می توان نگاهی انداخت بر انچه که بیان می شود …… Vlideh Abohoosin …….خطاب به عمرمحمدی ….؛ قلم بی ادبی دارید… ببخشید

11. August 2015 um 20:40

می توان نگاهی انداخت بر انچه که بیان می شود …… Vlideh Abohoosin …….خطاب به عمرمحمدی ….؛ قلم بی ادبی دارید… ببخشید

11. August 2015 um 20:40

به عمرمحمدی ….؛ قلم بی ادبی دارید… ببخشید

می توان نگاهی انداخت بر انچه که بیان می شود …… Vlideh Abohoosin …….خطاب به عمرمحمدی: قلم بی ادبی دارید… ببخشید

11. August 2015 um 20:40

و در واقعیت امر این است ، قلم بی ادبانه بنده که خانم ولیده عزیز را ناراحت نموده ، این است بی ادبی های بنده اینجانب و بنده هر دو با هم: ما باید از بمب اتم متشکر و از استالین و مائو و در ردیف اول از رفیق روزنبرگ، متشکر باشیم، دانشمند کمونیست نفوذی در دم و دستگاه امریکای فاشیست و جنایتکار که با فدا نمودن جان خودش طرح و نقشه بمب اتمی را به حزب کمونیست شوروی داد و از انحصار امریکا بیرون اورد، باید از ان جان برکفان صدها بار متشکر باشیم، سپس شوروی آن طرح و نقشه های بمب ساختن را به چین …و مائو نیز انرا به پاکستان و کره شمالی و بقیه در اختیارشان گذاشت …. به همین دلیل ساده ، اکنون بمب اتم به جای ویرانگری، باز دارنده است، در نتیجه بمب اتمی ویرانگر، سازنده است، زیرا از انحصار یکی در آمده و بدینوسیله از بروز جنگهای جهانی جلو گیری می نماید؛ زیرا همه آنرا دارند، و بی دلیل نیست که امپریالیستها در رقابتهایشان و درگیری ها و جنگهایشان به فاشیستهای اوکرائینی و داعش و طالبان و خمینی و سایر مزدوران چسکی دخیل می بندند، سفت کن شل کن راه انداخته اند و مردم عوام فکر می کنند آن رقبا هاهاها با هم درگیر اند، و آنها در رقابت با طرف مقابلشان به جای بکار بردن بمب اتم به داعش و طالبان پناه می برند، داعش و طالبان می سازند، یعنی مانند روباه از فرط گرسنگی اشغال می خورند، …. و باز هم باید از روزنبرگ و استالین و مائو و بقیه متشکر بود که بمب اتم در انحصار امریکا نماند، وگرنه به جای المان فاشیستی آن زمان، اکنون همین فاشیزم امریکائی بر جهان حاکم می بود … فاشیزم سرمایه، فاشیزم است در اثر وجود سود و سرمایه شکل می گیرد و با بحرانها رشد و یا …. ول کنیم طولانی می شود، به هر صورت وجود فاشیزم در رابطه با سود است و سرمایه، آری، ما باید از بمب اتم متشکر باشیم، زیرا اکنون بمب اتم به جای ویرانگری سازنده است؛ زیرا از انحصار یکی در آمده و از جنگهای جهانی جلو گیری می نماید؛ زیرا همه آنرا در اختیار دارند …. ما در سایه بمب اتم در ارامش داریم مبارزه طبقاتی مان را به پیش می بریم؛ و جهان را شخم خواهیم زد و دنیائی نو خواهیم ساخت …. پدیده ای که دشمنان طبقاتی ما را به پناه بردن طالبان و به داعش و ملا های ایران و دعوا های چسکی وا داشته است؛ که منطقه زندگی ما را به میدان جنگ و دعوا و ازمایش سلاح های متعارف و پادگان نظامی تبدیل نموده اند؛ اما توان بکار بردن بمب اتمی را ندارند، که صد البته با جان و زندگی ما بازی بازی می کنند ، اری آنها به جای بکار بردن بمب اتم داعش می سازند و به داعش همان دست پخت خودشان پناه می برند، و باز هم هزاران بار باید از روزنبرگ و استالین و مائو و بقیه متشکر بود، که ما را نجات دادند،.