تلاش در جهت افزایش دستمزد کارگر تنها در مسیر تشکل طبقه کارگر و اموزش این طبقه برای بدست گیری قدرت معنا و مفهوم دارد، با گدایی..؟

10382256_1567947440118381_8440922645544573071_o

Omar Mohammadi·

سه-شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴ برابر با ۰۱ مارس ۲۰۱۶

تلاش در جهت افزایش دستمزد کارگر تنها در مسیر تشکل طبقه کارگر و اموزش این طبقه برای بدست گیری قدرت معنا و مفهوم دارد، با گدایی..؟

گفتگوی راديو پيام کانادا با حميد تقوايی و محمد رضا شالگونی در مورد تعیین حداقل دستمزدکارگران در سال ٩٥.

https://youtu.be/VFI3Yz2aOLY

تمامی علم اقتصاد، یعنی صرفه جویی در وقت . کارل مارکس .

مزد کارگر، مبنای نرخ و تعین پایه تمامی قیمت ها است، در سیاست و مبارزات و ائتلاف ها و اتحادها و اختلاف ها، جهت گیری های اجتماعی و هر حرکتی … طبقه کارگر و منافع طبقاتی اش، میزان و محک چپ و راست بودن موضع گیری ها و سمت و سوی جریانات مختلف اجتماعی است .

