ارتجاع اسلامی را به امپریالیزم تقلیل ندهیم ….؟ آیا این عبارت درست است ….؟

ارتجاع اسلامی را به امپریالیزم تقلیل ندهیم ….؟ آیا این عبارت درست است ….؟

این عنوانی است که یکی از رفقای عزیزم از من خواست تا در این باره چندکلمه ای بنویسم ؛ به نظر تان آیا این عبارت درست است ….؟ ارتجاع اسلامی را به امپریالیزم تقلیل ندهیم ؛

که به نظر من این سئوال به کله قندی می ماند که باید سر و ته نمودش ؛ …اصل موضوع سئوال برعکس بر زمین قرار داه شده است ؛ برای این کار ترجیح می دهم به شکل کلی و مقایسه ای چند کلمه ای بنوسیم و خود شما برداشت خود را می توانید از آن داشته باشید؛ نادرستی و غلط بودن هر چی  را به  حساب من بریزید.

سیستم استثمار  و جامعه طبقاتی  و مذهب ؟؟ با بوجود آمدن مالکیت خصوصی و برده داری و مذهب و حتی ناسیونالیزم ؛ همراه هم و طبق ضرورت زمان بوجود آمدند  و شکل گرفتند و امپراطوری ها ساختند ؛ تشکیل دادند ؛ یعنی هنگامی که علم و دانش و مذهب و دین  از جادوگری شروع گردیدند ؛ شکل مادی آن تبدیل شد ؛ به  علم و دانش ؛ که برای هر سئوالی جواب مادی می خواست و تحقیق و ازمایش و  نتیجه گیری و قوانین علمی …. شکل تخیلی و آرزوئی مالیخولیائی و تنبلی فکری ادامه جادوگری در اشکال مختلف دینی و مذهبی ادامه یافت ؛ که علم در یک جهت و ادیان بعنوان سرگشتگی انسان در هزاران شکل تغییر قیافه دادند ؛ماهیت همانی است که بود مانند تغییرات آب از صفر درجه تا صد و هزار درجه که باز هم همان آب است یعنی H2O؛  که بعضی ها تا ان حد احمقند که در گرمای صد و هشتاد درجه می خواهند آب یخ بزندآنها ؛  ما را در این تاریخ به 1400 سال پیش بر گردانند… ؛ ادیان گوناگون تصادفی بوجود نیامدند ؛  با نگاهی بسیار ساده می توان این همه گوناگونی و تنوع را دید ؛  که پائین بودن شیوه تولید و سطح دانش و شعور انسانها و ناموزون بودن تکامل و سیستمهای اجتماعی در جوامع مختلف ؛ و کشتار از اندیشمندان بوسیله استثمارگران و حاکمان ؛ یکی از علل تغییرات و ناهم گونی ها در این زمینه است که مذاهب گوناگون را باعث گردیدند ؛ که خود ادیان و مذاهب و حاکمان استثمارگر ؛در طول تاریخ ؛ بعنوان نیرو های ایستای تاریخ همیشه همراه هم بوده اند و در یک هماهنگی نسبتآ موزون بی وقفه در کار جنایت و سرکوب و استثمار و خفقان  شب و روز نشاخته اند ؛ نگاهی مقایسه ای به جوامع مختلف در طول تاریخ  تا  اکنون ؛ و سنجش سطح زندگی و دید مذهبی و سطح تکامل اجتماعی و دانش و تکنولوژی ؛ جود مذهب در جوامع به عنوان کاتالیزاتور این نوع از استثمار که همراه با آن جامعه طبقاتی برده دارانه شکل گرفت ؛که تا امروز از برده داری در شکل مدرن آن دفاع می نماید ؛  تا زمان اکنون خالی از فایده نیست ؛ شرق را در قبل ازحمله اعراب و سوزاندن کتابخانه ها ؛  زمانی که در اروپا اثری از هیچ نوع  پیشرفتی دیده نمی شود ؛ در  زمانی نیز که در اروپا انگیزسیون و تفتیش عقاید از سوی کلیسا حاکم است ؛  زمانی که شرق مرکز تمدن بود و مرکز دانش و هزاران سال از اروپا پیشرفته تر …. با امروز و بعد از حمله اعراب به این سرزمینها ؛ شاید مفید باشد ؛ با نگاهی به تاریخ بعوان بهترین سند زنده  در جلو چشمان هر مسلمان زاده ای رژه می رود تا جائی که خود این مسلمانها برای رفتن به دیار کافران سر و دست می شکنند ؛  در یک کلام آنجا که دانش هست مذهب ضعیف تر است ؛ آنجا که مذهب قوی تر است دانش و پیشرفت از هر نظر کمتر است …..این جان کلام است

