برای نابودی مذهب باید آنرا از ریشه، باید انرا همراه با سیستم سرمایه بصورتی اساسی شخم زد، مذاهب ابزارتوحش اند در دست استثمارگران

مذهب وسیله غارت روح و جسم و جان و مال و زندگی ناداشته انسان بی روح است، بقول مارکس، مذهب آه مخلوق ستمدیده است .

مذهب ائینه ای از تبلور نیازمندی های مادی انسانی مسخ گشته و ناامید است، که فقط خدا می تواند ارزوهایش را برآورده نماید،  برای یک مذهبی مالیخولیائی تنبل فکر، گیر افتاده در بن بست روحی، اگر مشکلات و نیاز های انسان برآورده نشد، لابد خدا میل نداشته؛ و آنگاه است که انسان مایوس و سرگشته، از آنجائیکه دستش به خدایش نمی رسد،  انتقام بزه کاری ها و بی عدالتی های خدایش را  از همزیست هایش در جامعه انسانی می گیرد، یعنی به کشتار انسان و حیوانات  همزیست و غارت از دسترنج تولیدکنندگان جامعه ای که به ان دسترسی دارد،  می پردازد،  حال همسایه یا دور دست تر ها، تحت عنوان چرندیاتی بنام جهاد در راه خدا، صد البته، همانگونه که در طول تاریخ اتفاق افتاده،  این جنایات از سوی دینداران مختلف  و ادیان گوناگون به همین صورت بوده،  در چرخش و تکرار تاریخ آنها با هم فرقی ندارند،  جنایات مذهبی ها در طول تاریخ بشر مدام بصورتهای تکراری روی داده است، برای یک مذهبی  همیشه در جهت غارت و کشتار و تجاوز به انسان و  همنوع و همزیست در جامعه انسانی بهانه ها فراوان بوده، تمامی عرق ریختن ها و بقول خودشان ،،،جهاد،،، در جهت نابودی و غارت حاصل دسترنج انسان زحمتکش و کارگر و تولید کننده و سایر انسانهای هم بند و زنجیرش، را در همسایگی و شهر و دیار سایرمردمان همنوعش را تا نهایت توحش و درندگی به پیش برده اند،  انسان مذهبی از سر نا امیدی و بن بست های روحی، یاوه بافی و  تصورات مالیخولیائی تا نهایت حماقت برایش بسیار طبیعی جلوه گر می شود و باور دارد به انچه که تصور می نماید،  آثارشان آئینه ای از نهایت فقر و گرسنگی و تشنگی روح انسان، و تبدیل انسان به درنده ترین حیوان و توحش و سبعیت در هنگام  ارزوی غارت یا پیروزی هایشان است،  همچنین ریاکاری و عوامفریبی در هنگام ضعف و زبونی هایشان  .  اما در دنیای حقیقی ؟؟؟ در اثر مذهبی بودن و تنبلی فکری، انها پس از هزاران سال یاوه بافی،  حتی از ساختن و تولید یک امکان برای رفاه انسان باز مانده اند و مانع نیز بوده اند. آنها حتی از ساخت یک وسیله و امکان زفاه و ارامش انسانی در  جامعه بشری در تمامی طول تاریخ بشر ناتوان بوده اند، به همین جهت،  شیوه زیست انگلی پایه و اساس مذهب را تشکیل می دهد و یاوه بافی وسیله ای در جهت صاف نودن این جاده توحش …. به همین دلیل انسان مذهبی حتی با نیت بسیار  نیکو؟؟؟؟  حتی،  دشمن بشریت می گردد،  تجاوز و غارت و اختلاس و دزدی، انگاه می شود قهر خداوندی و به جای خدا اگر بتواند تولید کنندگان و کارگران و زحمتکشان را تا نهایت توحش تنبیهه می نماید،  بردگان را می فروشد و کنیزکان را می کشد، …. برای یک مذهبی شتر و بز و گوسفند و  …. انسان …. که برایش تفاوتی ندارند،  هر جنایتی که بتواند،  تبدیل می شود به دستور خدا،  می کشد، سر می برد،  اگر هم در اثر بیداری مردم زحمتکش نتوانست که جنایاتش پیاده شود، …. گربه عابد شد و زاهدانا …اسلام می شود دین زحمت و رحمت .  ولاکن همه با هم 