موضوع گران تر شدن قیمت های کالاها، بصورت روزانه، به عنوان یکی از ابزار های کاهش دستمزدکارگران و تولید کنندگان، به منظور پایین نگه داشتن قیمتهای نیروی کار، بنام دستمزدهای کارگران و تولید کنندگان در تحتانی ترین سطح ممکن، اساس موجودیت سیستم سرمایه داری است. غیر از آن، موجودیت این سیستم ممکن نیست و نمی تواند سیستم سرمایه داری موجودیت داشته باشد، موجودیت این سیستم، یعنی وجود همین تضاد میان نیروی کار و کارگران از یک طرف، و سیستم سرمایه و سرمایه داران از طرف متقابل است، سیستم سرمایه داری، یعنی موجودیت تضاد اشتی ناپذیر میان کار و سرمایه، که در دو طرف و دو ضلع متقابل یک سیستم، بنام سیستم سرمایه داری هستند، دو طبقه آشتی ناپذیر و متضاد با هم قرار دارند، سرمایه داران و کارگران، بقیه اقشار جامعه در میان این دو طبقه مدام در حال جابجایی انِد، چه سازمانهای سیاسی یا اقشار خرده بورژوازی و یا لمپن پرولتاریا و سایر حاشیه تولیدی ها و ملا ها و …. این است نظام و سیستم استثماری سرمایه داری ، انتظار دیگری نباید داشت، توهم ممنوع !! در جامعه سرمایه داری همه چیز کالا است، و هیچ کالایی از اسمان نمی بارد، بلکه، کالاها حاصل صرف نیروی کار کارگران و زحمتکشان و تولید کنندگان هستند، تولید کالاها، حتی معادن و نفت و گاز هم مفت و مجانی برداشت نمی شوند، کارگران باید کار کنند تا تولید وجود داشته باشد، و حتی اب و برق و نفت و گاز مفت و مجانی بقول خمینی حتی اگر صد هزار بار نیز قول دهد، چیزی به مردم داده نمی شود،  ممکن نیست، حتی اگر صد هزاربار دیگر و هزاران برابر ملی هم بشوند، همانگونه که عرض کردم طبق گفته رفیق مارکس در سیستم سرمایه داری همه چیز کالا است، همه چیز، که پول نماینده کار اجتماعا لازم تبلوریافته در کالاها است، سود یا دزدیدن ارزش اضافی حاصل دسترنج کارگر و زحمتکشان اساس این سیستم است، و به همین خاطر، بر مبنای ماهیت این تضاد اساسی در این سیستم استثماری، دستمزد کارگر باید در پایین ترین سطح و در حداقل ترین سطح ممکن باید باشد و هست، و این سیستم اینگونه می تواند موجودیت داشته باشد، درگیری های میان کار و سرمایه،  که جهت سرنگونی و تغیرات سیستمهای سرمایه داری را با خود نداشته باشد هر حرکتی اب در هاون کوبیدن خواهد بود، سرمایه دار و کارگر در دو قطب این سیستم و در تقابل و تضادی آشتی ناپذیر در برابر هم اساس این سیستم استثماری را تشکیل می دهند، به همین دلیل، مزد کارگر مبنای نرخ و تعین پایه قیمت ها است، همانگونه که جهت گیری برمبنای منافع طبقاتی طبقه کارگر میزان و محک چپ و راست بودن افراد وجریانات اجتماعی نیز است، این قانونمندی اساس تمامی روابط در سیستم سرمایه داری و تولید و تبادل کالاها و توزیع ان و روابط و تمامی جنبه های اجتماعی است و عملکرد دارد، … مزدکارگر پایه و اساس نرخ واقعی و معیار قیمت های واقعی کالاها است، در تمامی جوامع بشری در میان انسانها، قیمت ها یا ارزش های واقعی، بر مبنای کار اجتماعا لازم(( یعنی مجموع کار صورت گرفته در پروسه تولید، برای تولید کالاها و تبلور یافته در کالاها)) برای تولید کالا هاست، که معنا می یابد، کار در کالا تبلور می یابد، که در میان بخش های مختلف جامعه معاوضه کالاها بر مبنای نیاز ، کار و حاصل کار ها به صورت کالاهای مختلف بطور خود بخودی طبق نیاز صورت می گیرد و عملکرد دارد، زیرا؟ به این شکل بر مبنای نیاز به محصولات همدیگر، کار کارگران و تولید کنندگان با هم به این شکل در چرخه تولید معاوضه می شوند، همانگونه که انگور را در برابر گندم معاوضه می نمایند، … آشپز و خیاط، بگذریم….