کشتن دگر اندیشان بازمانده ای از دوران توحش بشر اولیه

کشتن دگر اندیشان باز مانده ای از دوران توحش بشر اولیه ؛

قلم و ترور

هر یک از این شرف زنان و شرف مردان ؛ قطرات پیشتاز این رود زندگی اند که بر شن زار های درشت و تفته صحرای سوزان اسلام و دشمنان پویش ؛ بر ریگزار های سوزان این زمهریر جهنمی اسلام و جنایت بسوی زندگی در ره اند؛ روان اند ؛  ره می نمایند و سو و جهت دریا و زندگی و برابری و ازادی را با خود نوید زندگی دارند ؛ کهتا زمانی که انسان وجود دارد ؛ هزاران بار در اندیشه و تفکر نوآوران خواهند بود و بازهم با سیاهی ها خواهند جنگید ؛ همانگونه که هزاران سال است حلاج وار در این مسیر با سربلندی و غرور در راه اند و باز هم می پیمایند؛ سازندگان تاریخ که در عمل اجتماعی زندگی همراه با عشق و دوست داشتن …. همچون ماهی …. ساحل و کرانه و دریا ….. می پویند و …. زیرا زندگی شرافتمندانه با ازادی و غرور و سربلندی معنا دارد ؛ در دفاع از حقیقت و ازادی از مرگ چه باک ؛ آنها بازهم هزاران بار همچون شبنم بر برگ گلهای بهاری تلئلوشان جان را نوازش خواهند داد؛ بازهم در اشک محرومان و خنده شادی زلال کودکان فردا بازهم به این روند بودن ادامه خواهند داد ؛ هر یک از این فرهیختگان امروزی ؛نتیچه کار و تلاش جان نثاران آزادی گذشتگان اند و محصول و تبلور کار و زحمت گذشتگان .که در برابر تندر ایستادند و سوختند و خانه را روشن نگه داشتند ؛…. شب پرستان و تاریک اندیشان اسلامی هم چون همپالگی های دوران انگیزسیون قرون وسطی شان ؛در ادامه تفتیش عقاید قرون وسطائی کلیسائی … با این نوع تهدیدها و قتلهای زنجیره ای و قتل عام زندانیان سیاسی در ایران و کشتن اسیران دربند را چه باک ؛ بر دار نمودن حلاج ها را چه باک ؛شادی ما از آن جهت است که غول اندیشه از چراغ جادوی زندگی بر پهنه گیتی در پرواز است ؛ نور و شادی بودن را در مسیر ازادی و برابری در جامعه ای انسانی نوید می دهد ؛ که وحشت این شب پرستان سیاه اندیش بر همگان باید بسیار ملموس باشد ؛ آنها نمی توانند شادی زندگی را  تاب بیاورند و  نور حتی یک شمع  را  ؛  مرگ تاریکی ها را بر نمی تابند ؛ این جنایتکاران که سعی در بریدن زبانها و شکستن قلمها داشتند و دارند ؛ که در طول تاریخ با تجربه شکست هزاران باره روبرو گشته اند بازهم بر این بستر بسیار احمقانه اصرار می ورزند ؛ و باز هم گزمگان سیاه اندیشی به منظور به زانو درآوردن زبانها و قلم ها دون کیشوت وار به جنگ امواج طوفانی انسان بیدار و جانهای ارزومند و مقابله با  ؛ بادبانهای برافراشته زندگی می روند ؛ آنها هنوز نفهمیده اند که آزموده را آزمودن خطاست ؛ ره به جائی نخواهند برد ؛ زیرا اصل بر زندگی است و مخالفت این توحش دوران ماقبل بشریت در مسیر و راه سربلندی و بودن و تکامل ؛ در این مسیر  روشن ؛ بیرون از تاریکی ها بسوی دریا و زندگی و ازادی فقط رسوائی است و ننگ هر چه بیشتر بر پیشانی این مکتب توحش به جا مانده از تاریخ ؛ انتهای زباله دانی تاریخ جایگاه آنهاست و دگر اندیشی نشانی است از بن بست تفکر و فرهنگ توحش زمان غار نشینی این مکتب و بشر اولیه ؛ که دفن در زباله دانی تاریخ بازهم سرنوشت حتمی و شایسته اسلام و هر نوع تفکر مذهبی و دین و شکست خوردگان زندگی و تمامی جنایتکاران است ؛ نه انها و نه هیچکس ؛ توان مقابله با رفتن رود زندگی بسوی دریا و ازادی و برابری را ندارد و نمی توانند روند این پویش را حتی کند نمایند ؛ …..زهی خیال باطل… توحش آنها قابل درک باید باشد

 سرنگون باد رزیم اسلام و جنایات در ایران

زنده باد ازادی و برابری

برقرار باد سوسیالیزم

عمر محمدی

پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ برابر با ۱۵ ژانويه ۲۰۱۵

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s