انسان محصول وراثت است و محیط

…..  هر چه سیستم انسانی تر ؛ به همان نسبت ازادی بیشتر ؛سیستمی انسانی است که برابری در آن حاکم باشد ؛ در آن جامعه و سیستم از استثمار خبری نباشد

انسان محصول وراثت است و محیط …. فقط .

هر چه سیستم انسانی تر ؛ به همان نسبت ازادی بیشتر ؛سیستمی انسانی است که برابری در آن حاکم باشد ؛ در آن جامعه و سیستم از استثمار خبری نباشد

انسان محصول وراثت است و محیط …. فقط…

وراثت به این معنا که یک انسان از یک پدر و مادر انسان متولد می شود و یک کودک انسان  ؛ مثلا از  یک زرافه بدنیا نمی اید  ؛ حتی اگر بعدا  ملا بشود ؛ و محیط پرورش و سیستم فکری و آموزش و دانش و روابط اجتماعی و …. که بر مبنای شیوه تولید و توزیع ثروتهای مادی و اجتماعی و  جایگاه فرد در جامعه و میزان سهم بری از محصولات اجتماعی در شیوه نگرش فرد بسیار اهمیت دارد ؛ مثلا انسان زمان برده داری معمولا برده دارانه فکر می نماید؛ مگر اینکه کسی مانند سقراط باشد که در آن زمان از روابط این زمان سرمایه  و داد و ستد و شکل کالائی و پول در حد تشخیص سیستم امپریالیستی نیز حرف می تواند بزند ؛ که البته او نیز در آن زمان از سیستم سوسالیستی و …. زیاد اطلاع  و تصوری نداشت ؛ به همان صورت امروز هستند کسانی و بسیار اند که به شیوه تفکر زمان برده داری می اندیشند …..؛ توده های مردم و روشنفکران خرده پای ان زمان مانند  روشنفکران میرزا بنویس بورژوازی امروز از دموکراسی برده داری دفاع می کردند ؛  همانگونه  که اینها امروز به دموکراسی امپریالیستی قسم می خورند ؛ در آن زمان برای آن کوته بینان برده داری ابدی بود و البته سه هزار سالی طول کشید ؛ بیچاره ها نمی توانستند بیش از آن باشند …. آن زمان سیستم و فرهنگ برده داری بود ؛ یا حتی بنیان کذاران مذهبی و پیغمبران که خود در برده داری سهم داشتند ؛که حرفش را نزنید …آنها از عدل و خدا و برابری و مساوات و ….حرف می زدند اما  خارج از چار چوب برده داری نمی توانستند تصور دیگری داشته باشند ؛  کتابهای مذهبی را ورق بزنید و ببینید ….؛ و اما امروز در سیستم و جامعه ای طبقاتی؛ منافع طبقاتی بورژوا یا خرده بورژوا و بقال سرکوچه و یا دلال خرده پا و یا بورژوای استثمارگر و دلالان  وال استریت و بورس نیویورک و از آن دست  روشنفکر بورژوا و خرده بورژوا ….با ادبیات و فرهنگ بورژوائی شان و دفاع از منافع طبقاتی استثمارگرانه شان ؛  هم چون یک روشنفکرخرده بورژوای تنگ نظر نمی تواند تضاد طبقاتی را اعتراف نماید می بیند و دروغ می گوید ….به سخنان حکومتیان بنگرید ….ما نیز اگر بصورتی کور و به شکلی ایستا  تفکر نمایم ؛ نه پوینده و برنامه ریز برای حرکت بسوی اینده وبه منظور ساختن جامعه ای نوین و انسانی و آکادمیک و در حال نو شدن و پویا….. یعنی  تغییرات سیستمها و جامعه را نه بینیم ؛ درست مانند ندیدن  گرد بودن زمین و گردش کره زمین بدور خورشید و تابیدن خورشید و….هفت طبقه اسمان و نشستن خدا در طبقه هفتم و …..مکائیل و جبرئیل و عزائیل و …..؛ همانند داستان گردش زمین بدور خورشید و گالیله و کلیسا و روشنفکر کلیسائی آن زمان ؛ بازهم  امروز نیز داستان  تغیر ناپذیری سیستم های اجتماعی و طبقه کارگر و نا ممکن بودن سوسیالیزم …..می شود  آنچه که شب و روز از بوق و کرنای دموکراسی سرمایه داری و میرزا بنویس خود فروخته سرمایه داری و منافع طبقاتی شان  که  آنها را در یک جایگاه طبقاتی مشخص قرار می دهد …. همانگونه که منافع طباتی هر کسی و نوع و سیستم تفکر فرد در جامعه ؛ جایگاه  طبقاتی و فرهنگی و تفکر و نگرش و …. او را در جامعه تعین می نماید ….. که در اینحا تحرک طبقاتی و سطح دانش و درک و انساندوستی و عشق به انسان و شرافتمندی و …. بسیاری مسائل ؛  مثلا ؛ به فرد شرافتمند بچه بورژوا می آموزد که طبقه کارگر برحق است و استثمار غیر انسانی است ؛ همانگونه که یک کارگر جاش خود فروش مزدور سرمایه دار می شود و به طبقه اش خیانت می کند….. از همه مهمتر سطح آگاهی طبقاتی و شعور و ذهن تاریخی و دانش توده های کار و زحمت ؛ مسیر تکامل فرهنگی و تکامل جامعه و پویندگی و کلاسیک بودن ؛ یا عقب ماندگی اجتماعی و توحش و روابط جامعه ماقبل تاریخی و زمان برده داران در شکل گیری تفکر و فرهنگ مان تاثیری بزرگ دارد …. که اساسا  در سطح توده ها بر مبنای  شیوه تولید و نوع روابط و سیستم های اجتماعی تعین کننده است ؛ عرصه ای از درگیری های فکری و مبارزات طبقاتی بر این مبنا می باشد ….. باید دانست که در یک جامعه طبقاتی نفس کشیدن نیز ؛ حتی نفس کشیدن طبقاتی است و بر مبنای منافع طبقاتی صورت می پذیرد ؛ هر کلمه  و حرف طبقاتی است ….. در یک سیستم و جامعه طبقاتی توهم به طبقات استثمارگر فقط با حماقت برابری می نماید ؛ البته اگر با خوشبینی و در بهترین حالت در نظر بگیریم …. و در بدترین حالت ؛ آن گونه توهمات خرده بورژوائی نسبت به طبقات استثمارگر با خیانت به طبقه کارگر و مزدوری برای استثمارگران و مردم فروشی قابل مقایسه است ؛ پس بر این مبنا  …..

