نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران و جهان

نگاهی گذرا به مسئله ملی ( در ایران ) بخش یکم

12. November 2013 um 20:29

von Omar Mohammadi, Samstag, 19. November 2011 um 08:12 ·     http://youtu.be/L4–9lZ6hXE    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14    مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان…. کوردی    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14    Omar

Muhammadi chalaki siasi le bername

رفقا و دوستان در صورت تمایل میتوانید از سایت من بنام :صدای آزادی و برابری دیدن فرمائید. لطفآ به دوستان خود معرفی نمائید ….با تشکر . عمر محمدی

sedaye azadi barabari ؛  sedayeazadibarabari.wordpress.co

http://youtu.be/qAPBOskCODs  سهم بری نابرابر از ثروت جهان16.04.2010

کاوه آزادی ؛ عمر محمدی نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران ( بخش یک)  پس از این مقدمه طولانی  اصل موضوع در رابطه با موضوع مسئله ملی  است

مقدمه ای بر مقاله ؛نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران و جهان ؛ از عمرمحمدی

29. Juni 2015 um 21:35

http://youtu.be/qAPBOskCODs 

سهم بری نابرابر از ثروت جهان

16.04.2010 کاوه آزادی (عمر محمدی)

مقدمه نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران ( بخش یک) 

مقدمه ای بر مقاله ؛نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران و جهان ؛ از عمرمحمدی

29. Juni 2015 um 21:35

http://youtu.be/qAPBOskCODs  سهم بری نابرابر از ثروت جهان رفقا و دوستان در صورت تمایل میتوانید از سایت من بنام :صدای آزادی و برابری دیدن فرمائید. لطفآ به دوستان خود معرفی نمائید ….با تشکر  عمرمحمدیsedaye azadi barabari ؛  sedayeazadibarabari.wordpress.co  کاوه آزادی (عمر محمدی)16.04.2010مقدمه نگاهی گذرا به مسئله ملی در ایران ( بخش یک) پس از این مقدمه طولانی ؛ اصل موضوع در رابطه با موضوع مسئله ملی  است ؛ در صورت تمایل می توانید در سایت صدای ازادی و برابری انرا ببینید یا در همین فیس بوک نیز در دسترس می باشد1 – یکی از اساسی ترین و نشانه های عقب ماندگی و مشکل ساز و عامل مشکلات در جامعه ما ؛ علیرغم وجود خلقهای گوناگون تمرکز قدرت سیاسی در مرکز است و نادیده گرفته شدن وجود این همه تنوع فرهنگی و زبانی  تاریخی و اجتماعی …..2 – وجود مساله ملی و سایر مسائل دموکراتیک و اجتماعی حل نشده ؛ از جمله زنان و مذاهب و جوانان و دانشجویان و خلقها ….. در ایران ؛ حاصل نابرابری ها و  عقب ماندگی های تاریخی – اجتماعی و باز تولید کننده همان نابرابری ها است ؛ و در نتیجه ؛همچون چرخ زنگ زده و اندوه بار تاریخ ؛ باز هم و بازهم زمینه ساز استبداد …. است ؛ 3– به تناسب فشار جنبش برابری طلبانه توده های میلیونی درتمامی عرصه های اجتماعی و احساس خطر سرنگونی از سوی رژیم های دیکتاتوری ؛ تمامی ژست های دمکرات مابانه شاهنشاهی و سایر دم و کراوات ها و امامانه و عدل  اسلامی و علی و محمدی …… هم چون حباب صابون نقش بر آب می گردد و چهره واقعی استثمارگرانه شان پیدا می گردد ؛  شدت سرکوب و فشار افزایش می یابد ؛ به همین دلیل است ؛ که  دیکتاتور ها به علت ماندن در بن بست های گوناگون سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و تاریخی و اجتماعی و در اثر ناتوانی در حل بحرانهای حاصل سیستمباز تولیدگر نابرابری سازشان ؛ به منظور حفظ منافع طبقاتی خود به انواع حیله ها و عوامفریبی ها و دروغ و ریا و کشتار توده های میلیونی  مردم به جان آمده روی می آورند ؛ و برایشان استفاده از انواع  مذاهب و ناسیونالیزم و شوینیزم یا فاشیزم ؛ کشتار و دروغ و تهدید و زندان و ….امری طبیعی و روزمره است : هدف ؟  حفظ قدرت سیاسی به منظور چپاول ثروت های ملی ؛ به هر قیمت ممکن …. درست مانند بازار  و به سبک بازار  و سرمایه ؛ معاملات پشت پرده و دزدکی و پنهان کاری و تقلب و عوامفریبی ها … در این مسیر است که صورت  ها می پذیرد؛ شیخ ملا و شاه و خر و خدا فرقی ندارد…..  4 – مسئله ملی همزاد و همراه جامعه طبقاتی است ( از برده داری ؛ زمانی که امپراطوران سرزمینهای دیگران را با افتخار فتح می نمودند !!! تا سیستم سرمایه داری که با پول و سرمایه به همین امر بدیهی کشتار و تصاحب دیگر سرزمین ها و بازار ها مشغول اند؛  سرزمینها را مانند کیک های عزا و عروسی میان خود تقسیم می نمایند ) ؛ که در سیستم سرمایه داری به علت شتاب گرفتن سیستم استثمار ؛ و سرعت گرفتن گردش سرمایه نسبت به سیستم های فئودالی یا برده داری ؛ در مرحله ای از تاریخ بشر  و خلقها ؛ نیاز مند  بدست گیری بازار ملی یا داخلی خلقها و ملتها است؛  در این مسیر  رقابت به منظور کسب سود هر چه بیشتر ؛ رقابت و برابری با سایر ملتها مسئله ای اساسی می گردد ؛  مسئله ملی برای ملتها در اظهار وجود سرمایه داران این ملتها که بازار های خودشان را برای خودشان می خواستند که خود ملتها نیز از امتیازات فرهنگی آن بهره می بردند و هنوز هم سود این رهائی فرهنگی و ملی در این مرحله تاریخی که توانستند بیدار شوند را می برند ؛  همانند اروپائی ها که سود ها ….. را نصیب خود دارند …. ؛ البته این موضوع مربوط است به زمانی که هنوز جامعه به هم پیوسته بدون مرز در برابر سرمایه جهانی امروزین را نداشتیم جامعه در سیستم فئودالی به سر می برد …. ؛ گرایش امروزین جامعه و  اقتصاد جهانی  در نتیجه تکامل و عبور از این مرحله تاریخی بصورتی روزانه به سوی جهانی شدن می رود و مرز های ملی برای سیستم سرمایه دیگر بی معنی است …..؟ ؟ ؟ !!! عملآ بی معنا می باشد….. حاکمیت سرمایه بر جهان ؛ از کوره دهات کردستان گرفته تا کارتل ها و کنسرن ها در جوامع گوناگون برقرار است ؛ که امروز مدعی ناسیونالیزم بودن بی معنی است یعنی فقط مزدوری نتیجه قطعی ان است ؛  در نتیجه  استفاده از ناسیونالیزم دروغین در تاریخی غلط و مرحله ای پرت از تاریخ نتیجه ای جز قربانی شدن توده ها ندارد ؛ یعنی نوکری و خودفروشی نادان ها و خود فروشها که تصوری غلط  از ناسیونالیزم مورد نظر شان را دارند ؛ این ره گم کردن های ناسیونالیستی  ؛ نوکری و دریوزگی  سرمایه  جهانی را بدنبال خواهد داشت ؛ در جهانی که امروز بدون هیچ نوع مرزی میان ملتها  جهان را در برابر سرمایه و سیستم سرمایه متحد می خواهد …. ؛ جهانی که امروز بدنبال کسب سود در هم تنیده گشته است ؛ به دهکده ای تبدیل شده است با زمان برده داری و فئودالیزم فرق دارد ؛ که دشمنان مردم  دشمنان کار و زحمت باز هم به منظور تحمیق توده های به جا مانده از تاریخ درگیری بین خلقها را به انواع شوینیزم و فاشیزم نیز آلوده می گردانند …. جنگ ایران و عراق و جنگهای امپریالیستی  و منطقه ای ؛  میلیونها قربانی  داشته است و ….ردیف نمودن نوکران و دریوزگانی چون بارزانی و هجری و مبتدی و سایر خودفروشهای بی قیمت در میان سایر خلقها ؛ باز هم بنام ناسیونالیزم بر بستر حماقت جریان می یابد  ؛ امروز تنها با نابودی سیستم طبقاتی و بر قراری برابری بین تمامی انسانها در تمامی عرصه ها ؛ امکان حل این نوع مشکلات وجود دارد و ممکن خواهد بود  ؛دوران دیگری است5– از این نظر و زاویه است که  کمونیستها و سوسیالیستها پیگیر ترین مدافعان برابری در حل مسئله ملی نیز ؛ می باشند ؛ از خود ناسیونالیستهای مدعی حل مسئله ملی نیز شرافتمندانه تر و صادقانه ترو پیگیرتر و دقیق تر به این موضوع و در جستجوی راه حلی منطقی و علمی در تلاش هستند 6 – در روسیه تزاری( بقول لنین ؛ زندان ملیت ها ) ؛ با وجود حدود صد و ده (110) خلق و ملیت و زبان و لهجه ….. ؛ پس از انقلاب بلشویکی ؛ تا حدود فراوانی به مسئله ملی پاسخ داده شد …...((اتحاد جماهیر شوروی)) …مسئله جدائی فنلاند و لهستان  از نمونه های برجسته این موضوع است …..7 – هندوستان بعنوان یکی از کشور های استثنائی آسیا که در آن مسئله ملی و اقلیت های مذهبی بصورت خودمختار اداره می شود ….. مسئله ملی و حتی ازادی مذاهب تا حدود فراوانی حل گردیده ….. تا آنجا که در آن کشور حد اقل بیست زبان رسمی وجود دارد …. اما حل مسئله ملی به معنای حل مسائل طبقاتی نیست ؛  ! بیش از هفتاد درصد مردم در زیر خط فقر زندگی می نمایند ؛ ( البته خط فقر هندی ؛ نه خط فقر اروپائی ) ….  در مقابل ؛ تنها صد و ده فامیل بیش از نود درصد ثروت هندوستان را در دست دارند……  8 -بعنوان نمونه محض اطلاع رفقای ناسیونالیست ما ؛  انگلیس نمونه مشخص و کلاسیک ؛ یکی از اولین کشور هائی است که سیستم و نظام سرمایه داری در آن شکل گرفت و پیاده گردید ….. تا امروز هنوز مسئله ملی از جمله مسئله ایرلند حل نشده باقی مانده است …… ولز و اسکاتلند به جای خود ؛ این مسئله با جزایر فالک لند در آرژانتین و استعمار گرائی و تجاوزات و …. فرق دارد ؛و این دست مسائل از کرامات سحر است .9 – ژاپن بعنوان یکی از پیشرفته ترین های نظام سرمایه داری معاصر ؛ یکی از غول های اقتصاد جهانی ؛ حقوق ملی اقلیت های ملی خود را که از بدو وجود زاپن در آنجا می زیسته اندرا ؛  نادیده می گیرد ؛ و اساسآ منکر وجود هر نوع اقلیت ملی در ژاپن است ….؛ و گویا ! آن اقلیتهای ملی که در آنجا هستند معلوم نیست چه وقت و از کجا آمده اند …؛ به هر حال ! مهمان و یا کارگران مهاجرند…! علاوه بر چینی ها و کره ای و ….10 – به لحاظ تاریخی ؛ اساسآ ؛ مطرح شدن مسئله ملی در جهان امروز ؛ در رابطه باشکوفائی سیستم سرمایه و بازار داخلی(ملی) و تشکیل دولتهای ملی معنا پیدا می کند…..؟ از آنجائی که ما کمی دیر از خواب تاریخ بر خاسته ا یم ؛ قطار تاریخ مدتی است حرکت کرده….. و ما را جا گذاشته است ….. ما را به اقتصاد سر مایه داری بسته اند ؛ وابسته ایم ! ….راهی نداریم به جز با قطار بعدی یعنی  همراه سیستم سوسیالیستی راه بیفتیم و همراه تاریخ گردیم 11 – امروز مسئله ملی ؛ بر خلاف ادعا های اولیه و دروغین بورژوازی ؛ که شعار آزادی و برابری بود  ؛ بعدها فهماندند که منظورشان آزاد و برابر در رای دادن فقط به من بورژوا بوده است ؛(( همچون تقییه خمینی ؛ آن نیز تقییه بورژوائی بوده است )) ؛12 – در زمان معاصر ؛ حل مسئله ملی نیز مانند سایر مسائل موجود در جامعه طبقاتی ؛ مسئله ای ازادیخواهانه و برابری طلبانه است و در چارچوب نظام سرمایه داری ؛ نظامی که تمایل به کشور گشائی و تسخیر بازار های دیگران را دارد و ماهیتش استثمارگرانه و غارتگرانه است ؛ ممکن نیست ؛ ؛ این بورژوازی ؛ دیگر آن بورژوازی آن زمان اولیه اش نیست ….بنابراین حل مسئله ملی در چارچوب بورژوائی بصورتی عادلانه ممکن نیست  ؛ خیلی روشن است اگر بخواهیم ببینیم و خود را به کوری نزنیم ؛  قبلآ با سرباز و تفگ و لشکریان غارتگر به دیگر خلقها و سرزمینها حمله می بردند …. امروز متمدن گشته اند با پول و سرمایه و بانکها ؛ غارت می نمایند !!! و اگر لازم شود با بمب و هواپیما هم می ایند ؛ مزدورانشان را پیشاپیش می فرستند ؛ 13 – …. ما باید هر روز صبح به بارگاهها و امام اتم ها و آنجاهائی که اتم کار گذاشته اند ؛  باید نماز ببریم که در اثر وجود مبارکشان از جنگهای جهانی ما را فعلآ نجات داده اند ؛ این جنگها بسیار کم خرج تر از لشکر کشی هایند (( و اگر لازم هم باشد لشکر هم می کشند)) ولی در سایه و لطف بمب اتم فعلآ از جنگهای جهانی واهمه دارند …..البته سرمایه داران برای کسب سود ؛ هیچ واهمه ای از نابودی تمامی کره زمین نیز ندارند …. بحثی دیگر است ….….14- مسئله ملی در چارچوپ سرمایه داری  اگر نگوئیم حل ناشدنی است ….. با مشکلات ؛ اما و اگر های بسیار فراوانی روبرو خواهد بود ؛ نمونه زنده و حاضر و در بیخ گوش ما ؛ کردستان عراق ! که فقط جای ظالم و مظلوم عوض گردیده است ….. ؛ و البته برای خوش خیالان ؛ بهترین راه حل …. بنگلادش و پاکستان نیز ….15- تازه …..! پس از سازش در میان بالائی هابا عنوان حل مسئله ملی …. در بهترین حالت ؛ وضعیت ما بهتر از هندوستان و بنگلادش و پاکستان …. نخواهد شد ! تصور دنده عقب رفتن قطار تاریخ  به سبک ناسیونالیستها و الدنگ های تاریخ ….. آرزوی شروع  و پیمودن همان مسیر دویست سال پیش ؛ آنهم در زمان حاضر …..! بیش از تصوراتی خرافی ؛ مشوش اندیشی و بهتر از عکس خمینی در ماه دیدن نخواهد بود ؛ امروز حل تمامی مسائل در ارتباط با حل مسائل طبقاتی معنا دارند. دوران تاریخی دوران گذار به سوسیالیزم است؛نه دوران گذار به دوران  بورژوا دموکراتیک یا دوران  فئودالی 16 – مسیر و جهت حرکت امروز تاریخ ؛ و این دوران ؛ ضرورتآ ؛ بر داشتن و محو مرز های ملی و بین المللی است ؛همانگونه در عمل نیز می بینیم  در جهان امروز هیچ مرز اقتصادی ای وجود ندارد ؛تمامی مرز های ملی ؛ طبقاتی اند به منظور استثمار ؛ مرز میان بالائی ها و پائینی هایند ؛  مرز های جغرافیائی آثاری باقی مانده از گذشته اند ؛ مرز های فرهنگی اصلا و ابدآ آثاری از آنها باقی نیست . ماهواره و انترنت و ….. به هر صورت ما راهی نداریم به جز تلاش در جهت  برابر شدن حقوق همه جانبه خلقها و انسانهای این دهکده جهانی در تمامی عرصه ها یا اینکه اسب تاریخ را از زیر دم افسار ببندیم و  با سیستم سرمایه و برعلیهه تمامی تاریخ و بشریت نعل هم وارونه بزنیم  ؛ بنابراین در این تضاد کار و سرمایه ؛  همسوئی جهانی و مبارزه ای مشترک در تمامی عرصه ها ؛ علیه نظم سر مایه داری و سیستم موجود ضرورت زمان است ؛ که این سیستم مملو است از نابرابری ها ؛ از جمله در مسئله ملی  ؛ تکلیف مان را با دولتها و سیستم های فاسد خودی روشن نمائیم…..17 – بدون برخورداری از امکان تعیین سرنوشت مجموع خلقهای ایران در مقابل امپریالیستها و سرمایه بین المللی ؛ یعنی کل ایران و یا سایر کشورها و ملتها و خلقها  ؛  همانگونه که در تک تک جوامع بشری با تمامی افت و خیز هایش به صورتی روزانه در ان مسیر در جریان است ؛ اگر  در رابطه ای برابر و آزادانه با جهان و سایر خلقها قرار نگیریم ؛ تعیین سرنوشت خلقهای درون ایران ؛ طبلی تو خالی بیش نخواهد بود ؛ برای ما  تنها راه ؛ مزدوری باقی خواهد ماند 18-  نتیجه آن نوع تعیین سرنوشت ها، به مسابقه میان خلقها در جهت نوکری و بردگی برای امپریالیستها منجر خواهد شد…..19 – امروز در اثر تلاش های ضرورتآ همه جانبه و شبانروزی مردم ایران ؛ هرچه بیشتر به سست نمودن بنیاد این سیستم و تلاشی و سقوط رژیم قرون وسطائی توتالیتر جمهوری اسلامی نزدیک تر می گردیم ؛ بیش از پیش به ضرورت وچود آلترناتیو و سیستم جایگزین برای نظام های دیکتاتوری پی می بریم ؛ و لزوم بحث ، جهت راه یابی درعرصه های مختلف اجتماعی بر مبنائی آزادیخواهانه و برابری طلبانه در مسائل طبقاتی و دمکراتیک جامعه مان هر چه عمیق تر و خلاقانه تر درک می نمائیم و  به چشم می خورد ؛ تا دوباره خمینی دیگری جای ان شاه قبلی را نگیرد ؛ و این امر ممکن نیست مگر طبقه کارگر به قدرت سیاسی دست یابد …. تا بدین وسیله صفوف مردم از دشمنان شان ؛ به شکلی همه جانبه روشن تر ؛ و برای طبقه کارگر و مردم زحمتکش ایرانی مشخصات نظام سیاسی و اجتماعی آینده شان بر چه پایه ای استوار باید باشد ؛ از پیش معین گردد ؛از قبل باید دانست20- اگرچه مردم به خوبی و روشنی میدانند چه نوع حکومتی را نمی خواهند ؟ مخصوصآ هیچ نوع حکومت ایدئولوژیکی را نمی خواهند …. ؛ به همان اندازه نیز حائز اهمیت است ؛ که بدانند چه می خواهند ؛ تا بدین وسیله ، امکان شکل گیری نظام های ضد مردمی و دزدان انقلاب را به خشکانیم ؛تا چهره های در آب نمک خوابانده امپریالیستها و استحاله چی ها را بهتر به بینیم و  پس بزنیم ….. 21 – بنابر این ضرورت بحث پیرامون حل مسائل دموکراتیک ؛ بر پایه ای برابری طلبانه در جامعه ایران ؛ بیشتر به چشم می خورد…. یکی از آن دسته مسائل ؛ مسئله ملی است ؛ مشکلی که خود به تنهائی مجموعه ای است از مسائل و گره کوره های در هم تنیده اجتماعی ؛ مشکلی که رژیمهای فئودالی و سرمایه داری وابسته شاهنشاهی ؛ و سرمایه داری وابسته آخوندی با فرهنگ عصر شبانی و چادر نشینی ؛ بنا بر منافع حقیر و ماهیت طبقاتی شان نمی توانستند و نمی خواهند و نخواهند توانست  به آن جواب انسانی و منطقی  دهند ؛ و برای این ضرورت در جهت راه حلی منطقی و برابری طلبانه گام بر دارند ؛ 22- نتیجه ؟ ادامه تمرکز قدرت سیاسی در مرکز ، به شیوه روسای قبایل زمان غار نشینی بشر اولیه و زمان برده داران  و شاهان و امپراطوران !…. بی دلیل نیست که مانند امامان وخلفا و …. رئیس قبیله به تنهائی هم ؛ قوه مقننه ؛ هم قوه قضائیه ؛ هم قوه اجرائیه می باشد ؛ و با نام ولی فقیه (یا بزرگ ارتشتاران در رژیم شاهنشاهی قبلی ) و سایه خدا ؛ و روح خدا و زبان خدا ؛  گوز خدا ….. بر گرده مردم می نشینند ؛پدیده ای در حد بازتاب در هم تنیدگی تناقضات فراوان میان فرهنگ عصر شبانی و جامعه سرمایه داری وابسته و محروم امروز ؛  و نتیجه ؟ جواب خواستهای عادلانه و بلاواسطه مردم ؛ دیکتاتوری است ! آنهم به ضرر مردم و به نفع حاکمان و شاهان و امامان و دشمن و بیگانه از مردم…..23 – بنا به شرایط امروز ؛ سیستم سرمایه داری وابسته همراه با فرهنگ قرون وسطائی شاهنشاهی امام فئودالی اسلامی برده داری ؛ تمرکز قدرت سیاسی در دست عده ای مفت خور ؛ که بعضآ ؛ با همراهی و سهم بری و ریزه خواری اقشار و یا تعدادی از قماش همان انگل ها و زالو صفتان از میان ملیتهای تحت ستم را با خود دارد ….. سرکوب طبقه کارگر ملیت های خودی و غیر خودی و سایر انسانهای زحمتکش زندانی در یک سر زمین ….؛ و بازتولید گره کور مشکلاتی که نمایندگان خدا و سایه خدا و زبان خدا و روح خدا و ….. خود خدا بر روی زمین که مرتبآ برای مردم به ارمغان می آورند ؛ و سازمان دهی زندانهائی تو در توی جامعه ای خالی از لبخند و سراسر تشویش و ترس و دلهره مملو از فقر و محرومیت ….! و ساختن بهشت خیالی موعود در روی همین زمین ! قاعدتآ برای نور چشمی ها و ربودن تریلرهای پر از پول و گم شدن ( دزدی ) میلیارد ها دلار از خزانه عمومی مردم کارگر و زحمتکش و عقب افتادن حتی حقوق کارگر و زحمتکش و معلم و پرستار و  …. غارت نفت و معادن و …. ربودن تولیدات و …. از خلقهای مختلف این سرزمین بلا زده ملا زده  ؛ به سوی دنیای از ما بهتران و …. ؛ و چراندن حزب الئه و جند الئه و …الئه در لبنان و افریقا و پاکستان و کشمیر و افغانستان و امریکای لاتین و….از سفره خالی کارگران و زحمت کشان ایرانی ….؛ 24 – در یک کلمه ؛ غارت منافع ملی برای باج دادن و چراندن عقب مانده های تاریخی از قماش خودشان در سایر نقاط دنیا از یمن تا السالوادور و….. 25 – چون ؛ همه مشنگ ها و کوتوله های تاریخ به خوبی میدانند که از تغییر سیستمهای اجتماعی و کار کرد قوانین حتمی آن گریزی نیست ؛ همانگونه که مثلآ نمی توان با توکل به امامان و خدایان از عملکرد قانون گریز از مرکز فرار نمود ….. در جامعه محروم و فقر زده نیز ؛ پس ؛ امروز را به چسپیم غنیمت است ! هر بار این مرتجعین و عقب مانده های تاریخ ، با هزار حیله و مکر و نیرنگ و حمایت های بی دریغ امپریالیستها و دشمنان جهانی مردم بر مبنای حماقت توده های عقب نگه داشته شده و کور ذهن و مذهبی ؛ و اغوای همان توده های فریب خورده … به قدرت دست می یابند ؛ به ادامه همان راهی می پردازند ، که به سقوط پیشینیان شان انجامیده بوده است ؛ 26 – آنها بنا به ماهیت طبقاتی شان نمی توانند از گذشته گان بیاموزند ؛ به همین دلیل ؛ همیشه به شکلی تراژیک ؛ مسخره تاریخ هستند ؛  بدبختی این است که مردم سرنوشت خویش را به حماقت و دیوثی ان حاکمان می بندند ؛  با طناب آنها به داخل چاه فاضلاب تاریخ می روند  ؛ نتیجه آن ؟ همراه با درد و رنج بسیار فراوان برای توده های کارگر و زحمتکش  قربانی تاریخ شدن …..27-اما ؛ در مقابل ؛ دشمنان مردم ضرورتآ از این خلاء فهم و درک و شعور تاریخی اجتماعی و از این همه عقب ماندگی به جنگ توده ها و خواستهای واقعی مردم میروند به انواع شکل ها از فریبو و شلاق و شیرینی تا …. ( همان توده هائی که به زور دستگاه های مخوف و سر کوبگر ؛ خود را چوپان یا سایه خدا برسرشان میدانند) ؛ دیکتاتور ها بر خلاف جریان روینده و کوبنده تاریخ ؛ برای جبران ترس شان به تدوین قوانین و مناسبات شوینیستی و فاشسیتی و انسان ستیزانه و من درآوردی می پردازند؛ و هر نوع صدای اعتراضی را با تهدید و زندان و ترور و اعدام زندانیان ( اسیران ) سیاسی و شکنجه و سنگسار و قتل های زنجیره ای و…. پیش می برند ….. تا  به کی ؟ تا آن هنگام که مردم آگاه و متحد و متشکل دیگر نمی خواهند به شیوه سابق سر خم نمایند و تمکین کنند ( وقت ضرورت چو نماند راه گریز ؛  دست بگیرد سر شمشیر تیز  ؛ و  آنگاه آنها جام زهر می نوشند و صدای انقلاب را می شنوند) 28- مشکلات تا زمانی است  که مردم بنا به درک ضرورت تاریخی شان ؛ بخواهند حاکم بر سر نوشت خود باشند ….. به قولی ؛ تا وقتی که سنبه مردم پر زور می گردد ؛ آنگاه ، دیکتاتور ها نیز مانند شاه صدای انقلاب مردم را خواهند شنید ؛ و یا اینکه مانند خمینی جام زهر را خواهند نوشید ؛ و دنبال آشتی ملی خواهند دوید ؛ و ….. قبول خواهند نمود که اشتباهاتی روی داده و …. بیائیم از نو ….! شمارش این نوع تکرار مسخره تاریخ فراوان است ؛ 29– زاویه دید این مشنگ ها بسیار محدود تر از آن است که بتوانند قانون مندی های حرکت و تغییرات اجتماعی را در یابند ؛ از گذشته درسی بگیرند ….؛ حاکمان نیز مانند مردمانشان عقب مانده و احمق اند در واقع با هم یکی اند یکی محکوم و یکی حاکم ….هیچکدام از تاریخ نمی دانند ؛ نمی توانند  و فکر نمایند یا نمی خواهند بشنوند ؛30– مثلآ ؛ یکی از مسائل حل نشده در جامعه ما مسئله ملی است ؛ و با بوق و کرنا مدام به زور و بدروغ می خواهند به مردم بقبولانند که مشکلات موجود مربوط به گذشته است ؛ مسائل طبقاتی مردم ما دیگر مثمائی ندارند ! و رشد تولید به اندازه کافی است ! در نتیجه ؛ نرخ ها و قیمت ها تثبیت گردیده اند ! در اثر نابودی سیستم دلالی و انگلی ؛ قیمت ها و ارزش ها با قیمت کار اجتماعآ لازم برابر هستند ! و ….. تمامی مشکلات جامعه عقب مانده ما حل شده اند ! و ما بدون درد سر ؛ داریم به سوی بهشت موعود خمینی و امامان ! و یا دروازه های تمدن بزرگ شاهنشاهی پیش می رویم و …..!  تمامی مسائل و مشکلات دموکراتیک و تاریخی و اقتصادی جامعه ما به رژیم کنونی ربطی ندارند ! اگر کسی دنبال این موضو عات بگردد باید به تاریخ به پیوندد ! ( یعنی با زندگی خویش بازی کرده است ) و یا اقتصاد مال خر است ( آن گونه که خمینی می گفت )و…. آنها وانمود می نمایند که ؛ خوشی زده زیر دلمان و بیکاریم و از سر بی حوصلگی می خواهیم رژیم هائی نظیر  حکومت توتالیتر آخوندی را نابود کنیم و از آن درس عبرتی بسازیم برای سایر حکومتهای ایدئولوژیک ….! 31– البته خود آنها به خوبی می دانند که دروغ می گویند ! و دقیقآ میدانند ؛ ضرورت بر طرف نمودن نیازهای حیاتی و گوناگون و سرکوب گشته در طی قرون ؛ باعث گردیده تا حرکت های اجتماعی در جهت تحقق خواستهای واقعی کارگران و توده های تولید گننده  و محروم  …. در مقابل رژیم های دزد و فاسد قرار گیرند ؛  آنها می دانند که مردم چاره ای ندارند به جز مبارزه به هر شکل ممکن همانند ضرورت نفس کشیدن …. مردم می جنگند تا امکانی برای نفس کشیدن فراهم آورند و بتوانند در آن فضای فراهم گشته ؛ آگاهانه به سازماندهی نهاد های مردمی جامعه آینده شان بپردازند ؛ همین موضوع کابوسی است در انظار رژیمهای خدائی و آسمانی و زمینی …سرمایه داران  دم و کرات ؛32– به همین خاطر امروز نقش انتقال تجربه و ضرورت بحث در رابطه با موارد ضروری برای آینده ؛ در این فضا ؛ صد بار فشرده تر از شرایط معمولی است ؛ درست مانند لحظه انفجار و فضای انفجاری بعد از آن ؛ زیرا در شرایط معمول این دیکتاتورهای حاکم ؛ مجرا های تنفس فکری روشنفکران و توده ها را با سانسور و خفقان و به هر وسیله ممکن بسته اند ….؛ مثلآ برای ملاها هم چون رژیم های شاهنشاهی و سایر عقب مانده های تاریخ  …. کوچک ترین امکان تنفس فکری توده ها و حتی افراد ؛ مانند نیش سوزن در بادکنکی کودکانه است ….؛ از جمله حل مساله ملی به معنای برخورداری ازحقوق برابر از هر نظر ؛ یعنی تا حد تشکیل دولت مستقل ملی ؛ و یا برابری کامل ملیتهای ساکن دریک سر زمین به هر لحاظ ؛ به معنای پاک نمودن صورت مساله نیست و  نمی باشد . سوسیالیستها و کمونیستها می دانند بدون برخورداری از این برابری ها نه تنها نمی تواند ؛ سخنی از سوسیالیزم در میان باشد ؛ بلکه ؛ هر سیستم حکومتی ؛ اگرنظام اجتماعی خود خدای مشهور و یا هر انسان بیش از اندازه دمکرات و برابری طلبی هم که باشد ؛ بدون حل مسائل دمکراتیک از جمله مسئله ملی  ؛ سیستم و نظامی بهتر از حکومت خمینی و شاهان نخواهد بود . افراد و رژیمها بصورت تصادفی دیکتاتور نمی شوند ؛ 33– همه میدانیم که نهاد های اجتماعی؛ اسکلت و ستون فقرات جامعه می باشند . به  این علت که کل انسانهای روی زمین از توحش و زندگی بیابانی و جنگلی به سوی تمدن می رویم ؛ این مسئله  توحش و مذهب و بی فرهنگی و نابرابری و ناهمگونی بسیار طبیعی است…. که در طول تاریخ تا به حال اکثر نهادهای حاکم در خدمت نظام های ضد بشری بوده اند ؛ یعنی حکومتها طبقاتی بوده اند ؛  و بدان وسیله سیاست های ضد انسانی حکومتیان را پیش برده اند ؛ به همین علت  همان ها حافظ نظامهای طبقاتی استثمارگر و عقب مانده بوده و هستند توده های ما اگر چه رنجها می برند اما بدان عادت نیز دارند ؛ و تا پایان جکومتهای طبقاتی  این نوع حاکمان و این نوع سیستم های طبقاتی مرتجعین تاریخ خواهند ماند . بقول فلاسفه ؛ آنها حافظان و خود نیرو های ایستای تاریخند …..تنها درک ضرورت و دانش و اگاهی می تواند چراغ راهنمای ما باشد  34 — در طی زمان ؛ رژیمهای ضد مردمی آگاهانه ؛ و بعضآ مردم محروم و خلقهای تحت ستم به شکلی عکس العملی و ناخود آگاهانه … کما بیش در دام شوینیزم و سیاست های شونیستی افتاده اند ؛ به همانگونه است فاشیزم در دیگر زمینه های اجتماعی …. که آثارش را در میان خلقهای تحت ستم یا خلقهای حاکم و مردمان تحت ستم نیز  کمابیش می توان دید ؛ از جمله مسائل مذهبی (مثلآ بهائیان و انواع مذاهب سنی ها و یهودی ها و  کرد ها و ترکها ….) ؛ به همین دلیل ؛ نظام توتالیتر اسلامی تا آنجا که می تواند ؛ می خواهد دشمنی را در میان تمامی مردم و مخصوصآ طبقه کارگر و زحمتکشان خودی و دیگر ملیتها و دیگرمذاهب و….. در ایران و حتی در منطقه ؛ تولید و تشدید نماید ؛ …. بحران و تشنج نعمت است ؛ ولاکن35–….. در هر صورت ؛ نتیجه زیان بار عکس ا لعمل های کور و احساسی در میان اقلیت های ملی و یا مذهبی محروم ؛ که اغلب در تقابل با سیاست های ارتجاعی و شونیستی نظام حاکم هستند ؛ اغلب بشکلی سیستماتیک صورت می گیرد ؛ تلاش مرتجعین در پراکندن بذر دشمنی در میان خلقهای هم زیست در یک سر زمین ؛ ( بهانه و آرزو و هدف هر چه می خواهد ، گو باش ) در عمل فرقی با شونیزم رژیم حاکم ندارد ؛  نتیجه آن است  …. و تصادفی نیست که این نوع واکنش ها از هر سو  کینه میان کرد و فارس و ترک و عرب و آذری و بلوچ و سیستانی و مسلمان و یهودی و بهائی و سنی و شیعه و …می کارد  …..؛ آب به آسیاب رژیم های ضد مردمی می ریزند و تصادفی نیست که رژیمهای ضد بشری از جمله رژیم جمهوری و جنایت اسلامی نیز به آن دامن می زند . ولی در هر صورت من شخصآ  تا پایان موجودیت حکومتهای طبقاتی در این موارد نیز از جنبه های اعتراضی و آزادیخواهانه جنبشهای مردمی ضدحکومت های مرکزی بر هر بستری در مسیر ازادی و برابری  دفاع نموده و با آن همراهم ……. ؛نگاهی گذرا به مسئله ملی ( در ایران ) بخش یکم…..ادامه و اصل موضوع این مقاله را می توانید در سایت  صدای ازادی و برابری یا در فیس بوک ببینید

