کارگر ؟یعنی کسی که نیروی کارش را می فروشد و به جز ان سرمایه ای از خود ندارد، حال می خواهد مهندس باشد یا دکتر یا استاد دانشگاه یا موزیسین یا سپور شهر داری یا شوفر تاکسی

Omar Mohammadi·Freitag, 30. Dezember 20162
جهانشاه عزیز و سایر دوستان و رفقای گرامی، رشد تکنولوژی و علم اتفاقا با طبقه کارگر با زحمتکشان و حاصل کار فکری زحمتکشان فکری است و بر ضد سرمایه داری و در جهت نفی استثمارگران و نفی استثمار است. خوشبختانه برخلاف میل باطنی شماست، همانگونه که در سیستم های استثماری ماقبل این سیستم، زمینه بوجود آمدن نیروهای نفی سیستم های موجود فراهم آمدند … بازهم، چشمانتان را باز کنید، شرافتمندی علمی را با عکس خمینی در ماه معاوضه نکنید، سیستم های استثماری برده داری، فئودالی، سرمایه داری، در ماهیت خویش تفاوتی ننموده اند، مانند ماهیت آب که ( H2o)است، چه بصورت یخ یا بصورت آب یا بصورت بخار اب، یکی است، به ذهن خلاقتان مقداری توسعه دهید، از کوته بینی طبقاتی بدر ائید، همانگونه که در زمان برده داری تصوری از هواپیما و آپولو سفینه های فضائی نبود، و خدائی در طبقه هفتم آسمان نشسته بود ما را بر و بر نگاه می کرد، معراج و یا تصور معراج معجزه بود، با امروز به لحاظ سیستم های اجتماعی تفاوتی وجود ندارد، اگر ان آدمها امروز بیدار شوند، باید بگویند این است بهشت، من نمی دانم، شما طرفدار علم هستید یا طرفدار طبقات؟ اگر طبقات، چرا طبقه سرمایه دار؟ طبقات اجتماعی را نیز علمی بنگرید، امروز که طبق نظریه نسبیت هیچ جرم مادی امکان سرعت نور را ندارد، اما طبق تئوری کوانتوم یا سایر علوم که دانش امروز ما در سطح جهان در مجموع تمامی دانشگاه های جهان، دانش تمامی دانشمندان در کمتر از 5 درصد علم هم نیست، خیلی کم است، باید یاد بگیریم هنوز با میمونهای باغ وحش تفاوت فراوانی نداریم، یعنی ما هنوز داریم الف و ب را کشف و یاد می گیریم، از بسیاری جهات دیگر نیز در عمق توحش بسر می بریم، فکر نکنید اگر کسی رفت مس را با تردستی به طلا تبدیل نمود، جهان زیر و رو شده است، در صورتیکه با افزایش تعداد الکرونهای مس 64 الکترونی به طلای 73 الکترونی این امر ممکن است، اگر بشر قادر شد و به اسانی خریدن یک جفت کفش این کار را کرد، پس دیگر سیستم استثماری خوب است؟ و به به و چه چه دارد؟ همانگونه مانند چیدن اجرهای یک ساختمان به ساختن کاخ می توان دست یافت، ما هنوز با ساختن مستراح کاخ به قد و بالای شاه و خان و وزیر صلوات می فرستیم، واقعا زشت است، تنها، فقط، با تبدیل سیستم های اجتماعی از شکل استثماری به نسیستمی انسانی، تمدن و شکوفائی انسانی ممکن می شود، هر تعییری ابزار تغیر خودش را می خواهد، ما که شعبده باز نیستیم، با این روش نفی طبقاتی نگریستن شما به سیستم استثمار و سرمایه، به منظور توجیهه وجود استثمار و گفتن اینکه عن شاه الئه گربه است، سرمایه داری دیگر سرمایه داری نیست؟ … در جامعه، کارگر فقط بیل بدستان هستند؟ فقط؟ با این تصور بر خلاف ادعایتان، کوته بینی علمی تان را نشان می دهید، بر این مبنا و در این راستا، برای شما و کسانی که به جادوگران اعتقاد داشتند، علم قابل تصور نیست، حتی اگر صد بار آرزویش را داشته باشید، همانگونه امروز یا فردا، با استفاده از فیزیک کوانتوم و کپی نمودن تمامی هستی انسان و فرستادن آن کپی با استفاده از سرعت امواج الکترو مغناطیسی، یعنی با سرعت نور به سایر کرات آسمانی دیگر رفتن، نیازی به این موشک و اپولو نیست، که نسبت به آن تکنولوزی نوین، شباهت دارد با خر به جهانگردی با گاری شکسته های زمان روم باستان رفتن، دیگر نیازی نیست، اما چه ربطی به تکامل و سیستم استثماری و برقرار سیستمی متمدن و سوسیالیستی دارد؟ کپی نمودن انسانها در کرات اسمانی ممکن است، چیزی که برای شما و زمان برده داری ممکن نبود، آن زمان اگر این حرف را می زدیم دیوانه خطاب مان می کردند، زمانی بود جهانگردی با خر بود، امروز؟ هر چه در زمینه علم نو اوری بیشتری صورت میگیرد، و انسان متمدن تر می گردد، ضرورت فاصله گرفتن از سیستم های استثماری بیشتر ملموس می شود، دقیقا مقایسه نمائید داعش سمبل توحش آن زمان با جوامع متمدن امروزی را، فاصله باید بگیریم، اما شما برعکس، اسب تاریخ را از کون افسار می بندید، به نوشته های این اشتاین در زمینه اینکه چرا سوسیالیزم؟ بنگرید، و بقول مارکس و انگلس زمانی که استثمار از میان برود، آنگاه است که تمدن جامعه بشری شروع می گردد، ما هنوز در ماقبل تمدن بسر می بریم و شما متاسفانه با تنگ نظری های علمی تان که ناشی از کوته بینی طبقاتی تان است، در این زمینه در ته چاه استثمار طبقاتی به لحاظ نظری بسر می برید، یعنی انگار در زمان برده داری از برده داران سرمایه دار دفاع می کنید و ما را به برده داران می فروشید، انگار وجدان علمی ندارید، برده داری و سیستم سرمایه داری هیچ فرقی با هم ندارند، هر دو استثماری اند، استثمارگران از قبل غارت کار زحمتکشان و بردگان مدرن زندگی می نمایند، اگر با کارد و چنگال غذا بخورند یا با هواپیما سفرنمایند، برده داری سه مرحله را طی نمود، همانگونه که سرمایه داری نیز دو مرحله، اما ماهیت یکی ماند، و هست، در قران و کتابهای دیگر از برده داری بعنوان قانون الهی نام میبرند و انرا ابدی می دانند، شما نیز از سرمایه داری بنام قانون الهی نام می برید و انرا ابدی … علت این تناقض دستگاه فکری شما با واقعیت، در این منطق نهفته است، که تضاد های اساسی را نمی بینید، یعنی عامدانه علمی نمی نگرید، یعنی هنوز عامدانه نمی دانید که سیستم سرمایه داری هر تغییری بنماید، بردن سود و استثمار را برای خودش اسان تر می خواهد و علت دیگر اینکه سیستم سرمایه داری را بر مبنای مالکیت خصوصی نمی دانید، این بزرگترین اشکال نطری شما است، عامدانه یا هر جور، بقیه مسائل دیگر نیز و… به همین خاطر به قد و بالای سیستم استثماری سرمایه داری صلوات ها می فرستید، انگار طبقه کارگر یعنی بیل و کلنگ بدست، در صورتیکه در تضاد کار و سرمایه، چه کارگر فکری و هم کارگر جسمی داریم، در اینجا نیز شما با عینک سرمایه دار می نگرید، این است که طبق میل درونی و تصورات خویش طبقه کارگر را انسانهای بیسواد یا کم سواد به حساب می اورید، یعنی در این زمینه هنوز در قرن شانزده و هفده در این مورد هستید، و خنده دار