با سلام به محمود و سایر رفقای علاقمند به این بحث ؛ در رابطه با جامعه ای عقب مانده و روشنفکر عقب مانده ای که اب می جود ؛……

از مشخصه های انسانهای جامعه عقب مانده ؟ اولین علائم عقب ماندگی شان عدم تحمل نظر مخالف است …..دگر اندیشی ممنوع!!

13. Dezember 2014 um 15:39

زیرا هر گردی گردو نیست ؛

زیرا هر کسی و طبقه ای نمی تواند از ازادی برای تمامی مردم کارگر و زحمتکش ؛ یعنی جمعتی 99 در صدی در هر جامعه ای ؛ دفاع نماید ؛

کتاب خوانده ای که اگر بتوان روشنفکر نامیدش !! روشنفکری که خود را روشنفکر بداند ؛ و هر جامعه ای را جدا ی از سیستم های اجتماعی آن جامعه که همان اسکلت و تار و پود ساخت و بافت جامعه است ؛ بداند ؛ از دیدن این همه بیعدالتی که نتیجه بسیار قانونمند جامعه بر مبنای سیستم های طبقاتی است ؛ بدنبال نخود سیاه در دریای عمان سرگردان باشد ؛ و بازهم در فکر نقش ایوان یک سیستم استثمارگرانه و جنایتکارانه باشد و یا از آن دفاع نماید ؛ یا نسبت به آن سیستم جنایتکار و استثمارگر بی تفاوت باشد ؛ یا توجیهه گر اینگونه سیستم های استثمارگرانه با هر بهانه و علتی باسد و یا ….که معمولا خرده بورژواهای حاشیه زندگی با افکار خرده بورژوائی متزلزل و ناپیگیر و عقب مانده و نان به نرخ روز خور در این میان همیشه فراوان اند ؛ و در نتیجه این سیستم تفکر عقب مانده شان ؛ از دفاع از آزادی و برابری برای همه انسانهای کار و زحمت ؛ وا دهند ؛ و باز می مانند ؛ این کتاب خوانده نتواند از آزادی و برابری دفاع نماید و نمی نمایند ؛ یک کلمه باید گفت ؛ توهم زشت است ؛ ….کسی که یا گیج بزند و صراحت نداشته باشد …. بقول شاملو ؛ این چنین ادمی روشنفکر نیست ؛ دزدی است که با چراغ آمده است ….؛ نه تنها روشنفکر نیست بلکه شریک دزد و رفیق قافله است ….. کسی که روشن می اندیشد روشن بیان می نماید…. حال می تواند این همراهی با استثمارگران طبقاتی باشد ؛ بقول کورد های سنندجی طرف سر سپرده و جاش باشد ؛ یا در اثر گیج سری در هر شکل آن سیاسی یا فرهنگی یا …. و یا حتی بی تفاوت باشد …. در یک کلام باز هم بقول کرد های سنندجی به این خاطر به تو می گویم عمو که برام گنجشک بگیری وگرنه چه عموئی و چه کشکی ؛ ما باید تا به حال یاد گرفته باشیم در جامعه ای طبقاتی نفس کشیدن نیز طبقاتی است ….؛ کسانی که به هر شکل از این اصل در برخورد های اجتماعی سیاسی و یا فرهنگی یا ….شان با هر توجیهی باز می مانند ؛ و از این اصل و قانون اجتماعی دوری می جویند ؛ ناچارآ به خرافات در تفکر و اندیشه و بیان نظر در می غلطتند ؛ در کنار دست ملاهای مالیخولیائی قرار می گیرند ؛ اتفاقآ چون ملاها در حکومت اند بیشتر این دنیائی تراند ؛ حجره و بهشت و دوزخ مصرف خارجی دارد ؛ خودشان خوب می دانند که این ها همه اش چرت است ؛ اما روشنفکر اخته ….؟ بقول معروف مانند آوازه خوانی که شعرش تمام می شود و یارم یارم را شروع می نماید ….. من از این همه گیج زدن انسانهای جامعه ای که زنجیر های دست و پایشان را توجیهه یا ستایش می کنند ؛و یا روشنفکرانش!!!؟؟؟ استثمار و خفقان و زنجیر های دست و پای زحمتکشان و کارگران زا توجیهه می نمایند ؛ ستم و جنایات طبقاتی را توجیهه می نمایند ؛ سگ را رها نموده و سنگ را می بندند ؛ از دیدن این همه ناهنجاری وا می مانند ….. توده مردم بیچاره و لگدمال گشته کار و زحمت در زیر چکمه های ارتجاع و استثمارگران را آگاهانه یا از روی نادانی نمی خواهند ببینند ….. روشنفکری گیج و یا مزدور و قلم به مزد و اخته یا سالوثی و خرافات و گیج سری و سفیهه بودن خویش خاک در چشم توده مردمی می پاشد که یا عوامفریبی های دینی حاکمان هیچگونه تفاوتی ندارد ؛ فرقی ندارد ؛ زیرا نتیجه عملی هر دو یکی است ؛ که همان توجیهه و ادامه اسثمار و بیچارگی مردم نیجه طبیعی آن است …. آنها آگاهانه یا نا آگاهانه دست در دست هم به جان مردم افتاده اند ؛ نیت و ارزو در اصل موضوع فرقی ندارد ….. جهت گیری و انجام عمل اجتماعی است که تعیین کننده است ….بقول معروف دو صد گفته چون نیم کردار نیست ؛ در جامعه ای ستم دیده ؛ دیدن حقایق و تصمیم برای دگرگونی اساس است ؛ درک ضرورت اصل زندگی است ؛ که به اندازه خود عمل اجتماعی ارزش مند است و در این جا است که روشنفکر اخته و خرفت شریک دزد و رفیق قافله می گردد ؛ جامعه ای عقب مانده روشنفکران خرفت و عقب مانده اش ازادی می خواهند ؛ البته در آن حد که مثلآ ایشان اراجیفش را بیان کند اما از آزادی و برابری برای همه مهم نیست اگر اثری نباشد ….این است نوع اساس یک تفکر خرده بورژوائی متزلزل از نوع توده و اکثریت و فرخ نگهدار ؛ که داد می زدند ؛ زندانی توده ای ازاد باید گردد ؛ یعنی ؛ گور پدر بقیه …..این نوع تفکرات روشنفکر اخته و متزلزل ادامه همان چرتیات خرده بورژوائی است ؛ این هم از همان نوع است …. آزادی در جامعه یا هست یا نیست ؛ازادی برای همه ؛ در جامعه ای که یک نفر آزاد نیست یعنی همه ازاد نیستند ؛ ازادی در جامعه ای طبقاتی دیکتاتوری طبقه ای بر علیهه طبقه ای دیگر است …. طبقات که از میان بروند ؛ نمانند ازادی یعنی برای همه ؛ تو با کدام طبقه هستی ؛ خرافات موقوف ؛ ازادی بر مبنای برابری ممکن است برابری را کسانی میتوانند از آن دفاع نمایند که نفعی در استثمار نداشته باشند …و درک این موضوع زیاد نباید سخت باشد اما برای کسی که نمی خواهد بفهمد ….؟؟؟ فرقی ندارند!!! از ستم می نالند اما ستمکار و جنایت کار را می پرستند و توجیهه می نمایند !!! از بوی گندگی این نوع تفکر متناقض حالت تهوع و تهوع دارم ….این نوع قلم به مزدان عقب مانده های جامعه ای عقب مانده در خیال خود به ارضای روح کوچکشان مشغول اند ؛ بسیار راحت اند که حرف بلدند …که البته می زنند …. اما هنوز در درون افکار پوسیده استثمارگران و جنایتکاران ؛ که ملا ها خود نتیجه این نوع تفکرات عقب مانده اند ؛ همراه با ملا های جنایتکار سرگردان اند و یا حداکثر به پله ای بالاتر از محدوده ملا ها یعنی سطح بوجود آورندگان ملاها ترقی می نمایند …. اما باز هم در همان حیاط خلوت فکری آنها….باز هم برای خود کف می چراننننننننند …. خیلی خنده دار است آنها ادعا دارند که دوست دارند ؛و می خواهند در سیستمی زندگی نمایند که آزادیخواهانه باشد …. دقت کنید آزادی بیان و تشکل و اندیشه و ….را می خواهند ؛ برای کدام طبقه ؟؟؟؟ بماند !!! ما ترجمه می کنیم برای همه ؛ هم سرمایه دار و هم کارگر !!! که البته برای سرمایه داران بیشتر ….!! این نوع آدمهای خرفت فکر نمی کنند چه طبقه ای در جامعه از این ازادی های درخواستی ضرر می بیند و کدام طبقات اجتماعی سود و نفع دارند ؟؟؟؟ ازادی بیان برای چه کسی ؟؟ از دید این نوع روشنفکر اخته !! هر کی هست مهم نیست ؛ ما ازادی می خواهیم ؛ مانند یک چوپان که حتی ماشین ندیده می خواهد هواپیمای بوئینگ بخرد ….او هواپیما می خواهد بوئینگ موئینگ چی چی هست ….؛؟؟؟ و البته سیستم سرمایه در این حالت برایمان همیشه بنام ازادی و ….یک بیلاخ سنندجی نشان داده است ….که من سهم خودم را به حساب این روشنفکران خرده بورژوای متزلزل واریز می نمایم ؛ اما بازهم این نوع ادمک ها بازهم هنوز بدنبال بیلاخ های تاریخی دیگری….باز هم می خواهند ما را سرگردان نمایند ؛ از خودشان نمی پرسند کدام سیستم و کدام طبقه در جامعه از ازادی و برابری در رنج است و کدام یک از آنها کدام منافعی طبقاتی مخالفی دارند و این همه تناقض و درگیری بر مبنای کدام منافع طبقاتی است ؟؟؟ و این است نتیجه اندیشه های سخیف خرده بورژوائی متزلزل که بقول مارکس برای اینکه دایره تفکرات از دایره تفکرات یک خرده بورژوای بقال سرکوچه آنطرف تر نرود لازم نیست حتمآ بقال سرکوچه بود ؛ کسانی مانند جریانات حزب توده و اکثریت خرده بورژوائی که میان دو صندلی همیشه در حال تزلزل و افت و خیز اند …. بقول سعدی وای بر آن قافله ای که سرپیشاهنگش خر باشد ؛ در این میان انسانهای معمولی نیز از آنجا که به آن شیوه از زندگی خرده بورژوائی و خرفت عادت دارند ؛ دیدن امواج دگر اندیشی در آن سکوت قبرستانی و خفقان ؛ دیدن نور در تاریکی اندیشه زنگ زده شان برایشان سخت است ؛ نگرییستن از زاویه دیگری غیر از آنچه به آن خو گرفته اند گران است بقول آین اشتاین سخت ترین کار فکر کردن است , آنها نمی توانند از خود بپرسند ما که نیاز به ازادی و برابری داریم ؛ که اصل زندگی است ؛ خوب ؛ چه سیستمی اجتماعی ضرورتآ نافی و یا تضمین کننده این نیاز زندگی است ؟؟ چه سیستمی اجتماعی این موضوع را زیر پا می گذارد و کدام جریانات اجتماعی با این موضوع می توانند همراه باشند …. خنده دار تر از پرواز محمد با خر بالدار به پیش خدا از نوع همین تفکر است ؛ ادامه آن است برای ما و ادامه استثمار و تکرار مسخره و تراژیک تاریخ در جامعه ما و شایستگی مردمان و حکومتهایشان و روشنفران اخته شان و باز هم قربانی شدن و شکنجه و …. البته این تکرار تعجبی ندارد هر دو از یک آبشخور نوشیده اند ؛ در جامعه ای عقب مانده روشنفکرانش نیز عقب مانده اند ؛ آنها در جامعه ای طبقاتی سیستمی بی طبقه می خواهند ….بی دلیل نیست عدل علی در سیستمی برده دارانه ؟؟؟؟ هاهاهاها ….اینجا است که مردمان شایسته حکومت الئه و خدایان و جنایتکاران می گردند و خود فروشان و مزدوران حکومتی و روشنفکران اخته در همنوائی با جنایتکاران از برابری و آزادی می ترسند و بازهم حواله بهشت و دوزخی دیگر با نام روشنفکران …. چه جریانی و کدام طبقه آزادی بیان و اندیشه و تشکل و زندگی ازاد را برای کارگران و زحمتکشان می تواند سامان دهد ؟ بقیه اش کشک سابیدنی بیش نیست !!! و جفنگیاتی بی سر و ته!!!! و انسانها شایسته حکو مت هایشان هستند ؛ قبل از سرنگونی این جنایتکاران تصمیم بگیریم چه می خواهیم ….؟

