فضل الئه نوری و مشروطه و مشروعه

Ahmad Shirwanis Foto.
Ahmad Shirwanis Foto.
Ahmad Shirwanis Foto.
Ahmad Shirwanis Foto.

Ahmad Shirwani

شیخ شهید!!

نام شیخ فضل الله نوری برای اغلب ما آشناست.زیرا در کتابهای درسی نامش بکرات بعنوان شیخ شهید آورده شده است. من حتی این جمله اش را نیز در کتاب یادم است که او گفته „ما مشروطه مشروعه میخواهیم“.
اما اطلاعاتمان درباره او زیاد نیست. بنظر من جمهوری اسلامی همه نظراتش را برای مردم آشکار نمیکند بلکه او را فقط بخاطر نفعی که یکی از نظراتش برای استقرار نظام جمهوری اسلامی دارد(که در ذیل آورده میشود)، بزرگ کرده است.
فضل الله نوری چه چیزهای دیگری گفته است؟ از حرفها ، عقاید و عملکردهای او چه کسانی غیر از جمهوری اسلامی سود جسته اند؟آیا او و نظراتش هیچ کمکی به ایران و ایرانیان کرده ؟ یا اینکه عقایدش مایه پسرفت ما بوده است؟.

شیخ فضل الله در وقایع انقلاب مشروطه ایران به حمایت و همراهی از محمدعلی شاه و به مخالفت با مشروطه‌خواهان برخاست . او مشروطه را «فتنه» می‌خواند. و در مقابل یکی‌ از مواد قانون اساسی‌ مشروطه که lمیگوید «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق خواهند بود» ،بطور مشخص مخالفت کرد و گفت «محال است با اسلام حکم مساوات».
او از مخالفین احداث مدرسه دخترانه بود. شیخ فضل‌الله نوری در جلسه‌ای به ناظم‌الاسلام کرمانی درباره مدارس جدید می‌گوید: «ناظم الاسلام! تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟………….

شیخ فضل الله در رساله حرمت مشروطه می گوید: اعتبار به اکثریت آراء در مذهب امامیّه غلط است. قانون نویسی چه معنا دارد؟ قانون ما مسلمانان همان اسلام است که بحمدالله تعالی، طبقه بعد طبقه روات اخبار و محدّثین و مجتهدین متحمّل حفظ و ترتیب آن شدند و حال هم حفاظ آن بحمد الله تعالی بسیارند … وکالت و ولایت در زمان غیبت امام زمان (عج) با فقهای مجتهدین است نه فلان بقال و بزّاز.

وی قانون اساسی‌ مشروطه را “ضلالت نامه” می‌نامید و میگفت: ماده ای دیگر که در این ضلالت نامه است، آزادی قلم و آزادی مطبوعات است.
داستان ،فقط “مخالفت” نظری شیخ با مشروطه و آزادی و مساوات و دانش و تساوی مردم نبود. کشتار آزادیخواهان در دوران استبداد صغیر بدست محمدعلی شاه با تأیید و تحریک او بود. نامدارترین کسانی که به تحریک او به قتل رسیدند “ملک المتکلمین”، “میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل” و “قاضی ارداقی” بودند که در روز به توپ بستن مجلس در حضور محمدعلی شاه به طرز فجیعی اعدام شدند
ملک المتکلمین و میرزاجهانگیرخان صور اسرافیل نخستین کسانی بودند که هدف انتقام محمد علی شاه قرار گرفتند. آنها را به باغشاه بردند و در حالی که طنابی به گردنشان انداخته بودند و از دو سو می کشیدند، با چاقو شکم دریدند. آن چه بعدها چند تن از زندانیان باغشاه از واپسین دقایق زندگی ملک المتکلمین روایت کردند، حاکی از صلابت و پایداری او تا دم مرگ داشت.
اینها بجز بسیار کسان دیگر بودند که در جریان قیام مردم تبریز و سایر ولایات بدست عمال محمدعلی شاه و همدستان روسی او و البته با پشتوانه احکام فقهی شیخ و تأیید صریح او به قتل رسیدند.

البته پس از فتح تهران توسط مشروطه طلبان، شیخ فضل‌الله نوری گرفتار گردیده و به حکم شیخ ابراهیم زنجانی در ۹ مرداد ۱۲۸۸ در میدان توپخانه به دار آویخته شد.