نگاهی گذرا به مسئله ملی ( در ایران ) بخش یکم    

    قبل از اینکه به مسئله ملی بپر دازیم لازم است چند جمله ای نیز در رابطه با ریشه ها و بنیاد های مسئله ملی بیان نمائیم ؛ اگر چه مطرح شدن و بیشتر جلوه گر شدن و اساسآ تشدید مسئله ملی به لحاظ تاریخی همراه بوده است با بوجود آمدن سیستم سرمایه داری و بازار داخلی ( ملی ) که بعد ها با بین المللی شدن سرمایه و بدست آوردن بازار های دیگر ملتها ….. و درادامه آن ؛ بحران ها ، تجاوزات و جنگها از نوع مدرن !! آن با تکنولوژی های فوق پیشرفته !! …. ؛ را سبب گشته ؛ امروز در همین راستا در سطح جهانی ؛ شکل روابط و مناسبات ؛ گوناگونی های بس فراوان تری به لحاظ زبان و فرهنگ و….. یافته است ؛ ولی برای پرداختن به اصل موضوع اشاره ای تیتروار و مقداری ازگذشته های نسبتآ دور خالی از فایده نخواهد بود ( زیرا بسیاری از دوستان ناسیو نالیست ما ؛ در مورد خلقهای مختلف انسانی به گونه ای دیگر فکر می نمایند ؛ چیزی شبیه به اینکه خدا آدم را آفرید و حوا را از دنده چپ آدم برای خدمت به آدم آفرید و…. تقصیر از فلان ملت است که اکنون ما بی هویتیم ! و بی دولتیم ! و …. یا ما اشرف مخلوقاتیم و شیطان به آدم سجده نبرد و او باعث شد خدا ما را از بهشت بیرون کرد! و یا به قول ملا مصطفی بارزانی : درست است که آدم از نسل میمون است …! ولی کرد ها از نژاد شیر هستند !) و…..متاسفانه …. !!البته ادامه هر یک از این شاخه های علمی ؛ از جمله انسان شناسی ؛ خود مسیر جداگانه ای است و کاری است تخصصی و….. ؛ وسع اندیشه من در این عرصه ها بسیار کم و شاید در حد کلاس اول ابتدائی باشد …. با این وصف برای آشنائی در این رابطه بد نیست در حد امکان به شکلی گذرا اشاراتی داشته باشیم : ….. به لحا ظ ریشه های مشترک انسانی در میان میلیونها نوع از موجودات زنده در روی زمین و در مسیر تکامل و تغییرات و جهش های مختلف ژنتیکی از لمور به انسان کنونی ؛ محققین انسان شناسی ؛ منشاء وجودی شاخه های مختلف از انواع میمونها و شمپانزه ها و گوریل ها و…. که از این مسیر تکاملی لمور تا انسان منشعب گردیده اند …. ؛ بعد از لمور ابتدا نیمه میمونی بوده که نام (آیدا) را برای آن بر گزیده اند و قدمت آن به چهل و پنج میلیون سال ( 45 میلیون ) پیش بر می گردد (و حتمآ در ظرف این چهل و پنج میلیون سال ارتباطات دیگری نیز بوده اند که مانند عناصری از جدول تناوبی مندلیف هنوز کشف نشده مانده اند و….) پس از آیدا ؛ و قبل ازهمه انواع انسانهای دیگر…. همو ارکتوس ( انسان ارکتوس ) می نامند و قدمت آنها را به چهار میلیون سال پیش میدانند ؛ که در ادامه تکامل این مسیر و این شاخه ؛ بالاخره به انسان امروزین ختم گردیده است ؛ منشاء همه آنها را به لمور ها مربوط میدانند ؛ به عبارتی دیگر؛ ما امروز به انتهای یکی از میلیونها شاخه از شاخه های مختلف درخت تکامل ؛ که آنرا انسان کرو مانیون می نامند ؛ رسیده ایم ؛ و مبداء شروع این شاخه از تکامل را که ما از آن سر بر آورده ایم ؛ به شرق افریقا و در نقطه ای از شرق اتیوپی کنونی نسبت می دهند و نام اولین زنی که گویا مادر تمامی انسانهای روی زمین باید بوده باشد ؛ بر عکس نوشته های کتب مذهبی ؛ حوا  نبوده ؛ بلکه خانمی است که انسان شناسان اورا (لووسی) نام نهاده اند ؛ قدمت این انسان کرو مانیون بهزمان توحش ماقبل تاریخ را تمدن نشان دادن نشانه ای از یک کوته بینی است ؛ مانند است به اسلامیان مختلف که توحش اعراب را تمدن اسلامی می نامند ؛ همان ماد ها نیز در زمان آمدنشان به این منطقه درست همانند سایر قبایل وحشی و تاتار ومغول و کوروش و داریوش ....به قتل عام عیلامی ها کلدانی ها آشوری ها فینیقی ها و ....پرداختند آنها در این مناطق هشت هزار سال تمدن دارند و امروز مادهائی که سه هزار سال است که به این منطقه امده اند ....درست همانند دوستان مسلمانشان ؛ و سایر قبایل وحشی که تمدن سایر ملل را نابود نمودند و کتابخانه ها سوزاندند انسانها را به سبک همین داعشی های امروزی که خود سایه ای از آنها می باشند ؛ شهر ها ویران نمودند و امروز این جنایتکاران با بیشرمی از تمدن اسلامی نام می برند ...کردهای ناسیونالیست هم درست همانند محمد و گزمگانش از تمدن ماد ها که به جز توحش قومی وحشی نبوده و تازه داشتند ساکن می شدند و شهر نشینی را تازه داشتندمی اموختند ....به گونه ای با افتخار نام می برند که گویا آپولو ها و ماهواره ها را اینها ساختند ....نمی دانند که ما انسانهای این زمین از دل غار ها و بیابانها بیرون امدیم و در اثر تلاش روشنفکران و نو اوران و در زیر تیغ این وحشی های عقب مانده مقداری به بشریت آموختیم و هنوز اندر خم یک کوچه ایم و اینها بازهم در همان توحش از دو هزار و سه هزار سال پیش خویش با افتخار نام می برند ....اوج حماقت و توحش را بنگرید و بخندید .... ناسیونالیستهای احمق و خرفت و مذهبی و نوچه های خمینی و اتاترک و اتافارس ماد ها نیز همراه پارس ها البته مادها به مثابه لشکر یان مفت و مجانی کوروش و داریوش بودند و گوشت دم توپ ....ظاهرآ در هگماتانا ساکن بودند اما زیر دست بودند با نام متحد و لشکریان مفت؛ به مصر لشکر می کشیدند و بعدها در زمان اسلام گشاد نمودن ها همراه صلاح الدین ایوبی برای اسلام شمشیر می زند ....زیاد به خودتان مدال ندهید که ما هنوز در ماقبل توحش دست و پا می زنیم و شما زیر بیرق امریکائی ها به خایه مالی مشغولید ....</p>
<p>  عمر محمدی</p>
<p> http://youtu.be/qAPBOskCODs  سهم بری نابرابر از ثروت جهانزمان توحش ماقبل تاریخ را تمدن نشان دادن نشانه ای از یک کوته بینی است ؛ مانند است به اسلامیان مختلف که توحش اعراب را تمدن اسلامی می نامند ؛ همان ماد ها نیز در زمان آمدنشان به این منطقه درست همانند سایر قبایل وحشی و تاتار ومغول و کوروش و داریوش ….به قتل عام عیلامی ها کلدانی ها آشوری ها فینیقی ها و ….پرداختند آنها در این مناطق هشت هزار سال تمدن دارند و امروز مادهائی که سه هزار سال است که به این منطقه امده اند ….درست همانند دوستان مسلمانشان ؛ و سایر قبایل وحشی که تمدن سایر ملل را نابود نمودند و کتابخانه ها سوزاندند انسانها را به سبک همین داعشی های امروزی که خود سایه ای از آنها می باشند ؛ شهر ها ویران نمودند و امروز این جنایتکاران با بیشرمی از تمدن اسلامی نام می برند …کردهای ناسیونالیست هم درست همانند محمد و گزمگانش از تمدن ماد ها که به جز توحش قومی وحشی نبوده و تازه داشتند ساکن می شدند و شهر نشینی را تازه داشتندمی اموختند ….به گونه ای با افتخار نام می برند که گویا آپولو ها و ماهواره ها را اینها ساختند ….نمی دانند که ما انسانهای این زمین از دل غار ها و بیابانها بیرون امدیم و در اثر تلاش روشنفکران و نو اوران و در زیر تیغ این وحشی های عقب مانده مقداری به بشریت آموختیم و هنوز اندر خم یک کوچه ایم و اینها بازهم در همان توحش از دو هزار و سه هزار سال پیش خویش با افتخار نام می برند ….اوج حماقت و توحش را بنگرید و بخندید …. ناسیونالیستهای احمق و خرفت و مذهبی و نوچه های خمینی و اتاترک و اتافارس ماد ها نیز همراه پارس ها البته مادها به مثابه لشکر یان مفت و مجانی کوروش و داریوش بودند و گوشت دم توپ ….ظاهرآ در هگماتانا ساکن بودند اما زیر دست بودند با نام متحد و لشکریان مفت؛ به مصر لشکر می کشیدند و بعدها در زمان اسلام گشاد نمودن ها همراه صلاح الدین ایوبی برای اسلام شمشیر می زند ….زیاد به خودتان مدال ندهید که ما هنوز در ماقبل توحش دست و پا می زنیم و شما زیر بیرق امریکائی ها به خایه مالی مشغولید …. عمر محمدی http://youtu.be/qAPBOskCODs سهم بری نابرابر از ثروت جهان

  • OOmar MMohammadi

    حق تعیین سرنوشت خلقها تا تشکیل دولت مستقل ملی حق تمامی خلقهای ایران و جهان است …. اما این موضوع بدان معنا نیست که جاشها و مزدوران امپریالیستها بعد از تشکیل دولت مستقل ملی دوباره برگرده این مردم زحمتکش دوباره حاکم شوند و به ادامه مزدوری امپریالیستها ؛ و دوباره خلقها را به زیر لگد و سم امپریالیستها بکشانند و توده های مردم را از دم تیغ بگذرانند ….حق تعین سرنوشت خلقها بدست خود یعنی دست امپریالیستها و مزدوران از سرنوشت خلقها کوتاه …. یعنی ازادی و برابری در تمامی عرصه ها ….هم در عرصه ملی هم در تمامی عرصه ها ؛ در این سرزمین جاشهائی بنام هجری و مبتدی و … سایرین در این میان این امکان را نداشته باشند که باز هم بنام خلق کورد و ترک و عرب و ترکمن و….جنایت سازمان دهند ؛ دست امپریالیستها و مزدوران شان از سرنوشت مردم کوتاه….. ادامه این صحبت در پائین که به کوردی نوشته ام را محض ادب برای رفقا و دوستانی که کوردی نمی دانند می آورم ….که در جواب جناب جلیل جلیل ….آورده ام ….:آیا تو می دانی آزادی به چه معنائی است میرزا جلیل ؟ آزادی بدون برابری به این معناست که تو هنوز از معنی ازادی چیزی درک ننموده ای …بگذار حسابی حالی بشی …. ناسیونالیست شونیست های کورد وشوینیست های خلقهای تحت ستم از داعش کثیف تر اند ؛ از اتا ترک جلاد تر اند ؛ از خمینی مزدور تر اند ….همانگونه که در تاریخ بسیار بار ها دیده ایم ؛ مثلآ بارزانی ها که برای خلق کورد سالها عشیره ها را رهبری نمودند ….خود فروش تر بودندکه نوکر شاه ایران شدند و خدمتها در خدمت ارباب داشتند و هنوز نوکر وخود فروش در خدمت اتا ترک ها و خمینی ها هستند…..شما که دم از خلق کورد می زنید آن زمان را باید بیاد داشته باشید ؛ قیاده موقت بودند و خود فروشی شغلشان برای شاه ایران و هم برای خمینی و هنوز به شغلشان مشغول اند …. البته شاید آن زمان یا حالا تو هنوز هم یکی از آنهائ بودی یا هنوز هستی …. من که نمی دانم از عصبیت و نوشتارت اینگونه بر می اید …. این چند جمله در جواب این دوست عزیز بود که گویا عمر برای دیالوگ بدرد نمی خورد …با تهدید به اینکه قبل از اینکه بیرونت کنم خودت برو بیرون…. ما با هم با کلاشینکف حرف خواهیم داشت.

  • OOmar MMohammadiزمان توحش ماقبل تاریخ را تمدن نشان دادن نشانه ای از یک کوته بینی است ؛ مانند است به اسلامیان مختلف که توحش اعراب را تمدن اسلامی می نامند ؛ همان ماد ها نیز در زمان آمدنشان به این منطقه درست همانند سایر قبایل وحشی و تاتار ومغول و کوروش و داریوش ….به قتل عام عیلامی ها کلدانی ها آشوری ها فینیقی ها و سایرین…. پرداختند ؛نابودی و سرکوب کسانی که در این مناطق هشت هزار سال تمدن داشتند و دارند ؛ واما ناسیونالیستهای ما ؛ امروز مادهائی که سه هزار سال است که به این منطقه امده اند را…. درست همانند دوستان مسلمانشان ؛ و سایر قبایل وحشی که تمدن سایر ملل را نابود نمودند و کتابخانه ها سوزاندند؛ انسانها را به سبک همین داعشی های امروزی کشتند و نابود نمودند ؛که الان نیز خود سایه ای از آنها می باشند ؛ شهر ها ویران نمودند ….که امروز این جنایتکاران با بیشرمی از تمدن اسلامی نام می برند ؛ کشتار انسانها و غارت را تمدن می نامند….. کردهای ناسیونالیست هم درست همانند محمد و گزمگانش از تمدن ماد ها که به جز توحش قومی وحشی نبوده و تازه داشتند شهر نشینی را یاد می گرفتند و ساکن می شدند و شهر نشینی را تازه داشتندمی اموختند ….به گونه ای با افتخار نام می برند که گویا آپولو ها و ماهواره ها را اینها ساختند ….نمی دانند که ما انسانهای این زمین از دل غار ها و بیابانها بیرون امدیم و در اثر تلاش روشنفکران و نو اوران و در زیر تیغ همین وحشی های عقب مانده مقداری به بشریت آموختیم و هنوز اندر خم یک کوچه ایم و اینها بازهم در همان توحش از دو هزار و سه هزار سال پیش خویش با افتخار نام می برند ….اوج حماقت و توحش را بنگرید و بخندید …. ناسیونالیستهای احمق و خرفت و مذهبی و نوچه های خمینی و اتاترک و اتافارس ماد ها نیز همراه پارس ها البته مادها به مثابه لشکر یان مفت و مجانی کوروش و داریوش بودند و گوشت دم توپ ….ظاهرآ در هگماتانا ساکن بودند اما زیر دست بودند با نام متحد و لشکریان مفت؛ به مصر لشکر می کشیدند و بعدها در زمان اسلام گشاد نمودن ها همراه صلاح الدین ایوبی برای اسلام شمشیر می زند ….زیاد به خودتان مدال ندهید که ما هنوز در ماقبل توحش دست و پا می زنیم و شما زیر بیرق امریکائی ها به خایه مالی مشغولید …. عمر محمدی

    28. August 2014 um 06:23

  • OOmar MMohammadiهنگامی که زمان و شرایط تغییرات می نمایند و خواسته ها و خود مردمان در همان زمان گذشته بدون تغییرات می مانند ؛ تفکر و ذهن انسانها گچ می شوند …. شرک و تفکر مترادف و ممنوع ؛ عادات جای تفکر را پر می نمایند ؛ تناقضات و ناهنجاری ها بسیار طبیعی است ؛ دیدن پدیده ها و تفکر بشکل مذهب و قالب های خشگ و بی روح نتیجه آن است و….برای در رفت از این مشکل ؛ هر پدیده ای را باید در شرایط مشخص زمانی و مکانی خاص خودش دید ….بدون شعور و درک منطقی و عمل خلاقانه …. همه چی مذهبی می شود ؛ همانگونه که مذهب باعث خشک مغزی در تمامی عرصه ها می گردد و خلاقیت را از انسان می گیرید. بی دلیل نیست مذهب و ناسیونالیزم برهم منطبق و یکی می شوند … بنابراین هیچ پدیده مقدسی وجود ندارد ….آزادی و دگر اندیشی برای انسان مانند هوا است برای موجود زنده ….عمر محمدی

  • OOmar MMohammadi http://youtu.be/L4–9lZ6hXEOmar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14
    مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان…. کوردی
    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14
    Omar Muhammadi chalaki siasi le bername
    رفقا و دوستان در صورت تمایل میتوانید از سایت من بنام :صدای آزادی و برابری دیدن فرمائید. لطفآ به دوستان خود معرفی نمائید ….با تشکر . عمر محمدی
    sedaye azadi barabari ؛ sedayeazadibarabari.wordpr ess.co

    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14
    youtube.com

    11. Oktober 2014 um 16:58 ·

OOmar MMohammadi http://youtu.be/HzDWQwjlruk

بەرنامەی پرسی کورد لە کۆمار تیڤی، میوانانی بەرنامە: عومەر محەممەدی و جەمیل ئەحمەدی بەشی٢

کۆمار تی ڤی ,دەنگ و رەنگی ئازاد و حەقخوازانەی نەتەوەی کورد…youtube.comنگاهی گذرا به مسئله ملی ( در ایران ) بخش دوم12. November 2013 um 20:27

von Omar Mohammadi, Samstag, 19. November 2011 um 08:17 ·     http://youtu.be/L4–9lZ6hXE