فاشیزم، فاشیزم است و سود و سرمایه؛ اساس آن سیستم، یکی است، سرمایه امریکائی؛ آلمانی؛ چینی؛ ژاپنی؛ روسی ؛ نمی شناسد …. اما در عوض امپریالیستها جنگ و کشتار را به خوبی می شناسند Vlideh Abohoosin خطاب به عمر محمدی قلم…بی…ادبی…دارید…ببخشید عمرمحمدی: با سلام به ولیده خانم عزیز؛ شما سنگ را بسته و سگ را رها نموده اید، ادرستان عوضی و بی ادب ها را متاسفانه نمی شناسید؛ متاسفم؛ … یک سئوال، به نظر شما، آنچه که در امام زاده ها و مراکز مذهبی بنام صیغه انجام می شود، در ولایت شما چه نام دارد ؟ زمانی که من در کابل بودم؛ درکابل هم یا بلخ و نیمروز و هرات نیز، در سنندج ما به آن می گوئیم جاکشی، گوادی،زن بیاری، پا اندازی مرد بیاری، البته شما نیز می توانید بفرمائید، مهمانی و نکاخ و جهاد نکاحی و آشپزی، حلوا و قورمه سبزی و کوکوی سبزی یا کلوچه های قندی یا کشک بادمجان و خیار و ماست و ابدوغ، اما در ماهیت کار باز هم تاثیری ندارد، گوادی یعنی گوادی، ملا های ایران یکی از کارهایشان جاکشی است؛ امام زاده ها را بنگرید … یکی دیگرش دزدی و اختلاس و غارت و اعدام و کشتار و ترور و زندان و سانسور و خفقان و سرکوب است، خودتان بقیه اش را بشمارید،خصوصی ترین زاویه های زندگی مردم از این لجن ها در رو ندارد، داخل منزل مردم را می نگرند که چه برنامه تلویزیونی یا ملاویزیونی را نگاه می کنند و زیر لحاف و لای تشک را می نگرند که لباس زنها چگونه است و تعین می نمایند چی حلال است چی حرام، اینها حرام اند، زیرا اسلامی نیستند ….. کودکان مدرسه ای را به جاسوسی خانواده هایشان وامی دارند، و البته اما جاکشی و فروش دختران ایرانی به شیخ نشینهای عربی حلال است، و بدتر از اینها، اینکه، ان وقت، از نظر این دوست عزیزم ولیده جان، به علت بیان درد، فریاد از بیداد، قلم من بی ادبانه است، واقعاهاهاها، ولی کار های انها مودبانه است ، زیرا بصورت ملا ها ایه و چرند ردیف می نمایند، خانم ولیده خانم عزیز، ماه و آفتاب، به نظر شما از مشرق می تابد یا از مغرب، ایا بکار بردن کلمات در ماهیت و عمل طلوع و غروب و تابیدن آفتاب فرقی و اثری دارند ؟ به نظر من آفتاب هر روز از مغرب طلوع می نماید، در رابطه با استثمار و سرکوب و جنایت و رندان و کشتار و ملا و مذهب و سرمایه و تجاوز به حقوق و زندگی شهروندی تمامی مردم، من شخصا آنچه را که نمی شناسم، آن نوع ادب است و از این تیتیش مامانی بازی ها را دوست ندارم، همانگونه آن مودب های جاکش و جنایتکار و ملا و اسلام در کمال ادب و خونسردی به رذالت و جنایت و کشتار روح و احساس و جان انسان مشغول اند(محض درستی و غلط بودن کلمه جاکش لطفآ اگهی های امام زاده ها و ضیغه های یک ساعته دو ساعته را مطالعه بفرمائید . برای دقیق بودن معانی بقیه کلمات، به پخش مواد مخدر و معتاد نمودن جوانان مردم به منظور ساکت و ارام کردنشان و منصرف نمودنشان از اعتراض و قیام و مبارزه بوسیله برادران قاچاقچی؛ لطفا به زندانها سری بکشید و برای درستی کلام من و منطبق بودن آن با اعمال ملا ها قضاوت با شما، بعد بفرمائید که ایا اگر اینگونه است یا نیست و ایا من بی ادبم یا فقط بیانگر دردم، در این راستا کار های ملا ها را با دقت بیشتری ببینید) از زندان و فحش های چاروا داری و ادب و کابل و مودب بودن اسلامی و نام شکنجه تعذیر و ادب و حکم اسلام و ملای گوزو، و تجاوز و شکنجه و زندان و اذیت و ازار خیابانی و سرک کشیدن در زیر لحاف و گوشه گوشه زندگی خصوصی مردم و زندان و شکنجه کارگران و زحمتکشان فکری و جسمی و مزاحمت برای تک تک شهروندان ایرانی را ایا شما نمی شناسید ؟ خبر ندارید؟ در رابطه با جنایتکاران اسلامی حاکم بر سرنوشت مردم ایران، که باید با گلوله و کلاشینکف باید به سراغشان برویم، البته امروز هر کلام در این راستا گلوله ای است که خشاب گذاری می شود، با اجازه شما، فعلا با کلام در خدمت شان هستیم تا روز موعود، که تا ان زمان کلاشینکفم را نیز تمیز نگه می دارم، و فعلا در برابر آن همه جنایت و درد و فریاد و استثمار و چرک و خون سرمایه، من یکی بی ادب ترین های جهانم ….درست به همان اندازه و البته باید بسیار قوی تر و بیشر از دردی که در گلو خشکیده است، باشم و هستم، تابتوانم موفق شوم، در مبارزه طبقاتی برایند نیرو اهمیت حیاتی دارد، اساس کار است به همین خاطر بایدتمامی دردمندان و کارگرن و زحمتکشان متحد شوند، به وسعت ستمی که بر کوشندگان راه ازادی و برابری می رود و رفته، من در این راه عاشق ترینم بی ادب ترینم، اری من یکی به سهم خودم، فریاد دردم …. دو شخصیته بودن و یک بام و دو هوا ….؟ نمی شود، حداقل کار من یکی نیست، عشق و نفرت دو روی یک سکه اند، خیلی خنده دار است مانند یک دلال محبت به جنایتکار و دیوثی چون خامنه ای و سیستم ملا و سیستم سرمایه بگویم جناب اقای سید علی امام گوزو خامنه ای و از آنطرف بگویم، رفیق و زحمتکش فکری و کوشنده و قربانی راه ازادی و برابری مثلا سغید سلطانپور و تمامی آنانکه با قلم تباهی و درد را به جچشم جهانیان پدیدار می کنند، …. در انصورت در برابر اینگونه چرند گوئی هایم و تناقضاتم، دو و چند شخصیته بودنم، خودم باید به ریش خودم بخندم …. زیرا حقیقت بسیار ساده است، این نوع آدمهای سطحی یا فریبکار اند که حقیقت ساده را عامدانه می پیچانند و یا کسانی اند که از درک حقیقت ساده عاجز اند و از ظن خودشان یاوه به هم می بافند، که استثمارگران برای خوشمزه نمودن چرندیات استثماری شان، باب طبع گرسنگان و بیچارگان با توهم پراکنی فریب را در زرورق های کلمات رنگارنگ می پیچند و خش خش و زر زر راه می اندازند … اری حقیقت ساده است، مانند تابیدن افتاب، مانند تاریکی، فرق دارد با توهم ذهنی مالیخولیائی ملاها و دیوث ها و جاکش ها و جنده خانه های خدا در امام زاده و مساجد و بهشت خیالی و دروغین و در واقع، دایر نمودن و براه انداختن جنده خانه رسمی در امام زاده ها و صیغه های یکی دو ساعته و همچون پخش مواد مخدر و هروئین بوسیله برادران قاچاقچی، طبق طرح طیرآ ابابیل توسط هاشمی رسمآ جانی، آری حقیقت ساده است اما ذهن عقب مانده ما ؟….این مائیم که برای تجزیه نور، و دیدن نور حقیقت، عینکهای دورغین و رنگارنگ مذهب و تظاهر به چشم می زنیم و نادانسته و نا خواسته، نان به نرخ روز خور می شویم، زیرا ادب را باید رعایت نمود، کدام ادب؟ بماند، من را از اینگونه ادب ناصادقانه و روابط و کلام بی محتوی و صداقت میان تهی و رذالت مذهب و ملا، به دور باد ….نه !!…هرگز !! نه !! هر گز !! من یکی به سهم خودم، آه جگر سوز و تمنای مرگ زود رس کودکان کار و زنان و مردان زحمتکش و کارگرم، همراه با ناله و فریادخشکیده ای که از گلوی زحمتکشان و قربانیان بر می خیزد، آری من فریاد دردم …..و با تمامی قدرت که گوش جهان از آن کر شود فریاد می زنم؛ نه !!! به استثمار با هر نام و عنوان و شکل و رنگ و بوئی، در هر زر ورقی، نه به سیستم و کل تار و پود سرمایه و مذهب و خامنه ای های جنایتکار و ملا های جاکش و استثمار گران دیوث و رذل نوکران سرمایه، استثمارگران مادی و معنوی حاکم بر سرنوشت ایرانیان قربانی، هزاران بار ؛ نه !! ….اگر این کلمات بی معنی است و توهین ابتدا نثار من باد ….