مارکس تخم اژدها کاشت کرمهای خاکی در آمدند! چپ ایران در برابر رژیم شرافتمند بود؛در رابطه با طبقه کارگر شبیهه به توده و اکثریت ا

مارکس تخم اژدها کاشت کرمهای خاکی در آمدند! چپ ایران در برابر رژیم شرافتمند بود؛در رابطه با طبقه کارگر شبیهه به توده و اکثریت است

16. März 2014 um 14:14

عمر محمدی  03دسامبر 2013

 آهای کمونیستهای ایرانی صحبت بر سر تغیر جهان است نه تفسیر جهان ؛ یک نخود حرکت و گام عملی جنبش از خرورار ها تئوری و قلم فرسائی مهم تر است با ارزش تر است …. از دخمه های تاریک و نمورتان بیائید بیرون … اتحاد ها را سازمان دهیم حتی بر سر موارد کوچک ؛ حتی بصورت موردی به اتحاد عمل های موقتی بد نیست ؛ اتحاد های کوچک یا بزرگ ؛  زیرا همه ما مدافعان طبقه کارگر اگر چه  بعضآ به لحاظ موضع گیری در مسیر بورژوازی و دشمنان طبقه کارگر و ضد سوسیالیزم در راهیم اما محک کار عملی می تواند این تناقضات ما را به کناری بزند ؛  به عمل بپردازیم به راه کار های عملی همت کنیم و در عمل خود را از دست این یاوه گوئی ها بنام تئوری …… در عمل و سازمان های اجتماعی و کار عملی  ؛ اگر حتی متزلزل و یا حتی بی مقدار اگر حتی موقتی ؛ تا بزرگترین کار ها… اما شفاف و روشن ….صد برابر از حرف مفت زدن که……حتما بهتر است …در میان چپ سکتاریست ایرانی تعداد انشعابات و تلاشی ما بسیار بیشتر است از موارد اتحاد و عمل واقعی جنبش و بسیار  بیشتر است ؛ ما به لحاظ عمل اجتماعی فلج هستیم و فقط نظاره گر ….  در این خلاء نیرو برای ما فقط هاپ هاپ باقی مانده است …جای چپ خالی است و توحش بیداد می کند …. محض رضای امام در چاه جم کران هم شده از دخمه هایتان بیائید بیرون….اتحادعمل های موردی را سازمان دهیم هرچند جزئی و هرچند موقتی هر چچند بی مقدار ….هر چه باشد از این بی عملی ما که بی مقدار تر نیست که ….

چپهای سکتاریست ایرانی !!!! مقداری احساس مسئولیت بد نیست؛ 99 درصد چپ  و کمونیستهای ایرانی فقط بدور خود می چرخند ؛ و بسیار دلخوش  و برای خودشان هم پپسی و کولا باز مینمایند …. و نگاه می کنند که تحولات چی خواهد شد … بعد بدنبال ماجرا ها قلم فرسائی ها ….هنوز نمی دانند صحبت بر سر تغییر است نه تفسیر …. آهای کمونیستها ….باید تعیین کننده نقش باشیم در این بازی حداقل باید گوشه ای را اشغال کنیم حتی اگر نمی توانیم نقش اصلی و اساسی را داشته باشیم … از سکتاریسم مقدار دو میلی متر فاصله بد نیست …..افسوس ….!!! اما برای چپهای سکتاریست ایرانی و محفل گرا و رهبر و …. امپریالیستها برایشان برنامه ریزی می نمایند و اینها  زحمت تحلیل برنامه های امپریالیستها را با افتخار و با زحمات شبانروزی به پیش می برند … بدون هیچ برنامه ای از خود … به جز برنامه های آرمانهای بسیار بزرگ و خیال پردازانه همانند سوسیالیستهای تخیلی ….بزرگترین سعی شان این است که بفهمند دشمن چه می کند اینها نیز آنرا تحلیل نمایند …..کار های دشمنان طبقاتی شان را تحلیل می نمایند و فکر می کنند خم کار و شاه کار کرده اند …. سکتاریسم همه را آچ مز نموده … همه رهبر و شاه و ولی امر و  یک دون کیشوت واقعی و بی عمل حتی بزور اگر بعضی ها یک تظاهرات خیابانی راه بیندازند ….حتی در خارج از ایران….اگر به نوشته ها و برنامه ها و اعلامیه هایشان نظری بیندازی ….تمامی شان سوسیالیست و کمونیست و مبارز دوسه آتشه و تمامی شان برابری خواه ….و برو تا آخر خط …. ایا از خود پرسیده اید که چرا بر سر حداقل ترین ها چرا با هم همراهی ندارند ….؟ حتی کوتاه مدت ؛ حتی بسیار محدود ؛ حتی بر سر یک موضوع گل و گشاد حتی بر سر یک کار بسیار بی ارزش ….یا بسیار مهم…. به نظر من زیرا تا حرکت نکنند به هم نزدیک نخواهند شد …مردگان را اگر  هزاران سال  در قبر تنها بگذاری هرگز  به هم نخواهند رسید اما حلزون و کرم خاکی و تنبل ترین موجودادت بالاخره به هم می رسند و یا از هم دور می شوند زیرا کاری می کنند ….چپ ایرانی جنازه است بی بو و بی خاصیت است …. منتظر است انقلاب بشود و بعد اینها حکومت نمایند ….باید گفت زرشک ….لواشک الو … خلاصه کره از ماسته  

 و بازهم معیار اگر نداشته باشی ؛ حتی برای خریدن یک کیلو ماست باز هم ؛ هزار بار کلاه سرت خواهند گذاشت ؛