سرنگون باد رژیم دار و تازیانه و اعدام و زندان و شکنجه جمهوری و جنایات اسلامی ایران

بر قرار باد ازادی و برابری

بر قرار باد سوسیالیزم

عمر محمدی

شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳ برابر با ۱۳ دسامبر۲۰۱۴

داعشیان شیعه در ایران حلق اویز میکنند و داعشیان سوریه عراق گردن میزنند هر دو با هم برای بنمایش دراوردن عطوفت اسلام ناب محمدی مسابقه داده اند. =========================================== داعش 4 سورى را به اتهام „سب الله“ ( اهانت بخدا ) گردن زد . دیدبان حقوق بشر سوریه روز شنبه 13-12-2014 اعلام کرد، پلیس دولت اسلامی „داعش“ در غرب این کشور 4 سوری را به اتهام „سب الله عزوجل“ (کفر) گردن زد. به گزارش خبرگزاری رویترز، دیدبان حقوق بشر سوریه در اطلاعیه خود گفته است حکم گردن زدن این چهار مرد در حمص شرقی به دست „پلیس دولت اسلامی“ اجرا شد. این نهاد حقوق بشری که در باره مسائل حقوق بشر در مناطق درگیری ها در سوریه نظارت می کند، روز سه شنبه نیز طی گزارشی اعلام کرد، داعش یک شهروند سوری را به اتهام „سب الله“ در شهر „بلده“ واقع در شمال سوریه سر برید. ساکنان محلی و فعالان سوری می گویند از زمان تشکیل دولت اسلامی „داعش“ در سوریه، بارها شاهد نقض آشکار حقوق بشر از سوی این گروه تندرو بودند. به گفته آنها این گروه با برداشت غلط از اسلام و قوانین شرعی، به جنایت های خود علیه مردم این کشورادامه می دهد. به گفته این منابع گروه های تندروی دیگری نیز در رقابت با داعش، برای اجرای „احکام اسلامی “ به آزار و اذیت مردم ادامه داده و هر روز جنایت های متعددی را در حق شهروندان سوری مرتکب می شوند. بر اساس گزارش دیدبان حقوق بشر سوریه، گروه داعش روز گذشته پس از نماز جمعه یک مرد و یک زن سوری را به اتهام „زنا“ در شهر منبج واقع در شمال این کشور سنگسار کرد.

vor 2 Stunden

Bijan Rastegar

به عمر محمدی دوست عزیز من با آنچه در بارۀ روشنفکرانی که از خود و از سوسیالیسم بیگانه اند و ادعای رهبری اجتماع رارند گفتی موافقم.این گونه افراد یا خود فریبی می کنند و یا مردم فریبی و یا هر دو را باهم. به حزب توده و اکثریت نیز محدود نمی شوند. …. ایکاش نظرات خودت را بیشتر بسط داده و بخصوص روشنتر صحبت می کردی….. قربانت

