به یاد جانباختگان گردان شوا

جدائی ها در هر حالتی سخت اند …. مرگ نیز نوعی و به شکلی جدائی است ؛ جدائی از جنس مرگ است ؛ مرگ یک جدائی طولانی تراست …. درد این جدائی ها ارتباطی مستقیم دارند به عمق تارهای مرئی و نامرئی تنیده شده در جان ادمی برخاسته از مجموعه ای از خاطرات و ارتباطات و خاطره ها و پیوند هائی که مرور زمان و با هم بودنها در تار و پود آدمی می تند و رابطه قلبی انسانها را به یکدیگر می آراید و بودن احساسات و جان آدمی را جلوه گر می شود ؛ …. ارتباطات هر چه بیشتر وسیع تر…. عمق احساسات و پیوند ها و دوست داشتن ها وسیع تر و در نتیجه جدائی ها ؛ درد ها نیز عمیق تر ….. این است کسانی که عاشق تر اند والا تر اند ؛ ابعاد زندگی شان نیز بزرگتر است ….طول و عرض زندگی شان وسیع تر است ؛ در هر صورت ؛ زندگی ما به شکلی ؛ روزی به پایان می رسد ؛ اما بعنوان یک انسان ؛ یک لحظه از این غنای روح و جان مملو از احساس دوست داشتن ها ؛ برای هم بودنها ؛ می ارزد به هزاران سال مرده سربا بسر بردن و بدون احساس زنده بودن بقول شاملو این علف های هرز بیابانی که می رویند و می خشکند و می پوسند و می ریزند و قبر باد می روند ؛ یا به قول خیام این آمدن و رفتن ما بهر چه بود ؟ …. این انسانهای والا و شرافتمند در عمل و زندگی اجتماعی شان همیشه در اینده گان و با ایندگان زنده خواهند بود …. مرگ و نیستی از ان استثمار گران است ….شیخ و شاه و ملا …. مزدوران استثمار گران ….عمر محمدی

‎گلاویژ رستمی‎s Foto.
„‎به یاد جانباختگان گردان شوان
امروز سه شنبه 26 اسفندماه سالگرد جانباختن پیشمرگان گردان شوان یکی از گردان های رزمنده کومه له است.
این واحد از پیشمرگان کومه له در هنگام وقوع حمله جمهوری اسلامی به منطق حلبچه در دوره جنگ ارتجاعی ایران و عراق و متعاقب آن بمبارن شیمیایی شهر حلبچه بوسیله رژیم بعث عراق، در روستای مرزی بیاره در حال استراحت بودند. آنها با شروع حمله به منظور خروج از منطقه جنگی روستا را ترک و مسیری را به سوی پشت جبهه انتخاب کردند. اما در این مسیر با دو مشکل اساسی روبرو شدند، نخست گازهای سمی پراکنده شده در فضای منطقه بر آنان نیز اثر کرده و توان تحرک آنان را به شدت پائین آورده بود و دوم پلی که می توانست راه عقب نشینی آنان به سوی پشت جبهه باشد، به کنترل نیروهای رژیم جمهوری اسلامی درآمده و تخریب شده بود. پیشمرگان گردان شوان راهی جز عقب نشینی به سوی دریاچه سیروان برایشان باقی نمانده بود، جایی که نیروهای کمکی کومه له در آن سوی دریاچه انتظار آنها را می کشیدند. تلاش نیروهای کمکی برای فرستادن قایق های نجات به نتیجه نرسید و چند تن نیز در این راه جانباختند. در چنین وضعیتی بود که گردان شوان در نیزارهای کنار دریاچه با نیروهای رژیم جمهوری اسلامی که منطقه را به اشغال خود درآورده بودند، درگیر شد و پیشمرگان خسته و زخمی در یک نبرد سخت و نابرابر تا آخرین گلوله خود جنگیدند، تعداد جانباختگان این حادثه 72 تن بودند که 11 تن از آنان مدتی بعد از آنکه به اسارت در آمدند، پس از تحمل شکنجه های فراوان در زندان رژیم اسلامی اعدام شدند. در تمام دوره هشت ساله جنگ ارتجاعی ایران و عراق نیروی پیشمرگ کومه له همواره کوشیده بود که خود را از آتش این جنگ دور نگه دارد و  اهداف سیاسی و نظامی خود را مستقل از این جنگ  و برپادارندگان و ادامه دهندگان آن تعقیب کند. کومه له این سیاست خود را به بهای سنگینی اما با  سربلندی به پیش برد و تلاش انقلابیون کمونیست و وارسته متشکل در گردان شوان برای خروج از جبهه جنگ در راستای این سیاست بود. در بیست و هفمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه و جانباختن پیشمرگان گردان شوان و هزاران نفر از مردم شهر و منطقه حلبچه به یاد و خاطره آنان درود می فرستیم. به امید روزی که جنگ و ناامنی، شکنجه و زندان، فقر و نابرابری که نظام سرمایه داری مسبب و عامل بقای آن است جای خود را به صلح و آزادی و رفاه و برابری انسانها بدهد.
http://www.payaam.org/iran/page10.html‎“