 چپ ها و کمونیستهای ایرانی در مقابله با رژیم جنایتکار اسلامی ایران شرافتمند بودند و هستند ؛ اما در رابطه با طبقه کارگر شبیهه به توده و اکثریت ؛در عمل تفاوتی با هم نداشته و ندارند ؛ هر دو فاجعه اند ؛ یک مشت سوسیالیست های تخیلی ؛  مذهبی؛ خیال پرداز و سکتاریست عقب مانده اند ….. توده و اکثریت در رابطه با رژیم جنایت کار اسلامی ایران نهایت رذالت و خیانت بودند و بقیه چپهای ایرانی در ته چاه جمکران سکتاریسم و محفلگرائی ؛ بی دست و پا و بیکاره …. در رابطه باتشکل و مبارزه طبقه کارگر  سوسیالیستهائی تخیلی و بسیار رومانتیک و آرمانگرا …..؟ در عمل مبارزاتی  و تشکل طبقه کارگر ؟  صفر یا بسیار نامحسوس ؛لطفآ  خودتان مشتق بگیرید

اعضای احزاب برادر نیز در بلوک شرق سابق ؛ چپ و راست مدال به سینه و شکمشان و دور و بر کونشان حلبی اویزان می کردند ؛ خودشان به خودشان برای کار هایشان مدال و حلبی به اطراف کون و شکمشان آویزان می کردند و از زر زر مدال ها همچون صدای زنگوله ها لذت می بردند؛اما ؛ انتقاد از خود و نقد بی رحمانه خود و شک به خود و کارهایشان را کفر می دانستند …. سردسته  و رهبر آنها استالین بود ؛ زیرا مذهبی نبودند تا شرک محسوب شود ؛ و دیدیم تاریخ بی رحمانه تر نقدشان نمود ؛ و نشان داد که  حقیقت سرسخت تر است ؛ نشان داد با تاریخ  هم تعارف نداریم

  آهای چپ های کمونیست و عقب مانده ایرانی((و یا سایر نقاط ….)) اما برای شما هنوز ؛ آش همان آش است  و کاسه همان کاسه ؛ خنده دار است  ؛ ایا به کارهایتان هرگز فکر نموده اید ؟ یا مانند طوطی فکر حرفهای دیگران و یکدیگر را تکرار می فرمائید ….؟ آیا می شود با سیستم سازماندهی و سازمان دادن عقب ماندگی زمان توحش و ارباب و رعیتی ؛برای رسیدن به جامعه ای سوسیالیستی و سوسیالیزم و  اهداف مدرن گام برداشت ؟؟ هاهاها این کار شما درست مانند این است که با الاغ بالدار بخواهید به ماه و ستارگان سفر نمائید ؛…خیلی سعی کردید و نشد و بازهم بدور خودتان می چرخید ….تکرار بدور خود چرخیدن که نشد مبارزه که …. این دقیقآ  آیئنه ای از کار چپها و کمونیستهای تخیل گرای ایرانی است

…اما برای شما سازمانها و کمونیستهای ایرانی به جا ماندگان از تاریخ ؛ هنوز ؛ آش همان آش است و کاسه همان کاسه ؛ زیرا عادات از زنجیر های دست و پا بد ترند ؛ جوک خنده دار است کار این کمونیستهای آگاه ما ! سیستم سازماندهی به سبک عقب ماندگی زمان توحش  ؛ولی  هیرارشی از بالا با اهداف مدرن  و سوسیالیستی !!!! این می شود جانور خر پلنگ آهو زرافه…. بعد تعجب می فرمائید وقتی حزبی بنام توده و روده درست می شود یا فرخ نگهدار از توی صندوق مارگیری چپ ایرانی در خدمت امام گوزو خمینی در می اید و همراه عقب مانده ترین توده های جامعه ام در تحت القائات شارلاتانهائی که …. عکس یارو را هم در مستراح ماه و ستارگان نصب می نمایند و بازهم گله گله از این دست خودفروشان بیرون می ایند و در عرض بیست و چهار ساعت صد و هشتاد درجه پشتک و وارو می زنند …. شما بازهم تعجب می کنید و کف می چرانید ….؛ از حاصل کارها و آرزو های خودتان ؛  شما کمونیستهای ایرانی و چپها هنوز بعد از اینهمه شکست بعد از صد سال هنوز نمی دانید چرا ؛ زیرا  که در اثر  پراگماتیسمی مبتذل چشمانتان بسته است ؛و طبیعی است  آنچه را که کاشته اید می دروید و از حاصل کار خودتان شاخ هم در می آورید و لی نمی دانید چرا ؟ تعجب نیز می فرمائید ؛هنوز نمی دانید که با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین شاید بشود مانند آزمایشهای پاولوف در رابطه با بازتابهای شرطی ….ولی توصیه میکنم تعجب نفرمائید از شنیدن سوسیالیزم شاهنشاهی ؛ سوسیالیزم فئودالی ؛ کمونیست های فئودال …. کمونیست های برده دار ؛ کمونیزم سرمایه داری …هاهاها و….. کار سازماندهی شما دوستان و رفقای گرامی کمونیست ؟؟ شما سوسیالیستهای تخیلی ؛ درست مانند این است که با الاغ بالدار بخواهید به ماه و ستارگان سفر نمائید ..…کودن تر از این پدیده آیا شما سراغ دارید ؟ رهبر همان زهبر و خر همان خر اما پالانی دگر ؛ و خوشحال از خمکار و شاه کار و مدالی حلبی بدور کون خر و زر زری دگر …. بعنوان مسخره تاریخ شدن و بازهم بعد از صد ها سال بازهم شعار های سوسیالیستی دادن و باز هم تکرار همان کار ها بدون لحظه ای تامل؛ خوب دیگه روناتیسیسم به چه می گویند و هنگامی که  دشمنانمان می گویند این ها عده ی خیال پردازند …. درست می گویند ….بورژوازی در این مورد درست می گوید …. کار ما خریت که چه عرض کنم صد بلانسبت خر ؛ برای ساختن خانه آجر لازم است و آهک و سیمان و دانش ….لانه گرگ و روباه ساختن که خانه نیست ….تا هر یک دم لانه اش بنشیند و ادامس بجود و دل خوش باشد به سکتاریسم مبتذلش….من این را گفتم و تو این را گفتی …ما این را می گوئیم تو این را می گوئی ….عمل؟ ….صفر ….

