به درخواست یکی از رفقای عزیز پژاکی من ؛ نگاهی به این پیش بینی بد نیست ….به این پیش بینی ؟؟؟؟

به درخواست یکی از رفقای عزیز پژاکی من ؛ نگاهی به این پیش بینی بد نیست ….به این پیش بینی ؟؟؟؟

8. April 2014 um 11:07

... ما در این شرایط اگر بدنبال نواله ای ناگزیر بنام حل مسله ملی به سبک و خواست امپریالیست ها بدون ازادی و برابری  باشیم؛ امپریالیستها استقبال می نمایند و دلیل  اینکه بارزانی بهتر از کمونیست ها است به این علت  است ؛ یعنی کمونیستها و توده های مردم به جان آمده باعث می شوند که بارزانی ها مورد قبول امپریالیستها شوند بر بستر و کانال مسئله ملی 

وگرنه …. لاس زدن با دشمنان طبقاتی مان که نشد کار ….که)) در برابر این همه بیعدالتی های منطقه ما و جوامع ما و گره کوره های مشکلات ما ….این راه حل ها ی تنگ نظرانه ناسیونالیستی نسبتآ نا کار آمد است و بسیارنارس؛ اگر بتوان گفت؛ بسیار بیهوده  است …. و در نقطه عطف های تاریخ تحولات و  سر بزن گاها و در سر پیچ های تحولات سریع تاریخ این سرزمین و این خلقها در لحظات حساس و یا شرایط انقلابی و شرایط سرنوشت ساز ….. بسیار خانمان برانداز و ویرانگر است زیرا خالی از نقشه مندی و بدون هدفمندی است؛ تیری است در تاریکی ؛ بیشتر منفعل است تا فعال تاریخ  ….. به همین علت  می تواند آلت دست نیروهای ارتجاعی بشود …. امروز اینگونه است….

….این دوست پژاکی ما عاجز است زیرا فقط کردستان را می بیند زیرا کوهها مانع از افق دید بهتر می گردد  و ضرورتآ این نوع رفقا خرفت می شوند ؛ بنابراین راهی نمی ماند به جز اینکه به خرافات سیاسی در غلتد ؛ امیدوار است که : گربه مثلآ ایران خانم ؛ عابد شود و زاهدانا ….. مثلآ ایران طرفدار کرد ها شود … یا ترکیه …. این دوست خوب پژاکی ما نمی تواند ؟ یا شاید نمی خواهد درک نماید !! و یا درک می کند و دروغ می گوید و به خود می‌گوید عن شاه الئه گربه ایران خانم است ….

در یک کلام ؛ سرمایه داری با حل مسأله ملی بنا به منافع طبقاتی اش ناتوان است و هر راه حلی در جهت منافع خویش خواهد بود ؛ جهان را با جنگها همانند کیک های عروسی میان خود تقسیم نمودند و امروز با جنگهای منطقه ای به سور عزای ما نشسته اند در میان خود به انواع وسایل  به دریدن جهان مشغولند و ما باید بسیار خرفت باشیم که ندانیم تضاد طبقاتی آشتی ناپذیر است ؛ سیستم سرمایه مخالف حل هر مسأله ای به صورت برابری خواهانه است ؛ سرمایه داری در بازار بورس و تقسیم جهان معنا دارد که برای نگهداری از آن سود ها ؛ کشتار ها راه می اندازد و اگر بمب اتمی نبود امروز در جنگ جهانی پنجم بودیم ؛ تنها سوسیالیزم و تحولات بنیادین اجتماعی راه حل امروز جهان در این عرصه و تمامی عرصه های زندگی می‌باشد ؛ افسوس برای مقداری احساس مسئولیت  …..

به در خواست یکی از دوستان عزیزکوردم نگاهی سرسری به یک موضع گیری در مورد کورد ها و خاور

12. Juni 2013 um 16:40

http://pjak.eu/fa/?p=1178

12. Juni 12:36

سڵاو و رێزبۆتان کرا حه تمه ن ئه و بابه ته بخوێننرێز و حورمه تPjak Qendil12. Juni 12:36http://www.facebook.com/l/uAQGBsC51AQEkFceszzuE3XKayFnmzDBZEROq4Cm0–sJww/pjak.eu/fa/?p=1178

ترجمه این درخواست از این رفیق خوب …. سلام محترم اگر برایتان ممکن شد این موضوع راحتمآ بخوانید ؛ با احترام

: به روی چشم

رفقا به نظر من این دوست عزیز کورد پژاکی ما(( یا هر کسی ؟؟؟!!! )) در این مصاحبه اینگونه نشان می دهد که ((حداکثر شاید باشد …. )) در حداکثر خوش بینی در حد یک مبارز و فعال اجتماعی دموکرات …. که می توان با شک و شبهه های فراوان شاید بتوان گفت برای اکنون؛ در این مرحله از جنبش عدالت خواهی و تا مرحله‌ای از برابری خواهی خوب است ….. البته نسبت به نیرو های ارتجاعی در منطقه و کوردستان مثلآ هجری و مبتدی و….توده و اکثریت و سایر …. اما با توجه به این دوران از تاریخ و تحولات و جنبش و رویاروئی های شدید  طبقاتی در منطقه و جهان پیرامونی که درحد یک جنگ جهانی است؛ این پدیده ها و این نوع موضع گیری فعالین جنبش ها در رابطه با این  نوع مسائل دموکراتیک حل نشده در جوامع ما از جمله مسئله ملی یا زنان و یا ….؛ و دیگر مسائل دموکراتیک متعلق به زمان تحول جامعه فئودالی به سرمایه داری و عصر مشروطیت ؛ در این دوران از جوامع بشری و جوامع به جا مانده از تاریخ ؛ تحولات تاریخی در این منطقه برای حرکتها و جنبش های انقلابی (( البته اگر بخواهیم کاری انجام دهیموگرنه …. لاس زدن با دشمنان طبقاتی مان که نشد کار ….که)) در برابر این همه بیعدالتی های منطقه ما و جوامع ما و گره کوره های مشکلات ما ….این راه حل ها ی تنگ نظرانه ناسیونالیستی نسبتآ نا کار آمد است و بسیارنارس؛ اگر بتوان گفت؛ بسیار بیهوده  است …. و در نقطه عطف های تاریخ تحولات و  سر بزن گاها و در سر پیچ های تحولات سریع تاریخ این سرزمین و این خلقها در لحظات حساس و یا شرایط انقلابی و شرایط سرنوشت ساز ….. بسیار خانمان برانداز و ویرانگر است زیرا خالی از نقشه مندی و بدون هدفمندی است؛ تیری است در تاریکی ؛ بیشتر منفعل است تا فعال تاریخ  ….. به همین علت  می تواند آلت دست نیروهای ارتجاعی بشود …. امروز اینگونه است…. مگر اینکه در پروسه کار و تلاش در جهت و سمتی مناسب منطبق بر منافع خلقها در مسیر و جهت تاریخ همراه با تاریخ  تحول بیابد ؛ اگر چه در لحظه حاضر خود را دارای پتانسیل انقلابی نشان می دهد …. اما !! یک امای بزرگ به اندازه هندوانه زیر بغل من را باخود به همراه دارد …..شک دارم