طولانی می شود…. مخصوصا در معاملات پایاپای که در سیستم فئودالی یا برده داری که بیشتر از سیستم سرمایه داری مرسوم بود و بسیار روشن، چون پول در میان نبود، مبادله کالا در برابر کالا بیشتر بود، شکل عملی توزیع آن کالا ها ، از تولید به مصرف است که جریان می یابد، در سیستم سرمایه داری به خاطر وجود پول، یعنی نماینده همان کالا ها در این عرصه، شتاب فزاینده ای می گیرد و پول جای تمامی کالاها و زندگی و حتی خود انسان را نیز می گیرد، بقول مارکس پول به خدای واقعی تبدیل می شود، هر جا پول هست دلال و سود جویان نیز انجا هستند و باند های مافیا حتما هستند، وجود دلالان و سرمایه داران تجاری، بر ضد تولید کنندگان، یعنی برضد کارگران عملکرد های گوناگون دارند، با همان ماهیت استثماری. در سیستم سرمایه داری رقابت در میان رقبا به منظور کسب سود، همچون رقابت در میان درندگان، فزاینده است، همانند دو درنده یا درندگان مدام مترصد دریدن همدیگراند، اگر دو سرمایه دار در یک یا حتی دو کشور یا دو قاره باشند، فرقی ندارد، جنگها واقعا ادامه سیاست هستند، می توان آنرا در میان رقبا به خوبی دید. اساسا در زمان سرمایه داری و رقابت ازاد، در جامعه تلاش به منظور برتری بر رقیب، انگیزه رشد تکنولوژی را باعث می شود، یعنی رقابت، انگیزه ای می گردد تا محصولات به ارزان ترین قیمت تولید شوند و در بازار به بالاترین قیمت فروخته شوند، که مبنای این میزان و ترازو، حد میانگین مهارت و تکنولوژی موجود در آن عرصه تولیدی خاص در جامعه و در رقابت ازاد با رقباست که شکل می گیرد، همانند داشتن اسلحه های بهتر در جنگ، که در اینجا جنگ های اقتصادی، تفنگ و تیرش بالاتر بودن تکنولوزی تولید و پرداختن مزد کمتر و با قیمت های بالاتر فروختن محصولات مشابه است، که باند های رقیب و مافیایی مکمل آن می باشند، سود از سیستم تولید و دلالی ناشی می شود، که بر مبنای تولید ارزان تر از حد میانگین قیمتها و تولیدات محصولات موجود در بازار و در دست رقبا بایدصورت پذیرد، و ((فروش آن کالای تولید شده، بصورتی اتوماتیک وار به قیمت بالاتر از میزان میانگین قیمت و کارمصرف شده کمتر برای تولید آن کالا نسبت به کالاهای محصولات دست سایر رقبا، و کار تبلور یافته در کالای تولیدی است، که حرص سرمایه دار به منظور غارت دسترنج کارگر و پرداختن مزد کمتر یکی از راه های مشخص آن است )) این تفاوتها میان تولید و مصرف تعیین کننده میزان سود دهی است، که سرمایه داران در این عرصه، ضرورتآ، مجبور به تقلب و دروغ و ریا و جنگ و دزدی و توطیه، باند بازی و رشوه و مافیا و هر جنایتی هستند، و به همین دلیل فرهنگ سرمایه یعنی فرهنگ دروغ و ریا و دزدی و جنایت و رشوه و تقلب و فساد از هر نظر به هر شکل، به هر صورت ممکن،در هر جا ….. در نتیجه از طرفی دیگر ضرورتآ سرمایه دار ترغیب می شود، مجبور می شود، که تکنولوزی را نسبت به سایر رقبا بالاتر ببرد و چون مالکیت خصوصی است، رشد وسایل و ابزار تولید به ضد کارگر و زحمتکشان منتهی می شود، غارت نیروی کار کارگر به جای ارامش و رفاه زحمتکشان و کارگران، نه در خدمت کارگر، بلکه در خدمت سرمایه داری است، یعنی کارگر از کار بیکار می شود و اضافه تولید و دزدیدن زمان و عمر و زندگی کارگران از طریق شتاباندن تولید، بر علیهه کارگران در جامعه ادامه می یابد و … عرضه و تقاضا و رقابت و تولید ارزان تر از گذشته بر این مبنا باعث سود اوری هر چه بیشتر برای سرمایه دار، نسبت به سایر رقبا زا باعث می شود، این بزرگترین انگیزه برای رشد تکنولوژی در سیستم های استثماری است، در رقابتها که تولید ابزار جنگی یکی از ان عرصه های بزرگ رقابتی میان استثمارگران است، که دست یابی به رشد تکنولوژی بالاتر با تب و تاب نسبت به سایر رقبا را در این عرصه، ویرانگری را باعث می شود، تا برمبنای تکنیک بالاتر از حد میانگین موجود درجامعه و کشور و در میان ملتها، و بودن تکنولوژی بالاتر از حد میانگین مهارت های تولیدی معمول در جامعه (و جامعه جهانی امروز)، گسترش و تکامل یابد و رشد تکنولوژی، باعث و انگیزه درونی رشد اقتصاد در میان رقبا به منظور سود بردن هرچه بیشتر را باعث می شود، دزدیدن تکنولوژی از همدیگر یکی از این