شاه و شیخ و مذهب و استثمار روحی و جسمی

شیخ و شاهOmar Mohammadi·Samstag, 27. Februar 2016

من با نوشته و نظر جهانشاه بیشتر و بسیار بیشتر موافقم، اساسا بوجود امدن این همه صدها و در طول تاریخ هزازان فرقه های گوناگون مذهبی، دلیل بسیار برجسته ای است، بر اینکه انسان در مسیر تکامل اندیشه و ارمانهای برابری خواهانه و عدالت جویانه و مبارزه با نیروهای جامعه و طبیعت و نوعی سوسیالیزم مذهبی تخیلی عدالت و برابری و مساوات …. هر نام و عنوانی که دوست دارید برای آن انتخاب کیید، و نیاز به رفع مشکلات زندگی اش در مبارزه بر علیهه طبیعت کور، که در ابتدا توتم ها و دیو ها و لولو سرخرمن ها و سمبل ها، بت ها، و بعد ها با رشد تولید و تمرکز قدرت در دست حاکمان و ریش سفیدان و در مبارزه مردم با سیستم های موجود و استثمارگرانه دست ساز خودشان بر مبنای بیگانگی از رهبران عشیره ها و ریش سفیدان و گرمگان و حاکمان فعلی ان زمان شان، نیاز به تکیه گاه روحی قوی داشتند، هم استثمارگران برای سرکوب مردم به جان آمده نیاز به خدای قهار ومکار و قوی داشتند، هم استثمار شوندگان که خدایی باید باشد تا بتواند حق شان را بگیرد، درسیت همانند اله و کوچولو گفتن های صدامیان و خمینی چی ها، داعشی ها و پاسداران امروزی ما، آنها نیز خدایی انسانی ساختند که بسیار بزرگ است، در واقع قدرت و خصوصیات و توان خدا به اندازه نیاز انسان است که خدا قوی است، در زبان هندی به ارباب می گویند صاحب، و خدا همین صاحب همه چی در زبان ما نیز هست، همه چیز را خودش ساخته و متعلق به اوست، مردمان پیروان مذاهب، همیشه در مسیر تکامل جامعه و رشد نیرو های مولده، و دگرگونی های ضروری و اجتناب ناپذیر، مدام از مذاهب خود و استثمارگرانشان سرخورده و حتی به قیام و شورش ها همیشه کشیده می شده است، مزدکیان و مانویان و اسپارتاکوس ها و بوگاچف ها و لشکر کشی ها….انسان از مذاهب قبلی در مسیر تکامل نیروهای مولده و رشد تفکر و اندیشه بیرون می امد و بیخود بودن آن مشخص می شد، و بازهم انگار در کوهستان راه می رویم از یک دره به دره ای دیگر، انسان همیشه خود را جستجو می نموده، در اثر نیازمندی به توان مقابله با نیرو های قهار و مکار، خود و قدرتش را درشکل خداها دراشکال گوناگونی از انسان می دیده، خدایی که به بزرگی ارزوی انسانهای بسیار بزرگ و قوی است، از این رو تمامی خصوصیات خداهایشان نیز بسیار انسانی است، اما قوی تر، ملاهای استثمارگر و امپراطوران و شاهان و حاکمان و برده داران نیز خود را منتسب به خدا ها می نمایانند و خود را قوی تر و برتر نشان می دهند، که قدرتشان در واقع همان شمشیر های دست گزمگانشان بوده و هست، که انسان ترسیده و رمیده را در حال سجده و زانو زده می خواهند، به همین خاطر انسان در مسیر تکامل اندیشه و سیستم های تولیدی از سایر شعبات مذهبی که تکامل نیروهای مولده، بیخود بودن مذاهب را به اثبات رسانیده اند، انسان اندیشه مند همیشه از مذهب و سیستم های استثماری فراری بوده و است، که بازهم به علت ناکامل بودن تفکر و اندیشه و علم و دانایی بشر در سطح توده های مردم، انسان بازهم از چاهی درآمده و به چاله ای دیگر گرفتار بوده است، و روشنفکران همیشه بنام زندیق و کافر و مشرک و ملحد و حلول شیطان در روح و جسم انسان کشته و ترور و زندانی و شکنجه شده اند، عوامفریبان این موضوع خلاء دانش و تفکر در میان توده عوام را وسیله کشتار دگر اندیشان و کتاب سوزاندن و خمیر نمودن نوشتجات و اثار ادبی و علمی و سرکوب دیگر مذاهب و دیگر اندیشه ها نموده اند، با رشد نیروهای مولده، مذهبی که از