گویا توده و اکثریت می خواستند کلاه سر خمینی بگذارند و در اولین فرصت کودتا ….هاهاها توده ها در این میان …هیچ ….

 اما !! در رابطه با تشکل های طبقه کارگر و سازمان دادن طبقه کارگر یا کمک در جهت مبارزه برای سوسیالیزم ؛ چپهائی که با خمینی نرفتند ؛ شرافتمند بودند ؛ اما در رابطه با طبقه کارگر کارشان بهتر از کار حزب توده و فرخ نگهدار نبوده  (( در این عرصه در زمینه تشکل طبقه کارگر ))…اگر چه حزب توده و اکثریت در این عرصه با جنایت پیش رفتند و مردم فروشی کردند ؛ در عرصه ای دیگر  اما ؛اگرچه چپ اینکاره نبود و پرچم برابری خواهی  و شرافت انسانی بود اما در اثر نادانی و سکتاریسم چپ که بهتر از مجاهدین صدام نبودند ؛چپ در جهت تشکل طبقه کارگر و مبارزه برای سوسیالیزم ؛ کارش بسیار رقت بار است ؛ به مذهب و سوسیالیزم تخیلی آلوده گشت ؛ همان انشقاق و انشعابات و همان بی دست و پائی اکثریتی ها را در شکلی دیگر در رابطه با طبقه کارگر به انجام رسانید ؛ آنها آگاهانه خیانت پیشه کردند ؛ چپ نا آگاهانه و گیج دور خودش چرخید و می چرخد ….نتیجه ؟ طبقه کارگر هنوز اندر خم یک کوچه است و خمینی ها شات و شوت می نمایند ؛ و چپها مفته خرند که با خمینی نبوده اند …. دستتان درد نکند که با خمینی نبوده اید ؛ خوب با طبقه کارگر هم که نبوده اید که……در رابطه با وجدانتان باشه قبول شرافتمند بودید و هستید ؛ اینجایش به خودتان مربوط است ؛ شب را با وجدان راحت سر بر بالین می نهید ؛ اما ؛ طبقه کارگر که هنوز….؟  در نتیجه و در عمل در رابطه با طبقه کارگر و سوسیالیزم تا به حال تکان نخورده ایدکه ! احساس مسئولیت بد نیست

شما کمونیستهای ایرانی با اکثریت و توده ((در رابطه با طبقه کارگر )) هیچ تفاوتی ندارید ؛ هیچ فرقی نداشتید ؛ در رابطه با خمینی و جنایات بله شما شرافتمند بودید و هستید اما در رابطه با طبقه کارگر و سوسیالیزم برای خودتان بیخود پپسی باز نکنید ….حتی یک قدم از توده ای اکثریتی های جاش خمینی جلو تر نیستید ….البته لطفآ