زدن و نابود نمودن و سرکوب و خشونت اساسا یعنی وجود ترس و ایحاد ترس ناشی از ترس درون و ناشی از سرخوردگی؛  که بازتاب ترسی درونی است،  از عمق توحش درون، که به این شکل ناهنجار بیرون می زند؛ در مقابل این توحش و مرض و ناهنجاری، آرامش و عشق و دوست داشتن و بودن برای دیگری، وجود و قبول ازادی و دوست داشتن دیگری، یعنی اعتماد به نفس درون و غنای روح و جان آدمی؛ یعنی غنای روح و شکوفائی جان در نتیجه ثروتهای بی پایان جامعه انسانی ،  که اساس درگیری میان ماتریالیزم و ایده الیسم، در طول تاریخ بشر در این زمینه بوده،  و تا ابد خواهد بود،  اصل دیالکتیکی نفی نفی به ما می آموزد، برای نابودی پدیده های متعلق به گذشته، باید از آن دوران ها و پدیده ها باید عبور نمود،  باید آنها و آن دورانها را باید نفی نمود، پشت سرنهاد، بقول مارکس، مردگان را بگذارید مردگان بردارند،  همانگونه که کودک برای بزرگ شدن؛ باید کودکی کند،  تا از مراحل تفکر و کارهای کودکانه بتواند عبور نماید؛ بنابراین کودک را نباید به خاطر کارهای کودکانه زد و اعدام نمود؛  کودکی که،  کودکی ننماید بزرگ نخواهد شد؛  همیشه تا سن هشتاد سالگی نیز کودک می ماند،  انسان نادان نیز در پراکتیک اجتماعی با تجربه زندگی اش یاد می گیرد، البته چه خوب می شد انسان با دانش و اگاهی زندگی را می اموخت و تکرار تاریخ را تجربه نمی نمود،  تجربه شلاق و تازیانه تاریخ و تنبیهه انسان نادان به خاطر  نداشتن تفکر، و با زدن و تنبیهه کودک به خاطر کاری کودکانه یکی است،  پدیده ای هم چون مسلمانان و خمینی و رزیم و ایدئولوژی اسلامی، که به خاطر دگر اندیشی  انچنانکه در طول تریخ مرتکب شده اند،  اعدام می نمایند، که صد البته ما نیز می توانیم به پدیده ای مانند خمینی با ایده ای مشابه تبدیل گردیم، حتی اگر ضد مذهبی ترین ها نیز باشیم،  به منظور دچار نشدن به این توحش نیاز داریم به دانش و آموزش و تفکر و روشنگری و روشنگرِی،  به همین دلیل بشریت پس از عبور از دوران توحش و نادانی و توتم پرستی و تقدس گرائی و مذهبی بودن، باید بگوید من بودم و شدم، بقول شاملو؛ ابلها مردا ؛ ما دشمن شما نیستیم؛ ما انکار شمائیم ؛ موارد موزه ای هم چون مذهب و اثار مذهبی را باید برای تاریخ نگه داشت؛ و باید دانست، اگر حتی مکه را نیز خراب کنید تا زمانی که اندیشه و سیستم توحش باقی است !!!  مردم از خود بیگانه یک سنگی،  یک مستراحی، یک درختی، یک عکسی، را پیدا می نمایند که آنرا مقدس بنامند؛ همانگونه که روستائیان در همه جا چند تا سنگ قبر و درخت را بنام شخصیت مقدس سرهم می نمایند و به آن سجده می کنند، این موضوع فقط در اسلام  و مختص اسلام نیست، در همه جا انسان مذهبی اینگونه است،  از بودائی ها و هندوها و مسیحی ها و یا هر کجا، که در ادامه توتم پرستی به همین روال بوده،  یا همین مکه،  مگر از ازل مکه بوده ؟ مگر خدا های اولیه به همین شکل خداهای امروزی بودند ؟   هند نمونه ای از دریاچه ای مملو از آن خدا های ابتدائی تا امروزین را با خود دارد،  شیر و خر و ببر و دیو و میمون و گاو ، از الت تناسلی مرد تا رودخانه و درخت و شامپانزه و شیطان و اسمان و زمین و رود و جنگل  و میمون و موش و خرس ، و به آن ها نیز سجده می برند؛ دلیل آن ؟  