مذهب و دین و استثمار روحی و مادی و معنوی

دوشیدن امریکااین سئوال اینگونه دقیق تر است، آیا اگر مذهب نبود بهتر می بود؟ که، مذهب متعلق به یک دوران خاص از زندگی بشر است، دقیقا با تنوع در شیوه تولید، شکل و ظاهر ادیان نیز تغیرات می نمایند، به تعداد قبایل و ملیتها و حتی بیشتر از تعداد اقوام و خلقها، دین و مذهب و فرهنگ و زبان وجود دارند، همه انها، حاکی از عبور از مقاطعی از تاریخ بشر اولیه هستند، که با از میان رفتن مالکیت خصوصی و شیوه استثماری تولید، زمینه وجود مذاهب نیز از میان می روند، پدیده استثمار روحی مکمل استثمار مادی است، که همراه با مالکیت خصوصی بوجود امد، بعد از کشف کشاورزی و برقراری سیستم برده داری، که ابتدا کودکان، بعد زنان اولین بردگان بودند، ادیان نیز به خاطر دفاع از مالکیت خصوصی ارباب و ریش سفید قبیله و حاکم، بعدها شد امام، از توتم پرستی با تمامی تنوعاتی که دارند، دریک کانال و بر یک بستر شکل گرفتند، یعنی از شکل لولو سر خرمن، ادیان و مذاهب بوجود امدند، اساسا ادیان و مذاهب و علم بدنبال کشف حقیقت، ازجادو گری نشآت گرفتند، بت ها و فرشته باران و دیو خشکسالی؟ که جادو گری در شکل ادیان و مذاهب و رویا بافی و توهمات ادامه یافت، علم درشکل جستجو و کشف حقیقت و حقیقت گوئی بوجود امد،و ازادی اندیشه از ان زمان ممنوع شد، که برای کشف حقیقت علم لازم بود، علم باعث رشد و تکامل جامعه بشری گردید، جادوگری و خرافات و جن و شیطان و توتم ها و لولو ها و تصورات بی مایه و بی معنی و خیالات و تصورات و توهم انسان نیمه میمون، جادوگری را در شکل مذهب در برابر علم ادامه داد، در طول حرکت و موجودیت بشر از دل توحش و انسان وحشی و نادانی و مذهب در تاریخ بشر اولیه، به نسبت نادانی انسان اولیه و نفهم،که بسیار بیش از انسانهای متفکر هستند و بودند، مذهب وسعت بسیار بیشتری داشته و دارد، مخصوصآ هنگامی که با زور و اجبار گزمگان و کشتار کنندگان اندیشه و انسان همراه می شود و بود، در تاریخ بشر، مذهب باعث نابودی دستاورد های زندگی و تفکر بشری بوده است، اثرات علم را همراه با کتاب سوزانیدن و کشتار اندیشمندان چه در اروپا و یا در اسیا می توان دید، حتی بعد از کشف امریکا مسیحی های اروپائی تمامی الواح پزشکی قبایل اینکاها را نابود نمودند، که مانند دارو های جالینوسی یونانی خواص گیاهان را ثبت نموده بودند، مسیحی ها درست مانند عمر که کتابها را سوزانید، اینها نیز الوح پزشکی اینکا ها را نابود نمودند، اثرات این توحش دین را می توان امروز نیز با خمیر نمودن کتابهای دانشگاه های ایران بوسیله ملا ها دید، که این درگیری میان انسان و توحش یک دوران ازعبور انسان از توحش بشر اولیه است، توحش مذهب نوعی وسیله در دست حاکمان انسان اولیه برای دفاع از مازاد محصول و در نتیجه شکل گرفتن برده داری در ماقبل دوران برده داری بشر اولیه بوده است، که متاسفانه امروز درجامعه ما هنوز این توحش مذهب و دین حاکم است،برای رهائی انسان از توحش نیز، زمینه آنرا ابتدا باید شخم زد، با از میان رفتن مالکیت خصوصی و این روابط میان طالبان و امریکا و داعش و اسرائیل و امریکا و ترکیه و دین و مذاهب نیز ضرورتی نخواهد داشت، مبارزه برای سوسیالیزم و ازادی و برابری، ناچارا باید با مذهب و توحش نیز درگیر شود، هست، آری تکامل اندیشه انسانی نیز مانند هر پدیده دیگری زمانی برای تغیرات و تکامل لازم داشته و دارد، درک ضرورت مانند هر پدیده دیگری زمان لازم دارد، که تابعی از یک متغیر اجتماعی و تاریخی است، که تغییرات اساسی مادی و اجتماعی فقط بر پایه شیوه تولید و سازمانها و سیستم های اجتماعی معنی دارند، این مراحل می بایستی به لحاظ اندیشه نیز طی می شدند، همانگونه که اگر برده داری نمی بود، بقول کارل مارکس، سرمایه داری نیز نمی توانست بوجود اید، تکامل اندیشه بشری نیز از دل توحش به سوی تکامل می بایست از یک مرحله تاریخی بنام مذهب، می بایست عبور می نمود، مذهب و مالکیت خصوصی و برده داری و فرماسیون های اجتماعی متعلق به دوران های خاص از تکامل و مرحله ای عقب مانده از تاریخ بشر، بر مبنای شیوه تولید و سازمانهای اجتماعی مربوطه و سیستم های اجتماعی شان هستند، همانگونه که تنوع ادیان در زمان برده داری بیشترین گسترش را داشته است، زیرا فاصله قبایل و گروه های اجتماعی از یکدیگر و عقب ماندگی شیوه تولید و کمبود راه های ارتباطی و گردش کالائی و دانش و نادانی و عقب ماندگی اندیشه بشری بسیار بزرگ تر از اکنون بوده، امروز مذهب پول خدائی یا پول فیتیشی جای خدای زمان برده داری را گرفته و پیروان خودش را دارد، بیمه های اجتماعی جای دعا و ملا و خدا و امامزاده ها را گرفته که حتی شیخ و ملا ها نیز در صورت داشتن مشکل پزشکی به امام زاده ها نمی روند، به بیمارستان میروند، اما مشکل پولی شان را در امام زاده ها حل می نمایند، در بیمارستان به دستگاه اکسیژن وصل می شوند، در امام زاده ها به شماره حساب و بانک، ادیان در زمان سرمایه داری به این همه گسترش و تنوع زمان برده داری نیست، بسیار سطحی تر است، زیرا که مالکیت نیز جهانی تر است، قبلا هر قبیله ای دین خودش بت و توتم خودش را داشت، درست مانند زبان، هر قبیله ای زبان و لهجه خود را داشت، از انجائیکه امروز دوران گذار به سوسیالیزم و عصر گندیدگی سیستم سرمایه داری به لحاظ تاریخی است، مذهب از رنگ و بو و حال و هوای زمان برده داری بسیار فاصله گرفته، داعش واقعی تر بود و هست، نسبت به این ادیان و مذاهب کشیشان و ملا ها، اما همه انها با زمان اکنون خوانائی ندارند، امروز کسی را به خاطر بی دینی یا انکار وجود خدا نمی سوزانند و نمی کشند، مگر در ایران و عربستان، یا در میان وحشی های مسلمان، کسی را حلاج وار بر دار نمی برند، با از بین رفتن مالکیت خصوصی زمینه وجود ادیان نیز از میان می رود، در مسیر برقراری سوسیالیزم، نابودی مالکیت خصوصی و مذاهب ضرورت زندگی است، که حتمآ عملی می شود ….

عمرمحمدی

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s