ملتی که گدا است ؛ حق تعیین سرنوشت را گدائی می نماید !! شایستگی حق تعیین سرنوشت خویش را ندارد …حق گرفتنی است ؛ حق دادنی نیست

ملتی که گدا است ؛ حق تعیین سرنوشت را گدائی می نماید !! شایستگی حق تعیین سرنوشت خویش را ندارد …حق گرفتنی است ؛ حق دادنی نیست

2. Oktober 2014 um 23:20

  اگر معیار و ملاک درستی و غلط بودن یک موضوع را ؛ عمل بدانیم ؛ بر خلاف رویاپروری  و ارزو های ما  ؛ که در عمل اجتماعی نیز این جنین است …..به تاریخ بنگرید؛ ملاک عمل است  …. ملتی که گدا است  و حق تعیین سرنوشت خویش را گدائی می نماید …. !! هیچگاه شایستگی حق تعیین سرنوشت را نداشته است ؛ هزاران خلق در جهان دارای حق تعین سرنوشت خویش نیستند و بسیاری نابود و یا در سایر خلقها حل شدند ….. بنابراین حق گرفتنی است ؛ درک ضرورت اصل زندگی است … حق دادنی نیست باید شایستگی آنرا داشت …..؛ به این دلیل و از این لحاظ است که جاش بازی و تنگ نظری مساوی است با نابودی و قربانی در قصابخانه تاریخ گشتن ؛ برای طبیعت و جامعه ای وحشی و درنده  ؛ وجود و یا عدم وجود ما ؛ از بودن و نبودن یک مورچه هم کمتر است …. این توئی و این مائیم که با درک درست از ضرورت های زمان و شرایط و تفکر و دانش و اندیشه می توانیم خر خود را از این لجن زار جامعه وحشی برهانیم ؛ باید برهانیم ؛  یا مانند اجدادمان در زمان توحش ؛ مانند خر در گل می مانیم و بعد از هزاران سال برای کسی که در هزاران سال پیش به خاطر زن و مقام و پول و مال کشته شد گریه و زاری می کنیم ….. بنابراین  ؛ تفکر برای انسان چیز بدی نیست  ….. آنزمان که بنهادم سربه پای ازادی ؛ دست خود زجان شستم ….سر به پای ازادی ….

تنها موضوعی که دوستان ناسیونالیست من نمی خواهند و نمی توانند متوجهه بشوند…. ؛  این است که ؛ آنها به علت نداشتن افق فکری و بی خردی و نادانی و بسیاری نیز به علت دیوثی و خود فروشی و مردم فروشی ؛  بسیار مشتاق اند که به جیره خواری و زیر دستی یکی از کشور ها یا نیروهای ارتجاع جهانی یا منطقه ای در بیایند ؛ خود فروشی و جاشایتی را دوست دارند ؛ افتخاراتشان است …. جدای از منافع غارتگرانه شان و دزدی های میلیاردی ؛ یک شبه مولتی میلیاردر و مولتی میلیونر شدن ؛ پدیده ای که در طول تاریخ همیشه به انسانهای زحمتکش؛به تولید گران جامعه بشری  همیشه لطمه زده است و نقش مزدوران در این موضوع همیشه ارتجاعی بوده است …. برای یک ناسیونالیست تنگ نظر که افق دید تاریخی اش از حد چند سال آنطرفتر که سهل است ؛ از چهارچوب محدود  محله و شهر و بابا بزرگش ؛  آنطرفتر نمی تواند برود ؛ بنابر این تصور رهائی ملی و موضوع اقتصاد جهانی و طبقه کارگر جهانی و آزادی و برابری درک منطقی از دورانهای تاریخی و مبارزه و ….. طبیعتآ بی معنا می باشد ؛ مسلمآ دایره تفکراتش و حق تعین سرنوشت و مبارزه از حد درگیری های قبیله ای فلان خان و فلان روستائی که بابا بزرگش  در آن بسر می برده  نمی تواند آنطرفتر برود ؛ تفکر و تصورات ملی و قبیله ای اش در حد زمان برده داران و ابتدای فئودالیسم است ؛ و نمی تواند آنطرفتر برود ؛ داشتن توقع و تصور  دانش و تفکر از این نوع انسانها ؛ برای ما نیز از این نوع ادمها طبیعتآ مذهبی است ؛ ما نیز به مذهب و وارونه نگری در می غلطیم ؛ او تفکرش گچ شده است ؛ ما توقع داریم با خر بالدار به معراج برویم ؛ تفکر و توقع خشک است برای هر دوی ما مانند یک مذهبی ؛ یک ملا یا یک پیرو امام ها و ….؛بنابر این او نیز رهائی ملی و حق تعین سرنوشت و رهائی از زیر دست ؛ برایش غیر قابل تصور است ؛ همانگونه که برای یک صوفی خشکه مقدس ؛ تصور عدم وجود خدا و حوری ها در بهشت و شیر و عسل دیوانه کننده است ؛ زیرا تمامی سرمایه خیالی آن دنیای دیگرش را از دست رفته می داند و بدتر از هر ورشکسته ای ؛ بهشت و آن دنیا و حوری هایش را از دست رفته می داند ؛  همانگونه که یک سرمایه دار هنگامی که ورشکست می گردد خودکشی می نماید ؛ یا سکته می کند ؛ آنها نیز حاضر اند ده بار بمیرند ؛ جانشان  را بدهند اما  حتی یک بار این تصور احمقانه را از دست ندهند ؛ حتی اگر بدانند دروغ است ؛ اما باز هم ….. برای یک ناسیونالیست و یک خشکه مقدس ؛ برای هر دو ؛ برایشان غیر ممکن است تصور ازادی و برابری  ؛ در زمانی که ؛ در حالی که طبق نیاز  به برابری  بیداری در راه است ؛ برای خلقها طبق ضرورت زمان نیاز عمومی به برابری چشمانشان را باز نموده اما باز هم گیج اند ؛ هنوز خواب الود اند ؛ به رویا های تاریخی شان هنوز در بیداری ادامه می دهند  …. این تنها اشکال و اختلاف در میان نیرو های ناسیونالیست و عقب مانده های کور ذهن و ….محدود نگر است در مقابل  تمامی برابری طلبان و ازادیخواهان و …..