  اگر در آن زمان ؛ یعنی زمان شروع برده داری ؛ و شروع مذهب بعنوان حکومت ریش سفیدان و روسای عشایر و بعدها امام و ….که هر سه قوه ؛ یعنی قضائیه و مقننه و اجرائیه  در دست یک نفر بود ؛ درست مانند اکنون در جمهوری و جنایات اسلامی ؛ یا شکل و سیستم شاهنشاهی که بزرگ ارتشتاران یعنی شاه ؛ و امام خودش همه کاره بود ؛  اگر در آن زمان کامپیوتر و امکان کنترل مردم ممکن می بود ؛شاید مذهب به آن شکل ابتدائی و بسیار بدوی ان لازم نمی شد ؛ همانگونه که امروز مذهب به آن شکلش کم کم به کناری می رود ؛ شکل مدرن تری به خود می گیرد ؛ به صورت جوامع پیشرفته تر بنگرید با اینکه دولتهای ارتجاعی از مذهب حمایت می نمایند و در کشور های اروپائی خمس و زکان و مالیات برای کلیسا می گیرند ؛ اما باز هم ….؟؟؟  با اینکه میلیاردها دلار صرف نگهداری و باز سازی مذهب می گردد  ؛اما از دامنه و عمق و گسترش مذهب در میان مردم  روز به روز کاسته می شود ؛ این جوهر کلام است ؛ کما اینکه مذهب و دین قبل از اینکه کشاورزی کشف شود و برده داری شکل بگیرد  ؛ اساسا وجود خارجی نداشت و در  کاوشهای باستان شناسی ؛ در زندگی انسانهای ماقبل برده داری ؛ هیچ  اثری از مذهب دیده نمی شود ؛ هر چه هست ابزار تولید نیاز های زندگی است ؛ یا تیر است و یا نیزه و یا وسایل شکار ….که تاکنون یافته شده است  ؛ در زمانهای مختلف ماقبل شیوه برده داری در حمله های گله های انسانی به دیگر قبایل  همسایه ؛ چه زمانی که انسانهای نئاندرتال که نیم میلیون سال در اروپا می زیسته اند ؛ یا  انسانهای کرومانیون که با نئاندرتاله ها همزمان بوده اند و امریکا از مسیر تنگه برینگ که اکنون دریای برینگ است ؛ که تنها رابط میان امریکا و اسیا است در 5000 سال پیش با بالا آمدن آب بسته شد ؛رفته اند ؛ سرخپوستان انجا شده اند که آثار نقاشی های موجود در عار ها و صحرا های افریقا نیز در امریکای سرخپوستان نیز دیده می شود ؛ با هم تطابق دارند ؛ در میان اینکا ها و سایر قبایل  …. تمامی اثارشان از تلاش در جهت حرکت ماه و خورشید و ستارگان تغییرات فصول و … بوده است که بعد از کشف امریکا وسیله کریستف کلمب  و رفتن اروپائی ها به آنجا ؛ بازهم  کشیش ها به سبک مسلمانان تمایمی اثار آنها را که بیشتر بر لوح ها و کاغذ ها بوده ؛ نابود نمودند بعنوان اینکه اینها کفر است و الحاد است .…هاهاها طالبان های اروپائی ان زمان فرقی ندارند ؛ به هر صورت انسانهای کرومانیون یا انسانهای چین و جاوه و یا حتی پیتک انتروپ ها یا بقیه…  از همو ارکتوس ها تا کرومانیون که ما باشیم ؛ یعنی همو ساپینس ها …. در آن زمان از گوشت و زندگی دیگران تغذیه می نمودند و مانند گله های درندگان از غارت یکدیگر می زیستند؛ هر کسی قوی تر بود دیگری را می خورد و غارت می نمود ؛یا بر سر شکارگاه ها با هم مدام درگیری بود ؛ درست به سبک سگهای وحشی و ببر و شیر و …ها ؛  بدنبال شکار و ماهی گیری بود که انسنانهای نئاندرتال از افریقا براه افتادند به اسیا امدند  از آنجا به اروپا رفتند ؛ که انسانهای کرومانیون به امریکا و استرالیا نیز رسیدند ؛  همراه با شکار  و یاد گیری استفاده از بچه های حیوانات و نگهداری آنها و خوردن آنها در موارد لزوم  و استفاده از شیر آنها و … دامداری نیز کشف گردید و همزمان کشاورزی که قبلآ از دانه های حبوبات و میوه های جنگلی استفاده می شد ؛ باعث کشاورزی کشف شد ؛ که این دوره شامل یک دوره مادر سالاری نیز می باشد ؛ زیرا شکار کمتر بود و نسل بسیاری از حیوانات در اثر شکار بی رویه منقرض شده بود ؛ از جمله مثلآ ماموت ها ؛ زنها در مورد تامین احتیاجات کمون نقش بزرکتر و محوری تری  به عهده داشتند و زن سالاری حاکم گردید  ….