    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14    مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان…. کوردی    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14    Omar Muhammadi chalaki siasi le bernameرفقا و دوستان در صورت تمایل میتوانید از سایت من بنام :صدای آزادی و برابری دیدن فرمائید. لطفآ به دوستان خود معرفی نمائید ….با تشکر . عمر محمدیsedaye azadi barabari ؛  sedayeazadibarabari.wordpr ess.coدانش امروز ژن شناسی و ترکیب د.ان .آ؛ نشان از آن دارد که بر اثر آتش فشانی که در سوماترا صورت گرفت هشت هزار سال زمین در تاریکی فرو رفت ؛ تمامی بشر روی زمین نابود گشتند و تنها چند هزار نفری در جهان توانستند باقی بمانند ؛ ملاها می گویند که انسان ساخته دست حداست و از بهشت به زمین آورده شده اگرانسان از نسل میمون است پس چرا تمامی میمونهای جنگل ها به انسان تبدیل نمی شوند ؟…هاهاهاها به هر حال  فاصله بین شامپانزه ها و انسانهای مختلف حدودآ هشت میلیون سال است یعنی هشت میلیون سال طول کشید تا تفاوت ما با شامپانزه ها فقط دو درصد بشود ؛ 2%…. تنها دو درصد از آنها فاصله بگیریم البته به لحاظ ژنتیکی ….و این تفاوت دو درصدی میان ما و شامپانزه ها در اثرتکامل و تغییرات ژنتیکی ؛شامپانزه و دستهایش به دست انسان کنونی تغییر شکل داد و اکنون تطابق ژنتیکی ما با شامپانزه ها 98 در صد است . به هر صورت طبق نظر انسان شناسان مادر کل انژاد بشری  حوا خانم نبوده ؛ بلکه خانمی است که انسان شناسان او را (لووسی) نام نهاده اند ؛ قدمت این انسان کرو مانیون به دو ونیم میلیون سال (2/5 میلیون سال قبل) قبل بر می گردد . زمانی که شاخه های مختلف انسانی در دسته های سی و چهل نفره و یا بیشتر در گروه های هم خون ( هم خون به معنای اینکه خانواده ای وجود نداشته ؛ تمامی مردان در گروه و قبیله ، به تمامی زنان و همه زنان به همه مردان تعلق داشته اند …. پدیده ای که ما امروز به چشم خود در میان انواع میمونها می بینیم …. این اشاره مخصوص ناموس پرستان و طنی بود ….) ؛ در جنگل ها و دشتهای کنار جنگل ها و رودخانه ها می زیسته اند و به مرور زمان و طی هزاران سال به دنبال شکار و ماهی گیری و جمع آوری ریشه های گیاهان و خوراک و ….. در تمامی نقاط جهان پراکنده شدند ؛ از جمله در اروپا و آسیا و استرالیا …. از طریق تنگه برینگ به قاره امریکا رفته اند ( مسیرخشکی تنگه برینگ بین آلاسکا و شرق روسیه فعلی ؛ در حدود هشت هزار سال پیش در اثر بو جود آمدن جریان گلف استریم  و گرم شدن هوای زمین ؛ بسته شد و امروز آنرا تنگه یا دریای برینگ می نامند که عمق آن حدودآ صد متر است ) انسانهای اولیه ؛ در حدود بیست و پنج هزار سال قبل از سفر کریستف کلمب تا هفت هزار سال قبل از پایان دومین دوره یخ بندان روی کره زمین و بو جود آمدن جریان گلف استریم ؛ به امریکا و استرالیا رفته و بتدریج در سطح آن قاره از جهان پراکنده گردیده اند . که جناب کلمب و اروپائی های متمدن بسیاری از آن برادران و خواهران سرخ پوست شان را بنام تمدن و کشورگشائی و غارت منابع شان ؛ قتل عام نمودند ؛ لطفآ نگاهی به تاریخ بوجود آمدن امریکا بیندازید ….. زیرا فیلم های کاو بوی بیشتر تبلیغاتی است …..؛ همراه با انسانهای کرو مانیون گروه های انسانی دیگری از جمله نئاندرتال ها و پیتک آنتروپ ها و انسان چین و انسان جاوه و …. که در نقاط دیگری از زمین می زیسته اند ؛که مشخص گردیده اند ؛ عمده ترین و نزدیک ترین نوع ؛ به انسان امروزی ( به ما کرو مانیون ها) ؛ انسانهای نئاندرتال بوده اند ؛ که حجم و کارائی مغزشان ؛ به اندازه مغز انسان کرو مانیون نبوده ؛ در عوض به لحاظ نوع استخوان بندی بدن در دسته کربوکلیسیک ها بوده اند ؛ یعنی دارای استخوان بندی بسیار محکم و مقاوم در برابر ضربات ؛ ولی درعوض ؛ در نتیجه ناتوانی در تطابق و یا غلبه بر طبیعت  و محیط و بالا بودن میزان درصد مرگ و میر نسبت به درصد تولید مثل شان ؛ اگر چه بعضا با انسان های کرومانیون مخلوط و وصلت نموده اند ؛ ولی عمدتآ نسل شان منقرض گردیده و از میان رفته اند ….تیتروار …. شروع سال آهن حدود 70000 سال پیش ((هفتاد هزار سال پیش )) است ؛ بوجود آمدن هموساپینس ها حدود ((300000 ))سیصد هزار سال پیش ؛ شروع تولید فرهنگ از حدود((200000 ))دویست هزار سال پیش است ؛از رسیدن شامپانزه ها به صورت انسان امروزی ؛ هشت میلیون سال طول کشید (( خنده دار تر اینکه مذهبی ها می پرسنداگرانسان از نسل میمون است پس چرا تمامی میمونهای جنگل ها به انسان تبدیل نمی شند …هاهاهاها؛ دانش امروز ژن شناسی و ترکیب((د.ان .آ ))شان از آن دارد که بر اثر آتش فشانی که در سوماترا صورت گرفت هشت هزار سال زمین در تاریکی فرو رفت ؛ تمامی بشر روی زمین نابود گشتند و تنها چند هزار نفری در جهان توانستند باقی بمانند ؛ به هر صورت …….؛ هم چنانکه بر همگان روشن است زبان و گویش دومین وسیله مهم ارتباطی (پس از بینائی) میان انسانها است ؛ اندیشه و تفکر بشری در قالب هجا ها و کلمات ؛ تبلور می یابند ؛ به عبارتی دیگر ، بدون زبان و کلمات و آوا ها ؛ اثری از اندیشه و تفکر و روابط انسانی و تولید فرهنگها و …. نمی تواند و نمی توانست در میان باشد . انسانها با کلمات و آوا ها می اندیشند ؛ حتی ارتباط گیری درشکل ابتدائی آن در میان گله های بوزینگان ( شناخت و درک و عکس العمل شامپانزه های دانشمند ! در حد اکثر آن به اندازه کودکی سه ساله است ) و پرندگان در روی زمین و نهنگ ها و دولفین ها در دریا و اکثر حیوانات از ماهی ها (( ماهی ها دستگاه گو یائی و شنوائی ندارند…. از دو زیست ها به بعد وسیله گو یائی و شنوائی شکل می گیرد که این موضوع در طی زمان جنینی تمامی مهره داران نیز به روشنی پیداست )) تا انسان بوسیله آوا ها و صداها صورت می پذیرند ؛ مجددآ عرض کنم ؛ پس از بینائی ، گویائی و شنوائی دومین دستگاه و وسیله شناخت و تکامل دهنده شعور و اندیشه انسانی است ؛ انسان در قالب کلمات است که به تفکر و تبادل نظر و ….. تولید اندیشه و فرهنگ می تواند بپردازد ؛ زبان یکی از آن عرصه هائی است که مرز بالائی ها و پائینی ها را نمی شناسد ؛ نان وآب و مسکن و آزادی و باران و کوه و زندان و تبعید …. برای حاکمان همان معنا را دارند که برای محکومان و محرومان ؛ هردو می دانند که چه می خواهند و….. همانگونه که عرض کردم ؛ زبان و گویش یکی از مهمترین وسایل ارتباطی بین انسانها می باشد که بوسیله دستگاه های گویائی و شنوائی انسان مورد استفاده قرار می گیرند ؛ در این مورد بد نیست اشاره ای داشته باشیم که ؛ محل قرار گرفتن حنجره انسانهای نئاندرتال نسبت به انسان کرو مانیون مقداری بالا تر بوده است ؛ لذا در ادای بسیاری از اصوات نسبت به انسان کنونی ناتوان تر بوده اند ؛ اگر چه هزاران سال همزمان با انسانهای کرومانیون  و در جوار یکدیگر می زیسته اند ؛ ولی به دلیل رشد نا یافتگی فکری در اثر عدم تولید اصوات و عدم تکامل کافی اندیشه و ارتباطات و در نتیجه …. به علت ناتوانی در تطابق با طبیعت و یا فتح آن ؛ مغلوب طبیعت گردیدند و در حدود پنج هزار سال پیش ؛ پس از نابود نمودن فیل های ماموت ؛ نسل شان از میان رفت و یا بعضآ با انسانهای کرو مانیون قاطی شدند ….. به نظر می رسد که احمدی نژاد یکی از آثار این انسانهای نئاندر تال باشد …. و در عوض بشر کنونی با مغزی بزرگتر ؛حدود 1500 سانتی متر مکعب برای یک انسان 65 کیلو گرمی (هم اکنون نیز ؛ حجم مغز انسان نه ملا های حاکم بر ایران ؛؛!! به علت ورزش و بهداشت و تغذیه نسبتآ بهتر در حال گسترش می باشد) ؛ با داشتن امکان و جایگاه حنجره ای مناسب و تولید هفت آوای صدا دار از حنجره ؛ که بوسیله گلو و زبان و بینی و سقف دهان و لبها و دندانها و …. به حدود 300 حروف و آوای مشترک در میان تمامی زبان و لهجه های گوناگون انسانی؛ کل انسانهای روی زمین ؛ مادیت بخشیده است (( این موضوع به جناب باخ و آن هفت صوت یک اکتاوی در موسیقی شاید کمتر ارتباط دارد و بحث در این باره دراین جا مقداری بی ربط خواهد بود ؛ در آنجا ، موضوع بیشتر در عرصه ریاضی و فیزیک است و هارمونی ها …. اگر چه هر آوا نیز در هر سازی حداقل یک نت را یا یک ضرب را شامل می شود …. در اینجا به ارتباط میان ادبیات و موسیقی که بحث دیگری است و….)) مضافآ ؛ ساختمان دستور زبان تمامی زبانهای دنیا تقریبا با کمی پس و پیش ؛ یکی است : فاعل + فعل + مفعول + قید مکان و قید زمان + و تکرار و….. هم چنین ؛ آثار این حروف صدا دار را در تک تک بخش های کلمات تمامی زبان های بشری دنیا به خوبی می توان دید ؛ مثلآ ؛ برای یاد گیری زبان به شیوه علمی ، تمامی کلمات در تمامی زبانهای جهان را هنگام یاد گیری بهتر است که برمبنای وجود حداقل یک آوای صدا دار بخش نمائیم ، و یا برای خواندن و تلفظ درست کلمات در هر بخش به وجود حداقل یک آوای صدا دار پی ببریم یکسانی زبانهای بشر را می بینیم ….. در نتیجه توانائی در تولید صدا و آوا های مختلف از طریق این وسیله بسیار مهم ارتباطی ؛ اندیشه بشری در جوامع مختلف شکل گرفته و تکامل یافته است . با مقداری دقت در نحوه ادای آوا ها و حروف و کلمات در میان ملیتهای مختلف جهان ، به اهمیت آن می توان به خوبی پی برد ؛ با وجود مشترک بودن این شش تا هفت آوای صدا دار در تمامی زبانهای انسانی روی زمین ؛ هرچه از طرف شرق آسیا به طرف اروپا می آئیم ؛ با توجه به تفاوت در لهجه ها و زبانهای مختلف ؛ آوا ها و حروف بر مبنای اصوات صدادار ، میان تکیه اصوات و کلمات بر حنجره ، تا نوک زبان و دندانها و لبها و…. ملموس تر می گردد ؛ مقایسه ای بسیار سطحی مثلآ میان زبان عربی با مثلآ ؛ زبان و گویش مردم سریلانکا ؛ به خوبی این موضوع را مشخص می سازد ؛ اعراب بیشتر با ته دهان و ابتدای گلو کلمات را ادا می نمایند در صورتیکه مردم سریلانکا هنگام صحبت ؛ به نظر می رسد که یک صوت صاف و یک نواخت و بدون هارمونی از حنجره بیرون میدهند و فقط بوسیله نوک زبان و لبها و دندانهای جلو ، کلمات و حروف را می سازند . و یا تایلندی ها و چینی ها با زبان و لهجه های گوناگون شان ؛ انسان احساس می نماید که آنها فقط بوسیله بینی حرف می زنند ؛ و اصلآ زبان در دهان ندارند ….. مثلا ویتنامی ها هنگام ادای حروف و اصوات زبانهای اروپائی دچار مشکل می گردند ؛ آنها با بینی و زبان جمع گشته در ته و سقف دهان و گلو صحبت می نمایند و اروپائی ها و امریکائی ها ….. بحث زبان شناسی و ترکیب کلمات و فرهنگها و …..خود رشته ای است و در اینجا مسیر دیگری را در برخواهد داشت …. به هر حال ؛ در سطح کره زمین بسیار بیشتر از ده هزار (10000) زبان و لهجه متنوع بوجود آمدند ؛ که در مسیر حرکت و تکامل تاریخی جوامع مختلف در اثر به هم پیوستن قبایل و ملتها و ملیت های گوناگون و یا نابودی آنها بوسیله امراض مسری و یا حملات سایر قبایل ؛ مانند مغولها و رومی ها و عربها و ….. ؛ یا حمله اروپائی های متمدن به قاره امریکا ….. بسیاری از زبانها و لهجه ها همراه با قبایلشان یا از بین رفتند و یا در دیگر زبانها حل گردیدند ؛ مخصوصآ ؛ در این دوران حاکمیت سیستم سرمایه داری ، که همراه شد با رشد تکنولوژی و صدور سرمایه و در نوردیدن مرز های ملی و به هم پیوستن این دهکده جهانی و از میان رفتن فاصله ها و مرزهای دریائی و هوائی و سایر موانع طبیعی …… ( که تا دیروز عبور از آنها قابل تصور نبود و اساسآ برای بسیاری از خلقها و قبایل وجود سایرین در ، حتی ، آنطرفتر کوهها و دریا ها و جنگلها و بیابنها و خلاصه در این دنیا…. به افسانه می مانست ؛حتی امروز قبایلی کشف می شوند که تا دیروز ناشناخته بودند …. بعدها با توجه به پیشروی و اختراع چرخ و تکامل جامعه بشری و جاده ها و راه ها از جمله جاده ابریشم و جهان گردی و همراهی خر این حیوان نجیب و شریف و یار انسان …. که کار های امروزین ما بیشتر به شق القمر خانم می مانست ) هماهنگ و موزون با نفوذ سرمایه و نابودی ساخت سیستم و بافت های عشیره ای و قبیله ای در جوامع مختلف ؛ هم چنین محو دیگر مرز ها در بسیاری از زمینه ها ؛ اشتراکات زبانی و فرهنگی را باعث گردیده و می رود تا بیش از پیش فاصله ها را از میان بردارد ….اگر ممکن می شد و جا داشت می توانستیم از گفتگوی تمدن !؟ های مثلآ خاتمی دغلکار و غارت گران جهانی و هم چنین ؛ این موضوع که یکی از زمینه های درگیری فرهنگی بین ؛ مثلآ ؛ خمینی و شاه…. بود ؛ صحبتی داشته باشیم …. که در آن ظلمات و خفقان شاهنشاهی ؛ گربه مفلوکی چون خمینی ؛ شیر ژیان می نمود ؛ را نیز در آن رابطه به بحث بگذاریم …..