارت توهین امیز است، در عین ادب ظاهری غیر صادقانه ات Saeed اما مسلمانها هم همینند. با مسلمان بگوئی محمد چرا با دختر 8 ساله ازدواج کرد او می گوید: توهین نکن به حضرت..و بعد چند لیچار و بعد فتوای قتل!

عمرمحمدی : سعید جان تو از سر اجبار داری شارلاتان بازی در میاوری و دیگران دارند می خوانند و تو از سر ناتوانی عصبانی شده ای و اینگونه توهین امیز از یک ضرب المثل سوء استفاده می کنی Saeed حالا ببینیم „رفتارت توهین امیز است“ از کجا امد؟ عمر محمدی سعید صالحی نیا را شارلاتان نامید ضد کمونیست نامید گذاشت کنار بورژواها و ملاها و بعد گفت که اسب عصاری نیست که در مناظره شرکت کند.

عمرمحمدی : پس معلوم می شود نمی دانی چه می گوئی، و نمی دانی چه می نویسی، دوباره بخوان Saeed ببینیم „شارلاتان بازی“ چیست؟ اینست که سعید صالحی نیا مرتب از عمر محمدی می خواهد در مناظره شرکت کند و نظرات منورش را ارائه دهد.این نامش شارلاتان بازیست!

عمرمحمدی : سعید عزیز مستی ؟ فکر نکنم مست باشی، اما رفتارت مسخره است. سادیسم که نداری؟ البته امیدوارم نداشته باشی .شلوغ می کنی، مانند ماهی به قلاب گیر کرده نمی دانی چکار کنی عمرمحمدی : توضیح می دهم که رفقانیز ببینند Saeed دوم: „شارلاتان بازی“ یعنی فردی بگوید که استالین قابل دفاع نیست.

عمرمحمدی : رفتارت با سوسیالیزم و کمونیزم مملو از شارلاتان بازی است . روشن و واضح عمرمحمدی : رفتار با رفقائی که هم نظرت نیستند مانند من، توهین آمیز است و به یک سانسور چی واقعی تبدیل می شوی، دروغ گفتن نیز نوعی سانسور و کشتار حقیقت است که شغل اصلی ات است. Saeed سوم: „شارلاتان بازی“ یغنی سعید صالجی نیا می گوید که اختلافات سیاسی همواره خواهد بود و ایرادی هم نیست.انسان یعنی اختلاف و اشتراک. این حرف شارلاتان بازیست هر که بگوید „مست است“! بعد متهم می کنی بلد نیستی، ترور شخصیت و سیاسی هم می نمائی عمرمحمدی :سیاسی؟ خودت را سیاسی می دانی یا یک شارلاتان؟ اری این شیوه ها را من دهها سال است می شناسم، نخ نما شده اند . شارلاتان بازی را اختلاف سیاسی نامیدن خنده دار است . Saeed چهار: „سانسور چی“ اینست که از عمر محمدی حامی استالین بخواهیم بیاید در مناظره شرکت کند و ما منتشرش کنیم! این یعنی سانسور چی!

عمرمحمدی : آخر سر وقتی به قول خودت !! طرف را لهه و لورده نمودی!! از ویترینت یکی را نشان می دهی و می گوئی اینکارش کردم، ببینید بترسید ….هاهاها برنامه هایت، یک سیرک واقعی است. اما این بار دیدی که عمر محمدی کارت را زار نموده . عمرمحمدی : بعدش می کوشی ترور کنی، البته با خود ارضائی روحی Saeed پنج: عمر محمدی حامی استالین است که بزرگ سانسور چی بوده، اما سعید صالحی نیا بخاطر نقد او هم شارلاتانست و هم سانسور چی هم ضد کمونیست! اینها سطح فکری عمر محمدی بدون روتوش

عمرمحمدی : وافعا که، کسی که از بی مایگی مایه می گیرد یک رذل است، مقالات و نوشته هایم را بصورت کتبی خوانده ای، در همین بحث تکرار نموده ام و دیده ای، بازهم دلت می خواهد ای کاشکی اینگونه نمی گفت، می دانی چرا ؟ زیرا تو حقیقت جو نیستی و از سر عصبانیت و تنفر از کمونیزم و سوسیالیزم، تنفر از ازادی و برابری برای کارگران و زحمتکشان، انگار مواجب می گیری، مانند مامور و معذور، ناخود آگاه به اندازه کافی رفتار و مکنونات درونی و کینه شتری ات را رو می کنی، تازه روانشاسی هم خوانده ای، اگر نه ….مک کارتی خان، اری هستی… باز هم محض اطلاعت، برای هزارمین بار، استالین مانند تو و بورژوا ها جنایت کار بود، می فهمی یا نمی خواهی بفهمی، علت ان ؟ علت، برقراری سیستم بورکراتیک بورژوائی اش بود، یعنی همین هیرارشی حکومتهائی بورژوائی ملا اسلامی سرمایه داری های مورد علاقه تو، بود …اما متاسفانه، به خاطر کینه شتری ات نسبت به برابری و سوسیالیزم….، هیچ کس به اندازه کسی که نمی خواهد حالی شود کر، و کور و ناحالی نیست، واقعآ که عمرمحمدی : نوشته ها که موجود اند، چرا جرات مناظره دونفره نداری، و چرا بحث سوسیالیزم اری یا نه را به بحث استالین تبدیل می کنی؟ می دانی چرا؟ زیرا انجا لجنزار است و تو از لجن مایه می خواهی بگیری؟ خودت چیزی نداری، برای اینده بشریت هم که مخالفی، به همین خاطر همراه با بورژوازی راه افتاده ای ؟ دستت که رو شده است، بس کن!! این حداقل شرافتمندی است، Saeed شش: اما سعید صالحی نیا „تروریست است“ چرا؟ چون استالین را نقد کرد .اما استالین ادم خوبیست و بزرگترین سازمان تروریستی علیه مخالف را نساخت هر که بگوید شارلاتانست ضد کمونیست است و تروریست! اینهم ادعای عمر محمدی!

عمرمحمدی: بعدا همین موضوع کهنه خواهد شد، بیا من استالینست را شکست بده، تا عصبانی شوم و کاسه کوزه ها را بشکنم، به همین خاطر، روشن و واضح این سئوال من است، سوسیالیزم اری یا نه ؟ کدام سوسیالیزم ؟ چه نوع سوسیالیزمی ؟ Saeed هفت: عمر محمدی مدعی است که من „جرلات مناظره دو نفری را ندارم“ اینهم ادعای بامزه دیگرش!

عمرمحمدی : جرات نداری، می ترسی، زیرا روشن می شود که تو بشدت انجام وظیفه یک مامور ضد کمونیستی را داری هن و هن کنان پیش می بری Saeed برای اینکه نشان دهم جرات داشتم چند مناظره دو نفری را با گرایشات مختلف اینجا می گذارم: https://www.youtube.com/watch?v=XVx3FdJykSo&index=1&list=PLhFhqB5TF-vo2CXwCAiCKLbdoBlhYgxG8

عمرمحمدی : نه اون کلوچه های قندی نوش جانت همین اینجا از تو می پرسم و در نرو تو به حکومت کارگران، به دیکتاتوری پرولتاریا، یا همان دمکراسی کارگری آیا اعتقاد داری ؟ عمرمحمدی : اصلا و ابدآ Saeed https://www.youtube.com/watch?v=aFj3CnHVSvU&feature=youtu.be عمرمحمدی : این کلوچه های قندی را خودت نوش جان کن برایت بد نیست عمرمحمدی : روشن و واضح بگو، باور کن اگر اینگونه باشد، از همین الان به شرکت در مناظره هایت اعلام امادگی می نمایم عمرمحمدی : ایا تو به دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر، یعنی حکومت کارگران اعتقاد داری ؟ آیا تو به حکومت کارگران به دیکتاتوری کارگران، یعنی دمکراسی کارگران و زحمتکشان اعتقاد داری ؟ حکومت دیکتاتوری طبقاتی کارگران یعنی دمکراسی کارگری را قبول داری ؟ عمرمحمدی : مسلما نه، مشکل تو در این نقطه است، آنوقت من استالینیستم و جنایات استالین را به پای من می نویسی، یعنی کم میاری و از بی مایگی باز هم مایه می گیری، یعنی رذالت کار تو است . Saeed https://www.youtube.com/watch?v=aFj3CnHVSvU&feature=youtu.be Saeed اما برسم به دور بعدی مناظره کتبی با عمر محمدی که در همین دیوار به سعید صالحی نیا گفت شارلاتان سانسور چی ضد کمونیست و غیره!

عمرمحمدی :آری این رفتار تو است، بدینوسیله امضا می کنم Saeed اول: ایشان مثل سایر شیفتگان ایدئولوژی وارد فاز „قبول داری“ ؟ باور داری شده.من نزدیک 38 سالست این روانشناسی را می شناسم.دلم واقعا برای عمر محمدی می سوزد!

عمرمحمدی : نه، دلت برای خودت بسوزد، که سوراخ موش برایت عمارت لئوئی پانزدهم شده Saeed دوم: „دیکتاتوری طبقه کارگر“ یک ابزار تبلیغاتی برای دیکتاتورها مثل استالین مثل لنین مثل مائو مثل انورخوجه و سایر دیکتاتورها بوده.توجیه برای ساختن حکومت پلیسی

عمرمحمدی : پس بنابراین ارام ارام روشن می نمائی، که در تو حتی تمایل به سوسیالیزم کارگران و زحمتکشان هم نیست، اما داری تلاش می کنی، عرق می ریزی، تیجه منطقی این گفته بدون بیان کلمه ای اضافی، داری یا مفت کار می کنی، یا شاید مواجب می گیری، تو که روانشاسی خوانده ای می دانی چه می گویم. به نظر من این همه تناقض در رفتارت از انجا ناشی می شود، درخوش بینانه ترین حالت، حداقلش این است ادم صادقی نیستی . وگرنه بدون اعتقاد ؟ شب و روز زحمت کشیدن ؟ گربه هم حتی برای رضای خدا موش نمی گیرد . عمرمحمدی : اساسا ایا اعتقاد داری که اساس سیستم های اجتماعی با دارا بودن سیستم های حکومتی، پلیس و زندان و ارتش و دادگاه و تمامی نهاد های سرکوبگر، نشان دیکتاتوری طبقاتی است یا نه؟ تو طرفدار کدام یک و نوع و سیستمی هستی؟ Saeed سوم: اینکه من „اصول دین“ عمر محمدی“ را قبول دارم یا ندارم هیچ ربطی به موضوع این مناظره ندارد.ایشان از شاخه به شاخه می پرد بلد نیست مناظره کند Saman Dory دیکتاتوری پرولتاریا غلط است، دمکراسی پرولتاریا من میگویم

عمرمحمدی : درجامعه ای که دولت وجود دارد ایا دولت طبقاتی است یا غیر طبقاتی ؟ Saeed چهار: موضوع این دیوار بحث سر اصول دین نیست.مسلمان جماعت هم همینست.موضوع این بحث مشخص شرکت شما در مناظره است.فضائی که ما ساختیم و همفکران شما بلد نشدند بسازند

عمرمحمدی : درست است سامان عزیز، کاملا درست می گوئی، دمکراسی پرولتاریائی Saeed پنج: چپی که شما بهش تعلق داری هرگز نتوانسته مخالفش را تحمل کند. این واقعیت تاریخ است.فقط مربوط به استالین هم نیست،

عمرمحمدی : دین مال تو، من رفتار مذهب گونه با کمونیزم و سوسیالیزم، مذهب کمونیزم و سوسیالیزم را از خود انگلس خوانده ام و یاد گرفته ام، آنها آنرا از ابتدا نقد نموده اند . خمکار تو نیست. عمرمحمدی : نه ابتدا بفرما، تو برای دمکراسی و حکومت کارگری مبارزه می کنی یا برای حکومت و دمکراسی بورژوائی ؟ Saeed شش: لذا من وارد مناظره سر اصول دین تو نمی شوم.اما برسم به „دعوت تو“

عمرمحمدی : کدام یک از دمکراسی ها را ارجح می دانی؟ Saeed هفت: همانطور که گفتم مناظره ما سر موضوع اتحاد هست.این کار جمعی ماست.امیدوارم تو در این مناظره شرکت کنی عمرمحمدی: دمکراسی بطور کلی؟ یا دمکراسی کارگری ؟ یا دمرکراسی بورژوائی؟ کدام یک؟ برایم بگو ایا تو به دمکراسی پرولتاریائی اعتقاد داری؟ برای آن مبارزه می کنی؟ و آنرا ارجح می دانی؟ و هر جور که خودت ترجمه می کنی، ایا در ان راستا هستی یا نه؟

Saeedهشت: در مورد مناظره دو نفره سر هر موضوعی که دوست داشتی به خانم رویا تماس بگیر .ایشان امیدوارم برنامه بریزد بطور جدا از پروژه اصلی در خدمتت خواهم بود! همانطور که دیدی خیلی ها امدند و رفتند شما امیدوارم بمانی و منطق پر قدرت خودت را نشان دهی !

عمرمحمدی:من می پرسم ایا دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا را قبول داری؟ ایا برای دولت کارگران و زحمتکشان مبارزه می کنی یا فقط حرف زدن و اب جویدن است، تو می خواهی حتما من در مناظره های سیرک مانندت شرکت نمایم . ابتدا بگو انجا کجاست؟ که باید در آن قدم رنجه فرمایم …. روشن کن …. با چه کسی طرفم ؟ چه اصراری داری که حرف نزنی ولی من بیایم‌؟ مگر به سیرک می روم، تازه به سیرک رفتن با باغ وحش نباید اشتباه گرفته شود . اما در اینجا تو بازهم نمی بینی و نمی شنوی . ایا تو طرفدار دمکراسی کارگری هستی یا نه؟ دولت کارگران و زحمتکشان؟ آری یا نه ؟ …مسلما نه !! وگرنه، گفتن یک اری و نه زیاد سخت نباید باشد . Saeed اما فقط برای مقدمه روی این اصول دین تو چند نکته می گویم: اول: من برای ازادی طبقه کارگر و جامعه مبارزه می کنم نه دیکتاتوری دوم: لفظ دیکگتاتوری پرولتاریا را نادرست و ابزاری می بینم که در تاریخ جنایت افریده

عمرمحمدی: درست است دمکراسی کارگری، بازهم با کلمات بازی نکن، ازادی از چی؟ در دفتر تو و سایر در زروق پیچیده شده ها، معنی ازادی همان دمرکراسی بورژوائی نیست ؟

عمرمحمدی: شغل من ماندن و از جا کندن است، اما هر چیزی اصولی دارد، من عمر دیوانه ای هستم بقول مادرم، که ترسی ندارم نه از یاد گیری و نه از شکست، خیالت را راحت کنم. Saeed سوم: طبقه کارگر دیکتاتوری لازم ندارد ازادی لازم دارد .البته تو این را نمی فهمی سخت است حامی استالین خوبه هستی! عمرمحمدی: آزادی کارگران از چی ؟ چرا با کلمات از سر ناچاری بازی می کنی؟ اما باید بدانم با چه کسی طرفم Saeed چهار: برای اینکه بفهمی با کی طرفی برو سایت من را بخوان البته بیش از 1000 مقاله هست شاید خسته بشی

عمرمحمدی: با دویست هزار مقاله و مطلب از سوی تو، تو برای من یک ضد کمونیست و ضد طبقه کارگری، قبل از رفتنم به مدرسه با موضوعات علمی سرو کار داشته ام و بچه کودکستانی نیستم که از مقاله حرف می زنی، اتفاقا به لحاظ روانشناسی بدینوسیله ترس درونی ات را به من نشان می دهی، چونکه من نوشتم دو هزار مطلب نوشته دارم، و حتما دیده ای و موضوعاتی را خوانده ای و در مقابله با این موضوع، در اینجا از ترس داری منم منم می کنی، نشانی از ترس درون، ترس از لو رفتن ات است. بازهم اشکالی ندارد من با سوسیال دمرکراتهای ایرانی و مجاهدین و حتی سلطنت چی ها و سایر رفقای چپ و کمونیست، بسیار بحث ها داشته ام . با ادمهای واقعآ ناحالی و با ادمهائی که خود را به ناحالی بودن و بیلمز بودن می زنند، زیاد سر و کار داشته ام Saeed http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی

عمرمحمدی: سعید جان تو داری اما گندم نما و جو فروشی می کنی، یعنی کلک مرغابی را به من میخواهی بزنی که نمی شه، این چپق را نمی شه نوش جان نمود، توتونش تند است، به صرفیدن های پیاپی و احتمالآ به گ….ن وا می دارد، به هر دری می زنی و راه در رو نداری، از یک جمله حتی … توان در رو نداری . حکومت کارگران اری یا نه ؟ این یک کلمه را جواب نمی توانی بدهی بعد هارت و پورت می کنی . نوشته به رخم می کشی؟ تا شاید بترسم . Saeed پنج: برای تو؟ اصلا اهمیتی ندارد „برای تو“ من چه هستم!

عمرمحمدی: برای من مهم نیست کی و چی هستی، من با یک نظر روبرویم، نظر و تفکری که در صالحی نیا (( شاید بتول یا اقدس)) تبلور یافته و که دارد موش می دواند. تا شاید از دستم در برود . Saeed شش:تو اما داری گند تاریخ کمونتیزم شکست خورده را از فاصلاب بیرون می کشی و می خواهی دوباره بفروشی!

عمرمحمدی: دوباره عصبی شدی؟ کدام گند ؟ روشن بگو ، اینهم از دستت در رفت ؟ از آتش فشان درونی ات بود ؟ عمرمحمدی: کدام گند کمونیزم؟ دیدی بروشنی بیان می کنی، از دستت در می رود!! عمرمحمدی: آیا کمونیزم گند تاریخ است ؟ آنوقت من در کنار تو بنشینم، در آنصورت، آیا من گند نزده ام؟ الوده نشده ام ؟ ایا کسر شان من نیست؟ با تو حرف بزنم و بگو بخند داشته باشم؟ شرمم باد…. Saeed فکر کنم بهتر است بروی سایت من را دقیق بخوانی و با عقل و منطق بیائی .اما در مورد مناظره دو نفره با خانم رویا غیاثی تماس بگیر. هر از چند بار ما تفریح هم لازم داریم.من بتو قول می دهم که از خحالتت در ایم و به جامعه فرضت دهم یکبار دیگر تهی بودن دست حامیان استالین را ببیند.

عمرمحمدی: باز هم در رفتی ؟ تو نیز درست مانند همان بچه پر رو بچه مزلف، فخرارا …. صدای امریکا رفتار می کنی و هستی عمرمحمدی: کدام گند کمونیزم تاریخ؟ ایا کمونیزم و تلاش برای سوسیالیزم گند تاریخ است ؟ چرا مرتب کنترلت را از دست می دهی؟ تهت باد می دهد، کدام گند کمونیزم؟ Saeed دوم: کمونیزم استالینی و مائوی گند بود باید شکست می خورد.کمونیزم مبتنی با دیکناتوری پلیسی باید سقوط می کرد

عمرمحمدی: هاهاهاها اینجا را داری وصله پینه می کنی، اما نمی شه، تیر از کمان پرید، برای روشن شدن قضیه، ایا به سوسیالیزم و حکومت کارگران اعتقاد داری؟ اساس گند استالین و تو و بورژوا ها، در آن نقطه لجنزار سیستم سرمایه داری است، حکومت حزبی و فردی بنام کارگران، آیا تو برای حکومت طبقه کارگر برای ان می جنگی؟ در آین مسیر هستی؟ با هر تعبیری که خودت قبول داری فرموله کن، آیا حکومت طبقه کارگر را قبول داری ؟ چرا نام گند کمونیزم را بکار می بری اگر منظورت این نبود؟ که دروغ می گوئی عمرمحمدی: چرا عصبانی می شوی؟ وقتی دردت می گیرد، اینگونه درونت را بیرون می ریزی؟ بعد می نمایی که دیگران عصبی شدند و کاسه کوزه شکستند، اما می بینی این عمر از اونها نیست، فلان فلان شده خیلی چغر است Saeed صدها هزار کمونیست انقلابی در مبارزه با استالین کشته شدند، انگار این اقا عمر تازه بیدار شده! عمرمحمدی: هاهاها به این می گویند شارلاتانیزم و گرد و خاک به پا کردن و در رفتن و فحاشی Saeed لذا تلاش برای سوسیالیزم از گند اب کمونیزم پلسیسی و دیکتاتوری عبور کرده امثال عمر محمدی خوابند!