درست مانند منطقه هیمالایا که چون شکار کمتر بود زنان نقش محوری تری داشتند و زن سالاری حاکم است و بود ؛  تاحدی که یک زن می توانست مردان مختلفی نیز داشته باشد و سنگ سار نگردد ؛ نام فرزند از سوی مادر نامیده می شد نه از سوی پدر  ؛ که اثر این نام گذاری در میان کردها نیز به خوبی  مشخص است و روابط جنسی میان زنان و مردان کرد در قسمتهای کوهستانی تر ؛ در بسیاری از مناطق کوهستانی تر کردستان در بسیار موارد و جنبه ها بی شباهت به منطقه هیمالایا نیست …. ادر منطقه اورامانات و ژاورود می توان به خوبی دید ؛  زنان با مردان در بسیاری از موارد و عرصه ها می توان دید  ؛همانگونه که در کردستان از دین به آن صورت که در بسیاری از نقاط دیگر که بیشتر دشت و جلگه ای هستند ؛ خبری نیست و حتی در حمله اعراب به کردستان ؛ اعراب کشته های فراوانی دادند ؛ که خود داستانی دیگر است . و متفاوت است با دلار ها و پولهای باد اورده ایران و عربستان در تقویت مذهب و …. به هر صورت ؛  بعد از کشف کشاورزی ؛ نیاز به کار و نیروی کار مفت و ارزان مشخص شد ؛ که از این زمان به بعد در حمله به سایر قبایل  به تدریج به جای کشتن که می کشتند ؛ کشتن و خوردن اسیران  سود کمتری در بر داشت  تا به کار واداشتن  انها.…  بردگان نیز بیشتر به کار کردن راضی بودند تا به کشته شدن و خورده شدن ؛ به این ترتیب برده داری شکل گرفت ؛کاری که امروز داعش می خواهد آنرا دوباره به جریان بیندازد ؛  در ادبیات و زبانهای مختلف کلمه برده و اسیر مترادف اند ؛  همانگونه که اسبی یا گاوی یا دام و حیوانی شکار می شد ؛ نگهداری و به کار گرفته می شد ؛ انسانهای اسیر و برده از سایر قبایل نیز همردیف با آنها بودند ؛ اثر این نوع از رفتار در کتابهای مذهبی به خوبی نمایان است ؛ همانگونه که بعد از کشف امریکا بسیاری از مردم افریقا را به امریکا بردند و جنگ شمال وو جنوب و بردگی و کشتن ابراهم لنینکلن و …برایتان باید اشنا باشد ؛  با اینکه در طی زمان کتابهای مذهبی دستکاری ها و تغییرات فراوان  به خود دیده جدا از ادیان که بعضی از آنها دیگر حتی نامی از آنها دیده نمی شوند و فراموش گردیده اند ؛ مانند زبانهای فراوانی که دیگر نمانده اند و اغلب به لهجه ها در زبانهای دیگران تبدیل گردیده اند ؛تغییرات در آن مذاهب نیز وارد گردیده است ؛ اما بازهم به خوبی و روشنی مانند ائینه ای از  زمان  توحش را درآن می توان دید ؛ مثلآ انجیل ششصد سال پس از به صلیب کشیده شدن عیسی نوشته شده است ؛ باز هم بنام عیسی قالب می گردد ؛  که اگر خود عیسی آنرا می نوشت  می بایست بسیار نوع دیگری می  بود ؛ اما  باز هم از آن چارچوب برده داری بیرون نیست ؛ زیرا جامعه برده دارانه است ؛ و اثری از تکنولوژی و ماشین و هواپیما  و کامپیو تر در آن وجود ندارد در قرآن نیز اثری از هواپیما و  تکنولوژی و زیر زمین و بالای زمین نیست ؛ تا جائی که محمد با خز بالدار !!! به پیش خدا می رود ؛  انکار خیلی هنر نموده ؛ با خر بالدار به معراج به هفت طبقه اسمان رفته ؛ انگار خم کار کرده و شاهکار ؛ هیچ کی مثل من نمی تواند خرش بال داشته باشد؛هاهاها بر دریائی از نفت عربستان نشسته بود و دنبال حمع نمودن تپاله شتر سرگردان ؛ زیرا نمی دانستند نفت چی چی هست ..