اما هزاران بار  باهم  ؛ چه باک …..

حق تعین سرنوشت خلقها بدست خود ….یعنی یابو های تاریخ این حق را ندارند از آن طرف کره زمین بیایند و منافع ملی شان را در این منطقه جستجو نمایند …. و جاشها نیز….. نوکری و مردم فروشی …. موقوف  …./ دست هر نیروی خارجی از سرنوشت ما کوتاه ؛

تناقضات با بنگرید ؛؛؛ مسخره تر از هر پدیده متناقضی ؛هم ناسیونالیست کور و تنگ نظر و هم خشکه مقدس ذوب در ولایت وقیح هر دو در اینجا نیز منطبق بر هم اند 

در حالی که برابر ی و ازادی برای خودشان می خواهند  ؛ البته اگر بخواهند !!  که دروغ می گویند ؛ به این بهانه … مفت می گویند ؛  آنها با تمامی وجود منحوسشان مخالف آزادی و برابری اند و خود را در این فضای بیداری ؛  ازادیخواه ؟؟  می نامند ؛ برابری ؟؟؟؟ رهائی ملی ؟؟؟  ازاد اندیشی ….؟؟؟  آیا عدالت نیز می خواهند .؟؟ …با تضمین و صد درصد می توان گفت اینها فتوکپی های خمینی و شاه و بارزانی ها و سایر جاشها هستند….

در واقع ناسیونالیست ها و مذهبیون همراه یا امپریالیستها و ارتجاع منطقه دشمنان واقعی خلقهایشان  و خلقهای منطقه هستند ؛ در عمل نیز ببینید …. کسی که فقط خود را می خواهد برهاند  ؛ حاضر است دیگران را قربانی نماید …. همانند یک ناسیو نالیست ؛ همانند یک مذهبی که حاضر آدمهای سایر ادیان را از دم تیغ بگذراند … از تاریخ آموختن بد نیست . شرافتمندی چیز بدی نیست

عمر محمدی

  • OOmar MMohammadi

    ملتی که گدا است ؛ حق تعیین سرنوشت را گدائی می نماید …. !! شایستگی حق تعیین سرنوشت را ندارد …حق گرفتنی است …حق دادنی نیست
  • OOmar MMohammadi

    تنها موضوعی که دوستان ناسیونالیست من نمی خواهند و نمی توانند متوجهه بشوند این است که ؛ آنها بسیار مشتاق اند که به جیره خواری و زیر دستی یکی از کشور ها یا نیروهای ارتجاع جهانی یا منطقه ای دربیایند …. پدیده ای که در طول تاریخ همیشه به انسانهای زحمتکش همیشه لطمه زده است و نقش مزدوران در این موضوع همیشه ارتجاعی بوده است …. برای یک ناسیونالیست رهائی از زیر دست غیر قابل تصور است ؛ همانگونه که برای یک صوفی خشکه مقدس ؛ تصور عدم وجود خدا دیوانه کننده است ؛ زیرا تمامی سرمایه خیالی آن دنیای دیگرش را از دست رفته می داند و بد تر از هر ورشکسته ای ؛ بهشت و آن دنیا و حوری هایش را از دست می دهد ….. برای یک ناسیونالیست و یک خشکه مقدس ؛ برای هر دو ؛ برایشان غیر ممکن است تصور ازادی و برابری …. این تنها اشکال و اختلاف در میان نیرو های ناسیونالیست و تمامی برابری طلبان و ازادیخواهان است …..اما چه باک …..حق تعین سرنوشت خلقها بدست خود …. دست هر نیروی خارجی از سرنوشت ما کوتاه ؛مسخره تر از هر پدیده متناقضی ؛ آنها مخالف آزادی و برابری اند و خود را ازادیخواه نیز می نامند در واقع ناسیونالیست هاهمراه یا امپریالیستها و ارتجاع منطقه دشمنان واقعی خلقهایشان هستند …. عمر محمدی
  • OOmar MMohammadi
     
Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s