ناگفته نماند آنچه من می گویم در حد توان فکری من است و مسئولیت حرفهای من با خود من است و …..؛ به هر صورت این امکان وجود دارد که تفکر و نظر من به کلی از بیخ و بن غلط باشد اما من اکنون اینگونه می اندیشم : درست یا غلط زمان نشان خواهد داد که چه کسی درست می اندیشیده است همانگونه که در بیست و پنج سال پیش با دوستان پ کا کا ئی ام بحث می کردیم …. حتی همسرسابقم و بعضی از دوستان پ کا کائی ….مانند بسیاری از این ناسیونالیستها خرفت امروز نیز من را خائن به خلق کرد می دانستند زیرا که من مانند آنها نمی اندیشیدم….. که البته تاریخ درستی اندیشه ما را نشان داد ….و اکنون خود آنها درستی و نادرستی حرفهای هر کدام از ما را می بینند ؛ همانگونه که شاهد هستیم ؛ البته آنها امروز خود را به فراموشی زده اند ….. یاد آوری نرای یاد گیری و نقد خود نمی صرفد ….به هر صورت…..

:… نگاهی سرسری به این خط مشی دوست پژاکی ما ؛ این گوشه ای از نوشته و گفته این رفیق عزیز من می‌باشد ؛ با هم بخوانیم:

ب:……..با توجه به همه‌ی این موارد ما به‌عنوان پژاك، سیاست دموكراتیك و اصرار بر خط‌مشی سوم را مبنای فعالیت‌ها و مبارزات خود قرار داده‌ایم. ایران بایستی از آتش‌بسی كه در حال حاضر میان ما جریان دارد، استفاده نماید و از آن به‌عنوان یك فرصت مناسب جهت تحول در سیاست‌های گذشته‌ی خود بهره ببرد. از هم‌پیمانی آنتی‌كورد تركیه‌ـ‌ ایران‌ـ‌ عراق‌ـ سوریه تنها ایران باقی مانده است. سایرین یا انتخاب خود را به‌شكل گشایش دموكراتیك به‌عمل می‌آورند و یا در مسیر تحول ریشه‌ای قرار می‌گیرند. مبارزه‌ی ما در جهت آن است كه بر پایه‌ی خط‌مشی سوم، هم در سطح شرق كوردستان و هم كل ایران به پیشبرد دموكراسی و آزادی بپردازیم. در این راستا هم مبارزه‌ی فكری‌ـ سیاسی و هم ارائه‌ی راهكار و پروژه‌ی حل دموكراتیك را مبنا می‌گیریم. دو نیروی دیگر یعنی دولت ایران و نیروهای مداخله‌گر خارجی تنها وقتی كه پروژه‌ی حل مسئله‌ی كورد و دیگر خلق‌های ایران را به‌طور شفاف اعلان نمایند، می‌توانند به جایگیری در «تعامل دموكراتیك با كوردها» خوش‌بین باشند. ما گام‌های خود را به‌خوبی و به‌طور آشكارا و در مقابل آرای عمومی برداشته‌ایم. سیاست ما سیاستی مستقل و به دور از وابستگی، امتیازدهی، پراگماتیسم و منفعت‌طلبی روزانه‌ی رایجی است كه بسیاری از جریانات اپوزیسیون را به سختی بیمار نموده است