عمرمحمدی: بازهم تلو تلو خوردی ؟ من از استالین و شیوه سازماندهی جنایتکارانه استالین، جدا از مجموعه مقالات و تجزیه و تحلیل ان سیستم و مقایسه اش با دولت نوع کمون مارکس و تقبیح شیوه سازماندهی بلوک شرقی استالینی که حداقل ده مقاله دارم، در همین اینجا نیز در همین صحبتهای امروزمان برایت نوشتم، کمی بالاتر برو بخوان، اما چون چیزی برای گفتن نداری و انبار خالی است، از سر ناچاری به کاهدان می زنی، باز هم به چیزی چسبیده ای که از بی مایگی ات مایه گرفتن است. عمرمحمدی: بگو لطفا در نرو کدام گند کمونیزم؟ همین الان نوشتی Saeed بحث کامل شد! اق عمر خواست دو نفره مناظره کنه که همینجا چند دور کتبی انجام شد و خواننده قضاوت می کند. با خانم غیاثی تماس بگیر و حتما خدمتت خواهم بود! فعلا برو سایت من را بخوان „اشنا شو“

عمرمحمدی: در نرو چرا در می ری ؟ کدام گند کمونیزم ؟ باز هم دیدی چپقش تند است به صرفیدن و …دن افتادی ؟ Saeed لذا تلاش برای سوسیالیزم از گند اب کمونیزم پلسیسی و دیکتاتوری عبور کرده امثال عمر محمدی خوابند.

عمرمحمدی: می خواهی نقش عدس بازی کنی، به لپه تبدیل می شی، دمر می افتی توی کاسه … نمی شه … من از استالین و شیوه سازماندهی جنایتکارانه استالین در همین اینجا برایت نوشتم، اما چون چیزی برای گفتن نداری و انبار خالی است باز هم به کاهدان زدی و می زنی، سوراخ موش برایت عمارت شاهان زمان فئودالیسم است، به چیزی چسبیده ای که از بی مایگی خودت و استالین مایه گرفتن است عمرمحمدی: بگو لطفا در نرو، کدام گند کمونیزم ؟ همین الان نوشتی Saeed افهان! همان استالین شیوه جنایتکارانه داشت اما „ادم خوبی بود“! عجب!

عمرمحمدی: این موضوع را در روانشناسی حتمآ خوانده ای، کسی که در تمام عمر به زبانی دیگر، غیر از زبان مادریش، حرف زده باشد، وقتی درد شدیدی می گیرد، داد و فریاد هایش به زبان مادریش خواهد بود، زیرا عمیق ترین احساسات و عواطفش به همان زبان مادریش شکل گرفته است، تو که روانشاسی خوانده ای، که اطمینان دارم در آنجا نیز شیوه های جنگ روانی در مباحث، بیشتر بهت چسبیده، که البته در اینجا در برابر من کم میاری، زیرا من زمانی که کودک کلاس سوم مدرسه بودم، پدرم از روانشاسی و بازتاب های شرطی پالوف برایم می خواند و توضیح می داد، تو این نوع جنگ روانی را به خوبی می شناسی، البته برای من نیز روشن است، اما، برای خوانندگان این سطور می نویسم، که تو با این جملات و نظریات ضد کمونیستی ات، کنهه خواست درونی ات را علیرغم میل باطنی ات بیرون دادی، نه یک بار بلکه دهها بار و ازت می پرسم اگر اشتباه لپی هم می بود، خوب ادم می تواند اشتباه کند، اما تو در می ری یعنی ترسو هم هستی. از بیان عقایدت شرم داری. بی شهامت نیز هستی.

عمرمحمدی: تو که همین الان نوشتی گند کمونیزم و عصبانی شدی و بیرون دادی انچه که در نظر داری، ایا می تواند یک اشتباه لپی بوده باشد ؟ Saeed استالین ادم کشت قتل عام کرد اما ادم خوبی بود! مثلا؟ خمینی و هیتلر و مائو؟ اینها همه خوب بودن سیستمشان بد بود! عمرمحمدی: برو دوباره بخوان برو مقالاتم را بخوان، که البته این حرف، برایت یاسین خواندن است، اما برای خوانندگان این سطور می نویسم، استالین، هیتلر، لنین، محمدرضا شاه، کارل مارکس، خمینی و خرخلالی و تو و من یا هر انسانی، نه خوب اند نه بد، زیرا انسان محصول وراثت و محیط است، ما انسان خوب و مقدس و یا انسان بد و شیطانی نداریم، این سیستم ها هستند تعین کننده اساس شخصیت و فرهنگ و روابط انسانها را رقم می زنند، انسان در چار چوب سیستم های اجتماعی شان ازاد و رها هستند، ازادی به معنای واقعی در آن چارچوب معنا دارد، یک جامعه فرهیخته انسانهای فرهیخته و با فرهنگی دارد، آزادی نیز بیشتر است، سیستم استثمار و توحش ملا و سرمایه و مذهب نیز دروغگو شارلاتانهای دارد که تو باید به آنها بگوئی زکی . Saeed اتفاقا گند کمونیزم دیکتاتوری را از روی عصبانیت نگفتم با ارامش می گویم و خواهم گفت اق عمر

عمرمحمدی: در ثانی ایا تو برای دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر، آیا مبارزه می کنی؟ بدون هیچ اعتقادی؟ یا به دمکراسی پرولتری که وسیع ترین دمکراسی است اعتقاد داری؟ برایش مبارزه می کنی یا نه ؟ اینرا نفرمودی، اگر عصبانی نشوی برایت خوب است . پس گند کمونیزم ….برای من کافی است که تو کی هستی ، بقول استالین که زیاد دوستش داری می گوید، برای دیروزت ممنون امروز چه می فرمائی …. یعنی همان علم سیاست را با این سادگی و روشنی بیان میکند. و چون تو در مسائل نظری تابع قانون همه یا هیچ هستی، مذهبی هستی، با یک صلوات مسلمان می شوی و با یک چس وضویت بر باد می رود، و طرفدار سرمایه با تمامی وجود می شوی. Saeed لذا؟ بجای دعوای سنتی روی اصول دینت لطفا با خانم رویا غیاقی تماس بگیر و مطمئن باش من از امثال شما برای رشد فرهنگ سیاسی بسیار استفاده کردم و خواهم کرد.مواظب باش بعدا نگی اسب سیرک بودی! مسئولیتش را بپذیر!

عمرمحمدی: پس یعنی تو ناراهن نیستی، در کمال ارامش هم توهین می کنی و هم دیگران عصبانی اند، هاهاها واقعآ که دروغ شاخ و دم نیست Saeed منتظر خواهم ماند موضوع: استالین و خوبیشهایش“ را در یک مناظره دو نفره انجام دهیم و منتشر کنیم. شما این مناظره ما را به سازمان „متبوعت“ بده منتشر کند چون اونها سانسور چی نیستند، اما ما هستیم! عمرمحمدی: من نیز می توانم بگویم که تو اسب سیرک و دلقک سیرک بورژوازی هستی، ظاهرا، لباس سرخ زرورقی شبیهه به رنگ پرچم بورژوازی اما لباس کمونیستی در بر داری، خش خش کنان در سیرک ادای میمون در میاری راه می روی و در این میان داری هارت و پورت می کنی، با یک شمشیر سرخ پلاستیکی در دست، بچه های مدرسه ای کودکستانی را می خندانی عمرمحمدی: ایا این شیوه حرف زدن درست است؟ شایسته است؟ اصلا و ابدا عمرمحمدی: اگر من در صحبت هایم جدی هستم، می توانم نمایشنامه های کمدی هم بنویسم، خیالت راحت باشد Saeed شما گفتی ما سانسور چی هستیم چون از تو دعوت کردیم در مناظره شرکت کنی.اما سازمان تو سانسور چی نیست! لذا متن مناظره های ما منجمله کلیپ مناظره ما را بفرست سازمان „متبوع“ منتشر کند جون اونها سانسور چی نیستند اخه! عمرمحمدی: این نحوه رفتار تو، به چپ زدن از راست برداشت نمودن، مخصوص تو است، زرنگ بازی قندلی و سرکار استواری است . اری تو از نوشته های من انچه را که دوست داری بر می داری بقیه مطلب را قیچی می کنی، تا شاید نتیجه دلخواهت را هرچند موقت بتوانی بگیری روشن عرض کنم، واضح، در ادبیات و کار فکری و حقیقت جوئی و حقیقت گوئی، این رفتار غیر شرافتمندانه است که تو مدام کارت این است، شغلت است. Saeed دوم: تو خودت گفتی که اسب سیرک نیستی! من نگفتم.حالا هم گفتم با خانم رویا غیاقی تماس بگیر تا ترتیب مناظره دو نفره را بدهد و بعدا هم نگو اسب سیرک شدی! خیر اسب سیرک نخواهی شد زور نگو

عمرمحمدی: بعد بر ان مبنا می گوئی عمر طرفدار استالین است، در صورتیکه نوشته های من در نقد شیوه سازماندهی استالینی در میان چپ های بلوک شرقی و تمامی سازمانها بی هویت سیاسی به لحاظ سازمانی است، نه ایدئولوژیک Saeed بعدش؟ کلیپ ما را بفرست „سازمان متبوع“ اونجا ازادانه منتشر شود اخه من سانسور چی هستم استالین و تو و سازمانت نیستین!

عمرمحمدی: نه، رفتار تو با دیگران شباهت دارد به رفتار سیرک و اسب سیرک، من یکی در این بازی ها نیستم، بازهم برداشت خودت را از سر ناچاری برعکس نهادی، حتی اگر یک ذره حسن نیت داشتی حتی، که این انتظار از کسانی مانند تو بیخود است، اما اگر تو سعی در روشن شدن موضوعات داشتی، بر ان مبنا تفاهم داشتی، به گونه ای دیگر رفتار می نمودی، کما اینکه با بورژوازی و دوستان طرفدار سیستم سرمایه داری ات انگونه هستی، زیرا می دانی که ایده های انسانها نسبت به زبان و ادبیات بسیار سریعتر رشد می نمایند و گسترش می یابند …. اما تو حتی در این زمینه نیز بی باروتی … به همین دلیل دنبال بی مایگی هستی. از هر کلمه ای چیزی می سازی بدون اینکه فکر کنی که موضوع به شکل کتبی نوشته شده است زمان پیامبران نیست یکهر کسی چیزی بگوید و مردم عوام باور نمایند و به جان هم بیفتند . رفتار تو در این زمینه در حد ملا های زمان برده داری و فئودالیسم است . بیخود نیست به بورژوازی چسبیده ای . Saeed تو مرتب می گی استالین خوبه! مشکلت اینه که استالین خوبه اما ..قبول می کنی که ..خوب این یکی از تضادهای فکری توست. تو یک جعبه تضاد هستی.کمونیزم تو یک پاش تو استالینیزم گیر هست

عمرمحمدی: هاهاهاها باز هم کم اوردی؟ کمبود داری، کم میاری بعد در می ری، یک نوشته را یا در مغزت می توانی صد هزار بار آگرندیسمان کنی یا نوشته ای را ده هزاربار بخوانی، مانند تسبیح گرداندن ملا و صوفی ها، اما … اما اینکار دیوانه ات می کند، مانند عدس سر می خوری بالا و پائین می افتی، فکر می کنی در رفتی، اما نمی دانی در همین کاسه کوچک جای داری، این شیوه رفتار آخر سر دیوانه ات می نماید . Saeed ….منتظر مناظره خواهم ماند بای بای عمر خان! راستی ان اسمت را یک کاریش بکن! اخه عمر شد اسم؟ „محمدی“؟ بابا تو خارج هستی برو اسمتو عوض کن این نام تماما اسلامیست لازم نیست این نام را نگه داری عوضش کن! درست مثل اینه که یکی اسمشو خمینی بگذاره!

عمرمحمدی: باز هم داری از علم رونناسی ات سوء استفاده می کنی ؟ هاهاها اما به شکل بسیار مضحک و بیمزه ای، وای وای به جای بای بای، اما نگفتی نفرمودی، به سوسیالیزم یعنی دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا اعتقاد داری یا نه، یا شاید مفت درعرصه ای دیگر یا شاید مواجب برای کسی یا برای سوسیالیزم …. اینها بماند اگر لازم شد

عمرمحمدی:هاهاها من از سیرک نام بردم و تو بیاد شغلت افتادی

سعید صالحی نیا: عمر و محمد از خمینی کم نداشتن! تو اسمتو عوض کن یک اسم بهتر بگذار! چه می دونم : وقا یا صف یا حتی پولادین!

عمرمحمدی: این سعید که نام مستعار است، که بهتر از علی و عمر نیست، صالح هم که هستی یعنی نوکر خدا، نیا هم که یعنی جد اندر جد، تازه این نام مستعاری است، خودت انتخاب نموده ای ….کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی … هاهاها از این کودکستان، می زارم نگران نام من نباش، زندگی هست و فرصت ها فراوان

سعید صالحی نیا : خوب برو استراحت کن فکری بنام اسمت هم بکن! یکی تو فیسبوک بود می گفت کمونیسته بعد اسمش عبدلله بود! بهش گفتم این دیگه چه اسمیه کلی عصبانی شد! تو هم برو اسمتو عوض کن از این اغاز کن اخه عمر و محمدی شد اسم؟

عمرمحمدی: پس تجربه جنگ روانی هم داری؟ به همین خاطر اینگونه بچگانه رفتار می کنی، اما همانگونه که می بینی ادرست این دفعه اشتباه است، و بیش از انی که صداقتت را در بحث و روشنگری نشان دهی، سادیسم رفتارت را می نمایانی، بعد، از ان شارلاتانیزم نتیجه سیاسی هم می گیری ….قبل از هر چیز برو دکتر تو احتیاج به معالجه داری، فعلا کارت را انجام بده بعدا می بینی از نوع تو در این لجن زار سرمایه و گنداب تاریخ کم نیستند

Saeed ادم بنام عمر می اید چپ می شود؟ نباید اسم ادم حداقل ربطی به او داشته باشد؟

عمرمحمدی: همه نیز مدعی اند، همه کت و شلوار سبز و بنفش و ابی و سیاه و سرخ می پوشند، اما افکارشان مانند تو است، یکی هستند ….اساس ؟ زنده باد بورژوازی، زنده باد استثمار

Vahid Saeediیعنی می خواهم بگم هیچی تو به هیچیت نمی خوره از اسمت بگیر تا حمایتت ازاستالین….( عمرمحمدی: این نام واقعی تو است یعنی من اگر پدرم برایم نام انتخاب نموده، تو خودت این نام سعید صالحی نیا را برای خودت انتخاب نموده ای، بعد به من می خواهی اینگونه گیر بدی، چون بی باروت تیر در می کنی، که تیرمی شود تیزی، از این نقطه نیز فقط شارلاتانیزم و بی پرنسیپی تو مانند مگس ویز ویز می کند)

عمرمحمدی:خوبه!هاهاها بازهم داری سیرک بازی درمیاری، فکر می کنی جنگ روانی می کنی، بعدش تازه مانند بچه گربه ای در برابر ائینه مقعر بزرگ می شوی، حریف هم می طلبی، یعنی هم بازی می خواهی، زیرا به تنهائی بازی بی مزه ای داری، خودت را ببین، رفتارت چقدر بامزه است! من از سیرک نام بردم، تو یاد بازی در سیرک افتادی هاهاها اتفاقا در رینگ بوکس، تو حریف من نمی شی، من تو را برای کیسه بوکس می خواهم، تا به دیگران نشان دهم

Saeed پس…منتظره شرکت شما هم در مناظره سر اتحاد هم مناظره دو نفره خواهم بود.موضوع مناظره دو نفره استالین خوبه و استالین بده خواهد بود.بای بای عمر خان!

عمرمحمدی: خان خودتی اولآ، دوما با خود ارضائی سادیستی نمی توان به جنگ اندیشه با هر کسی رفت، مقداری بزرگ شو، حریف من کسی است که با وسایل شرافتمندانه برای اهدافی شرافتمندانه تلاش می نماید، دوما تو در اینجا باید دمکرات شوی، زیرا من نیز هستم، جامعه از دونفر به بالا است، تو بحث را تعین نمی کنی، و این شیوه رذیلانه را من نمی پسندم، ابتدا بحث سر سوسیالیزم اری یا نه ؟ بعد کدام سوسیالیزم ؟ استالینی؟ یا دولت نوع کمون؟ گند کمونیزم یعنی چی ؟ یا هرچی که توافق شد، این بحث را از همین اکنون برو یاد بگیر بعد بیا زیرا اینده ناله باری در انتظارت است، برای من، این نوع بحث را با شیطان و مک کارتی و هر ضد کمونیستی هم اری، مخلصم شاد و موفق باشی عزیز، از این عروسکها را هم در سیرکت داری ؟

شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ برابر با ۰۳ ژوئن ۲۰۱۷

بعد از تحریر و انتشار این نوشته : علاء…. :سلام مجدد بر دوستان گرامی. من همه ی حرفها و بحثها و دلایل و کل کلهای رفقا سعید و عمر را بدقت خواندم. آنچه دیدم این بود که متاسفانه رفیق عمر یک تناقض منطقی در حرفهایش بود. ایشان از استالین دفاع میکند درحالیکه از طرف دیگر او را جنایتکار میداند!! رفیق علا ی عزیز این تناقض در درک شما عزیز است که انسانها را فرد می بینی درست مانند پیامبران و رهبران و همین سعید عزیز، در صورتیکه انسانها محصول سیستم های اجتماعی شان هستند و در چار چوب همان محیط زندگی و جامعه شان ازادی دارند، هر چه سیستم انسانی تر ازادی بیشتر. عمرمحمدی: انسانها محصول سیستم های اجتماعی شان هستند، هیچ کسی مقدس نیست، و هیچ کسی شایسته اعدام نیست و بد نیست، نه شاه و نه هیتلر نه استالین و نه خمینی همانگونه هیچ کسی مقدس نیست . اگر این موضوع را متوجهه بشی، مطمئنا به گونه ای دیگر خواهد بود سیستم استالینی هم اکنون در سازمانهای چپ بلوک شرقی در شرق و غرب در ایران و اسیا و … دارد کار می کند ایا همه این کمونیستها و انسانها شرافتمند و جان بر کف، جنایتکار اند ؟ این را اگر جواب گرفتی می دانی شاید اینگونه نیست اشتباه از برداشت خود توست عزیز است، چون با عادات داری فکر می کنی طبق عادات رفتار و تفکر می نمائی، اینگونه برداشت هم می نمائی، این شیوه ای بسیار عوامانه است .