، امروز در سطح جهان حدود ( 7000 هفت هزار) زبان و لهجه های گوناگون ؛ باقی مانده اند که هر یک از آنها نیز آثاری از کلمات ؛ واژه ها و اصطلاحات دیگر زبانها و فرهنگ ها را باخود دارند ؛ مثلآ زبان فارسی و ترکیب کلمات عربی (حدودآ 30 تا 50 درصد)؛ و یا تغییر شکل یافته آنها ؛ و یا مثلآ زبان فارسی و زبان هندو ؛ هم چنین کلمات تکنولوژیکی همراه با واردات و صادرات تکنولوژی در سایر زبانها ؛ و مشترک بودن کلمات قدیمی و خاص کشاورزی در زبان کردی و آلمانی و یا حتی زبان کردی و فارسی و روسی و….. همه این صادرات فرهنگی و کلامی و اصطلاحات ؛ زمانی روشن تر به نظر می رسند ؛ که تمامی داستانها و اسطوره ها و …. آئینه وار و منطبق بر فرهنگ میزبان اما با زبانی دیگر درمیان سایر زبانها و فرهنگها به خود نمائی می پردازند ؛ با نگاهی سرسری به داستانهای مذهبی مثلآ در قرآن و یا در انجیل و تورات و شباهت و تطابق کامل آنها مثلا تا حد سه چهارم قرآن با انجیل و تورات ؛ اگر چه همه آنها از یک سرزمین تقریبآ ؛ از یک سرزمین آمده اند هم چنین ؛ مثلآ فرهنگ یونانی ها در میان چینی ها و یا بر عکس ادبیات چینی در زبان و فرهنگ رومی و ….. را به روشنی دید ؛ ( من عمدآ این طرف و آن سر جهان را مثال می زنم تا روشن تر بیان نموده باشم و گرنه در میان تمامی خلقهای جهان ؛ تمامی و یا درصد بسیار بالائی از خلقهای همسایه به لحاظ زبانی ؛ حداقل دو موج و سه موج و چهار موجند که باز هم این بحث نیز در این جا نمی گنجد و ….) من همه این عناصر کلامی و فرهنگ های مختلف در تمامی ادبیات جهانی را به کل انسانهای روی زمین متعلق میدانم ؛ که پرداختن به این قسمت خود نیازمند مقا له دیگری است …..؛ امروز در اثر نزدیکی فرهنگی و به هم پیوستگی این دهکده جهانی و ….. در سایه رشد تکنولوژی و ارتباطات از تعداد زبانها به صورتی روزانه ؛ کمتر و یا در یکدیگر ادغام می شوند ….؛ برای دقت بیشتر توجه دوستان را به زبان های افریقائی جلب می نمایم …..؛ با توجه به غارت معادن و تحقیر و نژاد پرستی علیه مردمان این قاره و مرز و بوم از سوی سیستم سرمایه ؛ عقب ماندگی اقتصادی فاجعه بار ؛ همراه با وجود انواع امراض واگیر و قحطی و مغلوب طبیعت بودن و….. تحلیل رفتن زبان و جابجائی فرهنگ شان با ادبیات و فرهنگ سایر خلقهای جهان مخصوصآ فرهنگ و زبان های اروپائی قابل توجه است ؛ تاجائی که اغلب وقتی یک افریقائی صحبت می نماید ؛ مملو است از کلمات و اصطلاحات زبانهای ارو پائی و یا عربی و یا….؛ و اساسآ با همان لهجه خود به زبان دیگری تکلم می نمایند ؛ و ….هنگام فارسی و بعضآ کردی حرف زدن رفقای کرماشانی خودمان یادتان نرود ؛ پدیده ای شبیه به از میان بردن نژادها و فرهنگ قبایل سرخ پوست در امریکا ؛ اما این بار در افریقا بیشتر بوسیله پول و سرمایه و ایدز و میسیون های مذهبی و ….؛ هم چنین مشاهده آثار فرهنگ افریقائی در زبانهای اروپائی و امریکائی ؛ مخصوصآ و به صورتی نمایان در عرصه فرهنگ موسیقائی ….. احتیاج به جستجوی فراوانی ندارد …. در این زمینه مایکل جاکسون نمونه بدی نیست ؛ اگرچه به عنوان مثال در حال حاضر به تنهائی در سو مالی حدود (900 نهصد) زبان ولهجه و ( ششصد 600) قبیله و ملیتهای گوناگون وجود دارند ؛ و در مقابل ؛ اقلیتی ناچیز بر آنها حاکمند و…. تنوع وجود زبان ها و لهجه های گوناگون انسانی از یک طرف ؛ خود دلیلی بر توانائی و عظمت و تکامل حنجره و دستگاه تولید صوت و شنوائی انسان ؛ و امکان و دلیلی بر غنای کلمات و فرهنگ و ادبیات بشری است ؛ که در نتیجه آن ؛ امکان شکل گیری و شکوفائی و بی انتها بودن تفکر و فرهنگ و اندیشه انسانی را به نمایش می گذارد و…. وسیله ای بسیار مناسب برای ارتباطات میان جوامع انسانی است ؛ و از طرفی دیگر وجود تنوع زبان ها و لهجه ها نشانی است بسیار گویا از پراکندگی و از هم دور بودن جوامع مختلف انسانهای اولیه و شکوفائی ناموزون جوامع مختلف در مسیر تاریخ …… ؛ آنچه را که امروز به چشم خود می بینیم ….. از جمله شرایط و موانع طبیعی ، مثلآ ؛ کوه ها و در یا ها و جنگل ها و صحرا ها و سایر کمبود ها و فواصل مکانی و…..؛ به علت ابتدائی بودن امکانات زندگی بشر اولیه و ناتوانی در برابر طبیعتی که ما انسانها به فتح آن همت گماشته ایم …. ؛ از تنوع گویش ها و یا دوری و نزدیکی زبانها و لهجه ها از هم ؛ می توان بعنوان معیار سنجش مقدار همبستگی فرهنگ ها وارتباطات جوامع مختلف بشری استفاده نمود و هم چنین نشانی است از ناموزونی سطح تکامل از هر نظر ؛ پیشرفت و یا عقب ماندگی به هر لحاظ ؛ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و….هر یک از جوامع مختلف انسانی نسبت به دیگری ؛ و به روشنی می توان به این نتیجه منطقی رسید که به لحاظ سیاسی و…. : تعیین سرنوشت به معنای قبول وجود سایر گروه ها ( خلقها ) ی انسانی در کنار یکدیگر با حقوق برابر ؛ یعنی دمکراسی مستقیم می باشد؛ یعنی انسان برای انسان ؛ که مناسب ترین شیوه در کنار هم زیستن است ؛ بدون در نظر گرفتن اینکه کدام ملت باید حاکم باشد و دیگران محکوم …. همه خلقها در کنار یکدیگر با حقوق برابر ؛ به قول چارلی چاپلین ؛ در این جهان به اندازه کافی برای همه ما جا هست . که این موضوع با فشار خون سیستم سرمایه سازگار نیست ؛ سیستمی که  بی وقفه هم چون غریقی در حال دست و پا زدن ، در جهت گرایش نزولی نرخ سود می کوشد ؛ که همین عامل بوجود آورنده بحران ساختاری …..است ؛ که در بستر های متنوع خود را نشان می دهد از جمله زنان و مذاهب  مسائل ملی و جوانان و سایر مسائل دموکراتیک….. این تضاد را درخود دارد که با پول ( که خود نماینده مقدار معینی از کار اجتماعی است ) بیشترین سود و ارزش اضافه را صاحب گردد ….. سایر توهمات را باید همراه عکس خم شاه در ماه و ستارگان دید ….. با نگاهی بسیار سطحی و گویا به پروسه و شیوه زندگی کل مردمان روی زمین از ابتدا ؛ یعنی زمانی که انسان محکوم طبیعت و سر نوشت بود و نا آگاه ؛ که به توتم ها و خدایان و دعا و جادو و جنبل و قبر فلان دزد و غارتگر و آدم کش ….. پناه می برد …. و مقایسه آن با انسان امروز ؛ انسانی که اکنون تا حدود فراوانی خود حاکم طبیعت و تعیین کننده سرنوشت خویش است ؛ به خوبی می توان مشاهده نمود که در ابتدا به علت دوری و نامرتبط بودن آنها به یکدیگر و محدود بودن امکانات هر گروه و قبیله ای در یک منطقه جغرافیائی خاص ، زبان و فرهنگ ضروری و….. خود را ساخته اند ،حتی بدون اطلاعات فراوانی نسبت به سایر  گروه های انسانی …. ؛ اگر کسی جهان گردی می کرد البته ، به شیوه آن زمان ! می بایست ابوعلی سینا می بود ؛ و امروز ؟ جهان خیلی بهتر از آن زمان بدور انسان می گردد ؛ و هر کس که بخواهد می تواند ابوعلی سینای بسیار بهتری در زمان خویش باشد ؛ مثلآ این ماهواره ها ؛ و تلفن و ….هرکس در هر جا هست می تواند مرکز عالم باشد و هر موضوعی را بخواهد می تواند نسبتآ خوب پیگیری نماید ؛ در جلو چشمان ما ؛ در تمامی عرصه ها ؛ دامنه و سرعت و شتاب تحولات در پروسه زندگی انسانها با پیشرفت زمان و تمرکز جمعیت و ضرورت تغییرات ؛ به ضرر غارتگران در همراهی با خود انسانها …..در مسیر تکامل و نو شدن می باشند ؛ اگرچه حاکمان فقیر و عقب مانده شاه الهی حاکم بر ایران مخالف هر نوع ارتباطات جهانی و سیستم های ارتباط جمعی  و انترناسیونالیزم برابری خواهانه  می باشند و ….. تصادفی نیست که در تمامی نقاط این کره خاکی درگیری و مبارزه در انواع و اقسام اشکال آن شبانروز جریان دارد …. و شتاب آن به شکلی تصاعدی هم چون امواج دریائی طوفانی و آماده درگیری و طوفان؛  روز افزون است ؛ تغییرات و جامعه لرزه ها با هم و بدنبال هم بسیار چشمگیرند …. که برای مقابله با آن بازهم دشمنان بشریت به خاطر منافع حقیر خود به سانسور و قلب اخبار می پردازند ؛ به این امید به قول عزیز نسین عن شاه الئه گربه باشد …. مثلآ شتاب تغییرات و به هم پیوستگی و تکامل جهان انسانی و تکامل انسان بعد از زمان همو ارکتوس تا کرو مانیون ( انسان امروزین ) میلیون ها سال طول کشید…. ؛ تا زمانی که قبایل کرو مانیون به زندگی روستا نشینی رسیدند میلیونها سال …..؛ و از اینجا به بعد سیستم های مختلفی را از سر گذراندند ؛ صد ها هزار سال ماقبل برده داری که شامل دوره های پدر سالاری و مادر سالاری و بعدآ با توجه به کشف کشاورزی و چرخ و  آهن و…. نیاز به برده گان و بازهم در این دوره به علت قدرت بدنی مرد در مقابله با طبیعت و ….؛ دو باره پدر سالاری در قسمتهای مختلف زمین و با شرایط ویژه هر منطقه و قبیله و ملت …. بر قرار گردید ….امروز دیگر لزومی به آن سیستم نیست ، با فشار دکمه ای بوسیله انگشت می توان تن ها و خروارها را جا به جا نمود ….خواه زن این کار را انجام دهد خواه مرد ….با یک تراکتور می توان هزار برابر از مردان و گاو آهنهایشان در زمان برده داری و ماقبل برده داری شخم زد خواه مرد این کار را انجام دهد خواه زن …..و در سایر عرصه ها …. برابری زن و مرد در دنیای امروز یک ضرورت است و کسانی که بدنبال دلیل به منظور تثبیت نابرابری ها بین زنان و مردان می گردند بهتر است بروند بغل دست خمینی بخوابند و در بهشت خمینی از خواب بیدار گردند یا در عصر شتر چرانی قدم آهسته بروند …. به هر صورت انسانهای آن دوران صد ها هزار سال را از سر گذراندند و…. با توجه به تنوع و گوناگونی های فراوان در نقاط مختلف کره زمین ؛ دوران برده داری حدود چهار پنج هزار سال ….؛ دوران فئو دالیزم حدود یک دو هزار سال ….. سر مایه داری اگر چه نطفه های این سیستم در برده داری بسته شده ولی شکل مسلط آن در جهان حدودآ (250 دویست و پنجاه) سال بیشتر نیست ؛ با توجه به تمامی ناهمگونی های مسیر تکاملی این لشکرهای شکست خورده و فاتح تاریخ ؛ اگر سرعت تغییرات تاریخی را به شکلی مجرد مانند فیلم های سیاه سفید قدیم ؛ با سرعت از نظر بگذرانیم ، متوجه می شویم که بعضی ها در این مسابقه تغییرات و تکامل اجتماعی ، از بسیاری جهات عقب مانده اند ؛ بسیار طبیعی نیز به نظر می رسد که در یک مسابقه ( مخصوصآ مسابقه تغییرات تاریخی ) ؛ همه اول نمی شوند و دقیقآ به همین شکل نیز در میان جوامع بشری ؛ در سبقت گیری از هم و ناموزونی های گوناگون در میان قبایل و ملیتهای مختلف در سطح جهان و نقش شرایط طبیعی ؛ مخصوصآ وجود آب و تولیدات و راه های ارتباطی و….. بسیار بالا بوده و هست ، با نگاه به مسیر تاریخ می توان متوجه شد که پیامد تولیدات و غنای اقتصادی نسبتآ بهتر در شکل گیری خود آگاهی و ارتباطات و به هم پیوستگی را بدنبال دارد رود نیل و تمدن های مصری …. عیلامیان و فینیقی ها و آشوریان و کلدانی ها …. در بین دجله و فرات و خط میخی شان در هفت هزار سال پیش و …..یونانی ها و …. رومی ها و ….که بحث در این باره در این مختصر صفحه نمی گنجد …. در هر حال ؛ امروز ؛ در این پروسه تغییرات ؛ به صورتی مستمر از نقش امامان و اربابان و حاکمان و خدایان ……کاسته ؛ و بازهم می کاهد و انسان می رود تا از خود بیگانگی بدر آید و بر سر نوشت خود حاکم گردد …. برای همه بسیار ملموس است وقتی بیمه های درمانی وجود دارند به خدایان و دعا و جادو و جنبل نیازی نیست ؛ حتی خود ملا ها و کشیش ها و…. به جای دعا و دست تمنا به سوی ابر ها ؛ به بیمارستان می روند و دارو مصرف مینمایند ؛ و مردم به جا و به درستی بدنبال این خواست اجتماعی اند که : بیمه های اجتماعی جای خدا را بگیرند ؛ به هر صورت مشکل اساسی در این جاست که اگر جوامعی به هر دلیل از تاریخ جا ماندند ؛ آیا باید قانون جنگل در مورد شان بر قرار شود ؟ ( کاری که حکومت امامان و شاهان و …. سیستم سرمایه ؛ برای کسب سود و …. با تمامی نیروی جهنمی شان در جهت ثابت نگه داشتن حرکت زمان و چرخ تاریخ می کوشند ) ؛ ادامه این ناموزونی ها و عقب ماندگی های تاریخی جوامع بشری در مسیر تغییرات اجتماعی ؛ در کارکرد کور و تناقضات و نابسامانی های سیستم سرمایه به روشنی بر همگان عیان است ؛ به عبارتی دیگر ناهماهنگی در رشد و تکامل و تغییرات اجتماعی کنونی ؛ آئینه ای است از ادامه سبقت گرفتن های جوامع مختلف در طول تاریخ از یکدیگر که امروز در این پروسه نیز بر مبنای سیستم گذشته ؛ از زمانی که سیستم  استثمار و سرمایه که ادامه همان سیستم توحش و نابرابری در  طول تاریخ است بر جهان مورد استفاده غارتگران قرار دارد ؛ ادامه یابد ….تصادفی نیست که امپر یالیستها با