اما اگر درست و صحیح اند و با محتوی حقیقت زندگی ما میلیونها انسان تطابق دارد چرا باید از بکار بردن آن بپرهیزم؟ چرا باید با زرورق کلمات انرا بپوشانیم ….ایا تملق گوئی و خلاف حقیقتگوئی و خود فریبی، جنایت در رابطه با حقیقت نیست ؟ کشتن حقیقت نیست؟ به نظر من، دروغ و تظاهر و ریا و …. قتل حقیقت، خود اصل جنایت است …. اگر موضوعی عین حقیقت است !! چرا نباید با صدای بلند گفت و چرا نباید انرا روشن و اشکارا فریاد زد …. ؟ و اگر درست نیست، بفرمائید، لطفآ …. تا من از اشتباه دربیایم، بفول روزا لوگزامبورگ، بیان می نمایم حقیقت را ملهم از قدرت حقیقت …. که به نظر من درست ترین اقدام و کاری انسانی و شرافتمندانه است، به همین خاطر، من اغلب سعی می کنم حقیقی باشم، تا اگر اشتباهی روی داد، فقط یک اشتباه باشد، نه دو تا خطا با هم، که در آنصورت هم اشتباه کرده باشم و هم دروغ و غیر حقیقی بوده باشم، که گاهی ترکیب دروغ و خطا با هم پدیده هائی برگشت ناپذیر می سازند که ادامه ان می شود جنایت و خیانت …. و به جاهای باریک تری نیز امکان دارد کشیده شود … وگرنه بسیاری ها می دانند که در فلان موضوع فلان خطا را مرتکب شده اند، اشتباه نموده ان، از سر ضعف و عادات به پیچیده نمودن موضوعات و همراه با دروغ و پنهان نمودن حقیقت، کار را خراب تر می نمایندحتی تقصیر را به گردن دیگران نیز می اندازند، به همین دلیل ساده برای بسیاری ها انتقاد از اشتباه مرگ اور می شود، و به همین دلیل ساده، برای کسی مانند من، شما می توانید من را از اشتباه در بیاورید، زیرا انچه را که من دیده ام همانگونه بیان نموده ام، و در بیان و دیدن می تواند زاویه و دید و سایر مسائل اشتباه روی دهد و حتمآ روی می نماید، فقط مردگان اشتباه نمیکنند …. به همین دلیل ساده به آن روش حقیقت جوئی و جقیقت گوئی می گویم صداقت، و درستگوئی، که در زندگی قسمت بسیار فراوانی از مغز و فکر و انرژی احساس انسان صرف راست و ریس نمودن دروغ و بار سنگین مشکلات و ناراستی ها نمی شود، در واقع ذهن بسیار فعال تر و زنده تر به بررسی می پردازد و ذهن فعال تر است، زیرا با درک و فهم و دید و احساس و تفکر همخوانی واقعی دارد، من همیشه اغلب، سعی می نمایم رفتار و گفتارم عین حقیقت باشد و بر این مبنا فقط با دشمنان طبقاتی ام دروغ می گویم و تلاش می نمایم، بهترین و دقیق ترین دروغها را بگویم، شاید باور نکنید من همیشه چند چهره داشته ام، و براحتی در آن نقش ها زندگی کرده ام و عرصه هائی از زندگی ام در زمان مخفی بودن هایم، تماما دروغ بوده من آن نبوده ام که می نمایانده ام، دروغ گفتن برای یک انسان راستگو بسیار اسان تر است تا دروغگوئی یک ادم دروغگو، ساده و روشن و بدون زرورق های رنگین و درون پوسیده و بوگندو آسان تر است زندگی …. بقول مارکس حقیقت ساده انقلابی ترین است …. و من با حقیقت ساده هم چون احساسم زنده ام و زندگی می کنم، اگر تار و پود سیستم اسلامی حاکم بر جامعه ام بوی چرک و خون و لجن و کثافات سرمایه و مذهب و ترور و کشتار انسان را با خود دارد، من چرا از بیان درد باید پرهیز نمایم ؟ اگر درد دارم چرا باید خود خوری کنم؟ آیا سانسور یک شکل را دارد ؟ لطف کنید من را راهنمائی بفرمائید، ممنون می شوم تا مقداری مودب تر گردم، البته شاید ….اما به تصور من شما سگ را رها نموده اید و سنگ را بسته اید، امیدوارم راهنمائی ام بفرمائید ….تا ادب را از بی ادبانی چون خودم بیاموزم بی ادب ترین انسان جهان در برابر جنایات اسلامی و سیستم سرمایه ….منم

