سوسیالیسم و سیستم سوسیالیستی به معنای قدرت سیاسی، فقط در دست طبقه کارگر می باشد، نه در دست احزاب و افراد، دولت طبقاتی است . نه ؟

ونزوئلا

Arash Mahta

ونزوئلا کشوری که قرار بود الگوی سوسیالیسم باشد حالا در آستانه فروپاشی قرار گرفته. سوسیالیست – پوپولیست ها به طرز ویرانگری ونزوئلا را به سمت „ابَر تورم“ هدایت کرده اند. مردم این کشور با تورم ٧٠٠‌ درصدی دست‌ و پنجه نرم می‌ کنند و برای خرید مایحتاج روزانه باید از ساعت ٣ نیمه شب در صف های طولانی و چند کیلومتری بایستند، تازه اگر موفق شوند چیزی برای خرید پیدا کنند. فیلم هایی که این روزها در رسانه ها منتشر می شود به ما می گویند که قفسه فروشگاهها کاملا خالی ست و کمبود مواد غذایی سراسر ونزوئلا را فرا گرفته است.

وضع موجود نتیجه سال‌ها سوء مدیریت حزب حاکم سوسیالیست است، میراث مشترک سوسیالیسم و هوگو چاوز برای ونزوئلا: فقر و بدهی، فلاکت و بدبختی. حتی زمانی که چاوز زنده بود و نفت را بشکه ای ۱۰۰ دلار می فروخت هم کمبود مواد غذایی وجود داشت. مقلدان لنین و استالین در دولت ونزوئلا حالا دیگر با وضوح کامل شرکت ها را تصاحب می کنند و آن را در اختیار به اصطلاح „فقرا“ قرار می دهد اما از آنجایی که دولت مهارت های لازم را برای اداره این شرکت ها آموزش نمی دهد، همین امر سبب ورشکستگی شرکت ها شده و این „دزدی مشترک“، بهترین دستورالعمل سوسیالیسم برای نابودی یک کشور است.

آمار بانک جهانی می گوید ونزوئلا از جنبه بازار سرمایه در میان ۱۸۹ کشور جهان در جایگاه ۱۸۶ قرار دارد. حتی اگر نفت به بشکه ای ۵۰ دلار هم برسد باز هم ونزوئلا با ۲۰ میلیارد دلار کسری مالی مواجه است. صندوق بین‌المللی پول پیش بینی کرده تورم فعلی ۷۲۰ درصدی این کشور در سال آینده میلادی تا رقم ۲۲۰۰ درصد رشد داشته باشد. اکونومیست گفته ونزوئلا در سال آینده دچار فروپاشی اقتصادی می شود. همچنین ونزوئلا با شاخص ٧٠ درصد فلاکت در صدر کشورهای مفلوک جهان قرار دارد. حالا بگذریم که در همین فهرست به میمنت و برکت استقرار نظام اسلامی، ایران هم در جایگاه دهم شاخص فلاکت در دنیا قرار گرفته است.

فساد گسترده مالی رهبران، دزدی و اختلاس، افزایش جرم و جنایت و همچنین فقر و ناامیدی در میان مردم تنها اندکی از مواهب یک نظام سوسیالیستی برای مردم ونزوئلا می باشد. سالها قبل دولت چاوز نفت را بشکه ای بیش از ۱۰۰ دلار می فروخت و پول مفت باعث شده بود تا بر بدبختی های این کشور سرپوش گذاشته شود، حتی چپ گرایان از ونزوئلا به عنوان الگویی شایسته برای برقراری نظام سوسیالیستی یاد می کردند. حالا با کاهش قیمت نفت این آمال و آروزها بر باد رفته و آن توهم „عدالت و برابری“ برخاسته از ۱۰۰ دلاری های نفتی هم، دیگر رنگ باخته است. قبلا از سه دولت چپ گرای برزیل، ونزوئلا و آرژانتین به عنوان نمونه های موفق نظام های سوسیالیستی یاد می شد. دیلما روسف رئیس جمهور سابق برزیل که متهم به فساد گسترده بود برکنار شد، کریستینا فرناندز کرشنر رئیس جمهور آرژانتین هم در انتخابات شکست سنگینی از محافظه کاران خورد و حالا نظام سوسیالیستی دیکتاتوری نیکلاس مادورو در ونزوئلا در حال سقوط است.