Dezember 2013 05:00

OOmar MMohammadi  مارکس تخم اژدها کاشت ؛ کرمهای خاکی درآمدند ؛

در زمانی که شبحی بر اروپا ؛ شبح کمونیزم ؛ در آسمان اروپا و جهان در گشت و گذار بود ؛ مارکس تخم اژدها کاشت ؛ اما در اثر وجود سیستم به جا مانده از تاریخ ؛ رهبران !!! رهبر !!؟؟ (( زمان رهبر خیلی وقت است تمام شده اما اینهاهنوز در دل تاریخ غاز می چرانند  ؛ تا شاید امام بی مامان معجزه ای و بلکه غازها زرافه شوند ….)) ؛ رهبران بی مقدار و در سطح رئیس عشیره ای نادان و روشنفکران عقده ای جدای از مردم و بی باور به طبقه کارگر و زحمتکشان و بعلت دفاع از سیستم بوروکراتیک شاه و رهبر و امام و پیغمبر و سیستم تفکر به جا مانده از تاریخ  ؛ سیستم فکری زمان شوالیه ها و پادشاهان و هیرارشی از بالا به پائین ……؛ کرمهای خاکی به جای اژدهای برابری طلبی ؛ درآمدند ؛ و به بازسازی نظام های بوروکراتیک و امام زمانی و شاهنشیخی و رهبر سازی ؛ سیستم از بالا به پائین ادامه دادند ؛ و این مذهبی های کمونیست در دل تنگ شان آرزو می کردند عن شاه الئه این دفعه سوسیالیستی شود …. آنها به جای اینکه فعال تاریخ باشند منفعل تاریخند ؛ مفعول تاریخند  ؛ زیرا که سوسیالیست هائی تخیلی بیش نبودند ؛ زیرا آنها خود نیز در عوض حرکت به جلو ؛ به جای  ایفای نقش در حرکت و تکامل دیالکتیکی بسوی تکامل و شکوفائی ….؛در حد یک سوسیالیست تخیلی به خود مدال می دادند که سوسیالیست و کمونیستند؛ اما ای دل غافل ؛این کمونیستها و سوسیالیستهای ما ؛ خود پاسدار نظام و سیستم هیرارشی از بالا و تاریخ عقب ماندگی و بیگانه از مردم را صمیمانه پاسدار بودند و هنوز  هم با جان سختی تمام …..هستند ؛ و هر از چند گاهی از سر بیکاری به یکدیگر نیز می پرند؛ سفت کن شل کن از هم جدا می شوند و انشعاب و دوباره با هم می شوند  و حاصل رنج و فداکاری های بیدریغ توده های مردم ؟؟ برداشتن یک سنگ چهل منی بود بعد از این همه جانفشانی ها که دوباره بگذارندش سرجایش …. ((بقول پرویز صیاد ؛صمد …)) تاریخ بار ها و بارها بهشان گفت زرشک؛ لواشک آلو ؛ برگه هلو …اما از آنجائی که کمونیستهای جوامع عقب مانده نیز عقب مانده اند بازهم نفهمیدند؛ گیجند ؛هزاران سال دیگر هم که بگذرد اینها نمی خواهند بفهمند که در شوفردان  این اتوبوس نشستن بطرف مریوان است ؛ باید در ته اتوبوس بشینند تا بطرف سنندج باشد …. هاهاها ((داستان مسافری است که وقتی سوار اتوبوس شد رفت جای راننده نشست ….راننده هم که آمد اتوبوس را حرکت دهد دید یارو نشسته و به هیچ زبانی حالی نمی شود ….راننده هم پرسید کجا می خواهی بروی …طرف ناحالی مانند این کمونیستهای ما بود ؛ گفت سنندج ؛ راننده هم  بهش گفت این جای اتوبوس که تو نشسته ای به طرف مریوان می رود اگر رفتن به سنندج را می خواهی باید بری ته اتوبوس بشینی ….؛اینجا هم این کمونیستهای ما هنوز نمی دانند که این رهبری و این سیستم بوروکراتیسم به باز سازی همان پیامبران خواهد انجامید ؛ رهبری و امام و شاهی که شما بدست گرفته اید بطرف ناکجا آباد و سوسیالیزمی تخیلی بیش نیست ؛شما لطفآ از رهبری کوتاه بیائید تا توده ها خود رهبر بشوند و خود را سازمان دهند و شما بعنوان عنصر آگاهی نقش بزرگی در این جهت می توانید ایفا کنید ررررررهبررررران !!!! دیگران کردند ولاکن اما شکست خوردند ؛ آنها نیز  توده های کارگر و طبقه ای که می بایستی بر سرنوشت خویش حاکم می بود ؛ پدیده ای که به آن کمونیزم و سوسیالیزم می گویند ؛ را زیر بار و چکمه های احزاب برادر ؛ له کردند ؛؛ یعنی توده ها را در حزب چپاندند به جای اینکه ؛ در عوض اینکه ؛ به میان توده های کار و زحمت بروند و اندیشه را به نیروی مادی تبدیل نمایند ؛ طبقه را سازمان دهند؛ اما طبق عادات رهبری شاهنشیخی امام و پیغمبری ….؛این نادانان  اسب تاریخ را از زیر دم افسار بستند ؛ و دهن طبقه کارگر را سرویس نمودند و  با افتخار به خود مدال دادند ؛ این برادران رهبر ؛ و هر یک از احزاب برادر را در زیر چکمه های دفتر سیاسی (( پولیت بورو)) ؛ و دفتر سیاسی را زیر چکمه های عده ای نخبه ؛ و نخبه ها را زیر دست یک یا دو نفر رهبر و یا نوکران رهبر به هیچ تبدیل نمودند …. آهای کسانی که به استالین و پولپوت ناسزا می گوئید ….شما خود میخ چوبینه ای هستید از این دار ستم ؛ فکر می کنید شما از استالین انقلابی ترید ….؟؟ گمان نه که م فلانی ….!! شما نیز دارید راه استالین و امام خمینی گوزو را می پیمائید البته کورکورانه و از سر تقلید….!! شما احزاب و سازمانهای مترقی و کمونیست و سوسالیست های ماورا این قلابی البته تخیلی …. بعد از این همه سال و این همه شکست ها ؛ پس از این همه سابقه مبارزاتی ؛ هنوز یاد نگرفته اید که در جامعه انسانی ؛ سیستمهای اجتماعی تعیین کننده هستند ….