… فقط معجزه می نمود ؛ به هر صورت  نقش ضعیف زن در صحراهای عربستان و در شکار و تولید مادی بخوبی نمایان است ؛ مثلآ اگر این دین در مثلآ منطقه هیمالایا بر می خاست ما الان می بایست به جای مبارزه برای برابری زن و مرد ؛ برای برابری مرد با زنتلاش می کردیم ؛ به بودئیسم نظری بیندازید بد نیست ؛  زنان دیکتاتور نشوند ؛ شاید ؛ البته چون زنان لطیف تراند ؛ این خشونت و لطافت نیست که عمل می نماید ؛ زیرا  سیستم اجتماعی اسکلت و تار و پود زندگی اجتماعی است که عمل می کند نه لطافت زن یا مرد ؛ کلئوپاترا نیز زن بود اما سیستم همان بود ؛ اما شاید به هر حال وضعیت تقریبآ به گونه ای دیگر می شد و می بود …؛  به هر صورت ؛ در کتابهای مذهبی فرقی ندارد کدام یکی شان  اثر و نشانه های برده داری آن زمان را به خوبی و روشنی در آنها  می توان دید ؛ که انسانی را با شتر ها و فلان حیوانات مقایسه و خرید و فروش می نمایند ؛ داعش اسلام واقعی است  ؛ در مسیر تغییرات اجتماعی در سیستم برده داری ؛ از سه مرحله تکاملی گذشت ؛ همانگونه سیستم فئودالی از سه مرحله گذشت و یا سیستم سرمایه داری از دو مرحله عبور نمود ؛ مرحله بورژوا دموکراتیک و بورژوازی امپریالیستی ؛   سیستم برابری و ازادی نیز دو مرحله ای می باشد ؛ سوسالیستی و مرحله کمونیستی ؛ در زمان برده داری  هیچ برده ای به بردگی راضی نیست ؛ کما اینکه هیچ زندانی هرچند گناهکار هم باشد راضی به زندانی شدن نیست ؛ اما  تضاد طبقاتی یعنی سیستم استثمار که با رشد هر چه بیشتر مازاد تولید ؛ روز بروز بر دامنه آن افزون می گشت ؛  شدت می گرفت و استثمار گران برای کنترل بردگان از سر اجبار همراه با شمشیر  سرکوب جسمی  شمشیر مذهب را برای به بندکشیدن هر چه بیشتر روح و جان ادمی کشف نمودند ؛ اگر دقت کنید در ادبیات و کلمات نیز  خدا یعنی صاحب ؛  و امروز در زبان هندی به آقا و ارباب و رئیس می گویند صاحب ؛ صاحبان ؛ که ابتدا ریش سفیان بودند ؛ روسای قبایل  که با تجربه تر بودند ؛ با ازدیاد محصولات گزمگانی را برگزیدند که از ملک صاحب که اکنون در دستان ارباب متمرکز شده بود  دفاع و حمایت می نمودند در اثر رشد هر چه بیشتر مازاد محصولات در اثر کار بردگان ؛ فقر بیشتر می گردید و سرکوب شدید تر می شد ؛ که تاریخ مملو است از آن درگیری ها ؛  بقول مارکس تاریخ جوامع  بشری ؛ تاریخ مبارزه طبقاتی است …. در مسیر تحولات و تغییرات جامعه بشری همراه با سرکوب ؛ مذاهب مختلف ضرورت زمان شد  و خدایان گوناگون جای خدای اصلی یعنی صاحب را داشتند و خدا بود و پشت سر هم کشف و اختراع می نمودند ؛ در ضمن هر کسی به مال صاحب دست درازی می نمود با کشتن از سوی خدا که اکنون همان رئیس قیبله بود ؛ روبرو می گشتند ؛  فکر نکنید که برده داران از بردگان عاقل تر بودند …. ضرورت مبارزه طبقاتی از سوی حاکمان فرهنگ حاکمان را به جامعه تلقین می نماید ؛ کما اینکه تمامی پیامبران مرد بوده اند ؛ تمامی فرهنگ جامعه بشری از اول تا اخرشان مردانه است و خود خدا بی نهایت بی رحم است …. و تمامی صفاتش مردانه است ؛  حتی زنان نیز مرد و مردانه جلو می ایند ؛ لباس مردانه می پوشیدند و امروز هستند زنانی که هم جنس بازهستند و دوست دارند زن بگیرند ….