در تضاد کار و سرمایه که اساس جامعه بشری امروز است ؛آنکس که کار می کند در مسیر سوسیالیزم است ؛آنکس که این شرایط را نمی شناسد ؟؟؟

در تضاد کار و سرمایه که اساس جامعه بشری امروز است ؛آنکس که کار می کند در مسیر سوسیالیزم است ؛آنکس که این شرایط را نمی شناسد ؟؟؟

2. Mai 2015 um 17:21

در تضاد کار و سرمایه ؛ هر کسی که به جر نیروی کارش ؛ سرمایه ای ندارد که با آن دیگران را استثمار نماید ؛برای ادامه زندگی تنها نیروی کارفکری یا جسمی اش را می فروشد و کارگری را استثمار نمی کند و سر برج حقوق می گیرد و تنها نیروی کار فکری و یا جسمی اش را می فروشد ؛ در برابر سرمایه و سیستم سرمایه داری  او یک کارگر است ؛ کسی که به جز نیروی کارش سرمایه ای برای امرار معاش ندارد ؛ کارگر است ؛ حال کارگر خدماتی یا تولیدی ؛ از پرستار و معلم مهندس دکتر و  راننده تاکسی و سرایدار تا کارگر کارخانه و معدن ….. خرافات فقط یک شکل اسلامی یا یهودی یا ….ندارد بلکه توهم به سرمایه نیز یکی از آنهاست ؛ که ریشهو پایه این نوع مذهب در ناعادلانه بودن تقسیم ثروت اجتماعی و میزان نابرابر سهم بری از تولید اجتماعی باعث و بانی اصلی  این نوع مذهب است و غیرشرافتمند انه بودن این نوع تفکرات ؛ محصولات این نوع تقسیم توزیع ناعادلانه ثروت اجتماعی است همراه با فرهنگ گندیده اش  ؛ باعث و بانی اصلی آن همراه با توهم دموکراسی و  زمینه خرافات مذهبی امپریالیستی یکی دیگر از دلایل آن و باز تولید کننده آن است ؛ که بر پایه نا عادلانه بودن میزان سهم بری از تولیدات اجتماعی شکل می گیرد ؛ مثلآ ؛ در همسایگی من آدم اریستوکرات با خانه و ماشین ؛  بقول معروف با کلاس ….؛ یک کارگر یا معلم یا رفتگری یا پرستاری زندگی می کند که فقط با حسرت به ماشینم می نگرد  ؛ او باید یک شیفت و نیم و دو شیفت کار کند ؛ بدون اینکه بداند چرا  ؟؟؟ از زندگی واقعی محروم و فقط آه و درد است و بس ؛ این اتفاق کار خدا ؛ خر و شیطان نیست ؛بلکه در نتیجه ناعادلانه بودن توزیع  ثروت اجتماعی  بصورتی غیر انسانی است ؛ که یک بخش آریستو کرات احمق و خرفت را ببارآ وره که با چندر غازی بیشتر از یک کارگر یا معلم یا پرستاری زحمتکش یا … از حاصل دسترنج کارگران و تولید کنندگان جامعه  انها را فریفته و آنها نیز  همراه با خرافات مذهبی دم و کراسی خود فروخته اند …. انسانیت را زیر لگد  در عمق فاجعه به تماشای اعدام فرزند همسایه  می روند ؛ کسی که به خاطر باجگیری هفتاد هزار تومان برای درمان مادر مریض یا برادر زندانی اش یا نان فرزندانش  یا دزدیدن قرص نانی …برای مادر مریض یا خواهر تنگدست و گرسنه اش باید بوسیله جنایتکاران حاکم  اعدام شود  از ازدواجهائی که علنا فحشا رسمی است و یا  غیر رسمی که به خاطر پول ازدواج صورت می گیرد و به خاطر امکانت ساختن برای خود و خانواده پا بر عشق نهادن و لکد مال نمودن احساسات انسانی و خود فروشی و فحشای نیمه  رسمی ….بقیه اش بماند …..از تمامی زوایای این سیستم سرمایه خون و چرک است ؛ فوران می کند تا شاید این سیستم نابرابر چند صباحی بیشتر دوام بیاورد …. و متاسفانه این توهم به این تقسیم ناعادلانه ثروت اجتماعی عده ای کوته بین و ابلهه  را اغوا می نماید که از نوک بینی شان بیشتر نتوانند ببینند ؛ خرده بورژوا های …کوته نظر و ابله ….که خلاء روحی و بن بست های زندگی شان را با قمپز پر می نمایند …. , آیا می توانید تصور کنید در جامعه ای انسانی ؛ بدون رفتگران جامعه ؛ کوچه و خیابان و هوای تنفسی شما می گندد ….؟؟؟ بدون مهندسین ؛ ساخت و تولیدات جامعه از کیفیت ساخت و شکل زندگی مدرن می افتد ؟؟؟ تعداد حوادث چه اندازه می گردد ؟؟ … بدون دکتر ها ؟ از مریضی می میریم و بدون آشپزها از گرسنگی یا شاید زندگی سگی و همه بوی روغن و پیه و کله پاچه خواهیم داد ؟؟؟ دیگر از بوی عطر و اودو توالت خبری نخواهد بود به جز بوی توالت ….؟؟؟ و به همین ترتیب …..تقسیم کار اجتماعی حاصل تکامل جامعه بشری است ؛  ولی توزیع ناعادلانه ثروت حاصل سیستمی است نابرابر که از زمان بوجود آمدن برده داری به شکلهای برده داری فئودالی و سرمایه داری یا(( همان برده داری مدرن)) ادامه داشته و تنها راه حل برون رفت از این سیستم  نابرابر ؛ برقراری سوسیالیزم است اگر هزار بار شکست بخوریم با افت و خیز هایش  با چاله چوله هایش …. مگر حکومتهای گوناگون کم سرنگون شده اند ؟ در یک جامعه از خود بیگانه ؛تقسیم کار در جامعه با تقسیم ثروت یکی نیست …. همانگونه که جایگاه و مقام اجتماعی انسانها و ارزشها یکی نیست ؛ یک دلال جایش طویله است ….نه در مجلس و حکومت ؛ همانگونه که مجلس را به طویله تبدیل نموده و در طویله برای مردم تصمیم می گیرند که مردم چگونه لگد بخورند … یک کارگر تولید کننده و زحمتکش جایش در حکومت است نه در زندان ؛ بنابراین سیستم های ناعادلانه را باید شخم زد …. باید زیر و رو نمود ؛ گندیده اند ؛ بو می دهند …و این است یکی از خصوصیات دوران گذار به سوسیالیزم در عصر ما ….شکست و پیروزی ها فراوان اند ؛ کسی که از شکست می ترسد هیچگا پیروز نخواهد شد ؛ اما پیروز نهائی کارگران و زحمت کشان هستند ….

