“ آزادی انتقاد “ یعنی چه ؟ چه باید کرد ؟ مسائل حاد جنبش ما – لنین

Fate Kolah hat das kommentiert.

“ آزادی انتقاد “ یعنی چه ؟
چه باید کرد ؟
مسائل حاد جنبش ما – لنین
„آزادی انتقاد“ بی شک یکی از مدترین شعارهای امروزی است که در مباحثات بین سوسیالیت ها و دمکرات های تمام کشورها بیش از همه ورد زبان هاست . در نظر اول مشکل بتوان چیزی عجیب تر از این استنادات پر طمطراق که یکی از طرفین مباجثه آزادی انتقاد میکند تصور نمود. آیا به راستی این از میان احزاب پیشرو است که علیه قانون مشروطیت اکثریت کشورهای اروپا، که آزادی علم و تحقیقات علمی را تآمین مینماید، سر و صدا بلند شده است؟ هر شخص بیگانه ای که این شعار مد شده را، که در سر هر گذری تکرار میشود، بشنود و هنوز بکنه اختلاف موجودۀ بین مباحثه کنندگان پی نیرده باشد باید به خود بگوید که مطلب نباید به این سادگی ها باشد ! » – «این شعار ظاهراً از جمله آن الفاظ شرطی است که مثل القاب در اثر کثرت استعمال رسمیت یافته و تقریبا اسم عام میشوند».
کسی که عمداً دیدگان خود را فرو نبندد نمیتواند نه بیند که این جریان «انتقادی» نوین در سوسیالیزم شکل جدیدیست از اپورتونیزم. و هرگاه در بارۀ اشخاص از روی جامه مجللی که خود را با آن آراسته اند و القاب پر آب و تابی به خود بسته اند قضاوت نکنیم بلکه از روی رفتاشان و این که در عمل چه چیزی را ترویج میکنند قضاوت نمائیم آن وقت معلوم خواهد شد، که «آزادی انتقاد» عبارتست از آزادی جریان اپورتونیستی در سو سیال دمکراسی، آزادی تبدیل سوسیال دمکراسی به حزب دمکرات اصلاح طلب، آزادی رسوخ ایده های بورژوازی و عناصر بورژوازی در سوسیالیزم.
آزادی _ کلمه بزرگی است، ولی در سایۀ پرچم آزادی صنایع، یغماگرانه ترین جنگ ها بر پا شده است و در سایۀ پرچم آزادی کار. زحمت کشان را چپاول نموده اند. استعمال امروزی کلمۀ «آزادی انتقاد» نیز همین گونه تقلب باطنی را در خود نهفته دارد. اشخاصی که حقیقتاً معتقدند علم را به جلو سوق داده اند. نباید خواستار آزادی نظریات نوین در کنار نظریات کهن باشند بلکه باید اولی را جایگزین دومی سازند و اما فریادهای «زنده باد آزادی انتقاد!» که امروز کشیده میشود خیلی قصه ی طبل تو خالی را به یاد میآورد . „

