شکست سوسیالیزم فئودالی امام زاده مرکز عالمی شاهنشیخی۷

20. September 2015 um 20:42

شکست سوسیالیزم مرکز عالمی شاهنشیخی از بالا به پائین و پیامبرگونه و خان خانی ؟؟ با هرنام و عنوانی که باشد، اگر هیرارشی گری باشد شکست حتمی است . زمان و تاریخ نشان داد که زمان و دوران حکومت خانها و شاهان، زمان حکومت امام از بالا به پائین دیگر به سر امده است . مگر بزور باتوم و زندان و تفنگ و شمشیر که درآنصورت نیز، انهم،  سرنگونی باز هم حتمی است. دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد . این دوران، زمان بدست گیری سرنوشت خویش بوسیله طبقه کارگر و زحمتکشان است . دوران و زمان حکومت پولیت بوروئی، تمام شده، که یک کمیته مرکزی باشد و بر کل حزب حاکم شود، که در کمیته مرکزی حکومت نور چشمی ها و نخبه های پولیت بوروئی جمع شده باشند، در واقع دستمال بدست ترین ها،  که بر حزب حاکم حکومت برانند، و بعد یک نفر را که از همه عقب مانده تر باشد در میان خود بردارند، مانند تاج و شاه  در طبق و سینی برسر خود بگذارند و حلوا حلوایش کنند و امام حسین شود، در اینگونه سیستم سازمانی هیرارشی اگر بهترین آدم و دلسوز ترین و سالم ترین ادم باشد، فاسد خواهد شد، مگر از استالین انقلابی تر می شود؟ چهار بار از سیبری فرار نمود ، فرزندش را در جنگی با فاشیستهای آلمانی با یک افسر تعویض ننمود، و تمامی عمر در مبارزه برای سوسیالیزم واقعا استالین و فولاد بود، اما چی شد ؟ زیرا این نوع سیستم تشکیلاتی فاسد است و فساد ببار می آورد، این شیوه سازمانی گندیده است . متعلق به،  و بازمانده ای از دوران عشیره پرستی، و زمان برده داری است،  شاهنشیخی است . یک نفر دبیر اول بعنوان شاه و رئیس و رهبر و در واقع یک خلیفه یا امام یا ملا یا رهبر یا شیخ بر کل یک سیستم، بر کل  یک جامعه، شمشیر بدست و چوب و تفنگ بدست بر مردمی حکومت نماید که  فرد حاکم، گویا باید نماینده منافع طبقاتی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کل مردم باشد، فرد، رهبر و رئیس عشیره هم بشود …. هر چه باشد،  رهبر در این گونه سیستم بر علیهه مردم، بر ضد کل جامعه  خواهد بود. طبق این نوع سیستم نوک تیز، شمشیری، ضد مردمی، در مقابل مردم کار و زحمت می ایستد و گویا برکل مردم حکومت  هم می نماید، پس از مدتی نیز شکست می خورد و سرنگونی و بعدش می گویند سوسیالیزم ممکن نیست . این تصور و این نوع شکست ها و  از آن نوع شکست های سیستم سرمایه فراوان است اما اغلب مردم کند ذهن، عوام و کودن و بی درک و خرفت هستند،  که در هر دوره ای چند ساله یک رئیس جمهور دزد رذل و شارلاتان را بر می گزینند برایشان و اینها به انها فکر می کنند رای می دهند و در تصور انتخاب می نمایند، احسشاسات چوخ بختیاری شان نیز ارضا می شود،  و عوام فریبان در واقع با این کارشان خود سیستم را که اسکلت جامعه است، از مردم مخفی می نمایند، یعنی عوام فریبی می کنند، شلوغ می نمایند و گرد و خاک به پا می کنند، به نوعی پالان حکومت دزدان را تعویض میکنند و می گویند این دمرکراسی است، مردم نیز نذر و نیاز و می روند می چرند تا دور بعدی، این نوع سازماندهی  در برابر تاریخ دهن کجی به شعور و فهم کل آدمیان جامعه است، در واقع این مردم و این سیستمها باهم همراه اند، حالا مانند ماهی در ماهی تابه یک غری می زنند ، چز و فزی هم دارند…..