و…. اما عمر اینگونه می اندیشد  : ….آنچه که به نظر من می رسد ؛ این است که این دوست عزیز پژاکی ما ؛درست مانند تمامی ناسیو نالیستهای منطقه از درک حرکتهای دوران های تاریخی اجتماعی تحولات و نارسائی های اقتصادی و بن‌بست های مختلف در جوامع طبقاتی  این منطقه از محل زندگی ما مردمان و خلقهای گوناگون که بر بستر ها و کانال‌های گوناگون جریان می یابند و بحرانهائی که در نتایج خود به اعتراضات گوناگون می انجامند که این نارسائی های اقتصادی و نابرابری های مختلف زندگی ؛ در ذهن بعضی ها و برای بعضی‌ها در شکلهای رنگارنگ و بستر های مختلفی از جمله ….مسئله ملی …. مسئله زنان …. و ….مذهبی است ؛ برای بعضی‌ها بستر و کانال‌های ملی پر رنگ تر از سایر مسائل است زیرا مشکلات نان شب را ندارند ….است  و این نیاز ها  واقعی اند  حل مسئله ملی یک حق انسانی است ؛البته  برای بعضی‌های دیگر نیز کانال‌های دیگری می‌باشند مثلا مذهب سنی یا بهائی ها یا …. و در مجموع هر کدام برای رفع نابرابری‌های اجتماعی از ظن خود ؛ مسیر های مختلف و اغلب بسیار متناقض و ناهمگونی را انتخاب می نمایند ؛که این تناقضات  در اثر نادانی مردم و در نتیجه عدم هماهنگی و عدم تشکل برای اهداف مشترک بر علیهه خود مردمان قربانی و ستمدیده مورد استفاده غارتگران نیز هست و خود قربانیان همراه با دشمنان مردم به این موضوع بیش از هر پدیده ای دامن می زنند امپریالیستها و دشمنان مردم  به آ ن جریانات کمک می نمایند و پول صرف می کنند از طالبان تا مبتدی و فرخ نگهدار و….سازمان می دهند ؛ اغلب همین قربانیان این سیستم به جا مانده از تاریخ نمی توانند و  دشمنان نیز نمی گذارند و نمی خواهند بدانند که موضوع اساسا چی هست ….تا راه حل چه باشد …مانند بچه گنجشک فقط واق واق می کنند مامان گرسنه ایم از هر جا هر چه میاری بیار ما می خواهیم قورت بدیم …. ؛ بنا به هر دلیل نمی دانند که در واقع تضاد جهانی ؛ دورانی که اکنون ما در آن زندگی می کنیم درگیری سود و سرمایه با نیروی کار است ؛ و تضاد اساسی دوران ما تضاد کار است و سرمایه . همین تضاد ؛ جهان امروز را به تکاپوئی بیش از هر دورانی از دورانهای گذشته وا داشته ؛ از یک طرف سرعت گردش کالائی امروز را نسبت به دوران جاده ابریشم و راه های رم و چین و ….. امروز کشتی رانی و هواپیما و ماهواره و انترنت و ….سرعت قابل مقایسه نیست؛ اما تفکر بسیاری از این ادمهای ما هنوز در دوران جاده ابریشم است …. که بازهم  بعضی‌ها  امروز نیز هنوز در لانه های آرامشی که غنوده بودند و خواب حوری های بهشتی را می دیدند …. اکنون از خواب تاریخی پریده اند ؛ اما از آنجائی که تکامل همیشه در همه جا از یک اتم تا کهکشانها ناهمگون است  ؛ ناموزون است  در جوامع بشری نیز …. اعتراضات و بسترهای اعتراضات نیز  بسیار ناهمگون و متضاد می‌باشند ؛ مخصوصآ هنگامی که حماقت بشر هم به آن اضافه شود  ؛ مثلآ بعضی‌ها از تاریخ مقدار بیشتری عقب‌مانده اند و اعتراضات  و شکل بیان نیاز های خود را از نیازهایشان از نابرابری های اجتماعی در شکل مذهبی و آزادی مذهب مطرح می نمایند که قربانی طالبان و سایر عوام فریبان در این زمینه می شوند ؛ انگار برای نان شب نیازی ندارند درصورتیکه از گرسنگی شب و روز شکمشان قار و قور می کندد و از بس قار و قور گرسنگی شنیده اند به ان عادت کرده اند ؛  اروغ مفت شکم سیر ها را می زنند ؛ با این همه گرسنگی روزه  و عدالت را در نظام چهارپائی اسلامی می بینند و قتل و کشتار و ترور راه می اندازند تا شاید بروند بهشت انجا مقداری به چرند و شکمی از عزا دربیارند و بره های بریان بخورند ؛ البته  که امپریالیستها از این شیوه اعتراضات طالبانی زیاد ناراضی نیستند و از کانالهای عربستان به آن‌ها کمک ها نیز می رسانند ؛ بن لادن ها نمونه کارمند و دست نشانده نیز…. یا با کمک پاکستان و عربستان …. و یا بستر و کانال ناسیو نالیزم مثلآ بارزانی و طالبانی هجری و مبتدی و فرخ نگهداری و….؛ که صد البته اینها برای امپیالیستها نسبت به این کمونیستهای سرسخت و اشتی ناپذیر و لجوج که بسیار بهترند…. ؛ به هر صورت آنچه که به بیداری ملتها در عرصه های گوناگون در این منطقه و حتی در جهان که در بستر های گوناگون خود را نشان می دهند ؛  انجامیده ؛ و هر روز در همه جا رژه می روند ….این دوست پژاکی ما عاجز است زیرا فقط کردستان را می بیند زیرا کوهها مانع از افق دید بهتر می گردد  و ضرورتآ این نوع رفقا خرفت می شوند ؛ بنابراین راهی به جز این نمی ماند به جز اینکه به خرافات سیاسی در غلتد ؛ امیدوار است که : گربه مثلآ ایران خانم ؛ عابد شود و زاهدانا ….. مثلآ ایران طرفدار کرد ها شود یا ترکیه …. این دوست خوب پژاکی ما نمی تواند ؟ یا شاید نمی خواهد درک نماید !! و یا درک می کند و دروغ می گوید و به خود می‌گوید عن شاه الئه گربه ایران خانم است ….زیرا که بیان هر موضعی؛ و هر موضوع و مسئله ای بدرستی ….؟؟؟؟  مابه ازاء سیاسی دارد همانگونه هر غلط اندیشی قربانیان خود را دارد به هر حال ما می گوئیم ایشان نمی تواند درک نماید که ؛ در سیاست ؛ در میان سیستم های جهان امروز که بر مبنای سرمایه و سود اضافی بنا نهاده شده اند و گردش بر این محور است ؛ انتظار یک شام درست و حسابی به شیوه دلسوزی های ننه و خاله مان را از دشمن طبقاتی مان داشتن ؛ حماقت است و….. ببخشید کوردی مثال آوردم .این دوست عزیز پژاکی ما تنها مطلبی که ارائه می نماید و بدرستی هم بر آن تاکید می نماید مسئله ای است در حد مسائل دموکراتیک که با توجهه به موضعگیری های این دوست؛ حتی از بیان راه حلی عملی برای آن نیز عاجز است زیرا نمی تواند از محدوده مسائلی که باب طبع اربابان است خارج شود ؛ مسائلی که نه تنها در کردستان ؛ بلکه در همه جا آسمان همین رنگ است …. مثلآتمامی مسائل دموکراتیک حل نشده در زمان گذار از جامعه فئودالی به سرمایه داری از جمله برابری زنان و مردان ؛  و جوانان و سایر  حقوق خلقهای منطقه  نیز در چارچوب مسائل دموکراتیک…. میتواند باشد و هست …..زیرا زیر بنای تمامی این مشکلات همان مسئله برابری خواهی در عرصه اعتراضات به  استثمار انسان از انسان است ؛؛؛که  این دوست پژاکی من  فقط سهم خود را می خواهد ؛ آنهم در عرصه مسائل دموکراسی نیم بند باب طبع امپریالیستها که نکند برنجند….آنهم  با ترس و لرز می خواهد انرا گدائی  نماید؛ با ترس و لرز…؟؟؟  مطالبه ؟؟؟؟ یعنی گدائی ….مبارزه  ؟؟ و گدائی …؟  در نتیجه  بهتر بگوئیم ؛ ایشان گدائی می نماید ؛این دوست پژاکی من بر پایه احساس و تفکر مسائل ملی که متعلق به سیصد سال پیش است  ؛ پدیده ای که حتی در آن زمان ؛ تحولات نیز  خود را تحمیل نمود و طبق ضرورت زمان خود ر ا نیاز به تغییرات ؛ خود جامعه خود را به پیش برد ؛ ….