اینکه فکر می کنید، طبقه کارگر عقب مانده است، غاگر کسی دکتر شد دیگر کارگر نیست، هاهاها شما دکتر و مهندسین و تکنسین ها و خلبان ها و …را کارگر نمی دانید، آنها دکتر اند، عل این است که زیرا شما تضاد کار و سرمایه را نمی بینید، با داشتن این تصور است که ضرورتآ خرفت می شوید، یعنی بصورت شرطی، درمسیر داس و چکش، کارگران را برده های مزارع در زمان ماقبل برده داری تصور می نمائید، شما در این مورد بسیار عوامانه تصور می کنید و نظر می دهید و نتیجه غلط نیز بر همان مبنا می گیرید، و جالب اینکه کمونیستها را نادان تصور می کنید، اتفاقا ما کمونیستها و سرمایه داران، هر چه از دنیای توحش استثمار و سیستم سرمایه داری قرون گذشته و امروز دورتر می شویم، بیشتر به گندیدگی سیستم سرمایه پی می بریم، آری ما کمونیستها و سرمایه داران، هر دو اگاهانه، در این میان قشر خرده بورژوای نیمه روشنفکر مانده اند … تزلزلاتشان از آینجا ناشی می شود، زیرا ما کومنیستها و سوسیالیستها به ضرورت تغیر این سیستم جدا از مردم پی برده ایم و تلاش می کنیم، و سرمایه داران بدون تزلزل پناه بردن به طالبان و داعش و ملا، ما به سازماندهی طبقه کارگر و انسانهای شرافتمند، و انها به مزدوران و آدم کشان و جنایتکاران، تزلزلات شما در این راستا، بر این پایه در این موضوع، برای شما بصورت کیلوئی است نه کیفی، یعنی دگرگونی های زندگی بشری از هر نوع و به هر شکل و در هرسطح را کیلوئی می سنجید، برایتان متاسفم، دلیلش نیز بسیار روشن است، اساس قضاوت شما، در مورد سرمایه داری و سیستم های استثماری بر طبق کراوات بستن و یا داس و چکش در دست داشتن است، در صورتیکه اگر علمی فکرکنید، و اکادمیک بنگرید … تضاد کار و سرمایه یعنی کسی که نیروی کار کارگر را می خرد، تا برای بردن سود بفروشد، سری به بازار ماهی فروشها، ببخشید به بازار های بورس بزنید، در تضاد کار و سرمایه، یک کارگر می تواند دکتر باشد مهندس یا سپور شهرداری، رهبر ارکستر یا یک بنا و خیاط و طراح یا هنر پیشه، شما از تصور این موضوع عاجزید زیرا هنوز در قرن هفده بسر می برید، سیستم های اجتماعی و دورانهای تاریخی را از روی تضاد های اساسی درونی پدیده ها باید مشخص نمود، و می توان سنجید و مورد تحلیل قرار داد، ماهیت سیستم سرمایه داری و فئودالی و برده داری یعنی کسب سود، و غارت از دسترنج تولید کننده، حال تولید کنند برده یا رعیت یا کارگر فرقی ندارد، ماهیت استثماری است، اما شما در اینجا به ماهیت پدیده ها برای دیدن شرایط و پدیده ها نیازی نمی بینید و حکم و مهر پلاستیکی خود در دست دارید، به سادگی مقلد امام سرمایه می شوید، ما همه راضی، بله …مثلآ به علت کشف پنی سیلین در زمان سرمایه داری، پس این سیستم دیگر استثماری نیست، حکم صادر شد و نقطه سرسطر … در صورتیکه سیستم های اجتماعی چونان هر پدیده و ماده ای از طریق نفی نفی و تضاد های درونی و اساسی ترین تضاد هایش شناخته می شود، ماهیت سیستم سرمایه داری همانی است که بود و هست تا زمانی که سیستم سرمایه داری است، تضاد اساسی درونی اش همان استثمار است، اگر رباط ها را می اورند اتوماتیزاسیون به معنای از خود