تنها نتیجه رابطه نامشروع ناسیونالیزم با امپریالیزم، مزدوری برای سرمایه و امپریالیزم و دشمنی میان خلقهااست.قره باغ و ارمنی و آذری

Omar Mohammadi·Freitag, 25. März 201

 سوسیالیزم یا توحش

  • Omar

    تنها نتیجه رابطه نامشروع ناسیونالیزم با امپریالیزم، مزدوری برای سرمایه و امپریالیزم و دشمنی میان خلقهااست.قره باغ و ارمنی و آذری

    Omar Mohammadi·Freitag, 25. März 2016

    محض اطلاع دوستان و رفقا: بزبان کوردی سنندجی و در کردستان بطور کلی اگرکسی از خلق و همرزمان و فردی از کردها با حکومتیان یا دشمن همکاری نماید،  بنام  و بهانه اسلام یا شاه و خر و خدا، بهش می گویند جاش، و در شکل وسیع ترش من آنرا میگویم ناسیونالیست، البته در مقایسه میان ناسیونالیزم و انترناسیونالیسم…. ناسیونالیزم به معنای نادیده گرفتن منافع خلقهای هم بند با سایر خلقها، به خاطر منافع خلق خود، به هر بهانه ای. همانگونه که همان رفتار فرد گرایانه را در جامعه با خود خواهی می توان مقایسه نمود، نادیده گرفتن منافع دیگران به خاطر منافع شخصی، نتیجه می شود خودخواهی، پیامد آن می شود فرصت طلبی دروغ و تظاهر و ملا … ناسیونالیزم نیز، به این معنا است که خلقی، فردی یا حزبی و جریانی، هرکسی می خواهد باشد، در یک مسیر مبارزاتی، در تلاش یا یک موضع گیری سیاسی یا به هر شکلی، در میان این همه مشکلات موجود در این منطقه ما یا در جهان که به منافع تمامی خلقهای منطقه و جهان مربوط است، فقط منافع خلق خود یا عشیره خود را در نظر میگیرد، همانگونه که سرمایه داری به خاطر منافع شخصی حاضر است جهان را نابود نماید جنگ و کشتار براه می اندازد،  سرمایه داری ماهیتآ، از جنس و ادامه ناسیونالیزم است، آن دو از یک جنس و خمیره اند، سکتاریسم نیز گوشه ای از این مرض عقب ماندگی را با خود دارد، عشیره پرستی، فرد گرائی و سایر امراض روانی و عقب ماندگی اجتماعی که خالی از دگر خواهی باشد، تبلور اینگونه تناقضات است، تصور کنید در جامعه زندگی نمائیم و کاری به مشکلات جامعه نداشته باشیم، از مشکلات نیز بنالیم در جامعه زندگی کنیم و تنها، فقط به فکر منافع شخصی و فردی خویش باشیم، نتیجه می شود دزدی، دروغ، ریا و رذالت، که در سطح وسیع تر می شود ملا، ناسیونالیسم فردی و خانوادگی و عشیره ای و خلقی، در سطحی وسیع تر یعنی فاشیزم ملی، نژاد پرستی، شاهی یا هیتلری یا… در این مسیر توحش برو تا آخرخط، تنها تفاوت درمقدار آن است، ناسیونالیزم و فاشیزم چه در باور مانند اسلام و دین یا در ملیت و خلق ماهیتآ یکی اند . در مقابل این توحش و از خود بیگانگی، کمونیستها و سوسیالیستها و ازادیخواهان، انترناسیونالیزم و دگرخواهی کارگران و زحمتکشان را می پذیرند، زیرا در برابر انترناسیونالیزم و همبستگی و حکومت سرمایه جهانی و جنایات سیستم سرمایه داری، انتر ناسیونالیزم  کارگری واقعی تر است . عشیره پرستی و ناسیونالیزم مربوط به زمانی است که تیمور با قبیله اش، یا محمد و قبیله قریش یا اسکندر مقدونی یا سایر قبایل می امدند، خلقها را غارت مینمودند و سرزمینها را از آن خود می نامیدند و باج می ستاندند،  در پیشرفته ترین حالت امپراطوری های روم و ایران و یونان و … را می ساختند، اکنون این تفکرات عقب مانده ناسیونالیستی متعلق ه هزاران شال پیش، وسیله ای در دست امپراطوران سرمایه داری کنونی و سیستم سرمایه در برابر انترناسیونالیستهای کارگری، ازادیخواهان، کمونیستها و سوسیالیستها هستند .