توتم پرستی شروع شد، یعنی لولو سرخرمن و بت ها، در اثر نادانی بشر اولیه تا امروز، به بهترین دکان، برای دکانداران دین تبدیل گردیده است، خدای بت خانه ها و لولو سرخرمن ها به اسمانها رفت و بر بالای ابرها دراز کشید و از آن بالا همه را زیر نظر داشت، بعد به طبقه هفتم اسمان رفت و قرار گرفت و اکنون از آن جا نیز نقل مکال نموده و خدا خودش هم ادرسش را گم کرده نمی داند کجا هست، هر چی هست همه جا هست، و لی دیده نمی شود، این دیگر عمق توحش و نادانی انسان باورمند امروزین است، به معنی کلمات فکر کنید ببینید، همه جا هست ولی دیده نمی شود، و در همه کاری دست دارد و لی با وجود این همه جنایات بیگناه است …. هیچ مذهبی با نیاز زمان خویش هیچگاه خوانایی نداشته، اگر داشته بسیار محدود و در چارچوب دوره ای معین در قبیله ای مشخص بوده در حد خوردن و سیر نمودن شکم قبیله اش از خوان یغمای قبایل دیگر و انسان خوری، مانند محمد و قریشی ها، بوده است، مذهب درست همانند زبان و فرهنگ محدود قبایل مختلف گیر افتاده در دره ای در دل جنگل یا صحرایی بدور از سایر مردمان برای خودش درخود می لولیده، زبان و فرهنگ و دین و مسلک و عادات و سنت ها، همیشه برای مردمان متعلق به آن قبیله بهترین می نموده و مذهب همیشه، اغلب، نیز بهترین و تا حد فاشیزم برتر بوده و حتی ملیتها نیز به همین گونه، ناسیونالیزم نیز وجوه اشتراکات فراوانی با این موضوع دارد، مثلا، تفاوت اسکیمو ها و اسلامی ها در مورد رفتار مهمان مرد با زن خود میزبان، را مقایسه نمایید، در قبایل گوناگون، مذاهب، رفتار و سنتهای مختلفی را برای خویش رقم زده اند، پدیده ای که برای سایر قبایل بشر در جا های دیگر بسیار متضاد می تواند باشد و هست و بوده، بهانه ای برای حمله و غارت و کافر و مشرک دانستن دیگران حتی در یک مذهب، مانند سنی و شیعه و …. که مذهب، با روندتکامل زندگی و نیروهای تولید، باز هم بنابر ماهیتش در برابر تکامل و نو شدن همیشه ایستادگی نموده و حافظ نیروهای ایستای تاریخ بشر بوده و به ضد انسان به معنای واقعی کلمه تبدیل گشته و همیشه عمل نموده، به همین خاطر در راستای استثمار طبقاتی در طول تاریخ، نیاز به شمشیر و کشتار و سوزاندن و حمله و لشکر کشی که در ماهیت خویش بواقع به منظور غارت و رفع گرسنگی از حاصل کار و تولید قبایل همسایه بوده که علیرغم اخوت و برادری و مساوات و انساندوستی اما به آن دست یازیده اند، صورت گرفته، مذاهب همراه شاهان و یا خود شاه های خلیفه و امام و خلاصه، چیزی در این محدوده همیشه یکی بوده اند !! خلیفه و امپراطور و چیزی همنوا با حاکمان و روسای قبایل مغول و محمد و سایرین، مجموعه تاریخ توحش بشر اولیه را تشکیل داده اند و بوده اند، طول تاریخ انباشته از این موضوع غارتگری ها است، تاریخ توحش و حمله اعراب گرسنه، مغول ها و اسکندر ها و سایرین دقیقا همنوا است با حمله هیتلری ها و سایر امپریالیستها و هجوم سرمایه از استین ناتو و داعش و اردوغان و خمینی به منظور تقسیم جهان و ربودن طعمه و سرزمینها، از چنگ همدیگر و از چنگ رقبا غارت از این خوان یغمای گوسفند شکار شده در این زمان ما، تقسیم کیک های عزا و عروسی بنام سرزمینها در این زمان، اما در ابعادی بزرگتر است که امروز صورت می گیرد، زیرا امروز نسبت به آن زمان، رشد نیرو های مولده بزرگتر و بیشتر است، در نتیجه توحش بیشتر است و نیروی خرابی قوی تر، و در برابر ان نیز نیروی ازادیخواهی و بیداری نیز در مقابله با آن کم نیست، نتیجه این جنگ جهانی موجود در زمان ما، دو راه بیشترباقی نگذاشته، یا توحش و عقب گرد تاریخ، یا ازادی