عرصه ها نیز است، این رقابت ها، درسیستم سرمایه داری، تحرک اقتصادی اجباری با کند ترین حد ممکن را باعث می شود، یعنی جلوگیری از رشد تکنولوژی و شکوفایی اقتصادی، با رشد صفر یا یک دو درصدی، که حتی کنسرن ها از امکانات تکنیکی منحصر به خودشان استفاده ها می برند و نمی گذارند سایر رقبای موجود حتی در یک کشور از آن برخوردار باشند، با هدف از میدان بدر کردن حریف و رقیب و در دست گرفتن بازار های خودی و سایر کشور ها و ملتها به منظور غارت در بالاترین حد ممکن، که بازهم غارت از بازار در چرخه تولید فقط از طبقه کارگر یعنی از مزد و حقوق بگیران است که انجام می گیرد، سرمایه آلی یا همان مزد کارگر، در سیستم سرمایه، مبنای گرایش نزولی نرخ سود، به کوردی سنندجی، یعنی از مزدکارگران و تولید کنندگان زدن و دزدیدن است، که سود سرمایه دار و دلال را تضمین نمودن بر این مبنا است، که اساس سیستم سرمایه داری است، زیرا از تنها منبعی که می توان دزدید، فقط نیروی کارکارگر است. که در چرخه تولید و فروش محصولات انجام می گیرد، در سیستم سرمایه، فروش محصول به خود تولید کنندگان است، غارت از دسترنج کارگر تا حد ممکن اساس و پایه قیمت تولید ارزان کالاها است، قیمت واقعی گردش کالاها بر مبنای پرداخت برای بازتولید نیروی کار است، که صورت می گیرد و بر این مبنا تعیین می شود، یعنی نیروی کار کارگرمبنای نرخ و مرد است، اما در سیستم سرمایه داری، باید نیروی کار را به ارزان ترین قیمت خرید تا بتوان محصول کار را به گرانترین قیمت به خود تولید کنندگان یعنی کارگران در چرخه تولید، دوباره فروخت. حاصل این پروسه در یک سیستم در دراز مدت؟؟؟ حساب کنید یک درصد سرمایه دار در جامعه، صاحب هشتاد درصد کل سرمایه ها هستند، آنها نمی توانند این همه تولید را مصرف نمایند و بخرند،….به دریا ریختن یکی از پیامد های تولید مفت و غارتی از دسترنج کارگران است و فقر و مرگ و میر و گرسنگی ادامه آن بعلت ناداری در جامعه، که فقط تولید کنندگان جسمی و فکری هستند که نیاز دارند و می خرند و مصرف می نمایند، یعنی 99 در صد مردم، و انها هستند که با کار و زندگی شان می پردازند، چرخه: پول – کالا – پول، این فورمول سیستم دلالی، یعنی سرمایه دار می خرد تا دوباره با قیمت بالاتر بفروشد، که این گردش خرید و فروش، ضد اجتماعی است و خانه خرابی کارگران و تولید کنندگان و تمرکز ثروت در دست استثمارگران را با خود دارد و تصادفی نیست که تعدادی سرمایه دار پولدار هستند و کارگران بصورتی میلیونی بی بضاعت، در سیستم دلالی انگلی یعنی همین سیستم سرمایه داری ملایی، مثلا، امروز در چین و بنگلادش و هند و نپال افریقا و امریکای لاتین، تولید می نمایند در اروپا و امریکا و سایر کشور ها بعنوان سرمایه در گردش می فروشند، و برخلاف یک سیستم سالم اقتصادی که قیمتها باید بر مبنای کار اجتماعا لازم برای تولید کالاها صورت گرفته باشد، وقیمتها باید بر این مبنا تعیین شوند، و معاوضه محصولات کارهای مختلف حاصل کار کارگران و زحمتکشان با هم بر مبنای کار مساوی باید صورت گیرند، یعنی معاوضه محصولات کارهای مساوی تبلور یافته در آن کالاها باید در میان تولید کنندگان صورت بگیرند و بر مبنای کار مساوی با هم معاوضه شوند، که متاسفانه اینگونه نیست، که البته درسیستم دلالی، ( پول- کالا- پول ) این امر محال است، و در نتیجه، در هرشرایطی، حتی اگر قیمت یک کیلو انگور هم به یک میلیارد تومان برسد، بازهم مبنای تعین قیمت ها و ارزش های واقعی، بر پایه قیمت نیروی کار کارگر است، که مبنای ارزش های واقعی محصولات تولیدی است، اما، به علت سیستم دلالی و سرمایه داری، وجود بازاری هاو ملا ها و دلال ها، قیمتها و ارزش های اسمی کالاها که در بازار خرید و فروش می شوند، با مقدار مزد و ارزش واقعی کالا ها و کار اجتماعا لازم تبلور یافته در کالاها یا پول بعنوان نماینده کالاها، با هم خوانایی ندارند، در این میان، به