نه شخصیت ها و افراد به سبک زمان عصر غار نشینی و پیامبران و شوالیه ها و زمان سیستم برده داری ؛ زمان فئودالیسم ….؛ ما دیگر در زمان غارنشینی و زمان عشیره ها دیگر نیستیم تا رئیس عشیره برای قبیله تصمیم بگیرد ….چشمانتان را باز کنید ….بی مغز ها ….!! مسخره تاریخ شدن که شاخ و دم ندارد ؛ فاجعه است!! تاریخ تکراری سیستم بوروکراتیک از بالا و شاه و رهبر متعلق به قرون وسطی برای هزاران بار ؛ باز هم سرنگون و بازهم شکست و بازهم شکست و سرنگون و سرنگون شدند ؛ و امروز شما باز هم همان راه را در سیستم سازماندهی تان می روید ؟ کمونیزم تخیلی هم برایمان تفسیر می کنید قلم فرسائی می کنید و سر ما ررررر را به درد می آورید …. رفتار شما در این زمینه از حماقت مقداری آنطرفتر است …. حافظه تاریخی بد نیست !! از تاریخ بیاموزید ؛ تا کمتر مسخره تاریخ شوید در زمانی که توده های کار و زحمت می بایستی خود حاکم بر سر نوشت خویش باشند و می بودند و باید باشند ؛ و در این راستا سازمان یابند …اما برای شما  به جا ماندگان از تاریخ هنوز ؛ آش همان آش است و کاسه همان کاسه ؛ عادات از زنجیر های دست و پا بد ترند ؛  خنده دار است سیستم سازماندهی به سبک عقب ماندگی زمان توحش و رهبر …!!! اما اهداف مدرن و اجتماعی و سوسیالیستی ؛ نتیجه ؟ می شود ؛ سوسیالیزم شاهنشاهی ؛ سوسیالیزم تخیلی ؛ سوسیالیزم فئودالی ؛ کمونیست های فئودال…. کمونیستهای برده دار ؛ کمونیزم برده دارانه ؛ کمونیزم سرمایه داری …هاهاها و کار شما بازهم برای هزاران بار ؛ درست مانند این که با الاغ بالدار بخواهید به ماه و ستارگان سفر نمائید ؛ آب در هاون کوبیدن خواهد بود …..آیا از خود پرسیده اید که چرا بعد از این همه سال چرا طبقه کارگر ایران هنوز اندر خم یک کوچه است ؟ برای نان روزانه اش درمانده باید باشد ؟  کودن تر از این پدیده آیا شما سراغ دارید ؟ رهبر همان زهبر و خر همان خر اما پالانی دگر ؛ و داشتن انتظار در مسابقات اسب دوانی برنده شدن همراه یک حر شل  …هاهاها ؛ بعنوان مسخره تاریخ شدن و بودن را پاسدار بودند و دوباره بر پا نمودند و بعد….در کشورهای بلوک شرق که سیستم های بوروکراتیک شان سرنگون گشتند …باز هم ؛؛ این کم نیست ؛؛ های ما ؛ این کرم خاکی هائی که ادای کمونیست بودن را درمی آورند؛ به خاطر بی مقدار ترین ها یکدیگر را ترور فکری و شخصی و سازمانی و فیزیکی و ….می نمایند ….در صورتیکه ممکن است و می توان ؛  آنهائی که مدعی سوسیالیزم اند ؛ می توانیم حتی بر سر بی مقدار ترینها با هم و در جهت اهداف و منافع طبقه کارگر و سوسیالیزم بر سر کوچکترین تا بزرگترین مسائل وحدت عملی و موردی و تاکتیکی و استراتژیکی داشته باشیم …. چپ روی در کمونیزم لنین  را برایمان توضیح می دهید اما طوطی وار؛ نمی فهمید چه می گوئید …. این کرمهای خاکی به طبقه کارگر ربطی و به کمونیزم و طبقه کارگر  به هیچ وجهه ربطی ندارند ؛ سکتاریسم به طبقه کارگر ربطی ندارد به عشیره پرستان و بزهای رهبر و ناسیونالیستها و مذهبی ها متعلق است ؛بی دلیل نیست که از دل این عقب ماندگی شیوه تفکر و کار و زندگی و فعالیت و عرق ریزی احمقانه به جا ماندگی و از تاریخ ماندگی بیرون می زند میجوشد ؛ غلغله است و ما چپها و کوم نیست ها همدیگر را نیز به هر وسیله ممکن ترور می نمائیم ؛  انشعاب و انشعاب و بعد بهم می رسند بو می کشند و جفتک می زنند و ترور و فحاشی می نمایند و باز هم به هم نزدیک می شوند و باز هم از یکدیگر رم می نمایند ؛ چشمه جوشان است این همه درایت و عقب ماندگی؛ از آسمان نمی بارد ؛ بی دلیل نیست که بعد از این همه سال طبقه کارگر با این همه جانفشانی های طبقه کارگر و زحمتکشان هنوز اندر خم یک کوچه اند….این کم نیست های ما هر جا با این سیستم تفکر و سازماندهی سر کار بیایند ؛ حتی پس از بدست گیری قدرت دولتی ؛ همان داش استالین و پولپوت و خمینی … و فلان  رهبر و همین مشکلات را تکرار و بازسازی خواهند نمود … در عوض مبارزه تاریخی طبقاتی ؛ مبارزه آنها را می نماید و خیلی هم دلخوشند و بادی هم زیر غب غب دارند که آنها رهبرند و مبارزه آنها را می نماید ؛ آنها نیز در ادامه کار اربابان دیروزی دفتر دستک شان را لازم دارند تا عقده های ناگشوده دوران کودکی شان بر مبنای عادات به جا مانده از تاریخ توحش و آغا و ارباب و رهبری !!!؟؟؟ در میان توده های کار و زحمت شاید اگر ارضایشان نمایند ؛ با سیستم از تاریخ به جا مانده؛ بسوی آینده !!؟؟ با گاری شگسته سفر به دور دنیا ؛ پیش بسوی شکوفائی !!؟؟ هاها …. شما چپهای ایرانی آیا دون کیشوت را می شناسید ؟ صد رحمت بر پدر سروانتس …. اینهائی که دم از طبقه کارگر می زنند سرنوشت توده های محروم کارگر به تخم اسب حضرت عباس شان هم نیست ؛ این کرم های خاکی مدعی کمونیزم و سوسیالیزم هنوز نفهمیده اند؛ چرا ؟ آن سیستم بوروکراتیک جدا از توده ها در بلوک شرق شکست خورد …. زیرا که کمونیستهای جوامع عقب مانده نیز مانند بورژوا ها و ملاهایشان عقب مانده اند ؛ برای بیرون رفتن از این منجلاب سرمایه چز و فز لازم نیست ؛ فحش دادن به بورژوازی لازم نیست ؛ سیستم شما از سیستم بورژوازی عقب مانده تر است  که ؛ در نظام طبیعت و جامعه ضعیف پایمال است و اندیشه شما عزیزان بسیار ضعیفتر ازضعیف است ؛ در جامعه انسانی برای پیشرفت تفکر لازم است ؛ برای اینکه از این سیستم بیرون برویم باید سیستمی دیگر و بهتر داشته باشیم ….ایا می دانید که تکامل رو به جلو است؛ یعنی بهتر شدن ؛ ؟؟؟ …..که صد البته کمونیستهای عقب مانده ما نیز در فکر دکان و دم دستگاه اداری خویشند …..آنها هنوز نفهمیده اند دولت متعلق به طبقه کارگر است  …دولت طبقاتی است …. حکومت طبقاتی است نه حزبی ؛ خزب نباید حکومت کند ؛ حزب باید به میان توده های کار و زحمت برود و در سازمان دادن طبقه کار و نیرو های زحمت بکوشد  نه اینکه طبقات را در حزب به چپانند ….بنابراین خزب طبقه کارگر جای دلسوز ترین ؛ آگاه ترین ؛ جسور ترین ؛ نخبه ترین ؛ فداکار ترین ها در مبارزه فکری و اندیشه و ایدئولوژی و عمل اجتماعی است؛ جای عاشق ترین ها است ؛ نه دزدها و دیوث ها و رذل ترین ها ….حزب عنصر آگاهی طبقاتی است ؛ حزب با طبقه فرق دارد ؛ حزب طبقه کارگرتبلور نیروی اندیشه است مردم کار و زحمت نیز باید در عمل به این مسئله  باور داشته باشند ؛ آگاهانه و داوطلبانه و در عمل بپذیرند ؛ برای دفاع از آن یعنی دفاع از حق و حقوق خود  فداکاری و خلاقیت نشان دهند ؛ اندیشه بدینوسیله است که به نیروی مادی تبدیل می گردد ؛  ولی ؛ اما ؛  شما دزدی و رذیلانه ترین سیستم ها را یعنی شکل سازمانی از بالا به پائین را سازمان می دهید و اگر همانند حزب کمونیست چین یا شوروی مولتی میلیاردر های عضو حزب و پوتین ها سر براوردند ....به تخم اسب امام خمینی تان هم نیست فکر می کنید مردم نمی فهمند …. شما دم از مردم می زنید اما چوب را در اب می گذارید برای مردم ؛بدانید که توده های کار و زحمت خود داوطلبانه اگر بخواهند و برای تحقق آن تلاش نمایند ….به زور و اجبار و عن شاه الئه عن شاه الئه …می شود همان کثافت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی و احزاب برادری ….در سیستم اجتماعی  سوسیالیستی و برابری خواهانه شکل سازمانی و پدیده ای بنام کمونیزم و سوسیالیزم حزب حاکم شاهنشاهی برابری طلب نداریم ؛ از قبل از به قدرت رسیدن طبقه کارگر ….نه حزب ….باید بنای سیستم سوسیالیستی ؛ را محکم و دقیق بنا نهیم  ؛ در سوسیالیزم نیز حزب طبقه کارگر با احزاب دیگر از شاهنشاهی گرفته تا احزاب بورژوائی و …. به لحاظ حقوق شهروندی هیچ تفاوتی و هیچ امتیاز و هیچ برتری ندارد و نباید داشته باشد  ؛ به لحاظ حقوق شهر وندی نباید داشته باشند ؛ندارد و از همین امروز باید نشان دهید ؛  در سوسیالیزم دیکتاتوری طبقاتی طبقه کارگر ؛ طبقه کارگر ؛ طبقه کارگر ….می دانید طبقه کارگر  یعنی چی ….؟ باید باشد ؛ نه دیکتاتوری حزب ؛ وگرنه حزب طبقه کارگر شما میشود حزب کمونیست چین و شوروی ؛ جای نفوذ لمپن ها و دزد ها و فرصت طلب ها و دیوث ها و مولتی میلیاردر ها  و پوتین ها از آن باید سر درآورند….. انقلاب کار طبقه کارگر است و حزب ذهن و اندیشه طبقه کارگر است ؛ شاید تا حدودی خارج از طبقه کارگر ؛ دانش حزب طبقه کارگر ؛ دانش و تئوری انقلابی از سوی این نیروی اندیشه از سوی این عنصر آگاهی درمیان طبقه کارگر به نیروی مادی تبدیل باید بشود و می شود ؛ این امر بسیار طبیعی است تا زمانی که خود طبقه کارگر به نیروی اندیشه مسلح نشود و نیروی مادی یکجا و متشکل نشود؛ طبقه کارگر به نیروی اجتماعی برای انقلاب تبدیل نمی گردد ؛شما کومو نی ست های ایرانی ؛ اینرا بعد از صد سال صد و پنجاه سال مانند مورچه ای گیر افتاده در تشت صاف و لیز تاریخ هنوز نفهمیده اید …. یعنی از همین الان مسیر زوال دولت را اگر سازمان ندهیم در قدرت سیاسی هر نیروئی که قرارگیرد حتی خود مارکس و انگلس و لنین و آنتونیو گرامشی و من و تو خود خدای مشهور و هر خری ....بازهم جنایت و جنایت و شکست حتمی است و خواهد بود …زیرا در تضاد کار و سرمایه معیار فقط منافع طبقه کارگر برای طرفداران طبقه کارگر می تواند باشد ….و برای طرفداران سرمایه معیار هر چی می تواند باشد به جز منافع طبقه کارگر …..ای که خود ره را ندانی راهنمائی کی توانی …..رفقای دلسوز کارگران !! رفقای کمونیست ؛ رفقای سوسیالیست ؛ تاریخ منتظر ما نمی ماند ….بجنبید ….دیر است ….اگر نجنبید ولاکن می جنانندتان ؛ اگر بکند ولاکن می کند آنگاه دولت ولاکن ایدئولوژیک ولاکن همین نوع شاه و خم شاه دائی استالین و عمو پولپوت داش پوتین ….. این هم بزبان آن یکی رهبر مقداری با پالان تر از یک خر به لحاظ اندیشه وگرنه صد بلانسبت خر …

