موضوع انشای کلاس هشتم دبیرساتن عمر محمدی در دبیرستان رازی سنندج


مقایسه ای میان ابعاد کیهانی ….موضوع انشای کلاس هشتم عمر محمدی در دبیرستان رازی سنندج ؛ یاد احمد خلیقی به خیر

www.youtube.com/watch?v=HEheh1BH34Q

18. Juli 2015 um 16:04

این موضوع انشای من در کلاس هشتم در دبیرستان رازی سنندج در یکی از ساعات انشاء در زنگ آقای احمد خلیقی بود…. مقایسه بزرگی ستاره ها و سیارات و مسئله ای بنام نجوم و ابعاد کیهانی و….وجود انسان و ابعاد کیهانی ؛ بدون اینکه کسی موضوع انشا را مطرح نماید ؛ من با الهام از عکسها و کتابهای کتابخانه پدرم در مورد نجوم که از کودکی قبل از رفتن به مدرسه با عطا برادرم آنها را با اشتیاق می نگریستیم ؛ ذهنم را به خود مشغول نموده بود ؛ تا جائی که در کلاس یازده بر مبنای (( تانژانت و کوتانژانت )) ابعاد تمامی این کائنات را به شکل یک قطره البته قطره ای که سربالا باشد در خواب دیدم ؛ مدتها به آن فکر می کردم و بعد ها در اروپا بر مبنای محاسبات سوپر کامپیوتر ها در مورد شکل هستی کائنات ما ؛ بعد از انفجار اولیه بیگ بنگ ؛ هستی این کائنات به شکل یک قطره ؛ قطره ای در حال چکیدن رو به بالا ؛ قطره ای در حال چکیدن اما برعکس محاسبه شده بود و شده ؛ یعنی برمبنای همان قوانین فیزیک ؛ همانند سرچشمه گرفتن از همان انفجار اولیه بیگ بنگ ؛ درست مانند انفجار بمب و نارنجک  در صحرائی مملو از شن و ماسه تصور می شود  ؛ سالها به آن فکر می کردم …. عطا برادرم که بوسیله جاشهای خمینی در یک تصادف ساختگی در اول تیر 63 در گریاشان سنندج ترور شد… ؛ در زمان کودکی ما با هم عکسهای کیهان و ماه و ستاره های زیبا را تماشا می کردیم با هم مسابقه می گذاشتیم تا ببینیم کدام یک زودتر  بزرگ می شود و می تواند آنها را بخواند ما متوجهه نبودیم که زمان و بزرگ شدن به چه صورت است ؛ در تصورمان یکی می توانست زود تر بزرگ شود و یکی دیر تر؛ که البته به مناسبت و لحاظ هائی تصوری درست بود؛ در عرصه دانش دقیقا به این صورت است ؛ کسی می تواند در زمان بشر اولیه باقی  بماند  و درجا بزند  و هیچگاه بزرگ نشود ؛ همانگونه که کسی می تواند در صد سال و یا بیشتر از زمان خویش باشد ؛  و از دیو و دد ملول باشد و انسانش ارزو …. به هر حال  …. برای زنگ انشاء در کلاس هشتم درس اقای احمد خلیقی به ذهنم رسید این موضوع را بنویسم …. مقایسه ای میان سیارات و ستارگان و ابعاد کیهانی و انسان …. در هنگام خواندن موضوع انشاء همکلاسی هایم فقط گوش می کردند ؛ نمی دانم چیز بدرد بخوری گفتم یا نه ؛ می دانم  فقط هنگامی که انشاء می خواندم و گاهی زیر چشمی نگاهی می انداختم ؛ همه همکلاسی هایم داشتند  گوش می کردند ؛ من نفهمیدم ایا برای انها موضوع بدرد بخوری بود یا نه !!!  اما برای خودم عالی بود  ؛ آن زمان از وجود کائنات های دیگر و نظریات آین اشتاین و ماده و ضد ماده و بسیاری چیزها از جمله مثلآ نوترونیوس ؛ که یک پانصد هزارم الکترون است ؛ اری یک نیم میلیونیم الکترون ….؛ خبر نداشتم ؛  همانگونه که اکنون نیز از بسیاری چیز ها خبر ندارم ؛ … آن زمان نیز خبر نداشتم و تصوری نداشتم …. درست مانند بسیاری ها که امروز نمی توانند بفهمند و نمی توانند تصور نمایند که  ماده در این کائنات ما  چرا چهار بعدی است ؟  چهار بعدی به چه معنی است و که بعد چهارم ماده زمان است ؛ یعنی چی ؟ …. چرا ماده در زمان می تواند وجود داشته باشد ؟ ماده بدون زمان و زمان بدون ماده بی معنی است ؛ چطور ؟ چرا بعد چهارم ماده زمان است ؟ سکون اولیه قبل از انفجار بیگ بنگ چرا نسبی است ؟ یک میلیاردم ثانیه و حرکت قبل از انفجار بیگ نبگ به چه معنائی است ؟ سه میلیارد سال اولیه در سه ثانیه یعنی چی ؟ مگر ممکن است ؟ ….  چاله های کیهانی چی چی هستند ؟؟ ایا حرکت نور مستقیم است ؟؟ ایا چگونه ممکن است کره زمین را آنگونه که در سیاه چاله ها اتفاق می افتد ؛  می توان کل کره زمین را در یک چمدان و ساک جا داد ؛ اما با همین جرم اتمی موجودش ….؟؟؟ !!!  جرم اتمی چی چی هست ؟…. و یا شاید در کائنات های دیگر با میلیارد ها کهکشان ابعاد شاید هشت بعدی و شاید خدای احمق های آنجا هاهاها شاخدار باشد !!! مانند خداهای هندی های ما و یا اساسا شاید خدای اینگونه مسلمانی این جهانی در تصور بشرهای احمق انجا هاها اصلا وجود نداشته باشد ؛ همانگونه که در سیارات دیگر نیز ….. در همین کائنات ما می تواند این موضوع به گذشته های زمان توحش بشر اولیه شان متعلق باشد …. زیرا این موضوع مذهب و حماقت دوره ای است ؛ هر موضوعی مانند رسیدن میوه های یک باغ  و مراحل تکامل جوجه در تخم یا کودک در رحم مادر و یا ….هر پدیده دیگری از جمله مذهب و استثمار و توحش و گرد بودن و تحت بودن زمین و صور اصرافیل در قران و تورات و انجیل  انها و …. در جامعه بشری انجا ها نیز متعلق به دوره ای از دوران توحش بشر نادان باشد و هست ؛ که مدام تغییرات بر مبنای زحمات شبانروزی  بشر حقیقت جو و حقیقت گو در زیر باز سنگین سانسور و خفقان است که بر دوش کشیده می شود ؛ زیر باران توحش و مذهب است که صورت می گیرد  و بشر بسوی دوست داشتن انسان و دوری از استثمار و توحش و مذهب روان است ؛ و …باشد… همانگونه که کانیبالیسم و  خوردن  مغز انسان و خوردن گوشت همدیگر؛ به گذشته های زمان نیمه میمون بودن انسان تعلق دارد ؛ چیزی که تا قبل از سیستم برده داری در میان قبایل مختلف رواج داشت و برده داری مرحله ای تکاملی بود نسبت به زمان قبل ترها ؛ همانند مقایسه برده داری با گله های میمونها ؛ که به جای کشتن و خوردن انسان های اسیر از قبیله مجاور؛ حاصل کار و زحمت برده یا همان اسیر را می برد ؛ یعنی عمر برده  به سود برده دار ارام ارام نوش جان می شد و می شود ؛  چیزی که تا اکنون نیز در سیستم های استثماری ادامه دارد  ؛ که عمر شخص اسیر و اکنون عمر کارگر بوسیله سیستم سرمایه ارام ارام خورده می شد و می شود  ؛ در آن زمان شروع برده داری اسیر گرفتن و به کار وا داشتن ؛ نسبت به کشتن و خوردن گوشت اسیر بهتر و به صرفه تر بود …. اسارت و به کارکشیدن روش بهتری بود نسبت به خوردن یک وعده از گوشت اسیر از قبیله بغل دستی ؛ همانگونه که  اثر این توحش را در اسلام  و رفتار سایر قبایل وحشی ان زمان به صراحت و به روشنی می توان دید ؛ مثلآ طرف اگر جزیه نداد می توانید اقتل الکافرون و اقتلوهم و الاضربوهم ش بکنی؛ که این کار با کشف کشاورزی و  رشد تولید میسر شد که در طول تاریخ و رشد تولیدات و جمع شدن مازاد محصولات و تغییرات در شیوه تولید  ؛ مذاهب نیز مجبور به تغیرات هاهاها شدند ؛ و مذاهب مختلف نیز  بوجود هاهاها امدند و انشعابات هاهاها نمودند و به جان هم نیز افتادند ؛ یعنی توحش خودی غیر خودی نمی شناسد ؛ مانند  توحش در میان گله های گرگها و …. سایر درندگان ….  ماهی های پیرانیا در این مورد بسیار گویا  و بسیار شباهت ها دارند  به سیستم برده داری و مذهب و توحش ….؛برده و برده دار در سیستم برده داری نسبت به ماقبل برده داری هر دو راضی بودند ؛ هم برده زنده می ماند و هم برده دار از کار برده سود می برد ….؛ آری همانگونه که تا چهار صد سال پیش از گرد بودن  کره زمین اگر می گفتی می سوزاندنت ….  