چند کلام دوستانه با رفیق ازادی ازادی در رابطه با نقطه نظرات شالگونی و برخورد به مذهب و اندیشه

با سپاس و تشکر فراوان از همه دوستان عزیزی که تولدم را تبریک گفتند، ممنون

Omar Mohammadبیش از آنی که در تصور اید ارزشمند و والائي، دوست داشتنی و با صفائی، بیش از تمامی احساسات شیرین و پاک و دست نخورده انسانهای شرافتمند، ، مارکس درست میگفت به جائی می رسیم که انسانها والائی را پست سر بگذارند، رفیق شالگونی تو و امثال تو پیشاپیش والائی ها را الگوئی هستید که تبریک و مبریک بهانه است، تو خود زندگی هستی، نگین انگشتری های تاریخ بشری . بمان که همیشه هستی، بودنت امید کارکان و زحمتکشان است .

Omar Mohammadis Foto.

 

Azadi V Azadi

Azadi V Azadi

این رفیق شالگونی که تو چشم توده ها خاک می پاشد و بدنبال حمایت از قرآن و مسلمانان از هر در و دیواری بالا میرود!

Omar Mohammadi

Omar Mohammadi

رفیق ازادی و ازادی عزیز شاید در توضیح موضوعات سوء تفاهمی صورت گرفته، هم چنین در درک مسائل، وگرنه قضاوت شما فکر می کنم مقداری همراه با بی انصافی است، در آن تشکیلات و در این میان بسیار هستند که انسانهای بسیار شرافتمندند و شاید در حد تیز هوشی شما هم باشند و سالم اند اما مانند شما قضاوت نمی کنند … توجهت را به تفکری مقداری عمیق تر جلب می کنم، من به نوبه خودم فکر می کنم اشتباه داری عزیز …

Azadi V Azadi

Azadi V Azadiسالها است شالگونی را دنبال میکنم و اوایل از صحبت هایش لذت می بردم اما این بشر در خونش ژن مذهبی است٬ آقای شالگونی لنین را می برد زیر سئوال که چرا نشر قرآن این مانیفست خشونت محمّدی در شوروی قدعن کرد. با اشتیاق در دوران دوّم خرداد از مذهبیون دفاع میکرد و میگفت در اسلام این امکان وجود دارد که آدم های درستی هم از آن بزنند بیرون و از خاتمی دفاع میکرد. این آقای شالگونی هر چه مسن تر میشود بیشتر دلش برای وحشی های محمّدی می سوزد و به دولت فرانسه میگوید به شما چی که برقه را ممنوع کرده اید یا در سواحل فرانسه بورکنی را ممنوع کرده اید؟ آین آقای شالگونی را باید افشاء کرد و نگذاشت خاک در چشم توده ها بپاشد. تا خاورمیانه از شر این وحوش محمدی و باورهایش رها نشود هیچ انقلاب دمکراتیکی پیش نخواهد رفت و پیروز نخواهد شد و اگر هم سر باز کند بلافاصله توسط وحوش محمّدی پاکستانی،ایرانی،سعودی و یا افغانی سرکوب میشود.

Rosa Diyar

Rosa Diyar

نه خیر! این بشر در خونش اعتقاد به دموکراسی و آزادی است! شما آن را با ژن مذهبی اشتباه گرفتید! شاید شما خودتان در خونتان مذهب است که حتی در مارکسیسم و آتئیسم ِ خود هم اینقدر اورتودوکس هستید که فکر می کند با خرافات و عقاید مذهبی باید از طریق ممنوعیت ساختن و سرکوب مبارزه کرد! که فکر می کنید باید آزادی های دیگران را گرفت که فقط و فقط عقیده ی شما حق حیات و رشد پیدا کند! آیا این دید خودش مذهبی نیست؟! این که فقط „من حق را می گویم“ پس بقیه حق ندارند طور دیگری فکر کنند یا به شیوه ی دیگری زندگی کنند؟! شماها هم با مذهبی ها اشتراکتان در همین است. تازه اسمتان را هم گذاشته اید آزادی!؟!