سخت نگیر …. بقول لنین این عوامفریبان بدترین دشمنان مردم اند . ما کمونیستها باید از تاریخ بیاموزیم و از این گرداب سرمایه و سیستم سازمانی و تشکیلات های سرمایه دارانه عقب مانده و عوامفریبی ها بیرون بیائیم،  این همه تشنج و مبارزه و بحران و درگیری ها و مبارزات به این معناست، که باید گوش شنوا برای درک و شنیدن این مبارزات را داشته باشیم،تا اینکه مجبور نباشیم که تاریخ را دوباره بیازمائیم راه رفته را دوباره به پیمائیم، یعنی زمان حکومتهای از بالا به پائین تمام شده، و هر نوع حکومتی از این نوع و  از این نوع سیستم اگر بر سر کار بیاید با هر نام و عنوانی،اگر حکومت از بالا به پائین و هیرارشی مرکز عالمی اگر درست شود، به هر نامی و عنوانی، بنام سوسیالیزم هم که باشد، فرقی با حکومت برده داران و شاهان و امپریالیستها و  خمینی ها ….. ندارد؛  چین نمونه ای از آن نوع است.  سرنگونی و شکست نیز از قبل تضمین گشته است؛ زیرا تولید در جامعه بشری اجتماعی است، بنابراین رهبری فردی و شکل حکومت فردی و نخبه گرائی و جدا بودن از کل سیستم تولید اجتماعی و توده های کارگران،یعنی عشیره پرستی و سکتاریسم حال حزبی یا قبیله ای، هرچه باشد در تضاد و تناقض با این محتوی اقتصاد اجتماعی است، درنتیجه تناقض و تضاد و درگیری و  فساد از هر نوعش و سرکوب اجتماعی حتمی خواهد بود، فساد در کل تار و پود سیستم ضد مردمی بدتر از جمهوری شاهنشیخی خواهد شد،  یلتسین و سایر دزدان و باند های مافیای روسی را نگاهی بیندازید،  همه از درون حزب لنینی بیرون امدند، بنابر این فساد  از هر نوعش صد در صد است. در دنیا هیچ ملائکه و خدائی وجود ندارد، این سیستم ها هستند که، هم ملائکه می سازند هم انسان هم دزد و هم شیطان،  زمان مرزهای اقتصاد های ملی مدتهاست به سرآمده، عملا مرزی نمانده است، کل مردم کارگر و زحمتکش در برابر کل سیستم سرمایه قرار گرفته اند. بنابراین، دوران ما، زمان انتخاب از پائین به بالاست. سازماندهی حکومت باید از مراکز تولید محصولات، و مراکز کار کارگران فکری و جسمی باید صورت پذیرد . یعنی تولیداجتماعی است، یعنی شرکت توده های کار برای در دست گرفتن سرنوشت خویش را باید درک نمود . و باید باشد، تاکید می کنم، زمان امروز زمان تعین سرنوشت خویش و سوسیالیزم بوسیله توده های کارگران و زحمتکشان جسمی و فکری است .  این سیستم تولیدی سازمان اجتماعی،  به ما می گوید که حتی در سیستم سوسیالیستی نیر، حتی در سوسیالیزم نیز، طبقه کارگر با تشکل خویش در جامعه سوسیالیستی حتی، حزب از حکومت جدا است،  در سوسیالیزم طبقه کارگرحکومت می نماید. حزب طبقه کارگر مانند دیگر احزاب حتی احزاب بورژوائی و شاهنشیخی و شاهنشاهی، در حکومت هیچکاره است. حزب فقط ، تنها و فقط، حزب طبقه کارگر عنصر آگاهی سوسیالیستی است و بس .  در این شرایط حزب جای دلسوز ترین ها ، جسور ترین ها، آگاه ترین ها، فداکارترین ها، والاترین ها، خواهد بود …. یک کمونیست نمونه ای از انسان جامعه کمونیتسی و ابر انسان ….است، با این شکل از سازمان حزبی و تشکیلات حزبی و در ارتباط با طبقه کارگر می توان نیروی مادی تاریخ را با نیروی اندیشه سوسیالیستی تلفیق و سوسیالیزم را ساخت، و به پیش برد و شکوفا نمود و در رقابتی سوسیالیستی در عرصه های کار و اندیشه سازمان داد، به این وسیله و در این شرایط است که طبقه کارگر می داند و باید بداند که منافع سوسیالیستی  طبقه کارگر در چه موضوعی نهفته است زیرا طبقه کارگر نیروی مادی تاریخ است که حکومت را در دست دارد . حکومتش دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر است بر علیهه استثمارگران، نه بر غلیهه خود کارگران،  حزب نیروی اندیشه و جای بهترین، دلسوز ترین، اگاه ترین، شرافتمند ترین، و جسور ترین ها است،  نه دیوث ترین و بی شرم ترین و دزد ترین ها …. بنام کمونیست و کادر حزبی،  ترکیب نیروی مادی تاریخ یعنی طبقه کارگر و زحمتکشان با عنصر آگاهی یعنی حزب طبقه کارگر و روشنفکران کارگری، در واقع این مجموعه با هم،  یعنی اهن و بتون و سنگ و سیمان در جهت شکوفائی و ساختمان سوسیالیزم، با این نوع از سازماندهی یعنی وسیع ترین دمکراسی های توده ای شکل می گیرد که دموکراتیک ترین های سیستم دمر کراسی های بورژوائی را نیز پشت سر خواهیم نهاد،  دراین عرصه نیز یک مرحله، یک سر و گردن از دمرکراسی های بورژوائی بالاتر خواهیم بود . و اگر این نوع سازمان جامعه سوسیالیستی را نداشته باشیم ….