‎" آزادی انتقاد " یعنی چه ؟
چه باید کرد ؟
مسائل حاد جنبش ما - لنین
"آزادی انتقاد" بی شک یکی از مدترین شعارهای امروزی است که در مباحثات بین سوسیالیت ها و دمکرات های تمام کشورها بیش از همه ورد زبان هاست . در نظر اول مشکل بتوان چیزی عجیب تر از این استنادات پر طمطراق که یکی از طرفین مباجثه آزادی انتقاد میکند تصور نمود. آیا به راستی این از میان احزاب پیشرو است که علیه قانون مشروطیت اکثریت کشورهای اروپا، که آزادی علم و تحقیقات علمی را تآمین مینماید، سر و صدا بلند شده است؟ هر شخص بیگانه ای که این شعار مد شده را، که در سر هر گذری تکرار میشود، بشنود و هنوز بکنه اختلاف موجودۀ بین مباحثه کنندگان پی نیرده باشد باید به خود بگوید که مطلب  نباید به این سادگی ها باشد ! » - «این شعار ظاهراً از جمله آن الفاظ شرطی است که مثل القاب در اثر کثرت استعمال رسمیت یافته و تقریبا اسم عام میشوند».
کسی که عمداً دیدگان خود را فرو نبندد نمیتواند نه بیند که این جریان «انتقادی» نوین در سوسیالیزم شکل جدیدیست از اپورتونیزم. و هرگاه در بارۀ اشخاص از روی جامه مجللی که خود را با آن آراسته اند و القاب پر آب و تابی به خود بسته اند قضاوت نکنیم بلکه از روی رفتاشان و این که در عمل چه چیزی را ترویج میکنند قضاوت نمائیم آن وقت معلوم خواهد شد، که «آزادی انتقاد» عبارتست از آزادی جریان اپورتونیستی در سو سیال دمکراسی، آزادی تبدیل سوسیال دمکراسی به حزب دمکرات اصلاح طلب، آزادی رسوخ ایده های بورژوازی و عناصر بورژوازی در سوسیالیزم.
آزادی _ کلمه بزرگی است، ولی در سایۀ پرچم آزادی صنایع، یغماگرانه ترین جنگ ها بر پا شده است و در سایۀ پرچم آزادی کار. زحمت کشان را چپاول نموده اند. استعمال امروزی کلمۀ «آزادی انتقاد» نیز همین گونه تقلب باطنی را در خود نهفته دارد. اشخاصی که حقیقتاً معتقدند علم را به جلو سوق داده اند. نباید خواستار آزادی نظریات نوین در کنار نظریات کهن باشند بلکه باید اولی را جایگزین دومی سازند و اما فریادهای «زنده باد آزادی انتقاد!» که امروز کشیده میشود خیلی قصه ی طبل تو خالی را به یاد میآورد . "‎
  • بهروز شادیمقدم

    ====
    آزادی – کلمه بزرگی است، ولی در سایۀ پرچم آزادی صنایع، یغماگرانه ترین جنگ ها
    بر پا شده است و در سایۀ پرچم آزادی کار. زحمت کشان را چپاول نموده اند.
    استعمال امروزی کلمۀ «آزادی انتقاد» نیز همین گونه تقلب باطنی را در خود نهفته دارد. اشخاصی که حقیقتاً معتقدند علم را به جلو سوق داده اند. نباید خواستار آزادی نظریات
    نوین در کنار نظریات کهن باشند بلکه باید اولی را جایگزین دومی سازند و اما
    فریادهای «زنده باد آزادی انتقاد!» که امروز کشیده میشود خیلی قصه ی طبل
    تو خالی را به یاد میآورد .

  • یزدگرد ساسانی

    جریان انتقادی نوین در سوسیالیسم شکل جدیدی است از اپورتونیزم“. —- جالبه. – لنین: هیچکس نباید از من انتقاد کند. هرکس از من انتقاد کند، اپورتونیست است. اینهائی که از من انتقاد میکنند، عناصر بورژوازی هستند. هرکس کوچکترین انتقادی از من بکند، مرتد است. هرآنچه را که من میگویم درست است و موی لای درزش نمیرود. — خمینی: اسلام دموکراتیک نداره. من ولی فقیه هستم، هرآنچه را من میگویم درست است. هرکس از من انتقاد کند منافق و مرتد است. هرکس خلاف ولی امر مسلمین چیزی بگه باید اعدام بشه. —- عجیبه!!! چرا اینقدر سخنان لنین و خمینی شبیه همدیگر هستند.
  • بهروز شادیمقدم

    شبیه سازی شما از سخنان لنین و خمینی قابل فهم است .
  • Saeed Salehinia

    „ازادی انتقاد“ یعنی حتی ماکسیم گورکی باید سانسور می شد! تمام نشریات مخالف باید تعطیل می شد! این یعنی „ازادی انتقاد“ هر کس این را بگوید „نوکر امپریالیزم“ است! مگر نه بهروز جان!
  • بهروز شادیمقدم

    برخورد غلط استالینیسم به ماکسیم گورکی در اسناد هست . سانسور شدن ماکسیم گورکی را در زمان لنین اول باره میشنوم .نشریات مخالف انقلاب اکتبر طبعا“ باید ممنوع میشدند .اما تعطیلی تمام نشریات مخالف واقعیت ندارد .“نوکر امپریالیزم“ را کی گفته است .
  • Saeed Salehinia