و برابری و تکامل والایی تاریخ، هر چه می خواهد گو باشد، ماهیت طبقاتی استثماری مذهب و سرمایه تمامی اینها در طول تاریخ یکی است، همراه هم بوده و تا استثمار وجود داشته باشد، اینها نیز خواهند بود، … امروز دیگر بر همه مردم روشن است که مذهب هیچگاه جوابگوی نیاز زمان و زندگی نیست، انسان ذجر کشیده، از مذهب می رمد، و در عین حال از بینوایی و بیسوادی به مذهب دیگری ساخت دست این استثمارگران بنام دمرکراسی پناه می برد، دموکراسی توده های میلیونی را برایش زیر تبلیغات قایم می کنند و او را شب کور می خواهند، انسان ناتوان درنتیجه در اثر فشار زندگی و ناداری و فقر و استثمار، ضرورتا کانالها و بستر هایی می جوید تا شاید راهی بیابد، در زیر بار سر و صدا و تبلیغات و تطمیع و توحش، مسیرهای دروغین و غیر واقعی را می بیند و از سر ناچاری بصورتی سیستماتیک، دروغ و تقلب جزیی از زندگی اش می شود، در عین حالی که خدا به همه چی اگاه است و خدا راستگویان را دوست دارد، اما تقیه اسلامی جزیی از فریب دشمن است، و مردمی که برای نان شب محتاج اند، در سیستم استثماری سرمایه بازهم دشمن اند، دشمن حاکمان و در نتیجه فقط تقلب است و دزدی و دروغ و غارت، ظاهرا حکومتها با مردم خودی دشمن هستند، که برای حاکمان، توده های کار و زحمت از هرچه دشمن است، دشمن تراند، و این چرخ تاریخ است که مدام در گردش و تکرار است، مردم تهیدست، حاکمان را و خمینی ها را دشمن اند، محرومین دشمنان استثمارگرانشان اند، بیگانگی مردم در مقابل حاکمان دروغگو، خود بنگرید به این همه تناقض انسان دردمند، که بازهم در جستجوی یافتن خویش سرگردان است. خوشبختانه انسان حقیقت جو و بشر زیبا پسند و زیبا شناس، طبق ضرورت و نیاز جسم و روح و روان و زندگی در تلاش شبانروزی است، دربدر بدنبال بهترین ها برای رفاه و ارامش زندگی است، تمامی عرصه های تکامل و یافته های بشری حاصل این تلاش است، در این مسیر تاریکی قرون، مدام دین و مذهب عوض نموده و همیشه بعلت نادانی بشر یکی بدنبال دیگری در راه بوده است، اگر به تمامی شعبات مختلف ادیان، مثلا ادیان ابراهیمی بنگری از داوود و سلیمان و …تا همین داعش و خمینی فرق چندانی به جز تاریخ تحولات جامعه بشری نمی بینیم، مثلا برده داری در زمان داوود یا سلیمان و محمد اینگونه بوده و الان اینگونه است، مثلا، سلیمان، شاه تمامی جانداران بوده ؟؟؟؟ داعش فقط برده دار زنان کافران است، بنابراین موضوع، در هر دین و مذهبی شعبات فراوانی یافته و ساخته شده است …. به نظر آورید، هنگامی که هر یک از ما از یک خانواده مذهبی برخاسنته ایم، من یکی خودم را بیشتر منظور دارم، من از زمان کودکی مادر زاد به بیهودگی مذهب پی نبردم، فورا ضد مذهب نشدم، همانگونه که در هر جامعه ای مذهب حاکم بیشترین نفوذ را دارد، ظاهرا، زمانی که پدرم من را بزور برای نماز خواندن به مسجد می فرستاد، یا قبل از مدرسه در پنج سالگی به مکتب خانه می فرستاد، من با ترس و لرز از آن دنیا و شیطان و جهنم و خدا اشنا بودم، می ترسیدم، در صورت گناهکار بودن در این دنیا، در جهنم آجری زیر پایم می گذاشتند انقدر دوش اب از رویم رد می بایست می شد تا اجر زیر پایم حل می شد و از بین می رفت، آجرحل می شد …. بنگرید و تصور کنید این شکنجه روحی را، ترس از خدای مهربان را !! اما زمانی که به بیهودگی این چرندیات رسیدم، در سیزده سالگی قران را اتش زدم و به توی مستراح انداختم و فهمیدم اینها فقط چرند اند، بعد ها سه بار و نیم قران را خواندم و زبور داوود و انجیل مسیح خواندم … همه اش یکی است، تفاوت زیاد بزرگ نیست، این موضوع