یک مصاحبه و مناظره

1.جمیل احمدی مدافع، سناریو ائتلاف نیروهای [ذل حیزه کان]سرمایه داری جهانی وطرح سرکوب گرایانه قدرت ها وایجاد، دولت کردی ودولت اسلامی فاشیستی داعشی، بارزانی وحریم کردستان وحمایت فاشیستی,عربستان واسرائیل وجمهوری اسلامی وترکیه وبانیان، تاکنونی 4 ملیون قربانی طبقه کارگر وستمدیدگان ونسل کشی شنگال وتلاش در بسقوط کشاندن کوبانی مقاوم وشورائ ومسلح بوده ومیباشد،
2.عمر محمدی، چپ استالین رفرمیسم وآنارشیستی مدافع حق تعین سرنوشت وتوهم پایان دوران ملت،دولت سازی بورژوائ وعصر بلقوه انقلاب سوسیالیستی وتلاش بلفعل توسط طبقه کارگر وستمدیدگان میباشد،که در حاکمیت سرمایه داری حق تعین سرنوشت وتضاد خلق وامپریالیسم ارتجاعی وپوپولیستی وهمه باهم بورژوائ و غیر ممکن بوده ومیباشد،
چون جامعه کردستان وجهان از تضاد طبقاتی وراه حل کمونیستی برای رفع ستم طبقاتی وملی وجنسی و… از 1848 ومانیفست وجهان بینی، جاودانه مارکس انقلابی وکمون پاریس واکتبر 1917 وانقلاب 57ایران بدست طبقه کارگر ونابودی سرمایه داری با شورائ ومسلح طبقه کارگر وستمدیدگان را اثبات وتداوم دارد،
که حقانیت وتداوم، مقاومت مبارزه طبقاتی وضد ونابودی سرمایه داری در سنندج سرخ وسنگرانقلاب 57 طبقه کارگر ایران در قرن 21 واکنون مقاومت اسطوره، جهانی کوبانی طبقه کارگروستمدیدگان کوبانی وتداوم راه حل شورائ ومسلحانه سوسیالیستی وفرا حزبی که کوبانی وجهان را به گورستان سرمایه داری وملی ومذهبی فاشیستی ورسوائ رفرمیسم وآنارشیسم شکست استالینی واحزاب ناسیونالیستی بارزانی وطالبانی وپ،کا،کا مبدل کرده ومیکند واثبات نمودند،واسطوره تاریخی وجهانی کرده وتداوم دارد،
ومبارزه طبقاتی کما کان تانابودی سرمایه داری بدست طبقه کارگر وستمدیدگان در خاورمیانه وجهان تداوم داشته ودارد،
وحل مسائل کردستان وجهان راه حل کمونیستی وجاودانه مبارزه طبقاتی وعملی وانتقادی وکسب آگاهی وسازماندهی کمونیستی طبقه کارگروستمدیدگان ونابودی سرمایه داری را بلفعل تلاش وجستجو می کنند.وبه دست آوردهای مبارزه طبقاتی تاکنونی وگسترش وتحمیل آن تا استراتیژی وافق نابودی سرمایه داری ومحو وازبین بردن جامعه طبقاتی وراه حل کمونیستی وهر کس به اندازه توان ونیازش موانع ودشمنان طبقاتی را رسوا تر ومنزوی وطرد کرده ومی کند،با حکم ضرورت تاریخی پیروزی دیر وزود دارد اما سوخت وساز ندارد،
لطفآ این تناقضات وهمسوئ این دوسخنران جمیل احمدی ناسیونالیسم ومدافع ذل حیزه کان امریکائ وعمر محمدی چپ استالینی در انحراف وتوهم راه حل سرمایه داری برای حل مسئله کردستان بورژوائ وارتجاعی را در این ویدئو بنگرید وقضاوت کنید،
کارگران جهان متحد شوید                         http://youtu.be/O38O5haCQAk   بخش  دوم    http://youtu.be/HzDWQwjlruk    بخش اول http://youtu.be/eGqtJpv0f2I…این فیلم بدون تصویر است هاهاهاها….http://youtu.be/L4–9lZ6hXE  در رابطه مسئله ملی

کۆمار تی ڤی ,دەنگ و رەنگی ئازاد و حەقخوازانەی نەتەوەی کورد لە رۆژهەلاتی…
http://youtu.be/HzDWQwjlruk youtube.com بخش دوم

http://youtu.be/eGqtJpv0f2I بخش اول

  •  http://youtu.be/O38O5haCQAk مصاحبه عمر محمدی در رابطه با وجود امپریالیستها در منطقه
    http://youtu.be/L4–9lZ6hXEبدون تصویر ؛  در رابطه مسئله ملی