    هیچکس به اندازه کسی که نمی خواهد ببیند و بشنود کر و کور نیست، هر مسئله ای راه حل و ابزار مناسبی لازم دارد، از جمله مسائل اجتماعی و طبقاتی ما، خوشبختانه امروز بعد از تجربه سوسیالیزم در شوروی و برخورد کمونیستها با مسائل دموکراتیک و طبقاتی، مثلا مسائل ملی و خلقها، زنان و مذاهب و تشکلات و ازادی های فردی و اجتماعی و بقیه مشکلات به جا مانده از دوران فئودالیزم و حل آن از سوی کمونیستها با قاطعیت و پیگیرانه جای شکی برای کسانی که می خواهند صادقانه به حل مشکلات و مسائل جامعه شان به پردازند باقی نگذاشته است، روشن و گویا، سوسیالیزم در شوروی در ان رابطه به اندازه کافی گویا هست، و نشان داد که تنها کمونیستها و سوسیالیستها و آزادیخواهان تمایل دارند، صادقانه و پیگیرانه می کوشند تا مسائل دمکراتیک و ملی و زنان و جوانان و دیگر مشکلات موجود در جامعه را حل نمایند و به ان می پردازند، قول و قرار های سرمایه دارا در زمان قبل و بعد از انتخابات هاهاها را بیاد اوپرید، بنابراین تجربه بسیار گرانبهای تاریخی، البته اگر نخواهیم عامدانه چشمان مان را بر آنها ببندیم، تنها راه حل مسئله ملی و سایر مسائل دموکراتیک حل نشده مربوط به مسائل مرحله بورژوا دمکراتیک در جوامع از تاریخ به جا مانده ما، از جمله حقوق برابر زنان با مردان و آزادی باور و مذهب و ازادی اندیشه و حقوق شهروندی و کودکان و خلقها …. و سایر مسائل، فقط سوسیالیزم است که منافعش در گرو حل این مسائل دموکراتیک است، امروز به لحاظ تاریخی و اجتماعی و فرهنگی با توجهه به دوران کنونی جهانی که در ان بسر می بریم، در مقابله با نابرابری ها، تنها و تنها و فقط تلاش در مسیر برقراری سوسیالیزم، به منظور عبور از مرحله سرمایه داری و گذار به سوسیالیزم و بر پا داشتن سیسمی انسانی بر مبنای ازادی و برابری در جوامع ما، فقط از طریق رفتن به سوسیالیزم و بنابراین ناچارا حل مسائل مربوط به مرحله جامعه بورژوا دموکراتیک و طبقاتی ممکن است، تنها و فقط از این مسیر و از این راه، برقراری حقوق برابر و مساوی و همه جانبه برای تمامی زحمتکشان و خلقهای جامعه یا منطقه ای که می خواهند بسوی سوسیالیزم گام بردارند، ممکن است، از همین دست در سایر مسائل می تواند ممکن گردد و پیش برود و برقرار گردد و شکوفا شود، و رسیدن به این درجه از تکامل اجتماعی ممکن نیست، مگر با رهائی نیروی کار از سیستم سرمایه، یعنی برقراری سوسیالیزم. در جوامع ما، که به لحاظ تاریخی، سیاسی، شیوه تولید عقب مانده و استثماری وابسته، فرهنگی در عصر شتر چرانی بیابانهای عربستان، جامعه ای به هر لحاظ عقب مانده از تاریخ است، در بسیاری جهات و عرصه های گوناگون، ما بسیار عقب مانده ایم و بسیاری از مسائل دموکراتیک جامعه ما که در جوامع مترقی در پانصد سال و چهارصد سال و سیصد سال پیش حل شده اند، در جوامع ما هنوز حل نشده باقی مانده اند، مقایسه کنید این اتفاق در شرایطی است که هر پنج سال به اندازه هزار سال قرون قبلی رشد و تکامل در جهان در عرصه های گوناگون وجود دارد، این عقب ماندگی ها در هم تنیدگی و هم چنین تناقضات دیگری را نیز با خود دامن می زنند، که در تمامی عرصه های زندگی ما، خود را در شکل های ناهنجار و متنوعی نشان می دهند، اینکه مضافآ، در دوران تاریخی که ما هستیم دوران رخوت و گندیدگی سیستم سرمایه است، سیستم گیرکرده در بن بست تاریخی است یعنی مراحل تاریخی خویش را طی نموده است، بورژوازی دموکرات و امپریالیزم آخر خط است، بقول بعضی ها سوپر امپریالیزم و سوپر سوپر امپریالیزم …. این سیستم امپریالیستی به منظور در رفت از بحران و بن بست هایش مشکلات خویش را با مکانیزم های وابستگی های موجود به جوامع ما منتقل می نماید، کانالها و ابزارهابرای این انتقال، توحش داعش و