زیرا انسان بیچاره هنوز از دخمه های تاریک درون از خود بیگانه رهائی نیافته؛ نمی فهمد؛ نمی داند که انسان خود خداست،   آری؛  منصور حلاج بیخود نمی گفت؛ ان الحق،  انسان خود سازنده خدای خویش است؛ انسان سطحی  و نادان، همانند کبوتری یا حیوانی نادان بر لب برکه ای که با دیدن تصویر خویش در ائینه ای که بازتاب عکس خود اوست و در تصورش می اید، اینگونه مینماید آن تصویر کسی دیگر و بسیار برتر از خود اوست و  از تصویر خویش می ترسد؛  همانند سرخ پوستان اولیه پپس از رفتن اروپائی ها با دیدن تصویر خویش در ائینه، مذهب نیز بر این مبنا بازتابی از روح ترسیده و احمق و نادان،  ترسیده از درون خویش است،  که برای ارضای نیاز های خود، بر طبق نیاز درون تشنه و گرسنه خویش بنام خدای خیالی اش به توحش بیرون روی می اورد؛ در ضمن اینکه انسان،  انسان زیبا پسند، انسان پویا،  انسان نیازمند عشق و دوست داشتن،  انسان تشنه محبت و عشق و باهم بودن،  انسان برای هم بودن و نیازمند وجود و بودن،  تبلور یافته در وجود خدا های یونانی است، زیرا در انجا برخلاف عربستان، در آنجا گرسنگی و تشنگی به شکل و حد و حدود عربستان نیست و نبوده، خدای وئوس و خدای زیبائی ها، خدای عشق،خدای مهربانی ها ؛ تفاوت ها دارد با خدای مسلمانها …. در انجا عشق و دوست داشتن شکل می گیرد و در صحرای عربستان خدای گرسنگی و غارت و کشتن و سربریدن و غارت و جزیه گرفتن شکل می گیرد،   پدیده ای که در منطقه ای وحشی و سوزان و گرسنه عربستان تبدیل به خدای اتش و کشتار و بردن و غارت و قتل و تجاوز و جزیه و استثمار تبدیل می شود، همان خدای آتش زننده و قهار و جبار  قرآنی، اری؛ تفاوت ها در شیوه زندگی ها و افکار ادمیان نماینده این چنین تناقضاتی است،  انسان گرسنه و ترسیده کلکسیونی از تناقضات و توحش و نیازمندی های گوناگون است؛  مجموعه ای از تناقضات عشق و مهربانی و دوست داشتن و خشونت های طبیعت بی رحم و نادان و کور است،  در دل جامعه ای بیچاره که بازتولیدگر بازهم بیچارگی است، که امروز  هم  در این زمان منجمد گشته در دل اعصار و قرون بوضوح  در ایران و عربستان و پاکستان اسلامی می بینیم، در بطن مبارزه با نابرابری هائی که انسان مذهبی در آن مسخ گردیده و تشنه رفع نیازمندی های درون و بیرون و روح ناداشته و خالی از روح مجروح خویش است،  بر بستر نابرابری های طبقاتی جامعه ای انسانی اسیر در دست سیستم سود و سرمایه،  که فقط از سر یاس و نا امیدی ها  و بیچارگی های سیستمی درمانده،  اینگونه منطبق بر اسلام و مذهبی مملو از توحش رخ می نماید و مورد استفاده استثمارگران قرار می گیرد، و بازهم مذهب و انسان های مذهبی بصورتهای متناقض، خود را و فرهنگ توحش را می نمایانند،  مذهب ائینه ای از تبلور نیاز مندی های مادی انسانی مسخ گشته و ناامید است، که فقط خدا می تواند ارزوهایش را برآورده نماید،  و اگر برآورده نشد، لابد خدا میل نداشته،  و چون انسان نادان دستش به خدا نمی رسد،  پس سایر انسانهای هم بند و زنجیرش را در همسایگی و در شهر و دیار دیگر انسانها را به جای خدا اگر بتواند تنبیهه می نماید،  اگر هم نتوانست، گربه عابد شد و زاهدانا،  این همان امکانی است که استثمارگران نهایت استفاده را از ان می برند، همانگونه که از  سر ترس درون از مردن در جنگ نیز همه الئه بزرگ و کوچک و باریک تعالی را  مانند نقل و نبات مصرف می نمایند؛ که این امر برای انسان ترسیده و رمیده و وحشت زده و مایوس بسیار طبیعی است، یک انسان