چرا یهودیان ثروتمنتدتر هستند؟

چرا یهودیان ثروتمنتدتر هستند؟
اینکه درصد ثروتمندان در بین یهودیان در آمریکا و اروپا بیش از سایر مردم است یک فکت غیرقابل انکار است. در انگلیس، متوسط در آمد خانوار یهودی تقریبا سه برابر متوسط در آمد خانوارهای غیریهودی است. در آمریکا نیز یهودیان ثروتمندترین اقلیت مذهبی هستند. چهل و شش در صد یهودیان آمریکایی درآمد سالیانه ای بیش از صد هزار دلار دارند در حالیکه این رقم برای دیگران 19 درصد است.
میلیاردرهای یهودی نیز نسبت به جمعیت آنان پرشمار هستند. از چهارصد ثروتمندترین فرد جهان (لیست فوربس در سال 2011)، 100 تن از آنان یهودی هستند از جمله آنان شخصیت های برجسته ای مانند جرج سوروس و مارک زوکر برگ هستند. همچنین یهودیان نفوذ زیادی در قدرت به خصوص نهادهای مالی آمریکا دارند. کافی است به بن شالوم اشاره کنیم که از سالهای 2006 تا 2014 رییس فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) بوده است. شرکت های غول چندملیتی بنیادا یهودی مانند گلدمن ساکس نیز که در سال 1869 تاسیس شد، از قدرت و نفوذ اقتصادی و مالی این اقلیت دو درصدی جامعه آمریکا خبر می دهد.

قدمت این تصویر از یهودی جماعت به عنوان افراد پول دوست، طماع، حقه باز و آب زیرکاه هم در جوامع مسیحی و اسلامی، قدمت چندصدساله دارد. بارها در طول تاریخ یهودیان قربانی حسادت از سوی مردم و نهادهای قدرت قرار می گرفتند. امروزه این تصویر کلیشه ای منفی از آنان بدتر هم شده است و آنها به صورت جماعتی مخفی، مرموز، لابیست تصور می شوند که اگرچه در سیاست نقش علنی ایفا نمی کنند، اما عملا با پول های خود جهان را اداره می کنند و شرکت ها و محافل آنان از جمله محافل صهیونیستی، تعیین کننده اصلی سیاست گذاری های آمریکا و حتی اروپا قلمداد می شود. این دست نظریات توطئه هم در بین مسیحیان و هم مسلمانان یهودستیز رایج است و شاید امروزه یهودستیزی مهمترین وجه اشتراک مسیحیت بنیادگرا و اسلام باشد.

پس یک نظریه پرداز یهودستیز برای تایید نظریه خود فکت های زیادی درباره محافل مخفی یهودی و ثروت افسانه ای برخی از یهودیان می تواند پیدا کند. ما در اینجا، سعی می کنیم با یک تحلیل عقلانی و تاریخی، دلایل ثروت یهودیان امروزی را نشان می دهیم. برای کوتاه شدن مطلب، از ارائه فکت های تاریخی خودداری می کنم. اگرچه برای هرکدام از این تحلیل ها می توان انبوهی از فکت آورد، اما بهتر است تمرکز ما در اینجا روی تحلیل عقلانی مسئله باشد. این می تواند تمرینی باشد برای ما تا تامل روی مسائل و تجزیه و تحلیل عقلانی را بیاموزیم. بدون این فکت های تاریخی گمراه کننده خواهند بود.

دلایل ثروت مندتر بودن یهودیان را می توان به سه دسته تقسیم کرد: 1. دلایل مادی و شیوه تولید 2. پیشامدهای تاریخی 3. ویژگی های مذهبی و اجتماعی خود جامعه یهودیان.

1.دلایل مادی و شیوه تولید: زمانی که فئودالیسم و شیوه تولید کشاورزی حاکم بود، دست یهودیان از زمین کوتاه بود. بنابراین یهودیان برای ارتزاق مجبور بودند به شیوه های دیگری خارج از چارچوب رابطه خان و رعیتی، متوسل شوند. همچنین قدرت سیاسی نداشتند و به ندرت یا به سختی می توانستند به دانشگاه و محافل علمی راه یابند. این امر اتفاقا یهودیان را بسیار فقیر و به لحاظ اقتصادی متزلزل می ساخت. بنابراین راه جایگزین آنها برای امرار معاش تجارت و پیشه وری بود. اما زمانه تغییر کرد و وقتی اروپاییان توانستند سرزمین های دوردست را تحت استعمار دربیاورند، تجارت اهمیت روزافزونی پیدا کرد، بنابراین شانس بیشتری برای یهودیان مهیا شد. سپس انقلاب صنعتی، مشاغل جدیدی را بوجود آورد و یهودیان طبیعتا آمادگی بیشتری برای استقبال از این تغییرات شتابان داشتند. به علت سرکوب، یهودیان از دیرباز به مشاغل موقتی، ناامن و ریسک پذیر عادت داشتند و البته می دانیم که این ویژگی هایی است که سرمایه گذار موفق باید آنها را در شغل خود بپذیرد.
ظهور سرمایه داری، اهمیت وام و نزول خواری را بیشتر کرد. این از دیرباز یکی از مشاغلی بوده است که یهودیان مجبور به انجام آن بوده اند. مسیحیان به شدت ربا و بهره را تقبیح می کردند. در یهودیت نیز چنین است، اما تاریخا یهودیان چاره ای جز این نداشتند. تصویر یهودی رباخوار و مال دوست از همین نقش تاریخی یهودیان به عنوان وام دهنده می آید. با این حال، این برای یهودی یک شغل بسیار ریسکی بود، زیرا آنها به سختی می توانستند از حمایت قانونی برخوردار شوند.
علت اشتغال یهودیان به الماس و سایر سنگ ها و فلزات گرانبها را نیز می توان با رجوع به شیوه تولید و نوع مالکیت توضیح داد. همانطور که گفتیم، دست آنها املاک و سایر مالکیت های نامنقول کوتاه بود. پس آنها مجبور بودند که ثروت خود را به فلزات گرانبها تبدیل کنند و البته انتقال این نوع مالکیت، در صورت بروز خطر و حمله که باعث مهاجرت ایشان می شد، راحت تر بود.
به طور خلاصه، تغییر شیوه تولید، یعنی رونق گرفتن تجارت، سرمایه گذاری و فعالیت های مالی، یکی از دلایلی بود که باعث شد بسیاری از یهودیان ثروت فراوان کسب کنند. افسانه و اتهام فاشیست ها مبنی بر اینکه سرمایه داری ساخته و پرداخته دست یهودیان است از همین جا می آید. مردم همزمان شاهد ثروتمندتر شدن یهودیان و ظهور سرمایه داری بودند.
2. با این همه، حتی تا سالها بعد از جنگ جهانی دوم، یهودیان آمریکا به سختی نماد ثروت و رفاه قلمداد می شدند. برعکس، بسیاری از یهودستیزان، یهودیان را کارگران سوسیالیست می دانستند و آنها را با کمونیسم و سوسیالیسم تداعی می کردند. بروز جنگ جهانی دوم، باعث مهاجرت عظیم یهودیان شد. کشتار یهودیان بدست نازی های آلمانی مانند یک فیلتر نیز عمل کرد، زیرا یهودیانی که ثروت بیشتری داشتند توانایی بیشتری برای مهاجرت و فرار داشتند و بقا یافتند. یهودیان فقیر از بین رفتند. از بین رفتن قوانین تبعیض آمیز طی جنبش مدنی دهه شصت در آمریکا، باعث شد که یهودیان فرصت های بهتری به دست آورند و البته در مقایسه با سیاه پوستان آمریکا، آنان ثروتمندتر بودند و بنابراین از رفع محدودیت های قانونی، سود بیشتری جستند. همچنین بسیاری از بازماندگان هلوکاست، تا سالها از دولت آلمان غرامت می گرفتند و این به رفاه آنان کمک کرد.
دلایل و پیشامدهای تاریخی زیادی هست که می توان وجود میلیاردرهای یهودی را به آن نسبت داد، اما در اینجا از ذکر آنها خودداری می کنیم تا به سراغ دلیل سوم برویم.
3. دلیل ثروت یهودیان این نیست که آنها نژادی باهوش هستند، اما مطمئنا جامعه یهودی ویژگی هایی دارد که باعث می شود بتواند تاحدی ثروت و رفاه آنان را توضیح دهد. مهمترین ویژگی حمایت ایشان از یکدیگر است. یهودیان از یکدیگر حمایت مالی و اطلاعاتی زیادی می کنند. مطابق آیین شان، آنها تشویق یا موظف هستند که به فقرای یهودی صدقه یا وام بدهند (tzedakah) و البته قویا توصیه می شود که این صدقه بدست فقرای یهود برسد و نه دیگران. این عادت یا رسم، حتی در بین یهودیان غیرمذهبی نیز رواج دارد و آنها نیز حمایت مالی زیادی از یکدیگر می کنند. مطمئنا یک یهودی ثروتمند، یک یهودی دیگر را برای همکاری ترجیح خواهد داد. حجم عظیمی از پول از ثروتمندان یهودی آمریکا به سازمان ها (سازمان های مردم نهاد، دانشگاه ها، بیمارستان ها و…) و خانواده های یهودی در اسراییل سرازیر می شود.
از دیرباز، یهودیان به تحصیل و توانایی خواندن و نوشتن اهمیت فراوان می دادند. یک دهقان مسیحی برای انجام فرایض و تعالیم مذهبی خود نیاز چندانی به سواد یا مطالعات احساس نمی کرد، زیرا کشیش ها و نهاد کلیسا این کار را برای وی انجام می دادند. فقط کافی بود او یکشنبه ها به کلیسا برود و به موعظه گوش بسپارد و دعا بخواند. اما برای یهودیان که تمرکز کمتری داشتند و دسترسی ایشان به نهادهای مذهبی محدودتر بود، نیاز به سواد برای خواندن متن مقدس لازم می آمد. مشخصا این باعث شد که از یهودیان تحصیل کرده، دانشمندان و متفکرین بزرگی ظهور کنند. البته می دانیم که تحصیلات بیشتر با درآمد بیشتر رابطه مستقیم دارد (دست کم در گذشته این رابطه قوی تر بود)

همه اینها، توضیح می دهد که چرا یهودیان، موذی و لابی گر و توطئه گر به نظر می آیند. یک میلیاردر یهودی را در نظر بگیرید. او مانند هر ثروتمند دیگری خواهان اعمال نفوذ است، اما حتی امروزه یهودیان شانس چندانی در عرصه سیاست و کسب آرای مردم ندارند. پس مسلم است که یهودیان مجبور هستند به صورت عناصر اقتصادی و مالی پشت سر سیاستمداران، ایفای نقش کنند. آنها مانند دیگر میلیاردرها و شرکت های چندملیتی، خواهان اعمال نفوذ در سیاست هستند تا منافعشان تامین شود. وجود دولت اسراییل و نیاز به حمایت آمریکا از این دولت، دلیل مضاعف دیگری برای این اعمال نفوذ است. هیچ جنبه اسرار آمیزی در این مسئله وجود ندارد. آنها در سیاست شانسی ندارند، پس همیشه عناصر اقتصادی پشت پرده باقی خواهند ماند. البته این میلیاردرهای یهودی که به شدت هوای یکدیگر را دارند، باید تقبیح و رسوا شوند. اعمال آنان محکوم است، اما ما هیچ نیازی نداریم که به ورطه یهودستیزی بیافتیم و البته باید حواسمان باشد که اجازه ندهیم نقد به دولت اسراییل یا شرکت های چندملیتی یهودی، با اتهام یهودستیزی خنثی شود.Amin Ghazaei

بحث و صحبتی دوم با سعید صالحی نیای ضد ازادی و برابری، ترسیده و از بحث در رو، رم نموده، از نور و روشنائی رمیده

بحث و صحبتی دوم با سعید صالحی نیای ضد ازادی و برابری، ترسیده و از بحث در رو، رم نموده، از نور و روشنائی رمیده

پس از انتشار این نوشتار، در ضمن کار و با خود فکر کردن، و غربال نمودن موضوعات … اگرچه در هنگام بحث با سعیدصالحی نیا نیز به آن رسیده ام و ازش پرسیدم، درمتن نوشته هست، اما این موضوع درذهنم تا این اندازه مجسم نشده بود، بقول کردها در شکمم به اندازه گوساله ای بزرگ شده است، که از خودم پرسیدم، سعید صالحی نیا ها که به سوسیالیزم و کمونیزم و طبقه کارگر و حکومت کارگری و رهائی استثمار شدگان کاری ندارند، که هیچ … در شرایط امروز که سرمایه داری حاکم است، اینها برای دفاع از همین سیستم، ضد طبقه کارگر و به نفع بورژوازی دارند هن و هن کنان عرق می ریزند … آیا این کارشان نمی تواند مانند سایر کانونها و انجمن ها و موسسات امپریالیستی و یا هزاران شکل از مزدوری امپریالیزم جیره و مواجب بگیرند …؟ ایا اگر غیر از این است، چرا مفت بر ضد طبقه کارگر تلاش می نمایند؟ در جهان ما، سرمایه داری که حاکم است، این سئوال هنوز در ذهنم مانند ویز ویز زنبور، همانند شک علمی دارد می چرخد …با خود بلند بلند حرف می زنم تا شاید شما رفقا و دوستان نیز بشنوید، و در این زمینه راهنمائی فرمائید. ایا کار این نوع دوستان، پروژه ای نیست؟ که از جائی باید بودجه ای بگیرند ؟ توجهه شما دوستان را به بخش دوم یا اول، متن مصاحبه کتبی من با سعید صالحی نیا جلب می کنم . عمرمحمدی

از متن بحث، عمرمحمدی: سعید جان بعدا همین موضوع کهنه خواهد شد، بیا من استالینست را شکست بده، تا عصبانی شوم و کاسه کوزه ها را بشکنم، به همین خاطر، روشن و واضح این سئوال من است، سوسیالیزم اری یا نه ؟ کدام سوسیالیزم ؟ چه نوع سوسیالیزمی ؟ Saeed اول: یادم می اید فردی بنام علیرضا بیانی که از فرقه „مارکسیزم انقلابی“ است در مناظره اول ما سر لنینیزم دچار همین مشکل شد. یعنی نمی توانست حرفهایش را متمرکز بگوید حاشیه می زد و احساس کرد به این خاظر „وقت کم اورده“ و مظلوم واقع شده! بعد از پایان مناظره یک هیاهوی تبلیغاتی راه انداخت که خوهان 10 ساعت حداقل مناظره شد! فکر می کنم شما هم مثل ایشان مناظره را با رینگ بوکس اشتباه گرفتی و مسئله برایت شخصی شده. لطفا ارامش خودت را حفظ کن

عمرمحمدی : سلام قبل از هر چیز و روز به خیر Saeed دوم: پروژه مناظره ما تا بحال 127 شماره داشته و بیش از 70 نفر هم از گرایشات مختلف راست و چپ درش شرکت کردند.شما مناظره را اینجوری ببین.وقتی مساوی داری برای حرف سر موضوع مشخص. Saeed : سلام عزیز.روز شما هم بخیر

عمرمحمدی : باز هم شروع کردی، قیاس کشک به مشک ؟ سعید جان از دیگران مایه نگذار اینگونه درست نیست، جو سازی نکن می تواند در صد ها مورد حق با تو باشد، می تواند!! اما اینجا من دیدم تو با این کارت رفتار ناشایستی از خودت نشان دادی، ناشایست به لحاظ سیاسی اگر بتوان نامید Saeed سوم: شما در این مناظره کتبی که خودت هم منتشر کردی من را ضد سوسیالیزم و شارلاتان معرفی کردی. عیبی برای من نیست .این حرفها را سالهاست از انواع گرایشات راست و چپ ایرانی شنیده ام و با اینجور شانتاژها فقط فکر می کنم که زده ام توی خال! لذا شما به متدهایت ادامه بده و من با ارامش حرفهایت را هر جا ببینم نقد می کنم، حتی مشکل من با تو سر اداره جلسه نیست وگرنه از رویا غیاٍی ایراد می گرفتم عمرمحمدی : نه اصلا، رفتار تو ضد کمونیستی است، این اساس و کنهه نظرم است، مشکل من و تو از انجا ناشی می شود Saeed چهار: شما در مناظره ما و هم در این فیسبوک رسما گفتی استالین خوب بوده و سیستم بد بوده. متدی بسیار مضحک برای ارائه سوسیالیزم استالینی و شکست خورده که بدرد الان و اینده نمی خورد و نخ نماست.این یکی از تضادهای فکری ماست پنج: ایراد شما اینست که فکر می کنی کسی به ایدئولوژی تو نقدی کند „ضد کمونیست است“ چرا که تو خودت را مرکز کمونیزم می دانی و این ایراد دیگر تو و سایر گرایشات چپ سنتی ایرانی است. هر گدام خودشان را پیامبری مقدس می دانند

عمرمحمدی : من با سوسیال دمکراتهای ایرانی، ایران برو بیا، با سلطنت طلب ها با مجاهدین با راست ها و چپ ها بحث های گوناگونی داشته ام، فراوان، حداقل لیست برنامه های پالتاکی و تلویزویی ام به اندازه یک دفتر صد برگی می شود عمرمحمدی : من الان هم به صراحت روشن و دقیق می گویم، برایت هم نوشتم، در مقالاتم نیز نوشتم و دقیق و روشن می گویم، استالین ادم شرافتمند، خوب و قهرمانی بود، اما سیستمی که پیاده نمود و سازمان داد، جنایتکارانه بود، متاسفانه هیچکس به اندازه کسی که نمی خواهد بشنود کر نیست. به صرفت نیست بشنوی . Saeed شش: پیشنهاد من به شما اینست که با کمال ارامش شرکت خودت را در پروژه مناظره ادامه دهی و مرتب منطق قوی که داری جلو بگذاری. مناظره ما سر مقوله اتحاد تازه اغاز شده.که فکر نکنی الکی حرف زه ام Saeed استالین مفت چنگ شما .ارزانی شما. همانطور که با یک مسلمان نمی شود در مورد محمد و علی حرف زد با شما هم نمی شود منطقی سر استالین حرف زد اما می شود همین ارزیابی شما سر استالین را به مناظره ای تصویری تبدیل کرد و به جامعه نشان داد و اجازه داد مردم قضاوت کنند

عمرمحمدی : استالین اما سیستمی که پیاده نمود و سازمان داد جنایتکارانه بود، نه عزیز من، در این برنامه های تو شرکت نمی کنم و کسر شآن خودم و شخصیت سیاسی ام می دانم، من اینکار را نخواهم نمود، من اسب عصاری نیستم یا اسب سیرک، من یک انسانم و این شیوه رفتار غیر سیاسی تو را نمی پسندم. Saeed یعنی شما حاضر نیستی که در مناظره شرکت کنی؟ یعنی از مناظره جا زدی چون اسب عصاری نیستی؟ https://www.facebook.com/images/emo…

عمرمحمدی : اینهم از ان شیوه های رذیلانه ات است، من می گویم رفتارت ناشایست است، تو داری موش می دوانی، در عوض اینکه فکر کنی روی دلیلم فرار به جلو می کنی، آنگاه من الم و بلم … اتفاقا همین الان تو و بقیه بورژوازی و ملا ها و سایر جنایتکاران تاریخ و سیستم بوروکراتیک سرمایه داری تان، سیستم استالین را دارید و دارند بکار می برید و جنایت می کنند، خود تو با فحاشی به استالین داری سیستم استالین را پیش می بری Saeed درک اقای محمدی اینست که مناظره یک سیرک است و شرکت کنندگان در مناظره اسب عصاری هستند! چرا؟ چون ایشان در مناظره مجبور است منطق بیاورد و اتفاقا همینجایش بدچوری لنگ است جناب عمر لطفا نشان بده من کجا به استالین „فحاشی کردم“؟ طبیعتا دروغ می گوئی طبیعتا!

