درباره تنش و درگیری مسلحانه مابین پیشمرگان حزب دمکرات کردستان ایران و گریلاهای پ کا کا و پیامدهای آن* تهیه و تنظیم از: فرهاد شعبانی

درباره تنش و درگیری مسلحانه مابین پیشمرگان حزب دمکرات کردستان ایران و گریلاهای پ کا کا و پیامدهای آن*
تهیه و تنظیم از: فرهاد شعبانی
کمتر از یک ماه پیش، رهبری حزب دمکرات کردستان ایران اقدام به اعزام واحدی از پیشمرگان این حزب به مناطق تحت کنترل حزب کارگران کردستان در نقطه مرزی مابین کردستان ایران و عراق، موسوم به „کلیه شین“ در مجاورت مرز شهرستان اشنویه نمود. رهبری حزب دمکرات هدف خود از انتقال این واحد را اعزام آنان به داخل کردستان ایران اعلام می کند. پ کاکا مدعی است که مانعی در راه عبور آنها از مرز به داخل کردستان ایران ایجاد نکرده است اما، نیروی حزب دمکرات در نظر داشته اند در آن نقطه مستقر شوند و پایگاهی برای خود ایجاد نمایند. پ کاکا با این امر مخالفت می کند و به آنها اخطار می نماید که منطقه را ترک کنند. واحد حزب دمکرات این اخطار را نادیده می گیرد و همزمان رهبری حزب دمکرات نیز با رهبری پ کاکا برای حل و فصل این مشکل ایجاد شده تماس می گیرد، منتهی نتیجه ای حاصل نمی شود. آنچه که در عمل اتفاق افتاد، استقرار واحد اعزامی حزب دمکرات کردستان ایران در مناطق تحت کنترل پ کاکا بود. در این میان درگیری اتفاق می افتد. روایت دو طرف از چگونگی آغاز درگیری متفاوت است. شواهد نشان می دهد که احتمالا“ فشار نیروهای پ کاکا موجب آغاز درگیری بوده است که در ادامه مطلب به آن خواهیم پرداخت.
نیروهای پ کاکا از 25 سال قبل در کوهستانهای قندیل و سه گوشه مرزی میان ایران و عراق و ترکیه مستقر هستند. رهبری پ کاکا و موسسات مرکزی این جریان بویژه بعداز عقب نشینی از دره بقاع و سوریه همگی در این مناطق مستقر شده اند. این منطقه مداوما“ بوسیله هواپیماهای ارتش ترکیه بمباران شده است. حتی در چند مورد واحدهای پیاده نظام ارتش ترکیه تلاش نمودند که به آنجا نزدیک شوند که، موفق نشدند و وادار به عقب نشینی گردیدند. یکبار هم نیروهای حکومت محلی کردستان تلاش کردند که، پ کاکا را از این منطقه بیرون کنند. این تلاش هم در نیمه راه متوقف ماند. طی سالهای اخیر در مواردی نیروهای رژیم ایران نیز این مناطق را مورد حملات توپخانه ای خود قرار دادند اما، بنظر میر سد که سرانجام در نتیجه یک توافق مابین جمهوری اسلامی و پ کاکا این حملات متوقف شده است.

لازم به یاد آوری است که، منطقه تحت کنترل حکومت محلی کردستان بیش از 600 کلیومتر با ایران مرز مشترک دارد. پس از یک دوره جنگ داخلی در کردستان عراق بین دو نیروی پارت دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان و صلح بین این دو نیرو سرانجام این مرزها بجز منطقه محدود مورد بحث به کنترل حکومت محلی کردستان در آمده است. حکومت محلی کردستان در یک توافق با رژیم ایران راه عبور و مرور واحدهای مسلح احزاب کردستان ایران به داخل را متوقف کرد. در چنین شرایطی است که حزب دمکرات کردستان ایران به این نتیجه می رسد که، تنها راه حضور در مرز با کردستان ایران، منطقه تحت کنترل پ کاکا است و بدون هماهنگی قبلی واحدی از پیشمرگان خود را به این منطقه اعزام می کند. از آنجا که این منطقه خارج از کنترل حکومت محلی کردستان است، بنظر می رسد به همین دلیل در پستهای کنترل و بازرسی به طرف این منطقه از جانب نیروهای حکومت محلی کردستان مانعی بر سر راه عبور آنها ایجاد نمی شود. بدین ترتیب زمینه های تشنج در منطقه مورد بحث فراهم می گردد.