عمر محمدی

يكشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۲ برابر با ۰۱ دسامبر ۲۰۱۳.

کمیته مرکزی سازمان فدائیان پیام کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) به مناسبت چهل وسومین سالروز رستاخیز سرخ سیاهکل نوزدهم بهمن، طلیعه مبارزه ای سازش ناپذیر و هدفمند علیه مناسبات و نظام سرمایه داری، این دشمن کارگران و زحمتکشان برای رسیدن به آزادی و سوسیالیسم، روز شکستن سکوت قبرستانی «جزیره ثبات» رژیم شاه، روز خروش عاشقان عدالت، آزادی و سوسیالیسم بر همه فدائیان خلق، بر پدران، مادران، رفیقان و یاران فدائیان شهید، بر همه مبارزان راه عدالت اجتماعی و نیک بختی انسان گرامی باد! کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت yaranema.eu iran  Siavash Fadai, کمیته مرکزی سازمان فدائیان, روحی آهنگری

 OOmar MMohammadi سیاست علم تغییرات اجتماعی است و به روز است ….کسی که تا دیروز در خدمت آرمانهای سوسا لیستی بوده فردا می تواند !! می تواند !! خطا نماید ؛ اما تفاوت در این است که اصرار بر ادامه خطایش را با جنایت می توان مقایسه نمود ….یابر عکس در این مسیر می تواند …می تواند …تغییرات بنماید …. همانگونه که یک زندانی سیاسی یک جاسوس و تواب و خود فروش می تواند از آب در آید ….لذا در سیاست این ضرب المثل همیشه هست ؛ همیشه ؛ برای دیروزت ممنون امروز چه می گوئید …؟ دیروز خطا و جنایت کردید …امروز چه می گوئید ….؟ من امیدوارم که این دوستان و رفقای اکثریتی ؛ بتوانند بدرستی از آن همه جنایات و خیانتهائی که دار و دسته کمیته مرکزی اکثریت و فرخ نگهدار و خدا نگهدار طی سی و چند سال در حق طبقه کارگر و زحمتکشان ایرانی نموده اند …. دست بکشند و از امروز صادقانه و صمیمانه در راه سوسیالیزم و برابری قدمی بردارند ….در آن صورت می توان گفت که فقط مردگان اشتباه نمی کنند ؛ آن اکثریتی هائی که جنایت نمودند و خیانت پیشه کردند در دادگاه مردمی ….و اگر مردند در دادگاه تاریخ پیشینه تبه کارانه ای دارند .… اما بازهم سیاست علم تغییرات روز است ؛ فقط مردگان اشتباه نمی کنند ؛ و امیدوارم در این مسیر برای رهائی از استثمار انسان از انسان قدمی بر داریم ….من بعنوان فقط عمر محمدی ؛ نه سازمان و نه کسی دیگر .….دست تک تک آنهائی که صادقانه و صمیمانه در راه سوسیالیزم و پیروزی طبقه کارگر دریغ ندارند صمیمانه می فشارم …. هیچ کسی هیچ تضمینی نمی تواند به کسی بدهد که کسی که تا دیروز در راه رهائی طبقه کارگر در زیر اعدام بود؛ امروز باطریش تمام نشود و به صف دشمنان طبقه کارگر نغلتد …. و یا کسانی که اشتباه نموده اند ؛ اشتباه !! ….نه سازگارا ها و مبتدی ها و فرخ نگهدار ها…. ؛فردا مسیرشان را تصحیح ننمایند …. معیار عمل است ….سیاست علم تغییرات روز است …. جنایت را در دادگاه باید جواب داد ؛ که اکثریت دارای پیشینه جنایتکارانه ای است …. اکثریت شرم تاریخ است بنام چپ در خدمت خمینی بودن …..از امروز ؟بفرما ….فردا را با هم شاید ….دقیقآ درست به همانگونه که ؛ برای دیروزت ممنون امروز چی می فرمائید .اینجا درست عکس آن است ….دیروز جنایت کردی امروز چی می فرمائید؟؟؟ دوصد گفته چون نیم کردار نیست .