عمرمحمدی : نه جناب سعید صالحی نیای عزیز شیوه برخورد تو با رفقات مانند رفتار در سیرک است و اسب عصاری، من باشم یا نباشم، البته اگر در مناظره های این چنینی می بودم، با تو همراهی می کردم، ناگفته همانی می شدم که تو می خواهی، اما تو فکر میکنی دیگران از نوشته ها سر در نمیاورند و نمی فهمند، عملا با دروغگوئی و شارلاتانیزم مانند همان بچه پر رو ها به همه خوانندگان این سطور توهین می کنی، که با ان کارت، کوته نظری خودت، عجزخودت را به نمایش می گذاری، آنهم بشیوه گربه ای در سیرک که در برابر ائینه درونش شکل شیر به خود گرفته، به هرقیمتی به دم خودش مدال می بندد. عمرمحمدی : رفتارت توهین امیز است، در عین ادب ظاهری غیر صادقانه ات Saeed اما مسلمانها هم همینند. با مسلمان بگوئی محمد چرا با دختر 8 ساله ازدواج کرد او می گوید: توهین نکن به حضرت..و بعد چند لیچار و بعد فتوای قتل!

عمرمحمدی : سعید جان تو از سر اجبار داری شارلاتان بازی در میاوری و دیگران دارند می خوانند و تو از سر ناتوانی عصبانی شده ای و اینگونه توهین امیز از یک ضرب المثل سوء استفاده می کنی Saeed حالا ببینیم „رفتارت توهین امیز است“ از کجا امد؟ عمر محمدی سعید صالحی نیا را شارلاتان نامید ضد کمونیست نامید گذاشت کنار بورژواها و ملاها و بعد گفت که اسب عصاری نیست که در مناظره شرکت کند.

عمرمحمدی : پس معلوم می شود نمی دانی چه می گوئی، و نمی دانی چه می نویسی، دوباره بخوان Saeed ببینیم „شارلاتان بازی“ چیست؟ اینست که سعید صالحی نیا مرتب از عمر محمدی می خواهد در مناظره شرکت کند و نظرات منورش را ارائه دهد.این نامش شارلاتان بازیست!

عمرمحمدی : سعید عزیز مستی ؟ فکر نکنم مست باشی، اما رفتارت مسخره است. سادیسم که نداری؟ البته امیدوارم نداشته باشی . عمرمحمدی : توضیح می دهم که رفقانیز ببینند Saeed دوم: „شارلاتان بازی“ یعنی فردی بگوید که استالین قابل دفاع نیست.

عمرمحمدی : رفتارت با سوسیالیزم و کمونیزم مملو از شارلاتان بازی است . روشن و واضح عمرمحمدی : رفتار با رفقائی که هم نظرت نیستند مانند من، توهین آمیز است و به یک سانسور چی واقعی تبدیل می شوی، دروغ گفتن نیز نوعی سانسور و کشتار حقیقت است که شغل اصلی ات است. Saeed سوم: „شارلاتان بازی“ یغنی سعید صالجی نیا می گوید که اختلافات سیاسی همواره خواهد بود و ایرادی هم نیست.انسان یعنی اختلاف و اشتراک. این حرف شارلاتان بازیست هر که بگوید „مست است“! بعد متهم می کنی بلد نیستی، ترور شخصیت و سیاسی هم می نمائی عمرمحمدی : اری این شیوه ها را من دهها سال است می شناسم، نخ نما شده اند . شارلاتان بازی را اختلاف سیاسی نامیدن خنده دار است . Saeed چهار: „سانسور چی“ اینست که از عمر محمدی حامی استالین بخواهیم بیاید در مناظره شرکت کند و ما منتشرش کنیم! این یعنی سانسور چی!

عمرمحمدی : آخر سر وقتی به قول خودت !! طرف را لهه و لورده نمودی!! از ویترینت یکی را نشان می دهی و می گوئی اینکارش کردم، ببینید بترسید ….هاهاها برنامه هایت، یک سیرک واقعی است. اما این بار دیدی که عمر محمدی کارت را زار نموده . عمرمحمدی : بعدش می کوشی ترور کنی، البته با خود ارضائی روحی Saeed پنج: عمر محمدی حامی استالین است که بزرگ سانسور چی بوده، اما سعید صالحی نیا بخاطر نقد او هم شارلاتانست و هم سانسور چی هم ضد کمونیست! اینها سطح فکری عمر محمدی بدون روتوش

عمرمحمدی : وافعا که، کسی که از بی مایگی مایه می گیرد یک رذل است، مقالات و نوشته هایم را بصورت کتبی خوانده ای، در همین بحث تکرار نموده ام و دیده ای، بازهم دلت می خواهد ای کاشکی اینگونه نمی گفت، می دانی چرا ؟ زیرا تو حقیقت جو نیستی و از سر عصبانیت و تنفر از کمونیزم و سوسیالیزم، تنفر از ازادی و برابری برای کارگران و زحمتکشان، انگار مواجب می گیری، مانند مامور و معذور، ناخود آگاه به اندازه کافی رفتار و مکنونات درونی و کینه شتری ات را رو می کنی، تازه روانشاسی هم خوانده ای، اگر نه ….مک کارتی خان، اری هستی… باز هم محض اطلاعت، برای هزارمین بار، استالین مانند تو و بورژوا ها جنایت کار بود، می فهمی یا نمی خواهی بفهمی، علت ان ؟ برقراری سیستم بورکراتیک بورژوائی اش بود، یعنی همین هیرارشی حکومتهائی بورژوائی ملا اسلامی سرمایه داری های مورد علاقه تو، بود …اما متاسفانه، به خاطر کینه شتری ات نسبت به برابری و سوسیالیزم، هیچ کس به اندازه کسی که نمی خواهد حالی شود کر، و کور و ناحالی نیست، واقعآ که عمرمحمدی : نوشته ها که موجود اند، چرا جرات مناظره دونفره نداری، و چرا بحث سوسیالیزم اری یا نه را به بحث استالین تبدیل می کنی؟ می دانی چرا؟ زیرا انجا لجنزار است و تو از لجن مایه می خواهی بگیری؟ خودت چیزی نداری، برای اینده بشریت هم که مخالفی، به همین خاطر همراه با بورژوازی راه افتاده ای ؟ دستت که رو است، بس کن!! این حداقل شرافتمندی است، Saeed شش: اما سعید صالحی نیا „تروریست است“ چرا؟ چون استالین را نقد کرد .اما استالین ادم خوبیست و بزرگترین سازمان تروریستی علیه مخالف را نساخت هر که بگوید شارلاتانست ضد کمونیست است و تروریست! اینهم ادعای عمر محمدی!

عمرمحمدی: بعدا همین موضوع کهنه خواهد شد، بیا من استالینست را شکست بده، تا عصبانی شوم و کاسه کوزه ها را بشکنم، به همین خاطر، روشن و واضح این سئوال من است، سوسیالیزم اری یا نه ؟ کدام سوسیالیزم ؟ چه نوع سوسیالیزمی ؟ Saeed هفت: عمر محمدی مدعی است که من „جرلات مناظره دو نفری را ندارم“ اینهم ادعای بامزه دیگرش!

عمرمحمدی : جرات نداری، می ترسی، زیرا روشن می شود که تو بشدت انجام وظیفه یک مامور ضد کمونیستی Saeed برای اینکه نشان دهم جرات داشتم چند مناظره دو نفری را با گرایشات مختلف اینجا می گذارم: https://www.youtube.com/watch?v=XVx3FdJykSo&index=1&list=PLhFhqB5TF-vo2CXwCAiCKLbdoBlhYgxG8

عمرمحمدی : نه اون کلوچه های قندی نوش جانت همین اینجا از تو می پرسم و در نرو تو به حکومت کارگران، به دیکتاتوری پرولتاریا، یا همان دمکراسی کارگری آیا اعتقاد داری ؟ عمرمحمدی : اصلا و ابدآ Saeed https://www.youtube.com/watch?v=aFj3CnHVSvU&feature=youtu.be عمرمحمدی : این کلوچه های قندی را خودت نوش جان کن برایت بد نیست عمرمحمدی : روشن و واضح بگو، باور کن اگر اینگونه باشد، از همین الان به شرکت در مناظره هایت اعلام امادگی می نمایم عمرمحمدی : ایا تو به دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر، یعنی حکومت کارگران اعتقاد داری ؟ آیا تو به حکومت کارگران به دیکتاتوری کارگران، یعنی دمکراسی کارگران و زحمتکشان اعتقاد داری ؟ حکومت دیکتاتوری طبقاتی کارگران یعنی دمکراسی کارگری را قبول داری ؟ عمرمحمدی : مسلما نه، مشکل تو در این نقطه است، آنوقت من استالینیستم و جنایات استالین را به پای من می نویسی، یعنی کم میاری و از بی مایگی باز هم مایه می گیری Saeed https://www.youtube.com/watch?v=aFj3CnHVSvU&feature=youtu.be Saeed اما برسم به دور بعدی مناظره کتبی با عمر محمدی که در همین دیوار به سعید صالحی نیا گفت شارلاتان سانسور چی ضد کمونیست و غیره!

عمرمحمدی :آری این رفتار تو است، بدینوسیله امضا می کنم Saeed اول: ایشان مثل سایر شیفتگان ایدئولوژی وارد فاز „قبول داری“ ؟ باور داری شده.من نزدیک 38 سالست این روانشناسی را می شناسم.دلم واقعا برای عمر محمدی می سوزد!

عمرمحمدی : نه، دلت برای خودت بسوزد، که سوراخ موش برایت عمارت لئوئی پانزدهم شده Saeed دوم: „دیکتاتوری طبقه کارگر“ یک ابزار تبلیغاتی برای دیکتاتورها مثل استالین مثل لنین مثل مائو مثل انورخوجه و سایر دیکتاتورها بوده.توجیه برای ساختن حکومت پلیسی

عمرمحمدی : پس بنابراین ارام ارام روشن می نمائی، که در تو حتی تمایل به سوسیالیزم کارگران و زحمتکشان هم نیست، اما داری تلاش می کنی، عرق می ریزی، تیجه منطقی این گفته بدون بیان کلمه ای اضافی، داری یا مفت کار می کنی، یا شاید مواجب می گیری، تو که روانشاسی خوانده ای می دانی چه می گویم. به نظر من این همه تناقض در رفتارت از انجا ناشی می شود، درخوش بینانه ترین حالت، حداقلش این است ادم صادقی نیستی . وگرنه بدون اعتقاد ؟ شب و روز زحمت کشیدن ؟ گربه هم حتی برای رضای خدا موش نمی گیرد . عمرمحمدی : اساسا ایا اعتقاد داری که اساس سیستم های اجتماعی با دارا بودن سیستم های حکومتی، پلیس و زندان و ارتش و دادگاه و تمامی نهاد های سرکوبگر، نشان دیکتاتوری طبقاتی است یا نه؟ تو طرفدار کدام یک و نوع و سیستمی هستی؟ Saeed سوم: اینکه من „اصول دین“ عمر محمدی“ را قبول دارم یا ندارم هیچ ربطی به موضوع این مناظره ندارد.ایشان از شاخه به شاخه می پرد بلد نیست مناظره کند Saman Dory دیکتاتوری پرولتاریا غلط است، دمکراسی پرولتاریا من میگویم

عمرمحمدی : درجامعه ای که دولت وجود دارد ایا دولت طبقاتی است یا غیر طبقاتی ؟ Saeed چهار: موضوع این دیوار بحث سر اصول دین نیست.مسلمان جماعت هم همینست.موضوع این بحث مشخص شرکت شما در مناظره است.فضائی که ما ساختیم و همفکران شما بلد نشدند بسازند

عمرمحمدی : درست است سامان عزیز، کاملا درست می گوئی، دمکراسی پرولتاریائی Saeed پنج: چپی که شما بهش تعلق داری هرگز نتوانسته مخالفش را تحمل کند. این واقعیت تاریخ است.فقط مربوط به استالین هم نیست،

عمرمحمدی :دین مال تو، من رفتار مذهب گونه با کمونیزم و سوسیالیزم، مذهب کمونیزم و سوسیالیزم را از خود انگلس خوانده ام و یاد گرفته ام، آنها آنرا از ابتدا نقد نموده اند . خمکار تو نیست. عمرمحمدی : نه ابتدا بفرما، تو برای دمکراسی و حکومت کارگری مبارزه می کنی یا برای حکومت و دمکراسی بورژوائی ؟ Saeed شش: لذا من وارد مناظره سر اصول دین تو نمی شوم.اما برسم به „دعوت تو“

عمرمحمدی : کدام یک از دمکراسی ها را ارجح می دانی؟ Saeed هفت: همانطور که گفتم مناظره ما سر موضوع اتحاد هست.این کار جمعی ماست.امیدوارم تو در این مناظره شرکت کنی عمرمحمدی: دمکراسی بطور کلی؟ یا دمکراسی کارگری ؟ یا دمرکراسی بورژوائی؟ کدام یک؟ برایم بگو ایا تو به دمکراسی پرولتاریائی اعتقاد داری؟ برای آن مبارزه می کنی؟ و آنرا ارجح می دانی؟ و هر جور که خودت ترجمه می کنی، ایا در ان راستا هستی یا نه؟

Saeedهشت: در مورد مناظره دو نفره سر هر موضوعی که دوست داشتی به خانم رویا تماس بگیر .ایشان امیدوارم برنامه بریزد بطور جدا از پروژه اصلی در خدمتت خواهم بود! همانطور که دیدی خیلی ها امدند و رفتند شما امیدوارم بمانی و منطق پر قدرت خودت را نشان دهی !

عمرمحمدی:من می پرسم ایا دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا را قبول داری؟ ایا برای دولت کارگران و زحمتکشان مبارزه می کنی یا فقط حرف زدن و اب جویدن است، تو می خواهی حتما من در مناظره های سیرک مانندت شرکت نمایم . ابتدا بگو انجا کجاست؟ که باید در آن قدم رنجه فرمایم …. روشن کن …. با چه کسی طرفم ؟ چه اصراری داری که حرف نزنی ولی من بیایم‌؟ مگر به سیرک می روم، تازه به سیرک رفتن با باغ وحش نباید اشتباه گرفته شود . اما در اینجا تو بازهم نمی بینی و نمی شنوی . ایا تو طرفدار دمکراسی کارگری هستی یا نه؟ دولت کارگران و زحمتکشان؟ آری یا نه ؟ …مسلما نه !! وگرنه، گفتن یک اری و نه زیاد سخت نباید باشد . Saeed اما فقط برای مقدمه روی این اصول دین تو چند نکته می گویم: اول: من برای ازادی طبقه کارگر و جامعه مبارزه می کنم نه دیکتاتوری دوم: لفظ دیکگتاتوری پرولتاریا را نادرست و ابزاری می بینم که در تاریخ جنایت افریده

عمرمحمدی: درست است دمکراسی کارگری، بازهم با کلمات بازی نکن، ازادی از چی؟ در دفتر تو و سایر در زروق پیچیده شده ها، معنی ازادی همان دمرکراسی بورژوائی نیست ؟

عمرمحمدی: شغل من ماندن و از جا کندن است، اما هر چیزی اصولی دارد، من عمر دیوانه ای هستم بقول مادرم، که ترسی ندارم نه از یاد گیری و نه از شکست، خیالت را راحت کنم. Saeed سوم: طبقه کارگر دیکتاتوری لازم ندارد ازادی لازم دارد .البته تو این را نمی فهمی سخت است حامی استالین خوبه هستی! عمرمحمدی: آزادی کارگران از چی ؟ چرا با کلمات از سر ناچاری بازی می کنی؟ اما باید بدانم با چه کسی طرفم Saeed چهار: برای اینکه بفهمی با کی طرفی برو سایت من را بخوان البته بیش از 1000 مقاله هست شاید خسته بشی

عمرمحمدی: با دویست هزار مقاله و مطلب از سوی تو، تو برای من یک ضد کمونیست و ضد طبقه کارگری، قبل از رفتنم به مدرسه با موضوعات علمی سرو کار داشته ام و بچه کودکستانی نیستم که از مقاله حرف می زنی، اتفاقا به لحاظ روانشناسی بدینوسیله ترس درونی ات را به من نشان می دهی چونکه من نوشتم دو هزار مطلب نوشته دارم، و حتما دیده ای و موضوعاتی را خوانده ای و در مقابله با این موضوع، در اینجا از ترس داری منم منم می کنی، نشانی از ترس درون، ترس از لو رفتن ات است. بازهم اشکالی ندارد من با سوسیال دمرکراتهای ایرانی و مجاهدین و حتی سلطنت چی ها و سایر رفقای چپ و کمونیست، بسیار بحث ها داشته ام . با ادمهای واقعآ ناحالی و با ادمهائی که خود را به ناحالی بودن و بیلمز بودن می زنند، زیاد سر و کار داشته ام Saeed http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی

عمرمحمدی: سعید جان تو داری اما گندم نما و جو فروشی می کنی، یعنی کلک مرغابی را به من میخواهی بزنی که نمی شه، این چپق را نمی شه نوش جان نمود، توتونش تند است، به صرفیدن های پیاپی و احتمالآ به گ….ن وا می دارد، به هر دری می زنی و راه در رو نداری، از یک جمله حتی … توان در رو نداری . حکومت کارگران اری یا نه ؟ این یک کلمه را جواب نمی توانی بدهی بعد هارت و پورت می کنی . نوشته به رخم می کشی؟ تا شاید بترسم . Saeed پنج: برای تو؟ اصلا اهمیتی ندارد „برای تو“ من چه هستم!

عمرمحمدی: برای من مهم نیست کی و چی هستی، من با یک نظر روبرویم، نظر و تفکری که در صالحی نیا (( شاید بتول یا اقدس)) تبلور یافته و که دارد موش می دواند. تا شاید از دستم در برود . Saeed شش:تو اما داری گند تاریخ کمونتیزم شکست خورده را از فاصلاب بیرون می کشی و می خواهی دوباره بفروشی!

عمرمحمدی: دوباره عصبی شدی؟ کدام گند ؟ روشن بگو ، اینهم از دستت در رفت ؟ از آتش فشان درونی ات بود ؟ عمرمحمدی: کدام گند کمونیزم؟ دیدی بروشنی بیان می کنی، از دستت در می رود!! عمرمحمدی: آیا کمونیزم گند تاریخ است ؟ آنوقت من در کنار تو بنشینم، در آنصورت، آیا من گند نزده ام؟ الوده نشده ام ؟ ایا کسر شان من نیست؟ با تو حرف بزنم و بگو بخند داشته باشم؟ شرمم باد…. Saeed فکر کنم بهتر است بروی سایت من را دقیق بخوانی و با عقل و منطق بیائی .اما در مورد مناظره دو نفره با خانم رویا غیاثی تماس بگیر. هر از چند بار ما تفریح هم لازم داریم.من بتو قول می دهم که از خحالتت در ایم و به جامعه فرضت دهم یکبار دیگر تهی بودن دست حامیان استالین را ببیند.

