درحکومت اسلام و سرمایه، ارتجاع نیرو هایش را سازمان می دهد، همه چیز را باید در یک جنگ طبقاتی همیشگی با مردم دید و دانست

رای دهندگان در صفهمه بیایند

درحکومت اسلام و سرمایه، ارتجاع نیرو هایش را سازمان می دهد، همه چیز را باید در یک جنگ طبقاتی همیشگی با مردم دید و دانست

بیائیم با هم با صدای بلند فکر کنیم: مارکس جمله قشنگی دارد که می گوید، هر طبقه ای که به قدرت سیاسی دست بیابد، نیروهای متعلق به خوذ را سازمان می دهد. یعنی، در هر جامعه ای، در میان توده های مردم همه نوع ادمی هست، اصل این است، که توده های نا آگاه و نادان، بدون روشنفکرانشان بقول رومن رولان، که حتی برای نان شب فرزندانشان اعتراض نمی نمایند، همیشه قربانی سفاهت، خود و عوام فریبی شارلاتان ها شان بوده اند، حال اگر ما را متهم به توهین به توده مقدس ننمایند، این خاصیت ذهنی توده های مردم درخود است، یعنی بی باوری توده مردم نادان به خود، و این نوع توده های گیر افتاده در چنبره توهم رسیدن به اهداف تنگ نظرانه شان، معمولآ، کوتاه ترین، دم دست ترین، آسان ترین، بی مقدار ترین، فرصت طلبانه ترین و بی ارزش ترین راه های بز رو طوع و خاکساری بقول شاملو را برای رسیدن به مقصد های کوته بینانه و بی ارزش و حقیرشان را بر می گزینند، از سر و کول هم بالا می روند و به اسانی به هر رذالتی می توانند الوده شوند، یک شبه فاشیست می شوند، دنباله رو خمینی و صدام و فلان کسک می شوند، پس فردا رنگ و اندیشه و لباس و اهداف عوض می نمایند، مانند کردها همراه اتا ترک در ارمنی کشی شرکت می کنند، یا جاش و مزدور شاه و خمینی، خلاصه توده ناآگاه و درخود، درست مانند گنجشکی که به هوای خوردن دانه در دام می افتد، روزی مزدور شاه می شوند روزی دیگرجاش فلان شخص و … به عبارتی، ماهیت طبقاتی هرحکومتی را از نیرو های حامی اش باید شناخت، برای داشتن توان و نیروی مخالفت با این سیستم های ضد انسانی و خلاف جریان شنا و مبارزه نمودن، باید شناخت و دانش و انگیزه طبقاتی و درک ضرورت و شهامت اخلاقی و ارزش و والائی داشت، که البته گاهی، در فاضلاب بدنبال عطرشکوفه گشتن سفاهت است، به همین خاطر است که می گوید، بگو دوستت کیست تا بگویم خودت کیستی، بگو شغلت چیست ؟ تا بگویم خودت کیستی، واقعآ می توان به این موضوع تا حدود فراوانی باور داشت، درحکومت اسلام و سرمایه برای سازمان دادن و ردیف نمودن نیروهای آن دسته از جنایتکاران، و بدست اوردن شناخت از پایه های اجتماعی شان، فقط کافی است به عملکردهای انان بنگریم، نه به هارت و پورت خدا و خر و شیطان و امام و علی و خر و عمر و حسن و حسین، که در طول تاریخ هر یک از این عبارات و خود آنها نیز هر کدام در همان زمان موجودیت شان، باندهای مافیائی زمان برده داری بودند، که مدام همدیگر را لت پار نمودند و مسموم نمودند و گشتند، بردند و خوردند، در تاریخ با تبلیغات و در ذهن عوام، عن و شیروان قاتل، شد عن و شیروان عادل، دزد و غارتگر شد، پیغمبر و ولی نعمت، امام و مقدس، که تمامی اینها نیز ادامه همان ها در شکلی های گوناگون و باب روز و نوین اند، باندهای مافیا؟ برادران قاچاقچی، ملا و سرمایه؟ فاحشه ها و اختلاس گران، دزدان، دروغ گویان، دکل دزدهای یک شبه میلیاردر، رذل ها و ادم فروشان و قاتل ها و شکنجه گران و ….