فرهنگ و درک و شعور و دانش استثمارگران و استثمار شوندگان در ابتدا در یک سطح بود ؛ در طول تاریخ ؛ مذهب که همراه با علم و دانش از جادو جدا گردیده بودند و منشائ هر دو جاددو گری بود ؛ با طبقاتی شدن جامعه ؛ ادامه جادو گری در دست استثمار گران به مذهب و دین تبدیل گردید ؛ و در دست استثمار شوندگان به علم برای کشف علل مشکلات گوناگون ؛ خفقان و سانسور و کتاب سوزان و کشتار بی دلیل نبود در اروپای زمان انگیزیسیون بنام حلول جن و شیطان در روح ادمی ؛ طرف را زنده در آتش می سوزانیدند ؛ در شرق بنام زندیق و کافر ؛ شمع آجین می نمودند یعنی بر روی شمع ها او را زنده زنده کبابب می نمودند ؛ مزدکیان و مانویان را بخوانید می بیند ؛ کشتار زندانیان سیاسی در ایران و قتل عام ها بی دلیل نبود و نیست ؛ در ایران ملا های جنایتکار …. تاریخ مملو است از کشتار و سوزاندن و اوارگی  دانشمندان و متفکرین و دگر اندیشان و طرفداران دانش بوسیله استثمارگران با وسیله ای بنام دین؛ قتلهای زنجیره ای در ایران نمونه ای بسیار کوچک از آن است  ؛ داعش امروز و جنایاتش نمونه ای است بسیار متمدن نسب به آن وحشی های همکارش در زمان برده داران ؛برده و برده دار به لحاظ درک از زندگی و طبیعت؛ در جامعه ای وحشی همه مانند هم بودند تنها تفاوتشان زور و سرنیزه و گزمگان و سازمانهای استثمار گرانه و سرکوب گرانه بود ؛ در این میان در ابتدای شروع برده داری به منظور کار کشیدن هر چه بیشتر از بردگان برای استحکام  قدرت جهنمی برده داران و برای سرکوب بردگان ؛ مذهب  را  تولید و گسترش دادند  ….که البته در قبل از برده داری و در ابتدای شروع برده داری ؛ اثری از هیچ نوع مذهبی در آثار باستان شناسی دیده نمی شود …. هر چه هست مادی و از طبیعت است و محیط طبیعی و گله های حیوانات و دامها و …. که با ازدیاد محصولات در اثر کار بردگان  و تمرکز آن در دستان روسای قبایل  و ریش سفیدان ؛ از توتم ها و خدایان گوناگون شروع شد و در هر محلی و در میان قبیله ای بنا به تناسب و موارد نیاز مورد لزوم ؛ خدا های گوناگون لازم گردیدند ؛ که هنوز هم انواع آنها را در هند و در امریکای لاتین و افریقا  می توان دید ؛ و انواع خدایان  ریز و درشت را بر شمرد ….که حتی در مکه الئه نام بتی بود بزرگتر از دیگر بت ها ؛ بیخود نیست الان از هرکی می پرسی الئه چی هست ؟  در جواب می گوید الئه اکبر است ؛ یعنی بزرگ است ؛ باشه قبول ولی چی چی هست که بزرگ است ….؟ به چه اندازه بزرگ است …بزرگ است ….دیگه بزرگ الئه و اکبر ؛ نه پرس کافر می شی یعنی می کشمت …  خوب یک صفت غیر انسانی نام ببر ….جواب تو کافری ؛ او  بزرگ است هاهاهاها واقعآ بقول آین اشتاین دو چیز انتها ندارد یکی کائنات و هستی است ؛ و دیگری حماقت بشر ؛ اولی را مطمئن نیستم اما دومی ….نهایت ندارد ؛  پس از متمرکز شدن سیستم برده داری که در اثر کار بردگان و انباشت هر چه بیشتر ثروت همراه با تکامل وسایل و ابزار تولید و شدت گرفتن چرخش تولید که با استثمار بیش از پیش همنوا می گشت ؛  تصادمات طبقاتی و اعتراضات و قیامهای بردگان  همیشه همراه بود ؛  تجاوز به مال و ناموس که ناموس مترادف مال بکار رفته و در ادبیات همیشه همه جا در تمامی زمانها از برده داری تا کنون  یکی است ؛ شک  سزایش مرگ بود بوسیله خدا که این خدا کسی نبود به جز صاحب مال ؟؟؟یعنی صاحب برده ؛  یعنی خان و ارباب و برده دار و امروز سرمایه دار ؛ اما زندگی ضرورت هائی دارد ؛ که با دانش اگر به آن نرسی زندگی با زور تو  را در این مسیر هزاران بار می چرخاند و به پشیش خواهد راند ؛ قیام ها و اعتراضات از جمله  اسپار تاکوس ها در تاریخ مشهوراند  ؛ یا قیام مانویان و مزدکیان در ایران و سرکوب آنها  بوسیله انوشیروانها که عدالت از سر و کولشان و پاچه شلوار شان فوران می نمود ؛ بوی گندشان همانند سیستم اسلام و جنایات خمینی و قتل عام زندانیان سیاسی و قتل های زنجیره ای و دربدری میلیونها انسان و اعدام و اعدام و ….