    اهان! من فکر می کردم نشیریه ماکسیم گورکی سال 1919 توقیف شد! من فکر می کردم که ماکسیم گورکی به لنین نامه نوشت و لنین بود که مشتی مهمل به او تحویل داد و گفت برو اب خنگ بخور اب و هواتو عوض کن! مرسی بهروز جان از بازسازی تاریخ!
  • Saeed Salehinia

    دوم: من فکر کردم که استالین وزیر دست راست لنین نبود! رابط لنین با کمیته مرکزی نبود و ..راست می گی بهروز جان تاریخ را روباره می شود توی ذهن ساخت! اینه که بقیه هم استادان بازسازی تاریخند درسته؟
  • یزدگرد ساسانی

    جناب شادیمقدم، شما چرا میخواهید تاریخ را دگرگون جلوه دهید. اینکه شما میگوئید „برخورد غلط استالین به گورگی در اسناد هست“؛ چنین چیزی نبوده. اسناد نشان میدهند که نه تنها استالین با گورگی هیچ برخورد غلطی نداشته بلکه استالین بارها ،چه رسمی و چه غیر رسمی، از ماکسیم گورگی دعوت کرده است. یکی از این سندها عکسی است که در زیر دیده میشود. استالین در طرف راست و گورکی در طرف چپ. 1930 میدان سرخ مسکو. —- تنها مسئله ای که بود، در زمان تزار، مارکسیم گورگی آزاد بود که هرآنچه را که میخواست مینوشت. اما با روی کار آمدن لنین و استالین حتی نویسندگی را هم نمیتوانست ادامه دهد؛ مگر اینکه در توصیف خوبیها و کارهای خوب لنین رهبر پرولتاریا باشد. باز هزار رحمت به تزار که میگذاشت گورگی داستانهای خود را بنویسد. اگر لنین بجای تزار حکومت میکرد، آیا امروزه کسی درجهان نامی از کورگی میشنیده بود، و یا کسی با داستانهای گورکی آشنا میبود؟.
    ‎یزدگرد ساسانی‎s Foto
  • بهروز شادیمقدم

    لنین و ماکسیم گورکی …
    لنین و ماکسیم گورکی با هم رفیق و در ارتباط دائم بودند .گورکی کتابی به اسم”ملاقات”در مورد لنین و نوشته ای هم بعد از
    مرگ لنین منتشرکرد و از او ستایش نمود .
    استالین و سیستم تحت کنترلش
    بسیار تلاش کردند که گورکی در ستایش استالین هم لااقل جمله ای بنویسد
    .گورکی به مشکلات ناشی از این موضعش و ممنوع الخروج بودن از کشور تن داد
    ولی حاضر نشد از استالن تعریف و تمجید کند .گورکی در مقایسه ای که بین
    برخوردهای پلخانف و لنین دارد مینویسد : ” پلخانف در برخوردش با من همیشه
    با ژست مخصوص به خودش از آثارم تعریف میکرد .اما لنین با برخوردی ساده در
    اولین تماس انتقادهایی که به کارهایم داشت مطرح میکرد .من همیشه رفتار ساده
    و انتقادی لنین را به ژست های پلخانف و تعریفش ترجیع میدادم . “
    لحن
    این دو نامۀ لنین و صراحت بیان اَن برجسته است .صراحت بیان یکی از ویژه
    گیهای لنین بود . پشت این صراحت بیان اعتقادات انقلابی و مصمم بودن در
    اهداف نهفته است .گورکی که لنین را خوب میشناخت هیچگاه از این صراحت گویی
    ها و انتقادات لنین آزرده نشد و همیشه ستایشگر لنین و کارهایش بود .
    بهروز 17.11.2008
    نامۀ لنین به ماکسیم گورکی >>>
    http://shadochdt.files.wordpress.com/…/d986d8a7d985db80…
    ‎بهروز شادیمقدم‎s Foto
  • Saeed Salehinia