که آن جنایتکاران، برای دیدن خویش در ائینه زمان هر از چند یک وقت برنامه هائی بنام هائی مختلف مثلآ انتصابات ردیف می نمایند، که حتی دلقک بازی سیرک هم به پایش نمی رسد، بازی کودکان در کودکستان، نسبت به یک برنامه اجتماعی واقعی و جدی از این دست، در مقایسه با بازی ملا ها حتی، به این بی ارزشی نیست، که بازی خورده ها و بازیچه ها اینگونه خود را مسخره تاریخ می نمایند، اساسا این حرکتها با نهادها و تار و پود جامعه ای انسانی هیچ سنخیتی ندارد، اما این بزغاله و دنبالچه ها و گوسفندان تاریخ، تحقیرشدگان تاریخ، بنام حکومت الئه و گزمگان خدا که برای تظاهر، این نمایش را درست همانند برنامه های طفل معصوم و زهرای کماندو و از این مسخره های متعلق به عصر شبانی بشر اولیه، به مردم امروزین می خواهند قالب نمایند، بعضی ها نیز دراین بازی مسخره نقش ایفا می نمایند، که رفتارشان فقط تهوع است و بوی گند فاضلاب تاریخ، علت اصلی بی ارزش بودن این بازی احمقانه، درتناقض ماهیت حکومت الئه متعلق به قرون ماقبل تاریخ بشر زمان کشف کشاورزی و شکل گرفتن برده داری با جامعه بشری مدرن امروزی است که این پیچ از تاریخ را دارد پشت سر می نهد، یعنی زمان کشف کشاورزی در تناقض با عبور از زمان کنونی است، امروز که تولید اجتماعی است، یعنی نیاز اساسی انسان اجتماعی به سازمان دادن نیرو ها و نهادهای اجتماعی اش، یا همان نیاز و ضرورت سیستم سوسیالیستی در جامعه بشری است، آن نوع حکومت الئه نشان و سرمایه حامی و نگهدار درتناقض با این موضوع ضرورت سوسیالیستی زیستن، یا همان اجتماعی زیستن است، که به علت حکومت گرمگان سرمایه، به این شکل احمقانه درجلو چشم ما در این شکل بازی مسخره رژه می رود و بوی گند فاضلاب با خود میاورد …. که بازیگران آن همان دلقک های تاریخ اند، مسخره هائی که هر چند وقت یک بار به روی صحنه می روند، جایشان را به مسخره و دلقک های دیگری می دهند تا ماهیت آن توحش و استثمار را شاید بپوشانند، و عده ای سطحی و نادان دلخوش به رنگ عمامه و دستار و عبا و ….می شوند، نیاز زمان جامعه انسانی امروز سوسیالیزم یا اجتماعی زیستن است، که اکثریت جامعه یعنی 99 درصد جامعه انسانی درکار و تولید شرکت دارند، بسیار طبیعی است اگر حکومت کارگران و زحمتکشان و تولید کنندگان و زحمتکشان فکری و جسمی به ضرورت زمان تبدیل شده باشد، که جواب استثمارگران، دشمنان انسان به این ضرورت تاریخی و اجتماعی فرهنگی و انسانی، مسخره نمودن انسان و جامعه و کشتار اندیشه و انسان است، به نیرو های ردیف شده در کنارامپریالیستها در این راستا بنگرید، یا عملکرد نیرو های ارتجاعی که سازمان دهندگان شان در پشت صحنه هستند، بنگرید، نتیجه ای که هزاران بار نشان داده شده، بازهم می توان دید، خوب مشخص است … تمامی تلاش همه این دشمنان ترقی و تکامل، این دشمنان انسان به منظور جلو گیری از ترویج اندیشه و دگر خواهی و تشکل و پا گرفتن حکومت کارگران و زحمتکشان است … آنها به خوبی می دانند، که بدون نیرو های کار و تولید، اساسا جامعه ای نمی تواند موجودیت داشته باشد، استثمارگران و کارگران نیز نمی توانند تا ابد در کنار هم باشند، این یک