زندان و ترور و …. در تمامی جوامع  طبقاتی بشری در همه جا یکی است ….  رشد تولید وسایل تولید و گاو آهن و وسایل کشاورزی و رشد جمعیت و وجود بردگان ازاد و پیشه وری و صنایع کوچک از نعل بندی و داس و شمشیر و نعل اسب سازی و ابزار سازی تا …. زمینه سودمند نبودن برده داری را فراهم گردانید ؛ و کم کم برده داری به سیستم فئودالی ترقی یافت ؛ یعنی یک فرماسیون طبقاتی  اجتماعی  جدید پدید آمد  که مارکس آنرا به نام انقلابی مجازی نام می برد ؛ این تغییر شکل یک ساله نبود ؛ در حدود سه تا چهار هزار سال و بیشتر طول کشید ؛ که در این شکل اجتماعی جدید دیگر برده ها را به تنهائی نمی فروختند ؛ همانگونه که امروز اگر کارخانه ای را بفروشند کارگران را نیز با آن دارند ؛  در این سیستم برده داری جدید ؛ فئودالها ؛ برده ها را همراه با زمینها به همدیگر می فروختند ؛ یعنی طبقه اشراف و فئودالها روستا ها را کامل همراه با ادمهایش و زمینها و حیوانات سرجم خرید و فروش می نمودند و دست بدست می گردنیدند  ؛ این شکل از استثمار باز هم یک انقلاب بود یک مرحله تاریخی رو به جلو بود ؛ اما باز هم استثمارگر و استثمار شونده ….همان بودند در شکلی جدید ؛  که مارکس انرا انقلاب مجازی می نامد زیرا فئودال از سهم کار دهقان ده دو یعنی بیست درصدی را بر می دارد و ملا آنرا خمس یا زکات می نامد ؛یعنی یک پنجم  ؛  نام در ماهیت قضیه اثری ندارد ؛ فرقی ندارد؛ در مجموع بازهم از کار مفت بنام بیگاری و اضافه تولید و ….نهایت استفاده را می برد خان مرتب چاق تر می شود و ثروتمند تر و مردم بیچاره تر ؛ خانهای بزرگ تر خانهای کوچکتر را می بلعند خان در شکل بزرگ ترش به شاه تغییر نام داده و بزرگترین فئودال بزرگترین شاه است ؛ امپراطوری ها است و  در فکر جهان گشائی که باز هم ایران و عثمانی بنام مذهب شیعه و سنی و با بوجود آوردن شیعه علیهه سنی های عثمانی …. و شیخ صفی و جنید و حیدر و .… و مذهب بازهم همان نقش را دارد و همراه با شاه یکی است ؛ که جنایت و حماقت از آن می بارد و فوران می نماید ؛ که در تاریخ جوامع بشری  بر علیهه استثمار با قیامهای بسیار متنوعی روبرو است ؛ از قیامهای دهقانی از سوی دهقانان ؛ تا لشکر کشی های مختلف کشور گشائی ها و گسترش امپراطوری ها که بازهم در اثر حماقتهای مردم کور ذهن  در مسیر غارت و تمرکز ثروت حاصل  از دسترنج زحمتکشان  و رشد نیرو های مولده و ابزار تولید در دست استثمارگران ؛ ضرورتآ سیستم فئودالی به سیستم بورژوائی تبدیل می گردد ؛  شاه ها در کل جهان سرنگون و سیستمی دیگر ؛ انچه باقی مانده است دکور و موزه تاریخ است که انگلی و تشریفاتی است ؛ انقلابات بورژوائی علیهه فئودالها  ابتدا بازهم بنام ازادی و برابری بغد نشان دادند که شما با رای برابر به من بورژوا ازادید  ؛ رای بدهید شما ازادید ؛ این است  معنی ازادی و برابری  که قیامهای کارگران پاریس را به خون نشاندند ؛  ابتدا در اروپا  و  بتدریج در جهان اسعمار گرائی ؛بازهم به کمک مذهب ؛  در شرق  بعلت در خواب تاریخی ماندن مردم در اثر وجود مذهب و خفقان مذهبی و سرکوب فکری و باز داشتن از تکامل و دگر اندیشی بوسیله ملا و مذهب ؛ سیستم جدید ؛ به شکل سرمایه داری وابسته ایحاد گردید و کشتن دگر اندیشان