که این دوست پژاکی من نمی خواهد به ان  فکر نماید که امروز همان خواست به جا مانده از همان تحولات اساسی تاریخ  آن زمان ؛ امروز  در اثر عقب ماندگی و بودن استثمارگران و دشمنان مردم و امپریالیستها و دولتهای ارتجاعی منطقه به ضد مسئله ملی تبدیل گردیده است و امپریالیستها  و نوکرانشان نهایت استفاده را از آن می برند ؛ و چون این دوست من آنرا درک نمی کند ؛ نمی تواند از خود بپرسد؛ از خود نمی پرسد ؛ چرا باوجود صدها خلق در این سرزمین ها ….در هر کشوری دهها خلق زندگی می کنند… البته کم و بیش ؛ چرا ؟ به چه دلیل امروز دیگر این‌ دولتهای ارتجاعی و فاشیست و شوینیست  سرمایه داری ؛ اگر دلسوز ملت های ما هستند ؛  چرا حاضر به حل مسأله ملی در آنجاها نیستند ؟؟؟   و حتی این رفیق خوب من نمی‌خواهد نگاهی به هندوستان با بیست زبان رسمی به ولز و اسکاتلند و به کبک کانادا  و ملیتهای ساکن در ژاپن بیندازد . اگر چه تمامی این‌ها از آن جهان سرمایه داری پیشرفته می‌باشند و دارای تاریخی طولانی هستند…؛ در یک کلام ؛ سرمایه داری با حل مسأله ملی بنا به منافع طبقاتی اش ناتوان است و هر راه حلی از سوی سیستم سرمایه و مزدورانشان در جهت منافع  سرمایه داری امپریالیستی خواهد بود ؛ توهم به سرمایه  همانند است به انتظارحل مسئله کردستان از سوی اتاترک و شاه ها و خمینی ها ….  امپریالیستها نیز جهان را با جنگها همانند کیک های عروسی میان خود تقسیم نمودند و امروز با جنگهای منطقه ای و جنایتکارانه شان  به سور عزای ما نشسته اند ؛ در میان خود به انواع وسایل  به دریدن جهان مشغول اند و ما باید بسیار خرفت باشیم که ندانیم تضاد طبقاتی میان نیرو ی کار و سیستم سرمایه  آشتی ناپذیر است ؛ اگر چه بسیاری از این ناسیونالیستهای ما همانند بچه گنجشک های کور چشم باز نکرده در انتظار نواله ای ناگزیر از سوی امپریالیستهایشان هستند  ؛  آنها نمی خواهند بفهمند سیستم سرمایه مخالف حل هر مسأله ای اجتماعی به صورت برابری خواهانه است ؛ سرمایه داری در بازار بورس و تقسیم جهان معنا دارد که برای نگهداری سیستم سود بری  از آن غارت ها ؛ کشتار ها راه می اندازد و اگر بمب اتمی نبود امروز در جنگ جهانی پنجم بودیم ….؛ تنها سوسیالیزم و تحولات بنیادی اجتماعی راه حل امروز جهان در این عرصه و تمامی عرصه های زندگی جهان امروز می‌باشد ؛ اما افسوس برای مقداری احساس مسئولیت  و درایت سیاسی ….. از فحوای کلام این رفیق خوب می توان درک نمود یا شاید فکرش به آن نمی رسد درک نماید .من خوشبینانه می نگرم  ؛ و می گویم ؛ این رفیق عزیز نمی تواند ببیند ؛؛؛ عامدانه از درک و نگاه به ریشه های مسئله طفره می رود و نمی خواهد ببیند ؛ که اگر امروز در این عرصه بیداری ملی وجود دارد و هست ؛ علت ضرورت زمان و به انتهای خط رسیدن سیستم سرمایه است ؛ بحرانها و نابرابری و توحش سرمایه به هر گوشه‌ای از جامعه بشری بطور روزانه ؛ نیشی و لگدی و جفتگی و ساطور و دشنه ای زده و می‌زند ؛ و مهم تر از آن ؛ دوران حل مسئله ملی به شیوه سیصد سال پیش خیلی وقت است به سر آمده است حدودآ  دویست  سالی است .امروز جهان در مرحله دیگری از تاریخ است …. امروز تضاد جهانی تضاد کار است و سرمایه ؛سیستم جهان ناعادلانه است حتی در مسئله ملی و حتی مذاهب و ….؛ اگرچه  جامعه امروزین ماهیتا همانند زمان برده داری است؛ اما امروز تلاش در جهت حل مسأله ملی به تنهائی به شیوه آن زمان باز هم ما را از تاریخ عقب نگه می‌دارد ؛ زیرا نارس است؛ شل و لنگ است ؛ باری است کج ؛  گام برداشتن و رفتن در این مسیر ؛ بیش از هر کسی امپریالیستها را  خوشحال می نماید ؛ امروز در تمامی جهان اعتراضات علیه نابرابری ها  برای آزادی و برابری روز مره است و…..سرمایه سالهاست که از دوران بورژوا دموکراتیک خارج گردیده و به انگلیسم و قمار و بازار های بورس و تجارت و …. در غلطیده و جوابگوی نیاز های زمان و مردم کارگر و زحمتکش یعنی توده های ((99 در صدی))  جامعه ما و جامعه بشری نمی باشد و نیست .  ؛ ما در این شرایط اگر بدنبال نواله ای ناگزیر بنام حل مسله ملی به سبک و خواست امپریالیست ها بدون خواست ازادی و برابری  باشیم ؛ امپریالیستها استقبال می نمایند و دلیل  اینکه بارزانی بهتر از کمونیست ها است به این علت  است ؛ یعنی کمونیستها و توده های مردم به جان آمده باعث می شوند که بارزانی ها مورد قبول امپریالیستها واقع شوند …. بر بستر و کانال مسئله ملی اینگونه است…. در این دوران در تمامی جهان و در منطقه ما مخصوصآ !!! آثار این همه تضاد طبقاتی و ویرانی را می توانیم بروشنی ببینیم !! که خود سرمایه برای فرار از دست نتایج ناهنجاری‌های دست پخت خودش  آب را گل آلود می نماید و به آن دامن می‌زند ؛ خلقها را تحت عنوان مذاهب و ناسیون ها و …به جان هم می‌اندازد ؛ با استفاده از مزدورانش و با استفاده از همان مسائل و مشکلات به جا مانده از تاریخ جوامع ما ؛ بنفع خودش و به منظور در ته چاه جمکران نگه داشتن ما و تفکراتمان ؛ بر بستر حماقتهای ما و توده های خرفت در نهایت رذالت تلاش دارد و جاش و خودفروشان وطنی آتش بیار این رذالت اند …. ما نیز ؛ دلسوزان و فرزندان زحمتکشان و فرزندان کارگران خود از روی نادانی و دلسوزی خاله خرسه ای میخ چوبینه ای از این بیچارگی می باشیم ؛ هنوز نمی دانیم امروز ؛در این منطقه ما ؛ اسلام و ناسیونالیزم بهترین امکان انحراف از اصل موضوع برابری طلبی ها می باشند و امپریالیستها خود به آن دامن می زنند ؛ کمربند سبز بدور شوروی سابق در رقابت میان این درندگان هنوز کارکرد دارد اگرچه  امروز شوروی نیست اما آزادی خواهی و برابری طلبی بسی جهانی تر گشته ….. آیا ما نباید از خود مان بپرسیم که چرا امروزه این همه اعتراضات و جنبش ها در تمامی جهان وجود دارد ….؟علیهه چه کسی است ؟  چرا و به چه دلیل در جهان امروز در حد یک جنگ جهانی  درگیری وجود دارد ….؟؟؟ آیا همه در جا همه آنها کوردند ….؟ یا شاید سایه کردها بر سرشان افتاده …. ؟ شاید کردی مانند من از آن منطقه غبور نموده و شور انقلابی اش دامن آنها را نیز گرفته ….؟ به هر صورت این رفیق عزیز کورد  پژاکی ما با این کارش به کرد ها یک مدال حلبی می دهد و یا شاید مانند سایر رهبران کردها در عراق به امپریالیستها چشمکی می زند که ما هم بله ….!!! کم نیستیم !! چاکریم ؛ امر بفرما ؛ در خدمتیم ؛ برای خودمان قدرتیم …. …. و در خیال….؛ خود را تافته ای جدا بافته ؛ ترمه و حریری کوردی …. خود را بالاتر از تمامی خلقهای منطقه و جهان می نشاند و . بازهم همان داستان ناسیووووو نالیزم ….که شاید عامدانه می خواهد بنمایاند ؛ شاید بصورتی حتی ناخواسته مطرح می گردد ایشان از خود نمی پرسد …. مثلآ آیا ذر فلیپین و یا ….. مسئله کرد ها وجود دارد ….؟ یا شاید همشهری من در آنجا غاز می چراند و کورد است….و یا