سحرگاه روز یکشنبه سوم خرداد آنچه که نمی بایست اتفاق می افتاد، متاسفانه اتفاق افتاد. نیروهای هر دو حزب به روی هم آتش گشودند. در نتیجه این درگیری مسلحانه یک پیشمرگ حزب دمکرات کردستان ایران جان خود را از دست می دهد و سه پیشمرگ دیگر زخمی می شوند. با توجه به حساسیت افکار عمومی مردم کُرد در مورد درگیری احزاب سیاسی مسلح، این رویداد بازتاب گسترده ای در رسانه های منطقه پیدا کرد. گرایشات مختلف، منافع و مصالح متفاوت، تحریکات دو دولت ترکیه و جمهوری اسلامی که هر دو سرکوبگر مردم کرد هستند، بجای تلاش در جهت خاموش کردن آتشی که برپا شده بود، با بزرگنمائی در جهت شعله ورکردن آن گام می برمی داشتند.

خبر مربوط به این درگیریها که برای چند روز به یکی از عناوین اصلی اخبار شبکه های تلویزیونی کرُدی تبدیل شد و به خبرگزاری های فارسی زبان منطقه ای و بین المللی هم رسید، نگرانیها از بابت شعله ور شدن یک جنگ داخلی را بیشتر دامن زد. احزاب سیاسی فعال در بخش های مختلف کردستان بسته به نوع نگرش خود، دست به موضعگیری زدند. یک قطب بندی ایجاد شد. احزابی، حزب کارگران کردستان را مقصر می دانستند و در مواردی تا آنجا پیش رفتند که در حمایت از حزب دمکرات نه تنها در میدیای تصویری جانبدارانه ظاهر شدند بلکه، آمادگی خود را برای اعزام نیروی کمکی به مناطق درگیری اعلام کردند. برعکس، بودند جریاناتی که، حرکت حزب دمکرات کردستان ایران را از ابتداء نسنجیده و ماجراجویانه ارزیابی می کردند.

کومه له از ابتدای آغاز تشنج با حساسیت بسیار به آن برخورد نمود. از همان لحظات اولیه انتشار خبر درگیری، نگرانیهای خود از بابت بروز و گسترش جنگ میان احزاب مسلح در کردستان را یکبار دیگر بیان کرد و مخالفت خود را با هرگونه درگیری مسلحانه اعلام نمود. پس از شروع درگیری هم، بر این باور بود که احزاب سیاسی کردستان ایران می توانند در موضع میانجی به رفع این تشنج کمک کنند. متاسفانه موضع جانبدارانه برخی از احزاب سیاسی کردستان ایران، اجازه نداد که، کل این احزاب در ظرفیت میانجی ظاهر شوند و تلاشها در این زمینه بی ثمر بود. پارلمان حکومت محلی کردستان برای میانجیگری اعلام آمادگی کرد. روند تلاش پارلمان کردستان تا هم اکنون ادامه دارد. تا آنجا که به حکومت محلی کردستان مربوط می شود، پیچیدگی قضیه در این است که، خود حکومت محلی هم به نوعی خواهان بازگشت کنترل بر این مناطق است و تلاش می کند موقعیت مشابه بقیه مناطق مرزی را در این منطقه کوهستانی مرزی نیز برقرار نماید.