Mitra Radbeh

موافقم با نظرت رفیق بیژن

Mitra Radbeh

عمر محمدی حساب کسانیکه در پاره کتابهای مطالعه شده ی خود، سرگیجه گرفته اند ، یا به عمد سرگردان ! هستند و شغل رکاب زنی را پیشه گرفته اند ، بگذریم ، شغلی است رایج خصوصا. حالا که موساد هم رسما به ایرانیان پیشنهاد همکاری می دهد ، حتی قبح مطلب هم از میان رفته… ازشفاف تر کردن بحثی که طرح کردید خوشحال می شم. .. با مه

Mahmoud Davaloo

Barane Moghaddam

Mahmoud Davaloo

عمر محمدی : این عین نوشته های مطرح شده است و من در این رابطه حداقل ده مقاله نوشته ام و تمامی شان موجود اند ….اگر دوست خوبم محمد و یا میترا یا هر رفیق دیگری مایل باشند می توانند به سایت من بنام صدای ازادی و برابری مراجعه نمایند آدرس آن در همین صفحه  در انتهای این مطلب خدمت شما هست ؛ و انها را اگر مایل بودید بخوانند ؛ بعد می توانند نقدتان را بگویند و …. بحث و … اما  اکنون دو کلمه  مختصر محض اشنائی ….در این جا دوست خوبم محمود عزیز تا میترای خوب و سایر رفقای گرامی ؛ در رابطه با موضوعی که من مطرح نموده ام مطلبی نوشته اند ؛ که بی جواب گذاشتن اوج بی ادبی است و بی احساس مسئولیتی  ؛ …..که به نظرم  ….اگر اجازه نظر داشته باشم زیرا آزادی زیر ضرب رفته است  ؛ بدبختی ما در این جامعه عقب مانده ایران  تحت حکومت شاهان و ملایان  که خود مجموعه ؛ شاه و ملا و ملت نتیجه کلاف سر در گم  عقب ماندگی جامعه ما است ؛ که اثار عقب ماندگی تاریخی سیاسی فرهنگی اجتماعی و…… شامل حال تک تک ما نیز می باشد و است و حتی انحطاط اخلاقی مشمئز کننده ای تار و پود تمامی افکار و فرهتگ جامعه ما را کم و بیش نیز در بر گرفته است ؛بوی گند روابط موجود نیز از این گندیدگی حکایت دارد ؛ لازم به توضیح نیست ؛  از جمله بقول شما من شاید ؛ بطور ضمنی و تلویحی ؛ مامور اسرائیل شاید باشم و بقول مارکس کرم کتاب که شما تلویحی به آن اشاره نموده اید ؛  یعنی بقول شما رکاب زن لای کتابهایم هستم و بازهم ….و بسیاری مطالب دیگر  که اگر لازم شد صحبت خواهیم نمود…. تمامی این گفته ها ها ها به اضافه یک خروار و نیم دیگر که شاید بعدآ بدنبال بیاید ؛ تاثیری در اصل قضیه نخواهد داشت ؛  از  اهمیت و جایگاه این موضوع نمی کاهد و به آن اضافه نمی نماید ؛ ….و ان اینکه در جامعه ای که خرافات از تار و پود ان می بارد ؛ در جامعه ای عقب مانده در دل تاریکی های تاریخ ؛  روشنفکران و حکومتگران و مخالفین و موافقین ش عقب مانده اند  ….این جان کلام است ؛ فراموش نکنیم که عقب ماندگی تبلور مادی دارد ؛ در سیستمها و روابط میان انسانهای موجود متعلق به آن جامعه در هر کوی و برزن می توان اثر آن را دید ؛ در جریان روابط اجتماعی و کنش و واکنش ها می توان در هر عرصه ای آنرا مشاهده نمود ؛ از جمله هنگامی که کسی بادی به غب غب می اندازد و فکر می کند اگر در جامعه ای تاریک اندیش  که حتی سگ و گربه ها و درختان هم فهمیدند که چه خبر است ؛ آیا در این موقعیت کسی مانند ایشان  اگر از نبود ازادی حرف می زند خمکار و شاه کار نموده ؟؟ …. البته عمق تناقض آنجاست که طرف بدون اینکه به سیستمهای اجتماعی بیندیشد ؛  دو راه دارد یا باید بگوید این سیستم است که اینگونه است که پیامد آن این خواهد بود ؛ و باید بگوید کدام سیستم مناسب است ……یا همنگونه که بسیاری ها از جمله همین دوست عزیز ما از روی موضوع پرواز می نماید و به آنطرف جوی اب می پرد …صورت مسئله را پاک می کند و در خیالش خمکار نموده  …. وقتی می پرسی چی شد ؟  اسرائیلی می شوی ….هاهاهاها در نتیجه ناچارا  این نوع تفکر راهی ندارد تا در دفاع از ازادی مورد نظرش ؛ هر کسی می خواهد باشد ؛ آدمی به یاوه گوئی در می غلطتد و یارم یارم می نوازد یعنی قافیه اشعار نوازنده ما تمام شده و باید یک مقدار ….یارم یارم بگوید تا شاید …این نوع تفکر از هر کسی باشد در بن بست است و ضرورتآ دریوزگی به درگاه دیکتاتور ها و زانو زدن از پیامدهای ضروری و حتمی آن است ؛ این است که باید پرسید در یک سیستم نابرابر که به شکل سیستماتیک ضد بشر است آیا برابری  که می دانم با گروه خون بسیاری ها  خوانائی ندارد ؛ نمی خواند ؛ آیا ازادی  و برابری و هر نوع حق و حقوق شهر وندی را و  یا دموکراسی مستقیم را  آیا تمنا می نمایند ؟ جواب یک کلمه است  ؛ اری یا نه ؟ هر کسی با هر زبان الکنی که دوست دارد در اصل و ماهیت موضوع تفاوتی ندارد ؛ که در این عرصه فرمالیسم از عوامفریبانه ترین شکلهای شناخته شده است ؛  که البته این پدیده نسبی است و خواهش می کنم آنرا پیچ و مهره ای و مطلق در نظر نگیرید و  آنرا به هم وصل نفرمائید ؛ تا نتیجه مغشوش نگیریم ؛ مخصوصآ در رابطه با روشنفکر عقب مانده جامعه عقب مانده اش با ارزوها و رویا هایش ؛ که انگار بر کومه ای از خاکستر دلش می خواهد اسمانخراش بسازد ؛ کمبود ازادی و برابری را می بیند و احساس می کندکه شاید لازم باشد ؛ اما نمی داند  و نمی خواهد فکر کند که ازادی و برابری به چه معنا است و کدام طبقات در آن چه نقشی دارند ؛ و مدعی می شود او فقط آزادی را می خواهد ؛ بادی به غب غب و دموکرات نیز می شود ؛ ….لطفآ سری به هند بزنید بعد بفرمائید…. در هند بیش از اروپا بسیار بیش از اروپا ازادی وجود دارد ؛ به هر لحاظ که اگر لازم شد صحبت می کییم ؛ البته مطابق نظر  و خواست شما در هند ازادی بدون برابری هست ؛ اما آزادی بدون برابری فقط آب جویدنی بیخود است ؛  ازادی تنها در همراهی با برابری معنا دارد ؛  درست همانند ماده که در زمان معنا دارد ؛  در این زمینه نیز مطالبی هست و نوشته ام می توانید نگاهی بیندازید ؛  وقتی من این زاویه از دید و نظر را به چالش می کشم ؛ رکاب زن لای کتابهایم می شوم و یا جاسوس شاید اسرائیل …هاهاهاها  این شیوه را شما چه می نامید ؛ بقول کردها تا خواستم اقا دزده را بگیرم اقا دزده من را گرفت …هاهاها….