عمرمحمدی: باز هم در رفتی ؟ تو نیز درست مانند همان بچه پر رو بچه مزلف، فخرارا …. صدای امریکا رفتار می کنی و هستی عمرمحمدی: کدام گند کمونیزم تاریخ؟ ایا کمونیزم و تلاش برای سوسیالیزم گند تاریخ است ؟ چرا مرتب کنترلت را از دست می دهی؟ تهت باد می دهد، کدام گند کمونیزم؟ Saeed دوم: کمونیزم استالینی و مائوی گند بود باید شکست می خورد.کمونیزم مبتنی با دیکناتوری پلیسی باید سقوط می کرد

عمرمحمدی: هاهاهاها اینجا را داری وصله پینه می کنی، اما نمی شه، تیر از کمان پرید، برای روشن شدن قضیه، ایا به سوسیالیزم و حکومت کارگران اعتقاد داری؟ اساس گند استالین و تو و بورژوا ها، در آن نقطه لجنزار سیستم سرمایه داری است، حکومت حزبی و فردی بنام کارگران، آیا تو برای حکومت طبقه کارگر برای ان می جنگی؟ در آین مسیر هستی؟ با هر تعبیری که خودت قبول داری فرموله کن، آیا حکومت طبقه کارگر را قبول داری ؟ چرا نام گند کمونیزم را بکار می بری اگر منظورت این نبود؟ که دروغ می گوئی عمرمحمدی: چرا عصبانی می شوی؟ وقتی دردت می گیرد، اینگونه درونت را بیرون می ریزی؟ بعد می نمایی که دیگران عصبی شدند و کاسه کوزه شکستند، اما می بینی این عمر از اونها نیست، فلان فلان شده خیلی چغر است Saeed صدها هزار کمونیست انقلابی در مبارزه با استالین کشته شدند، انگار این اقا عمر تازه بیدار شده! عمرمحمدی: هاهاها به این می گویند شارلاتانیزم و گرد و خاک به پا کردن و در رفتن و فحاشی Saeed لذا تلاش برای سوسیالیزم از گند اب کمونیزم پلسیسی و دیکتاتوری عبور کرده امثال عمر محمدی خوابند!

عمرمحمدی: بازهم تلو تلو خوردی ؟ من از استالین و شیوه سازماندهی جنایتکارانه استالین، جدا از مجموعه مقالات و تجزیه و تحلیل ان سیستم و مقایسه اش با دولت نوع کمون مارکس و تقبیح شیوه سازماندهی بلوک شرقی استالینی که حداقل ده مقاله دارم، در همین اینجا نیز در همین صحبتهای امروزمان برایت نوشتم، کمی بالاتر برو بخوان، اما چون چیزی برای گفتن نداری و انبار خالی است، از سر ناچاری به کاهدان می زنی، باز هم به چیزی چسبیده ای که از بی مایگی ات مایه گرفتن است. عمرمحمدی: بگو لطفا در نرو کدام گند کمونیزم؟ همین الان نوشتی Saeed بحث کامل شد! اق عمر خواست دو نفره مناظره کنه که همینجا چند دور کتبی انجام شد و خواننده قضاوت می کند. با خانم غیاثی تماس بگیر و حتما خدمتت خواهم بود! فعلا برو سایت من را بخوان „اشنا شو“

عمرمحمدی: در نرو چرا در می ری ؟ کدام گند کمونیزم ؟ باز هم دیدی چپقش تند است به صرفیدن و …دن افتادی ؟ Saeed لذا تلاش برای سوسیالیزم از گند اب کمونیزم پلسیسی و دیکتاتوری عبور کرده امثال عمر محمدی خوابند.

عمرمحمدی: می خواهی نقش عدس بازی کنی، به لپه تبدیل می شی، دمر می افتی توی کاسه … نمی شه … من از استالین و شیوه سازماندهی جنایتکارانه استالین در همین اینجا برایت نوشتم، اما چون چیزی برای گفتن نداری و انبار خالی است باز هم به کاهدان زدی و می زنی، سوراخ موش برایت عمارت شاهان زمان فئودالیسم است، به چیزی چسبیده ای که از بی مایگی خودت و استالین مایه گرفتن است عمرمحمدی: بگو لطفا در نرو، کدام گند کمونیزم ؟ همین الان نوشتی Saeed افهان! همان استالین شیوه جنایتکارانه داشت اما „ادم خوبی بود“! عجب!

عمرمحمدی: این موضوع را در روانشناسی حتمآ خوانده ای، کسی که در تمام عمر به زبانی دیگر، غیر از زبان مادریش، حرف زده باشد، وقتی درد شدیدی می گیرد، داد و فریاد هایش به زبان مادریش خواهد بود، زیرا عمیق ترین احساسات و عواطفش به همان زبان مادریش شکل گرفته است، تو که روانشاسی خوانده ای، که اطمینان دارم در آنجا نیز شیوه های جنگ روانی در مباحث، بیشتر بهت چسبیده، که البته در اینجا در برابر من کم میاری، زیرا من زمانی که کودک کلاس سوم مدرسه بودم، پدرم از روانشاسی و بازتاب های شرطی پالوف برایم می خواند و توضیح می داد، تو این نوع جنگ روانی را به خوبی می شناسی، البته برای من نیز روشن است، اما، برای خوانندگان این سطور می نویسم، که تو با این جملات و نظریات ضد کمونیستی ات، کنهه خواست درونی ات را علیرغم میل باطنی ات بیرون دادی، نه یک بار بلکه دهها بار و ازت می پرسم اگر اشتباه لپی هم می بود، خوب ادم می تواند اشتباه کند، اما تو در می ری یعنی ترسو هم هستی. از بیان عقایدت شرم داری. بی شهامت نیز هستی.

عمرمحمدی: تو که همین الان نوشتی گند کمونیزم و عصبانی شدی و بیرون دادی انچه که در نظر داری، ایا می تواند یک اشتباه لپی بوده باشد ؟ Saeed استالین ادم کشت قتل عام کرد اما ادم خوبی بود! مثلا؟ خمینی و هیتلر و مائو؟ اینها همه خوب بودن سیستمشان بد بود! عمرمحمدی: برو دوباره بخوان برو مقالاتم را بخوان، که البته این حرف، برایت یاسین خواندن است، اما برای خوانندگان این سطور می نویسم، استالین، هیتلر، لنین، محمدرضا شاه، کارل مارکس، خمینی و خرخلالی و تو و من یا هر انسانی، نه خوب اند نه بد، زیرا انسان محصول وراثت و محیط است، ما انسان خوب و مقدس و یا انسان بد و شیطانی نداریم، این سیستم ها هستند تعین کننده اساس شخصیت و فرهنگ و روابط انسانها را رقم می زنند، انسان در چار چوب سیستم های اجتماعی شان ازاد و رها هستند، ازادی به معنای واقعی در آن چارچوب معنا دارد، یک جامعه فرهیخته انسانهای فرهیخته و با فرهنگی دارد، آزادی نیز بیشتر است، سیستم استثمار و توحش ملا و سرمایه و مذهب نیز دروغگو شارلاتانهای دارد که تو باید به آنها بگوئی زکی . Saeed اتفاقا گند کمونیزم دیکتاتوری را از روی عصبانیت نگفتم با ارامش می گویم و خواهم گفت اق عمر

عمرمحمدی: در ثانی ایا تو برای دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر، آیا مبارزه می کنی؟ بدون هیچ اعتقادی؟ یا به دمکراسی پرولتری که وسیع ترین دمکراسی است اعتقاد داری؟ برایش مبارزه می کنی یا نه ؟ اینرا نفرمودی، اگر عصبانی نشوی برایت خوب است . پس گند کمونیزم ….برای من کافی است که تو کی هستی ، بقول استالین که زیاد دوستش داری می گوید، برای دیروزت ممنون امروز چه می فرمائی …. یعنی همان علم سیاست را با این سادگی و روشنی بیان میکند. و چون تو در مسائل نظری تابع قانون همه یا هیچ هستی، مذهبی هستی، با یک صلوات مسلمان می شوی و با یک چس وضویت بر باد می رود، و طرفدار سرمایه با تمامی وجود می شوی. Saeed لذا؟ بجای دعوای سنتی روی اصول دینت لطفا با خانم رویا غیاقی تماس بگیر و مطمئن باش من از امثال شما برای رشد فرهنگ سیاسی بسیار استفاده کردم و خواهم کرد.مواظب باش بعدا نگی اسب سیرک بودی! مسئولیتش را بپذیر!

عمرمحمدی: پس یعنی تو ناراهن نیستی، در کمال ارامش هم توهین می کنی و هم دیگران عصبانی اند، هاهاها واقعآ که دروغ شاخ و دم نیست Saeed منتظر خواهم ماند موضوع: استالین و خوبیشهایش“ را در یک مناظره دو نفره انجام دهیم و منتشر کنیم. شما این مناظره ما را به سازمان „متبوعت“ بده منتشر کند چون اونها سانسور چی نیستند، اما ما هستیم! عمرمحمدی: من نیز می توانم بگویم که تو اسب سیرک و دلقک سیرک بورژوازی هستی، ظاهرا، لباس سرخ زرورقی شبیهه به رنگ پرچم بورژوازی اما لباس کمونیستی در بر داری، خش خش کنان در سیرک ادای میمون در میاری راه می روی و در این میان داری هارت و پورت می کنی، با یک شمشیر سرخ پلاستیکی در دست، بچه های مدرسه ای کودکستانی را می خندانی عمرمحمدی: ایا این شیوه حرف زدن درست است؟ شایسته است؟ اصلا و ابدا عمرمحمدی: اگر من در صحبت هایم جدی هستم، می توانم نمایشنامه های کمدی هم بنویسم، خیالت راحت باشد Saeed شما گفتی ما سانسور چی هستیم چون از تو دعوت کردیم در مناظره شرکت کنی.اما سازمان تو سانسور چی نیست! لذا متن مناظره های ما منجمله کلیپ مناظره ما را بفرست سازمان „متبوع“ منتشر کند جون اونها سانسور چی نیستند اخه! عمرمحمدی: این نحوه رفتار تو، به چپ زدن از راست برداشت نمودن، مخصوص تو است، زرنگ بازی قندلی و سرکار استواری است . اری تو از نوشته های من انچه را که دوست داری بر می داری بقیه مطلب را قیچی می کنی، تا شاید نتیجه دلخواهت را هرچند موقت بتوانی بگیری روشن عرض کنم، واضح، در ادبیات و کار فکری و حقیقت جوئی و حقیقت گوئی، این رفتار غیر شرافتمندانه است که تو مدام کارت این است، شغلت است. Saeed دوم: تو خودت گفتی که اسب سیرک نیستی! من نگفتم.حالا هم گفتم با خانم رویا غیاقی تماس بگیر تا ترتیب مناظره دو نفره را بدهد و بعدا هم نگو اسب سیرک شدی! خیر اسب سیرک نخواهی شد زور نگو

عمرمحمدی: بعد بر ان مبنا می گوئی عمر طرفدار استالین است، در صورتیکه نوشته های من در نقد شیوه سازماندهی استالینی در میان چپ های بلوک شرقی و تمامی سازمانها بی هویت سیاسی به لحاظ سازمانی است، نه ایدئولوژیک Saeed بعدش؟ کلیپ ما را بفرست „سازمان متبوع“ اونجا ازادانه منتشر شود اخه من سانسور چی هستم استالین و تو و سازمانت نیستین!

عمرمحمدی: نه، رفتار تو با دیگران شباهت دارد به رفتار سیرک و اسب سیرک، من یکی در این بازی ها نیستم، بازهم برداشت خودت را از سر ناچاری برعکس نهادی، حتی اگر یک ذره حسن نیت داشتی حتی، که این انتظار از کسانی مانند تو بیخود است، اما اگر تو سعی در روشن شدن موضوعات داشتی، بر ان مبنا تفاهم داشتی، به گونه ای دیگر رفتار می نمودی، کما اینکه با بورژوازی و دوستان طرفدار سیستم سرمایه داری ات انگونه هستی، زیرا می دانی که ایده های انسانها نسبت به زبان و ادبیات بسیار سریعتر رشد می نمایند و گسترش می یابند …. اما تو حتی در این زمینه نیز بی باروتی … به همین دلیل دنبال بی مایگی هستی. از هر کلمه ای چیزی می سازی بدون اینکه فکر کنی که موضوع به شکل کتبی نوشته شده است زمان پیامبران نیست یکهر کسی چیزی بگوید و مردم عوام باور نمایند و به جان هم بیفتند . رفتار تو در این زمینه در حد ملا های زمان برده داری و فئودالیسم است . بیخود نیست به بورژوازی چسبیده ای . Saeed تو مرتب می گی استالین خوبه! مشکلت اینه که استالین خوبه اما ..قبول می کنی که ..خوب این یکی از تضادهای فکری توست. تو یک جعبه تضاد هستی.کمونیزم تو یک پاش تو استالینیزم گیر هست

عمرمحمدی: هاهاهاها باز هم کم اوردی؟ کمبود داری، کم میاری بعد در می ری، یک نوشته را یا در مغزت می توانی صد هزار بار آگرندیسمان کنی یا نوشته ای را ده هزاربار بخوانی، مانند تسبیح گرداندن ملا و صوفی ها، اما … اما اینکار دیوانه ات می کند، مانند عدس سر می خوری بالا و پائین می افتی، فکر می کنی در رفتی، اما نمی دانی در همین کاسه کوچک جای داری، این شیوه رفتار آخر سر دیوانه ات می نماید . Saeed ….منتظر مناظره خواهم ماند بای بای عمر خان! راستی ان اسمت را یک کاریش بکن! اخه عمر شد اسم؟ „محمدی“؟ بابا تو خارج هستی برو اسمتو عوض کن این نام تماما اسلامیست لازم نیست این نام را نگه داری عوضش کن! درست مثل اینه که یکی اسمشو خمینی بگذاره!

عمرمحمدی: باز هم داری از علم رونناسی ات سوء استفاده می کنی ؟ هاهاها اما به شکل بسیار مضحک و بیمزه ای، وای وای به جای بای بای، اما نگفتی نفرمودی، به سوسیالیزم یعنی دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا اعتقاد داری یا نه، یا شاید مفت درعرصه ای دیگر یا شاید مواجب برای کسی یا برای سوسیالیزم …. اینها بماند اگر لازم شد

عمرمحمدی:هاهاها من از سیرک نام بردم و تو بیاد شغلت افتادی

سعید صالحی نیا: عمر و محمد از خمینی کم نداشتن! تو اسمتو عوض کن یک اسم بهتر بگذار! چه می دونم : وقا یا صف یا حتی پولادین!

عمرمحمدی: این سعید که نام مستعار است، که بهتر از علی و عمر نیست، صالح هم که هستی یعنی نوکر خدا، نیا هم که یعنی جد اندر جد، تازه این نام مستعاری است، خودت انتخاب نموده ای ….کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی … هاهاها از این کودکستان، می زارم نگران نام من نباش، زندگی هست و فرصت ها فراوان

سعید صالحی نیا : خوب برو استراحت کن فکری بنام اسمت هم بکن! یکی تو فیسبوک بود می گفت کمونیسته بعد اسمش عبدلله بود! بهش گفتم این دیگه چه اسمیه کلی عصبانی شد! تو هم برو اسمتو عوض کن از این اغاز کن اخه عمر و محمدی شد اسم؟

عمرمحمدی: پس تجربه جنگ روانی هم داری؟ به همین خاطر اینگونه بچگانه رفتار می کنی، اما همانگونه که می بینی ادرست این دفعه اشتباه است، و بیش از انی که صداقتت را در بحث و روشنگری نشان دهی، سادیسم رفتارت را می نمایانی، بعد، از ان شارلاتانیزم نتیجه سیاسی هم می گیری ….قبل از هر چیز برو دکتر تو احتیاج به معالجه داری، فعلا کارت را انجام بده بعدا می بینی از نوع تو در این لجن زار سرمایه و گنداب تاریخ کم نیستند

Saeed ادم بنام عمر می اید چپ می شود؟ نباید اسم ادم حداقل ربطی به او داشته باشد؟

عمرمحمدی: همه نیز مدعی اند، همه کت و شلوار سبز و بنفش و ابی و سیاه و سرخ می پوشند، اما افکارشان مانند تو است، یکی هستند ….اساس ؟ زنده باد بورژوازی، زنده باد استثمار

Vahid Saeediیعنی می خواهم بگم هیچی تو به هیچیت نمی خوره از اسمت بگیر تا حمایتت ازاستالین….( عمرمحمدی: این نام واقعی تو است یعنی من اگر پدرم برایم نام انتخاب نموده، تو خودت این نام سعید صالحی نیا را برای خودت انتخاب نموده ای، بعد به من می خواهی اینگونه گیر بدی، چون بی باروت تیر در می کنی، که تیرمی شود تیزی، از این نقطه نیز فقط شارلاتانیزم و بی پرنسیپی تو مانند مگس ویز ویز می کند)

عمرمحمدی:خوبه!هاهاها بازهم داری سیرک بازی درمیاری، فکر می کنی جنگ روانی می کنی، بعدش تازه مانند بچه گربه ای در برابر ائینه مقعر بزرگ می شوی، حریف هم می طلبی، یعنی هم بازی می خواهی، زیرا به تنهائی بازی بی مزه ای داری، خودت را ببین، رفتارت چقدر بامزه است! من از سیرک نام بردم، تو یاد بازی در سیرک افتادی هاهاها اتفاقا در رینگ بوکس، تو حریف من نمی شی، من تو را برای کیسه بوکس می خواهم، تا به دیگران نشان دهم

Saeed پس…منتظره شرکت شما هم در مناظره سر اتحاد هم مناظره دو نفره خواهم بود.موضوع مناظره دو نفره استالین خوبه و استالین بده خواهد بود.بای بای عمر خان!

عمرمحمدی: خان خودتی اولآ، دوما با خود ارضائی سادیستی نمی توان به جنگ اندیشه با هر کسی رفت، مقداری بزرگ شو، حریف من کسی است که با وسایل شرافتمندانه برای اهدافی شرافتمندانه تلاش می نماید، دوما تو در اینجا باید دمکرات شوی، زیرا من نیز هستم، جامعه از دونفر به بالا است، تو بحث را تعین نمی کنی، و این شیوه رذیلانه را من نمی پسندم، ابتدا بحث سر سوسیالیزم اری یا نه ؟ بعد کدام سوسیالیزم ؟ استالینی؟ یا دولت نوع کمون؟ گند کمونیزم یعنی چی ؟ یا هرچی که توافق شد، این بحث را از همین اکنون برو یاد بگیر بعد بیا زیرا اینده ناله باری در انتظارت است، برای من، این نوع بحث را با شیطان و مک کارتی و هر ضد کمونیستی هم اری، مخلصم شاد و موفق باشی عزیز، از این عروسکها را هم در سیرکت داری ؟

شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ برابر با ۰۳ ژوئن ۲۰۱۷

بعد از تحریر و انتشار این نوشته : علاء…. :سلام مجدد بر دوستان گرامی. من همه ی حرفها و بحثها و دلایل و کل کلهای رفقا سعید و عمر را بدقت خواندم. آنچه دیدم این بود که متاسفانه رفیق عمر یک تناقض منطقی در حرفهایش بود. ایشان از استالین دفاع میکند درحالیکه از طرف دیگر او را جنایتکار میداند!! رفیق علا ی عزیز این تناقض در درک شما عزیز است که انسانها را فرد می بینی درست مانند پیامبران و رهبران و همین سعید عزیز، در صورتیکه انسانها محصول سیستم های اجتماعی شان هستند و در چار چوب همان محیط زندگی و جامعه شان ازادی دارند، هر چه سیستم انسانی تر ازادی بیشتر. عمرمحمدی: انسانها محصول سیستم های اجتماعی شان هستند، هیچ کسی مقدس نیست، و هیچ کسی شایسته اعدام نیست و بد نیست، نه شاه و نه هیتلر نه استالین و نه خمینی همانگونه هیچ کسی مقدس نیست . اگر این موضوع را متوجهه بشی، مطمئنا به گونه ای دیگر خواهد بود سیستم استالینی هم اکنون در سازمانهای چپ بلوک شرقی در شرق و غرب در ایران و اسیا و … دارد کار می کند ایا همه این کمونیستها و انسانها شرافتمند و جان بر کف، جنایتکار اند ؟ این را اگر جواب گرفتی می دانی شاید اینگونه نیست اشتباه از برداشت خود توست عزیز است، چون با عادات داری فکر می کنی طبق عادات رفتار و تفکر می نمائی، اینگونه برداشت هم می نمائی، این شیوه ای بسیار عوامانه است .