مایوس اگر قرار است به کسی پناه ببرد برای رسیدن به یک ایده برتری طلبی بنام کسی دیگر و بسیار برتر و بسیار بزرگتر به اندازه نیازش،  طبق تصور هر کسی و منطبق با نیازش باید باشد که باید ان را در ذهن بسازد؛  آری به آن توهمات نیاز دارد،  و از ترس این توهم ساخته ذهن خویش که اکنون در دست استثمارگران قرار دارد،  براحتی الت دست هر استثمارگری از جمله سود و سرمایه می تواند بشود ، همانگونه در دست برده داران و فئودالها نیز بود،  و می شود؛  مذهب وسیله غارت روح و جسم و جان و مال و زندگی ناداشته انسان بی روح است؛  فرد مذهبی یک موجود کرخت شده، مسخ شده ای است،  که همه می توانند مورد استفاده قرارش دهند؛ و تناقض اساسی انجاست که هر چه سرعت بیداری، و سرعت عبور بشریت از دل قرون و اعصار به سوی دنیای تمدن و دنیای انسانی بیشتر می شود،  هر چه سرعت به هوش آمدن تندتر می گردد، که مدام شتاب می گیرد، درگیری ها شتاب بیشتری می یابند،  ضرورت زمان نیز و شدت استثمار، میزان درگیری میان توده های کار و زحمت را با سیستم سرمایه  را شدت می بخشد،  که درگیری توده کار با سیستم استثمار و تلاش برای زندگی و حرکت در مسیر زندگی بسوی ازادی و برابری،  اسان تر و سریع تر می نمایند، بر مبنای سرعت و درجه استثمار و گرایش نزولی نرخ سود که در اثر سرعت گرفتن گردش کالائی و رقابتها میان استثمارگران در منطقه محل سکونت ما صورت می گیرد، انسانهای بیشتری قربانی جنایات سیستم سرمایه داری می شوند،  زیرا بحرانها بر مبنای گردش کالا به منظور بدست اوردن سود و سرمایه بصورتی روزانه بیشتر شتاب می گیرند؛ به تبلیغات و آگهی های کالاها بصورت روزانه بنگرید،  یعنی سرعت گردش کالا و شدت  استثمارسرعت بیشتری  میگیرد؛  در نتیجه تناقضات بیشمارتر شدیدتر و بیشتر می شوند،  و به همین دلیل بحرانها و فشار های زندگی و تناقضات و  طلب از خدا و فشار های زندگی و  نا امیدی از نمایندگان خدا و مذاهب به درگیری های هر چه بیشتری دامن می زنند، تا جائی که شیادان دین و دکانداران غارت و استثمار گران انسان، سعی می نمایند در یک هماهنگی و یک کر ارتجاعی از فرد مسخ شده بخواهند تا با توهم و دروغ و فریب شاید این چاله چوله های  فاصله خلاء این دره عمیق توهم، و زندگی واقعی را،  میان استثمار و فقر و ثروت و غارت، میان توحش و انسانیت را،  با توهم و حیله و مکر و فریب و خودفریبی و دروغ پر نماید،  به همین خاطر مذهب با ترس و کشتار و شکنجه و سوزاندن و آتش جهنم و ترور و زندان و سرکوب و دروغ و عوام فریبی،  بیش از پیش با شدت هر چه بیشتری مملو می گردد، خمینی و داعش و طالبان و امپریالیزم و سود و سرمایه و بازهم تکرار تاریخ ،  که بازتابی از ترس درون است؛ چون امروز دیگر  اوردن پیامبر دیگری ممکن نیست، لذا از گونه های مختلفی از آن مذاهب زمان گذشته ها بنام شاخه ای از  یک پدیده ای که مورد استفاده بیشتر و راحت تر و کم خرج تری داشته باشد، نهایت استفاده را میبرند، که هدف تمامی انها از ابتدای تاریخ تا کنون همین بوده و اکنون بسیار مشخص تر است،  لذا، این مجموعه با غارت و دزدی و فریب و توحش، بیشترین هماهنگی و همسوئی ها را دارد؛  تقییه بی شرمانه خمینی را بیاد دارید ؟  احمدی نژاد و خامنه ای و ملاحسنی و سایر دزدان و دروغگویان را بنگرید،  تا آن زمانی که ستم و استثمار و توحش و ترس و سود و سرمایه از  میان نرود،  این محصولات بوگندوی بازتولید توحش ادامه خواهد داشت!!  