می شود احزاب برادران بلوک شرقی، حزب توده روده ای،  از این موضوع بسیار روشن می خواهم نتیجه بگیرم که یعنی حزب، حتی اگر تمامی اعضای آن همگی  مارکس و لنین باشند، حزب حق حکومت کردن به جای طبقه کارگر  را ندارد . زیرا در آنصورت باز هم سیستم شاهنشیخی خواهد شد،  و خود مارکس و انگلس و لنین و من و شما و آنتونیوگرامشی و بهترین و دلسوز ترین ادمها نیز اگر باشیم،  فاسد می شویم، حکومت شاهنشیخی خواهد شد …. زیرا سیستم های اجتماعی تار و پود و اسکلت جامعه اند. باید یاد بگیریم  که حزب طبقه کارگر نیروی اندیشه را به میان طبقه کارگر می برد و طبقه کارگر تشخیص می دهد که این حزب و اندیشه بدردش می خورد یا نه !! یا که حزب فاسد شده و گندیده است یا پاکسازی لازم است . که البته هر حزبی اگر سالم باشد هر چند مدت مقداری انشعاب و پاکسازی و اخراج اعضای بدرد نخور  لازم دارد زیرا تمامی انسانها در برابر تبلیغات بورژوازی به یک اندازه واکسینه نشده اند، بقول معروف برای دیروزت ممنون امروز چی می گوئی،  پایه این حرف یعنی سیاست، یعنی در یک رودخانه دو بار نمی توان شنا کرد،یعنی هیچ کسی تا ابد همانی نیست که بود، انتقاد و انتقاد از خود حزبی در این چارچوب و پاکسازی و بیرون نمودن فرصت طلبان از حزب در اینجا معنا می یابد، و سیاست علم تغییرات روز خواهد بود نه غارت ارث بابا  …. به همین خاطر کسی که با کار و زحمت زندگی نموده، شرافتمندانه تر، بسیار شرافتمندانه تر در برابر تبلیغات دشمن می تواند شرافتمندی از خود نشان دهد،  برای ازادی و برابری مبارزه نماید، به هر حال اغلب و شاید و حتمآ حزب تنفس می خواهد، یعنی پاکسازی از عناصر بورژوائی، نه اینکه با سیستم عقب مانده باند بازی شان بگذارند انسانها فاسد شوند و تار و پود جامعه فاسد تر از جمهوری و جنایات اسلامی شود و بعد به حان مردم بیفتند و قصابخانه راه بیندازند،  و یا با تصفیه های فرقه ای و توطئه های بی شرمانه و بعد تصفیه های استالینی از باند رقیب بنام پاکسازی راه بیندازند،  در سوسیالیزم حزب طبقه کارگر با دیگر احزاب حتی شاهنشیخی و فاشیستی ترین احزاب، نباید تفاوتی در استفاده از آزادی ها و حقوق شهروندی و حق استفاده برابر از ازادی های سیاسی را داشته باشد،  هیچ حزبی بر دیگر احزاب برتری نباید داشته باشد، کسی که این موضوع را درک ننماید و برای آن تلاش نکند، همیشه با هر نام و عنوانی، صد بار دیگر سوسیالیزم را از درون نابود خواهد نمود . همانگونه که ریشه  اغلب این همه انشعابات امروزی،  از این فاضلاب و گنداب عشیره پرستی میان این انسانهائی که خود را سوسیالیست و کمونیست می نامند و رفیق رفیق گوش خر را کر نموده اند، ناشی می شود، و کشت و کشتار فردا بعد از سوسیالیزم شان نیز از همآن سیستم عقب مانده عشیره پرستی امروزین شان ناشی خواهد شد. این درد محصول جامعه برده داری با فرهنگ قبیله ای در سیستم سوسیالیستی ماقبل تاریخی از طریق این عقب مانده های سوسیالیست های تخیلی ایرانی ادامه خواهد داشت،  البته به هوای رفتن به بهشت سوسیالیزم  که آنهم نیز سیراب  خواهد بود((ای کاش سراب می بود)) ، زیرا که اگر اینها، این چپول های سکتاریست ایرانی با این فرهنگ و سیستم سازمان شاهنشیخی به قدرت برسند، بسیار بدتر از خمینی و استالین خواهند شد . که ملاهای جنایتکار با بمب گذاری هایشان  دفتر حزب جمهوری اسلامی  خودشان را منفجر نمودند و در نتیجه بسیاری از رفقا و در واقع رقبایشان را یک جا کشتند و با نام شهدای هفتاد و دو تن به خورد مردم دادند که البته  در ان ماجرا، صد ها نفر را  تصفیه نمودند و کشتند ….