    هان رقیقانه نشریه ماکسیم گورکی بسته شد! منم همینو می گم!
  • بهروز شادیمقدم

    نظری داده ای .حرفت مستند نیست .لطفا“ از جایی و برگی از تاریخ آن دوره سندی بیاور .
  • Saeed Salehinia

    اهان یعنی نشزیه ماکسیم گورکی در سال 1919 توقیق نشد؟
  • Saeed Salehinia

    نامه اعتراضی گورکی و پاسخ لنین را هم من ساختم؟
  • Saeed Salehinia

    اهان رفیقانه بود
  • Saeed Salehinia

    بهروز جان رندی هم حدی دارد!
  • بهروز شادیمقدم

    برادر من ،برای روشن شدن سند بیاور .مثلا“ همان نامۀ اعتراضی گورکی و پاسخ لنین را .
  • بهروز شادیمقدم

    در سالهای ابتدای انقلاب اکتبر بلشویک ،از جمله به خصوص استالین در یک مورد که چگونگی آن یادم نیست برخورد غلطی با ماکسیم گورکی داشتند .لنین این موضع بلشویک ها را غلط دانست و از گورکی دفاع کرد .منظورت این مورد است ؟
  • Saeed Salehinia

    خیر! تعصیل نشریه ماکسیم گورکی در سال 1919! سانسور همه نشریات مخالف!
  • Fate Kolah

    متأسفانه بهروزها وچپ مارکسیسم،لننیسم،استالین شکست نه تنها سرکوب آزادی مطبوعات ومارکسیم کورگی ها را کتمان میکنند وحافظه تاریخی رانیز وقیحانه کتمان میکنند، بلکه شکست مارکسیسم ،لننیسم،استالین حزب وقدرت بورژوائ نخبگان شکست روسیه فقر وسرکوب وابتذال وتقدم حزب وقدرت بر هدف مدیحه سرائ برای لنین وبت پرستی را هنوز نیز توجیه وحاشا وبا فریب ودروغ هنوز جار میزنند .وحافظه تاریخی مناسبات تولیدی ومرواده اجتماعی ماتریالیسم تاریخی جاودانه مارکس انقلابی را نفی ودهن کجی وتحریف می کنند.که در اثبات تواریخ جوامع بشری بر بستر مبارزه طبقاتی طبقه کارگر در کمون پاریس وقدرت شورائ انقلاب عظیم اکتبر طبقه کارگر که رفرمیسم وآنارشیسم، مارکسیسم لننیسم سوسیال دمکراسی ضد کمونیستی خلاف مارکس وجهان بینی جاودانه کمونیستی،چگونه بلانکی وپردون وباکونین رفرمیسم وآنارشیسم در کمون پاریس را بشکست کشاندندوسپس انحراف انگلس در ماتریالیسم طبیعت داروین وبانی سوسیال دمکراسی اروپائ وروسی وباعروج حزب وقدرت نخبگان لننیسم وبدستور وفرماندهی تروتستکی بیشرمانه شوراهای کرنشتات را قتل عام کردند وقانون بورژوائ نپ را پیاده کردن وشوروی فقر وابتذال وسرکوب را با سرکوب لننیسم استالینی کشور سوسیالیستی ودیکتاتوری حزبی وضد امپریالیستی قالب کردند و4 ملیون مخالف واپوزیسون ها را کشتار وقتل عام کردند وچپ شکست وبهروز ها هنوز آگاهانه کتمان ومدیحه سرائ لننیسم واستالینی وحزب وقدرت آنارکوسندیکالیستی رفرمیسم وآنارشیسم جاده صاف کنی سرمایه داری را در مقابل جهانی بینی جاودانه علمی مارکس انقلابی سر می دهند ونسخه میکنند، وگستاخانه چپ مارکسیسم لننیسم استالینی آخوندی مدافع خمینی ضدامپریالیستی واکنون مدافع جنبش های ارتجاعی وبورژوائ و انقلاب مخملی بهار عربی ها وناسیونالیستی وارتجاعی حمله به افغانستان وعراق ولیبی واکنون مدافع ائتلاف سرمایه داری جهانی وداعش فاشیستی در خاورمیانه وجهان واخیرآ اکراین وفلسطین وعراق وایران احزاب سوسیال ناسیونالیستی مدافع کنگره ملی واستقلال کردستان ناسیونالیستی ودولت داعشی شیعه وسنی وجاده صاف کنی سرمابه داری میشوند،وباید 4 ملیون قتل عام های کنونی در خاورمانه وجهان وکشتار ونسل کشی جهان وفلسطین واکراین و موصل وشنگال وتلاش در سقوط کوبانی توسط توهم ودفاع سوسیال ناسیونالیستی چپ اسالینی وحکمتی، مدافع ضد امپریالیستی سرمایه داری جهانی ودولت کردی واسلامی داعش فاشیستی وگند کاری های تاکنونی شان را توضیح دهند وبحث ونقد را در محدوده ضد سانسوری فقط مارکسیم گورکی خلاصه وتخفیف وتنزل وماست مالی وتوجیه وتبهکارانه کتمان نکنند،
  • OOmar MMohammadi