  نوع سیستم ها هستند که فاشیستی اند ؛ یا …؛ نه اتا تورک و نه خامنه ای و نه خمینی و نه ملا حسنی روحانی بنفش و زرد و ابی و فلان کسک و ناکس رهبر و حاکم …. خود همانهائی که تا دیروز در زندان ؛ زیر ستم بودند؛ وقتی به حکومت می رسند همان کاری که با آنها شده با دیگران می کنند ؛ مانند یهودی های قربانی دست هیتلری ها در اسرائیل  بر ضد فلسطینی ها و؛ یآ خر خالی های زندانی شاه و شاه های زندانی خرخالی ها و خمینی ها ؛ هیچ فرقی ندارد چه کسی حکومت می کند ؛ آنچه که ادامه دارد …. سیستم طبقاتی زندان و ترور و شکنجه و اعدام و ادامه تکرار همان حوادث تراژیک تاریخ است و انسانها باز هم قربانی اند … بنابراین انسانها شایسته حکومت هایشان هستند …. خمینی و هیتلر و اتاتورک و شاه زائیده یک سیستم فاشیستی هستند ؛ نه اینکه فاشیزم زائیده آنها باشد ….که هر یک از آنها در یک سیستم طبقاتی فاشیستی خود تبلور فاشیزم می گردند ؛ سیستمی فاشستی که حاکم است و وجود دارد ؛ ؛ هیچ انسانی بد نیست؛ تمامی انسانها همه خوب اند از خمینی و اتاتورک و خامنه ای و احمدی نژاد و شاه و هیتلر و …. در یک جامعه انسانی همه از حقوق شهروندی برابر با سایر انسانها باید برخوردار باشند ؛ آزادی از آن همه است …. باید دانست که این سیستم ها هستند که ادمها را به خدمت می گیرند …. بسیار مهم است بدانیم بهترین یا بدترین برای چه کسی ؟؟ بهترین فرزندان مردم کارگر و زحمتکش بدست بدترین ادمها ؟؟؟ کدام بد ؟؟؟ برای چه کسی بد ؟؟ بدون در نظر گرفتن شخص ؛ از کدام زاویه  طبقاتی باید نگریست ؟ و فاشست های شاهنشاهی و یا شاهنشیخی سابق قربانی یک سیستم فاشیستی مانند اسلام و حکومت اسلامی ایران ؛  فرقی ندارد هر یک از آنها در یک سیستم طبقاتی و ضد اجتماعی و ضد سوسیالیستی ؛ تبلور نوعی فاشیزم و سیستمی فاشیستی می شوند شاه و شیخ ؛ تاج و عمامه ؟….؛ همیشه ؛ ما طبق عادات مذهبی مان کله قند را وارونه زمین می گذاریم …. عوضی فکر می کنیم ؛ سیستمهای عوضی بنا می نهیم و به همین خاطر عوضی ها بر ما حکومت می نمایند و دلسوزان کارگران و زحمتکشان در زندان و… آه و ناله های بدون تفکرما نیز که بدون دانش اجتماعی است ؛ به چز و فز ماهی در ماهی تابه می ماند …. بدون تئوری انقلابی و دانش انقلابی هیچ انقلابی صورت نخواهد گرفت ….درک ضرورت به معنای آزادی است ؛

سوسیالیزم ضرورت زمان است

زنده باد ازادی و برابری

برقرار باد سوسیالیزم

عمر محمدی

يكشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۵

11218779_1587910218123768_6658643715431295234_n

بدون تئوری و دانش انقلابی هیچ انقلابی صورت نخواهد گرفت ….

زنده باد ازادی و برابری

برقرار باد سوسیالیزم

عمر محمدی

يكشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۵

 

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s