کشوری که بزرگترین دخایر نفت جهان را در اختیار دارد در آستانه یک فاجعه انسانی قرار گرفته و این بهایی است که مردم ونزوئلا برای برقراری نظام سوسیالیستی توسط رهبرانشان می پردازند. جهنمی که سوسیالیسم برای ونزوئلا فراهم کرده حالا رهبران و مردم فقیرش را یکجا در خود فرو می کشد. چپ گرایان ایرانی هم که برای درگذشت „دیکتاتور چاوز“ در تورنتو و نیویورک مراسم یادبود برگزار می کردند در حال حاضر سکوت اختیار کرده اند که در نوع خود جالب توجه است.

Omar Mohammadi·Mittwoch, 8. Juni 2016

و اینک چند کلمه توضیحی در این مورد از : عمرمحمدی

هنگامی اب سر بالا می رود، در نظر مزدوران ملا ها ابو چاوز سوسیالیست می شود، خوب شد کمونیست نشد، ابو قورباغه های ابو داعشی های وطنی ما، در مایه ابو عطا قرآن می خوانند …، محض اطلاع دوستانی که این چرندیات و دروغ و تقلب، در خوش بینانه ترین حالت، چرندیات این شوینیست های وطنی ما را می خوانند، وگرنه جنگ روانی برعلیهه سوسیالیزم و برابری کار ساده ای ؟؟ عوام فریبی؟ …، چند کلمه ای، عرض کنم…. سوسیالیست شدن درست مانند کلمه ملی شدن است در زبان ما، سوسیالیزم چیزعجیبی نیست، من سوسیالیستم، یعنی من طرفدار جامعه ام، منافع اجتماعی برای من اهمیت دارد، پس سوسیالیستم، همانگونه که حکومتهائی که ضد جامعه اند نیزخود را ملی می نامند، یعنی به عبارتی خود را بزبان کوردی یا فارسی، خود را ملی یا سوسیالیست نامیدن یکی است، مثلا، هیتلرخود را سوسیالیست یعنی طرفدارجامعه اش می نامید، آن شاه سابق خود را ملی و طرفدار و پدر ملت می نامید، این یکی خود را چوپان خدا و ملت را گوسفند می نامد، اما تفاوت دراین سوسیالیست با آن یکی ها فراوان است، سوسیالیست و یا کمونیست یعنی قبول در دست داشتن قدرت سیاسی بوسیله طبقه کارگر، که تمامی این نوع سوسیالیستها مخالف قدرت سیاسی در دست طبقه کار هستند، این تنها تفاوت مدعیان سوسیالیسم های گوناگون است، بنگرید به ایرانی های وطنی مزدور سرمایه و اسلام، برای راه انداختن جنگ روانی بر علیهه سوسیالزم، که یک کشور سرمایه داری مانند ونزوئلا را سوسیالیستی جار می زنند، زیرا چاوز شاید آرزوی سوسیالیزم داشته و چیزی گفته، پس شد سوسیالیست، همانگونه که شاه ایران و دم و دستگاه سرمایه داری رضا شاهنشاهی خود را وطن پرست می نامید، یا این شاه حزب الهی دومی را بنام اسلام و ملی بودن، می نمایانند، و نفت سوسیالیستی شده یا ملی شده را بنام ملت غارت می نمایند، و … چه به روز ملت آورده اند، از دکل می دزدند تا تپاله و خاک و چوب کبریت و جنگل، انگار غنیمت جنگی است، مال دشمن است، مزدوران شان نیز در راستای جنگ روانی برمبنای دروغ های ملا های سرمایه، حقیقت را سلاخی می نمایند، تا شاید نتیجه خر رنگ کنی مورد دلخواه شان را البته مناسب حال و روزخود و امامشان را از آن بگیرند … خود می گوزند و خود می خندند فکر می کنند، بسیار هنر منگ اند، یک نفرشارلاتان یا احتمالا