دوستان شاید فکر می کنید ؛ قلم من اسهال گرفته و دارم جوک می گویم و روده درازی می کنم….بنگرید به این شیوه تفکر و بیان این دوست پژاکی من….:

واقعیت این است كه كوردها به دلیل عدم مبدل‌شدن به دولت‌ـ ملت دارای بالاترین پتانسیل سیاست دموكراتیك در منطقه هستند. چون سیاست‌های انحصارطلبانه، مركزگرا و سلطه‌خواهانه‌ی دولت‌های منطقه و سیاست‌های منفعت‌طلبانه‌ی نیروهای خارجی در برهه‌ی كنونی با هم تصادم نمودند، بن‌بست عظیمی در خاورمیانه به‌وجود آمد

اینجاست وقتی مارکس می‌گوید برای اینکه دایره تفکرات یک نفر از حد تفکر یک بقال سر کوچه؛ اگر محدود باشد ؛ …. لازم نیست که آدم حتمآ بقال سرکوچه باشد یک سئوال کوچولو ؛ آیا فارسها که هم دولت دارند هم ملت اند دیگر مشکلی ندارند ….؟ آیا ترکها هم دولت دارند و هم ملت اند آیا اسپانیائی ها هم دولت دارند هم ملت اند و….یونانی ها و فرانسوی ها و……برو تا آخر ایتالیائی ها و ….آیا این است شیوه تحلیل مسائل سیاسی ….؟ و آیا این است راه حل مسئله کورد و کردستان …؟ ای که ره را ندانی راهنمائی کی توانی ؛ این دوست عزیز من درست مانند تمامی دیگر ناسیونالیستها نمی تواند درک نماید یا نمی خواهد بداند ؛ زیرا حتی یک کلمه از موضوع اصلی را بر زبان نرانده است البته اگر می گفت به درد من دچار می شد و مورد غضب امپریالیستها قرار می گرفت …. به هر صورت وسعت نظر این دوست پژاکی من ؛ در حد دید سیاسی یک چوپان که از دیدن گوسفندانش بیشر لازم نمی بیند دید داشته باشد و نمی تواند ببیند و نمی بیند ؛ نمی‌خواهد بفهمد که در جهان امروز حل مسئله ملی مانند تمامی مسائل دیگر جوامع بشری از کانال آزادی و برابری ؛ همچون آزادی و برابری در تمامی عرصه ها می گذردو بس …. امروز فشردگی جوامع بشری تا آنجائی است که حتی مرز های ملی را به کناری زده ؛و جهان بشری به یک جهان بی مرز در برابر سرمایه تبدیل گردیده است ؛ و از بیست هزار زبان و لهجه و فرهنگ در سیصد سال پیش امروز  در اثر سرعت گردش کالا و  به هم پیوستگی دهکده جهانی ؛تنها هفت هزار زبان و لهجه باقی‌مانده است ؛اما نابرابری در جهان  به بیست هزار برابر زمان برده‌داری افزایش یافته است ؛البته اگر آمار از من بخواهید ؛ ندارم ؛ زمانی بود که برای رهائی از سلطه فئودالیزم و امپراطوران نیاز به ساختن محدوده ملی و کشور ….و دفاع از هویت ملی بسیار اساسی بود؛ در آن زمان بسیاری از ملتها از جمله خلق کورد در خواب ناز تاریخی شان خواب حوری های بهشتی را می دیدند و رفتن به بار خان و شیخ ها  و ملا ها و صلاح الدین ایوبی های کوردها ؛ در فکر جهان گشائی برای اسلام عزیزشان بودند ؛ اما از بر پائی دولتی برای کورد ها حتی خوابش را هم نمی‌دیدند ؛تازه اگر هم می‌بود تا مرحله‌ای بد نبود ؛ چیزی شبیهه به دولت ایران و ترکیه و … می‌بود ؛ زیرا دنیا بسوی از بین بردن دولتها و مرز ها پیش می‌رود و متأسفانه ما به موازات عقب‌ماندگی ؛ به عقب نگه داشتن تاریخ به خاطر منافع حقیر خویش که در جائی ؛ تا مرحله‌ای لازم و به لحاظ فرهنگی برابری خواهانه و انسانی است ؛ و بود ؛ امروز دیگر به آن صورت گذشته‌اش دیگر نیست ؛ ولی بازهم ما بازهم درجا می زنیم زیرا عقب مانده ایم  …..ما به قبر امامی دخیل می بندیم که در آن یابو چال کرده اند ؛ما از درک این موضوع عاجزیم که امروز جهان به سوئی می رود که سالهاست که مرز های ملی دیگر معنائی ندارد ؛ در اثر توسعه تاریخی که خود سرمایه و سیستم سرمایه داری محصول آن است ؛باز هم در اثر توسعه ضرورتآ بوسیله خود سیستم سرمایه مرز ملی  از میان رفته است .و مرز میان بالائی ها و پائینی ها به روشنی مانند خورشید می درخشد و ما ناسیونالیستها کوریم …..و باز هم از دیدن این منظره نیز همانگونه و به همان صورت عاجزیم ؛که مثلآ مرز میان بالائی ها و پائینی ها هنوز  آیا فرقی میان ملا های الدنگ و مذهبی با ناسیونالیستها می بینید ….من که نه ….!!! ….اما این دوستان ناسیونالیست ما باز هم مدرسه شان دیر شد و در خواب تاریخی شان به چرت زدن عمدی مشغول اند ….و نیز بازهم این تازه از خواب بیدار شدکان ناسیونالیست ما باز هم دارند با همان فاصله های تاریخی از تکامل و نابرابری حتی در عرصه ملی از درک شرایط زمان عاجزند . به همین علت عقب مانده اند ….کورد ها و روشنفکران کورد عقب مانده اند و بسیاری شان مزدور و خود فروش ….یعنی جاش ….مانند هجری از حزب دموکرات و یا عبدالئه مبتدی ؛ و یا ….