مذهب و ناسیونالیزم فروش کالا های بنجل و بازار های بورس و دلالی و …. از امکانات بسیار مهم و ابزار های موٍثری می باشند، ما اکنون باید بدانیم که سیستم سرمایه داری دیگر رسالت تاریخی ندارد، از بسیاری جنبه ها در مرحله گندیدگی است، بنابراین سرمایه در فکر حل مسائل دموکراتیک جوامع بشری نیست و بنا به ماهیت طبقاتی اش نمی تواند بیش از آن باشد، سیستم سرمایه فقط در فکر سود و غارت و استثمار است و غصب بازار های کشورها و خلقهای گوناگون، به قاپیدن لقمه و قطعه سرزمین ها از چنگ رقیب مشغول است، اروپا از امریکا و چین از اروپا و از امریکا و امریکا از بقیه و …همه مشغول هستند، و سیستم سرمایه همراه با رقابتهای کشنده با رقبا، نیازمند افزایش تسلط بر بازار ها و تصرف و غارت مواد خام هر چه بیشتر است، و هم چنین، دورانی که در آن بسر می بریم به لحاظ تاریخی دوران گذار به سوسیالیزم است، یعنی در دورانی که بسر می بریم، تنها تضاد اساسی دوران ما، تضاد میان کار و سرمایه است، یعنی هرکی با ما نیست بر ما است، یعنی فقط طبقه کارگر رسالت تاریخی انقلابی و مترقیانه و تا به آخر و پیگیرانه برای تغییرات اساسی در ماهیت سیستم و نظم کنونی جامعه بشری از جمله در میان خلقهای ما را دارد، بنابراین بسیار ساده و صمیمانه باید گفت، تنها راه رهائی خلقهای منطقه از جمله خلق کرد، در تلاش برای حل بقیه مسائل، فقط از طریق بدست گیری قدرت سیاسی و حکومتها در دست طبقه کارگر ممکن است، که در نتیجه آن قدرت گیری طبقه کارگر و بر پائی سوسیالیزم، خلقهای مختلف می توانند سرنوشت خویش را فقط از مسیر بر قراری سوسیالیزم بدست گیرند، یعنی در هر جامعه ای از این جوامع عقب مانده شرقی که خلقها را همانند کیک های عروسی میان خود تقسیم نموده اند، سرزمینها و خلقها با رودخانه ها و خط کش در روی نقشه تقسیم شده و از تاریخ و تکامل موزون و متمدنانه از تاریخ و شکوفائی به جامانده اند ، و طبق شرایط تکاملی جهانی می بایستی حداقل در سیصد سال دویست سال پیش از این، جنبش کنونی برای بدست گیری سرنوشت سیاسی خویش می کوشیدند، اما متاسفانه چون تکامل هیچگاه موزون نمی تواند باشد و نیست، خلقهای ما در خواب ناز تاریخی بودند، در آن زمان نمی دانستند مسئله ملی یعنی چی ، صلاح الدین ایوبی های کرد، برای اسلام شمشیر می زدند و تا اسپانیا را داعش وار می رفتند، اما فهم و شعور مسائل دموکراتیک را نداشتند همانگونه که امروز ناسیونالیستهای ما نیز به این درجه از شعور نرسیده اند، و امروز که در اثر سرعت گردش کالا و هجوم سرمایه داری به این بازارها و کشورها، این چرت الی های ناسیونالیست که چرتشان پاره شده است، ولی چشمان بصیرتشان هنوز باز نیست ، فکرو خیال می کنند، هنوز در سیصد سال پیش قرار دارند، به همین خاطر امروز می خواهند مسئله ملی را به شیوه سیصد سال پیش حل نمایند …. نمی دانند که مابه ازای حماقت جنایت است، و پاداش داعش ناسیونالیست کشتار ناسیونالیست داعش خواهد بود، اگر چشم باز نمایند و شهامت اخلاقی داشته باشند، می توانند ببینندکه امروز تنها از طریق مبارزه در مسیر بر قراری سوسیالیزم و سیستمی بر مبنای ازادی و برابری، میتوانند به این امر و نیاز زندگی انسانی و حقوق خودشان دست یابند، امور و نیازمندی هائی که تا کنون به علت نادانی نسلهای گذشته که انهم به علت عدم رشد کافی نیرو های مولده بوده است، نتوانسته اند به این امر مهم دست یابند، در ریاضی یک مثال کودکانه موجود است 2+3یا 3+2 نتیجه هر دو می شود 5 بنابراین البته فرقی نمی کرد، چه دولت درست نمائیم و بعدشروع به برقراری سوسیالیزم یا در مسیر سوسیالیزم و برابری حق تعیین سرنوشت خویش را بدست گیریم، شرایط می گوید کدام یک بهتر است، در اصل مسیر محو مرزها میان انسانها است به