علت استثماری بودن سیستم سرمایه داری، فقط کارگر است که در پروسه تولید بازنده است و ضرر اصلی را او می نماید، حتی دلار و اویرو در برابر تومان و لیره و … بازهم همان قانون است که عملکرد دارد، در نتیجه بازهم کارگر همیشه در پایین ترین سطح معیشتی قرار دارد، و کشور های سرمایه داری وابسته نیز نسبت به کشورهای امپریالیستی و بانک جهانی پول همین موضوع عملکرد دارد، و قیمت و ارزش نیروی کار و زندگی کارگر و عمر و وقت زحمتکشان همیشه در زیر بار ستم سرمایه قرار دارد، در سیستم سرمایه داری، اگر دستمزد کارگر را بالاتر ببرند، باید تمامی قیمتها نیز به اندازه حد ممکن تامین سود سرمایه دار بالا برود، چون جامعه سرمایه داری بر مبنای سیستم مفت خوری و انگلی و سود می چرخد، چاره ای ندارند، جز اینکه بازهم همین مزد کارگران را مبنای قیمتها برای سایر کالاها، درنظر بگیرند، و تمامی قیمت ها را نیز، در تمامی عرصه های دیگر بالاتر ببرند، و می برند، اما تغییری در ماهیت و اصل موضوع رخ نمی دهد، به همین خاطر مانند لوله ای فنری هر روز و ماه و سال قیمتها می چرخند و رو به آسمان دارند، یک نان را اگر به شش ریال بخریم یا شش تومان یا شصت یا ششصد یا شش هزار تومان در اصل موضوع تفاوتی نمی نماید، کارگر در اصل موضوع مورد ظلم و غارت هر چه بیشتر قرار می گیرد ….بی دلیل نیست که در جامعه سرمایه داری قیمتها هر روز بالاتر می روند و تعداد صفر های اسکناس ها هر روز بیشتر و بیشتر می شوند، درصورتیکه ارزش های واقعی بر مبنای کار اجتماعا لازم، همانی هستند که بودند، تازه، ارزش های واقعی، بر مبنای کار اجتماعا لازم به خاطر رشد تکنولوژی و مهارت ها، ارزان تر از سابق تولید می شوند، و می بایست قیمتها پایین تر هم می امدند، و مردم با ارامش بیشتری زندگی می نمودند، وقت بیشتری برای زندگی می داشتند، اما بعلت بیگانه بودن حاکمیت این سیستم ضد مردمی با تولیدات اجتماعی و تضادی اشتی ناپذیر در این میان، مدام قیمتها سیر صعودی دارند، و لی باز هم یک کیلو ماست همان یک کیلو ماست می ماند، البته هر روز با قیمتی جدید، و یک نان لواش همان، چون نمی توانند یک کیلو ماست را نیم کیلو دهند، پس قیمت را دو برابر و هشت برابر می نمایند، در نتیجه ؟؟ قیمت های اسمی، همانند لوله ای فنری مدام بالاتر و بالاتر می روند، و در بازار های بورس، بعلت تفاوتهای میان ارزشهای اسمی یعنی همین صفر های اسکناس ها، با ارزش های واقعی، یعنی همان مقدار کار اجتماعا لازم و نیروی کار مصرف شده برای تولید این کالا(( نیروی کار کارگر)) تبلور یافته در کالاها، این دو مدام در حال از هم دور شدن هستند، به ضرر کارگران و به نفع و غارت سرمایه داران، به عبارتی کوردی سنندجی، یعنی مقدار نیاز زندگی کارگران برای تولید دوباره نیروی کارکارگران، بصورتی مصنوعی یا اجباری یا … هر چه باشد با هر کلک و ترفندی، مزد مدام پایین تر می اید و کمتر می شود، یعنی کارگران باید کمربند های دور شکمشان را باید سفت تر ببندند، زیرا بانکها بزرگتر می شوند، زیرا قیمتها، بصورت مصنوعی و استثمارگرانه بالاتر می روند، و ارزش ها برمبنای کار اجتماعآ لازم، یا مقدار کار مصرف شده لازم برای تولید یک کالا، که همان نیروی کار کارگراست، ارزان تر می شود، دسترنج کارگران و زحمتکشان غارت می شود، قیمت پایین می اید، کار باید هر چه بیشتر شود و قیمت آن هر چه کم ارزش تر، این تناقض در ذات سرمایه از این جا ناشی میگردد، لذا، در مجموع، نرخ و قیمتها در جامعه سرمایه داری برمبنای نیاز و ارزش نیروی کار تعیین نمی شوند، بلکه بر مبنای نرخ سود است که پیش می رود، به این خاطر مزدکارگر در این سیستم همیشه در سطح بخور و نمیر می ماند، البته اگر کارگر از گرسنگی هم بمیرد مهم نیست، یکی دیگر هست و لشکر بیکاران در انتظار، بنابراین مانند قیمت یک کیلو ماست، هر چقدر هم مزد بالاتر رود باز هم رابطه و فاصله میان کار و