برای خودفروشی هایشان زمینه مناسبی دارند یعنی ناسیونالیزم بستر بسیار مناسبی برای دکان و بازار خود فروشی است ؛ همانگونه که در خواب مانده های تاریخی آن زمان نیز از درک تحولات عاجز بودند و از قطار تاریخ به جا ماندند ؛ عقب ماندند ….باز هم  امروز  به موازات عقب ماندگی تاریخ عامدانه نمی خواهند بدانند ؛ همانگونه که آن زمان نیز نمی دانستند ملت یعنی چی ؛ همگی با هم ولاکن امت مسلمان بودند …. ملت به چه درد می خورد … امروز هم درست مانند آن زمانی که برابری ملی را نمی شناختند ؛بازهم به شیوه سابق از تاریخ عقب مانده اند و از نابرابری ها با زبانهای مختلف دفاع می نمایند؛ به امپریالیستها چشمک می زنند ؛ و بعضی هایشان بی چشم و رویانه و بصورتی که بی عار زد به دریا و گفت تر تر چه باشد ومانند هجری و مبتدی و سایر خودفروشان از بیان مزدوری هایشان ابا ندارند ….. و این ناسیو نالیستهای دلسوز خلق کرد که دوستی شان بیشتر خاله خرسه ای است ؛یعنی اینها همان کاری را که می بایست در زمان خویش به انجام می رسانیدند و نتوانستند؛ باز هم دارند ناتوانی هایشان از درک تاریخ و تحولات تاریخی و دوران و …. را اما این بار عامدانه تکرار می نمایند ؛ بموازات تاریخ و با همان سرعت که نکند همراه تاریخ تحولات گردند ؛  دارند در چمن زار سرمایه به گردش می پردازند ؛ خدا کریم است بقول عزیز نسین عن شاه الئه گربه است  …. با اصرار در انجام آن فکر ها می نماید شان …..؛ که ال بوته شاید ما نمی‌فهمیم ؛ این‌ها زیادی این قلابی اند ؛ بشدت سر خود را شلوغ نموده اند و از فکر نمودن باز مانده اند حتی نمی شنوند …. از یک حق واقعی و مسلم خلقها ؛بنام مسئله حق تعیین سرنوشت خلقها ؛ برای خود قبائی می دوزند ؛ که  در بهترین حالت در دلسوازانه ترثن حالت ؛ امپریالیستها آنها را به خط می نمایند ؛ برایشان بر بستر همان دوران زمان امامان و رهبران و صلاح الدین ایوبی ها  ؛ رهبران ؛ پیغمبر و خدا و بت و … می سازند ؛ به شکل روانی و تزریق بیهودگی روانی ان عمل ناشایست  این است که ملت هیچ است مردم هیچ اند؛ رهبر تصمیم می گیرد ؛ مردم هیچ اند ؛ ….آنرا هر چی می‌خواهی بنام ؛ بر بستر همین عقب‌ماندگی‌ها عبدالئه مبتدی ها و هجری ها بارزانی ها و سایر خودفروشان و جاشها زمینه خود نمائی می یابند و همگی با هم بر علیه برابری طلبی تحت نام ناسیونالیزم ردیف می‌شوند و در نهایت و در نتیجه بازهم ؛ حق تعیین سرنوشت خلقها یعنی برابری ملی خلقها زیر لگد سم یابو های تاریخ در هم کوبیده می‌شود باز هم بنام خلق ؛ خود خلق را نابود می نمایند ؛ و نعل وارونه می زنند و پس از کشتار ها از فرزندان این مردم ؛ باز هم …. کورد های ما نیز باز هم مرغهای عزا و عروسی تاریخ عقب‌ماندگی‌هاباقی می مانند ؛ …..ناسیو نایستهای ما دقیقآ مانند این مجاهدین و اکثریتی های عزیز و دوست‌داشتنی البته برای امام…. نه برای ما ....ادای روشنفکر و این قلابی در می آورند؛ ناسیونالیستهای ما نیز ؛با ناز و کرشمه رو به استثمار گران و عروسکهای خیمه شب بازی سیستم سرمایه ؛ می گویند امپریالیستهای دوست داشتنی شما نام ما را در لیستت داشته باشید خواهشا؛ که ما نیز وجود داریم گور پدر آنکس که از گرسنگی و نابرابری‌ها می میرد …. امپریالیستها نیز به خوبی دوران را درک می نمایند می گویند اینکه کاری ندارد …. به چشم ....کورد کورد کورد کورد …. صد هزار بار کورد ….در جهان کورد اما کسی نیست بپرسد خوب کورد هم مانند سایر خلقهای جهان نان و آب و زندگی و می خواهد این کورد کوردی که تو می خواهی در جهان امروز ….مانند تمامی سایر خلقهای جهاننه علتش عبداله اوجلان است و نه قاسملو و نه سکمو نه شرفکندی و نه قاضی محمد…. نه ….بلکه علتی دارد و باید داشته باشد وگرنه همین آقا چرا در سیصد سال پیش از شکم مادرش بیرون نیامد ؟ و ما را نجات نداد ؟ امروز که ما مردم جهان به میدان آمده‌ایم تو در فکر چی هستی تنها سهم خودت ؟ بابا تو دیگه کی هستی ؛ در این جاست که ناسیونالیزم و امپریالیزم و مذهب و توحش ضرورتآ یکی می شوند و بر هم منطبق  در جهت نابرابری ها ؛ امروز برابری خواهی در تمامی عرصه ها و بیداری ملتها از فرط فقر و گرسنگی و بیچارگی درگیر در تضاد های سرمایه است ؛ مبارزه ای است آزادیخواهانه و برابری طلبانه که در مناطق و کشور ها و در میان خلقها و ملتهای گوناگون در بستر های گوناگونی جریان می یابد و جریان دارد ….و در شکلهای مختلفی خود را می نمایانند و مانند مذاهب که هر کسی شکلی و تصوری از خدایش را دارد و مذهبش بالاترین است و حاضر است برای آن بهترین دین اش  به آن دنیا به بغل حوری های بهشتی برود ؛ ناسیونالیزم نیز دقیقآ همان است ….. هنگامی که مردم مانند گوسفند بدون تفکر بدون دانش عکس خمینی را در ماه می بینند؛  بسیار طبیعی است بر این بستر نیز افرادی تبلور این جریان و تفکر بی پایه و اساس گردند و می شوند فلان عبدالئه اوجلان یا قاضی محمد یا ….