OOmar MMohammadihttp://youtu.be/eGqtJpv0f2I

بەرنامەی پرسی کورد لە کۆمار تیڤی، میوانانی بەرنامە: عومەر محەممەدی و جەمیل ئەحمەدیکۆمار تی ڤی ,دەنگ و رەنگی ئازاد و حەقخوازانەی نەتەوەی کورد…نگاهی گذرا به مسئله ملی ( در ایران ) بخش سوم12. November 2013 um 20:26

  •  OOmar MMohammadi http://youtu.be/L4–9lZ6hXEVideo abspielenOmar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان…. کوردیOmar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey

von Omar Mohammadi, Samstag, 19. November 2011 um 08:18بر جهان مورد استفاده غارتگران قرار دارد ؛ ادامه یابد ….تصادفی نیست که امپر یالیستها با طالبان ها و خاتمی ها و احمدی نژاد ها و …..هم ساز می شوند تا به برده داری مدرن ادامه دهند همراه با لشکر کشی های پولی و نظامی و …. به هر وسیله ضد انسانی متوسل می گردند تا برای کسب سود هر چه بیشتر انسانها را از خود تهی نمایند ؛ از خود بیگانگی مزمن و مداوم …..! با همه این تفاصیل خواستهای حیاتی مردم واقعی تر است ؛ شبحی که آرامش را از زندگی غارتگران و حافظان نابرابری ها ربوده است ؛ راهی جز اینکه همراه هم در جهت رفع این نابرابری ها به کوشیم ؛ نداریم ؛ هسته تلاش جهان وطنی بودن و ضرورت علیه سرمایه جهانی در این نکته انسانی و برابری طلبانه نهفته است ؛ احمقانه خواهد بود اگر ؛  در سایه این نابرابری و نا هم گونی ها به شیوه های فرصت طلبانه و به سبک مافیائی به منافع حقیر خود آویزان گردیم …. و فقط به منافع ملی ( بخوان منافع حقیر شخصی عده ای باند باز) قانع باشیم ! ما در ایران و این جهان به هم پیوسته تنها مسافران این قایق نیستیم ؛ به همین دلیل ساده ؛ امروز در تمامی نقاط جهان با شدت و ضعف جنگ و گریز ؛ تلاش برای پائین کشیدن  حکومتیان ضد مردمی و پایه های امپریالیزم جهانی در جریان است و مافیا های خبری نیز از بیان واقعی آنها هراسانند …. ؛ به هر صورت …. مردم دنیا بنا به ضرورت هر روز بهتر می آموزند که ؛ هر ملتی باید سرنوشت خود را خود بدست گیرد . اساسآ تعیین سرنوشت با دموکراسی و تقسیم قدرت سیاسی و به شیوه ای مستقیم ؛ ملی و منطقه ای و کشوری وجهانی ؛ در هماهنگی به منظور برقراری برابری از هر نظر معنا می یابد ؛ نه اینکه ما هم مدعی سهم خود از این خوان یغما باشیم و ….و تحت نام حقوق ملی در غارت مردمان محروم دیگر خلقها سهم بگیریم ….. و یا نسبت به سرنوشت دیگر خلقها بی تفاوت باشیم و پس از هر جایگزینی حکومتی دوباره به ادامه همان راهی بپردازیم که به سقوط دیکتاتور قبلی منجر گشته بود …. نباید به قیمت نابودی جامعه و مردم ؛ مسخره تاریخ گشت به همین منظور مردم خود باید سرنوشت خود را بدست بگیرند ( حق تعیین سرنوشت حق انسانی و مسلم تمامی انسانها و خلقهاست ….) به عبارتی ؛ شرط شکوفائی جامعه ، شرط شکوفائی فرد را در بر دارد …..لازم و ملزوم یکدیگرند ؛ به این منظور باید فقط انسا ن را دید نه رنگ پوست و زبان و هویت مذهبی و قبیله ای و عشیره ای و ملی…. که البته  برای درک و تشخیص در این مبارزه و درگیری ها نیز ناموزونی ها به اندازه کافی به چشم می خورند …..؛ برای دست یابی به آنچه که همه خلقهای جهان بصورتی ناموزن ولی ضروری و بصورتی شبانه روزی می جنگند ؛ از این طریق می توان  مطمئن بود که ؛روزی مرزهای مصنوعی بین کشورها را به زباله دان تاریخ رهسپار می نمائیم ؛ همانگونه که تاریخ ؛ مرز امپراتوری ها را در حافظه اش نگه داشته است ؛ ملتی ( یا درست تر بگوئیم ؛ عده ای از ملتی ) که سایر ملل را زیر یوغ خود دارند ؛ خود آن ملت نیز آزاد نیست ….. زیرا امروز سرمایه حاکم است ؛ نه ملت و نه ملتها ! رهائی ملی از مسیر رهائی از سیستم سرمایه معنا دارد ؛حتی خود سر مایه داران نیز اسیر سیستم خودشانند ؛ امروز سرعت و شتاب تغییرات فرهنگی و دانش و تکنولوژی و …. در مقایسه باگذشته نه چندان دور ؛ بلکه در همین محدوده تاریخ مدون جوامع بشری در حد نسبتآ سریعی است ؛ امروز سرعت تغییرات هر چهار یا پنج سال برابراست با هزار سال گذشته ؛ در قدیم تمامی قبایل و گروه های انسانی در تمامی نقاط زمین هر جا که می زیسته اند ؛ هر تیره و قوم منطبق بر شرایط طبیعی محیط زیست خود ؛ دارای ویژگی های فرهنگی مخصوص به خود گردیده ؛ هر یک ؛ بنا به ضرورتی که همانا در مسیر فتح طبیعت باشد و در جهت نیاز های خود با سرعتی متناسب با شرایط خود کوشیده اند ؛ و هر جا کم آورده اند و فقر دامانشان را گرفته به لشکر کشی بسوی قبایل همسایه و یا دیگران روی آورده اند اما امروز ؟…. اگرچه شیوه های زندگی و مسیر تکاملی تمامی جوامع انسانهای روی زمین از قبایل افریقا گرفته تا سرخ پوستان امریکا ….. تا سطح معینی از تکامل ؛ بسیار شبیه به یکدیگر بوده ؛ وهنوز هم در این دوران با توجه به حاکمیت مطلق سیستم سرمایه داری در جهان ؛ آثار این هماهنگی ابتدائی شیوه زندگی گذشتگان در جوامعی که بسیار دور از هم و در دوقاره مختلف می باشند به چشم می خورد ؛ این همگونی در شیوه زندگی و فرهنگ و زندگی در روستاها در آسیا و افریقا می توان به خوبی مشاهده نمود ؛ آن چنان پدیده ای که کسانی که به اصطلاح خود را طرفداران دروغین مائو می نامند ؛ آگاهانه و هدفمند ؛ و یا نا آگاهانه ؛ برای توجیه و چاکری سیستم سرمایه داری ؛ به این شبح از گذشته چسپیده و دنیا را هنوز در دوران غار نشینی و یا فئودالیزم میدانند …. ؛ رشد و تمرکز تولید حاصل کار کل تولید کنندگان و کارگران (( آن کس که به جز فروش نیروی کارش سر مایه ای ندارد …. از کارمند ادارات ومهندس و دکتر تا سایر زحمتکشان فکری و جسمی معلم و پرستار ….و هر آنکس که به لحاظ مادی و شرکت در شیوه تولید و سهم بری از تولید اجتماعی و ….به جز نیروی کارش برای فروش چیز دیگری ندارد ، در تضاد با سر مایه می باشد …. اگر خلبانها اعتصاب می نمایند درست مانند کارگرانند که می خواهند به حق و حقوقشان برسند در این باره اگر لازم شد که حتمآ لازم خواهد بود می توان صحبت نمود …. )) و زحمتکشان است که این امر در نهایت بوجود آمدن و رشد سر مایه داری را باعث شده است ؛ بقول مارکس اگر بردگان نبودند امروز سرمایه داری نمی توانست وجود داشته باشد ؛ به عبارتی دیگر سر مایه داری کلاسیک ( نه وابسته و مصرفی شیخهای عربستان و دزد های ایران ) با درهم شکستن شکل و ساخت جامعه قبیله ای و عشیره ای ؛ بشریت را در مسیر تکامل خود ، گامی بلند به جلو برده و جامعه بشری را برای رسیدن به سو سیالیزم آماده نموده است ؛ آنچه که مائوئیست های دروغین ما با نفی آن و توجیه سرمایه داری ؛ در واقع برابری طلبی را نیز نفی می نمایند ….! تمامی بشریت با توجه به ناهماهنگی و ناموزونی های گو ناگون در سطح جهان از هر نظر ؛ نتیجه سرعت تغییرات درتمامی عرصه ها و ضرورت تغییرات شیوه زندگی در همه جا ؛ را به خوبی می بینند…. مثلآ تغییرات تفاوت میان کشور هائ آسیائی و یا اروپائی ؛ هم چنین ؛ تبدیل شدن ملیت ها به ملت و تشکیل کشور واحد و بدست گیری بازار داخلی بوسیله بورژوازی ملی ، ملتها در ارو پای غربی …. اگر چه سا بقه تشکیل تمدنها در شرق به مراتب بسیار بیشتر است ؛ مثلآ فینیقی ها ؛ کلدانی ها و ؛ آشوری ها و ؛ عیلامی ها در میان شط العرب ؛ درحدود هفت هزار سال (7000سال) قبل دارای خط و تمدن بوده اند ( مسلمآ هزاران سال قبل از آن زمان در این منطقه باید ساکن بوده باشند تا دارای خط و تمدن گردیده باشند ….مصری ها و یونانی ها و….) وامروز ….؟ در شرق تنوع ملیت ها در زندان های کشورها و …..! تمرکز قدرت سیاسی در مرکز به شیوه زمان غارنشینی و حاکمیت رئیس قبیله و عشیره و امام و خلفا و خاندانها و بوجود آمدن تناقضات عجیب و غریب اجتماعی در اثر جلو گیری از پیشرفت و تکامل منطقی و تاریخی از سوی سرمایه جهانی و حکومتهای وابسته و…..! به منظور غارت و چپاول دسترنج توده های کارگر و زحمتکش و منابع طبیعی و…. ؛ طبعآ پاسدارانی نیز باید داشته باشد ! اگرچه داعیه دموکراسی خواهی دارند و مدال های حلبی دم و کراوات مابانه ….. نیز به خود آویزان می نمایند ! به هر  صورت ؛ بر خلاف خواست حاکمان زر و زور ؛ تغییرات و پیشروی جوامع از ضروریات زندگی است ؛ هم چون نیاز موجود زنده به هوا و آب …. با رشد و تکامل جامعه نیاز به کلمات و عبارات و اصطلاحات بیشتر و دقیق تری ؛ ملموس می گردد ؛ به همین خاطر با پیشرفت تکنولوژی مخصوصآ زمانی که مرز های ملی …. بی اثر می گردد ؛ و ارتباطات بسیار و سیع تری میان ملتهای جهان برقرار می شود ؛ در نتیجه نیاز به آکادمی های مختلف از جمله …..آکادمی زبان برای تولید کلمات جدید و مشترک بشری ملموس تر می شود ….. و بدین وسیله می توان امیدوار بود که بشریت روزی زبان محاوره ای مشترک خواهد داشت و این زبانهای امروزی و نیمه مرده همانند زبان لاتین مورد استفاده دیگری خواهند داشت و…. در این راستا ؛ مثلآ شخص کارل مارکس به تنهائی تعداد فراوانی کلمات و اصطلاحات جدید را به فرهنگ بشری هدیه نموده است ….. در هر صورت ؛ تا قبل از پیشرفت کافی جوامع انسانی ؛ در هر نقطه و مکانی از این زمین ، عده ای در میان دره و کوهی و یا در دل جنگلی و …. بی خبر از دیگر گروه های انسانی با تمامی روابط فرهنگی شان هزاران سال می زیسته اند ؛ اگر چه شاید هزاران بار اتفاق می افتاده است که تمامی مردم محصور دریک منطقه به علت بیماری ها و اپیدمی ها می مردند و کسی از آنها خبر دار نمی گشته ؛  و یا از همه آنها مشخص تر ؛ زمانی که در سواترا آتش فشان شد و زمین هشت هزار سال در تاریکی فرو رفت ….تنها حدود چند هزار نفر از ساکنان زمین باقی ماندند ؛  در آن زمان مانند امروز روابط به این وسعت نبوده است ، آمبولانس و هلی کوپتر و هواپیما ! هم نبوده تا آنها را به اورژانس برسانند و….. شاید گاهی مثلآ آقای کریستف کلمبی می آمده و دره ای را می شناخته و عده ای از مردمان آن سر زمین را و….؛ درنتیجه ؛ هر یک از گروه های انسانی بنا به ضرورت در میان خود به وسعت امکان و شرایط و تمرکز جمعیت به تولید زبان و فرهنگ و روابط و سیستمهای مناسب خود می پرداخته اند ؛ با ورود قوم و قبیله و لشکری و غصب سر زمینی به منظور چپاول و تاراج و…. به تشکیل امپراتوری هائی می پرداخته اند که در درگیری میان امپراتوری ها نیز باز هم مرز های میان قبایل جا به جا می گردیده اند ؛ که مخلوط شدن زبان و فرهنگ و تیره و نژاد و …. از پیامد های آن بوده است ؛ امروز آثار این جا بجائی ها را در هر منطقه از این جهان به خوبی مشاهده می نمائیم ؛ پی بردن به آن زحمت فراوانی را لازم نیست ….. (قابل توجه نژاد پرستان وطنی ) مثلآ ؛ آخرین تقسیمات کشوری به شکل بورو کراتیک آن در افریقا ! برای تعیین مرز ها ؛ روی نقشه خط کش گذاشته اند و مرز ها را اول تعیین نموده و بعدآ در روی زمین اقوام و قبایل را در دو طرف خط قرار داده اند و یا کرد ها را درکردستان بعد از فرو پاشی امپراتوری عثمانی و یا بلوچ ها را در بلو چستان و آذری ها وترکمن ها و تاجیک ها را مثلآ در زمان ملکه کاترین و قاجار ها و بلوچ ها را بین ایران و افغانستان و پاکستان و….. هم چنین آثار نابودی ؛ تار و مار نمودن ارمنی ها را در ترکیه به خوبی می توان دید ؛ برای مثال ؛ تا نزدیکی های استانبول تمامی مساجد امروزی که مسلمانان در آنها نماز می خوانند ؛ قبلآ ؛ کلیسا های ارمنی ها بوده اند و اگرچه امروز آنرا کردستان می نامند و کرد ها در آن ساکن هستند ؛ کرد هائی که در خانه خرابی و بیچارگی نمونه روزگار و به لحاظ سر گذشت تاریخی شان تنها قابل مقایسه با قوم بنی اسرائیل اند و فربانی در اردو گاه نازی ها در داخاو و آوشویتز و …. ؛ ولی تمامی مساجد امروزین کرد ستان ترکیه ؛ ساخت و بافت کلیسائی دارند ؛ خوب طبیعی است تا ساکنان ارمنی نبوده باشند ؛ ….. جدا از قلب تاریخ و دروغ گوئی به شیوه گوبلز ترکهای حاکم بر ترکیه ؛ هم چنین ؛ مثلآ شکل گرفتن تمدن های میان دو رود شط العرب درحدود هفت هزار سال پیش ( تاریخ مدون ) مسلمآ پیش از آن هم هزاران سال در منطقه می زیسته اند ؛ که با آمدن مثلآ مادها به این ناحیه در حدود سه هزار سال قبل ، و فتح ! ؟ این سر زمینها ؛ سایر تمدنها را یا نابود نمودند و یا آثار کمی از آنها را باقی گذاشتند ؛ و یا آنها را در خود به تحلیل بردند ( به عبارتی دقیق تر آثار فرهنگی دیگران را بنام خود …. نمودند ) و هم چنین مغولها در ایران که پس از ویرانی های خون بار ؛ خود در آن تمدنها حل گردیدند و یا مانند اعراب با قتل وغارت واعمال فاشیزم از هر نظر وغصب ونابودی سایر تمدنها ؛ عقب ماندگی تاریخی و…. خویش را به نمایش گذاشتند …. که با تشدید و مبارزات مردم و انسانهای سازنده تاریخ و تفکر بشری با تحمل تفتیش عقاید ؛ شمع آجین شدن و ترور و قربانی گشتن و….؛ در برابر این عقب ماندگی ها ؛ ایستادگی هانمودند ؛ ودر عوض حاکمان عرب ؛ فرصت طلبانه ؛ و یا بزور ترور و کشتار ؛ شکست سیاسی و تاریخی و عقب ماندگی خود را با عنوان ؛ مثلآ ….. تمدن عربی و اسلامی به خورد تاریخ دستکاری شده و فرمایشی دادند …. هم چنین مصریان قدیم در کنار رود نیل و یا ….. یونانی ها در کنار دریای مدیترانه و….. لشکر کشی های خشایار شاه و ایرانی ها و یا حمله رومی ها وجنگ های یونانی ها و ایرانی ها و رومی ها و مقدونی ها و سایرین ….. درست مانند امروز حمله فاشیزم هیتلری و برنامه دروغین اتمی عراق و بن لادن و ….. بحران اقتصادی و دعوا بر سر سود بیشتر و نفت و تصاحب بازار های دیگران و …… به هر صورت در گذشته به علت جدائی گروه های انسانی و ملیتها از یک دیگر زبان و فر هنگ بشری در میان هر یک ازآنها به صورتی جداگانه ؛ شکل گرفته است ؛ با وجود پراکندگی انسانها در روی زمین که ابتدا ؛ بدنبال خوراک و مسکن مناسب ؛ کوه ها و در یا ها را در می نوردیده اند و تابع و اسیر تغییرات آب و هوا و شرایط محیط زیست بوده اند درنتیجه دور بودنشان از هم دیگر ؛ بعلت موانع طبیعی …. پیامد و حاصل همکاری های مشترک و هماهنگی در کار های گو ناگون در هر قوم و قبیله ؛ حتی تیره های مختلف ازیک ملت واحد ؛ زبانها و لهجه ها و روابط فرهنگی گو ناگونی را باعث گردیده اند ؛ ( مثلآ ماد ها علاوه بر وجود قبیله های بیشمار و تیره های فراوان ؛ دارای حد اقل 13 لهجه متفاوت از یک دیگرند تا جائی که در بین بعضی از آن لهجه ها ، گاهآ ، احتیاج به مترجم ضروری به نظر می رسد )؛ در زبانهای مردم استوا در سراسر کره زمین کلمه ای بنام برف و جود ندارد ؛ و در عوض در زبانهای اسکیموئی اگر اغراق نباشد صد نام برای رنگ های مختلف برف به چشم می خورند ؛ کلمات و نامهای مرکبات برای مردمان سرد سیر نا آشنا بودند و….. با رشد تمدنها و مراودات و نزدیکی و ارتباطات و حتی غلبه قبایل و طوایف مختلف بر سایرین ؛ اختلاط نژاد ها و زبانها و یا فرهنگها ولهجه ها و یا تنوع دیگری از زبانها وفرهنگ های ارتباطی ….. را باعث گردیده اند ؛ همانگونه که همین امروز ؛ در اثر رشد و شکوفائی علم و دانش در رشته های گوناگون ؛ هر یک از کارها و مشاغل اجتماعی مختلف ؛ زبانهای تخصصی خود را می طلبند ؛ به همان گونه نیز در سطح جهان به علت نیاز به ار تباطات ؛ همراه با اختراعات و تکنولو ژی های نو ؛ اصطلاحات جدید مسیر خود را به سوی آینده در میان ملل گوناگون ؛ باز می نمایند ….. و به فتوحات مرز بین ملتها پرداخته اند ؛ به لحاظ اقتصادی و …. نیز به همین ترتیب ….تصادفی نیست که مثلآ در بین کشور های اروپائی که تا دیروز برای غصب سر زمینهای دیگری از کشته ها پشته می ساختند و امروز مرز ها به لحاظی تقریبآ ( ص – 9 ) ؛ بی معنی گردیده اند …. در رابطه با سرخ پوستان امریکا و یا دیگر قبایل و گروه های انسانی در سایر نقاط کره زمین اگر چه از هم بی خبر می زیسته اند ؛ به علت ابتدائی بودن سطح تکامل اجتماعی شان ؛ به لحاظ شیوه تولید و زندگی ؛ بسیار شبیه به یکدیگر می زیسته اند ؛ البته ؛ با توجه و منطبق با شرایط طبیعی محیط زیست هر یک از آنها …. مثلآ کرد ها در کردستان با سرمای 20 تا 30 درجه زیر صفر و برف و یخبندان زمستانها و آن لباسهای گشاد و مملو از هوا و شال دور کمر و پارچه هائی که دور سر می پیچند ؛ به منظور جلو گیری از نفوذ سرما و….مقایسه نمائید با لخت زندگی کردن قبایل در افریقا و آما زون و…. با توجه به حتی مذهب مشترک مثلآ در رابطه با پوشش ؛ تفاوت ؟؟؟ هر چه جوامع انسانی پیشرفته تر می گردیده اند و ضرورتآ به شهر نشینی روی می آوردند ؛ لازمه تغییرات متناسب با زمانو مکان درساخت قبیله و سیستم و شیوه زندگیشان در تمامی عرصه ها نمایان ترمی گردید ؛ به همانگونه که شباهتهای شیوه زیست در تمامی جهان و بدون ارتباط و اطلاع از یکدیگر …. هم اکنون نیز که آثار آن باقی مانده است…. مثلآ شیوه زندگی در میان قبایل بومی استرالیا و یا قبایل ساکن در آمازون و یا قبایل افریقائی در دل جنگلها به خوبی گواه این مدعا می باشد ….. اگر چه قبایل مغول و یا قبایل عرب و حتی ماد ها و هخامنشیان و …. به شکلی کور و بنام فتح و افتخار به نابودی سایر فرهنگها و تمدن ها و انسانها ….. می پرداخته اند و یا خود درآن تمدنها حل می گردیده اند که ….. پیامد های گوناگونی را نیز بدنبال داشته است ….. مثلآ ؛ حمله اعراب و همراه با زبان ونژاد عربی به سایر زبانهای منطقه و ضمن تغییرات زبان و محاوره ؛ مخلوط شد با نژادها و ملیتهای مختلف و …..را بدنبال داشته است ؛ یا اختلاط طوایف چنگیزی با سایر ملیتهای مغلوب وهم چنین رومی ها و دار ودسته اسکندر مقدونی و …. مخلوط شدن با سایر نژاد ها ی شرقی و یا حمله ایرانی ها و اختلاط نژاد ایرانی و مصری و هندی و یا ترکها با …… از جمله رنگ پوست بسیار سفید و رنگ چشم مثلآ زاغ و یا آبی و سبز در میان کرد ها و یا منطقه کشمیر وهم چنین افغانستان و….. ویا قیافه های مغولی در میان ایرانی ها و یا بعضآ ارو پائی ها و …… موضوع مسئله ملی از زمان حمله قبایل و لشکر کشی ها در زمان برده داری و تشکیل امپراتوری ها به منظور غارت و نابودی همسایه شروع می گردد و تازمان تغییرات اساسی و بنیادی سیستم سر مایه و برقراری برابری در جهان ادامه خواهد داشت ؛ اسا سآ به همان اندازه که نابرابری در مسئله ملی در یک جامعه به لحاظ سیاسی متمرکز وجود دارد و دیگر گروه های انسانی به هر لحاظ و…..از زاویه ملی ؛ نادیده گرفته می شوند ؛ به همان اندازه ؛ کل آن جامعه (ملت حاکم و ملیتهای محکوم )…. از عقب ماندگی تاریخی ، اقتصادی ؛ سیاسی و فرهنگی ، نیز در رنج می باشند ؛ زیرا امروز خود مسئله ملی ؛ برعکس کسانی که به شیوه ای سطحی و یا به شکلی عوام فریبانه ؛ آنرا به مسائل فرهنگی خلاصه می نمایند ….. خود مسئله ملی مجموعه ای است از مسائل اجتماعی ؛ از جمله مشکلات زبانی و فرهنگی و اقتصادی و ….. اگر قرار است مشکلی حل گردد ؛ باید در تمامی عرصه ها ؛ ریشه ای و عمیق ….. به چاره جوئی پرداخت ؛ در مقابل ؛ با رشد هر چه بیشتر و شکوفائی دانش و فرهنگ انسانی در میان مردم و متمدن تر گشتن انسانها ؛ ضرورت و نیاز نزدیکی جوامع به یکدیگر بیش از پیش ملموس تر بوده و هست تا جائیکه ما هم اکنون جهان را بنام یک دهکده می شناسیم ….. ؛ به آن درجاتی که دیگ جوشان تاریخ ؛ این ناهماهنگی ها را زیر و رو می نماید ؛ هر یک از مسائل ضروری اجتماعی به نسبت ها و شرایط مختلف در نقطه عطف های تاریخی ، با شدت و ضعف متناسبی خود نمائی میکنند و هر یک از اقشار و طبقات اجتماعی گوناگون به نسبت های مختلف و از زوایای گو ناگونی به طرفداری یا مخالفت ؛ با آن درگیر می گردند ؛ این مو ضوع را زمانی بهتر می توان در نظر مجسم نمود که نگاهی گذرا داشته باشیم بر تشکیل دولتهای ملی ؛ در ارو پا ی کنونی ….؛ پروسه ای که با تمامی افت و خیزهایش آسان تر از زمان ما به شکل گیری سازمانهای سیاسی و اجتماعی کلاسیک آن دوران و در نتیجه به تشکیل دولتهای ملی یعنی حاکمیت دولتهای بورژوازی ملی انجامید و امپراتوری ها متلاشی گردیدند …… ؛ خالی از فایده نخواهد بود ؛ آنچه که مربوط به زندگی مردمان در هزاران سال گذشته است ؛ در تمامی نقاط کره زمین ودر اروپا نیز بسیار شبیه به هم بوده و ما از یاد آوری آن چشم می پوشیم مثلآ انسان هایدلبرگ در حدود ششصد هزار سال پیش و …..در اروپا درست مانند سایر نقاط زمین گروه های مختلفی از انسانها می زیستند ؛ که در حدود هفت صد هزار سال قبل به این قاره پا نهاده بودند که آثار آنها را در باد کان اشتات ؛ شونینگن ؛ بیلزینگس لبن ( تورینگن ) و یا هایدلبرگ در آلمان یافته اند ؛ که آن انسانها را به نام همان محل ها می شناسند ؛ پس از دو دوره یخ بندان که تمامی نیم کره شمالی را در بر گرفته بود و…. بعد از زمانی که جریان گلف استریم در حدود ده هزار سال قبل به سوی نیم کره شمالی به راه افتاد …. و هوای کره زمین به اندازه کافی گرم شد ومیلیونها نوع از جانداران نیز بو جود آمدند ؛ انسانهای کرومانیون و…. هر یک از قبایل و طوایف در محلی و منطقه ای برای خود ؛ شکلی از ملوک الطوایفی (اتفاقی بسیار شبیه به شرق …. مسئله آب پدیده دیگری است که در شکل گیری تمدن و ….) را ایجاد نمودند ….. مثلآ قبایل ژرمن شمالی و یا ژرمن جنوبی ؛ اینگو ها ؛ هرمینو ها (ایرمینون ) ؛ وت های شرقی و گوت های شرقی در شمال ایتالیا و پایتخت شان شهری بود بنام راوینا که از افریقا آمده بودند و هم چنین فرانک ها که در فرانسه کنونی( گالین سابق) ساکن بودند و هنوز هم هستند و کشور فرانسه …. هم چنین لانگو بارد ها در شمال ایتالیا ؛ زاکس ها ( امروز در زاکسن می زیند ) و بایری ها ( در بایرن آلمان هنوز هستند ) ؛ تورینگرها ؛ گوت ها از شمال و از منطقه اسکاندیناوی و…. آمده بودند هم چنین در مقابل اینها لانگوبارد ها در شمال ایتالیا و …. قبایل گوتی تا سده سوم میلادی دردو طرف رود دوناو ( به کردی و یاشاید این تشابه اسمی تصادفی است ، آب دون ؟) می زیستند و به دو قبیله تقسیم شده بودند گوتی های شرقی و گوتی های غربی ؛ انگلو ساکسن ها رومی ها را از انگلستان جاروب نمودند و خود جای آنها را گرفتند …. ( هنوز هم در آنجا تشریف دارند ) ژرمن های شمالی ؛ شوب ها ؛ دن ها (دانمارکی های کنونی )؛ سوئدی ها و نروژی ها سر جایشان ماندند ؛ وایکینگ ها ( دزدان دریائی را تشکیل دادند ) فرانکها در سده سوم در میان رود راین و رود ماین جای گیر شدند ؛ قبایل لانگو بارد شامل تیره هائی از جمله سکاربان تیا و یا وین دو بو نا و…. هم چنین قبایل گی پیدیا شامل سیرمیوم و یا سینگی دو نوم وبودند هم چنین قبایل چاوک ها ؛ لانگوباردها ؛ مارسر ها (این تشابه اسمی مار سر با زبان کردی و هند و ارو پائی ها ، شاید تصادفی است ) ؛ موگون تیاکوم ( در منطقه ماینز کنونی در آلمان ) هر یک در سر زمینی و منطقه ای برای خود امکاناتی فراهم نموده بودند …..که بحث آن در این مقاله کوتاه به ما کمک شایانی نمی تواند بنماید ….. ( ص – 10) بررسی مسیر حرکت تاریخ اروپا ؛ پس از طی دورانی که با افت و خیز ها و حاکمیت کلیسا و تفتیش عقاید قرون