Rosa DiyarRosa Diyar

در ضمن، ممنوعیت ها و تحمیل ها همیشه راه را برای افراطی تر شدن افراد باز می کند. ممنوعیت بورکینی راه را برای رادیکالیسم اسلامی باز می کند، نه مبارزه با رشد اسلام! همان طور که نتایج کشف حجاب اجباری و مدرنیزاسیون به زور سرنیزه ی آتاترک، الان نتیجه اش ترکیه ای شده که درصد قابل توجهی از مردمش خواهان یک حکومت اسلامی و بازگشت به فرهنگ عثمانی اند! مقایسه کنید با ایران که از قبل سرکوب های جمهوری اسلامی، مردم حتی آنها که اعتقادات مذهبی دارند خواهان جدایی دین از حکومت هستند و به اسلام حکومتی اعتقادی ندارند. مردم ایران امروز حتی مذهبی ها خیلی راحت تر شما را به عنوان یک „اتئیست“ می پذیرند و تحمل می کنند تا مردم ترکیه! فکر می کنید چرا؟! دلیلش ژنتیک که نیست!

Azadi V Azadiمن اعتقاد دارم فلسفه اسلام ضد حقوق انسانی است و یکی از دلایل بدبختی ملل خاورمیانه طی ۱۴۰۰ سال همین فلسفه اسلامی است. هر نیروی که میخواهد خودش را انقلابی بخواهند در سطح تیتر برنامه اش باید مبارزه با قصاص و دیگر قوانین اسلامی باشد. باید تمام نیرو و توانش را بگذار بر روی افشای احکام ضد بشری اسلام و ریشه فلسفی اسلام … هر کس به نوعی از اسلام دفاع کند و خواهان آزادی گذاشتن دست مسلمانان باشد به بشریت خیانت میکند. دلسوزی شالگونی برای مسلمانان معنی ندارد و برای من غیر قابل قبول است.

