آنچه که در شوروی شکست خورد؛شکست سیستم بوروکراتیک و بیگانه از طبقه کارگر بود؛نه آزادی خواهی و برابری طلبی؛مانند شکست مداوم دولتهاهمانند آب و یخ و بخار آب در ماهیت

آنچه که در شوروی شکست خورد؛شکست سیستم بوروکراتیک و بیگانه از طبقه کارگر بود؛ نه آزادی خواهی و برابری طلبی؛ پدیده ای همانند شکست و تعویض مداوم دولتها

10. August 2013 um 18:

آنچه که در شوروی شکست خورد؛شکست سیستم بوروکراتیک و بیگانه از طبقه کارگر بود؛نه آزادی خواهی و برابری طلبی؛مانند شکست مداوم دولتها

10. August 2013 um 18:

دولتهای بورژوائی  هر چهار سال یک بار  ؛ یکی دو شکست می خورند و عوام فریبانه این شکست ها را دموکراسی می نامند ؛  یعنی پالان خری را تعویض می نمایند  ؛ انها از کلمه ازادی می ترسند زیرا ماهیتشان را زیر سئوال می برد و مردم خرفت و خفته بیدار می شوند ؛ 

شکل ها ؛ عبا و کراوات و عمامه و تاج و نعلین و شورت و مامی شورت فرقی در ماهیت و اصل موضوع طبقاتی شان ندارد؛  ملا و کشیش و مسجد و کنیسه و کلیسا  همه یکی اند ؛ سیستم سرمایه داری و کاهش نزولی نرخ سود یعنی غارت دسترنج کارگران و زحمتکشان  هدف است ؛ و مردمان خرفت و نادان مانند بچه گنجشک در انتظار نواله ای ناگزیر …. بیخود نبود که رومن رولان می گفت هیچ چیز به اندازه ابتذال جهانی نیست ؛

   نباید از نظر دور داشت و مسخ شد ؛  این دموکراسی های بورژوائی بر اساس استثمار انسان از انسان سازمان یافته اند  ؛ سیستم برده داری قدیم با سیستم برده داری مدرن ماهیتا  یکی اند  ؛همانند ماهیت  آب و یخ و بخارآب تفاوتی در ماهیت H2O ندارد

نام و کلمه دموکراسی  معنای بسیار ارزشمندی دارد ؛ اما بورژوا ها  به منوظر استثمار توده ها ؛ آنرا از معنی تهی ساخته اند ؛ کلمه دموکراسی در ماهیت حکومتها و دولتها با ارتش و پلیس و زندان و سازمانهای عریض و طویل طبقاتی شان به منظور استثمار انسان از انسان تاثیری در ماهیت استثمارگرانه شان ندارد که ندارد ؛

تمامی جنگهای غارتگرانه شان برای بردن سهم بیشتر از سرزمینهای دیگران و دریدن انسانها بوده است و هست و خواهد بود ؛ تقسیم سرزمینها میان خودشان همانند بریدن کیک های جشن تولد است ؛ از زمان برده داری تا کنون هیچگونه تغیری در ماهیت استثمارگرانه شان دیده نشده است ؛تنها سلاح هایشان را  تیز تر کرده و کشنده تر

باید توحهه داشت که امروز مانند زمان تقسیم سرزمینها  در زمان امپراطوران  و یابو های تاریخ نیست ؛ بلکه  امروز امپراطوری مالی است که حکومت می نماید ؛ امروز تنها سود است و  سرمایه  ؛ مرزها بی معنی شده اند ؛ و فقط مرز میان  بالائی ها و پائینی ها است که وجود دارد

اما ناسیونالیستهای رنگارنگ هنوز در زمان امپراطوران قدیم بسر میبرند  ؛ آنها نمی فهمند که زمان تغیر نموده  باز هم متاسفانه ناسیونالیستها یا از کلمه دوران خبر ندارند یا نمی فهمند دورانهای اجتماعی به چه معنا است ؛ پدیده ای که ستاره رهنمای ما که مسیر و  جهت در شرایط اجتماعی را برای سازمان دادن و مبارزه تعین می نماید ؛ که نفهمی آنها و بی اطلاعی شان  به این معنی است که آنها نیز بازیچه دست امپریالیستها و  سایر نوکرانشان از جمله ترکیه و ایران و ….امریکا و …. دشمنان خلق شان قرار میگیرند ؛ زیرا  اینها مثلا  در تابستان لباسهای زمستانی می پوشند یا در زمستان لباسهای تابستانی  آنهم در دشتها و جنگلها و میدان نبرد ….ناسیو نالیزم و مذهب یعنی عدم درک و دیدن واقعیات زندگی اجتماعی با هر نیت خیر یا شری که باشد 