مثابه مرز وسیله تحقیر مقام انسانی است همانگونه آغل برای چارپایان است، امروز که در شرایط هستیم و به آن می گویند عقب ماندگی از تاریخ به هر لحاظ، برای رهائی باید ابزار مخصوص امروز را بکار بریم، ابتدا باید ابزار و هدف تغییرات اجتماعی را بشناسیم، یعنی ما امروز در دوران فئودالیته و گذار به سرمایه داری نیستیم، تا سیستم سرمایه و این نوع ناسیونالیزم ها مترقی باشند، در صورتیکه، در حالی که، مشکلات اجتماعی حل نشده امروز ما متعلق به ان زمان فئودالیسم است، و حتی برده داری است، سیستم طبقاتی متعلق به زمان برده داری است، بنابراین تناقضات موجود در میان ما، و برای رفع این مشکلات، امروز به منظور حل مسئله ملی، و مسايل دموکراتیک، فقط مبارزه فقط در جهت بر قراری سوسیالیزم تنها راه ممکن در این مسیر است، که در نتیجه به ثمر رسیدن این تلاش ها در مسیر و مبارزه ای متشکل و پیگیر، در صورت موفقیت، تمامی خلقهای تقسیم شده مجددا یکی می شوند، و محو مرزها و سیستم های طبقاتی و به هم پیوستن مجدد خلقهای تقسیم شده در میان اسثمارگران، نتیجه ان خواهد بود، به هم چسپاندن سرزمین های تقسیم شده، همچون قطعات کیک های عروسی دیروز، می تواند ممکن شود و ممکن هست، یعنی، تنها بر مبنای تلاش و مبارزه ای پیگیر و هماهنگ و همه جانبه در جهت بر قراری سوسیالیزم تا به آخر و بدون تزلزل برای خلقهای منطقه ممکن است، تنها راه حل ممکن برای دست یابی به حق تعیین سرنوشت می باشد، و هم چنین، تلاش برای حل سایر مسائل دموکراتیک از جمله حقوق زنان و کودکان و مذاهب و اندیشه ها و فرهنگ ها و سایر مسائل دموکراتیک به جا مانده از تاریخ و تمدن درمیان مردمان ما ممکن خواهد بود، مانند ازادی باور، فرهنگ و تشکلات و سایر مسائل … صد در صد ممکن است، و می توان موفق گردید، زیرا دوران فئودالیسم و گذار به سرمایه داری سیصد سالی است شروع شده و صد و پنجاه سالی است به پایان رسیده، زمانی که می بایست می توانستیم به حل مسائل ملی مان نائل میگردیدیم، خواب ماندیم و قطار تاریخ رفت …. و اما امروز، سرمایه داری، بازارها و سرزمین ها و مردمان و دیگر خلقها را به مثابه مالکیت خصوصی خویش می خواهد در چنگ داشته باشد و با آن سود و اسثمار سرمایه را تضمین نماید، استعمار کهن و جدید ماهیتآ یکی اند، همراه با مواد خام از جمله نفت و بازارها در این سرزمین ها و بیرون راندن رقبا و بردن سهمی بیشتر از این خوان یغما را می خواهند داشته باشند، جنگهای جهانی و منطقه ای را فراموش نفرمائید، همراه با داعش و کودتاها که زمینه ساز و بستر جریان آن توحش و غارتگری ها می باشند، یکی از ان بسترها و کانال ها ناسیونالیزمی است احمقانه و کور، همپا و همراه داعش …. توهم به سیستم سرمایه از سوی هر شخص و جریانی و داشتن توقع از امپریالیزم برای حل مسائل ملی و سایر مسائل دموکراتیکو طبقاتی به جا مانده از تاریخ در جوامع ما، به هر شکل و صورتی در این تصورات کودکانه بسر بردن، و انتظارات جهت حل مسائل دموکراتیک از سوی سیستم سرمایه با عنوان دمرکراسی، همانند است به اینکه، امپریالیستها برایمان سوسیالیزم بسازند، صد البته آنها برایمان سوسیالیزم خواهند ساخت، اما صد در صد نوع سوسیالیزم شان برایمان از جنس ناسیونالیستی خواهد بود و از نوع ناسیونال سوسیالیزم هیتلری و یا از انواع سوسیال دمکراتهای زرد اروپائی خواهد بود همانگونه که هیتلری ها توده های عوام آلمانی را با همین کلمه ناسیونال سوسیالیست گول زدند و جنگی جهانی را به بشریت تحمیل نمودند، اگر اشتباه نکنم، امروز این واقعه در جامعه ما دارد دوباره به نوعی در شکلهای دیگر و درجاتی جدید تزریق و تکرار می شود، و جنگهای منطقه ای صد در صد ادامه آن خواهد بود، آری ناسیونالیزم امپریالیستها و حمایتهایشان