عمر محمدی چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ برابر با ۱۲ اگوست ۲۰۱۵

بعد از انتشار این مطلب از سوی دوست عزیزم Vlideh Abohoosinاین جملات رد و بدل شد …. ولیده: کلاس هر کس فرق میکند، اگر این ادبیادت کارگری بود خوب چرا لنین و قبل و بعد از او اینچنین نوشته نکرده اند عمر محمدی : به هر صورت عزیز من انچه را می بینم همانگونه بیان می کنم آیا ملا ها جاکش و جنایتکار هستند یا نه ؟ فقط بگو اری یا نه !! یا شاید توضیح بده، و من نرخ های جاکشی شان را محض اطلاعت در اینجا آورده ام ولیده: هر چه با ادب و با نزاکت بنویسی تاثیرگذاری اش بیشتر است عمر محمدی : این درست است با این حرفت صد در صد موافقم ولیده: در مبارزه طبقاتی اصطلاح جاکش نداریم عمرمحمدی: اگر مطلبی آکادمیک و توضیحی باشد صد در صد درست است و درست می فرمائید پس معلوم می شود که از آثار روزالوگزامبورگ حتما نخوانده ای ولیده : مزدور و انگل جامعه اند چون در تولید نقشی ندارند و از دست رنج دیگران میخورند عمرمحمدی: دوما من یکی هیچ محدودیتی در بیان و قالب کلمات ندارم و هیچ قالبی نمی شناسم، زیرا حقیقت خارج از ذهن من جریان دارد نه در درون و قالب کلمات من ، کلمات باید بیانگر حقیقت باشد، …کلمات متاثر از حقیقت و بیان واقعیت و تا حد ممکن ائینه ای از حقیقت باید باشند، بدون جانبداری ذهن گرایانه و متاثر از ظاهر سازی و فرمالیسم باید باشند کاری که ملا ها بنام صیغه انجام می دهند را چی می نامید ؟ ولیده ….: فحاشی خوب نیست، حیف است خودت را خراب میکنی با بکار بردن الفاظ زشت عمرمحمدی : زشتی در واقعیت زندگی است، لجن در سراسر تار و پود جامعه است، در سیستم حاکم است، در روابط اجتماعی حاکم بر جامعه ام است، ابتذال و لجن تار و پود جامعه ام را فراگرفته، تجاوز ؛ قتل ؛ کشتار و …. در اساس و تار و پود نظام اسلامی است ….ولی مانند تو عزیز بسیاراند و بودند، در زمان شکسپیر نیز در دربار و خاندانهای اشرافی از شکسپیر انتقاد می نمودند که تو چرا از کلمات موش و خر و اسب و گاو و …. استفاده می بری ؟ این ادبیات کسر شان خاندان اربابی و اشرافی است، در کتاب کوچه شاملو هم این چنین مطلبی بیان شده، و خیلی خوشم امد، که در جواب میاد که، کاری نکن بگم خواهر و مادر کسی که در این کوچه می ریند …. ولیده … : متین تر بنویس تا در رادیو و تلویزیون ها از تو دعوت کنند برای سخنرانی عمرمحمدی :من همین ام !! قرار نیست من به خاطر خودنمائی تلویزیونی بیایم بقول تو مودب باشم، هر بوزینه ای را که در تلویزیون نشان می دهند دلیل بر فهمیده بودنشان نیست که …..