همانگونه که هزاران سال است ادامه دارد؛  تغییر شکل و چهره ها و مذاهب تفاوتی در اصل قضیه ندارند،  آری تا آن زمان،  پس از نابودی سیستم استثمار انسان از انسان؛ مذهب نیز مورد مصرفش را از دست خواهد داد،  سپس ما، آنگاه به ان اثار توحش و عقب ماندگی بعنوان لکه ننگی از تاریخ تاریک بشریت نگاه خواهیم نمود؛  فاضلابی متعفن از مستراح تاریخ و چرک و خون و کثافات استمار و توحش سیستم طبقاتی ماقبل بشریت،  در برابر نیاز به این تغیرات اساسی؛ و درک ضرورت های تاریخ؛ اعمال ظاهری و صوری،  کاری اساسی نمی تواند باشد؛ دلیل ان روشن است؛ برای تغییرات بزرگ باید کارهای اساسی صورت داد، مگر با منفجر نمودن ارم و سنبل فاشیزم هیتلری؛  خود ایده های فاشیستی و فاشیزم کاملا از میان رفته یا می رود ؟ یا با انفجار قبر امام رضا بوسیله ملاهای ایرانی در مشهد ؟ به نظرم؛ باید ابتدا  آن سیستمی  توحشی که این توحش را لازم دارد باید از میان برد،  یعنی سیستم استثمار  و سرمایه را از میان برداریم،   و باید در آن جهت کوشید؛ با روشنگری و رشد دانش و تغییرات اساسی و تلاش و تشکل  و مبارزه در جهت زیر و رو نمودن سیستم استثمار؛ خود به خود زمینه مذهب نیز از میان می رود و انسان با اعتماد به نفس،  نیازی به مذهب نخواهد داشت؛  همانگونه که هنگام مریضی به دکتر و بیمارستان و داروخانه مراجعه خواهد نمود نه به میلا و دعا و جادو جنبل، خود ملا نیز به داروخانه و بیمارستان،  که البته زدن مذهب در واقع زدن استثمارگران و اسلحه های دستشان خواهد بود، با این وسیله ایده های فاشیستی اسلامی و اساسا تفکر و رفتار های مذهبی و برتری باور و اندیشه را منفجر خواهیم نمود، باید دانست  و همانگونه که تاریخ نشان داده است،  مذهب یعنی توحش، همانگونه که غارت نیز به معنای توحش است،  و توحش در رفتار آدمی بازتابی است از احساسات درون انسان از خود تهی و توهمات یا تفکرات انسانی گرسنه و تشنه و ترسیده و رمیده،  که تفکر را از مغز و جان ادمی بیرون رانده است، بنابراین، براحتی مورد استفاده ستم و استثمار قرار می گیرد، انسان نادان با عبور از دل تاریخ،  از سرنادانی به مذهب آلوده گردانیده شده است؛  البته با زور و فریب، بر مبنای نادانی و بیسوادی و توحش،  و  امروز انسان شرافتمند و بیدار،   یا در حال بیداری در مقابله با مذهب و استثمار بتدریج همراه با مبارزه برای ازادی و برابری در تلاش است؛  که غرش و فریاد توده های به جان آمده انشانی، شاد از این رزم بزرگ و کوبنده را به نمایش در می اورند،  که سرود خوانان به پیش می تازند و نوید صبح بیداری را با خود دارند، همین موضوع است  که باعث ترس و وحشت مذاهب مورد علاقه سیستم سرمایه گردیده است؛  و بر ترسشان می افزاید، اما دیو خفته بیدار می شود و ملاهای با کرواتی و عبا و عمامه ای و عطر و ادکلنی و شپشو ، مذاهب بورژوا امپریالیستی را به هراس افکنده؛  همانگونه که تلاش کارگران و زحمتکشان در جهت ازادی و برابری؛ سیستم سود و سرمایه را به مبارزه می طلبد؛  بیداری و تشکل هر چه سریعتر و بیشتر؛ درد و رنج و مرگ و میر ناشی از توحش مذهب و سرمایه کمتر،  ویرانی و خونریزی و مذاهب به مراتب کمتر  …. بنابراین باصدائی رسا ، همچون پتکی بر سر سیستم مذهب و استثمار و سرمایه  فریاد می زنیم:

سرنگون باد رژیم  جنایت کار اسلامی سرمایه و استثمار ایران

 زنده باد ازادی و برابری

 برقرار باد سوسیالیزم

عمرمحمدی

يكشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۲۳ اگوست ۲۰۱۵

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید. sedaye azadi barabari

sedayeazadibarabari.wordpress.com

داستان فرارم از زندان و مسائلی دیگر

https://www.facebook.com/ajax/messaging/attachment.php?attach_id=522fa83b8144688b70ef38c192ff6ff7&mid=mid.1418312354135%3Ac959ecf2a8bfbd8e12&hash=AQD5QsjzozNp4lDo

Mosahebe Omar ba Radio rahe Kargar.mp3 (file://OMAR-PC/Users/Omar/Desktop/Mosahebe%20Omar%20ba%20Radio%20rahe%20Kargar.mp3

https://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gifhttps://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gif

https://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gifhttps://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gif

https://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gifhttps://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gif

این هم از واردات از میان هندو های .....خودمان افتخارات اسلام شاناین هم از واردات از میان هندو های …..خودمان افتخارات اسلام شان

https://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gifhttps://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gif

https://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gifhttps://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gif

عمر محمدی همراه با دختر گلم چنور خانم و همسر سابقم ، پروین خانم در یک رستورانت هندی در برلین در سال 2014عمر محمدی همراه با دختر گلم چنور خانم و همسر سابقم ، پروین خانم در یک رستورانت هندی در برلین در سال 2014

https://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gifhttps://fbstatic-a.akamaihd.net/rsrc.php/v2/y4/r/-PAXP-deijE.gif

تصوری از امام حسین در هزار و چهار صد سال پیش با عینک ری بون، و ارایش مطلوب برخی از جوانان امروزینتصوری از امام حسین در هزار و چهار صد سال پیش با عینک ری بون، و ارایش مطلوب برخی از جوانان امروزین