موضع اصولی کومه له در رابطه با حق و امکان استفاده از مرزهای دو بخش کردستان برای تجدید حیات مبارزه مسلحانه در کردستان ایران در فرصت هائی که به مناسبت این رویداد بوجود آمده بود بیان شد. ما تاکید کردیم که این مرزها بخودی خود هیچگونه تقدسی ندارند. اینها مرزهائی هستند که دولتها به تناسب نیرو و توان خود آن را ایجاد و توسعه داده و یا از آن عقب نشینی و واگذار کرده اند. اینها مرزهائی هستند که بدور منافع بورژوازی حاکم در این یا آن کشور کشیده شده اند. اگر نیروئی میخواهد در یک نقطه مرزی مستقر شود و یا از آن برای عبور و مرور واحدهای نظامی اش استفاده کند، آنچه که اهمیت دارد هدفی است که از این حرکتها دنبال می کند. برای مثال اگر میخواهد فعالیت های مسلحانه را در کردستان ایران از سر بگیرد، بایستی این استراتژی خود را به روشنی با مردم در میان بگذارد، تا این مردم تکلیف خود را بدانند، زیرا بطور طبیعی نیروی مسلحی که خود را در جبهه مردم می بیند و با رژیم حاکم درگیر است، به پشتیبانی تدارکاتی و اطلاعاتی این مردم نیاز دارد. این مردم هستند که بایستی در مواقع لازم آنها را از گزند نیروهای دشمن محفوظ کنند. نمی توان مردم را با شروع حرکات مسلحانه ای که معلوم نیست ریشه در کدام سیاست و استراتژی دارد، غافلگیر نمود. از این رو هدف نیرویی که از جانب حزب دمکرات کردستان ایران به منظقه اعزام شده بود، مبهم و ناروشن است.

بعلاوه اگر فرض کنیم که، این استراتژی از جانب حزب دمکرات هم روشن باشد، در این صورت می بایستی امکان پذیر بودن آن بطور مشخص بررسی می شد. از آنجا که از نقطه نظر حزب دمکرات نیروی پ کاکا در ردیف دوست و نه دشمن قرار دارد، و یا حداقل به این دلیل که نیروی بسیار محدودی را به این ماموریت اعزام کرده بود، منطق حکم می کرد که، اینکار با هماهنگی و جلب رضایت قبلی پ کاکا انجام می گرفت.

از جانب دیگر کومه له تاکید کرد هر کمبود و ناهماهنگی که در حرکت حزب دمکرات وجود داشت، نمی تواند توجیهی برای اعمال خشونت از جانب پ کاکا باشد. با توجه به توازن قوای بسیار متفاوتی که بین نیروهای پ کاکا و واحد کوچک و کم تعداد حزب دمکرات وجود داشت، کنترل شرایط با درایت و دور اندیشی امکان پذیر بود. در نتیجه پ کا کا می توانست هدف مورد نظر خود را از طریق گفتگو و دیالوگ با رهبری حزب مکرات پیگیری کند.

تردید نیست که، در این گونه مواقع شاخکهای حسی دولتهای سرکوبگر مردم کرد، موقعیت ها را تشخیص می دهند و سعی می کنند از آن بعنوان حربه ائی برای افشاندن تخم ناامیدی و یاس در میان مردم و ایجاد فضای نگرانی از وقوع جنگ های داخلی که، تجارب تلخ و آزار دهنده ای از آن دارند، استفاده کنند. برای مثال جمهوری اسلامی مرزهای منطقه را باشدت بیشتری میلیتاریزه کرد و ارگانهای تبلیغی خود را در جهت ناامید ساختن مردم بکار انداخت. در این روزها دیدیدم بازار شایعات موذیانه که بیشتر از جانب رژیم و افراد غیر مسئول دامن زده می شود، چقدر داغ بود. از سوئی دیگر در روزهائیکه به انتخابات پارلمانی در ترکیه نزدیک می شویم، دستگاههای تبلیغاتی دولت ترکیه با بوق کرنا به منظور ایجاد فضا برای کاستن از آراء هواداران پ کاکا، این رویدادها را به زیان پ کاکا منعکس می کردند. این سوء استفاده ها از هر جانب اساسا“ ناشی از گارد بسیار ضعیف احزاب سیاسی کردستان در مقابل دولتهای سرکوبگر مردم کرد است. برای مثال در جریان تدارک کنگره ملی کُرد دیدیم که چگونه همه این احزاب خواهان حضور دولتهای سرکوبگر مردم کرد در کنگره بودند. در آن هنگام کومه له تنها نیرویی بود که این سیاست را نقض غرض می دانست و با آن بشدت مخالف بود. ما می گفتیم، مگر غیر از این است که این کنگره اساسا“ با هدف مبارزه با این دولتها و خنثی کردن توطئه های آنها برگزار می شود؟ پس چگونه است و چه نوع رابطه ای است این احزاب با این دولتها دارند که به آنها حق حضور در یک چنین مجمعی را می دهد.

