اسلام و این مکتب در هر موضوعی که تناقض دارد، در این مسئله کاملا درست می گوید، دعای خوردن دعای ریدن، زیرا هر خوردنی، ریدنی دارد۷

دعای ریدنهر خوردنی ریدنی دارد، حتما گوشت گاو و گوسفند را با پوست و شاخ و دم میل نموده اند و موها در ترکیب با شاخ گاو ها یا شاید شاخ بزها در کونشان گیر داشته، هضم نشده بیرون دادن سخت است به همین خاطر خدا را به کمک طلبیده اند و این ایه از سوی خدا نازل شده که گاو را با شاخ نخورید زیرا مکروه است، حرام نیست اما بعدا باید دعا کنید و باعث دردسر خدا شوید . یا شاید امام زمان و پیغمبر…. بقیه اش برای سانس بعد
در میان این همه دینداران بسیار متفکر، و یا این همه بسیار مقلدین بدون تفکر، ایا کسی هست ؟ کسی پیدا می شود، تا به من بگوید الئه چی هست ؟ که بزرگ است، و به چه اندازه بزرگ است؟ و در کجای این جهان جای نمی گیرد و چگونه است؟ آیا الئه همانی نیست که محمد با خر بالدار به طبقه هفتم اسمان رفت و در بارگاهش مقداری به سر برد؟ آیا این کلمه و صفت بزرگ و کوچک زمینی و مادی و انسانی و این جهانی نیست ؟ آیا هرگز از خودتان پرسیده اید، اگر خدا حتی انقدر بزرگ باشد که تمامی این کائنات ما که سیزده میلیارد سال نوری طول و عرض دارد، به آضافه یازده میلیارد سال نوری تلسکوکپی درخلاف جهت نقطه انفجار بیگ بنگ که خلاء است، و این کائنات ما در آن جهت تا پانزده میلیارد سال دیگر (( نفرما که آن 4 میلیارد سال بقیه چی شد، تلسکوپ پدرم آن بقیه را نتوانست رصد نماید و با محاسبات ریاضی جلو رفت)) در حال کش امدن است و بعد از آن جمع شدن و طبق قانون بقا ماده و انرژی انفجار و بیگ بنگی دیگر ، و تمامی این ابعاد باز هم نوری((یعنی این مقدار میلیارد سال که نور در هر ثانیه 300000 کیلومتر برود حساب کنید در این مدت چند کیلومتر می رود و بقیه داستان))، حتی در آن خدا جای بگیرد و پر نماید و یا برعکس، تمامی اینها در خدا جای بگیرند، که بازهم نسبی است، خدا اندازه این کائنات یا هزاران کائنات های دیگر که همانند حباب های صابون در کنار هم و در جوار این کائنات ما قرار دارند، باشد و خواهد بود، یعنی باز هم خدا در این جهان مادی است، قرار دارد، یا شاید کمی بزرگترباشدکه بازهم نسبی است و بازهم این دنیائی است، مادی است، و جایگاه دارد، و محمد هم شاید دروغکی رفته پیشش، سری بهش زده، که این نوع تصورات از چنین موجودی زائیده خیال انسان نادان، که البته این چنین زحمتی و ادعائی بیشتراز هر موضوعی شارلاتانیزم است، دیوٍثی و خر رنگ کنی، حماقت مال توده های نادان است، این نوع پیامبر انسانی بسیار شارلاتان است، در رابطه با توده های احمق و کشتار انسانهای اندیشمند، دشمنی اسلام و دین با علم بی دلیل نیست، که در واقع انسان نادان به جای استفاده از مغزش برای تکامل، بر عکس و وارونه نگر است، و قربانی عوامفریبی نیز هست، بگذریم از اینکه پیامبران تصوری واقعی از ماه و اسمان و منظومه ها درجه حرارت ها و کائنات ها نداشته اند، و نداشته اند، حتی نمی توانستند به فهمند سال به چه معنائی است، رمضان و قربان شان هر سال در فصلی است، متفاوت از سال پیش، تا چه برسد به کائنات ها و ابعاد نجومی … اما به هر صورت، این خدای شما به چه اندازه بزرگ است؟؟ خدا های هندی ها اندازه های مختلفی دارند، بعضی شان به اندازه یک میمون و یا گاو و خر یا حداکثر اندازه الت تناسلی یک مرد یا یک زن است …. ایا شما تمامی دینداران این جهان با هم می توانید با این همه معجزاتی که برای خدا های گوناگون تان بر می شمرید، این همه چرندیاتی که در کتابهایتان به اصطلاح هست، گوش مردم را با ان می ازارید، آیا می توانید فقط، تنها یک صفت برای خدایتان نام ببرید؟ آیا فقط یک صفت خدائی می شناسید؟ که این صفت انسانی و مادی و زمینی و این دنیائی نباشد ؟ این دنیائی و این جهانی نباشد …فقط یک صفت خدائی باشد ….اگر این صفت را که زاده ذهن انسان نباشد، پیدا نمودید، من یکی قول می دهم من از کمونیزم و مادی گری و بی دینی، دست بکشم، فقط سوسیالیست بمانم، یعنی فقط ازادیخواه و برابری طلب بمانم، اما لطفآ تا آن زمان که می گردید شاید پیدا ننمودید، که اگر همین امروز یک محمد دیگری درست شود و با تمامی علوم امروز نیز اشنا باشد در حد آکادمیک، بازهم نخواهید توانست چیزی در این زمینه پیدا نمائید، ولی لطفا از کشتن دگر اندیشان و از ترور و کشتن من که فقط یک سئوال مطرح کرده ام دست بردارید، کمی صبر کنید، …. تازه، اگر پیدا نمودید، قاعدتا باید من بیشتر مادی گرا شوم، زیرا خدایتان نیز مادی است و خواهد بود، اما در اینجا طبق تصور شما در عرصه فکر و تصور راه می روم و انگونه که شما و نیاکان نادان شما تصور می نمودند و ارزو داشتند، فکر می کنم، اشکالی ندارد، مسلمان می شوم قول می دهم … اما، تا آن زمان بازهم بدانید که خدا ساخته ذهن علیل و بیمار و ناتوان بشر ترسو است، ترسو از هر چه ناشناخته است، بشر عقب مانده، او بعلت ناتوانی خود در ارزوی داشتن برادری بزرگتر و کسی چیزی پناهگاهی، دیوی فیلی دایناسوری اژدهای شاخداری، بزرگتر است، نجات دهنده و کمک کننده، چیزی و پدیده ای همچون خس و خاشاک در هنگام غرق شدن هم باشد خوب است، کمک رسان مدد رسان، در هنگام یاس و ناتوانی ها یار و یاوری توانا باشد، تصور کنید، هنگامی که می ترسید و اولین کارتان صدا زدن خدا و آلئه و اکبر برادر بزرگترتان است، یا همان الئه و کوچولو گفتن ها در جبهه ها است، به هر حال، ….. شما دینداران یک چیزی نشانم بدهید خدائی باشد، یک صفت یا یک خصوصیت خدائی باشد، خارج از ادبیات و فرهنگ انسان، که انسانی و زائیده ذهن انسان در ابعادی بزرگ تر نباشد، من مسلمان یا دینداری می شوم که خدا می پرستذ، اگر نه، شرط صداقت این است که با خودتان رو راست باشید و بدانید خدا حتی باد ته سگ و گوز الاغ و خر و قاطر هم نیست … عمرمحمدی

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s