مذهب اولیه بشر زمان شروع برده داری با مذهب دوران تلسکوپ هاول فرق دارد ؛ مسخره تر از مسخره اینکه ؛  اکنون ملا با تلسکوپ به اسمان می نگرد و واتیکان بخش نجوم دایر نموده که با تلسکوپ بدنبال کشف خدا در اسمانهاست … باور کنید عین حقیقت است ؛ شوخی نمی کنم …. زمان امروز دیگر انگونه نیست که بر بالای ابر ها خدا نشسته باشد …. ؛ و کارها و اعمال ما را در دفتر خاطراتش یاداشت نماید و  ما را نظاره گر باشد ؛ همانگونه که بردگان امروز به خر بندگی اسمان دست تمنا روبه سوی ابرها دارند ؛ البته اگر هواپیما اختراع نشده بود؛ و اگر این نوع ادمهای مذهبی  از موضوعات دانش امروزی اطلاع داشته باشند ….. ؛ به هر صورت …. کسی نمی داند ؛ و یا شاید ابعاد در کائنات های دیگر می تواند شش بعدی باشد ؛ یا شاید سرعت حرکت به گونه ای دیگر باشد؛ شاید قوانین فیزیک و ریاضی به شکلی و گونه ای دیگر عمل نمایند … همانگونه که کهکشان ما با سرعت 510 کیلومتر در ثانیه هنوز در حال انبساط و دور شدن از محل انفجار اولیه است و در حرکت است و همانگونه که تلسکوپهای رادیوئی تا یازده میلیارد سال نوری را می توانند رصد نمایند و که در جهت عکس نقطه انفجار اولیه  فقط ضد ماده است ؛ یعنی فضای بین کیهانی خالی است (( نسبی )) و این کائنات ما فقط پانزده میلیارد سال دیگر موجود می تواند باشد ؛ و  جمع شدن و انفجاری دیگر و باز هم عملکرد قوانین بقاء ماده و انرزی و  بسیاری مسائل دیگر نیز…. در آنجا ها؛ در کائنات های دیگر نیز شاید سرعت بیش از اینها یا کمتر باشد و طول عمر انسان و موجودات نیز بر این مبنا متفاوت باشد و هست یا شاید قوانین فیزیک به گونه ای دیگر عمل نمایند ؛ یا مثلا چون در این کائنات ما سرعت حرکت زمین بدور خورشید ما 30کیلومتر در ثانیه است ؛ عمر و طول عمر موجودات و انسانها نیز بر آن مبنا ؛  طبق نظریه نسبیت تغییرات دارد و شاید داشته باشد ؛ مثلآ یک میلیون سال را در یک سال طی نمایند یا برعکس و کسی هم متوجهه طول عمر و تغییرات نباشد …. به هر صورت ما بعنوان انسان فقط نباید به طول عمر فکر نمائیم اگر صد هزار سال هم زندگی نمائیم روز و شبهای تکراری …بی مزه می شود ؛ بعنوان انسان خردمند  باید ابعاد زندگی و احساساتمان را گسترش دهیم  ؛ که ملا و مذهب در این عرصه دشمن  واقعی زندگی است ؛ بقول رومن رولان دایره خوبی و بدی هایمان را گسترش دهیم ….. داستان طولانی است و نسبیت داستان شیرینی است ؛ همانگونه که آقای گیلانی در ملا ویزیون ایران می گفت داستان لواط داستان شیرینی است هاهاها … بله همانگونه که حساب ساده می تواند مبنا های گوناگونی داشته باشد و دو به اضافه دو می تواند بر مبنای هشت بشود شش 2+2=6 یا 8 یا 10 چیزی که برای یک آدم ساده معمولی 4  یعنی دو به اضافه دو  عدد مطلق و بدون برو بر گردی می شود 2+2 =4 زیرا مبنا های ریاضی را نمی شناسد ؛ اگر چه یک گاو  یا یک مذهبی نیز از ریاضیات و قوانین فیزیک و ریاضی خبر ندارند اما قوانین ریاضی کارکرد های خویش را دارد ….؛ به هر صورت ذهن همیشه بدنبال کشف ماده است و …. تکامل هیچگاه در هیچ زمینه ای موزون نیست ؛ از هسته درون اتم تا کهکشانها هیچ تغیری موزون نیست و برای رسیدن به اوج والائی و بشریت دورانی از گذار از توحش و نادانی لازم است ؛ و ازادی پل ارتباطی میان  فضای خالی در بین دانش و حماقت است که بوسیله جنایتکارن  مدام تخریب و الوده و ترور می شود و بوسیله دشمنان بشریت و دروغگویان و عوامفریبان  این فضای تنفسی آلوده و این پل ارتباطی تخریب می گردد ؛ همانگونه که رودخانه زندگی  تکامل و والائی نیز به سم و لجن مذهب و