Omar MohammadiOmar Mohammadi

باشه رفیق ازادی آزادی عزیز، ابتدا عرض کنم، اگرچه مذهب در طول تاریخ وسیله استثمار روحی و ابزار دست استثمارگران بوده و هست، اما در جوامع بشری طبقات حاکم اند نه مذاهب، مذاهب باوراند، اندیشه هستند، و طبقات حاکم، باور ها را مانند فاشیزم هیتلری و یا اسلام بکار می گیرند، اما، جهان و جامعه به دبندار و بی دین تقسیم نشده، به باورمند و بی باور تقسیم طبقاتی نشده، اگر اینگونه فکر کنیم تفاوتی با خمینی و ملا و خرمقدسان و فاشیستهای مذهبی نداریم، که دیگر ادیان ؟؟ کافر اند، بهائی ها را ببین و بقیه را، پس ما اینگونه نیستیم، بعنوان سوسیالیست و کمونیست نمی توانیم اینگونه باشیم، که پولپوت با نام کمونیزم، اینگونه بود، البته بصورت بهانه، اما تو در این موضوع دو مسئله را با هم گنجانیده ای، اگرچه از دین و مذهب بدت هم بیاید، یکی اسلام و باور و اندیشه است، دیگری موضوعی طبقاتی، درست؟ ایا تو برای اعتقاد و باورانسانها، درجامعه کمونیستی و سوسیالیستی، بعنوان حق شهروندی باور داری یا نه؟ اگر آری پس تو نیز مانند شالگونی داری بقول خودت راست روی می کنی و متناقض حرف می زنی، و اگر نه، در این مورد مشخص را می گویم، فرقت با خمینی و بقیه در این مورد در چه چیزی است ؟ این دستگاه فکری مال فاشیستهای اسلامی و مذهبی ها و دیکتاتورهای ایدئو لوژیک است، مثلا بهائی ها یا سنی ها یا بی دین ها یا …. را ببین، اما عرض کنم که من در سوسیالیزم و اکنون نیز به حق شهروندی و آزادی اندیشه و باور برای انسانها ارزش و احترام قائلم و آنرا یعنی دینداری و بی دینی را حق مسلم انسانها می دانم، همانگونه برای خودم نیز این حق را قائلم که اسلام یک باورفاشیستی است، و به دیکتاتوری طبقاتی اعتقاد راسخ و مشخص دارم، در جامعه که دولت موجود باشد، دیکتاتوری طباتی حاکم است، اگر نباشد دیکتاتوری طبقاتی پس نیست، چون دولت نیست، و دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا در جامعه سوسیالیستی، برخلاف نوع دولتهای جهان اخر، و نوع شکست خورده بلوک شرق به معنای دیکتاتوری ایدئولوژیک نیست و نباید باشد وگرنه تبدیل به فاشیزم کمونیستی نوع پولپوتی می شود، رابطه اندیشه مردم و ازادی باور در جامعه سوسیالیستی یا کمونیستی را با حکومت ایدئولوژیک متناسب نمی بینم، وگرنه از همین اکنون دولت ایدوئولوژیک را باید درست کنیم، یعنی فاشیزم کمونیستی و اسلامی و شاهی و هیتلری را از همین اکنون باید سازمان داد، و سر در دکان مان را نیز کمونیستی از نوع خوبش بنامیم، که سرنگونی از همین اکنون تضمین شده است، من و تو از همین اکنون بنای آن نوع فرهنگ کمونیستی را باید بگذاریم و تکلیف مان را با حق شهروندی روشن نمائیم، به جای این همه کار سیاسی و فرهنگی، تیم های فاشیستی گارد های آهنین هیتلری را سازمان دهیم و سر خود را با این حرفها درد نیاوریم و زیاد نوشتن و حرف زدن ادم را شاید خرفت یا داشنمند نماید، اگر نه، ازادی باور و اندیشه و مبارزه در عرصه آموزش و کارفرهنگی با شلاق و زندان و زور ؟؟ نمی شود، کار فرهنگی و آموزشی و دانشی و بالا بردن سطح سواد و شرکت دادن این دسته از مفت خوران ملا و مذهبی ها در کار و تولید وسیله ای است که ریشه دین و مذهب و خرافات را می سوزاند …. برای ادامه مذهب و داشتن ملا باید از قبرس خر بیاورند …. در یک جمله بعنوان نتیجه، مبارزه با مذهب و سیستم مذهبی و استثمار گران روحی، با ازادی اندیشه و حق شهروندی تناقضی ندارد… یک کار سیستماتیک و منطقی وسایل و راه ها و ابزار های مناسب خویش را می طلبد، کار فرهنگی با کار فرهنگی و کار طبقاتی وسایل خودش، ماده در زمان وجود دارد و همه چی دیالکتیکی است، به این معنا است بدون زمان با ارزو نمی توان به معراج محمدی رفت، …قربانت… عمرمحمدی

بهنام چنگائیبهنام چنگائی

شایسته است که به تفاوت ها دقت کنیم! مدار گردش شعور، تعهد و تلاش چپ ها و کمونیست ها پیوسته بر پایه ی اصول و اخلاق انسانمدار چرخیده و خواهدچرخید؛ این پرحم ما در طول تاریخ چوامع طبقانی از مزدک و مانی تا امروز بوده است. ایمان مذهبی اما، کوچکترین سهم را در تعهد به اخلاق؛ و بویژه اخلاق انسانگرا نداشته است. اگر مذهبی“اخلاق را به ایمان ارجح می ساخت که دودمان ادیان و مذاهب بر بادمی رفته بود!“ از همینرو، ضرورت جدائی دین از دولت نیز در این نکته اساسی نهفته است. ما چپ ها و کمونیست ها مدافع سکولاریسم، دادخواه مظلومان و پشتیبان حقوق بشر „نوع انسان“ هستیم.

 

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s