Saman Dory

Saman Dory

لطفا کلیپ پایین رو نیگاه کنید .
https://www.youtube.com/watch?v=B5TnuQDMQCM&t=53s

تاریخ شکست سوسیالیسم در روسیه‎

دلایل شکست “ سوسیالیسم اردوگاهی “ بینا داراب زند tv barabari https://www.youtube.com/watch?v=kQcBi1xNawI

دعوت ازسعید صالحی نیا به مناظره دو نفره، بعد از مناظره ای که هنگام اجرا سعیدموش دوانید و توانست با گرد و خاک به پا کردن دربره

جنبش پرولتاریا وکارل مارکس

دعوت ازسعید صالحی نیا به مناظره دو نفره، بعد از مناظره ای که هنگام اجرا سعیدموش دوانید و توانست با گرد و خاک به پا کردن دربره

https://www.youtube.com/watch?v=hSvztg1_5AY مناظره سیاسی شماره 127، موضوع: نگاهی به نظریه اتحاد سیاسی و اجتماعی،بخش اول مناظره سیاسی شماره 127، پروژه : نگاهی به نظریه اتحاد سیاسی و اجتماعی ، قسمت اول زمان: شنبه 27 می 2017 مطابق با 6 خرداد سال 1396 ساعت 6 صبح بوقت شرق امریکا و … youtube.com

محض اطلاع دوستان و رفقا، من این موارد 1 و 2 و 3 و 4نوشته صالحی نیا را که ایشان شاید نوشته باشند، ندیده ام و درصحبتی دوستانه که با هم داشتیم، انها را برایم نفرستاده است، تنها موارد 5 و 6 است که ایشان در یک مناظره نوشتاری دو نفره انها را برایم فرستاده و دیده ام که به آن اشاره نموده و عین مواد 5 و 6 نوشته صالحی نیا را حتی با اشتباه چاپی اش، دست نزده کپی نموده ام، این نوع کارها شاید هم از ان زرنگ بازی های کلک مرغابی است که با این شیوه صالحی نیائی می خواهد به خواننده القاء نماید، نا گقته بفرماید، وانمود نماید، که من عمرمحمدی شاید حرفهای ایشان را گویا سانسور نموده ام … عمرمحمدی

عمرمحمدی : ببین سعید عزیز، اولآ اینکه در همان جلسه از همان ابتدا به ساکن از من خواسته شد که چند کلمه ای را بیان نمایم، اتحاد چرا و چگونه و در پنج دقیقه، و در نصف راه ترمز دستی ام کشیده شد، بلد و نا بلد بودنم در ارائه بحث بماند، در نوشته ها و سایر مصاحبه های من در سایرجاها موجود هستند و می توانی ببینی، در حدود دو هزار مطلب نوشته دارم، موجود اند، دوستان و رفقا نیز می توانند به صدای ازادی و برابری از طریق گوگل نیز مراجعه نمایند، و مطالب من را نگاهی بیندازند، بنگرند، مناظره بلد هستم یا نیستم بماند، من همیشه درحال یاد گیری ام، حتی از یک کودک دبستانی، اما من، عمرمحمدی از تو سعید صالحی نیا رسمآ دعوت می نمایم، در اینجا به این وسیله از تو می خواهم، اگر تمایل داری، اگر به تفکر و راهی که برگزیده ای شک نداری، بیا تا دو نفری علنی و روشن بیا تا همین بحث را پیش ببریم، آنوقت خواهیم فهمید و مردم نیزخواهند دید، که تو در لباس سوسیالیزم بر ضد سوسیالیزم داری زحمت می کشی و هن هن کنان به چپ می نگری و راست راست مانند خرچنگ راه می روی، با شمشیر حلبی در دست چپ، اما به راست می زنی، عرق می ریزی، از پیشداوری هایت حتی در این مناظره، ماهیت و رفتار ضد کمونیستی ات را به خوبی می توان دید … تو بدرستی می دانی که در هر بحثی، نتیجه گیری بدون ارائه بحث و استدلال، به همان اندازه احمقانه است، که بحث بدون نتیجه گیری، مانند اب در هاون کوبیدن، در آنصورت و به آن شکل دقیق ترین شعارها بی معنی می شوند، که البته محض اطلاعت، شعارها به تنهائی چکیده تئوری ها و راهنمای عمل هستند، اما نه در اینجا، در جائی دیگر، شعارها در عمل اجتماعی، راهنمای عمل هستند. نشان دهنده مسیر حرکت هستند … اما در بحث ها، شعار ها بدون استدلال و توضیح؟ به حرف زدن ملا می مانند و وعده بهشت، روشن ترین شعارها بی معنی و توخالی می نمایند، اگر حتی مارکس و لنین هم باشیم، آن نوع از بحث مورد علاقه تو عزیز، همچون نوشتن دعای سیاسی و ارزوهائی که مورد علاقه تو است، خواهد بود … این را به خوبی می دانی، به همین خاطر با ان شگردت که ظاهرآ سیاسی است و البته مملو از خود ارضائی سیاسی، در این مسیر خرابکاری می کوشی، با آن شگردت است که بسیار دوست داری کسی چیزی را نصفه کاره بگوید و تو مدعی شوی، طرف بلد نبود، نمی فهمد، نمی داند، تنگ نظر است و خلاصه خیلی دوست داری از بی مایگی دیگران مایه بگیری، که بقول لنین کسی که از بی مایگی دیگران مایه می گیرد رذل است، و این شگرد کار تو است، تو بحث را برای روشنگری نمی خواهی، بحث برای خرابکاری سازمان می دهی، مانند مار گرفتن با دست دیگران، کما اینکه در اینجا هم آن رفیق مان از اقلیت، پاکنژاد، بدرستی به تو تذکر داد، و به همین خاطر است که همیشه مایه دکانت، ارائه مطالبت کیلوئی است، دوست داری طرف حرف نزند، استدلال ننماید و آخر سر در وسط راه اجبارآ نتیجه یا یک شعار را که جوهر و چکیده تئوریک نظراتش است، را ارائه نماید، و آنگاه تو مدعی شوی که طرف بی مایه است، فقط شعار می دهد، رفتارت شباهت دارد به داستان همان معلم و شیاد در روستا، برایت تکرار نمی کنم، زیرا همه می شناسند … شیوه کار تو در این مایه است، دوست داری در آخر هر بحث مدعی شوی، که طرف بدون ارائه بحث یک نسخه پیچید، بلد نبود، و این کار و شغل و رفتار تو مخصوصا با کمونیستها و چپ ها است، گویا روانشاسی خواندی و بلدی جنگ روانی راه بیندازی، اگراینگونه نمی بینی و نیست، اگر من در اشتباهم، من رسمآ، در اینجا از تو دعوت به مناظره می نمایم، بیا در همین رابطه با هم دو نفری یک مناظره منطقی و سالم پیش ببریم، هدف مگر روشنگری نیست؟ بعد می فهمیم که یک من ماست چند کیلو کره می دهد، پیشاپیش عرض کنم، ادعای من این است، تو ضد سوسیالیزمی، تو ضد طبقه کارگری، تو نافی مبارزه طبقاتی هستی، البته به نفع بورژوازی … یعنی خلع سلاح طبقه کارگر، با هر ادعائی که داری برنامه مورد علاقه ات است، تو طرفدار طبقه کارگر که نیستی هیچ …بماند، تو در تشت دمرکراسی سرمایه داری کرال سینه می روی … این ادعای من است …ایا اینگونه نیست؟ بیا تا روی ان بحث کنیم …که صد در صد، بعدا یاد می گیرم در شش دقیقه تئوری اتحاد و انقلاب جهانی را فرموله کنم، البته به شکل نسخه و برگ دعای در موم پیچیده شده و چهار تا شعار بدون درک روشن از موضوع … وگرنه به خوبی می دانی، یک شعار را ارائه نمودن یک جمله بیش نیست، تو می دانی و آگاهانه شلوغ می نمائی، اگر اینگونه نیست بیا تا با هم در ارامش همین بحث را پیش ببریم، نترس، بد تر از این نمی شه، پته ات روی اب هست همه می بینند….. عمرمحمدی

Saeed Salehinia پنجم، سعید صالحی نیا: وقتی مخالف شما در اشلهای ایدئولوژیک شما نمی گنجد می شود ضد سوسیالیست و بعدش هم قهر می فرمائید شرکت نمی کنید! این روانشناسی شناخته شده فرهنگ ایرانی است. بر عکس من به شما توصیه می کنم بالغ شوید و انچه بنام وقت مساویست در بحثها رعایت کنید.حرفهاتان مربوط باشد به موضوع برنامه ما و همواره شرکت کنید.فضا برای شما باز است در حالیکه در سازمان شما و سنت چپ ایرانی فضا برای مخالف هرگز باز نبوده و نخواهد بود.چپ ایرانی چپی عقب مانده و دیکتاتور منش بوده و هست

Saeed Salehinia شش، سعید صالحی نیا: شما در این مناظره مدعی شدی استالین ادم خوبی بوده اما سیستمش بد بوده! من را بیاد حامیان پهلوی می اندازی در اواخر حکومتش! حامیان خمینی و صدام هم همین را می گویند“خودش خوب یبوده“! خوب فردی که از استالین تمجید کند از این بهتر نمی شود حتما مخالفش ضد سوسیالیزم است دیگر و ..امیدوارم بیشتر و بدتر فرهنگ ایرانی را نشان ندهید و یاد بگیرید پرنسیبهای متمدنانه را استفاده کنید.به امید شرکت شما در ادامه این مناظره ها.تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد!

Omar Mohammadi

دیدی سعید اغای گل دیدی، این همه هارت و پورت از این همه دانش بیش از بادکنکی در دست بچه ها در سیرک و محل های بازی کودکانه بیش نبوده ای، تو به خوبی می دانی به همین خاطر اینگونه عوام فریبانه برخورد می کنی، به موضوعی از سر ناچاری چنگ می اندازی که حداقل دومقاله بزرگ و طولانی در ان رابطه نوشته ام، اما تو حتی توان درک یک جمله از موضوع را نداری و بازهم داری شلوغ می کنی، شاید هم می دانی و ناچارآ باید شیوه نادان ها را بکار بری، می دانی که سیستم های اجتماعی اساس و تار و پود جامعه اند … در جامعه بشری هیچ انسان بدی وجود ندارد، همانگونه که هیچ انسان خوب و مقدسی وجود ندارد ….تو که روانشاسی خواندی باید این موضوعات را در بحث روانشاسی بزه کاری به خوبی بلد باشی یا شاید می دانی و شارلاتانیزم بازی درمیاوری!! هر چه هست، اینگونه نمی شه، بررسی دیالکتیکی مسائل، کیلوئی نیست، بلکه تمامی موضوعات اجتماعی دیالکتیکی و در ارتباطی منطقی در شرایط مشخص با هم هستند … از جمله استالین ادمی خوبی بوده، بله، این ادعای من است، اگر چه تو این گفته را از نوشته من برداشت نموده ای در ان بحث نامی از استالین برده نشد، اما باشد اشکالی ندارد، جدا از نسبی بودن خوبی و بدی، به تعبیری که تو دوست داری، اری استالین ادم خوبی بوده، بسیار هم زحمتکش و انقلابی و فداکار و شرافتمند بوده ... اما سیستمش ؟ سیسم سازماندهی سیاسی و تشکیلاتی اش، انچه تو در اینجا عامدانه از آن چشم می پوشی و مدعی دانش اجتماعی هم هستی، به شیوه استدلالات شاه الهی ها تشبیهه اش می کنی، ناچاری باید از سوراخی در بری، سیستم سازماندهی استالینی بلوک شرقی حتی امروز اغلب چپ های ما، با رهبری یک نفره پولیت بوروئی با محتوی اجتماعی شیوه تولید سوسیالیستی خوانائی نداشته و ندارند تا ابد نخواهند داشت … بله شکل حکومت و محتوی سوسیالیستی تولید اجتماعی در زمان استالین یکی نبود، (توضیح می دهم نوشته هم دارم) از این دو باید یکی نابود می شد، ابتدا تا زمانی که قدرت در دست استالین بود مردم را نابود نمود، وقتی بدست مردم افتاد انگونه سوسیالیزم را نابود نمودند، نابودی انگونه سوسیالیزم پولیت بوروئی امام زمانی رهبری یک تائی، حزب فقط حزب الهی، درست مانند نابود نمودن دمرکراسی های بورژوائی ملائی است، شاید بازهم با تصور تحولات بنیادی، که اگر برای برابری و ازادی و سازماندهی دولت نوع کمون نباشد، که باز هم آن نوع سوسیالیزم اب در هاون کوبیدن است، به همان گونه ای که آن نوع سوسیالیزم فردی امام زاده ای، نوعی از بوروکراتیسم سرمایه داری درجهان سرمایه موجود است، از رفتار و گفتارت پیداست، که همین موضوع پایه و اساس استدلالت است، که طرفدار بورژوازی هستی، درعوض باز نمودن راه بسوی برابری، می خواهی سد راه و معبر نمائی، که بد شناسی میاری و گیر کسی مانند من می افتی، که مانند غلطک به زمینت می چسپانم و راه در رو نداری، ادعاهایت نیز، با تابلوی سر در دکانی بنام سوسیالیزم مزین است، کمونیست کارگری ؟؟؟ است ؟؟؟ فاشیزم هیتلری هم از ترس جنبش توده های کار و زحمت و برای عوام فریبی خود را ناسیونال سوسیالیست می نامید، از این رو است، ما کمونیستها خود را نقد می کنیم تا راه را برای نابودی استثمار انسان از انسان باز کنیم و در مقابل، تو تلاش برای از بین بردن نابرابری ها را با همان شیوه ناشایست سرمایه داران، با نام کاگری دوست داری پیش ببری، در حقیقت برای نابودی تلاش برای سوسیالیزم داری پیش می بری و دوست داری پیش ببری، ژست سوسیالیستی هم می گیری، این دیگر واقعآ مسخره است، تو بازهم کل مجموعه تلاش برای سوسیالیزم را با همین شیوه زیر سئوال می بری، گرد و خاک می کنی… اگر یک ذره درستی درحرفهایت وجود می داشت با وسایل شرافتمندانه برای سوسیالیزم و ازادی و برابری و اهداف شرافتمندانه تلاش می نمودی، به هر صورت، اینها همه اش حرف است، اگر جرات داری و راست می گوئی بیا تا زنده صحبت کنیم … چرا می ترسی؟ … بیا من را شکست بده تا ازت یاد بگیرم، باور کن من ادم ساده ای هستم، چیزی را بلد نباشم سعی می کنم یاد بگیرم … ترسی از اموزش ندارم، اما صادقم و درحد توانم شرافتمند، تو خیلی بلدی بسیار، اما ضد کمونیستی ضد سوسیالیزمی ….این است اختلاف من و تو ….عمر محمدی

Omar Mohammadi سعید اغای گل، سیسم سازماندهی سیاسی و تشکیلاتی استالین، انچه تو در اینجا عامدانه از آن چشم می پوشی و مدعی دانش هم هستی، سیستم سازماندهی استالینی بلوک شرقی حتی امروز اغلب چپ های ما رهبری یک نفره پولیت بوروئی با محتوی اجتماعی شیوه تولید سوسیالیستی خوانائی نداشت و اکنون نیز ندارد، اینگونه سازماندهی با محتوی سوسیالیستی و جمعی تولیدات اجتماعی یا سوسیالیستی تا ابد هم خوانی نخواهد داشت … ، وقتی امکان بدست مردم افتاد انگونه سوسیالیزم بوروکراتیک را نابود نمودند، نابودی انگونه سوسیالیزم پولیت بوروئی درست مانند نابود نمودن دمرکراسی های بورژوائی ملائی است، که هر روز صورت می گیرد، که تکرار مسخره تاریخ بنام انتصابات بورژوائی است، با تصور تحولات بنیادی، اگر سوسیالیزم، برای برابری و ازادی و سازماندهی دولت نوع کمون نباشد، باز هم تکرار اب در هاون کوبیدن است، به همان گونه ای که آن نوع سوسیالیزم فردی امام زاده ای، نوعی از بوروکراتیسم سرمایه داری است با تابلوی سر در دکانی بنام سوسیالیزم … ما کمونیستها خود را نقد می کنیم تا راه را برای نابودی استثمار انسان از انسان باز کنیم و اینگونه سوسیالیزم ها سد راه مردم نشوند، در مقابل، تو تلاش کارگران و زحمتکشان برای از بین بردن نابرابری ها را با همان شیوه ناشایست سرمایه داران برای نابودی تلاش برای سوسیالیزم، هن و هن کنان را داری پیش می بری و دوست داری پیش ببری، ژست روشنفکر هم می گیری، تو بازهم کل مجموعه تلاش برای سوسیالیزم را با همین شیوه زرنگ احمقانه بورژوائی، عوامفریبانه خرده بورژوائی، داری زیر سئوال می بری، گرد و خاک می کنی، اگر یک ذره درستی در حرفهایت وجود می داشت با وسایل شرافتمندانه برای اهداف شرافتمندانه تلاش می نمودی، اینها همه اش حرف است، بیا تا زنده صحبت کنیم … چرا می ترسی … بیا من را شکست بده تا ازت یاد بگیرم باور کن من ادم ساده ای هستم، چیزی را بلد نباشم سعی می کنم یاد بگیرم …ترسی از اموزش ندارم، اما صادقم تو خیلی بلدی بسیار، اما ضد کمونیست، ضد سوسیالیزمی ….این است اختلاف من و تو ….البته همیشه باید جای شک علمی را نیز نگه داشت شاید تو هنوز نمی دانی سوسیالیزم به چه معناست، به همین خاطر بر سر شاخ و بن می بری …. عمر محمدی !