ضد سرمایه داری یا ضد امریکا را، از کدام زاویه مهم نیست، فقط باشد، مدعی سوسیالیزم و کمونیسم جار می زنند و بدنبال آن با هیجان عوام فریبانه مخصوص ملا مدعی می شوند که سوسیالیزم اخ است و بد است، همین سرمایه داری خوب است و بخ است، پس کارگران را باید شلاق زد، این قورباغه های ابو داعشی وطنی ما یا همپالگی هایشان نمی فهمند یا شاید عقلشان قد نمی دهد، یا خوب می دانند از کجا بزنند، اما به کاهدان، زیرا عوام فریب اند یا هر چی … محض اطلاعشان، عرض کنم، کلمه سوسیال یعنی جامعه، به کسی یا سیستمی که طرفدارجامعه باشد میگویند، سوسیالیست، همانندکلمه ملت، که طرفداران ملت را می گویند ملی، کلمه ملی را باز هم خراب نکنید، ملت یعنی 99 در صد جامعه، یعنی کارگران و زحمتکشان فکری و جسمی، در اصطلاح سیاسی، طرفداران سیستم اجتماعی، یا طرفداران همان سیستم سوسیالیستی، اساسا به معنای طرفداری از قطع دست دلالان، واسطه ها و بورس بازان و سرمایه داران و مفت خوران در پروسه تولید و مصرف درجامعه است، یعنی جلوگیری از بردن و دزدیدن حاصل دسترنج کارگران و تولید کنندگان می باشد، همانند کلمه ملی در زبان فارسی یا در زبانهای دیگر، سیستم اجتماعی یا سیستم سوسیالیستی، یعنی آنچه که برای جامعه مفید است، اجتماعی است، که پایه و اساس آن اقتصاد است، در هر سیستم اجتماعی، از برده داری قدیم یا برده داری مدرن امروزی، و درسیستم سوسیالیستی نیز، جامعه بر مبنای (تولید، توزیع، مصرف) قرار دارد، این اساس اقتصاد و اقتصاد سوسیالیستی نیز هست، در جامعه سرمایه داری استثماری که فاصله میان تولید و مصرف را سیستم دلالی به جای توزیع عادلانه پرنموده، درعوض توزیع برمبنای کارمساوی و سهم بری مساوی بر مبنای کار برابر که باید صورت پذیرد، طبق سیستم استثماری، شکل مبادله ای را قرار می دهند و هست، که اربابان مفت خور برآن مبنا غارت می نمایند، یعنی سیستم (پول کالا پول) را به همین منظور و به جای توزیع قرارمی دهند ((یعنی سرمایه دار یا هر کسی پول میدهد، کالا یا نیروی کار را می خرد، بعد حاصل مصرف نیروی کار یا کالا را به خود تولید کنندگان، یعنی همان کالا ها را به همان تولید کنندگان یعنی به حقوق و مزد بگیران و کارگران می فروشند، نه به خاطرچشم و ابروی کارگران، بلکه به منظور بردن سود و پول بیشتر)) این کار در پروسه و چرخه تولید، بدون سود اضافی و ثروت های مفت برای سرمایه داران ممکن نیست، اختلاس ها بی دلیل نیست، که درمقابل این شیوه غارت، سیستم سوسیالیستی قرار دارد، یعنی اقتصاد سیستم اجتماعی قرار می گیرد، که برمبنای تولید، توزیع عادلانه، مصرف، برمبنای کاراجتماعا لازم برای تولید کالا ها به منظور مصرف در جامعه بایدصورت پذیرد، و این شیوه تولید، اساس سیستم سوسیالیستی است، با قطع دست دلالان و استثمارگران از غارت دسترنج کارگران و تولید کنندگان در برابر سیستم سرمایه داری قرار می گیرد، که در سیستم سرمایه داری شیوه اقتصادی: (تولید، مبادله و مصرف) است، مبادله به جای توزیع بر مبنای کار اجتماعا لازم، در پروسه ای مشخص، نتیجه؟ ان می شود که می بینید، اساس دلالی برمبنای (پول کالا پول)،… سرمایه دار پول می دهد، می خرد تا دوباره بفروشد، برای سود هر چه بیشتر، اختلاس و دروغ و تقلب و کشتار و ریا و نا انسانی ترین رفتارهای ضد بشری و جنگ و زندان و مافیا و مواد مخدر، که در پروسه ای طولانی فاصله ای نجومی میان ارزش اسمی کالاها یا نرخ و قیمت روز …با ارزش واقعی کالاها، یعنی همان مقدار کاراجتماعا لازمی که برای تولید کالاها بکار رفته، رخ می دهد، که نماینده این کار پول است، این فاصله را کارگران و تولید کنندگان با کار و زحمت و رنج شان باید بپردازند، و احمق های سرمایه دار از سر ناچاری و بن بست، صفر های اسکناس ها ؟؟ بی دلیل زیاد نمی شوند و بی دلیل نان سه ریالی به سیصد تومان تبدیل نمی شود، اگرچه نان همان نان است، اما ارزش اسمی اش ؟ در هر دور گردش بازار کالاها به خاطرحفظ سود سرمایه انگلی ؟… بازار بورس ها را بنگرید و سقوط بازارها و تورم و …. فاصله های نجومی میان ارزش اسمی و ازرزش های واقعی، که مانند لوله دود رو به بالا، فاصله میان ارزش های اسمی کالاها و ارزش های واقعی و قیمتها، فاصله ها نجومی است، دکانداران و اختلاسها و جنگ و نعمت ها و فروش سلاحها را … آری این سود از هوا نمی اید، باز هم، کسب سود از دسترنج کارگر و زحمتکش است، که اقتصاد سوسیالیستی یعنی (تولید توزیع و مصرف) بدون وجود دلال، و جلو گیری از واردات نابرابر و غارت ثروتهای ملی یا سوسیالیستی متعلق به مردم، و بر این مبناست که انترناسیونالیزم کارگری شکل می گیرد و معنا می یابد، یعنی میان کارگران تمامی جهان و خلقها، مبادله برابر بر مبنای کاراجتماعآ لازمبرای تولید کالاها در میان تمامی خلقها نیز اساس این سیستم جهانی می تواند باشد و خواهد بود، ….حال درمیان این دو سیستم متضاد و آشتی ناپذیر، معلوم است که چه کسانی طرفدار کدام سیستم اند و ضرر یا نفع می کنند؟؟ کارگران یا سرمایه داران؟؟ این تضاد اشتی ناپذیر است، و باید درک نمود که چرا بعضی ها یعنی یک درصد از جامعه از این سیستم توزیع عادلانه بر مبنای کارمساوی ناراهن اند، مسلمآ ملا ها، دلالان و مفت خوران و سرمایه داران و امپریالیستها و مزدوران شان،… این شیوه های خر رنگ کنی مثلا، فروش نفت در برابر غذا بنام سوسیالیزم، از سوی احمق های شارلاتان های وطنی، اجتماعی، یا سوسیالیستی نمایاندن، بدون اثری از قدرت گیری طبقه کارگر در آنجا، بی دلیل نیست، فقط شارلاتانیزم است و جنگ روانی، اگر چه در جامعه هر موضوعی که صورت می پذیرد اجتماعی است، اما هر کاری و موضوع اجتماعی الزامآ و اصلا و ابدآ سوسیالیستی نیست، زیرا درخدمت منافع طبقاتی طبقه کارگر و زحمتکشان فکری و جسمی نیست، حتی ضد اجتماعی نیز می تواند باشد، یا شاید ارزوی برقراری سیستم سوسیالیستی باشد، اما سیستم سوسیالیستی بر مبنای قدرت