بعنوان نقطه پایان این برنامه جا دارد که، یکبار دیگر مروری داشته باشیم بر رئوس سیاست کومه له در ارتباط با دو مسئله مهم، مبارزه مسلحانه و تنظیم مناسبات خود با احزاب سیاسی در بخشهای مختلف کردستان. کومه له در کنگره پانزده خود که در شهریور ماه سال 1391 برگزار شد در این موارد چنین گفته است :
مبارزه مسلحانه

_ مردم کردستان حق دارند براي احقاق حقوق پايمال شده خود و براي دفاع از خود و از حرمت انساني خود دست به اسلحه ببرند. در شرايطي که رژيم جمهوري اسلامي براي سرکوب ابتدايي ترين حقوق و آزاديهاي مردم، به اسلحه و زندان و شکنجه و اعدام، متوسل ميشود و راه را بر هرگونه مبارزه مدني و مسالمت آميز اين مردم سد کرده است، کسي نمي تواند مردم کردستان را بخاطر انتخاب چنين راهي سرزنش کند.

_مقاومت مسلحانه اي که بدنبال يورش همه جانبه جمهوري اسلامي به کردستان در 28 مرداد 1358 آغاز شد تاکنون فراز و نشيبهاي زيادي را طي کرده است و از مراحل مختلفي گذر کرده است. اما تجديد حيات آن در هر دوره اي تابع ارزيابي مشخص از شرايط مشخص آن دوره است. در دوره کنوني کومه له بازوي مسلح خود را حفظ خواهد کرد، اما تحرک نظامي آن در کردستان به عنوان بخشي از يک جنبش توده گير، تابع ارزيابي کنکرت ما از نيازها، امکانات و موقعيت اين جنبش است. ارزيابي ما از شرايط مشخص کنوني در جامعه کردستان اين است که جنبش توده اي شرايط جديدي را تجربه مي کند، مي رود تا توان اجتماعي خود را بازيابد، بسوي تعميق خواستها و مطالبات خود مي رود، اين روند مي تواند قدم به قدم جامعه کردستان را به سوي يک شرايط انقلابي سوق بدهد. تحرک مسلحانه ما اگرچه ممکن است از پشتيباني محدودي هم در ميان بخشهايي از مردم برخوردار باشد، اما در مقياس گسترده در شرايط فعلي به پيشرفت اين روند خدمت نمي کند و چه بسا به آن لطمه مي زند. اينکه زمان فعال شدن عرصه مبارزه مسلحانه کي فرا ميرسد، بايستي به دقت و در ارتباط با ديگر ميدانهاي مبارزه توده اي در کردستان، تعيين شود. تعيين چنين زماني به ارزيابي مشخص ما از وضعيت واقعي جامعه کردستان، فرصتها، امکانات و محدوديتهاي جنبش انقلابي مردم کردستان بستگي دارد. رژيم جمهوري اسلامي با مردم کردستان اعلام جنگ کرده و هنوز آتش بسي را اعلام نکرده است، بنابراين مردم هم هر زمان که لازم بدانند تعرض نظامي خود را آغاز خواهند کرد.

3_ کومه له آن گرايشهاي ليبرالی که اقدام مردم کردستان و نيروهاي سياسي آنرا در دست بردن به اسلحه و مقاومت مسلحانه در برابر تهاجم دولت مرکزي در گذشته، زيانبارارزيابي ميکنند، مردود ميداند. مقاومت مسلحانه در عين حال يک مبارزه سياسي مورد پشتيباني عميق مردم کردستان بود. اين مبارزه اگرچه به هدف خود يعني بيرون راندن نيروهاي سرکوبگر رژيم از کردستان و تحميل خواستهاي مردم به رژيم جمهوري اسلامي آنگونه که در استراتژي کومه له بود دست نيافت، اما تأثيرات سياسي و اجتماعي عميقي بر جامعه کردستان باقي گذاشت و از اين جامعه در مقابل خسارتهاي بسياري محافظت کرد. تأثير اين مقاومت را امروز در ميزان آمادگي مردم براي مشارکت جسورانه در حرکتهاي اجتماعي و مدني مشاهده ميکنيم. در همان حال حرکتهاي مسلحانه گروههايي که خود را با اين حرکتهاي اجتماعي بيگانه مي بينند و با اقدامات نامسئولانه خود فضای جامعه را براي پيشروي آنها سنگين ميکنند، در شرايط کنوني رد ميکند.
تنظیم مناسبات با احزاب سیاسی