. Omar Mohammadi دیدی سعید اغای گل دیدی، این همه هارت و پورت از این همه دانش بیش از بادکنکی نبوده برای دست بچه ها در سیرک و محل های بازی کودکانه ؟ تو به خوبی می دانی به همین خاطر اینگونه برخورد می کنی، که سیستم های اجتماعی اساس و تار و پود جامعه اند و انسانها محصول سیستم های دست پخت خودشان هستند، یعنی انسان محصول و فرزند وراثت و محیط است، این را حداقل از توماس مان باید یاد گرفته باشی، تو که روانشاسی خواندی ….در جامعه بشری هیچ انسان بدی وجود ندارد، حتی خمینی و هیتلر و محمد رضا شاه و آغا محمدخان قاجار و عمر و علی و حسن و حسین، هومانیسم در این رابطه است که معنا دارد، به همین شکل هیچ انسان خوب و مقدسی نیز وجود ندارد، تو که روانشاسی خواندی باید این موضوعات را در بحث روانشاسی بزه کاری به خوبی یادگرفته و بلد باشی، یا شاید می دانی و شارلاتانیزم بازی در میاری، هر چه هست، اینگونه نمی شه، بررسی دیالکتیکی مسائل کیلوئی نیست، بلکه دیالکتیکی و در ارتباطی منطقی با هم هستند …. از جمله استالین ادمی خوبی بوده، بله، این ادعای من است، جدا از نسبی بودن خوبی و بدی ها و زمینه و عرصه ها، اما به هر تعبیری که تو دوست داری، بله استالین ادم خوبی بوده، محمد رضای پهلوی نیز ادم خوبی بوده البته برای درباریان و خودش، و حتی به لحاظ سیستماتیک نسبت به زمان برده دای و سیستم امپراطوری و شاهنشاهی، زمانهای پیشین قدمی به پیش بوده، که صد البته قابل مقایسه با استالین نیست، استالین انسانی بسیار زحمتکش و انقلابی و فداکار و شرافتمند بود …. اما سیستمش سیسم سازماندهی سیاسی و تشکیلاتی اش، انچه تو در اینجا عامدانه از آن چشم می پوشی و مدعی دانش هم هستی، یا شاید نمی دانی، سیستم سازماندهی استالینی بلوک شرقی، و حتی سازماندهی امروز اغلب چپ های ما، رهبری یک نفره پولیت بوروئی با محتوی اجتماعی بودن شیوه تولید سوسیالیستی خوانائی نداشت و ندارد، این شیوه تا ابد نخواهد داشت، ایا این چپ های امروزی ما آدم های بدی هستند؟ اصلا و ابدآ از جان مایه می گذارند، اما بقول لنین راه جهنم را با نیات خیر برایمان فرش می کنند … شکل سازماندهی قدرت سیاسی استالینی با محتوی سوسیالیستی شوه تولید سوسیالیستی؟ بله، یکی نبود، از این دو باید یکی نابود می شد، البته زمان و همان حرکت دیالکتیکی را فراموش نکن، ابتدا تا زمانی که قدرت در دست استالین بود مردم را نابود نمود، وقتی بدست مردم افتاد انگونه سوسیالیزم را نابود نمودند، نابودی انگونه سوسیالیزم پولیت بوروئی فتوکپی نابودی دمرکراسی های بورژوائی به لحاظ ماهوی است، نابودی آن نوع سوسیالیزم به معنای نابودی سوسیالیزم و نابودی تلاش برای سوسیالیزم وحکومت کارگری نیست، آنگونه که امپریالیستها و توده عوام و نادان و از جمله تو دانشمند، در یک جنگ روانی و ایدئولوژیک در یک راستا بر یک بستر جنگ روانی ردیف می شوید، نابودی سوسیالیزم بوروکراتیک یا فئودالی یا تخیلی یا … درست مانند نابود نمودن دمرکراسی های بورژوائی ملائی است، رئیس جمهور عوض نمودن، با تصور تحولات بنیادی داشتن، حماقتی است از بازی در سیرک خنده دار تر، در صورتیکه هر تحول سیاسی در جامعه طبقاتی اگر برای بدست گیری قدرت سیاسی در دست طبقه کارگر و برقراری ازادی و برابری و تعین سرنوشت انسانهای کار و زحمت بدست خود نباشد، اگر برای برابری و ازادی و سوسیالیزم و سازماندهی دولت نوع کمون نباشد، باز هم اب در هاون کوبیدن است، به همان گونه ای که آن نوع سوسیالیزم فردی امام زاده ای، نوعی از بوروکراتیسم سرمایه داری است با تابلوی سر در دکانی بنام سوسیالیزم … ما کمونیستها خود را نقد می کنیم تا راه را برای نابودی سیستم استثمار انسان از انسان باز کنیم و در مقابل، تو با ژست چپ نمایانه ات، تلاش برای از بین بردن نابرابری ها را تخطئه می کنی، با همان شیوه ناشایست سرمایه داران، تو همراه با مزدوران بورژوازی و خود سرمایه داران، تلاش برای نابودی و بیخود بودن سوسیالیزم را داری تبلیغ می کنی، پیش می بری و دوست داری پیش ببری، تو بازهم کل مجموعه تلاش برای سوسیالیزم را با همین شیوه زیر سئوال می بری، گرد و خاک می کنی، از سر اجبار بر ضد سوسیالیزم به شکل و رنگ لباس سوسیالیستی در می ائی، اگر یک ذره درستی درحرفهایت وجود می داشت با وسایل شرافتمندانه برای اهداف شرافتمندانه تلاش می نمودی از شانس بد گیر کسی مانند من می افتی و مانند غلطک تاریخ به اسفالت تاریخ می چسپانمت و …. اینها همه اش حرف است، بیا تا زنده صحبت کنیم … چرا می ترسی … بیا من را شکست بده تا ازت یاد بگیرم، باور کن من ادم ساده ای هستم، چیزی را بلد نباشم سعی می کنم یاد بگیرم …ترسی از اموزش ندارم، اما صادقم، در مقابل تو خیلی بلدی بسیار، اما ضد کمونیست ضد سوسیالیزمی ….این است اختلاف من و تو ….البته همیشه باید جای شک علمی را نیز نگه داشت شاید تو هنوز نمی دانی سوسیالیزم به چه معناست، به همین خاطر بر سر شاخ و بن می بری، زیرا هرکسی از ظن خود شد یار من را بازی می کنی، وگرنه تا این حد اصرار نمودن فقط از یک شارلاتان بر می اید …. عمر محمدی


 

آنجا که نادانی افتخار است، و دانائی فقط برای خداست، آنجا فرهنگ مذهبی، مخصوصآ اسلامی حاکم است….ان ذهن عادت به قفس دارد

آنجا که نادانی افتخار است، و دانائی فقط برای خداست، آنجا فرهنگ مذهبی، مخصوصآ اسلامی حاکم است….ان ذهن عادت به قفس دارد.
Omar Mohammadi·Freitag, 19. Mai 20171
عمر, [18.05.17 12:53]
…عمرمحمدی ،کاک شهر یار بدان، نادانی افتخار نیست، شرم است، بقول آین اشتاین اگر مغز آدمها به اندازه فقط دو درصد معده روده شان کار می کرد، اکنون ما جهان دیگری داشتیم ………..

Shahriar Ayazi کاک عمر کارشناس تمام مسائل میباشد هرچند این مطلب نوشته شده یک نوشتار میباشد……کاک شهریارتو دراین راستاتنهانیستی،نگران نباش،این رضای رحیمی پسرعمویم، رضای رحیمی نیز همین رفتارتو راالبته بشکل خشن تری ارائه نمود، میگفت عمرتمامی نوشته هایت، همه اش یک مطلب است،یک مطلب تکراری،یعنی برای اوگردوبازی وفوتبال یکی است،زیرا وسیله بازی در هر دوبازی یعنی توپ وگردو،گردهستند،یکی شکل اند، پس بازی هانیز یکی اند، درحالی که او خودش حتی نمی تواندحتی، یک نامه فدایت شوم برای دخترش بنویسد،از زاویه ای نوشته هایم را نقد می کند که … گوساله نیز به این روش و نحوه بیان خنده اش می گیرد، درعوض تاکیدبر انسجام فکری واندیشه وقبول یک روش علمی، نه قاظی پاتی و دری وری نوشتن،انچه که از محسنات می تواندباشد،درنظرایشان به عیب تبدیل می شود… حال نوبت شماست، نوبت او هم می رسد، اگر جمله ای فقط جمله ای بنویسد،برایت کالبد شکافی فکری و …خواهم نمود،بماند. او جرات بیان ندارد، زیرا می داند که چیزی برای گفتن ندارد،
عمرمحمدی: کاک شهریار ایاذی عزیز، شاید ایرادات تو به این علت است که تکیه گاه تفکرم خدا و توهمات و اسمانهانیست و نمی باشد، و من ازآن دسته انسانهانیستم که جواب هر سئوالی رابا کار خدا خر و شیطان ونمی دانم و خدا می داند و ازاین قبیل حرفهاارائه نمایم،من درهر موردی برای هر چیزی، درحد توان و امکانم سریع الانتقال وبرقی،بدون وقت تلف نمودن و انتظار از اسمانها، سعی می کنم کشف کنم، به همین دلیل آن جهت اضافات و خرافات را از ذهنم بیرون ریخته و میدانم مذهب و کار خدا و خر و شیطان وقت تلف نمودن است و سرگرمی، وجود هرپدیده ای علت و معلولی دارد، اصولی علمی برای تفکراتم و مسیر تفکرم دارم، می توانم تا حدودی درک نمایم و به روابط منطقی میان پدیده هافکرمی کنم. گاهی عقلم به جائی نمی رسد، زیرااطلاعاتم صفریا بسیارکم است،انگاه دنبال اطلاعات و دانش می روم، گاهی فوری می فهمم ای بابااین موضوع اصلا چیز دیگری است، درتفکر و درک مطالب، همان روش سقراط رابکار می برم، که دربرابر هر چیزی، هرانچه که هست، علت هر پدیده ای یک علامت سئوال می گذارم و مدام درفکر کشف آن سر دیگر موضوع و روابط موضوعات دریک ارتباط منطقی هستم، تصورکن چگونه تناقضی در سیستم فکری ام باید وجود داشته باشد، که مردم را به درک ضرورت و فکرنمودن ویاد گیری و دانش دعوت می کنم، درعین حال خودم،بایک فروتنی احمقانه،تظاهر به نادانی را ارائه دهم، در واقع شهامت فکری واخلاقی روبروئی با مسائل رانداشته باشم، از اینکه چیز جدیدی را در مسیر ادراک خودم کشف کنم، دربروم، از روبروئی با واقعیات در بروم، نبادا پی ببرند وبه من بگویند نمی داند،چیزی راندانم،خوب نمی دانم، دارم یاد می گیرم،براین مبنا، برای اینکه خیالت را راحت کنم و بدانی و اطلاع داشته باشی، من عالم و دانشممد تمامی علوم هستی می باشم، درتمامی کائنات فقط یک عمرمحمدی وجود دارد که همه چیز را می داند، و تو متاسفانه در عوض اینکه به ادعاهای من جواب دهی و نوشته هایم را نقد کنی، حتی یک مورد درتمامی نوشته های من به من نشان دهی که بی باروت تیر درکرده و دانسته وندانسته چرند گفته ام، که البته تواصلا اینکاره نیستی، در توانت نیستی از انشاي نوشتارت پیداست، درعوض مانندیک ادم حسود رفتارمی نمائی، این رضای پسر عمویم نیز همین رفتار تو راالبته بشکل خشن تری ارائه نمود، میگفت عمر تمامی نوشته هایت، همه اش یک مطلب است، یک مطلب تکراری، یعنی برای او گردو بازی وفوتبال یکی است، چون وسیله بازی در هر دوبازی یعنی توپ و گردو،گرد است، پس باز ها نیز یکی اند، درحالی که او خودش حتی نمی تواند، حتی یک نامه فدایت شوم برای دخترش بنویسد، من درحدود دوهزار مطلب نوشته دارم، موجوداند،فقط ازتجربیات و چکیده مغزم نوشته ام، یعنی منظور این است، کپی برداری و از کسی دزدی ننموده ام، درصورتیکه محتویات مغز بسیاری ها را مانند کله پاچه، حتی اگربتکانی، تمامی دانش و دانسته هایشان حتی یک صفحه آ چهار را هم پر نمی نماید، ادعایم را قبول نداری ؟ برو طول و عرض کهکشان راه شیری را به پیما … محض اطلاعت، نادانی افتخار نیست، شرم انسان است …. در ضمن من در کجا ادعائی داشته ام، یا مطلبی را بی پایه و اساس مطرح نموده ام، بی باروت تیر درکرده و بی ربط چیزی گفته و ادعائی بی پایه داشته ام؟ یک مورد را به من نشان بده … چیزی را که بلد نباشم، خوب نمی دانم، اگر لازم شود تا آن سر دنیا بدنبال کشف آن علت ها می روم، شک داشته باشم و حدس بزنم و ندانم جای خود دارد، با صدای بلند اعلام می دارم و از حقیقت تا پای جان دفاع خواهم نمود و ترسی از هیچ قضاوتی ندارم، این اساس شهامت اخلاقی من است، باز هم محض اطلاعت من هیچگاه نمی توانم مانند گوسفند دنباله رو باشم و چیزی را حفظ وتکرار نمایم، اگر از موضوع سر در نیاورم اذیت می شوم، من در تمامی طول زندگی ام به هرچیزی که برایم سئوال شود، به آن موضوع کنجکاو شوم، ابتدا سعی دارم روابط منطقی و قانون مندی های درونی پدیده را، بعد شرایط آن و در رابطه با موضوعات دیگر و تمامی عمل و عکس العمل های درونی و کنش و واکنش هایش در شرایط گوناگون بیرونی را در حد امکان زیر و رو کنم، یعنی یک نقطه در یک دستگاه ریاضی و ان دستگاه ریاضی نسبت به سایر دستگاه های ریاضی دیگر، درست به همانگونه شرایط وجود پدیده ها را در نظر می گیرم و از زاویه های مختلفی انرا حلاجی میکنم و بسیار پیش می اید، که بازهم اشتباه می کنم، این روش مارکس، داروین، آین اشتاین، ارشمیدس، و تمامی کسانی است که زنده زندگی می نمایند، داوینچی و ارشمیدس، نمونه برجسته این موضوع اند، مدام یاد می گیرم، این را از برادرم عطا که ترورش نمودند، یاد گرفته ام، یا بهتر است عرض کنم با هم یاد گرفته ایم، درکلاس پنجم و ششم مدرسه ابتدائی از کتابهای دانشگاه تهران در رابطه با موضوعات مختلف بهره می بردیم، وفا علی طلب آن کتابدار دلسوز و مهربان کتابخانه سنندج را باید بشناسی، کمک فراوانی دراین راه نمود،یادش گرامی باد، یاقبل ترها کتابهای کتابخانه پدرم مخصوصآ در رابطه با علوم نجوم، دراین مسیر کمک بود، از بازنمودن و سر کشیدن به درون ساعت های مچی و کارکرد های درونی اش تا کهکشانها رابا هم زیر و رو می نمودیم و سعی در شناخت داشتیم ….فقط تو نیستی که اینگونه از دست من ناراهنی، و اینگونه مذهبی وار دلت می خواهد فقط خدای باریک تعالی دانش مطلق باشد، این چنین می گوئی، حتی معلم بیولوژی ام هنگامی که درکنفرانس دبیرستان، مطرح می نمودم هر مردی مقداری زن است و هر زنی مقداری مرد،باتشر به من می گفت، یعنی تو الان زنی؟ می خواست بقول خودش کسری دانش و درک و حماقت خودش رابامسخره نمودن من جلو سایر همکلاسی هایم جبران نماید، در حالی که در هفده سالگی سه هزار لغت انگلیسی رایک ماهه حفظ نمودم،بله سه هزار لغت، و عطابرادرم تعجب نمود، همانگونه که توالان فکر می کنی بلوف می زنم، عطا لغات را شمرد، و تشویق به انگلیسی خواندن شد و همانطور حیدر برادرم بدنبال مابه خواندن زبان انگلیسی روی اورد، معلم زبان روسی ام می گفت تو مانند زرافه زبان می خوانی از بالا میائی پائین، در زبان روسی درعرض دوماه هشتاد درصد صحبتهای از دیپلم به بالا را حالی می شدم، در شش ماه مترجم صحبتهای فیلم های روسی برای دوستانم بودم، و چه باید کرد لنین را به روسی می خواندم و کامل می فهمیدم،یا مقایسه ابعادکهکشانها و ستارگان در ساعت اقای احمد خلیقی درکلاس هشتم دبیرستان رازی سنندج، حتی درکلاس یازدهم در خواب باترکیب تصویر تانژانت و کتانژانت که در دو جهت مختلف تابینهایت می روند، من هستی جهان کیهانی را در خواب دیدم که در بینهایت بسوی هم می ایند و تشکیل قطره ای می دهند، مانند قطره ای سرازیر است، نوک قطره شروع بیگ بنگ است، ده ها سال بعد دریک برنامه تلویزیونی دراورپا دانشممدان با استفاده از سوپر کامپیوترها همان تصویر خواب من را نشان دادند، وباعث تعجب خود من شد،یعنی جهان هستی این کائنات ما، قطره ای بر عکس بعد از بیگ بنگ است، برو فکر کن ببین اینگونه هست یا نه، بعدش هم اگر مایل بودی بگو عمرمحمدی دیوانه هم شده است، به تخم دو زرده مرغ خانه خاله فریده ام، عمر دیوانه است، زیرا شهامت بیان مطالب نو را دارد، در کردستان بعد بارش برف،قوی ترین مردان با رفتن از میان برفها، راه را برای بقیه باز میکنند، نو اوری نیز کار هرکسی نیست، در هر صورت طولانی می شود … عرض کنم که تمامی دانش کل جامعه بشری با تمامی دانشگاه ها و استادان و تمامی علوم در کل کره زمین حدود 4 در صد دانش هستی هم نمی شود و نیست …. بقول انگلس، ما در ماقبل بشریتیم و داریم یاد می گیریم و به همین دلیل، محض اطلاعت من در بیست و چهار ساعت حتی یک دقیقه اش رابیکار نمی نشینم، سعی می کنم در حال یاد گیری باشم، حتی در خواب … بعضی از دوستان به من هیپو اکتیو می گویند، بعضی ها تعجب می کنند این همه انرژی ار کجا میاید و بعضی ها نیز حسادت دارد چشمانشان را کور می کند … به من چه ؟ من مسئول زندگی خودم هستم، آنگونه که به خود اعتماد دارم راهم را می روم، اگر اشتباهی باشد، تصحیح می کنم و باز هم یاد می گیرم، خلاصه کلام، آمدنم به این دنیا دست خودم نبود امارفتنم دست خودم خواهد بود قول می دهم…. زندگی فقط در تلاش برای تکامل خود و دیگری معنا دارد، من در این راه امیدوارم کم نیارم، بقول مارکس در انشای کلاس دوازده اش، زمانی می رسد که انسان والائی را پشت سرنهد،اری درست می گوید، بایدازدنیای حیوانات ونادانی فاصله گرفت، وگرنه همه مایک دستگاه گوه و شاش سازی بیشتر نخواهیم بود، ببخشید گاز کربنیک هم … اگر حرفهایم راقبول نداری بفرما ثابت کن در کدام موضوع بی ربط حرف زده ام … این برای دست گرمی … بقیه داستان بماند اگر مایل بودی، برای بعد…. قربانت عمرمحمدی همه چیز دان …..بله آقای گوپی همه چیز دان یک کارتون تلویزیونی بود، که این اقای گوپی همه چیز را می دانست …منم، منم
عمرمحمدی