OOmar MMohammadi OOmar MMohammadi http://youtu.be/L4--9lZ6hXE</p>
<p> Video abspielen</p>
<p> Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14</p>
<p> مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان.... کوردی</p>
<p> Video abspielen</p>
<p> Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14</p>
<p> Omar Muhammadi chalaki siasi le bernameyOOmar MMohammadi OOmar MMohammadi http://youtu.be/L4–9lZ6hXE Video abspielen Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14 مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان…. کوردی Video abspielen Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14 Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey

OOmar MMohammadihttp://youtu.be/HzDWQwjlruk

بەرنامەی پرسی کورد لە کۆمار تیڤی، میوانانی بەرنامە: عومەر محەممەدی و جەمیل ئەحمەدی بەشی٢کۆمار تی ڤی ,دەنگ و رەنگی ئازاد و حەقخوازانەی نەتەوەی کورد…

نگاهی گذرا به مسئله ملی ( در ایران ) بخش چهارم12. November 2013 um 20:23

…….؛ یعنی قبول وجود واتیکانهای کوچک یا بزرگ از خلقهای گوناگون در میان همدیگر و پذیرش خود مختاری فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و ….برای هر یک بر مبنای برابری….برای هر کدام و هر یک از آنها درکوچه و محلات و مناطق و شهرها و کشور ….. و همگرائی ها و قبول تنوع ها ….حتی قبول خودمختاری خلقها در یک محله در یک شهر مثلآ اگر جمعیت سنندج شش ملیون نفر باشد و در یک محله در سنندج فقط شصت نفر اذری یا بلوچ یا فارس یا ترکمن یا … زندگی می نمایند ؛ هر یک از خلقها یا  هر بخشی از آنها در میان سایرین ..باید از این ازادی فرهنگی سیاسی و ….خود برخوردار باشند ….که سایرین هستند ؛ این موضوع دقیقآ منطبق است بر حق سکونت آزادنه برای همه؛ حق شهر وندی برابر حق تعین سرنوشت برخورداری از آزادی های فرهنگی و …..منطبق است بر ؛این شعار انسانی؛ یکی برای همه ؛ همه برای یکی ؛ منطبق است بر شرط شکوفائی جامعه در رابطه ای مستقیمآ  مربوط به شرایط شکوفائی فرد در جامعه  ….این نوع از همراهی و همگرائی برادری و برابری در جامعه ای متمدن می تواند ازادی و برابری و  حق تعیین سرنوشت خویش برای هر یک از خلقها و افراد و گروه های جامعه  رقم بزند ؛ با پذیرش این نوع از حقوق برابر ؛ لزومی به جنگ میان خلقها و بیرون راندن سایرین از سر زمین های اجدادی و یا حتی امروزین و سوزاندن شهر های دیگری و…. قتل و انتقام و برادر کشی و راه انداختن قره باغ و قارنا و قلاتان و ….و در یک کلام فاشیزم  نخواهد بود ؛حق سکونت ازادانه برای تمامی انسانهائی که در آن سر زمین زندگی می نمایند ؛ شرکت در تعیین سرنوشت خویش حق همه است …..( ص – 10 بررسی مسیر حرکت تاریخ اروپا ؛ پس از طی دورانی که با افت و خیز ها و حاکمیت کلیسا و تفتیش عقاید قرون وسطائی از نوع امروز جمهوری اسلامی و ….. بیداد می کرد ؛ مثنوی صد من کاغذ خواهد شد …. که بالاخره به انقلاب قرن شانزده و رنسانس و …. رسیدند و گیوتین را بعنوان سمبل حکم اعدام و جنایت دولتی ؛ سوزاندند و…..(( به امید آن روز در ایران نیز ؛ دور نیست روزی که این سمبل عقب ماندگی بشر را بسوزانیم )) راه پیشرفت به سوی انسان بودن در این زمینه را به بشریت نشان دادند و حکومت الهی و پادشاهی و کلیسائی را برچیدند و ….. پس از بر چیدن بساط سیستم فئودالی شاهنشاهی که شاه در اروپا نیز سایه خدا بود ؛ قدمی ؛ تنها قدمی در مقایسه با والائی و انسانیت …. ؛ بسوی انسان برای انسان برداشته شد و…. ملیت ها و انسانها توانستند از زندان های امپراتوری ها رهائی یابند و بالاخره در بین سالهای 1750 تا 1870 میلادی که مبارزات توان فرسای فکری و اجتماعی آزاد اندیشان وطبقه کارگر و مردم کوچه و بازار سراسر اروپا را در بر گرفته بود …..و درهر محل تجمعی ؛ محفلی و …. ( آنچه که دیکتاتور ها از آن می ترسند) …. شاه ایران نیز درست مانند حاکمان کلیسائی آن روز ؛ که به منظور جلو گیری از خواندن کتابها ی ممنوعه ؛ لای صفحات را سیانور و سمهای کشنده می مالیدند ؛ تا اگر کسی خواست آنها را بخواند ؛مسموم گردد و بمیرد و آنها نیز به سبک امامان مدعی شوند که این کار شیطانی مجازات خدائی دارد ….کسی که کتاب مضر ! می خواند می میرد و یا اساسا شاه خود سم بود و زندان و اعدام می کرد همانند امروز رژیم خمینی هر کس حرف بزند و فکر کند و سئوال نمایدمشرک است و باید ترور و اعدام و شکنجه گرد….. با این وصف بحثهای فکری روشنفکری در اروپا جریان داشت ؛ به نتایجی رسید که ما اکنون آثار آن را می بینیم ، از آن بهره می بریم و آنرا متعلق به تمامی انسانهای روی زمن می دانیم فرامش ننمائیم که این مبارزات آزادیخواهانه ضرورت تاریخ بود ، و نه میل و اشتیاق درونی کسی یا کسانی ؛ البته با تلاش و کوشش انسانها در این جهت….که بوجود آمدن نوابغی چون  روبرت کوخ ؛ و مارکس و انگلس و داروین و بعد ها  آین اشتاین وو سایر نخبگان جامعه بشری را سبب شد ….. مردم در این مسیر قدمی به پیش نهادند ؛ و بساط سیستم فئودالی در هریک از کشورهای اروپائی و در میان ملتها …. به شکل های گو ناگون و در یک پروسه زمانی به زباله دان تاریخ ریخته شد ؛مثلآ …. در فرانسه به شکلی انقلابی و در آلمان به شکلی بسیار کند و محافظه کارانه و با تبدیل شدن خانها و یونکر ها و فئو دالها به بورژوا اینکار انجام یافت…. که همان فرهنگ محافظه کارانه و عقب مانده فئودالی را باخود در تار و پود سیستم اداری و دولتی و جامعه جدید وارد نمودند و …..تصادفی نبود که فاشیزم در آلمان هیتلری با فاشیزم سالازاری و یافاشیزم فرانکوئی فرق داشت …. اگرچه مساله ملی در آلمان حل گردیده و لی ، مثلآ ؛ هنوزهم که هنوز است از مردم برای کلیسا مالیات می گیرند ؛ و مدعی جدائی دین از دولت هستند ! و……! کلیسا در همه جا از نفوذ و قدرت مالی و روابط اداری به اندازه کافی بر خوردار است و….مثلآ؛ یکی از احزاب صاحب نفوذ (حزب ؟ دمکرات؟!مسیحی ) است ….؟ بقول کرد ها ؛ کول بیت و تول بیت و روشه چی ناو بیت ؛ به هر صورت در فرانسه با سوزاندن گیوتین وبه شکلی انقلابی پا پیش نهادند ودر ایتالیا گاریبالدی ها تحولات بورژوا دموکراتیک را شتاباندند و…..خلاصه بررسی حوادث اروپا بسیار مفصل تر از یک کتاب تاریخ خواهد بود و در اینجا نه دانش من در این حد است و نه امکان گنجیدن آن در این مقاله کوتاه و نه لزومی به این مطلب در این مبحث وجود دارد؛ ولی می توان نتایج تکامل تاریخی و پیشرفت در تمامی عرصه ها مخصوصآ در رابطه با تشکیل دولتهای مستقل ملی در آن مرحله مشخص تاریخی را بوضوع کافی دید …. که به علت در بن بست تاریخی بودن سیستم فئودالی شاهنشاهی و امپراتوری ها ؛ بورژوازی خودی آن ملیتها و گسترش مانوفاکتورها و رشد طبقه کارگر و مبارزات ملی در میان هر یک از آنها بر زمینه کسب سود بیشتر؛ توانست بازار داخلی خود را بدست گیرند و در این راستا ضمن پس زدن سیستم فئودالی به تشکیل دولتهای ملی نائل گردند ؛ نمونه های استثنائی آن دوران از تحولات ملی در اروپا سویس است که سه ملیت با هم آنهم از ترس همسایگان با حفظ استقلال به شیوه ای خود مختار در یک کشور ماندگار گشتند؛ یا اینکه ؛ اتریش در کنار آلمان با وجود زبان و فرهنگ و سر زمین و سابقه تاریخی مشترک و…. در دو کشورجداگانه و همسایه قرار دارند ؛ اینها علاوه بر کشور گشائی ها و تصرف سر زمین های همدیگر است مثلآ جنگهای قرن 18 میان آلمان و فرانسه و حملات و غصب سر زمینها تو سط ناپلئون و …. است و یا در شمال ایتالیا ؛ با اینکه آلمانی زبان نیز دارد ولی پس از جنگها و لشکر کشی ها متعلق به ایتالیا مانده است وبسیاری از این دست خرده ریزه ها که ربط چندانی به مسئله ملی نمی تواند داشته باشد ….. آخرین دور از حرکتها و مبارزات ارو پائی از این نوع ؛ در روسیه تزاری بود که بعنوان ضعیف ترین حلقه امپر یالیستی به پاره نمودن این مجموعه از تناقضات امپریالیستی فئودالی منجر گردید و به همت وتلاش بلشویکها و کارگران و زحمتکشان آگاه ؛ انقلاب بلشویکی از آن سر بر آورد …. که تاریخ این دوران از بلشویسم و روسیه به اندازه کافی گویا هست ؛ از جمله آزاد نمودن بسیاری از خلقها و تشکیل دولتهای ملی و یا برخورداری از امکانات خود مختاری ملی و بوجود آمدن خط و نوشتار و و یا حتی جدائی و استقلال و تشکیل دولتهای جداگانه بود ؛ مثلآ ؛ فنلاند و لهستان و…..همنوا با این حرکتهای بورژوا دموکراتیک در ایران آن دوران نیز حرکتهای مشروطه بود که آثار شکست آنرا الآن هم می بینیم ؛ یا حرکتهای بورژوا دموکراتیک ترکیه در سالهای 1890 و اتاترک و ترکهای جوان؛ بعدآ چین و هند و در سالهای 1940تا….ازاشاره به این مطالب می خواهم نتیجه بگیرم که برخلاف خیال پردازی های اراده گرایانه بعضی ها که امروز به همان شیوه گذشته ؛ دوست دارند مسائل ملی را ؛ مانند اسباب بازی کودکانه بکار گیرند ؛ نتوانسته اند از هراکلیت بیاموزند که دریک آب دو بار نمی توان شنا کرد و شرایط مشخص تاریخی امروز به چه معناست ؟ شاید ! در زمان کودکی به اندازه کافی بازی نکرده اند و یا احتمالآ از بازی در زمان خرد سالی بیش از حد لذت برده اند و نمی خواهند بزرگ شوند و به انسانهائی تبدیل گردند که بدانند برای ارضای علائق خویش ؛ با سرنوشت دیگران بازی کردن کار درستی نیست …. و یا شاید با احساس مسئولیت یک انسان جدی با مسئله روبرو نمی گردند و یا شاید درک من از مسئله ملی اشتباه است و…… به همین خاطر بسا اتفاق می افتد که به قیمت جان و مال و زندگی بسیاری از خلقهایمان …. مسخره تاریخ گردیم….. با نگاهی گذرا به جهان امروز به خوبی و روشنی می توان درهم تنیدگی خلقها را در تمامی چهارگوشه جهان دید ؛ این موضوع که جهان امروز در سایه نفوذ و درهم تنیدگی اقتصاد سرمایه داری به یک دهکده جهانی تبدیل گشته است را نمی توان منکر شد ؛ نه فقط به لحاظ ارتباطات بلکه به لحاظ درهم تنیدگی خلقها و انسانها و ازدواج ها ؛ یکی شدن زبانها و فرهنگها و نژاد ها و….. ؛ اگرچه هزارن خلق و ملت و ملیت وجود دارند که هنوز به لحاظ تکامل سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی و …. دارای هویت ملی نشده اند ؛ و اساسآ از این موضوع بی خبرند که باید هویت ملی داشته باشند و…. به عنوان نمونه سومالی یکی از کشور های آفریقائی است که با وجود نهصد ( 900 ) زبان و لهجه و فرهنگ و ششصد (600) ملیت و قبیله ….. حکومت مرکزی در دست  عده قلیلی است ….. بیائید کمی مجرد فکر کنیم تا یک بام و دو هوا بازی ننمائیم ؛ اگر امروز در این سر زمین ( سو مالی )خلقها و ملیتها به این نتیجه برسند که هر یک استقلال ملی  و دولت ملی داشته باشند و ما نیز بر مبنای خواستهای ملی و طبق سلیقه بعضی از دوستان ناسیو نالیست وطنی خودمان حرکت نمائیم و حل مسئله می را آنگونه که بعضی از آنها می خواهند ؛ و در این سرزمین به شیوه آغاز دوران حرکتهای بورژوا دمکراتیک قرن 17 و 18 پیش برویم و دولتهای مستقل ملی و…… فکر می کنم در سومالی به تنهائی باید حد اقل حدود (300) دولت ملی درست نمائیم ( از این موضوع صرف نظر می نمایم که شاید نصف آن ملیت ها خواهان تشکیل دولت ملی نباشند و برای آن خلقهائی که در این دوران تاریخی دولت ملی به سبک سالهای قرن های گذشته می خواهند ؛ در حد اکثر خوش بینی آن یک دولت دست نشانده امریکا یا اروپا بیش نخواهد بود …. ) به همین ترتیب و بر همین سیاق برای هفت هزار ملیت در جهان باید ؛ اگر نگوئیم هفت هزار دولت  ؛ حد اقل باید سه هزار دولت درست نمائیم …..با این شیوه  آیا مشکل مسئله ملی را در سودان صد چندان پیچیده تر نخواهد نمود ؟ آیا به نظر شما جهت حرکت امروز تاریخ جوامع بشر در این سمت است ؟ صرف نظر از تمامی هزینه های مرزی و اداری و ارتشی و  پلیسی و …. را حساب ننمائید ….. آیا جهانی آشفته تر از الان نخواهیم داشت ؟ و آیا این خواست بر خلاف حرکت امروز تاریخ نیست ؟ بسیاری از دوستان ماوراء ناسیونالیست ما شاید بپرسند که سومالی و ارو پا و امریکا و یا فلان کشور دور افتاده چه ربطی به مثلآ آذربایجان و یا کردستان و یا بلوچستان و …. دارد ؟ و ما فقط در مورد ملیت خودمان فکر می کنیم و کاری به جهان و یا فلان ملیت نداریم و ….. بسیار طبیعی است ؛ اگر این دوستان عزیز دیگرگونه می اندیشیدند؛ انتظار ما غیر عادی می بود ؛ همه ناسیو نالیستهای طرفداران حل مسئله ملی ملیتهای دیر از خواب تاریخ بیدار گشته ؛ نیز به همین شکل فکر می کنند و دلشان می خواهد و آرزو دارند ؛ به همین شیوه و همانگونه عمل نمایند ؛ و می گویند ای کاش الان دو قرن پیش می بود …. و تصور می نمایند که دراین دنیا فقط آنها زنده اند و تنها خلق آنها در سردابه تاریخ گیر کرده ؛  مذهب و ناسیو نالیزم در این نکته نیز شبیهه اند همانگونه که شاه الهی ها در دوران کورش در 2500 سال پیش  بسر می برند…. پدیده ای شبیه به زمان امامان و خدایان .مثلآ در 1402 سال پیش …. یا پیشتر که کره زمین و جهان سوار بر پشت اسب و قاطر و یابو و آنهم سوار بر پشت نهنگ در دریا و …. علت زمین لرزه و زلزله ها تکان خوردن نهنگ در دریا است که زمین بر پشت نهنگ است …هاهاها دریا کجا هست که نهنگ توشه ؟ و زمین چطور بر پشت نهنگ است این را خدا می داند …هاهاها ….. ناسیونالیستها نیز بر همین مبنا درست در این مسیر و همنوا با این نوع ادمها می اندیشند …. آنها اگر اینگونه نمی اندیشیدند ( ای کاش ) آنگاه ناسیو نالیست نمی بودند ؛ آنگاه آزادی خواه برابری طلب می توانستند می بودند و ….. درست به همان گونه که همه مسلمانها نیز مسلمانی فکر می کنند تصور می نمایند که خدا ؛ کائنات را به خاطر دوست داشتن پیامبرشان ساخته …. هم چنین مسیحیان با نام دین جنگهای صد و هشتاد ساله صلیبی راه می اندازند و …. قبایل چنگیزی و اسکندرخان همسایه ما از مقدونستان ؛ وحشی های عرب از گرسنگی و فقر غز بستان  ….و سایرین به عبارتی دقیق تر ؛ از دید بعضی ها و به روش بسیاری از همین دوستان ما ؛ مذهب نیز نوعی ناسیون است ؛ یکی کلید در گردن می خواهد برود به بهشت و دیگری به خاطر رهبرش فدای فاشیزم هیتلری میشود و دیگری …. ولی ما در جهان واقعی امروز زندگی می نمائیم و نه مثلآ در فلان نقطه دور افتاده و در دل کوهها و جنگل ها و در هزاران سال پیش و بی ارتباط با جهان ( متاسفانه نوع تفکری که مربوط به ، و منطبق بر زمانهای بسیار دور و گذشته است ) و هر جا هم باشیم به این لحاظ در این جهان خواهیم بود ؛ بنا براین چاره ای نداریم به جز اینکه در این رابطه مشخص همسو و هماهنگ با ریتم این دوران جهانی وخلقهای جهان پیش برویم ؛ همانگونه که در مورد ساختن و پایه گذاری دمکراسی مستقیم باید از خانه به کوچه و محله و منطقه و شهر و محل زندگی خود شروع نمائیم؛ گریز از یکی و نادیده گرفتن دیگری و اولویت بندی بر عکس زمان و شرایط  و نادیدن شرایط؛ همان برداشت مذهب گونه ای است که باید بدنبال عکس آقا امام زمان در ماه و ستارگان روان شویم …. و یا اسب زمان را از زیر دم افسار به بندیم ( درست به همانگونه خیلی خنده دار خواهد بود که ، بخواهیم جهان را تغییر دهیم و از حل مسائل بسیار پیش پا افتاده در روابط خود وا بمانیم ) بر همین سیاق ؛ نیز زمانی که در اثر هجوم سرمایه مرز های ملی بین ملتها رو به نابودی است و شکل صوری و مصنوعی مرز میان آنها تا آنجا کارائی دارد و معنا می یابد که منافع سرمایه را تامین نماید …. ما تصور نمائیم در قرون گذشته ایم به برقراری مرز های من در آوردی و غیر ضروری به پردازیم؛ این تکرار مسخره تاریخ خواهد بود ؛ در صورتیکه دمکراسی مستقیم و از میان توده های کار و زحمت؛ کسانی که در برابر سرمایه و فروش نیروی کار حقوق بگیر و مزد بگیراند ؛ این امکان را فراهم می سازد که تمامی گروه های انسانی و خلقها و ملیتها در کنار هم با آزادی و برابری همراه با حق برخورداری از وجود واتیکان های انسانی تو در توی جوامع و متناسب با وجود خلقها در نقاط و جوامع مختلف بپردازیم و یاهر شکل مناسبی برای رفاه و زندگی انسان…؟؟؟ در غیر این صورت به پاک سازی قومی بپردازیم…. کدامیک ؟ آزادی مسکن و اقامت و یا پاک سازی قومی و قارنا و قلاتان و قره باغ و ارمنی و یهودی کشی …. ؟؟؟ ؛ همراه هم با هم به شکوفائی فرهنگ و زبان و جامعه و …. بدون جنگها و لشکر کشی ها و دعوا بر سر مناطق و زمینها و شهر و روستاها ؟! خوشبختانه ضرورت امروزین جوامع بشری در مسیر بر داشتن مرز های مصنوعی و همگرائی های ملی و منطقه ای است ؛هدف تمامی انسانهای آزادی خواه و برابری طلب ؛ حل مسئله ملی و سایر مسائل دموکراتیک است و در کنار هم در صلح و صفا به شکوفائی جوامع بشری به پردازیم؛ نه لشکر کشی های فاشیستی و ملی ؛ به خاطر یک روستا شهر ها را به آتش توپ و خمپاره و موشک به بندیم ؛ آیا بهتر نیست به حق تعیین سرنوشت برای از میان بر داشتن مرزهای مصنوعی که ملتها را از هم تفکیک و در میان کشور ها مانند کالا تقسیم نموده و می نمایند ، اقدامی دراز مدت داشته باشیم ؛ به جای درست نمودن و اضافه نمودن دولتهای اضافی (( کاری که قبلآ ها بنا به ضرورت تاریخی می بایست صورت می گرفت ))و کشیدن مرز های مصنوعی وادامه جنگ و بحران و….. برای برداشتن مرز های تاکنونی نیز اقدامات و برنامه ریزی دراز مدت بنمائیم ؟ و سرزمین های مشترک داشته باشیم ؟ و جهان را در عمل ؛ متعلق به تمامی انسانهای روی زمین بدانیم ؟ کشیدن و داشتن مرز های بین کشوری مربوط به گذشته است ؛ کاری که سر مایه بنا به ضرورت و اجبار مرحله معینی از تاریخ ؛ در این راستا انجام داد و ما امروز به جای ترمز تاریخ که نیروی فراوانی را به هدر خواهد داد و بازهم مسخره تاریخ خواهیم گشت و بازهم آب در هاون کوبیدن خواهد بود ؛ و کاری عبث …. ؛بنا به ضرورت این مرحله از تاریخ به شتاباندن جامعه خود و در همان مسیر و در جهت این دوران تاریخی مشخص اقدام نمائیم ؛ بهتر نیست ؟ بدینوسیله و به این شکل که دهکده جهانی را متعلق به همه انسانها بدانیم ؛ کما اینکه هست ؛ و مرز های مصنوعی بین خلقها را به زباله دان تاریخ بیندازیم و زمینه روئیدن و سر بر آوردن دولتهای فاسد و شوینیست و فاشیست را به خشکانیم آیابهتر نخواهد بود ؟ یا اینکه خود نا آگاهانه ! به هیزم بیار معرکه تبدیل گردیم .( شاید برای افکار کور و تنبل دوستی خاله خرسه آسان تر است؛ همانگونه که به خاطر حسین سینه زدن آسان تر است  )…..