بیگانگی کارگر و مردم از تولید اجتماعی به منظور غارت بیشتر است، اگر بشر چرخ را کشف می کند دلیل نمی شود که از مرحله برده داری باید به سوسیالیزم به جهیم، اما شما در این مورد، مانند سرخپوستان امریکا فکر و عمل می کنید، هنگامی که اروپائیان را برای اولین بار بر روی اسبها می دیدند، از آنها وحشت می نمودند، فکر می کردند جانوارانی از دنیاهای دیگر اند، در مورد شما نیز عین همین قضیه هست، اینکه در اینده نزدیک و هم اکنون از مولکول بعنوان ابزار کار در مبازره با سرطان و حتی بعنوان چرخ دنده مولکولی برای دستکاری سلولها، از طریق جابجائی (د. ان. آ.) که هم اکنون نیز بدان مشغول اند، یا در یک کلمه نانوگرافی، استفاده از انواع لیزر و انواع تکنولوژی، می توان با استفاده از فیزیک کوانتوم با سرعت نور و بالاتر از سرعت نور حتی شاید، به کهکشانها پرواز نمایند، یا با استفاده از همان فیزیک کوانتوم کپی انسان را در کرات دیگر با سرعت نور فرستاد و در انجا بازسازی و کپی نمود … اینها چه ربطی به تضاد سرمایه داری و طبقه کارگر دارند؟ همانگونه درست نمودن زین اسب به سیستم فئودالی، اینکه امروز با چشمان خویش می بینید که جهان در چه لجنزاری است و سرمایه داری درنده با چه حرص و ولعی بدنبال کسب سود، بشریت را به کدامین سو می برد و چه جنایات جنگی برای فروش سلاحهایشان بکار می برند، اتفاقا این شمائید که باید وجدان درد بگیرید، اینکه سرمایه داری به منظور تضمین کسب سود از جامعه کارگری، با چه سماجتی درحمایت از تاریک اندیش ترین ها چه حرصی می زنند، شما در اینجا نیز تزلزلات خرده بورژوائی دارید، می بایست برای نجات این بهشت آمال تان تلاش می کردید ….اما شما توجیهه می کنید، مانند آنهائی که در حداکثر عقب ماندگی می گویند این اسلام واقعی نیست، بدانید در هستی اساس انسان است نه سود و نه سرمایه و نه کره زمین و نه … جامعه کارگری امروز به مزد و حقوق بگیران میگویند، کسانی که نیروی کارشان را بعنوان تنها کالایشان می فروشند، از خود سرمایه ای ندارند و سر برج اگر حقوق نگیرند نان ندارند، به هر صورت، شما با این تصورات تان باید وجدان درد بگیرید، تصورات عوامانه و واپس مانده شما در این مورد، مانند آفتاب روشن است، برای شما کارگر فقط بیل بدست است، این هم از بیسوادی و تنگ نظری شما به لحاظ طبقاتی است، که افق فکری علمی در این مورد ندارید و دلیل روانی آن نیز کینه شتری است، نسبت به برابری و سوسیالیزم و ترس از به خطر افتادن منافع طبقاتی تان، چه آگاهانه و یا ناآگاهانه، در خاتمه عرض کنم همانگونه که تکنولوژی رشد می نماید، جامعه تکامل می یابد، سرمایه دار و طبقه کارگر هم دو طبقه اساسی از جامعه می باشدکه در مسیر تکامل و دگرگونی، تکامل می یابند، برای نتیجه گیری، محض خاطر شما رفقا و دوستان عزیز در سیستم سرمایه داری کسی که در برابر حقوق و مزد، کار فکری و جسمی می کند، کارگر است، کسی که مزد کارش را دریافت می نماید کارگر است، ….طولانی می شود …مقداری با دید بازتری بنگرید حرف برای گفتن فراوان است ….
قربان شما عمرمحمدی

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s