سرمایه همانی است که باید در سیستم سرمایه باشد، که غارت در جامعه طبقاتی سرمایه داری و دشمنی اشتی ناپذیری طبقاتی ناشی از این تضاد و تناقض طبقاتی است، درنتیجه، برای بشریت، دو راه بیشتر نمی ماند، یا شکست زندگی کل انسانهای روی زمین و نابودی بشریت و ماندن تعدادی سرمایه دار، که آنگاه نیز بازهم این تضاد و تناقض میان آنها بر بنای این سیستم بازهم می ماند، یا نابودی این سیستم سرمایه داری و برقراری سوسیالیزم، که خلاصی از دست این سیستم استثماری را با خود دارد، … راه سومی وجود ندارد و نیست، به همین خاطر بود که مارکس می گفت، کارگران جهان متحد شوید …. از آنجایی که تغییرات و روند تغییرات اساس بودن است، به همین لحاظ این دوره از تاریخ بشری نیز همانند دیگر دورانها از جمله فیودالیسم و برده داری موقتی است، هرچه آگاهی بیشترباشد، درد تغییرات و دوره تغییرات کوتاه تر خواهد بود، که پیروزی کارگران و زحمتکشان حتمی است، ….سانسور و خفقان و کتاب خمیر نمودن و سوزاندن و کشتن روشنفکران و اندیشه ورزان و فعالین اجتماعی و مدنی به این دلیل است، به هر صورت، مثلا، حتی اگر من یک کیلو طلا را از شما بدزدم، همانند مهمانهای من که مقداری از من دزدی نمودند، مادر و دو پسر، و اگر کل ثروتهای دنیا را داشته باشم، بازهم این یک کیلو طلا و کل این ثروت این دنیا در جامعه وجود دارد، به کره ماه نرفته، اما در پروسه تولید، در سیستم سرمایه داری، دزدی و غارت از نیروی کارکارگر در پروسه تولید از نوع دیگری است، که انباشت ثروت در یک طرف و فقر توده های میلیونی در جایی و طرفی دیگر است، حتی اگر این اتفاق در میان دو نفر صورت گرفته باشد، در همان جامعه ای که یکی بدون دیگری نمی تواند مدتی طولانی دوام بیاورد، جنبش نود و نوه درصدی ها بی دلیل نیست، بعنوان نمونه، در جامعه طبقاتی امروز تعدادی از افراد به اندازه میلیونها نفر ثروت را دردستان خود جمع نموده اند و دارند، چرا ؟؟ این امر بصورت تصادفی اتفاق نیفتاده است، دزدی از حاصل دسترنج کارگران و زحمتکشان امری است که در سیستم سرمایه داری بصورتی سیستماتیک انجام می شود، و فشار برکارگران در ذات سرمایه داری است، پس می توان نتیجه گرفت مبارزه برای اضافه دستمزد و سایر مزایا، تا آنجا ارزش دارد که به تشکل طبقاتی طبقه کارگر و زحمتکشان کمک نماید و به انها ثابت نماید که با مبارزه می توانند به اهدافشان برسند، و توده های کار و زحمت را اموزش دهد که با مبارزه می توان حق خود را گرفت و ارتقاء این روحیه و این تشکل تا بدست گیری قدرت سیاسی بوسیله فقط طبقه کارگر، تنها راه رهایی است، که رقابتها میان استثمارکنندگان به منظور استثمار و غارت هر چه بیشتر از حاصل کار کارگران و برقراری و گسترش سیستم دلالی و سود و سرمایه، و حاکم شدن برادران قاچاقچی و باندهای مافیای حاکم در این سیستم و جامعه فاسد و دزد و اسلامی شاهی ایران و کل این کشور های سرمایه داری مملو از دروغ و ریا و تقلب، بصورتی سیستماتیک باعث تفاوتهای بزرگی در میان ارزش های اسمی و ارزش های واقعی کالا ها می شود، نتیجه این تناقضات، که جزء ذات سرمایه داری است ؟ سقوط دوره ای بازار های بورس و بازار ها و بحران ها و بی پشتوانه شدن پول و ایجاد تورم و در ادامه ناچارا کشتار و جنگ و …. که باز هم تمامی این فشار ها بر کارگران و زحمتکشان خلقهای این جهان است که تحمیل می شوند، در سیستم سرمایه داری، به علت اینکه سرمایه داری حاکم است، سرمایه داران در بحرانها همانند چوب پنبه ای بر امواج سوار اند، و کارگران و زحمتکشان بدنبال و در زیر بار فقر و بحران بسر می برند، زیرا کارگران در این سیستم محکوم اند !! برای رهایی از این گرداب تاریخ و بن بست تاریخی، راهی نیست به جز تغییرات اساسی در این نظام و سیستم، یعنی سرنگونی این نظام و برقراری سوسیالیزم، یعنی زیر و رو نمودن کل نظام استثماری، و حاکم شدن کارگران، نه حزب کمونیست یا هر