اما در مقابل، ما همزمان شیخ دیگری که فردی وطنپرست ،آزادمرد و آزادیخواه بود ،نیز داشتیم.بنام ملاعلی.
ملا علی، معروف به قاضی ارداقی . روحانی شیعه ایرانی، از پیشگامان آموزش نوین در ایران و از کشته‌شدگان جنبش مشروطه ایران بود.
او فرزند ملا تقی بود و در روستای ارداق قزوین به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایی به جامه روحانیت درآمد و بعد از قضات معتبر عدلیه شد.
در سال ۱۲۸۳ شمسی چند نفر از تجددخواهان قزوین به سرپرستی «میرزا صالح خان باغمیشه‌ای تبریزی»، فرماندار قزوین، انجمنی به نام «انجمن معارف» تشکیل دادند و مدرسه‌ای با نام «امید» بر پا کردند. این مدرسه اولین مدرسه به شیوه نوین در قزوین بود. مدرسه در شرق عالی قاپو واقع بود و چهار کلاس داشت. قاضی ارداقی که خود از اعضای انجمن معارف بود به مدیریت مدرسه برگزیده شد.
او در جریان نخستین انتخابات قزوین برای مجلس شورای ملی نقش فعالی داشت و شب‌نامه‌های ژلاتینی انتشار می داد و در اجتماعات شرکت می‌کرد. پس از صدور فرمان مشروطه به تهران رفت. در جریان درگیری مشروطه‌خواهان با محمد علیشاه، در کنار جهانگیرخان صوراسرافیل، سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین قرار گرفت.

در دوره استبداد صغیر وی به همراه عده زیادی از آزادیخواهان و وکلای مجلس برای دفاع از مشروطه و مجلس در ساختمان مجلس تجمع کرده بودند. پس از آنکه مجلس توسط محمدعلی شاه به توپ بسته شد، جمعی از آزادیخواهان دستگیر و در غل و زنجیر روانه باغشاه شدند، وی در زمره دستگیرشدگان بود.

میگویند قاضی، صدای گرم و گیرایی داشت و شبی در حبس، این شعر را می خواند:
تاکه غیرت مردی، شد(رفت) ز خلق ایرانی/ مُلک ملت ایران رفت رو به ویرانی/
اولین جهانگیران، خسروان ما بودند/ از کیانیان یکسر تا گروه ساسانی/
صیت سطوت ایران بود در جهان معروف/ خوانده‌ای اگر تاریخ، صدق قول من دانی/
حال بشنو احوالش باخبر شو از حالش/ بین چگونه افتاده روی در پریشانی/
والیان والاجاه، چاکران دولت خواه / خلق مملکت رانند، جای مملکت رانی/
وامحمدا زین خلق، وا شریعتا زین قوم/ کافران بما گویند، داد از این مسلمانی/

دو روز بعد از آن شب، او را با استریکنین مسموم کردند و با تشنج و زجر در زنجیر درگذشت. وی پس از جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین سومین فردی است که در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی در ماجرای باغشاه بعداز شکنجه کشته شد.
بعد از فتح تهران و پیروزی قوای مشروطه و تشکیل مجلس عالی، طی مراسمی در روز دوم رجب ۱۳۲۷ قمری آرامگاه شهدا که محل دفن قاضی قزوینی، ملک المتکلمین و [میرزا جهانگیر]صور اسرافیل بود در ضلع جنوبی باغشاه افتتاح و هزاران نفر با آوردن گل و برپایی خیمه وخرگاه یاد جانبازی آنان را گرامی داشتند.

در نگاه جمهوری اسلامی ، شیخ فضل الله ،شهید محسوب میشود درحالیکه بی تردید او شهید راه آزادی و غیرت ایرانی نیست. اما شیخ ملاعلی در عین کسوت روحانیت و قضاوت، آزادمرد باغیرتی بود که از برای آزادی و آزادگی این سرزمین در برابر استبداد به شهادت رسید و نامش در لوح دل ما ثبت و مستور خواهد ماند. اگرچه در کتابهای رسمی حکومتی و فقهی و شرعیشان ،جائی نداشته باشد.

و بالاخره مخلص کلام اینکه، انقلاب مشروطه که در حدود یک سده پیش با روشنگریها و جانفشانی های آزادیخواهان پیشرو و روشن ضمیر میتوانست ایران را همزمان و به موازات دیگر بلاد مترقی امروز به پیش ببرد ، بخاطر جهل مردم که با تحمیق عناصر متحجر همراه بود از یکسو و دخالت بیگانگانی که بدنبال منافع خود در ایران بودند از سوی دیگر سرانجامی تراژدیک یافت بنحویکه اینک ما بعد از 100سال هنوز در سیطره تزهای امثال شیخ فضل الله و حامیانش زمینگیر شده و طولی نخواهد کشید که شیخک نشینهای منطقه نیز به عقب ماندگی تفکرات ما بخندند. رویه ای که امروز تحت نام ولایت فقیه بر ما حاکم است، چیزی جز آمال و آرزوی شیخ فضل الله نبوده و تا ریشه مصائبمان را درنیابیم،بدبختی هایمان ادامه یافته بنحویکه حدی برای آن قابل تصور نخواهد بود. تحجر و استعمار دو وزنه ای بوده اند که در ایران، دو بال روشنگری و وطندوستی را به زیر کشیده اند.دو بالی که میتوانست پرواز ایران بسوی آنچه سزاوار آنست را مهیا سازد .اما تحجر و استعمار آن را زمینگیر کرده اند. امری که تاعصر حاضر امتداد یافته است. سناریوئی که اگر کمی عمیقتر به آن و عقبترها نگاه کنیم ،تداوم یافتن آن تا به امروز براحتی قابل مشاهده بوده و ما همچنان در آن میغلتیم.غل و زنجیری که همچنان بر گردن ماست.

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s