تناقض واقعی این دوران از تاریخ است، به همین خاطر دشمنان انسان که درحکومت جای می گیرند با زور کشتار و ترور و زندان، در شکل خدا و شاه و میهن و سرمایه و مذهب و دین دمرکراسی، به سرکوب اندیشه و انسان روی میاورند، جنگهای روانی نیز عرصه هائی از این جنگ ها است، که در سراسر تاریخ همین بوده، قرار نیست بدون تغیردر سیستم سازماندهی اجتماعی، و شیوه تولید و سازمان دادن انسان آگاه و توده های مردم تغیری ایجاد شود …. این جنگ روانی ملا و انتصابات در این راستا است و خدا نگهدار و ملا نگهدارها و فاحشه ها و دزد ها باند های برادران قاچاقچی … به همین خاطر ردیف می شوند … در واقعیت امر در دمکراتیک ترین جوامع نیز، انتخابات پشم دم کون گربه هم نیست و ارزش یک عدد خرما را نیزندارد، زیرا اساس حکومت طبقاتی است، ردیف نمودن مردم با این نام و عنوان اساس کار عوام فریبانه ای بیش نیست، اگر درحکومت ملا و سرمایه، لمپن ها، نان به نرخ روز خور ها، فاحشه های سیاسی، از جمله خدا نگهدار و ملا نگهدارها، بیچارگان فقیری بنام پناهنده و بازنده و خارجه نشین های مزدور و مردم فروش، جانوران همه چیز خوار ایران برو بیا، ظاهرآ فراریان از دست آن حکومتها و سیستم ها، اگرچه ظاهرآ درخارج از مرزهانیز باشند و هستند، اما در صف داخل ردیف شده ها، اگر همه انها را کنار هم بگذاریم نسبت به توده های میلیونی که با تمامی وجود مخالف این سیستم ضد بشری هستند، یکی دو سه درصد هم نمی توانند باشند، نباید از این موضوع نگران باشید، که آنها با های و هوی و تبلیغات و زاویه دوربین هایشان مانند بوقلمون به این تهی از هستی می دمند و آنها باد می کنند، فاضلاب تاریخ در مسیر تاریخ هر اشعالی را با خود دارد، اما به مصب دریا که می رسد، آشغالها برجای می مانند و تاریخ آنها را غربال می نماید، آنهابه دریای زندگی راه ندارند، شما خود تصور کنید، سیستمی که در قرآن و انجیلش نوشته شده است، یک نفر چوپان خد است و بقیه مردم گوسفندان خدا، و کسانی نز در عمل این حرف را می پذیرند و در بازی حتی ازادانه شرکت می نمایند، پس این همه هیاهوی تبلیغاتی ملا ها و سرمایه برای جا زدن انتصاب به جای انتخاب به چه معنا می تواند باشد؟ آیا در دینشان و منافع طبقاتی شان تجدید نظری صورت گرفته ؟ ظاهرآ نه !! شاید هرگز !! این کار فعلآ ممکن نیست، پس چرا ؟ علت چیست؟ بنگرید به تک تک کلیه فعالیتهای اجتماعی این جنایتکاران، که با توده های مردم سر و کار دارد، از استقبال در برگزاری مراسم معمولی و سفر های پر طمطراق شان، اما خالی از پشتوانه مردمی، از فحش و جوک و گفتگوهای مردم کوچه بازار در مورد دین و ملا و مذهب و خدا ، از سرکوب خانمها، از جدا سازی زنان و مردان در اتوبوس و مدرسه و دانشگاه، از اعلام شکست فلسفه اسلامی و انحراف جوانان از اسلام و دستگیری جوانان در شادی و جشن های معمولی و درگیری ها با مردم حتی اب بازی و رقص و شادی، تماشای ماهواره و آرایش و طرز لباس پوشیدن خانمها و جوانان در هر فرصت بدست امده ای … از زندانی نمودن روزانه هزاران انسان، بسیار فراوان است، که خود رژیم به خوبی از اینها بسیار بیشتر از ما اطلاع دارد، به همین خاطر رژیم دزد و اختلاس گر و دروغ و ملا و سرمایه، در