    OOmar MMohammadi

    تنها موضوعی که دوستان ناسیونالیست من نمی خواهند و نمی توانند متوجهه بشوند این است که آنها بسیار مشتاق اند که به جیره خواری و زیر دستی یکی از کشور ها یا نیروهای ارتجاع جهانی یا منطقه ای دربیایند و نام آنرا همکاری می نهند ….؟؟؟ نام تاثیری در ماهیت قضیه ندارد …. پدیده ای که در طول تاریخ همیشه به توده انسانهای زحمتکش همیشه لطمه زده است و نقش مزدوران دست به سینه در خدمت استثمارگران در این موضوع همیشه ارتجاعی بوده است …. برای یک ناسیونالیست که سر و ته تایخ را گم نموده و تصوری از تاریخ و دورانهای تاریخی ندارد ؛ در این مقطع از تاریخ رهائی ملی از زیر دست جنایتکاران غیر قابل تصور است ؛ نا امید است به همین خاطر به هر خس و خاشاکی دخیل می بندد ؛ دست به سوی هر جنایتکاری که تا دیروز او را قربانی می نمود و امروز هم ادامه همان دیروز است کور می شود ؛ نمی بیند ؛ به همین خاطر عن شاه الئه گربه می شود ؛ همانگونه که برای یک صوفی خشکه مقدس ؛ تصور عدم وجود خدا دیوانه کننده است و بهشت و آن دنیا و حوری هایش را از دست رفته می پندارد ؛برای او حتی خیالش هم باشد بد نیست در خلاء یک تفکر منطقی مانند سنگی رها شده در فضای بی انتها هم باشد بد نیست ….. یک ناسیونالیست نیز در این زمینه مانند یک خشکه مقدس پای بر زمین سفت گذاشتن و دیدن واقعیات سخت است نا ممکن است ؛ برایشان غیر ممکن است دست یافتن به آزادی و برابری در صورتیکه نیاز مند آزادی و برابری اند از نبود آن در عذاب اند ؛ اما کو ؟ کجاست ؟ ازادی و برابری …. این تنها اشکال و اختلاف در میان نیرو های ناسیونالیست و ازادیخواهان و برابری طلبان است ……خوب این تفکر را شکست مقداری کار لازم دارد تا شاید روزی حالی بشوند ….شاید ….حق تعین سرنوشت خلقها بدست خود …. دست هر نیروی خارجی از سرنوشت ما کوتاه ؛ آنها مخالف اند و خود را گویا ازادیخواه نیز می نامند در واقع ناسیونالیست ها با روشهای ناسیونالیستی شان …. دشمنان واقعی خلقهایشان هستند …. عمر محمدی
  • OOmar MMohammadi

    رفیق فاتح کلاه عزیز اگر تو مایل هستی من در خدمتم تا در این باره مقداری به روشن شدن موضوع کمک نمائیم و من با کمال میل حاضرم اشتباهاتم را رفع نمایم ….1….ایا تو عزیز موافق حل مسئله ملی هستی ؟ و آیا اساسآ به موضوعی بنام مسئله ملی اعتقاد داری ؟ به مسئله زنان چی ؟ آیا عقب ماندگی جامعه دهقانی به لحاظ طبقاتی ؛ تاریخی ؛ فرهنگی و جلوه های مختلف اجتماعی در جامعه عقب مانده ما اعتقاد دارید ؟ یا همه اش استالینیستی است ؟ اگر آری برای این موضوغ تاریخی چه راه حلی تاریخی پیشنهاد می نمائی ؟ صرفآ طبقه کارگر ؟ که من نیز به آن اعتقاد دارم اما طبقه کارگر ابتدا باید حل مسئله ای بورژوائی را بپایان برساند وگرنه تویا من یا هر کسی که اینگونه می اندیشد ؛ یک توده ای دنباله رو اولیانوفسکی بیشتر نخواهیم بود راه رشد غیر سرمایه داری که امام نیز سوسیالیست خواهد بود …. اگر به سوسیالیزم و برابری اعتقاد دارید برای رفتن به سوسیالیزم ؛ بدون حل مسائل مربوط به جامعه بورژوائی دو قرن پیش در این تاریخ ؛ عقب ماندگی ها !!!ا چه راه حلی برای این مسئله بورژوائی دارید ؟ ایا بحثهای روزا لوگزامبورگ و لنین یا مارکس را بر سر مسئله ملی خوانده ای ؟ چه نظری دارید ؟ باز هم در یک جمله ؛ برای رفتن به سوسیالیزم آیا می توان بدون حل مسائل مربوط به یک دوره بورژوائی تاریخی معین عقب ماندگی در جامعه ای عقب مانده ما ؛ ایا می توان به سوسالیزم رسید ؟ یا مثلآ در کوره دهات افریقا یا کوردستان نیز می توان سوسیالیزم را نیز پیاده نمود ؟ این بحث تو عزیز قدیمی است این صحبتها ریشه در آن زمان دارد که با ده هزار سوار ایران را سوسیالیستی می نمایند ؛ این راه حلی اجتماعی برای یک مسئله عقب مانده تاریخی نیست دوست و رفیق خوبم …. ادامه این صحبتها را بگذاریم اگر مایل بودی در خدمت خواهم بود ….البته عمر محمدی نه عمرمعروفی که اشتباهآ نوشته شده است ….قربانت عمر محمدی….برای اطلاعات بیشتر اگر مایل هستی لطف کن بقیه ویدئوو ها را نیز نگاهی بینداز … و یا می توانی سایر نوشته های من را مخصوصآ مقاله من را در رابطه با مسئله ملی نگاهی بینداز در فیس بوک و در سایت من بنام صدای ازادی و برابری هست ….قربانت عمر محمدی
  • Fate Kolah