از ادای کلمات خشن ببخشید اگر خشن به نظر می ایند قصد توهین به هیچ کسی را ندارم بلکه اصل موضوع بیان نظر برای من مهم تر از هرادب خالی از صداقت است ؛ که برای من باید ملهم از خود حقیقت باشد ….. عین همین موضوع و این نوع جریان مباحثات و جهت گیری ها و این موضوع در عصر روشنگری در اروپا در عصر تغیرات ادبی در روسیه از اکتیابریستها و پوشکین تا گورکی و …بوده …. در اروپا به رنسانس و در روسیه به انقلاب بلشویکی و در شرق نیز ….برای بعد ….اما به هر صورت این موضوع در رابطه با شخص خاصی نیست اگر چه افراد تبلور آن نظرات و خرافات یا روشن بینی ها و …. می توانند باشند و هستند ؛ زیرا موضوع در هوا معلق نیست ؛ بلکه یک جریان یا جریانات اجتماعی هستند  ؛ اما این بیان کلی است ؛ که در تاریخ هزاران بار نیز تکرار شده و هزاران بار دیگر نیز تکرار خواهد شد ؛ روشن و دقیق عرض کنم ؛ در جامعه ای خرافی و عقب مانده که عکس خمینی را در مستراحهای ماه می بینند ؛ روشنفکرش بدتر از توده عوام می تواند باشد و بعضا هست منظورم فقط توده و اکثریت نیست  ؛ بلکه انهائی است که پس از سی و چند سال بازهم همان حرفهای هزار بار تکراری و  بیهوده در عمل پوسیده دعای حاجت به درگاه امپریالیستها و بورژوازی را بازهم تکرار می کنند و خسته بشو هم نیستند ؛ این یک جریان اجتماعی عقب ماندگی است ؛ فردی نیست ؛ خرافات لیبرالیسم پوسیده تر از اسلام داعش و خمینی است  ؛ واقعآ خنده ندارد گریه اور است ؛  از کسی که دشمن ازادی است تمنای ازادی داشتن  ؛ توده و اکثریت و بقیه که در جامعه عقب مانده من کم نبودند ؛ آنها که خود ادامه دهنده و خود بسیاری شان از قهرمان های زمان مبارزات چریکی بودند ؛ همه که خائن نبودند ؛ آنها که رکاب زن لای کتابهای من نبودند ؛ اما همه هر کدام به نوعی و از زاویه ای مانند بچه گنجشک منتظر ترحم از بالا هنوز هم هستند و بودند ؛ آری برادر اینگونه است که در جامعه ای عقب مانده  ؛ روشنفکر عقب مانده اش که در این جا خرفتهای ترسو و بزدلی است که از بیان ازادی و برابری می ترسند ؛ بیشتر مورد نظر من بود و هست ؛ با تمامی القاب زر ورقی اش و با تمامی خش خش های کر کننده اش باز هم متفکر و جامعه شناس و دانشمند عقب مانده خرفتی است که بدنبال ازادی و برابری به درگاه دشمنان ازادی و برابری سجده می برد ؛ شما آنرا چه می نامید ؟ البته  اگر طبق گفته خودش بدنبال ازادی روان باشد که در این صورت دروغ می گوید یا نمی فهمد و نیست ؛ اگر سر سوزنی ازادی خواه باشد اگر یک ذره دمکرات باشد یا به هر شکلی از اشکال مخالف نابرابری ها و جنایتکارانی همچون جمهوری و جنایات اسلامی ایران و شاه و …… هر کسی دیگر اگر  مخالفشان باشد و مخالف  سیستمی مانند جمهوری و جنایت اسلامی ایران و اسرائیل فاشیستی اگر باشد ….و دلش بخواهد  در ایران انسانها کمی بتوانند نفس بکشند …. قاعدتآ باید طرفدار آن سیستمی باشد که این خواستها در آن بتواند برآورده شود ؛ از این روشن تر ؟ در عمل نیز باید از آن در هر حرف و گفتار و برخورد به هر شکلی که خودش دوست دارد ؛ از آن دفاع نماید ؛ از این روشن تر ؟ طرفداری از آن سیستم که بتواند این خواست را برآورده نماید باید بسیار عادی باشد  تناقض نداشته باشد ؛ البته کسی که روشن فکر می کند روشن نیز بیان می نماید .… خوب شاید در جامعه عقب مانده ما روشن فکرش روشن نمی اندیشد ؛ همانگونه که در دستگاه فکری ملا هایش به ترهات اسلامی می گوزند علم دینی ؛ ...از این روشن تر ؟ خوب وقتی بعضی از دوستان دانشمند و دارای عنوانهای گوناگون مدعی روشنفکری و پیشرو بودن در صحبت و تلاش در این جهت حد و حدودشان از دایره خواست یک بقال خرده بورژوای تنگ نظر سرکوجه آنطرف تر نمی رود ؛و من اگر این را بیان می نمایم رکاب زن اسرائیل قلمداد می شوم …هاهاها ؛ باشه چه باک …. کودک که بودم گردو بازی می کردیم بودند کسانی که گردو هایشان ته می کشید و می باختند ….دبه در میاوردند ؛ بازندگان خوبی نبودند …….. می پرسیم و عرض می کنم  ؛ دوستان خوب در تضاد میان کار و سرمایه در جهان امروز فرق دارد با زمان فئودالیسم و زمان برده داری …در آن زمان دفاع از فئودالیسم مترقی بود ؛ در آن زمان دفاع از بورژوازی ملی مترقی بود ؛ در این زمان دفاع ننمودن از سوسالیزم ؛ دفاع ننمودن از ازادی و برابری ؛ ارتجاعی است با هر نیتی که دوست داری ؛ جهان در تضاد کار و سرمایه دچار یک جنگ جهانی آشکار و پنهان است …متفقین و متحدین هم همانهائی هستند که می بینید اما نمی خواهید بدانید و سگ را رها و سنگ را بسته اید ….. هرکسی هستی هر کی می خواهی باش ….در این جاست که سیستمهای اجتماعی و میزان سهم بری و جایگاه اجتماعی و معیار های  طبقاتی گوناگون …. و زاویه نظر به سیستمهای جامعه به مثابه اسکلت جامعه مطرح می گردد ؛ اما برای روشنفکر اخته و خرفت ایرانی همه چی در یک چشم بندی و سحر و جادو  به کناری می روند و جا عوض می نمایند ….اما سئوال هنوز در آنجا خود نمائی می نماید ؛ زندگی میلیونها انسان را هر روز در زیر بار مچاله می نماید ؛ حال بفرما باز هم بگو در میان این تضاد کار و سرمایه باکدام طرف هستی  ….؟ طرفدار سرمایه یا طرفدار نیروی کار ….؟ بقیه اش اب جویدنی بیش نیست ….

فربان شما و ممنون از توجهه شما رفقای عزیز …یک کرم کتاب به قول مارکس .

عمر محمدی

رکاب زن لای کتابها بقول شما ….

اما بقول انگلس بدون تئوری انقلابی عمل انقلابی ممکن نیست

يكشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳ برابر با ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴

و این هم آدرس سایت من اگر مایل بودید می توانید مراجعه فرمائید در این رابطه مقداری مطالب دارم شاید به موضع و روشن نمودن صحبتهای مان کمک نماید که تکراری اب نجویم ؛

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید.

sedaye azadi barabari

sedayeazadibarabari.wordpress.com

داستان فرارم از زندان و مسائلی دیگرhttps://www.facebook.com/ajax/messaging/attachment.php?attach_id=522fa83b8144688b70ef38c192ff6ff7&mid=mid.1418312354135%3Ac959ecf2a8bfbd8e12&hash=AQD5QsjzozNp4lDo

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s