رفقا و دوستان در صورت تمایل میتوانید از سایت من بنام :صدای آزادی برابری دیدن فرمائید. لطفآ به دوستان خود معرفی نمائید ….با تشکر . عمر محمدی                   https://sedayeazadibarabari.wordpress.com/

sedaye azadi b

sedaye azadi barabari sedayeazadibarabari.wordpress.co

عمر محمدی ؛ شروعی بر یک نوشته … بنام  …:ضرورت شرکت ما در هر جا و هر مراسمی که توده های مردم زحمتکش هستند ؛خلاقیت و شهامت و کار دانی نتیجه خودش را خواهد داشت ضرورت شرکت ما در هر جا و هر مراسمی که توده های مردم زحمتکش هستند ؛خلاقیت و شهامت و کار دانی نتیجه خودش را خواهد داشت .12. Februar 2014 um 05:23

چند کلمه…

این نوشته از طرف اکثریتی ها می باشد :

کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران اکثریتyaranema.euvor einigen Sekundenدر دفاع از سوسیالیسم (۴۸) نقدی بر تحولات سیاسی و اجتماعی کشورمان جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور)

www.yaranema.eu حکومت بار دیگر توانست با تحمیق مردم و بدتر از آن با فریب اپوزیسیون، انتخابات را با مشارکت قابل تأملی از مردم برگزار و در نبود آلترناتیوی متفاوت یکی از خادمین ولایت فقیه را بر مسند ریاست جمهوری بنشاند. کسی که بر این مسند تکیه زد نه مخالف رژیم، نه تحول خواه و نه اصلاح طلب، بلکه عضو دائمی شورای امنیت و دبیر سابق آن و یکی از کارگزاران صدیق و مورد اطمینان نظام و شخص خامنه ای است…

عمر محمدی  …: چرا اکثریت و حزب توده و اکثریت چرا ؟؟؟؟؟ در خدمت رژیم جنایت پیشه خمینی و سیستم سرمایه درآمدند و شدند …؟ آیا هر گز از خود پرسیده اید ؛ در ظرف بیست و چهار ساعت صد هشتاد درجه تغییر موضع ؛ به معجزات امامان شبیهه است ؛ چرا ؟ با این سرعت ؟ از دفاع از سوسیالیزم واقعآ موجود شوروی به دفاع از سیستم فاشیستی واقعآ موجود  رژیم خمینی…. این چرخش 180 درجه ای یک شبه چرا ؟؟؟ یک توپ فوتبال هم با این سرعت در  دو طرف یک میدان جا به جا نمی شود ؛ و چه تضمینی هست که دوباره و صد باره این جریان یا جریانات دیگر نیز همین خطا را به شکلی جنایتکارانه تر در حق کارگران و زحمتکشان ایرانی تکرار ننمایند ….؟؟؟ و چرا اکثریت جزئی از این دم و دستگاه فاشیستی و تفاله خمینی شد …؟ آیا هرگر از خود پرسیده اید ؟؟ به نظر من اگر در میان مردم ؛ ((روشنفکران که جای خود دارند)) ؛ بعنوان پایه و مبنای اندیشه ؛ در هر موضع گیری و تبادل اندیشه ؛منافع طبقاتی ؛ سیاسی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی ؛ و ….منافع  تاریخی طبقه کارگر مبنا قرار نگیرد در هر تغییر و تحولی اگر مردم معیار و ترازوی مناسب برای این کار نداشته باشند از این گول زدنها بازهم در راه است …. مردم معمولآ به این دلیل گول می خورند ؛ زیرا که در معامله و داد و ستد از تاریخ نمی دانند یک من ماست چقدر است؛ یک کیلو سیب زمینی هم ….بنابراین ؛ یک اصل بسیار ساده را باید ستاره راهنمای زندگی در شروع هر اندیشدنی نمود : در تضاد کار و سرمایه هر طبقه ای منافع طبقاتی خویش را می یبند؛ برای طبقه کارگر و طرفداران طبقه کارگر و سوسیالیزم معیار باید منافع طبقه کارگر باشد در غیر اینصورت …. هر نوع تغییر و تحولی در جهت منافع سرمایه خواهد بود با هر رنگ و شکلی اندازه و بزرگی و کوچکی و ریش دار و بی ریش و کراواتی و بی کراوات و شپشو و عطر و ادکلن و … هر شکلی …. فرقی ندارد …

 یاد بگیریم تحلیل نمودن  و درک و اندیشیدن برای حرکت و تغییر را ؛ از لاک خود بیرون آمدن را …..مدرن و امروزی شدن را

عمر محمدی

يكشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲ برابر با ۱۶ مارس ۲۰۱۴

https://sedayeazadibarabari.wordpress.com/

رفقا و دوستان در صورت تمایل میتوانید از سایت من بنام :صدای آزادی برابری دیدن فرمائید. لطفآ به دوستان خود معرفی نمائید ….با تشکر . عمر محمدی

sedaye azadi barabari

sedaye azadi barabari sedayeazadibarabari.wordpress.co

کار و فعالیت و مبارزه طبقاتی چپها و کمونیستهای ایرانی بسیار شبهاهت دارد به نقاشی کردن این ارباب ؛ ملا و شاه .... تکرار همان کار های آنها و پدیده ای که برایش همیشگی است حتی مانند ماهی سیاه کوچولو از برکه اش بیرون نمی تواند بیاید.کار و فعالیت و مبارزه طبقاتی چپها و کمونیستهای ایرانی بسیار شبهاهت دارد به نقاشی کردن این ارباب ؛ ملا و شاه …. تکرار همان کار های آنها و پدیده ای که برایش همیشگی است حتی مانند ماهی سیاه کوچولو از برکه اش بیرون نمی تواند بیاید.

کاش فقط توده ها از اینگونه بودند ؛ کمونیستهای کتاب خوانده و تحصیل کرده و آگاه مدافعین کارگران از این توده مردم عقب مانده تراند ....روشنفکران بد تر اندکاش فقط توده ها از اینگونه بودند ؛ کمونیستهای کتاب خوانده و تحصیل کرده و آگاه مدافعین کارگران از این توده مردم عقب مانده تراند ….روشنفکران بد تر اند

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s