توهم و توحش الوده می گردد و جستجوگران حقیقت نابود و لگد مال می شوند ؛ اما حقیقت همیشه زنده است ؛ این دانش است که نسبی است ؛ همانگونه که برای رفتن به سوی دریا گاهی لازم است رودخانه زندگی همراه با قطرات شبنم درونش با تمامی زیائی و طراوت و لطافتش ؛ فاضلابها را نیز با خود می برد  ؛ در جامعه وجود فاضلاب مذاهب نیز در سر راه بشر نادان طبیعی است …. همانگونه که بدون گذار از مرحله برده داری بقول مارکس ؛ رسیدن به سیستمی به لحاظ تاریخی پیشرفته ؛ هم چون سیستم سرمایه داری و بقول لنین دروازه سوسیالیزم غیر ممکن می بود ؛ به عبارتی می توان گفت ؛ ثروت انباشته شده در سرمایه داری حاصل کاربرده های اسیر در سیستم استثماری است ؛ از برده داری تا سرمایه داری ؛ …. دانش نیز همیشه نسبی است و هیچکس ؛ هیچگاه عقل کل نخواهد بود …. آنگونه که مذهبی ها خدا را عقل کل و دانای مطلق هستی می دانند …. خودشان هم می دانند که چرت می گویند … زیرا نمی دانند دانش به چه معنا است …. دانش را با علوفه و کاه و یونجه شترها و شاش شتر هایشان ؛ اشتباهی گرفته اند …. به هر حال همه چی نسبی است و تا زمانی که دانش و انسان وجود دارد؛ ذهن انسان خردمند بدنبال کشف ماده و دنیای مادی خارج از دهن است ؛ ذهن همیشه بدنبال کشف دنیای خارج از ذهن است ؛ بنابراین اشتباه کردن بسیار طبیعی است در هر زمینه ای  ….. هیچ پدیده مقدسی معنا ندارد ؛ مطلق نیست ؛ همه چی نسبی است ؛ شک علمی به تمامی پدیده ها مبنای تفکر علمی است ؛ شکاکیت احمقانه با شک علمی فرق دارد ؛  مذهب و مطلق گرائی دلیلی به جز خریت و نادانی بشر نیست …. که مذهب و دین عمق فاجعه است …. برای رهائی از دست توحش بقول کریستف ؛ بیائیم  هر روز بمیرم تا از نو زنده شویم …. انسان محصول کار و تکامل است و ملا و مذهب بر ضد کار و تکامل  و انگل و مفت خوار و مزاحم و سربار جامعه بشری است ؛ مذهب و دین مانع تکامل و والائی است …. انسان فرزند زمان خویش است ….ازادی یعنی درک ضرورت ها …در هر عرصه که ضرورت ها را درک نمائیم  در ان عرصه ازادی را یافته ایم و تلاش در آن زمینه میزان موفقیت ما را با خود دارد ؛ ….به همان اندازه درک و تلاش در آن عرصه  مورد نظر ؛ حاکم بر سرنوشت خویش خواهیم بود….  اختراع هواپیما و پرواز و زیر دریائی به جای خر بالدار محمد و معراج رفتن ؛ یا یونس در دهان ماهی و زیر دریائی های خدا دلیل برارزو های بشر بوده ….هر ارزو و نیازی و پدیده ای ؛ چیزی در حد داستانهای خیالی علمی ژول ورن می تواند باشد  و تلاش در جهت درک ان ضرورت ؛ البته اگر به سم مذهب الوده نگردد که تا دنیای محشر ساکت باشی و و مرگ خویش را انتظار بکشیم بی طرح هیچ خنده ای که در اسلام شادی خرام است  ؛ که مذهب در این زمینه نیز فقط توحش و حماقت است با بهشت و جهنم هایش

www.youtube.com/watch?v=HEheh1BH34Q

سرنگون باد توحش و جنایات و زندان و ترور جمهوری و جنایت اسلامی ایران

بر قرار باد ازادی و برابری

 برقرار باد سوسیالیزم

عمرمحمدی

شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۴ برابر با ۱۸ جولای ۲۰۱۵

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید.

sedaye azadi barabari

sedayeazadibarabari.wordpress.com

داستان فرارم از زندان و مسائلی دیگر

https://www.facebook.com/ajax/messaging/attachment.php?attach_id=522fa83b8144688b70ef38c192ff6ff7&mid=mid.1418312354135%3Ac959ecf2a8bfbd8e12&hash=AQD5QsjzozNp4lDo

www.youtube.com/watch?v=HEheh1BH34Q

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s