برای سایرین نیز هر یک به گونه ای، اما همان است … در صورتیکه مادر من برای زیارت مکه رفت و همانجا فوت شد …. اری، مسیر این تناقضات اجتماعی یک جاده مستقیم نیست، بقول انگلس میخ نیست تا در دیوار تاریخ بگوبیم و همه چی حل شودِ، به نظر من حرکات اجتماعی بیتشر به امواج دریا در هنگام غروب می ماند، به بالا و پایین رفتنهای دریا می ماند، شب تا صبح بالا و پایین رفتن امواج و صبح تمامی اشغالها در ساحل تل ابنار گشتن، نوع کار روشنفکران و روشنگری، در این مسیر بیشترین تکیه گاه روحی ممکن است، بقول مارکس انسان درمجموعه کار اجتماعی اش با ایندگان زنده است، همانگونه که اگر کار بردگان نمی بود امروز ما سیستمی بنام سرمایه داری نداشتیم، در عرصه اندیشه نیز همین است، زیربنا و اساس کار، عشق به انسان است که انسان در عملکرد اجتماعی اش نیز عشق می افریند، دوست داشتن حیوانات همزیست با ما در اروپا بی دلیل نیست، …. عین همین موضوع نوع حکومت کلیسا و مذهب در عصر روشنگری در اروپا نیز به همین شکل با کندی خیلی بیشتری، اما جلو رفت و در این شرایطی که ما هستیم در عصر ارتباطات، سرعت اضمحلال مذهب و دین خیلی بیشتر است …. البته، بستگی دارد در کجا و استدلالات ما آزاد اندیشان و برابری طلبان تا چه اندازه قوی و منطقی و همه جانبه باشد …. به نظر من تا 50 سال دیگر در جهان اثری از مذهب و استثمار روحی و اجتماعی وجود نخواهد داشت به جز عتیقه های موزه ای … اما مذهب بعنوان جریان اجتماعی؟؟ بعنوان جریانات اجتماعی؟؟ همین الان در بن بست تاریخ است و این همه خودنمایی مذهب از توحش و حماقت و ماهیت مذهبی اش بی دلیل نیست، از تناقضات عدل و کشتار و توحش بیش از پیش، و بیش از هر نوع تبلیغاتی خود را معرفی می نماید، آنها خیلی دلشان می خواهد عادل و منطقی و با رحم و برادرانه و خواهر وار خود را نشان دهند، اما؟؟‌ اما بن بست تاریخ استثمار بطور کلی ، استثمار روحی و جسمی، استثمار مادی و معنوی با سیستم برابری اشتی ناپذیراند، گداپروری با ساختن سیستم برابری طلبانه فرق دارند، تاریخ این امکان را از آنها گرفته، استثمارگران تنها یک راه دارند تازه آنهم کارساز نخواهد بود ، تقلیل تعداد انسانهای روی زمین، نابودی مذهب همراه با بن بست توحش سیستم سرمایه و استثمار با هم عجین است، همانگونه که در طول تاریخ همراه هم بوده اند و جریان داشته اند، امروز مذهب و استثمار روحی و جسمی نیز، در قصابخانه تاریخ دارند دست و پا می زنند و چنگ و دندان نشان می دهند، همراهی داعش های گوناگون از جمله ایران و عربستان و اسراییل فاشیستی و امریکا و سایر استثمارگران بی دلیل نیست، از سرعشق و صفای بلبلی نیست، …. استثمارگران انسان، راه دیگری در پیش رو ندارند، راه دیگری موجود نیست ، امروز عصر آزادی بیان و اندیشه است، در مسیر ازادی و برابری در تمامی عرصه ها برای بشریت، همچون رودی خروشان درمقابله با آن جنگ جهانی موجود نیز چاره ساز نیست، زمان جشن پیروزی جنبش 99 درصدی ها نزدیک است، امروز در جهان، سطح سواد و درک و دانش و ارتباطات و همراز بودنها، بسیار بالاتر از زمانی است که یک نامه را می بایست شش روستا آنطرف تر می بردید، تا ملا آنرا بخواند، … مذهب و استثمار روحی و جسمی رو به پایان است . دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد.

سرنگون باد استثمار و مذهب و توحش اسلام و سرمایه داری ایران

برقرار باد سوسیالیزم

عمرمحمدی

شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ برابر با ۲۷ فوريه۲۰۱۶

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s