از کردها و سایر خلقهاِ دارد سرنوشت مردم ما را با داعش و طالبان ناسیونالیستی به بازی می گیرند، لابد امپزیالیستها عاشق چشمان بادامی و لبهای غنچه ای امام گوزو خمینی هستند، و مطمئن باشید، حتمآ سوسیال ناسیونال خواهد بود یا سوسیال دمکرات از نوع اروپائی، انهم در جامعه آخر خطی اسیائی، در این رابطه تصور کنید شیر گاو گورخر زرافه ای بچه آهوئی پلنگی، که این بحثی دیگر است در این راستا، اما، تنها راه حل مشکلات و سایر مسائل دموکراتیک جوامع ما، از جمله مسئله ملی در این دوران در منطقه ما، راه حلی است سوسیالیستی و از جنس ازادی و برابری خواهانه است ، به همین خاطر تنها راه رهائی از ستم و حل مسئله ملی و سایر مسائل دموکراتیک حل نشده در منطقه ما، فقط و تنها، از طریق برقراری سوسیالیزم ممکن است بالکانیزه نمودن منطقه ما و درست نمودن شیخک نشین های خلیج کردستان و شیخک ها و بارزانی و طالبانی و ملک ها، سازمان دادن اسرائیل دوم در این منطقه، فقط در جهت مسابقه در نوکری و مسابقه مزدوری در جهت خدمت به امپریالیستها و سایر مزدوران و حفظ منافع امپریالیستها و استثمارگران خواهد بود و هست، و است، نتیجه بودن یک نوکر در میان بقیه اسیران زندانی در این منطقه، سرکوب سایر جنبش های برابری طلبی خواهد بود و هست، همانگونه که شاه احمق ایران ظفار را می کوبید، سلطان قابوس تشکر می نمود، فاشیستهای ایرانی الان نیز از آن جنایات اظهارخوشحالی می کنند، همانگونه که در کردستان عراق دو حکومت و دو شیخ نشین و دو دولت و دو دزد و غارتگر، نمونه زنده در جلو چشمان همه هستند، نتیجه آن رقابت ها با سایر رقبا، و این نوع از حل مسئله ملی ها، ادامه همان تقسیم تاریخی زمان کلونیالیزم کهن است، اما این بار مثلا، در کردستان و درتاریخ زمانی و شکل جدید، که در درگیری ها میان خود، یکی صدام را به جان آن دیگری می انداخت، دیگری ترکیه یا ایران را می اورد، بارزانی به خاطر و نام مالکی با داعش یکی می شود، به خاطر غارت و دزدی و چپاول، کومه له و دمکرات ایران نیز بهترین فرزندان این مردم را به کشتن یکدیگر دادند و برادر کشی راه انداختند، در این زمان نیز هنوز و تا زمانی که مردم خود سرنوشت خویش را بدست گیرند، بازهم مردمان و سرزمینها را همانند کیک های عروسی در میان این کرکس ها و امپریالیستها و نوکران امپریالیستها و ناسیونالیستها باز هم با نام حل مسئله ملی، میان خود تقسیم خواهند نمود و قورت خواهند داد و مسئله ملی را پیچیده تر خواهند نمود، اروغی ملا مابی برایمان بیرون خواهند داد، و میلیونها انسان بازهم قربانی سفاهت تاریخی و خواب الودگی خود خواهند شد، بنابراین، تنها راه باقی مانده بر علیهه ما، در این دوران تاریخ ساز ، ضرورتآ توحش و بکار بردن جنایت ها ظاهرا با نام راه حل مسئله ملی، عشیره ها بر علیهه همدیگر خواهند بود، و جنگیدن و ناسیونالیست داعش، داعش ناسیونالیست شدن صد درصد خواهد بود، که تا صد سال دیگر نیز از این درگیری ها رهائی نخواهیم داشت، شهرها به خاطر روستاها باید در آتش جهل ناسیونالیزم رقبا و حماقت ناسیونالیستی مردم بازهم با دستور ارباب پشت صحنه خواهند سوخت و می سوزد، و این می شود یعنی راه حل امپریالیستی مسئله ملی، ادامه آن تشنجات، همان غارتگری ها بوده و هست و خواهد بود، این نوع راه حل های ناسیونالیستی نه تنها کمکی به حل مسئله ملی نمی نمایند، بلکه موضوع را بغرنج تر و جوامع ما را از این مقدار به جا ماندگی که هست، بیشتر به قعر تاریخ خواهند راند، مشکلات را مشکل تر و جنگهای عشیره ای را دامنه دارترخواهد نمود و منطقه ما را بالکانیزه تر و باز هم ما را بد بخت تر می نمایند، در عوض برداشته شدن مرزها میان خلقها، دشمنی می کارند و مرزهای بسیار پیچیده تری برقرار خواهد شد، دامن