سیاسی در دست طبقه کارگر است که معنا می یابد، نه در دست حزب کارگران یا افراد، سوسیالیزم برمبنای شیوه تولید و میزان سهم بری مساوی بر مبنای کار مساوی درجامعه صورت و سازمان می پذیرد، نه بر مبنای واردات در برابر نفت، و بردن حق دلالی و … حتی اگر بفرض، توزیع ثروت که نمی تواند باشد، اما بفرض اگر باشد، توزیع نیزعادلانه باشد، بازهم درحداکثرخوش بینی، سیستمی عادلانه در توزیع ثروت است، همان آرزوی سوسیالیزم و تخیلی است، اما شیوه تولید سوسیالیستی نمی تواند باشد و نیست، محصولات یک روز بالاخره تمام می شوند، همانند نفس کشیدن، با حبس نفس در زیر اب، نمی توان بدون اکسیژن یک روز در زیر دریا ماند، جامعه نیز برمبنای تولید میتواند موجودیت داشته باشد، مردم روزی دوباره در صف نان قرار خواهند گرفت، …. بازهم، سوسیالیزم بدون حکومت طبقه کارگر؟ هیچگونه پایه مادی ندارد، مانند عکس عمامه است در مستراح های ماه، جامعه ای بدون هیچگونه پایه تولیدی، بدون قدرت در دست طبقه کارگر، همانگونه است که در کشورهای وابسته به سیستم سرمایه داری رخ می نماید، که همین وضع حاکم است و جاری …. فقر و فقر نتیجه مسلم ان، ثروت در دست یک درصدی های جامعه،… عوام فریبی ها و مذهب، جامعه خود را سوسیالیستی می نامد و از سوی دشمنان سوسیالیزم و برابری، عوام فریبانه جار و جنجال راه می اندازند، فقط باید شرم داشت، در برابر ترور و سلاخی حقیقت، یا سعی در تحمیل نادانی به جای حقیقت، گندم نما و جو فروشی درجامعه، ملی نمایاندن در این دوران گذار به سوسیالیزم و این عصر گندیدگی سرمایه داری، به مثابه و همانند اغاز دوران سرمایه داری رفتار نمودن یا همان دوران بورژوا دمکراتیک که در ابتدای شروع سیستم سرمایه داری بود، در آن دوران گذار به سرمایه داری، یا نمایاندن جوامع کنونی سرمایه داری، به جای سیستم سوسیالیستی، همانند رفتن به بهشت محمد که خیالی است، فقط باید در برابر آئینه درون باید شرم نمود، کالاها، بر مبنای کار اجتماعآ لازم، یعنی تبلور مجموعه کار های انجام یافته برای تولید هر کالا که برای تولید در ان بکارمی رود، یعنی حاصل کار در شکل پول با هم معاوضه می شوند، محصولات کار مساوی با هم عادلانه معاوضه می شوند، کسی سود مفت نمی برد، که در سیستم توزیع عادلانه باید حاصل کار و کالاها با هم یکی باشند و معاوضه برابر شوند، این اساس اقتصاد سوسیالیستی است، اما در ونزوئلا و این چنین سیستم هائی که به مرغ ماهی خوار و آهوی بالدار و فیل بزغاله می مانند، یک جامعه مصرفی وابسته به بازار سرمایه داری مدعی آرزوی سوسیالیزم بودن، و داشتن حداقل شناخت و شعور از یک سیستم اجتماعی، بر مبنای بازار ازاد، از کون چاه های نفت خوردن، همانند ملا های اسلامی سرمایه داری ایران، با عدل علی و اسلام سرمایه داری، ابو داعش برای عوام فریبی، قرآن را در ریتم ابو بزغاله خواندن است، به این دریوزه های سیستم سرمایه داری وطنی باید گفت، درجهان به این وسعت