تمامی زمینه ها دروغ می گوید، ریا می فروشد، کشتارحقیقت و انسان را با هم پیش می برد، اگر مقداری همه جانبه تر دقت کنیم، کل بساط این جنایتکاران رو می شود، شما حساب عده ای ساندیس خور از کل مردم ایرانی زحمتکش و قربانی جدا کنید، تا ازادگان در سایه تبلیغات و هیاهوی هیچ و پوچ برای هیچ، به هیچ انگاشته نشوند، آنچه که تلاش رژیم ضد مردمی در این راستا است، و اگر چه در اینجا تعداد ردیف شدگان در خدمت این سیستم اهمیتی ندارند، بقول لنین امروز زمانی است که کمیت کمتر اشکالی ندارد، اما کیفیت هر چه بهتر، ارزشمند تر است، اما به منظور یک قدم گام عملی جنبش توده ها بسوی پیش، درعوض افتادن در میدان بازی های تبلیغاتی این جنایت کاران و بازی در میدان بازی استثمارگران مادی و معنوی جامعه، ما باید بتوانیم همین زمینه بازی ها را به افشای ماهیت عوام فریبانه هایشان تبدیل نمائیم، این امر با استفاده از کارهای روزانه خود این جنایتکاران ممکن است، به توده های مردم نشان دهیم اگرچه بسیاری از آنها از ما بهتر و دقیق تر می دانند و بصورت زندگی روزانه با آن درگیر اند، اما در هر زمینه بایدبتوانیم یک گام عملی جنبش را به جلو سوق دهیم، این بازی های انتصاباتی دیگر به گذشته تعلق خواهند گرفت، در هر کلام و قدم، زبان محاوره و فرهنگ و زاویه دیدمان، باید افشا و نفی کلیت این سیستم جنایتکاران باشد، و ارائه آلترناتیو این سیستم را باید به محور تبلیغات و ترویج مان بدل نمائیم، این ما هستیم که باید آنها را محاصره نمائیم، هنگامی که به فرد فرد و دانه های چرب و چیلی نظام اسلام و سرمایه اگر بند می کنیم افشا می نمائیم، باید آنها را درچارچوب کلیت نظام و سیستم شان ببینیم و نشان دهیم، نه بصورت فردی و جدا از کل نظام استثماری، برای این کار باید یاد بگیریم که دزدان و استثمارگران حتی یک کلمه را مفت خرج نمی نمایند، بنابر این نباید در تور هیاهوی تبلیغاتی آنها چه به شکل منفی آن و نفی انها و چه به شکل مثبت و تائید آنها، بقول شاملو، ابلها مردا ما عدوی شما نیستیم، ما انگارشمائیم، یعنی باید بدانیم که مخالفت یا موافقت، با علم نمودن جنایتکاران و قاتلان فرزندان مردم، برای پوشاندن نام انسانهای شرافتمندی است که در برابر تندر می ایستند و خانه را روشن می نمایند و می روند، نسبت و درصد کسانی که در این ماجرهای تبلیغاتی علم می شوند، که آگرندیسمان و بزرگنمائی شدند، نسبت به مبارزین، کارگران و زحمتکشان، زنان و مبارزین خلقها و ازادیخواهان، بسیار کمتر اند، از مخالفین و قربانیان این جنایات و ناراضیان از این جنایتکاران، بودند و هستند، سراسر ایران ستم است و رنج و بیچارگی، اما این هیاهو ؟؟ در تصور آنها همه چی را برایشان جبران می نماید، دقت کنید ….