و زحمتکشان فکری …. آن فئودال سابق به خان و ارباب و حاکم و امپرطور مالی امروز بنام سرمایه دار امروز تبدیل گردیده است ؛ امپراطوری سرمایه مالی که هیچ مرز ملی نمی شناسد ؛ باز هم برای حفظ سیستم های استثمار گرانه شان باز هم به مذهب نیازمند اند ؛ باز هم برای کشتار و سرکوب روشنفکران و فعالان زندگی و دوستداران انسان درست مانند زمان برده داران بیکار نیستند ؛ آیا بی دلیل است همراهی و همگاری داعش و ترکیه و امپریالیستهای اروپائی و امرزیکائی و همراهی و همکاری اروپائی ها و امریکا با ملاهای ایران ؛یا  براه انداختن طالبان و داعش؟…. بازهم آش همان اش است و کاسه همان کاسه ؛ بقول حافظ لشکر ظلم است کران تاکران و لشکر عدل است از ازل تا به ابدیت ؛ ….اگر سیستم برده داری و کار بردگان متمرکز نمی شد و ثروتشان و حاصل دست رنجشان نمی بود ما امروز سیستم سرمایه داری را نداشتیم ؛ کما اینکه  حاصل کار کارگران  و زحمتکشان ضرورتآ به سیستم  سوسیالیستی و کمونیزم خواهد انجامید این ضرورت زندگی است ؛ کما اینکه در زمانهای برده داران و پیامبران از سیستم برده داری دفاع می شد و کسی تصوری نداشت که  سیستمی دیگر ممکن است  ؛ کما اینکه قبل از گالیله هر کسی اگر می گفت زمین گرد است او را در آتش می سوزانیدند ؛ امروز هر کودک دبستانی با یک لامپ روشن و یک توپ گرد بودن زمین را برایش توضیح می دهند ؛ یا اگر آن زمان کسی می گفت قلب تلمبه ای بیش نیست و مغز مرکز تفکر است او را می سوزانیدند و می کشتند زیرا در کتابهای مذهبی اینگونه ننوشته اند  ؛و امروز اگر از کمونیز و جامعه ای بی طبقه و عاری از استثمار نام می بریم برای بعضی ها یا بسیاری …. غیر ممکن به نظر می رسد ….خوب تو نمی خواهی بمان و تحمل کن ….بقول رومن رولان مشکل جامعه بشری تقصیر بدکاران نیست ؛ بلکه سکوت اندیشه ورزان است ؛ برای توده های مردم تنها تفاوت در درک و شعور و تلاش انسانها نهفته است که این مسیر را ضرورتا  با درد و رنج طی می نمائیم همراه نا کور ذهنی و  باآگاهی یا مصمم و بسیار متمدنانه و انسانی ….؟ این سیستم استثمار گرانه ضد بشری است .…باید به این ضرورت رسید و این سیستم را باید شخم زد سنگ روی سنگ ان به معنای ادامه استثمار است ….مذهب آلت دست استثمار گران است ؛ وسیله سرکوب و همزمان سرکوب فکر و  اندیشه  و سرکوب گر جان آدمی است ؛ انسان را از خود تهی می گرداند و یک وحشی بی فکر و درنده در حد انسانهای اولیه ماقبل زندگی جمعی بشر  ….باقی می گذارد  تنها راه مقابله  با آن ؛ برای  داشتن زندگی شایسته نام انسان متفکر و با درک و شعوری در حد اسنان  و پاسخ گوئی به ضرورت زمان ؛ رهائی از یوغ مذهب و تلاش در جهت یافتن پاسخ ها وسیله ذهن و درک و شعور خود ما می باشد  ؛  تولید در سطح جهانی اجتماعی است ؛ یعنی بوسیله طبقه کارگر جهانی صورت می گیرد ولی  مالکیت فردی است ….این تناقضات این تصادمات را در بر دارد ….جنگها بیخود و بی جهت صورت نمی گیرند و امروز جنگی به بزرگی جنگ جهانی در عرصه های مختلف در جریان است و اگر بمب اتمی نمی بود و وجود نمی داشت الان جنگ جهانی چهارم را نیز پشت سر داشتیم . به همین خاطر داعش و  جمهوری و جنایات اسلامی ایران  و مذهب  در دست امپریالیستها و استثمار گران نقش  این جنگ مخرب را در خدمت استثمار و توحش در ادامه استثمار و عوام فریبی همراه با جنایات مخصوصآ در نابودی سرمایه های فکری و اندیشه ورزان و دگر اندیشان با تمامی شدت  به عهده دارند .