رفتار احمقانه ناسیونالیستی بچه گنجشکهای بی دست و پا و بال پر و در انتظار نواله ای ناگزیر رو به سوی امپریالیستها ما را تا حد یک موجود ناتوان تنزل می دهد و ضرورتا و اجبارا باید بدنبال دشمنانمان سرگردان هم چون گوساله ای بی مادر یا اینکه جاش بشویم ….. لشکز ظلم است کران تا کران ؛ لشکر عدل است از ازل تا به ابدیت ؛حافظ  ….. به هر صورت

آنچه که در شوروی و بلوک شرق شکست خورد ؛ در واقع شکست سیستم بو رو کراتیک و ضد مردمی بود …..؛ نه آزادی خواهی و برابری طلبی ؛ شکستی  که مدام در چارچوب سیستم سرمایه داری همیشه تکرار می شود ؛ برای طبیعی جلوه دادن این شکست ها و عوام فریبی توده های سطحی و نفهم و عوام و هم چنین روشنفکر خرفت و یا مزدور ؛ دولتها را تعویض می نمایند ؛  در بهترین حالت انقلاب های مجازی می شوند ؛ یعنی انقلاباتی که ادامه همان سیستم قبلی را بدنبال دارد ؛ شاه می رود خمینی می اید ؛ اما مشکل همان مشکل قبلی است ؛  و ادامه همان کار ها مثلا احمقی نژادی می رود روحانی نژادی می اید  ؛ خر همان خر است پالانش عوض می شود ؛ این شکست ها یکی دوتا نیستند  …. مثلا شکست انقلاب مشروطیت در ایران  یا شکست سال 57 ایران >>>

آهای احزاب برابری ؛ ته لب و شاید طلب

به منظور جلو گیری از شکست سوسیالیزم و برگشت ناپذیری دوباره به سیستم سرمایه داری ؛ باید دمکراسی مستقیم یعنی دولت نوع کمون بر قرار نمود و سازمان داد ؛ نه حکومت هیرارشی از بالا به پائین 

یعنی انتخابات و بدست گیری سرنوشت توده ها بدست خود ؛  از میان توده های کار و زحمت بشکل شورائی سازمان داد ؛ توده ها باید بتوانند و می توانند حکومت کردن را یاد بگیرند و می اموزند ؛  یعنی قدرت واقعی در دست طبقه کارگر و زحمتکشان و انانی که به جز نیروی کار سرمایه ای ندارند از پائین به بالا سازمان داد ؛ حکومت ارث بابای کسی نیست  ؛ حکومت ابزار است؛  وسیله است ؛  این شمشیر تاریخ را تیز تر نمائیم…. با شمشیر حلبی زنگ زده نمی توان حتی بازی کودکانه ای را سازمان داد  …. توده مردم خود باید بتوانند حکومت نمایند و از منافع طبقاتی شان دفاع کنند و می توانند اگر اگاه به منافع و تشکل خود  باشند  و سیستم مناسب داشته باشند 

 نتیجه ای که از شکست بوروکراتیسم نوع شوروی و بلوک شرق می توانیم بگیریم …. این است که  اگر به سوسیالیزم و دولت طبقاتی اعتقاد دارید ؛ بدانید که دولت سوسیالیستی مستقیمآ متعلق به طبقه کارگر است؛ به آنان که کار می کنند ؛ آنان که سر برج حقوق می گیرند و با آن زندگی می نمایند ؛ نه به حزب طبقه کارگر …. حزب طبقه کارگر نماینده ایدئولوژی و اندیشه طبقه کارگر  و اندیشه سوسیالییتتی می تواند باشد و باید باشد ؛ اما به لحاظ حق و حقوق  شهر وندی و انتخابات مدنی و ازادی بیان و اندیشه و …. با دیگر احزاب اپوزیسوین حتی احزاب شاهنشاهی و یا خرده بورژوائی تفاوتی نباید داشته باشد ؛ و حق داشتن هیچگونه امتیاز اضافی را ندارد ؛ اگر به مردم کارگر و زحمتکش اعتقاد داریم ؛ که آنها شایسته بدست گیری سرنوشت خویش را دارند ؛ این مردم اند که می خواهند یا نمی خواهند ….ازادانه …..