Omar Mohammadi

Omar Mohammadi

از امروز به بعد من برای یک مذهبی کلمه کم انسان را بکار می برم و به نسبت مذهبی بودن؛ او را از انسان بودن دور می دانم ؛هر چه مذهبی تر کم انسان تر …. مذهب یعنی توحش یعنی فرد مذهبی نخواهد فکر کند یعنی مغز بیکار ؛ مغز عاطل و بیعار و ….. بیچاره کم انسان ؛…. یک کم انسان از یک گوسفند می تواند احمق تر باشد …. این تناقض به حدی مشمئز کننده است که حد ندارد ….اگر گوسفندان می دانستند چه اتفاقی روی می دهد ؛ پس حسین چرا نمی دانست ؟ …. اگر حسین میدانست که چه اتفاقی روی خواهد داد ؛ که مانند گوسفند سرش را می برند ….چرا رفت ….؟ …. و اگر می دانست و آگاهانه رفت….شما دیوث ها حسین حسین چتونه ….؟ چرا به سر و کول خود می کوبید ….؟ …. اگر حسین اگاهانه رفت که کشته شود و الان در بهشت است ….شما چرا گریه می کنید کاسه های گرم تر از اش مگر بهشت جای بدیه ؟ …. مگر قرار نیست همه تان برینید به بهشت ؟ مگر در بهشت هفتاد و دو حوری منتظرتان نیست …؟ باید شادی کنید ….این رفتار متناقض شما شبیهه به این است که در زمان عروسی و شادی سینه بزنید و گریه کنید ….این همه تناقض از کجا میاد ….اگر بهشت رفتن شادی و ارزوی همه است ….پس این همه گریه و زاری چیه ….؟ مذهب یعنی تناقض با زندگی

Omar Mohammadi

Omar Mohammadi

تا بتوانند مردم را مانند چین زمان نواستعار معتاد می نمایند؛ فعالین را می کشند و تار ومار می نمایند ….زندانها را پر می نمایند ….تا ملا و دین بر ایران حکومت نماید ….. دین افیون مردم دشمن مردم وسیله اسثثمار مردم و…. دین دشمن مردم وسیله ای در دست استثمارگران مردم است ….
Omar Mohammadi

Omar Mohammadi

در رابطه با حادثه مکه درمراسم حج در سال 2015 و کشتن صد ها ایرانی که بسیاری شان از عوامل رژیم جنایات اسلامی ایران بودند، من با اطمینان بسیار بالائی می توانم حدس بزنم که اینگونه رفتارهای فاجعه بار می تواند بوسیله جمهوری جنایات ملا ها و همدستی امریکا و اسرائیل صورت پذیرفته باشد، زیرا از قرائن اینگونه دم خروس پیداست البته می تواند دم طاوس هم باشد ، به علت روال نرمش قهرمانانه ایران در برابر امریکا و اسرائیل، برای از میان برداشتن رقبائی که می توانند مزاحم باشند، این جنایتها صورت پذیرفته باشد که، هم فال است و هم تماشا ، با یک تیر دونشان را می توان زد، و مشکل اینکه هواپیما سقوط کرده باشد و شک بر انگیز باشد نیست یا همه آنها یکجا …. در این میان کسانی را نیز که قسر در رفته اند سرشان را زیر اب می کنند و به حساب بهشتی بودن و شهیدای حادثه مکه، قالب می توانند … به هر هال کسانی که می توانند، مانع و باعث ایجاد سر و صدا برعلیهه نرمش های قهرمانانه بعدی با امریکا می توانند باشند، را به نوعی مسالمت آمیز و بدون سر و صدا زیر اب می نمایند، …. زیرا جمهوری اسلامی و جنایات بر روال همیشگی که قبلا صد ها نفر از باند های رقیب را در دفتر جمهوری اسلامی از پیش پا برداشت …. و امام رضایش را برای استفاده تبلیغاتی منفجر نمود و جنگ بیست ساله اگر هم طول می کشید نعمت بود، …. از اینکار ها نیز کار همیشگی اش می تواند باشد …. رقبا را از میان بر دار و امریکا نیز در این مسیر همراهت خواهد بود …. شاید هم من از ریش مار سیاه و سفید بیش از حد ترسیده ام و این جنایتکاران تا آن حد هم جنایت کار نیستند …. اما توهم به اسلام و استثمار با حماقت می تواند مقایسه شود، …. بزودی بقیه این نوع حوادث در دور های بعدی، این فقط صحنه ای بود از یک فیلم تکراری تراژیک در جمهوری و حنایات اسلامی ایران، فردا شب نیز کسان دیگری می میرند، مایک هامر…. عمرمحمدی

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s