گلاویژ رستمی‎ hat 2 neue Fotos hinzugefügt.

به یاد جانباختگان گردان شوان
امروز سه شنبه 26 اسفندماه سالگرد جانباختن پیشمرگان گردان شوان یکی از گردان های رزمنده کومه له است.
این واحد از پیشمرگان کومه له در هنگام وقوع حمله جمهوری اسلامی به منطق حلبچه در دوره جنگ ارتجاعی ایران و عراق و متعاقب آن بمبارن شیمیایی شهر حلبچه بوسیله رژیم بعث عراق، در روستای مرزی بیاره در حال استراحت بودند. آنها با شروع حمله به منظور خروج از منطقه جنگی روستا را ترک و مسیری را به سوی پشت جبهه انتخاب کردند. اما در این مسیر با دو مشکل اساسی روبرو شدند، نخست گازهای سمی پراکنده شده در فضای منطقه بر آنان نیز اثر کرده و توان تحرک آنان را به شدت پائین آورده بود و دوم پلی که می توانست راه عقب نشینی آنان به سوی پشت جبهه باشد، به کنترل نیروهای رژیم جمهوری اسلامی درآمده و تخریب شده بود. پیشمرگان گردان شوان راهی جز عقب نشینی به سوی دریاچه سیروان برایشان باقی نمانده بود، جایی که نیروهای کمکی کومه له در آن سوی دریاچه انتظار آنها را می کشیدند. تلاش نیروهای کمکی برای فرستادن قایق های نجات به نتیجه نرسید و چند تن نیز در این راه جانباختند. در چنین وضعیتی بود که گردان شوان در نیزارهای کنار دریاچه با نیروهای رژیم جمهوری اسلامی که منطقه را به اشغال خود درآورده بودند، درگیر شد و پیشمرگان خسته و زخمی در یک نبرد سخت و نابرابر تا آخرین گلوله خود جنگیدند، تعداد جانباختگان این حادثه 72 تن بودند که 11 تن از آنان مدتی بعد از آنکه به اسارت در آمدند، پس از تحمل شکنجه های فراوان در زندان رژیم اسلامی اعدام شدند. در تمام دوره هشت ساله جنگ ارتجاعی ایران و عراق نیروی پیشمرگ کومه له همواره کوشیده بود که خود را از آتش این جنگ دور نگه دارد و اهداف سیاسی و نظامی خود را مستقل از این جنگ و برپادارندگان و ادامه دهندگان آن تعقیب کند. کومه له این سیاست خود را به بهای سنگینی اما با سربلندی به پیش برد و تلاش انقلابیون کمونیست و وارسته متشکل در گردان شوان برای خروج از جبهه جنگ در راستای این سیاست بود. در بیست و هفمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه و جانباختن پیشمرگان گردان شوان و هزاران نفر از مردم شهر و منطقه حلبچه به یاد و خاطره آنان درود می فرستیم. به امید روزی که جنگ و ناامنی، شکنجه و زندان، فقر و نابرابری که نظام سرمایه داری مسبب و عامل بقای آن است جای خود را به صلح و آزادی و رفاه و برابری انسانها بدهد.
http://www.payaam.org/iran/page10.html

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s