و از سوسیالیزم شان اگر سوسیالیسم باشد دفاع می نمایند و اگر نخواستند ؛ خوب ؛  خوشبختی را نمی توان با زور سر نیزه حقنه نمود و مردمی که نتوانند بفهمند  که ازادی و برابری یعنی زندگی ؛ شایسته حکومت داعش ایران و امپریالیستهای یانکی هستند ….هر چه هست ؛  باشد ؛خوشبختی را بزور نمی توان به مردم چپاند ….ازادی یعنی برابری ؛ در یک جامعه سوسیالیستی سالم ؛ حقوق سیاسی و اجتماعی حزب طبقه کارگر نیز برابر است با حقوق سایر احزاب حتی غیر کمونیستی و غیر سوسیالیستی ؛ برابر با حتی احزاب ارتجاعی ….مردم باید آگاهانه به لحاظ سیاسی باید خود بپذیرند ….در شرایطی که به لحاظ طبقاتی دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر باید باشد ….نه اینکه دست دلالان و واسطه ها و جاکش ها در چپاول باز باشد

اما دولت طبقاتی طبقه کارگر ؛ حکومت طبقاتی اش را دارد …در این جا ازادی معنای واقعی اش را می تواند داشته باشد و دارد ؛ یعنی دولت ؛ حزب ایدئولوژی حاکم نخواهد بود …. یعنی دولت ایدذولوژیک نیست چیزی که در شوروی شکست خورد ؛ در جمهوری و جنایات ایران شکست خورد ؛ یعنی حزب جمهوری اسلامی رستاحیزی پولیت بوروئی حاکم نیست و نباید باشد و ممکن نیست و نخواهد بود ….

و این کار ممکن نیست مگر بوسیله  طبقه کارگر در قدرت سیاسی ؛ فقط طبقه کارگر در قدرت سیاسی می تواند آنرا ؛ یعنی ازادی بی قید و شرط سیاسی را برای تمامی مردم حتی دشمنان  طبقاتی طبقه کارگر در جامعه تضمین نماید ؛  زیرا منافع طبقه کارگر وسیع ترین منافع وسیع ترین توده مردم در جامعه است ….. یعنی منافع 99 در صد مردم و انتهای هر انقلابی است ؛ هیچ قشر و طبقه ای به جز طبقه کارگر توان دفاع از منافع 99 در صدی مردم را ندارد ؛  همه کوته بین و منافع فردی و قشری خود را دارند عده ای دزد در فکر غارت خواهند  بود

بنابراین  بدون قدرت گیری سیاسی در دست طبقه کارگر ؛ هر انقلاب و جنبشی به معنای شکست انقلاب سیاسی خواهد بود و از پیش می توان آنرا دانست و دید ؛ و تبعات آن نیز مشخص است ….. خمینی و  داعش دیگری خواهد آمد …..یعنی سایر اقشار و طبقات دشمن کارگران و زحمتکشان اند ؛ آنها ازادی و برابری  را نابود می نمایند ؛  زیرا منافع طبقاتی شان با طبقه کارگر در تضادی اشتی ناپذیر است؛ سوکارنو ؛ سوهارتو و جاکارتا و اندونزی و قتل عام میلیونی از کمونیستها و برابری طلبان  درس عبرتی برایمان باشد تضاد طبقاتی تضادی آشتی ناپذیر است نزنی می زنند ؛ اشتباه کنی می خوری …..سازمانهای حزبی و تشکیلاتی مان را از هم اکنون برای رسیدن به این چنین جامعه ای باید شکل دهیم یعنی رهبر بی رهبر سکتاریسم مبتذل را به کناری نهیم ….منافع طبقاتی طبقه کارگر وسیع ترین منافع است و به وسعت کل جامعه کارگران و زحمتکشان است ؛ از هم اکنون باید برای این سیستم سیاسی خود راسازماندهی نمایم

افسوس ….!!! کو گوش شنوا و کو ذره ای احساس مسئولیت و درایت سیاسی در میان فعالین کارگری که خود می خواهند شاه و رهبر بشوند…. و دیگران نیز بدنبالشان طبق عادات روزانه شان روان……ای داد و بیداد ؛ از این همه بیداد