در هر جای این سرزمین، در هر نقطه به ملا و آخوند و دین و خدا و مذهب و اسلام و سرمایه، مانند بارش تگرگ، فحش است و نفرت، به مکتب شان هدیه می شود، اما یکباره در یک جار و جنجال تبلیغاتی، تعداد راي دهندگان ظاهرآ ده برابر مخالفین نمایانده می شود، تعدادی از مخالفین این جنایتکاران نیز در این دام می افتند، یعنی بصورت غیر مستقیم، باور می کنند، و به شرکت کنندگان در انتصابات فحش می دهند، البته این قسمت تحقیر ملا و مذهب بیان احساس سالم و شریف و انسانی است، اما نباید بزرگ نمائی شود، که به نظر من این بزرگنمائی تا حدود فراوانی بازتاب حرص و جوش و کینه نهفته درونی انسان شرافتمند، نسبت به جنایت و اسلام و سرمایه است، که گاهی بستری ناگوار می یابد، قربانیان و ستمدیدگان حق دارند این احساس کینه و نفرت تا مغز استخوان خلیده شان را نسبت به این جنایتکاران داشته باشند، که حتی شرکت یک نفر دیوانه و مچل و فاحشه سیاسی و جاکش سیاسی یا هر بی شرمی، حتی یک راي یعنی یک نفر درصف تائید این جنایتکاران باشد، احمقانه اسنت و مورد سوء استفاده انهاست، اگر چه حتی اگر کل مردم ایران رای دهند، در نتیجه موضوع بی ثمر است، زیرا هدف انتصابات، راي دادن نیست که، به صف نمودن مردم مخالف و موافق در این جنگ روانی است، رژیم اسلام و سرمایه این موضوع را بدرستی و به خوبی می داند و حداکثر استفاده را از آن می برد، می گوید حتی اگر مخالفید بازهم رای بدهید، که با بیرون کشیدن چهار نفر درجلو دوربین، کار هزاران نفر که اصلا و ابدا در این بازی های مسخره شرکت ننموده اند را جبران می نماید، اری، برای ما مبارزین راه ازادی و برابری و سوسیالیزم نیز در مقابله با انها، افشای کارهای احمقانه و عوامفریبانه ملا و سرمایه، یعنی اساس این جنگ و درگیری است که ما، در نفی انها و کل نظام و سیستم شان می کوشیم، آنها در هول ردیف نمودن مردم اند و سازمان دادن نیرو برای جنگ روانی، انها درمقابله با مردم، می خواهند کل جامعه را با هیاهو درتوحش و تبلیغات غرق نمایند، نتیجه؟ بطور خلاصه عرض کنم، موضوعی که از همه موضوعات چشمگیرتر است، راه افتادن یک جنگ روانی واقعی بر مبنا و محور انتصابات بر علیهه مردم کارگر و زحمتکش است و خاک پاشیدن درچشم جهانیان، سرکوب روانی مردم کارگر، زحمتکشان و زنان و خلقها، نقطه ضعف های خود و بی بنیادی سیستم ملا و سرمایه کاملأ برایشان روشن است، که همین امار و ارقام را از مردم قایم می نمایند …ما نیز با یک حساب سر انگشتی به این حیله ها را نشان می دهیم، بطور خلاصه عرض کنم، موضوعی که از همه موضوعات چشمگیرتر است، راه افتادن یک جنگ روانی واقعی بر مبنا و محور انتصابات برعلیهه مردم کارگر و زحمتکش است و خاک پاشیدن در چشم جهانیان، و با ان سرکوب روانی مردم کارگر و زحمتکش و زنان و خلقها را سازمان می دهند، این است که خود رژیم هم طبق اماری که در دست دارد، نسبت و تعداد ردیف شدگان در انتصابات را می داند و می شناسد و نقطه ضعف های خود و بی بنیادی سیستم ملا و سرمایه، کاملآ برایشان روشن است، که همین امار و ارقام را از مردم قایم می نمایند، نسبت و تعداد ردیف شدگان در انتصابات را می داند و می شناسد و نقطه ضعف های خود و بی بنیادی سیستم ملا و سرمایه کاملا برایشان روشن است …نباید به جار و جنجال تبلیغای بی پایه و اساس زوم نمود،

سرنگون باد سیستم اسلام و سرمایه در ایران و جهان

بر قرار باد سوسیالیزم

عمرمحمدی

شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۲۰ می ۲۰۱۷

توده مردم حافظه تاریخی نداردشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۲۰ می ۲۰۱۷

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s