زنده باد ازادی و برابری …

عمر محمدی

پنجشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ برابر با ۳۰ آوريل ۲۰۱۵

در مبارزه طبقاتی از کراوات کاری بر نمی اید ؛ میان کروات و عمامه فرقی وجود ندارد ؛ نه عمامه و نه شال سبز آسید و نه کراوت و پاپیون  .... هیچکدام آدم را متمدن نمی نماید....برای متمدن و انسان شدن باید به ازادی و برابری باور داشت و در ان راه تلاش نمود ....در مبارزه طبقاتی از کراوات کاری بر نمی اید ؛ میان کروات و عمامه فرقی وجود ندارد ؛ نه عمامه و نه شال سبز آسید و نه کراوت و پاپیون اربابان …. هیچکدام آدم را متمدن نمی نماید….برای متمدن و انسان شدن باید به ازادی و برابری باور داشت و در ان راه تلاش نمود ….

این عکس مربوط به آفریقا نیست ، ایران است . در سیستان بلوچستان
نابود بادحکومت سرمادار ایران وفقر زندگی انسانی حق مسلم ماست
مرگ بر حكومت فقر و گرانیاین عکس مربوط به آفریقا نیست ، ایران است . در سیستان بلوچستان نابود بادحکومت سرمادار ایران وفقر زندگی انسانی حق مسلم ماست مرگ بر حكومت فقر و گرانی

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s