این امر در طول تاریخ در میان احزابی با سیستم  شاه پرست ؛ رهبر ساز  ؛ و امام پرست ؛ و طبقات ساز و پیامبران و گوسفندانشان  ؛ ببخشید بندگان خدا ….بسیار طبیعی است و متناسب با سیستم طبقاتی و هیرارشی بوده و هست ؛ چپ های ما نیز ؛؛  خوب یک چپ مذهبی امام گونه است  …. شاه و رهبر و امام و سایه خدا همراه با پیامبران ریز و درشتش …. سیستمی هماهنگ  ؛ متناسب و همراه نابرابری  ؛ هیرارشی از بالا به نفع طبقات استثمارگر هست و خواهد بود زیرا نتیجه آن بیگانگی خود انسان از خودش است زمینه ساز غارت و نابودی تعین سرنوشت انسان …. در طول تاریخ جوامع طبقاتی تاکنون این سیستم طبقاتی خود را کشانده و هست ؛ موجود است و جنایت می نماید …… اما اکنون که جهان به نوعی دیگر گشته و  جهان دنیائی است به هم پیوسته و سوسیالیستی ؛ اجتماعی و به هم پیوسته و نوین و شرایطی دیگر از سه هزار سال پیش را با خود دارد …. در این دنیا که به یک روستای به هم پیوسته تبدیل گشته … طبق ضرورت زمان بدرستی ؛ شما می خواهید  سیستمی برابری خواهانه برقرار نمائید …. اما با این وسایل و سیستم و سازماندهی متعلق به جامعه  کهنه و زنگ زده متعلق به زمان خلفای ماقبل بشریت ؛ وسایل و سیستم نابرابر ساز جامعه طبقاتی ….آیا امر سوسیالیزم ممکن است …. ؟؟؟؟

اهای  !!!! احزاب کمونیست  و کمونیستهای بسیار بسیار …..؟؟؟؟!!!! برابری طلب ….؟  شاید منظورشان (( برابری  ته لب ))  بوده ما عوضی فهمیده ایم و به جای ؛؛برابری طلب ؛؛خود را جر می دهی

آنچه که در شوروی شکست خورد ؛ شورا ها و تلاش برای آزادی و برابری نبود …. بلکه این سیستم و نوع سازماندهی بوروکراتیک شما به سبک شاه و امام و پولیت بورو ابالا به پائین بود که شکستی مفتضحانه خورد و پوتین سردسته باند های مافیای روسی از آن سر در آورد ……رفقای عزیز حزبی همین الآن که این سطور را می نویسم ؛ سیستم سازمان حزبی شما مانند بسیاری دیگر از احزاب سکتاریست و عقب مانده جامعه ما و بسیاری از جوامع دیگر  طبق عادات به جا مانده از زمان توحش به شیوه هیرارشی و بوروکراتیک از بالا به پائین سازمان داده شده است

این نوع سازمان  و سیستم دقیقآ مانند زمان خلفای راشدین و پیامبران و شاهان و امامان است …. اگر خدای ناخواسته گوش شیطان کر ….دست داش استالین کوتاه و امام بی مامان از ما دور ؛ اگر همین امروز کمونیستهائی از نوع شما و با این سیستم سازمان دهی شما ….(( اشتباه نکنید ….هدف یعنی سوسیالیزم را منظورم نیست ؛ نوع سازمان دهی شما که خلاف اهدافتان و اهدامان است را در نظر دارم ؛ همان چیزی که شما را به یک دسته سوسیالیستهای تخیلی تبدیل نموده  که پس از صد و پنجاه سال آی خانم کجا میری می خوانید و سرود انتر ناسیونال را سوت می زنید )) اگر  به قدرت سیاسی دست بیابند چاره ای به جز ؛ راه خمینی و شاه و هیتلر  رفتن را  بروید ؛ ندارند …. این سیستم سازمان یابی بن بست است شکست از قبل تضمین شده است و دقیقآ به همین لحاظ است که همین الآن این نوع از سازمان یابی نیز بیشترین تفرقه را درصفوف کارگران و پیشروان شان همراه با انشعابات مدام …..دامن می زند ؛ این موضوع مضاف است بر دیگر مشکلات قوز بالای قوزی است که در این راه وجود دارد…..