…عمرمحمدی ،کاک شهر یار بدان، نادانی افتخار نیست، شرم است، بقول آین اشتاین اگر مغز آدمها به اندازه فقط دو درصد معده روده شان کار می کرد، اکنون ما جهان دیگری داشتیم ………..
                                                                 Shahriar Ayazi  کاک عمر کارشناس تمام مسائل میباشد هرچند این مطلب نوشته شده یک نوشتار میباشد......کاک شهریارتو دراین راستاتنهانیستی،نگران نباش،این رضای رحیمی پسرعمویم، رضای رحیمی نیز همین رفتارتو راالبته بشکل خشن تری ارائه نمود، میگفت عمرتمامی نوشته هایت، همه اش یک مطلب است،یک مطلب تکراری،یعنی برای اوگردوبازی وفوتبال یکی است،زیرا وسیله بازی در هر دوبازی یعنی توپ وگردو،گردهستند،یکی شکل اند، پس بازی هانیز یکی اند، درحالی که او خودش حتی نمی تواندحتی، یک نامه فدایت شوم برای دخترش بنویسد،از زاویه ای نوشته هایم را نقد می کند که ... گوساله نیز به این روش و نحوه بیان خنده اش می گیرد، درعوض تاکیدبر انسجام فکری واندیشه وقبول یک روش علمی، نه قاظی پاتی و دری وری نوشتن،انچه که از محسنات می تواندباشد،درنظرایشان به عیب تبدیل می شود... حال نوبت شماست، نوبت او هم می رسد، اگر جمله ای فقط جمله ای بنویسد،برایت کالبد شکافی فکری و ...خواهم نمود،بماند. او جرات بیان ندارد، زیرا می داند که چیزی برای گفتن ندارد، 
 عمرمحمدی: کاک شهریار ایاذی عزیز، شاید ایرادات تو به این علت است که تکیه گاه تفکرم خدا و توهمات و اسمانهانیست و نمی باشد، و من ازآن دسته انسانهانیستم که جواب هر سئوالی رابا کار خدا خر و شیطان ونمی دانم و خدا می داند و ازاین قبیل حرفهاارائه نمایم،من درهر موردی برای هر چیزی، درحد توان و امکانم سریع الانتقال وبرقی،بدون وقت تلف نمودن و انتظار از اسمانها، سعی می کنم کشف کنم، به همین دلیل آن جهت اضافات و خرافات را از ذهنم بیرون ریخته و میدانم مذهب و کار خدا و خر و شیطان وقت تلف نمودن است و سرگرمی، وجود هرپدیده ای علت و معلولی دارد، اصولی علمی برای تفکراتم و مسیر تفکرم دارم، می توانم تا حدودی درک نمایم و به روابط منطقی میان پدیده هافکرمی کنم. گاهی عقلم به جائی نمی رسد، زیرااطلاعاتم صفریا بسیارکم است،انگاه دنبال اطلاعات و دانش می روم، گاهی فوری می فهمم ای بابااین موضوع اصلا چیز دیگری است، درتفکر و درک مطالب، همان روش سقراط رابکار می برم، که دربرابر هر چیزی، هرانچه که هست، علت هر پدیده ای یک علامت سئوال می گذارم و مدام درفکر کشف آن سر دیگر موضوع و روابط موضوعات دریک ارتباط منطقی هستم، تصورکن چگونه تناقضی در سیستم فکری ام باید وجود داشته باشد، که مردم را به درک ضرورت و فکرنمودن ویاد گیری و دانش دعوت می کنم، درعین حال خودم،بایک فروتنی احمقانه،تظاهر به نادانی را ارائه دهم، در واقع شهامت فکری واخلاقی روبروئی با مسائل رانداشته باشم، از اینکه چیز جدیدی را در مسیر ادراک خودم کشف کنم، دربروم، از روبروئی با واقعیات در بروم، نبادا پی ببرند وبه من بگویند نمی داند،چیزی راندانم،خوب نمی دانم، دارم یاد می گیرم،براین مبنا، برای اینکه خیالت را راحت کنم و بدانی و اطلاع داشته باشی، من عالم و دانشممد تمامی علوم هستی می باشم، درتمامی کائنات فقط یک عمرمحمدی وجود دارد که همه چیز را می داند، و تو متاسفانه در عوض اینکه به ادعاهای من جواب دهی و نوشته هایم را نقد کنی، حتی یک مورد درتمامی نوشته های من به من نشان دهی که بی باروت تیر درکرده و دانسته وندانسته چرند گفته ام، که البته تواصلا اینکاره نیستی، در توانت نیستی از انشاي نوشتارت پیداست، درعوض مانندیک ادم حسود رفتارمی نمائی، این رضای پسر عمویم نیز همین رفتار تو راالبته بشکل خشن تری ارائه نمود، میگفت عمر تمامی نوشته هایت، همه اش یک مطلب است، یک مطلب تکراری، یعنی برای او گردو بازی وفوتبال یکی است، چون وسیله بازی در هر دوبازی یعنی توپ و گردو،گرد است، پس باز ها نیز یکی اند، درحالی که او خودش حتی نمی تواند، حتی یک نامه فدایت شوم برای دخترش بنویسد، من درحدود دوهزار مطلب نوشته دارم، موجوداند،فقط ازتجربیات و چکیده مغزم نوشته ام، یعنی منظور این است، کپی برداری و از کسی دزدی ننموده ام، درصورتیکه  محتویات مغز بسیاری ها را مانند کله پاچه، حتی اگربتکانی، تمامی دانش و دانسته هایشان حتی یک صفحه آ چهار را هم پر نمی نماید، ادعایم را قبول نداری ؟ برو طول و عرض کهکشان راه شیری را به پیما ... محض اطلاعت، نادانی افتخار نیست، شرم انسان است .... در ضمن من در کجا ادعائی داشته ام، یا مطلبی را بی پایه و اساس مطرح نموده ام، بی باروت تیر درکرده و بی ربط چیزی گفته و ادعائی بی پایه داشته ام؟ یک مورد را به من نشان بده ... چیزی را که بلد نباشم، خوب نمی دانم، اگر لازم شود تا آن سر دنیا بدنبال کشف آن علت ها می روم، شک داشته باشم و حدس بزنم و ندانم جای خود دارد، با صدای بلند اعلام می دارم و از حقیقت تا پای جان دفاع خواهم نمود و ترسی از هیچ قضاوتی ندارم، این اساس شهامت اخلاقی من است، باز هم محض اطلاعت من هیچگاه نمی توانم مانند گوسفند دنباله رو باشم و چیزی را حفظ وتکرار نمایم، اگر از موضوع سر در نیاورم اذیت می شوم، من در تمامی طول زندگی ام به هرچیزی که برایم سئوال شود، به آن موضوع کنجکاو شوم، ابتدا سعی دارم روابط منطقی و قانون مندی های درونی پدیده را، بعد شرایط آن و در رابطه با موضوعات دیگر و تمامی عمل و عکس العمل های درونی و کنش و واکنش هایش در شرایط گوناگون بیرونی را در حد امکان زیر و رو کنم، یعنی یک نقطه در یک دستگاه ریاضی و ان دستگاه ریاضی نسبت به سایر دستگاه های ریاضی دیگر، درست به همانگونه شرایط وجود پدیده ها را در نظر می گیرم و از زاویه های مختلفی انرا حلاجی میکنم و بسیار پیش می اید، که بازهم اشتباه می کنم، این روش مارکس، داروین، آین اشتاین، ارشمیدس، و تمامی کسانی است که زنده زندگی می نمایند، داوینچی و ارشمیدس، نمونه برجسته این موضوع اند، مدام یاد می گیرم، این را از برادرم عطا که ترورش نمودند، یاد گرفته ام، یا بهتر است عرض کنم با هم یاد گرفته ایم، درکلاس پنجم و ششم مدرسه ابتدائی از کتابهای دانشگاه تهران در رابطه با موضوعات مختلف بهره می بردیم، وفا علی طلب آن کتابدار دلسوز و مهربان کتابخانه سنندج را باید بشناسی، کمک فراوانی دراین راه نمود،یادش گرامی باد، یاقبل ترها کتابهای کتابخانه پدرم مخصوصآ در رابطه با علوم نجوم، دراین مسیر کمک بود، از بازنمودن و سر کشیدن به درون ساعت های مچی و کارکرد های درونی اش تا کهکشانها رابا هم زیر و رو می نمودیم و سعی در شناخت داشتیم ....فقط تو نیستی که اینگونه از دست من ناراهنی، و اینگونه مذهبی وار دلت می خواهد فقط خدای باریک تعالی دانش مطلق باشد، این چنین می گوئی، حتی معلم بیولوژی ام هنگامی که درکنفرانس دبیرستان، مطرح می نمودم هر مردی مقداری زن است و هر زنی مقداری مرد،باتشر به من می گفت، یعنی تو الان زنی؟ می خواست بقول خودش کسری دانش و درک و حماقت خودش رابامسخره نمودن من جلو سایر همکلاسی هایم جبران نماید، در حالی که در هفده سالگی سه هزار لغت انگلیسی رایک ماهه حفظ نمودم،بله سه هزار لغت، و عطابرادرم تعجب نمود، همانگونه که توالان فکر می کنی بلوف می زنم، عطا لغات را شمرد، و تشویق به انگلیسی خواندن شد و همانطور حیدر برادرم بدنبال مابه خواندن زبان انگلیسی روی اورد، معلم زبان روسی ام می گفت تو مانند زرافه زبان می خوانی از بالا میائی پائین، در زبان روسی درعرض دوماه هشتاد درصد صحبتهای از دیپلم به بالا را حالی می شدم، در شش ماه مترجم صحبتهای فیلم های روسی برای دوستانم بودم، و چه باید کرد لنین را به روسی می خواندم و کامل می فهمیدم،یا مقایسه ابعادکهکشانها و ستارگان در ساعت اقای احمد خلیقی درکلاس هشتم دبیرستان رازی سنندج، حتی درکلاس یازدهم در خواب باترکیب تصویر تانژانت و کتانژانت که در دو جهت مختلف تابینهایت می روند، من هستی جهان کیهانی را در خواب دیدم که در بینهایت بسوی هم می ایند و تشکیل قطره ای می دهند، مانند قطره ای سرازیر است، نوک قطره شروع بیگ بنگ است، ده ها سال بعد دریک برنامه تلویزیونی دراورپا دانشممدان با استفاده از سوپر کامپیوترها همان تصویر خواب من را نشان دادند، وباعث تعجب خود من شد،یعنی جهان هستی این کائنات ما، قطره ای بر عکس بعد از بیگ بنگ است، برو فکر کن ببین اینگونه هست یا نه، بعدش هم اگر مایل بودی بگو عمرمحمدی دیوانه هم شده است، به تخم دو زرده مرغ خانه خاله فریده ام، عمر دیوانه است، زیرا شهامت بیان مطالب نو را دارد، در کردستان بعد بارش برف،قوی ترین مردان با رفتن از میان برفها، راه را برای بقیه باز میکنند، نو اوری نیز کار هرکسی نیست، در هر صورت طولانی می شود ... عرض کنم که تمامی دانش کل جامعه بشری با تمامی دانشگاه ها و استادان و تمامی علوم در کل کره زمین حدود 4 در صد دانش هستی هم نمی شود و نیست .... بقول انگلس، ما در ماقبل بشریتیم و داریم یاد می گیریم و به همین دلیل، محض اطلاعت من در بیست و چهار ساعت حتی یک دقیقه اش رابیکار نمی نشینم، سعی می کنم در حال یاد گیری باشم، حتی در خواب ... بعضی از دوستان به من هیپو اکتیو می گویند، بعضی ها تعجب می کنند این همه انرژی ار کجا میاید و بعضی ها نیز حسادت دارد چشمانشان را کور می کند ... به من چه ؟ من مسئول زندگی خودم هستم، آنگونه که به خود اعتماد دارم راهم را می روم، اگر اشتباهی باشد، تصحیح می کنم و باز هم یاد می گیرم، خلاصه کلام، آمدنم به این دنیا دست خودم نبود امارفتنم دست خودم خواهد بود قول می دهم.... زندگی فقط در تلاش برای تکامل خود و دیگری معنا دارد، من در این راه امیدوارم کم نیارم، بقول مارکس در انشای کلاس دوازده اش، زمانی می رسد که انسان والائی را پشت سرنهد،اری درست می گوید، بایدازدنیای حیوانات ونادانی فاصله گرفت، وگرنه همه مایک دستگاه گوه و شاش سازی بیشتر نخواهیم بود، ببخشید گاز کربنیک هم ... اگر حرفهایم راقبول نداری بفرما ثابت کن در کدام موضوع بی ربط حرف زده ام ... این برای دست گرمی ... بقیه داستان بماند اگر مایل بودی، برای بعد....  قربانت عمرمحمدی همه چیز دان .....بله آقای گوپی همه چیز دان یک کارتون تلویزیونی بود، که این اقای گوپی همه چیز را می دانست ...منم، منم
عمرمحمدی

مذهب و دین و استثمار روحی و مادی و معنوی

دوشیدن امریکااین سئوال اینگونه دقیق تر است، آیا اگر مذهب نبود بهتر می بود؟ که، مذهب متعلق به یک دوران خاص از زندگی بشر است، دقیقا با تنوع در شیوه تولید، شکل و ظاهر ادیان نیز تغیرات می نمایند، به تعداد قبایل و ملیتها و حتی بیشتر از تعداد اقوام و خلقها، دین و مذهب و فرهنگ و زبان وجود دارند، همه انها، حاکی از عبور از مقاطعی از تاریخ بشر اولیه هستند، که با از میان رفتن مالکیت خصوصی و شیوه استثماری تولید، زمینه وجود مذاهب نیز از میان می روند، پدیده استثمار روحی مکمل استثمار مادی است، که همراه با مالکیت خصوصی بوجود امد، بعد از کشف کشاورزی و برقراری سیستم برده داری، که ابتدا کودکان، بعد زنان اولین بردگان بودند، ادیان نیز به خاطر دفاع از مالکیت خصوصی ارباب و ریش سفید قبیله و حاکم، بعدها شد امام، از توتم پرستی با تمامی تنوعاتی که دارند، دریک کانال و بر یک بستر شکل گرفتند، یعنی از شکل لولو سر خرمن، ادیان و مذاهب بوجود امدند، اساسا ادیان و مذاهب و علم بدنبال کشف حقیقت، ازجادو گری نشآت گرفتند، بت ها و فرشته باران و دیو خشکسالی؟ که جادو گری در شکل ادیان و مذاهب و رویا بافی و توهمات ادامه یافت، علم درشکل جستجو و کشف حقیقت و حقیقت گوئی بوجود امد،و ازادی اندیشه از ان زمان ممنوع شد، که برای کشف حقیقت علم لازم بود، علم باعث رشد و تکامل جامعه بشری گردید، جادوگری و خرافات و جن و شیطان و توتم ها و لولو ها و تصورات بی مایه و بی معنی و خیالات و تصورات و توهم انسان نیمه میمون، جادوگری را در شکل مذهب در برابر علم ادامه داد، در طول حرکت و موجودیت بشر از دل توحش و انسان وحشی و نادانی و مذهب در تاریخ بشر اولیه، به نسبت نادانی انسان اولیه و نفهم،که بسیار بیش از انسانهای متفکر هستند و بودند، مذهب وسعت بسیار بیشتری داشته و دارد، مخصوصآ هنگامی که با زور و اجبار گزمگان و کشتار کنندگان اندیشه و انسان همراه می شود و بود، در تاریخ بشر، مذهب باعث نابودی دستاورد های زندگی و تفکر بشری بوده است، اثرات علم را همراه با کتاب سوزانیدن و کشتار اندیشمندان چه در اروپا و یا در اسیا می توان دید، حتی بعد از کشف امریکا مسیحی های اروپائی تمامی الواح پزشکی قبایل اینکاها را نابود نمودند، که مانند دارو های جالینوسی یونانی خواص گیاهان را ثبت نموده بودند، مسیحی ها درست مانند عمر که کتابها را سوزانید، اینها نیز الوح پزشکی اینکا ها را نابود نمودند، اثرات این توحش دین را می توان امروز نیز با خمیر نمودن کتابهای دانشگاه های ایران بوسیله ملا ها دید، که این درگیری میان انسان و توحش یک دوران ازعبور انسان از توحش بشر اولیه است، توحش مذهب نوعی وسیله در دست حاکمان انسان اولیه برای دفاع از مازاد محصول و در نتیجه شکل گرفتن برده داری در ماقبل دوران برده داری بشر اولیه بوده است، که متاسفانه امروز درجامعه ما هنوز این توحش مذهب و دین حاکم است،برای رهائی انسان از توحش نیز، زمینه آنرا ابتدا باید شخم زد، با از میان رفتن مالکیت خصوصی و این روابط میان طالبان و امریکا و داعش و اسرائیل و امریکا و ترکیه و دین و مذاهب نیز ضرورتی نخواهد داشت، مبارزه برای سوسیالیزم و ازادی و برابری، ناچارا باید با مذهب و توحش نیز درگیر شود، هست، آری تکامل اندیشه انسانی نیز مانند هر پدیده دیگری زمانی برای تغیرات و تکامل لازم داشته و دارد، درک ضرورت مانند هر پدیده دیگری زمان لازم دارد، که تابعی از یک متغیر اجتماعی و تاریخی است، که تغییرات اساسی مادی و اجتماعی فقط بر پایه شیوه تولید و سازمانها و سیستم های اجتماعی معنی دارند، این مراحل می بایستی به لحاظ اندیشه نیز طی می شدند، همانگونه که اگر برده داری نمی بود، بقول کارل مارکس، سرمایه داری نیز نمی توانست بوجود اید، تکامل اندیشه بشری نیز از دل توحش به سوی تکامل می بایست از یک مرحله تاریخی بنام مذهب، می بایست عبور می نمود، مذهب و مالکیت خصوصی و برده داری و فرماسیون های اجتماعی متعلق به دوران های خاص از تکامل و مرحله ای عقب مانده از تاریخ بشر، بر مبنای شیوه تولید و سازمانهای اجتماعی مربوطه و سیستم های اجتماعی شان هستند، همانگونه که تنوع ادیان در زمان برده داری بیشترین گسترش را داشته است، زیرا فاصله قبایل و گروه های اجتماعی از یکدیگر و عقب ماندگی شیوه تولید و کمبود راه های ارتباطی و گردش کالائی و دانش و نادانی و عقب ماندگی اندیشه بشری بسیار بزرگ تر از اکنون بوده، امروز مذهب پول خدائی یا پول فیتیشی جای خدای زمان برده داری را گرفته و پیروان خودش را دارد، بیمه های اجتماعی جای دعا و ملا و خدا و امامزاده ها را گرفته که حتی شیخ و ملا ها نیز در صورت داشتن مشکل پزشکی به امام زاده ها نمی روند، به بیمارستان میروند، اما مشکل پولی شان را در امام زاده ها حل می نمایند، در بیمارستان به دستگاه اکسیژن وصل می شوند، در امام زاده ها به شماره حساب و بانک، ادیان در زمان سرمایه داری به این همه گسترش و تنوع زمان برده داری نیست، بسیار سطحی تر است، زیرا که مالکیت نیز جهانی تر است، قبلا هر قبیله ای دین خودش بت و توتم خودش را داشت، درست مانند زبان، هر قبیله ای زبان و لهجه خود را داشت، از انجائیکه امروز دوران گذار به سوسیالیزم و عصر گندیدگی سیستم سرمایه داری به لحاظ تاریخی است، مذهب از رنگ و بو و حال و هوای زمان برده داری بسیار فاصله گرفته، داعش واقعی تر بود و هست، نسبت به این ادیان و مذاهب کشیشان و ملا ها، اما همه انها با زمان اکنون خوانائی ندارند، امروز کسی را به خاطر بی دینی یا انکار وجود خدا نمی سوزانند و نمی کشند، مگر در ایران و عربستان، یا در میان وحشی های مسلمان، کسی را حلاج وار بر دار نمی برند، با از بین رفتن مالکیت خصوصی زمینه وجود ادیان نیز از میان می رود، در مسیر برقراری سوسیالیزم، نابودی مالکیت خصوصی و مذاهب ضرورت زندگی است، که حتمآ عملی می شود ….

عمرمحمدی