در ایران هر نوع خزافات و سینه زنی اشکال ندارد ؛ اما دم زدن از کارگر و دفاع از کارگر و تلاش در جهت نفی استثمار  مترادف با جنایت است ؛ آیا شما با زمان برده داران تفاوتی می بینید ؟ …

 نتیجه ؟ تمامی تاریخ بشر درگیری میان سرکوبگر و دیکتاتوری استثمارگران با دموکراسی  مستقیم و دموگراسی استثمار شوندگان است ؛ کمون پاریس یکی از آن نمونه ها است که وسیله این نوع داعش های امپریالیست هزاران نفر از کارگران را قتل عام و  اعدام نمودند ؛ اسلام نیز آلت دست است ؛  وسیله است  ؛  و مردم ما عقب مانده تاریخ اند و کور ذهن اند  ؛ به همین خاطر این نوع وسیله  رذیلانه مورد مصرف دارد  ؛ همانگونه که سایر مذاهب برای سلیقه های گوناگون نیز موجود می باشند و  بکار می روند که دیگران نیز بیکار نباشند ؛ از جمله چیزی بنام دموکراسی امریکائی در مقابل دموکراسی مستقیم کارگران و زحمتکشان

 سرنگون باد سیستم و حکومت اسلام و جنایت ایران

 بر قرار باد آزادی و برابری 

 زنده باد سوسیالیزم نیاز و ضرورت زندگی بشر امروزی

 عمر محمدی

شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳ برابر با ۰۶ دسامبر ۲۰۱۴

این نوع تناقض یکی دو تا نیستندمذهب یعنی خالی بودن انسان از خودش ....به معنای بیگانگی از خود .... به مغنای توحش است ....این همه توحش بی دلیل نیستاین نوع تناقض یکی دو تا نیستندمذهب یعنی خالی بودن انسان از خودش ….به معنای بیگانگی از خود …. به مغنای توحش است ….این همه توحش بی دلیل نیست

مذهب یعنی خالی بودن انسان از خودش ....به معنای بیگانگی از خود .... به مغنای توحش است ....این همه توحش بی دلیل نیستمذهب یعنی خالی بودن انسان از خودش ….به معنای بیگانگی از خود …. به مغنای توحش است ….این همه توحش بی دلیل نیست

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s