رفقای عزیز و دلسوز و از جان گذشته ؛ بدانید و کمی تعمق بد نیست ….از تاریخ بیاموزیم …. نه تاریخ را بازهم تجربه کنیم ….. شعور چیز بدی نیست ….. رفیق حزبی عزیز و دلسوز کارگران …. شما هم اشتباهات دائی استالین را تکرار نکنید …. لطفآ !! اگر ممکن است !!! نگاهی به حزب کمونیست چین بیندازید …. فساد و سرمایه داری !!! سرتاسر حزب کمونیست چین کندیده است …. بدانید و یاد بگیرید اگر تمامی پرولتاریای جهان نیز به داخل حزب شما بیایند و در حزب شما متشکل شوند از سیستم دائی استالین رها نخواهید شد …. حزب شما و یا هر حزبی باید مانند تمامی احزاب دیگر و برابر با آنها در جامعه آزاد و برابر باشد و  از حقوق شهروندی حق یکسانی داشته باشد ؛ اگر به آزادی و پلورالیسم سیاسی اعتقاد دارید ؛ اگر به دولت طبقاتی اعتقاد دارید ؛ اگر به سوسیالیزم اعتقاد دارید …. وگرنه می شود حزب رستاخیز شاهنشاهی یا حزب جمهوری و جنایات اسلامی و یا خزب کمونیست بوروکراتیک شوروی و بلوک شرق …. کارکرد همه شان یکی است ؛ امتیازات و توحش و دیکتاتوری و بی حقی عمومی  و دولت ایدئولوژیک و اجباری ؛ …. سایر احزاب در سایه قرار می گیرند و دلسوز ترین ها از سیاست کناره باید بگیرند و تعیین سرنوشت می شود کشک ؛ خودبخود و  اتوماتیک وار  با خالی شدن جای دلسوزان سوسیالیزم و برابری در سیستم سازماندهی جامعه ای برابری طلب ؛ جا خالی و  هجوم تمامی فرصت طلبان به حزب و سازمانهای اداره جامعه  برای غارت و دزدی و گندیدگی در پی خواهد داشت ….خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج ؛ … رشوه و فساد سراسر وجود حزب و جامعه  را در بر خواهد گرفت ….. و طبقه کارگر نمی داند به چه کسی اعتماد کند ؛ زیرا هر جاکش سیاسی و دو دوزه بازی در جائی از حزب لانه  خواهد داشت …. اگر به سوسیالیزم و دولت طبقاتی اعتقاد دارید ؛ بدانید که دولت مستقیمآ متعلق به طبقه کارگر است ؛ به آنان که کار می کنند ؛ نه به حزب طبقه کارگر …. حزب طبقه کارگر تبلور نیروی آگاهی است و جای با کیفیت ترین آنها ؛ جسورترین ؛ دلسوزترین ؛ آگاه ترین و منضبط ترین  و شزیف ترین  های جامعه ای انسانی برای ساختن سیستم فرهنگی و فکری و انسانی  و سوسیالیستی …. نه فرصت طلب ترین ها  و دیوث ترین ها ….نه برای غارت و دزدی و چپاول به شیوه جمهوری و جنایات اسلامی

اگر به این امر اعتقاد داریم که سوسیالیزم مرحله ای بالاتر از سرمایه داری است که به هر لحاظ هست مانند  شکل بندی و فرماسیون فئودالیزم که از برده داری بالاتر است و سرمایه داری از فئودالیزم و سوسیالیزم از سرمایه داری …… فقط در آنصورت آزادی و برابری در بیان و اندیشه ؛ فقط در آن صورت تضمین می شود و پلورالیسم سیاسی  و ازادی در آن صورت می تواند به معنای واقعی وجود داشته باشد و در آن صورت ما می توانیم مدعی باشیم که در این زمینه ازادی خواهی  و دموکراسی نیز همراه با برابری در عرصه اقتصادی …. دموکراتیک ترین های سیستم های امپریالیستی را به چالش می کشیم و در این عرصه نیز ما رسالت تاریخی یک طبقه پوینده  و بالاتری را با خود داریم و خود مردم کارگر و زحمتکش به این آزادی و برابری رای خواهند داد و از آن در برابر دشمنان دفاع خواهند نمود ؛ البته اگر به مردم اعتقاد دارید 