کمی چشمانتان را باز کنید، از افریقا تا آسیا و امریکای لاتین را بنگرید و جنایات سیستم سرمایه داری را، این همه جنگ و کشتار و ویرانی و فقر و بی خانمانی را، … اینها همه نتیجه سیستم سرمایه داری است، که مذاهب و ملاهای رنگارنگ را نیز همراه مزدوران این سیستم، همانگونه که در طول تاریخ به خدمت گرفته اند، همه این توحش نتیجه سیستم طبقاتی است، اگرچه شاید عده معدودی چیزی برای خوردن و ریدن دارند، اما، ایا شما این وضعیت موجود در جهان را می پسندید؟ اگر نه پس راهی که غیر از این سیستم سرمایه داری باشد را نشان دهید، بازهم سرمایه داری ؟ زهی بی شرمی … اگر در جامعه، سیستمی برای واداشتن شرکت همگانی در پروسه تولید برقرار باشد، صنایع سنگین و سبک و مواد مصرفی باشد، رشد صنایع سنگین و تکنولوژی، نسبت به صنایع مصرفی بالاتر باشد و اقتصاد شکوفا شود، که در پروسه کار محصولات با هم بطور مساوی بر مبنای کار تبلور یافته در آن کالا ها معاوضه شوند، و … باشد … و اگر در پروسه تولید و مصرف دلال و سیستم دلالی نباشد، در این میان کسانی مفت خور از سهم نیروی کار کارگر و زحمتکشان به ثروتهای باد اورده نتوانند برسند، ایا این بد است؟ ونزوئلا نیز یک سیستم سرمایه داری است، و این ننگ دامن کسانی را می گیرد که آنرا به سیسم عادلانه سوسیالیستی می بندند، همان خالی بند های ایرانی ملا سرمایه، اگرچه با ادعا های دروغین و عوام فریبانه ای بنام بزرگ و زیبای برابری و ازادی و سوسیالیستی نیز مزین باشد، ادعا هایتان زرورقی پوشالی بیش نخواهد بود، و عوام فریبانی که کفگیرشان به ته دیگ سرمایه و کون ملا خورده، از سر ناچاری به دروغ متوسل می شوند، همانگونه که فاشیزم هیتلری خود را ناسیونال سوسیالیست می نامید و آن شاه کودتاچی دزد و غارتگر قبلی خود را ملی وطنی … نگاهی به جوامع پیرامونی بیندازید، بعد بر وزن و ریتم ابوعطا، قرآن و کتابهای دینی تان را نیز بزغاله وار نشخوار نمائید و به ریش ملا های سرمایه بخندید و بخوانید و به حال و روز خود و مردم به خندید و بگریید، ناسیونال شوینیست های ابو داعش ملائی سرمایه داری ایرانی … واقعآ که شرم در برابر رذالت و در مقایسه با رذالت احساسی انقلابی است …مزدوران اسلام و سرمایه شرمتان باد….

عمرمحمدی

چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ برابر با ۰۸ ژوئن ۲۰۱۶

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید. sedaye azadi barabari sedayeazadibarabari.wordpress.com داستان فرارم از زندان و مسائلی دیگر https://www.facebook.com/ajax/messaging/attachment.php?attach_id=522fa83b8144688b70ef38c192ff6ff7&mid=mid.1418312354135%3Ac959ecf2a8bfbd8e12&hash=AQD5QsjzozNp4lDo Mosahebe Omar ba Radio rahe Kargar.mp3 (file://OMAR-PC/Users/Omar/Desktop/Mosahebe%20Omar%20ba%20Radio%20rahe%20Kargar.mp3)

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s