در مرتبت خدائی قرار می گیرند ؛ اگر چه ارزش کارهایشان از کار و فداکاری یک پیشمرگه گمنام بیشتر نمی تواند باشد و نیست ؛ اما آنها در اثر زمینه مذهبی حاکم بر اذهان متوهم در مقام خدا قرار می گیرند  نقش شخصیت ها در زمانهای گذشته در حد پیامبران خدا بود رهبران نیز اما امروز دیگر پیغمبر و امامی دیگر وجود ندارد اگر  کسی مدعی ان باشد طرف را به تیمارستان می برند ….. ما ناسیونالیستها چون به سبک زمان خلفا و پیامبران و امامان بی مامان می اندیشیم…. مذهبی و وارونه نگریم …. فکر می کنیم که مثلآ عبداله اوجلان و قاسملو ….وکردستان را به حرکت دراوردند ….درست همانگونه که برای توده خرفت خمینی در ماه عکسش آمد و ….رهبر شد …. نمی پرسیم که چرا سالها پیش از آن نیامد بره توی ماه ما که به خیابانها آمدیم او هم رفت روی ماه و در مستراخهای ماه نیز عکسش را نصب نمودند  …. بله ….ننه بزرگ من ….وقتی پسر خاله ام را پشت فرمان یک تریلی می دید صد تا صلوات می فرستاد که این بچه کوچولو چطور می تواند آن ماشین به آن بزرگی را راه ببرد هاهاها…. این شیوه تفکر کور و وارونه از واقعیات دامن کورد های ما را نیز ول نمی نماید ….. اما باید دانست و با صراحت بیان نمود و خود را گول نزد که زمان قهرمانان و شخصیت های تاریخی به سر آمده ….زمانی بود که یک نفر رهبر و امام و پیغمبر و چنگیز مغول و اسکندر و صلاح الدین ایوبی …. می شد و دیگران گوسفندان خدا....امروز درست برعکس هر کسی که نماینده یک تفکر باشد در راستای منافع طبقاتی طبقه کار و تولید می تواند باشد و تبلور آن مسائلی باشد که بر عهده گرفته است نه بیشتر …. یا اینکه نماینده تفکر سرمایه و سیستم سرمایه است به هر شکلش و در آن مسیر براه می افتد بدون اینکه حتی اگر خودش بخواهد ؛ بین این ریل قطار اگر کسی بنشیند هنگام عبور قطار سرش می شکند ….هر شخصی که بتواند راستای دوران تضاد کار و سرمایه را بشناسد و در این کلاف سر درگم حوادث بی شمار نخواهد خود را گم نماید و ….می تواند در حد یک انسان در سرنوشت خویش و دیگران در محدوده زمان و مکان و شرایط خویش نقش داشته باشد .همه ما با هم همه چیز هستیم البته اگر تشکل و آگاهی و درک درستی از مسائل داشته باشیم در یک کلام درک ضرورت یعنی همه چی ؛ ….به هر حال این رفیق خوب پژاکی ما عامدانه نمی خواهد آوارگی میلیونها انسان بصورتی روزانه در سطح جهان بدنبال لقمه ای نان را ببیند …. از جهان زیر دست غارت می نمایند و بدور خود به سبک زمان قرون وسطی بدور خود حصار کشیده اند و نام آنرا مرز نهاده اند و از آن نیز پاسداری می کنند …..و باز هم ایشان نمی خواهد بیش از آنچه  را که در ذهن دارد ؛ ببیند !!  آیا آنها دیگر خلقها ؛ خلق نیستند ؟ در عمل می فرماید گور پدر همه ؛ به من چه …به همین دلیل برخلاف آمال و آرزو های شیرین و انسانی اش ؛ هم مذهبی می شود و هم ناسیونالیستی  کور …. ضرورتآ ایشان نمی‌تواند درک نماید ؛ که تمامی مشکلات موجود امروز جهان و از جمله کوردستان ؛دنباله و نتیجه درگیری های سیستم سرمایه جهانی است ؛ تمامی درگیری ها و مبارزات و جوشیدن تمامی جوامع جهانی بدنبال آزادی و برابری ؛  حتی برابری در عرصه مسائل ملی …. است ….به نظر من آری این دوست عزیز پژاکی ما مانند سایر ناسیونالیستهای طرفدار برابری حقوق ملی با قلبی مهربان و احساسی پاک و شریف برای حل مسأله ملی در کردستان تنها یک راه دارد …. یا بصورتی رسمی به دریوزگی امپریالیستها درآید ؛ چون مبتدی و هجری و  بارزانی و سایر خودفروشان که صد البته دریوزگی و گدائی مسأله ای از مشکلات مردم را حل نمی‌کند زیرا منافع طبقاتی را با گدائی نمی‌تواند باز ستاند پس گدائی بیخود است ؛…. که متاسفانه از فحوای کلام  این دوست پژاکی مام ؛ ی توان این تصمیم را خواند ؛ البته ایشان قصد دارد قلمی و دیپلماتیک حرف بزند ….اما  متاسفانه مالیده …..شب بوده و نپائیده ….و یا بصورتی انقلابی …..که در موضع گیری هایش هم نشانه هائی از آن هنوز وجود دارد …. با درک شرایط دوران و همراه با سایر خلقهای منطقه و جهان  برای برابری در تمامی عرصه ها از جمله احقاق حقوق ملی خلقها از جمله حق تعیین سرنوشت خلق کورد تا تشکیل دولت مستقل ملی همراه با کارگران و زحمتکشان سایر خلقها ….بکوشد و با هم بکوشیم  ….نشستن در میان این ریل قطار تاریخ خطر نوک است