زدن به جنگهای قومی و عشیره ای و کشتار و کشاکش میان خلقهای منطقه با نام راه حل مسئله ملی از طرحها و آرزوها و اهداف امپریالیستها و ناسیونالیستها است، دقیقآ همانند بسیج و تسلیح داعش های ناسیونالیست مذهبی، که ناسیونالیزم مذهبی و باور فاشیستی قومی و مذهبی و برتری نژادی ماهیتا فرقی با هم ندارند، در این مرحله از تاریخ این مردمان و خلقها، واضح و روشن و دقیق به معنای کلمه عرض کنم، ناسیونالیزم و عوام فریبی و امپریالیزم از دشمنان اساسی حل مسئله ملی و دشمنان طبقه کارگرخلقها و دشمنان حق تعیین سرنوشت خلقها می باشند، محض اطلاع این الدنگ های مزدور سرمایه یعنی ناسیونالیستها، … عزیز شدن این مزدوران سرمایه و ناسیونالیستها در پیشگاه امپریالیستها، در واقع از بغض کمونیستها و سوسیالیستها و تلاش گران مسیر رهائی و ازادی و برابری در منطقه ما می باشد و است، همراهی و هماهنگی امپریالیستها و ناسیونالیستها بر ضد کمونیستها و طبقه کارگر و زحمتکشان و برابری خواهان بی دلیل نیست، … رفتار تنگ نظرانه و احمقانه این ناسیونالیستهای وطنی ما بسیار شباهت دارد به اینکه یک نفر کور از ترس گربه، به حیوانات درنده مانند شیر و ببر پناه ببرد … اما این راه حلی منطقی برای حل مسئله ملی نیست و نیست، زیرا امروز بنا به چارچوب دوران تاریخی این جهان ما بر مبنای تضاد اساسی موجود میان کار و سرمایه، تنها راه حل مسائل دموکراتیک به جا مانده از دوران های تاریخی گذشته این مردمان و جوامع، از جنس ازادی خواهانه و برابری طلبانه است، و این موضوع مسئله ملی با گروه خون امپریالیزم و سیستم سرمایه نمی خواند، هماهنگی در این میان ممکن نیست، و به نظر من، تنها راه رهائی ما برای حل بسیاری از مشکلات دمکراتیک حل نشده در این سرزمین هایمان، از جمله حل مسئله ملی، برقراری سوسیالیزم است، در این مسیر و در جهت حل مشکل مسئله ملی که حق طبیعی و بسیار انسانی تمامی خلقهای منطقه است، برای حل ان باید بتوان در مسیر ازادی و برابری و بسوی برقراری سیستمی برابری خواهانه و ازادیخواهانه، گذر بسوی سوسیالیزم را درک نمود و با احساس مسئولیت به تاریخ پاسخ داد، برای رفع نابرابری ها و استثمار، باید حرکت بسوی برقراری جامعه ای آزادیخواهانه، برابری طلبانه و سوسیالیستی، لحظه ای درنگ ننمود، باید شهامت گذر از گرداب و گنداب تاریخ داعش و ناسیونالیزم را در این سرزمین ها را داشت، و آن چیزی به جز تلاش برای برپائی سیستمی ازادی خواهانه و برابری طلبانه در تمامی عرصه ها به منظور رفع نابرابری ها نیست، در برابر نابرابری ها باید ابزار مناسب آن را بکار برد، و این امر نیازی به توضیح ندارد قوطی کنسرو را با دندان باز نمی نمایند. زیرا مسائل دموکراتیک بورژوائی، متعلق به دوران گذار به سرمایه داری و زمان انقلابات بورژوا دموکراتیک در حداقل در بیش از یکی دو سه قرن پیش است، که تا سالهای 1870، پایان یافته است و اخرین تکانهای بورژوا دموکراتیک در آن زمانها انقلابات بورژوا دمکراتیک در ترکیه است در سال 1898 است و مشروطیت در ایران که بوسیله ملا ها و ارتجاع ایرانی به مشروعیت در غلطید …. تنها راه حل امروز همین مسائل بورژوائی دوران گذشته از جنس ازادی و برابری و فقط از جنس سوسیالیزم است . که با گروه خون سیستم سرمایه امپریالیستی و گندیدگی سیستم سرمایه خوانائی ندارد، بنابراین هرکی با ما نیست بر ما است، صف و جبهه را مشخص کن، داشتن توهم به سرمایه داری و ره پیمودن در این مسیر ناچارآ تبدیل به سرباز پیاده امپریالیزم شدن است، قربانی نمودن میلیونها انسان نتیجه ضروری ان خواهد بود، اگر بهترین و دلسوز ترین مدافع خلقمان نیز باشیم، نوکر و مزدوری مانند داعش می شویم، با تمامی حسن نیت هایمان ….. راه جهنم را حتما فرش خواهیم نمود .