 رقابت های سوسیالیستی برای پیشبرد کار ها و مبارزات  بوسیله مردم کار و زحمت  از میان بهترین ها ؛ آگاه ترینها ؛ مبارز ترین ها ؛شریف ترین ها؛ دلسوز ترین ها …. در میان آنها صورت خواهد گرفت و طبیعتا اینگونه ممکن خواهد بود تا شکوفائی فرهنگ و جامعه را در پی داشته باشد  …..اما این شیوه سازمان دهی زنگ زده شما و سایر سازمانهای سکتاریست در جهت سازمان دادن  تلاش برای دروغ و ریا و توحش و فریب و کشتار و دزدی و …. است ؛ جدا از دودوزه بازان و بریدگان سیاسی ؛ نگاهی بیندازید به تمامی انشعابات در میان سازمانها و احزاب چپ  ؛ که خود به خوبی گویا است نشان می دهد و شما نمی فهمید ….متاسفانه پس از صد و پنجاه سال سابقه چپ در ایران هنوز در گوش خر خوابیده اید ؛ احزاب و جایگاه های حزبی شما دکان است ؛ به همین دلیل ؛ به مسابقه در میان دیوث ترین ها دروغگو ترین ها تنبل ترین ها و جاکش ترینها برای چپاول و غارت در حزب و اشغال پست های نان و آبدار ….تبدیل شده و منجر خواهد شد بهترین ها به رذل ترینها تبدیل می شوند ؛ …..اسب را از زیر دم افسار نمی بندند ….

این گفته کلی است به این معنا نمی باشد که دلسوزان و فداکارن و انسانهای شریف و از جان گذشته در مسیر سوسیالیزم کم داریم … نه به هیچ وجهه ؛  اما سیستم سازماندهی چپ ایرانی گندیده است ؛ امام زمانی است از بالا به پائین است بوروکراتیک است …. این سیستم سازماندهی بهترین انسانها را فاسد می کند به جای کادر سازی جاکش های سیاسی سازی می نماید ؛

رفقا سعی کنید  شما به تشکل های مستقل طبقه کارگر کمک نمائید ؛ طبقه کاگر باید مستقیمآ حکومت نماید …. نه آنها را در حزب به چپانید ….در سوسیالزم نیز حتی ؛ باید تشکلات کارگری مستقل از حزب و حتی تا حدود فراوانی مستقل از دولت کارگری باشد  اگرچه دولت باید در دست  طبقه کارگر فقط طبقه کارگر باید باشد  (( دولت کارگری نماینده مستقیم طبقه کارگر است و مستقیما از میان طبقه کارگر است ….انسانهای با تجربه کله قند را بر عکس نمی گذارند )) و  دولت کارگری حتمآ جدا از حزب باید باشد و مستقل  