 حق تعیین سرنوشت خلقها  حق مسلم و انسانی تمامی خلقهای جهان است؛

مرزها میان انسانها برای تقسیم غنائم است ؛ استثمارگران به انسانها همچون حیوانات و مال و  زمین و کشتزار و کارخانه و وسیله ای برای کسب سود می نگرند

….جهان متعلق به انسانهای روی زمین است و انسان جزئی از این طبیعت می باشد ؛ مرز ها از بی معنی ترینها هستند ؛ زیرا حافظ منافع طبقاتی یک ملت یا کشوراند که بر مبنای تقسیم سود و سرمایه میان استثمارگران ساخته شده اند و انسانها را با آن همچون زمان برده داری یا فئودالی میان خود تقسیم می نمایند و می فروشند ؛ و اثاری است از زمانی که گله های انسانی همچون گله های حیوانات  متعلق به اربابان بودند ؛ خرید و فروش می گشتند و جنگها بر سر کشور گشائی ها و تقسیم و غارتها صورت می گرفت و یا در سیستم سرمایه در ادامه همان توحش همچون کسب سود است ….امروز همه مسائل از کانال و بستر آزادی و برابری می گذرد ؛ ضرورت زمان امروز و فردا های دیگر ؛ هر چه بیشتر  اجتماعی شدن تولید و تقسیم عادلانه است مرز ها نیز به گذشته ها و زمان یابو های تاریخ و امپراطوران و ….تعلق دارند ….زمان و تاریخ و دوران را دریابیم اگر نمی خواهیم بیش از این عقب بمانیم…..

زنده باد ازادی و برابری

راه سوم یعنی دریوزگی و آستان بوسی بر درگاه امپریالیستها

همانگونه که بسیاری از این ….. نیز با ژست و قمپوز به خود فروشی مشغولند ….

عمر محمدی

چهارشنبه ۲۲خرداد۱۳۹۲برابر با۱۲ ژوئن ۲۰۱۳

بە داخ و پژارەیەکی زۆرەوە لە شەرێکی نەخوازراودا بۆ سەر پێشمەرگەکانی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران پێشمەرگەیەکی ئەو حیزبە بە ناوی قادر کەریمی شەهید بوو ،هەر بەم بۆنەوە هاوخەمی خۆمان بۆ هەموو ئەندامانی حدکا و هەروەها بنەماڵە و هاورێ و هاوسەنگەرانی دەر دەبڕین و هیوادارین کە ئەم شەڕە کۆتایی پێ بێت.بە داخ و پژارەیەکی زۆرەوە لە شەرێکی نەخوازراودا بۆ سەر پێشمەرگەکانی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران پێشمەرگەیەکی ئەو حیزبە بە ناوی قادر کەریمی شەهید بوو ،هەر بەم بۆنەوە هاوخەمی خۆمان بۆ هەموو ئەندامانی حدکا و هەروەها بنەماڵە و هاورێ و هاوسەنگەرانی دەر دەبڕین و هیوادارین کە ئەم شەڕە کۆتایی پێ بێت.

بە داخ و پژارەیەکی زۆرەوە لە شەرێکی نەخوازراودا بۆ سەر پێشمەرگەکانی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران پێشمەرگەیەکی ئەو حیزبە بە ناوی قادر کەریمی شەهید بوو ،هەر بەم بۆنەوە هاوخەمی خۆمان بۆ هەموو ئەندامانی حدکا و هەروەها بنەماڵە و هاورێ و هاوسەنگەرانی دەر دەبڕین و هیوادارین کە ئەم شەڕە کۆتایی پێ بێت.بە داخ و پژارەیەکی زۆرەوە لە شەرێکی نەخوازراودا بۆ سەر پێشمەرگەکانی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران پێشمەرگەیەکی ئەو حیزبە بە ناوی قادر کەریمی شەهید بوو ،هەر بەم بۆنەوە هاوخەمی خۆمان بۆ هەموو ئەندامانی حدکا و هەروەها بنەماڵە و هاورێ و هاوسەنگەرانی دەر دەبڕین و هیوادارین کە ئەم شەڕە کۆتایی پێ بێت.

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s