حزب دیگری، حکومت طبقاتی اسمش با خودش است، فقط طبقه کارگران فکری و جسمی بصورت سیستم دمکراسی مستقیم، بنابراین سرمایه دار و سیستم سرمایه داری دشمن بشریت و انسان است و سرمایه به هیچ وجهه هیچ چیزی را قبول ندارد به جز سود، بحران می افریند، داعش می سازد، جنگ براه می اندازد، از خمینی حمایت می نماید و اختلاس می کند، دروغ می گوید، و …. این سیستم با اقتصاد و فرهنگش این است و اگر بمب اتم وجود نمی داشت، امروز ما جنگ جهانی پنجم و ششم را نیز پشت سر گذاشته بودیم، …در جامعه استثماری فرهنگ روابط مردم و کوچک ترها نیز، یعنی افراد این جوامع همین اند، فرهنگ یکی است، بزرگتر ها نیز همین اند، انسان نا آگاه و خواب آلود و خمار چشم قربانی، خود الت دستی است بی مقدار در این سیستم و نظام همچون اسب بارکش این نظام، در گوشه ای افتاده در لجن سرمایه داری با صد تا شیشه عطر و ادکلن هم بوی گندش به پایان نمی رسد، سرمایه دار در جنگ و در قحطی و در رفاه و اسایش و در هر شرایطی باز هم سود و امکاناتش تضمین است، تا زمانی که او حاکم است، سیاست را او تعیین می نماید، پس دستور جنگ و طرح درست نمودن داعش و فروش سلاح و بردن سود و راه انداختن قحطی و اختلاس و فرهنگ روابط را نیز او تعیین می کند …. پایه های منافعش را با تمامی تلاش سازمان خواهد داد، و تمامی بدبختی های دیگر در جامعه بشری امروز، از ذات وجودی سرمایه ناشی می شود … نتیجه اینکه، یعنی تنها راه رهایی انسان، تغییر این سیستم سرمایه داری و سیستم غارت و سود و مفت خوری و دلالی است. اگر بتوان فرمول وار نوشت و گفت در جوامع بشری، در میان چرخه، تولید و مصرف کالا های مورد نیاز جامعه، توزیع یا مبادله وجود دارد، یعنی این فورمول گردش اقتصاد سیستم سرمایه داری (( تولید =مبادله= مصرف )) است، که مبادله خاص سیستم استثماری است، مخصوصآ در سیستم سرمایه داری است، مبادله یعنی (پول=کالا = پول،) یعنی سرمایه دار پول می دهد کالا می خرد تا دوباره انرا بفروشد، و مسلم است که به منظور سود بری است و سود از اسمان نمی اید که در سیستم سرمایه داری این پروسه شتابان تر است نسبت به سایر فرماسیون ها در نتیجه بیداری وسیع تر است، بسیار شتابان نسبت به سایر سیستم های ماقبل خودش، اما باز هم بسیاری ها هنوز خواب خوش زمانهای گذشته را می بینند، زمان برده داری و فیودالیسم، خیلی ها به سم ناسیونالیزم و مذهب هنوز الوده اند، انها و تفکراتشان فاجعه است …. اما در سیستمی عادلانه و سوسیالیستی، اقتصاد را می توان اینگونه فورمول وار و خلاصه نوشت (تولید= توزیع= مصرف) در قسمت توزیع خبری از دلال ها نیست بلکه خود توزیع نیز قسمتی از پروسه تولید است، و کالا های تولید شده، بر مبنای کاراجتماعآ لازم تبلور یافته در کالاها بوسیله بخش خدمات در میان بخش های مختلف تولیدی توزیع می گردند، در واقع محصولات با هم بر حسب نیاز معاوضه می شوند، این تنها تفاوت سیستم اقتصاد سوسیالیستی و سیستم استثماری و سرمایه داری است . این سیستم پایه اقتصادی تعیین سرنوشت انسانها بدست خودشان است، شکست و یا پیروزی آن سیستم بدست خود مردم ممکن است . یعنی درک ضرورت همان ازادی است، در صورتیکه در سیستم سرمایه داری حاکمان سرمایه داران هستند . و انتصابات هر چهار سال یک بار فقط خر رنگ کنی است، آزادی گرفتنی است دمکراسی دادنی است، در این چارچوب تعیین سرنوشت مردم بدست انها ممکن است، مردم خود هیچ اند، برایشان جنگ و فرهنگ و دین و ناسیونالیزم و مذهب سازمان می دهند و با ابزار های بوق و کرنایی شان مردم را نیز ردیف می نمایند . بنابراین باز هم عرض کردم، درک ضرورت یعنی زندگی انسانی، میزان و مقدار و معیار آن متناسب با هر جامعه و هر فردی است که به آن حد از فهم و درک ضرورت ها رسیده باشد و مردمان شایسته حکومتهایشان وسیستمهایشان هستند، دگر اندیشی والایی است، گوسفندوار زیستن نه شایسته نام و مقام انسانی است .