حزب طبقه کارگر فقط نیروی اندیشه سوسیالیستی است …. تا از فساد نوع پولیت بوروئی جلو گیری شود تا از فساد طبقه کارگر و آریستوکراسی کارگری جلوگیری شود …..تا زمینه زوال دولت برای زمان مناسب همیشه مهیا باشد ….. حال شما می خواهید بنشینید و کارگران مانند دسته کبوتران بر دور سرتان چرخ بزنند….؟؟؟؟هاهاها شما سرود انترناسیونال را سوت بزنید و خود را حزب طبقه کارگر بنامید …. از همین الآن به شهادت این چند کلمه تضمین می کنم شکستی مفتضحانه تر از سیستم بوروکراتیک حزب کمونیست شوروی و سایر احزاب برادران در انتظارتان و در انتظارمان است !!!! سیستم حزب کمونیست شوروی و رستاحیز شاهنشاهی و حزب کبود فاشیستی رضا شاهی جمهوری اسلام و جنایت شکست خوردند و ما از تاریخ بیاموزیم درسهای تاریخ را …. تا مسخره و قربانی تاریخ نشویم ….با این روال و این سیستم شما و سایر رفقای کمونیست و سکتاریست جدا از طبقه کارگر ….ما باز هم شکست خواهیم خورد و شکست خواهید خورد ….سیستم آزادی و برابری را از دل جامعه کار و تولید سازمان می دهند ؛یعنی از مراکز کار و تولید ….نه از بالا و سفارشی و از مرکز حکومتیان و از دل احزاب بنام کارگری …. زیرا باید حکومت باید مستقیمآ حکومت تولید کنندگان باشد نه حکومت حکومتیان و حکومت حزبی ها ….حکومت باید متعلق به طبقه کارگر باشد ؛  نه طبقه کارگر به حزب تعلق داشته باشد و کارگر در حزب به چپد  ؛ توضیح اینکه هر کارگری نیز مانند هر کسی می تواند حزبی باشد  اما ….تا بتوان آزادی و برابری را بتوان از پائین و از دل جامعه با خلاقیت بی انتهای توده های کار و زحمت سازمان داد و از همین اکنون باید حزب و سازمانهای حزبی را نیز باید بر این مبنا سازمان بدهیم ….اگر معتقد به حکومت طبقه کارگر هستیم …. اگر اعتقاد به ازادی برای تمامی اندیشه های متنوع  و حتی مخالف  داریم و  هستیم تا چه رسد به تنوع اندیشه و اختلاف نظر که به دعوا و کشتار گاپیلون و کشتار هم تشکیلتی ها و توهین و درگیری ها در میان چپهای عقب مانده و سکتاریست و….. اکثر مشکلات انشعابات و تفرقه و کم رنگی و بی نیروئی و بی رمقی  طبقه کارگر و تمامی سازمانهای سکتاریست و عقب مانده جامعه من بر پایه  عدم درک همین نکته کوچولو سرچشمه می گیرند ؛  اساس ضعف  ما از این نقطه شکل می گیرد و سرچشمه می گیرد به همین خاطر پس از صد و پنجاه سال چپ در ایران هنوز اندر خم کوچه خمینی و سکتاریسم مبتذلیم …. همین الآن اگر سیستم از بالا به پائین و سیستم هیرارشی پیامبر گونه و رهبر ساز را عوض نمائید ؛ باز هم به شهادت این نوشته قول می دهم درصد بسیار بالائی از افراد فعال در این گونه احزاب سکتاریست و رهبر ساز و عقب مانده از تاریخ؛ سازمانهای حربی شان را کنار خواهند نهاد و بیرون خواهند رفت یا با پیاده نمودن این نوع سازماندهی مخالفت خواهند نمود ….. درست همانگونه که بسیاری در برابر سیستم آزادیخواهی و برابری طلبی  و سوسیالیزم در جامعه خواهند ایستاد …. از این گونه است تاثیر جامعه طبقاتی در احزاب پرولتری  و کارگری که این احزاب را به زائیده دنبالچه بورژوازی تبدیل می نماید و آنها در نظراتشان تجدید نظر می نمایند و می فرمایند سوسیالیزم ممکن نیست؛  از حق نباید گذشت ؛ این نکته را درست می گویند ؛ مسلما اینگونه ممکن نیست ؛ و حتی اگر تصادفی بشود بازهم سرنگونی صدر در صد است ؛

عقب ماندگی کمونیستهای جوامع عقب مانده از این گونه است 

زیرا بسیاری یا شاید تعداد فراوانی برای  کسب امتیازاتی به این احزاب در این زمان روی آورده اند که برای فردا شاید سرمایه ای باشد یا نه فقط عادت دارند رئیس بشوند گور پدر هر چه برابری و سوسیالیزم است ….افسوس … کو گوش شنوا و کو ذره ای احساس مسئولیت سیاسی در میان فعالین کارگری که می خواهند شاه و رهبر بشوند ….؟؟؟!!!

این امر در طول تاریخ در میان  احزاب شاه پرست  و طبقات ساز ؛ بسیار طبیعی است ….شاه و رهبر و امام و خلیفه و سایه خدا همراه با پیامبران ریز و درشت اش …..نابرابری و هیرارشی از بالا است…… اما اکنون که  جهان به نوعی دیگر است و شما تصمیم دارید سیستمی برابری خواهانه برقرار نمایند با وسایل نابرابر ساز آیا این امر ممکن است؟؟؟؟

اهای احزاب کمونیست و سوسیالیست و برابری طلب ….؟ نیم نگاهی به تاریخ برای داشتن طرحی نو برای سیستمی غیر از آنچه وجود داشته و دارد برای آینده بد نخواهد بود ؛ ما می خواهیم جهان را تغیر دهیم با ابزار نو باید تا سیستمی نو بتوانیم بنا نهیم …

 سرنگون باد جمهوری و جنایات اسلامی و غیر اسلامی استثمارگران در  ایران و جهان

 برقرار باد آزادی و برایری

 برقرار باد سوسیالیزم

یکی از غمخواران کارگران و زحمتکشان :

عمر محمدی

يكشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ برابر با ۱۱ اگوست 2013  …..19. November 2013 um 12:14  دستکاری و ویرایش

يكشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ برابر

10. August 2013 um 18:

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s