صبح تا شب گاو ها و گورخرهای ساده و خط خطی شان، بوزینه ها و کرگدن ها و فیلها را نیز از تلویزیون و ملاویزیون نشان می دهند …خوب که چی ؟ در برابر سیستم جنایت و سرمایه و مذهب و ملا ، ادب واقعی، یعنی کلاشینکف و هر کلمه ام امروز یک گلوله است، لازم نیست خودم را بفروشم به یک خودنمائی بی قیمت ملاویزیونی، نیازی ندارم، من اینم و درد ان است، بقول کارگر کمونیست جلو کارخانه در مسکو در هنگام انقلاب 1917 ؛ این تفنگ است و آن سرمایه دار و این منم ….بسیار ساده …. ولیده …: مودب بودن در خون تو نیست … این حرف و کلام آخر تو است عمر محمدی : من انچه را در برابر ستم و جنایت نمی شناسم ادب خالی از صداقت است، این اخرین و اولین کلام من است بیان می نمایم حقیقت را آنگونه که هست ؛ ملهم از قدرتش تا جاکش های سیاسی و ….. روزا کوگزامبورگ عمر محمدی: ملا ها در ایران چکار می کنند ؟ در زندانها تجاوز می کنند، مردم را معتاد می کنند، سن فحشا به دوازده سال رسیده، دختران را به فروش می رسانند، میلیونها را اواره می نمایند،اختلاس می کنند، غارت می نمایند از دکل نفتی تا پولهای میلیاردها دلاری، زندانی و تجاوز و کهریزک و شیخ های خلیج و دختران ایرانی و سربه نیست نمودن مردم بنام خودکشی، و تصادفات ساختگی و قتل عام و سرکوب کارگران و زنان و خلقها و …. و انگاه من بیام بگویم جناب حضرت والا امام رهبر خامنه ای دیوث مضافآ، ما ها در امام زاده ها زن می فروشند و زن کرایه می دهند ….من یکی هاهاها باید بسیار احمق باشم….. بشکنی ای قلم، بشکنی ای سر، گر زخدمت محرومان به پیچانی سر ….محمد علی افراشته

این لیست آشپزی نیست ….ما در زبان کوردی سنندجی به این کار ملا ها می گوئیم دزدی، کلاه برداری و غارت و جاکشی، قوادی، گوادی در شهر نو ها و قلعه ها ….شما در شهرتان به این کار چه می فرمائید ؟ ما در زبان کوردی سنندجی به این کار می گوئیم، جنایت و کشتار انسان وعوام فریبی، دزدی، ….غارت ….اختلاس ….شما به این کار چی میگوئید؟ ما به این کار جنایتکاران مسلمان می گوئیم جنایت چه با طناب دار و چه با شمشیر و چه با گلوله ….شما در زبان محاوره و مردمی تان به این کار چه می گوئید ؟ تا آنجائی که من در کابل بودم به این کار می گفتند جنایات اسلامی، خوب جنایت کاران اسلامی دستورات قران را اجرا می نمایند مگر عمر و علی و محمد و بقیه غیر از اینکار ها کم کردند ؟در کابل به این کار چه می گویند ؟و اینها بر مردم ایران حکومت می نمایند ….شما به این کار چه می گوئید ؟

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s