تلاش برای بالا نگهداشتن دهان برای نفس کشیدن کارگران در سیستم سرمایه داری، همچون غریقی در این سیستم نابرابر و ضد انسانی، مبارزه برای بهتر شدن سطح دستمزد، هماهنگ نمودن مزد با وزن تورم، و رسیدن به حداقل زندگی انسانی در این سیستم از سخت ترین کارها است، اگر هم اضافه دستمزدی اگر صورت می گیرد در اولین فرصت با تغییرات در ارزش های اسمی و بالابردن قیمتها، دوباره همان دستاورد های گذشته را باز می ستانند، این اساس دزدی و تضاد در ذات وجود سرمایه داری است، بنابراین، عنوانی بنام بالاتر بردن دستمزد در راستای تشکل طبقه کارگر برای سرنگونی این سیستم ضد انسانی و بدست گیری قدرت سیاسی بوسیله طبقه کارگر باید باشد، وگرنه با گدایی زندگی نمودن مقداری سخت است، ….تکرار روزمره تاریخ، کمدی خنده داری است رقت بار .

سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران،

برقرار باد سوسیالیزم .

عمرمحمدی

سه-شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴ برابر با ۰۱ مارس ۲۰۱۶

گفتگوی راديو پيام کانادا با حميد تقوايی و محمد رضا شالگونی در مورد تعیین حداقل دستمزدکارگران در سال ٩٥.

https://youtu.be/VFI3Yz2aOLY

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید. sedaye azadi barabari sedayeazadibarabari.wordpress.com داستان فرارم از زندان و مسائلی دیگر https://www.facebook.com/ajax/messaging/attachment.php?attach_id=522fa83b8144688b70ef38c192ff6ff7&mid=mid.1418312354135%3Ac959ecf2a8bfbd8e12&hash=AQD5QsjzozNp4lDo

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s