کومهله بنا به مسئولیتی که در قبال جنبش انقلابی مردم کردستان بر عهده دارد و در پاسخگویی به خواست وحدتطلبانه مردم کردستان، به منظور هموار نمودن راه رفع ستم ملی بر مردم کردستان،کاهش ابعاد مصیبتهای ناشی از مبارزه بر علیه این ستمگری، محدود کردن امکان توطئهگریهای رژیم جمهوری اسلامی در میان احزاب و جریانهای سیاسی فعال در کردستان، تأمین همکاری نیروهای سیاسی کردستان در برابر رژیم جمهوری اسلامی، گسترش همکاری میان فعالین جنبشهای اجتماعی با گرایشهای گوناگون در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی، سیاست معینی را در دستور کار خود قرار میدهد:

اول، ایجاد فضای دیالوگ و گفتگو؛ فراهم نمودن زمینه جهت برگزاری دیدارهای دوجانبه به منظور تبادل نظر و رسیدن به درک مشترک در مورد همکاری و هماهنگی. تلاش برای برگزاری نشست عمومی در صورت تأمین شرایط سیاسی و عملی آن.

دوم، اجتناب از رویاروئی های مسلحانه؛ همگی سازمانهای فعال در کردستان به روشنی به سیاست عدم استفاده ‌از اسلحه در اختلافات سیاسی و در کشمکشهای داخلی متعهد شوند و اصل پیشبرد مبارزه سیاسی مسالمتآمیز را بطور رسمی بپذیرند و پایبندی بدون چون و چرای خود را به این امر در مقابل جامعه کردستان اعلام نمایند. سوم، احترام به حقوق و آزادیهای دموکراتیک؛ احزاب و نیروهای سیاسی پایبندی خود را به اصل آزادی بدون قید و شرط سیاسی در کردستان بعنوان یکی از ارکان مبارزه مسالمتآمیز سیاسی اعلام کنند.

چهارم، اجتناب از هرگونه ارتباط گرفتنی با رژیم؛ مذاکره با حکومت مرکزی در ارتباط با حقوق و خواستهای مردم کردستان، امری منحصر به هیچ حزب و یا سازمانی نیست. لازم است هرگونه ارتباط جداگانه با دولت مرکزی تحریم شود. چنانچه در شرایط خاص و معینی مذاکره و گفتگو با دولت ضرورت پیدا کرد، اصل توافق همگانی در مورد قبول و یا رد مذاکره به رسمیت شناخته شود و در صورت انجام چنین مذاکره ای، مکانیسم و روش کلی پیشبرد آن مورد توافق عمومی باشد.

پنجم، برسمیت شناختن اصل حاکمیت مردم؛ حاکمیت در کردستان امر مردم است و احزاب سیاسی مجاز نیستند مستقل از رأی و ارادهی مستقیم مردم، حاکمیت را در هیچ سطحی مابین خود تقسیم کنند.

ششم، همکاری نیروهای سیاسی در هر سطحی که انجام بگیرد لازم است در راستای منافع عمومی کارگران و مردم ستمدیده در سطح ایران و منطقه ‌بوده ‌و در جهت تقویت مبارزات جمعی و مستقیم آنها علیه جمهوری اسلامی، انجام بگیرد .

مواضع ما در برخورد به هر رویداد این چنینی بر اساس اصول فوق خواهد بود. در مورد مشخص درگیری مابین پیشمرگان حزب دمکرات کردستان ایران و گریلاهای پ کاکا با تکیه بر این پرنسیپ ها به بررسی آن پرداختیم و موضع گرفتیم.

_______________________________________________________________________

* این مطلب روز یکشنبه 31 ماه مه در ویژه برنامه ائی از تلویزیون حزب کمونیست ایران ( سی پی آی ) پخش شد.

Keivan Ahmadis Foto.
Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s