    سرنگون باد رزیم جمهوری اسلامی و جنایات سرمایه داری وابسته ایران

    حق تعین سرنوشت خلقها بدست خود، حقی مسلم و انسانی است .

    دست هر نیروی خارجی از سرنوشت خلقهای منطقه و مردم منطقه کوتاه

    برقرار باد سوسیالیزم از همین اکنون

    از دوستان و رفقا خواهش می کنم اگر تمایل دارند به مقاله من تحت عنوان، نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران و جهان بیندازید که در سایت صدای آزادی و برابری از طریق گوگل میتوان به آن دست یافت و در همین فیس بوک نیز موجود است، در این رابطه در سال 2014 نوشته ام …. بعضی و گاهی بسیاری ؟؟ از این مسائلی که امروز اتفاق می افتد و بار ها پیشاپیش تذکر داده ام را می توان به خوبی دید .

    عمرمحمدی

    جمعه ۶ فروردين ۱۳۹۵ برابر با ۲۵ مارس ۲۰۱۶

    رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید. sedaye azadi barabari sedayeazadibarabari.wordpress.com داستان فرارم از زندان و مسائلی دیگر https://www.facebook.com/ajax/messaging/attachment.php?attach_id=522fa83b8144688b70ef38c192ff6ff7&mid=mid.1418312354135%3Ac959ecf2a8bfbd8e12&hash=AQD5QsjzozNp4lDo

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s