    هنگامی که در دستگاه فکری و سیستم اندیشه ای بعضی از رفقا ؛ مارکس به یک بت و مکتبش به بت خانه ای فقط برای پرستیدن تبدیل می شود و بدرد می خورد یک کمونیسم از نوع خمینی مجاهدینی متولد می گردد که در برابر تاریخ هیچ ندارد ؛ سیستم فکری ای که برای تغیرات و حل مشکلات موجود در جامعه ای از تاریخ به جا مانده هیچ برنامه ای ندارد و ما را به نا کجا اباد های صد هزار سال اینده حواله می دهد ؛ فعلآ امروز را باید منتظر امام زمان بود ؛ فردا هم که هنوز نیامده ؛ این نوع رفقا ؛ دستانشان را با مشکلات این جهانی الوده نمی نماینند ؛ از مقام رهبری انقلابی جهانی شان کم می شود ؛ برای آنها مشکلات اجتماعی در شهر و منطقه و کشورشان بی معنا است زیرا خودشان بسیار جهانی اند ؛ این مسائل کوچک هیچگونه جاذبه عملی ندارد و نیروئی اندیشه ئی برای تغیرات و زیر و رو نمودن جامعه نمی تواند ببیند و فقط به پرستش مارکس و انگلس لنین و یا شاید هم زیر لفافه …شاید پولپوت و در آخر سر ؛ همه بد اند و عقب مانده و بالاخره هیچکس !! یعنی نهیلیسمی بی پایه و ….با خود شکستی ایدئولوژیکی مفتضحانه را زیر لوای انقلابی بودن مطرح می نماید و دوست دارد به پیش اگر ببرد ….از این زاویه است که برای ایشان تمامی مسائل و مشکلات اجتماعی به کنار دست چپ و مکتب و فعالین چپ هم به کنار دست راست می روند ؛ خلاصه شمشیری است و گرد و خاک می کند ؛ همه به کناری دیگر و شاید رفیق من تصور می فرماید در این وسط حد واسط جا دارد ….می ماند …. برای رفیق فتاح عزیز …. در رویا ها که نوک قلمش از شمشیر و ذالفقار علی قوی تر می گردد ؛ اما متاسفانه با آن نمی توان حتی یک ورق کاغذ سیگار را هم نصف نمود …متاسفم …. از اینگونه توجهه اینگونه رفقا….نسنبت به مشکلات و مسائل اجتماعی موجود ….ایشان برای رفتن به سیالیزم اول مکتبشان را مانند امام خمینی پیش می اندازند و مقصدشان هم که خوب ؛ می دانید ؛ همان مکتب شان است و مردم هم باید بدنبال ایشان بسوی مکتب کمونیزم رهسپار شوند مشکلات اجتماعی موجود ؟؟؟؟ آنرا در بهشت کمونیستی ایشان جواب می دهند …کجا ؟؟؟ کی …؟؟؟ شک نکن کافر می شوی….!! ین جوهره صحبتهای این رفیق و سایر اینگونه رفقای گرامی است ….عمرمحمدی
Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s