و نمی دانم این هفتاد و دو تن چه معجزه ای دارد …. در بهشت هفتاد و دو حوری،  در کربلا  همراه با حسین هفتاد و دوتا، در کشتار صد ها نفر از رفقا و رقبایشان در دفتر جمهوری اسلامی نیز هفتاد و دوتا …. در حرم امام رضایشان  در مشهد  بمب کارگذاشتند، که با ان بهان عده ای را اعدام نمایند، بسیاری از مردم را کشتند، اونجا نیز هقتاد و دوتا …. به هر صورت تصفیه ها خواهند شد و بعد روزی سرنگونی …. در زمان استالین در راه و در آینده نیز آن نوع سوسیالیزم سکتاریستی و عشیره پرستی و نور چشم بازی ها در جهت نابودی سوسیالیزم خواهد بود . همانگونه که آن نوع سوسیالیزم گذشته نیز در جهت حکومت اقایان و پولیت بوروئی ها و برده داران بنام سوسیالیزم بود.  هر چه باشد، همه آن ماجرا ربطی به جامعه برابری طلب و ازادی خواه نخواهد داشت به جز تابلوی سر در دکان، از دور دل خواهد برد از نزدیک زهره می ترکاند،  و درد و رنج برای کارگران و زحمتکشان و باز هم ادامه برده داری در سیستم سرمایه داری با نام سوسیالیزم،  و شکست سوسیالیزم بازهم حتمی خواهد بود، قول می دهم تضمین می نمایم . بعنوان نشانه از همین امروز بنگرید به این همه انشعاب و سکتاریسم و گاپیلون ها و کشتارها و ترور های شخصیتی که بعد از هر انشعابی مسسل وار ردیف می شود، که شخصیت همدیگر را لجن مال می نمایند، شخصیت همان رفقای دیروزی شان را،  و درگیری های مفت و فجش های بی معنی به همان رفقای دیروزی شان، که تمامی آن گندیدگی ها از همین فاضلاب گندیده سکتاریسم و عشیره پرستی و سیستم رهبری و خان خانی اب می خورد.  اگر  روزی خدای ناخواسته گوش شیطان کر و چشم اجنه و ملا ها کور،  اگر روزی هر یک از این انشعابیونی که امروز انشعاب می کنند و به دیگر رفقای دیروزی شان فحش ها می دهند، اگر در قدرت باشد دیگران را لت و پار خواهند نمود . یا جنگ داخلی، گاپیلون و کشتار اقلیتی ها از هم تشکیلاتی هایشان بر سر یک رادیو قراضه سیصد اویروئی باید لنگ بیندازد، یا جنگ عشیره ای بارزانی طالبانی  بر سر دزدی ها …که البته طالبانی و بارزانی هر دو دزد و غارتگر اند و با کمونیستها تفاوتها دارند اما در دزدی یکی خواهند بود ، …. و سوسیالیزم می شود توحش ملاها و دادگاه های استالینی ….. پس لطف کنید با احساس مسئولیت به مسئله بنگریم . اینده را اگر نمی توانید ببینید،  لطف کنید بروید به جای سیاست بازی،  شطرنج یا تخته نرد بازی کنید، و  اگر  علمی فکر می کنید و مارکسیست هستید، کمی روشن تر فکر کنید .  بدون تئوری انقلابی هیچ انقلابی ممکن نیست. اهای چپول های ایرانی سکتاریست عشیره پرست خان زاده شرافتمند، کمی فکر کنید ….تاریخ را تکرار نکنید ….بس است …. خواهش می کنم هماهنگی ها را با یک سیستم منطقی و با احساس مسئولیت کمونیستی سازمان دهیم . حتی اگر بر سر همراهی های موردی هم باشد …. حتی کوتاه مدت و متزلزل… اما در جهت تشکل طبقه کارگر، در جهت سوسیالیزم…. یک سئوال  از انشعابیون … ایا شما این همه دشمنی با رفیق قبلی و هم تشکیلاتی ات داشتی، چگونه ده ها سال با هم بودید ؟؟ و امروز ایا یک مورد از همراهی و همکاری را ممکن نمی دانید ….؟ واقعآ که …. فحش هاتیان به هم دیگر تف سربالاست . یا اینکه بیائید و افشا نمائید تا تجربه ای شود برای سایرین و ما نیز بیاموزیم .

عمرمحمدی

 دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۲۱ سپتامبر۲۰۱۵

رفقا و  دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید.

sedaye azadi barabari

sedayeazadibarabari.wordpress.com

 

 

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s