به نظر من باید بپذیریم که نژاد انسانی همه انسان ها یکی هستند و این دولتهای فاسد و فاشیست اند که انسانها را به انواع و اقسام تقسم می نمایند و مرز های غیر واقعی را پاسداری می نمایند …. و با نام منافع ملی لشکر کشی و جنایت می کنند ؛ اگر چه در بین سیستم سرمایه مرزی وجود ندارد؛سیستم سرمایه امروز جهانی است ….. سر دسته همه آنها آمریکا و اروپا می باشند و سیستمهای تجاوز کارانه شان…. کسی نیست بپرسد محل زندگی تو در آن طرف دنیا ؛ چگونه است که منافع ملی ات در این طرف دنیاست ؟ آهای طرفدار دم و کراسی !!! آیا این مردم حق تعیین سر نوشت خودشان را ندارند ؟ تو که بی شرمانه خود را ژاندارم جهان می دانی ، با خمینی و ملا های ایران چه فرقی داری ؟ آنها نیز خود را چوپان خدا بر سر مردم می نامند ؟ و فاشیستهای اتا ترکی  و یا هیتلری …. به هر صورت در اکثر کشور های خاور دور و نزدیک ؛ کمتر کشوری وجود دارد که حد اقل سه تا چهار ملیت دریک کشور و تحت حاکمیت یکی از ملیتها ؛ زندانی نباشند ؛ و یا اینکه خلقها بین کشور ها به شکلی اجباری تقسیم نشده باشند یا آثار و بقایای زمان یابو های تاریخ  و امپراطوری ها را با خود نداشته باشند …مثلآ در شرق ؛ ژاپن یکی از استثناء کشور هاست که به علت عدم وجود معادن و ذخایر قابل استفاده و غارت برای استعمار گران از دستبرد در امان ماند و به تنهائی همراه باسیستم سرمایه داری شکوفا گردید و اکنون نیز ؛ یکی از غول های اقتصاد جهانی است ؛ که در مقابل امریکا و ارو پا قرار دارد ( جدا ، از ادغام سرمایه هایش در چین و یا امریکا و …. که خود بحث دیگری است و مربوط به سیستم سرمایه است با مسئله ملی کمی فاصله خواهد داشت )؛ آن هم دارای اقلیت های ملی است که از سوی ژاپنی ها در طول تاریخ نفی شده و نادیده گرفته شده اند از جمله : هیزابتسو بوراکومین ها ؛آینوها ؛ ریوکی وان ها ؛ همه این ها مضاف اند بر کره ای ها ؛ چینی ها و تایلندی ها و فیلیپینی ها و سایر مهاجرین …. (صرفنظر از اینکه ؛ اخیرآ در سایه شوم رژیم فاشیست اسلامی ؛ ایرانی های آواره و سرگردان که بازهم این موضوع به مسئله سیاسی ربط دارد نه ملی )…. با این وصف تمامی دنیا ژاپن را یک ملیت و ملت واحد به حساب می آورند که در آن هیچ اقلیت ملی ای وجود ندارد ؛ و ….. در مقابل ؛ هندوستان به علت شرایط خاص بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم ؛ در اثرمبارزات ضد استعماری ؛ بورژوازی ملی به رهبری گاندی و کنگره ملی هند ؛ به قدرت رسید و در تقسیم قدرت مرکزی و خود مختاری های منطقه ای با وجود صد ها زبان و فرهنگ های مختلف ؛ تنها بیست زبان به رسمیت شناخته گردیده اند …. اگرچه دو حزب قدرتمند بیشترین نفوذ و قدرت مالی را در میان اهالی دارند ؛ حزب کنگرس آی ( حزب کنگره ملی هند) و دیگری حزب نیمه فاشیستی جاناتا پارتی و….. ؛ به هر صورت درنتیجه رشد اقتصاد و شکوفائی جامعه هند و همراه آن رشد نهاد های دموکراتیک ….؛ برای آن دسته از دوستانی که فکر می نمایند حل مسئله ملی به تنهائی برای حل مشکلات اجتماعی کافی است ؛ زنده و پیش روی ما مثال مناسبی به نظر می آید ؛ در هندوستان اگر چه تمامی ثروت و سر مایه ها در دست تعدادی در حدود صد و ده خانواده و فامیل از جمله تاتا ؛ بلا ؛ آ شوک و…. می باشد و سر مایه های سر مایه داران هندی همراه با کارتل ها و کنسرن های امپر یالیستی جنایت می کنند ؛ در عوض ؛ بیش ازهفتاد درصد مردم هند در زیر خط فقر زندگی !؟ می نمایدشان ( عرض کردم خط فقر هندی ، یعنی انسان هر ماه با یک دلار آمریکائی باید زنده بماند !) ؛ تاجائیکه این صحنه ها استثنائی نیستند که انسان گرسنه و سگ ولگرد در خاک روبه ها بر سر پس مانده آشغال غذا ها و خوردنی ها به هم نپرند و کودکان خردسال با نام چتو (که معنای نوکران و بردگان خانگی را دارند ؛ در همه جا مورد انواع سوء استفاده ها…. و به کار گرفته میشوند) …. و بیغوله ها مملو از انسان نباشند و هر روز در تمامی خیابانها و کوچه و پس کوچه ها هزاران جنازه بی صاحب جمع آوری نگردند ( حدس می زنند ، در حدود 30 سی میلیون مرگ ازکرسنگی و فقر و بیماری در سال ) و سالیانه میلیونها انسان بی نام ونشان و بی هویت و بی شناسنامه بدنیا نیایند و از دنیا نروند ( تخمین زده می شود در حدود 300 میلیون ( سیصد میلیون ) بی نام ونشان و شناسنامه در هند وجود دارند ) و….. اگرچه مسئله ملی و حتی سایر مسائل دموکراتیک از جمله آزادی بیان و مذاهب و حتی قدرت حکومت مرکزی…. تا حدود فراوانی حل گشته ؛ ولی براحتی می توان دید مثلآ با و جود صدها زبان و قبیله که هرکدام در جای خود از خود مختاری خاص خود برخوردارند ؛ دردی را از مردم نتوانسته دوا نماید و حل مسائل دموکراتیک امروز دیگر به تنهائی برای شکفتن زندگی انسانی کافی نبوده و نیست آزادی و دموکراسی بسیار لازم است هم چون هوا برای تنفس ولی برای ادامه حیات کافی نیست ؛ بقول پابلو نرودا …. آزادی در این دنیا به چه دردم می خورد … هنگامی که از گرسنگی آه ندارم که با ناله سودا نمایم ؛در مقابل این همه خانه خرابی و ویرانی ؛ رژیم های حاکم ، بصورت سالانه میلیارد ها روپی هندی و دلار صرف مراسم مذهبی و میسیون های مذهبی می نمایند ….. و همه اینها مضاف است بر میسیون های مذهبی ارو پائی و امریکائی و…. ؛ می خواهم نتیجه بگیرم که ؛ امروز لزوم حل مسائل دموکراتیک از جمله مشکلات برابری زنان با مردان ؛ و آزادی مذاهب ؛ و حقوق ملی خلقهای ایران و…. تنگاتنگ با مسائل طبقاتی بیش از پیش گره خورد ه است ؛ بدون حل مسائل طبقاتی و برابری طلبانه ؛ امکان حل مسائل دموکراتیک …. از جمله مسئله ملی ؛ و یا تلاش به منظور بدست آوردن خوشبختی برای جامعه بشری ؛ توهماتی خرده بورژوائی وخرافی و خیالاتی بیش نخواهد بود ؛ البته ؛ اگرچه شاید تعدادی و یا احزابی که لقب ملی را یدک می کشند …. به نان و نوائی نیز برسند ….! و حتمآ می رسند ؛ در زیر سایه خود فروشی و همکاری با امریکا و اروپا قول هائی را دریافت می نمایند و مانند سگهای شکاری از این خوان یغما لقمه ای را نیز شاید نصیب ببرند و…. ولی این موضوع به حل مسئله ملی و سایر مسائل دموکراتیک جامعه مان نمی تواند ارتباطی داشته باد ؛ همانگونه که بسیاری از جنایتکاران حاکم بر ایران آذری و یا از میان سایر ملیتها هستند و مشکلات مردم همان است که در زیر سایه شوم این کوتوله عقب مانده های تاریخ به جای خود باقی است و مردم را کارد به استخوان رسانده به هر صورت ؛ برای بسیاری ازمردم و حتی بعضآ روشنفکران هنوز ملموس نیست که اگر کرد و یا فارس و یا آذری بازار را در دست دارد این خود او نیست که کاری را پیش می بردبلکه سیستم سر مایه است که حکومت می کند و سیستم اقتصادی است که او را می چرخاند ؛ مثل این است که چون سید علی خامنه ای آذری است ، تصور نمائیم آذربایجان مشکلی ندارد ؛ که این گونه تصورات بسیار مضحک به نظر می رسند ؛ به عبارتی دیگر سر مایه تنها پدیده ای است که به معنای واقعی سر زمین وعشیره وخواهر و مادر و پدر و برادر و ملیت و ملت و مرز نمی شناسد ….. تصادفی نیست که در اروپا مرزها را برداشته اند …. پدیده ای که زمانی نه چندان دور برای غصب هر قطعه از آن چه کشتار ها که صورت نگرفت (( با اجازه شما دوستان بسیار ناسیونالیست ؛ اگر اجازه بدهید می خواهند در ماه و ستارگان آسمانی نیز سرمایه گذاری نمایند و فعلآ در ماه زمین می فروشند ….. بشتابید تا دوباره بلای خوابیدن و چرت زدن تاریخی …. بر روی زمین ، سرتان نیاید …..))مخصوصآ پس از اینکه سر مایه جهانی گشته است ؛ در بازار ؛ سرمایه حاکم است نه ملت ؛ و نه ملیت ؛ امروز دو راه بیشتر در پیش رو نداریم یا با سرمایه یا علیه سرمایه ! در ایران امروز و در جهان پیرامون برای بدست آوردن برابری ملی و آزادی در استفاده از زبان مادری و فرهنگ انسانی می بایست تا به حال متوجه شده باشیم ؛ که عرصه مبارزه با رژیمهای دیکتاتوری ؛ مبارزه ای همه جانبه است ؛ به نظر من ؛ امروز به علت در هم تنیدگی خلقهای گوناگون ؛ دو راه وجود دارد یا تمامی ساکنان در سرزمینهای گوناگون را مانند صدام که ایرانی های دوقرن پیش را به ایران بر می گردند ؛ یا قارنا و قلاتان و قره باغ در آذر بایجان و …ارمنی و یهودی کشی و …کرد و فارس کشی و….ممکن است یا خود مختاری و تشکیل واتیکانهای گوناگون یا چیزی شبیهه به آن و در آن جهت ؛که متناسب با همان شکل  برابری در حقوق  سیستم و شکل کمون های اولیه ماقبل برده داری است ؛ زمانی که طبقه ای وجود نداشت و مرزی نبود ؛به این معنا که هر گروه و خلق و ملتی در چارچوب منطقه ملی خود به صورتی فدرال و کاملآ آزاد و برابر تا حد تشکیل دولت ملی خود آزاد باشد که به شکوفائی فرهنگ انسانی خواهد انجامید زیراکه اکثریت مردم ساکن در آن منطقه خود مختار در مورد سر نوشت خود و همراهی و…… بودن و یا نبودن و یا شیوه ماندن با سایرین و شیوه همراهی با دیگر ملیتها را می پذیرند و یا نمی پذیرند  آزادند ؛ اگر این موضوع تحقق پیدا نماید که انجام خواهد گرفت ؛ تمامی خلقهائی که تا امروز قربانی تجاوزات بوده اند و هم چون کیک عروسی در بین سایر ملل قدرتمند و پولدار و صاحبان امپراطوری ها و … تقسیم گشته اند …. می توانند تصمیم بگیرند که با سایر خواهران و برادرانشان وسایر ملتها و همسایگانشان از این به بعد چگونه روابطی داشته باشند مثلآ ترکمن ها ؛ آذری ها ؛ کردها ؛ بلوچ ها…..و فراموش نفرمائید امروزه مرز ها از بسیاری جهات بی معنی است ؛( دهکده جهانی )به هر حال بصورتی مداوم و با انتخابات آزاد و مستقیم و مخفی و….برای خود و سرنوشت و شرایط زندگی شان تصمیم می گیرند ؛ نه به شیوه تقلب احمدی خامنه ای نژادی ؛؛ بصورت دوره ای هم چون انتخابات عوامفریبان ؛ تصمیم می گیرند ! و این شکل منطبق است بر خواستهای ملی امروز تمامی حهانیان که این همه تنوع و گو ناگونی ملی و در هم تنیدگی ملی و فرهنگی و جابجائی ملی و نیاز حیاتی هریک از خلقهای جامعه جهانی به تنفس فرهنگی و شکوفائی در مناطق مختلف دارند ؛ (( می دانم برای بسیاری از رفقا و دوستان بسیار ناسیو نالیست من این نوشته و گفته ها به رویاء بافی می ماند ….!! آخه ؛ این دوستان کمی دیر از خواب غفلت بیدار شده اند و زمانی که می بایست کاری صورت می دادند ؛ انجام نیافته ؛ به هر دلیل انجام نگرفته و تقصیر آنهم بر گردن تمامی دیگر خلقها ی همسایه است به جز خلق خودشان …..و نمی دانند که پس از خواب غفلت تاریخی اکنون نیز سر و ته تاریخ را عوضی در دست دارند …. و هی زور می زنند …. اگر اینطور نمی بود ولاکن اینطور نمی بود که ؛ هاهاها این هم از خمینی ….زیرا که بازهم مقدارکی چرت علی تشریف دارند ؛ …. تقصیر آن نیز بر گردن من است که آنها چرت می زنند ….از این نظراست که من دارم خیال می بافم …. و آنها مبارزه می نمایند برای تقسیم خلقها و ملتها بصورت خودی و غیر خودی ؛دشمن می تراشند به منظور حل مسئله ملی … ؟؟ چرت می زنند زیرا که ناسیونالیستند !! راه جهنم را نیز می توان با رویا های بسیار شیرین و بهشتی فرش نمود …. آنها نمی فهمند ؛ آری نمی فهمند ؛ آزادی ؛ به معنای درک ضرورت است ؛حل مشکلات اجتماعی در این عرصه نیز باید برای ما برابری طلبان باید آن ادعا های دروغین دم و کراسی خواهان را به چالش بکشد ؛ یعنی قبول وجود واتیکانهای خلقهای گوناگون در میان همدیگر و پذیرش خود مختاری فرهنگی و سیاسی برای هر یک بر مبنای برابریهر یک از آنها درکوچه و محلات و مناطق و شهرها و کشور ها بر مبنای همگرائی ها و قبول تنوع ها …. با پذیرش این نوع از حقوق برابر ؛ لزومی به جنگ میان خلقها و بیرون راندن سایرین از سر زمین های اجدادی و یا حتی امروزین و سوزاندن شهر های دیگری و…. قتل و انتقام وبرادر کشی و راه انداختن قره باغ و قارنا و قلاتان و …. نخواهد بود ؛ مشکلاتی که زمینه ساز درگیری های ملی در میان هر یک از خلقهای هم جوار ؛ به اندازه کافی وجود دارد ؛ مثلآ شهر همدان یا هگماتانا پایتخت ماد بوده و امروز اثری از کرد و ماد و….. در آن نیست و اگر کردی در آن شهر هست ؛ مانند غریبه ها زندگی می نماید اگرچه تمامی روستا های اطراف همه کردند و در شهر همدان کردها ؛ مانند فارس یا آذری در شهر های کردستان و یا گیلان و مازندران ….؛ در صورتیکه در تمامی اطراف همدان کرد ها زندگی می نمایند و هم چنین اورومیه یکی از شهر های قدیمی کردستان بوده و اکنون ارمنی ها و آذری ها اکثریت را در آن شهر دارند و اطراف آن نیز اکثرآ روستا های کرد نشین می باشند و به همین ترتیب اگر نگاه نمائیم در شهر های سیستان و بلوچستان نیز همین مشکل را بین سیستانی ها و بلوچ ها داریم و هم چنین بین آذری ها و مناطق فارس نشین و ترکمن ها و اهالی شمال و …. میاندوآب آیا متعلق به آذری ها می باشد یا کرد ها !؟ و….. اگر ما به پاک سازی قومی نخواهیم دست بزنیم و ضرورتآ به فاشیزم دچار نگردیم و به ادامه کار های رژیم های شاهنشاهی و ملا شاهی نپردازیم …. نا چاریم ؛ آزادی حق مسکن در هر جا که مردمان این سر زمین ها میل دارند و برابری کامل در همه عرصه ها را برای تمامی اهالی این سرزمین ها و در کنار هم بپذیریم ؛ با پذیرش این شیوه از برابری در میان خلقها ؛ امکان رشد شوینیزم را می خشکانیم و شرایط شکو فائی فرد و جامعه را مهیا و اتحاد و همبستگی میان کارگران و تولید کنندگان را از هر نژاد و ملیت و زبان و فرهنگی در برابر سر مایه مهیا می نمائیم و این روح همبستگی بیشترین امکان با هم بودن و شکوفائی ایرانی آزاد و آباد را حتی الگوئی خواهد بود برای سایر خلقهای منطقه ؛ بدور از وجود سیستمهای ملا شاهی و دیکتاتوری تضمین می نماید ؛ و دمکراسی به این شکل و از پائین ؛ اتحاد و همبستگی میان خلقها و سیستمی پایدار تضمین گشته است ؛ بدینوسیله و بر این مبنا مثلآ در هر دور از انتخابات ؛ خود مردمان آن سر زمین ها باید این امکان را داشته باشند که رفراندوم بر گزار نمایند که آیا مایلند به ماندن با سایر هم میهنانشان رای بدهند و یا به جدائی و …. ؟ اگر آری ؛ تمایل دارند به چه شیوه ای با سایرین بمانند ؛ اگر نه ! چگونه ….؟ این شیوه از انتخابات مستقیم و برابر و مخفی ؛ بیشترین و وسیع ترین آزادی خواهد بود و به معنای واقعی کلمه ؛شرکت انسانهای ساکن در آن سرزمینها در تعین سرنوشت خویش ؛ که دم و کراسی بورژوائی قادر به تحمل آن نیست ؛گیر پاچ می کند ؛ از بورژوازی انتظار آن را داشتن خیالی پوچ خواهد بود و اگر ما دمکرات هستیم و به آزادی و برابری اعتقاد داریم و مصمم هستیم که سر مایه داری را در این عرصه نیز به تاریخ بسپاریم ……وبسوی بشریت مدرن قدمی به پیش نهیم ؛ راهی نداریم به جز شرایط شکوفائی تک تک انسانها را که پیش شرط شکوفائی جامعه است ؛را فراهم نمائیم ؛ که این کار با دامن زدن به شوینیزم و فاشیزم و نژاد پرستی ممکن نیست ؛امروز چاره ای نیست به جز قبول برابری و خواهری و برادری بین خلقها و کارگران و زحمتکشان ملیتهای مختلف ؛ …. و باز تولید مداوم و روزمره این برابری و آزادی خواهی بعنوان شعور و فرهنگ انسان مدرن؛ غیر از این ؛ چیزی شبیه به رفراندوم مادم العمر جمهوری و جنایات اسلامی خواهد بود که با زور سر نیزه مدتی دوام خواهد آورد و همانگونه که مستحضر !! هستید …. کسی که بر سر نیزه می نشیند ؛ بالاخره سر نیزه فرو خواهد رفت …. محض گل روی بسیاری از دوستانی که از حق تعیین سر نوشت به بهانه همبستگی و قدرت مندی طبقه کارگر سر باز می زنند ؛ درست به همان شیوه ؛ مانند شاه الهی ها به بهانه فرار از تجزیه طلبی ؛ حق تعین سرنوشت را نفی می نمایند و…. باید پرسید که آیا می توان از همبستگی کارگر ایرانی و عرب مصری و …. با کارگران پروئی و آمریکائی و شیلیائی دفاع کرد ؛ ولی نمی توان همبستگی طبقه کار گر مثلآ دو ملیت در یک کشور ودر کنار یکدیگر را تحمل نمود ؟ کجاست آن روح همبستگی بین المللی کارگری و برابری طلبانه ….؟ به نظر من مناسب ترین راه حل مسئله ملی در ایران و شاید در منطقه و جهان امروز ؛ برمبنای دمکراتیک ترین شکل ممکن ؛ تقسیم قدرت های ایالتی و ولایتی و حتی کوچه و محله ای ( در صورت لزوم ) بر مبنای وجود ملیت های موجود و تنوع فرهنگهای گوناگون در نقاط مختلف ایران است ؛ نه بر مبنای تقسیمات استانی یا من درآوردی …. و نه بر مبنای تقسیمات شوینیستی و یا اداری و بوروکراتیک شاهنشاهی اسلامی …. به این شکل که درهر نقطه ای و منطقه ای که گروهی و یا جمعی کوچک و یا بزرگ از مردمان و دیگر خلقها می زیند ….. با روح همبستگی و برابری طلبانه باید دارای حق برخورداری از تمامی امکانات ملی و فرهنگی خود باشند و هر ملیتی و خلقی در هر دوره از انتخابات ایالتی و ولایتی باید بتواند بر سرنوشت خود حاکم باشد ؛ که آیا برای دور دیگر می خواهد با سایر خلقها بماند یا نه و دقیقآ مانند با هم ماندن دوست و برادر و خواهر و زن و شوهر و….. هر روز در تجدید عهد و پیمان با هم بودن و یا نبودن آزاد باشند و با این روح همبستگی قوی ترین اتحاد خواهری و برادری و برابری طلبانه پیش خواهد رفت . در یک کلام ؛ در چارچوب نظام سرمایه حل مسئله ملی خیال خامی بیش نیست ؛ اگر چه آنها مرزهای ملی را به خاطر کسب سود هر چه بیشتر برداشته اند اما این حل مسئله ملی نیست ؛ حل سود بیشتر است ؛ آنهائی که به این ضریح دخیل بسته و منتظر کرامات از سوی امپریالیستها نشسته اند ؛ بدانند که در این امام زاده یابو چال کرده اند ؛ ما انسانهاخود باید مستقیمآ برای برقراری آزادی و برابری در تمامی عرصه تلاش نمائیم .به امید روزی که مرز های امروز بین خلقهای جهان هم چون مرز های زمان امپراطوران و یابو های تاریخ …. فقط یادی و خاطره ای باشد تلخ از زمان توحش و ماقبل بشریت .حق تعیین سرنوشت خلقها بدست خود ؛ حق انسانی بشریت آگاه می باشد .دست و سم امپریالیستها و یابو های تاریخ از سرنوشت مردم کوتاه  سر نگون باد رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی ایران برقرار باد آزادی و برابریکاوه آزادی 16.04.2010تغییرات و باز نویسی صورت گرفته جهت انتشار در فیییییززز بوک در تاریخ((25 252. 11 . 2011)) عمر محمدیOOmar MMohammadi OOmar MMohammadi http://youtu.be/L4–9lZ6hXE Video abspielen Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14 مصاخبه عمر محمدی در رابطه با راه حل مسئله ملی در ایران و منطقه بزبان…. کوردی Video abspielen Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey prsikurd 18 7 14 Omar Muhammadi chalaki siasi le bernamey


Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s