    عمر گرامی از آشنائ ودیالوگ با شما خوشحالم ونقد شما از جمیل احمدی وناسیونالیسم را قبول دارم که کاملا جاده صاف کنان سرمایه داریند.اما بحث والترناتیو رفع ستم ملی شما را نیز در جامعه سرمایه داری توهم می دانم چون راه حل کنونی هر ستمی اکنون طبقاتی بوده ومرحله راه حل دمکراتیک بورژوائ برای حل مسئله ملی وزنان بپایان رسیده وسرمایه داری مترقی ودمکراتیک نیست وسرکوب گرند وپدیده ملت دولت نیز در قرن 17 ممکن بوده اکنون ابزاری برای سرکوب است وفرمال میباشد بارزترین آن بالکان وفلسطین واکنون دولت سرکوب بارزانی وطالبانی است که حل مسائل طبقاتی وملی وجنسی اکنون راه حل سوسیالیستی دارد ونباید جامعه کردستان وجهان را از تضاد طبقاتی خالی کرد.وطبقه کارگر وستمدیدگان کردستان را نباید گوشت دم توپ سرمایه داری واحزاب ناسیونالیستی وبورژوائ دولت ،کردی وملت سازی من در آوردی وفریب، سرمایه داری کرد.نمونه مقاومت مسلح وشورائ کوبانی این را ثابت کرد، که تداوم جهانی نابودی سرمایه داری را باید راه حل سوسیالیتی تقویت کرد وادامه داد ،این تز حق تعین سرنوشت تا مرحله جدائ لنین را انحرافی وکلیشه ای کاملآ برخلف نقد وجهان بینی مانیفست، مارکس در 1848 عصر انقلاب سوسیالیستی وکمون پاریس را اثبات وحمایت ونقد وارزیابی کرد روزالکزامبورک هم ازطرح حق تعین سرنوشت، مسئله ملی وحزب وقدرت لنین نقد وبورژوائ می دانسته وتضاد خلق وامپریالیسم ارتجاعی است واین تئوری راه رشد سرمایه داری کائوتسکی ولنین وپلخانف بود که فاجعه دیکتاتوری حزبی استالین را موجب شد، که اکنون چپ استالینی خمینی وجنبشهای بورژوائ وناسیونالیستی را ضد امپریالیستی ومدافعند ودر این طرح وسناریو ائتلاف سرمایه داری جهانی وقدرت های منطقه ودولت حریم بارزانی وجلالی وکنفدرال ناسونالیستی وتوهم چریکی وآنارشیستی ،پ،کا،کا وچپ شکست مدافع استقلال کردستان ودولت اسلامی وداعشی ونسل کشی شنگال وتلاش در سقوط کوبانی را تلاش کردند.که بهترین فاکت وانحراف است که سرمایه داری قادر به حل مسئله ملی نیست وسرکوبگر است وهیچ راهی جزافق نابودی بدست طبقه کارگر را ندارد ،ومبارزه طبقاتی وسوسیالیستی در تواریخ جوامع بشری همیشه بوده وتعصیل ناپذیر است،هر مبارزه طبقاتی سیاسی وسوسیالیستی است اگر هژمونی طبقه کارگر وکمونیستی داشته باشد، غیر آن رفرمیستی وآنارشیستی وجاده صاف کنی سرمایه داریست،که از بلانکیسسم در کمون پاریس ونقد مارکس از رفرمیسم وآنارشیسم پردون وباکونین ولاسال وبعد مرگ مارکس والترنا سیونال 2 آنتی دورینگ ودیالکتیک طبیعت انحرافی انگلس وسوسیال دمکراسی برنشتاین وروسی مارکسیسم لننیسم وترتسکی واستالین خلاف جهان بینی ونقد علمی مارکس میباشند،وشما هنوز این تجدید نظر طلبی در مقابل وخلاف کمونیسم علمی مارکس را جدی نگرفته اید، که هنوز لنینی وتضاد خلق وامپریالیسم وراه حل ستم ملی را انقلاب بورژوا دمکراتیک ورفرمیسم وآنارشیسم بورژوائ قابل حل می دانید در صورتیکه راه حل ستم ملی وستم زنان راه حل اقتصادی وانقلاب سوسیالیستی ودر گرو نابودی سرمایه داری توسط طبقه کارگر ممکن وادامه دارد وباید کمونیست ها اینرا جهت گیری وچشم انداز واستراتیژی کمونیستی کنند، امیدوارم با برخورد ودیالوگ سازنده تر وغیر مغرضانه مدافع رهائ طبقه کارگر بتوانیم این بحث واختلاف نظرات را بر خلاف سکتاریسم چپ سوسیال ناسیونالیست کنونی شکست ادامه وبه پیش ببریم ومن شما را انسانی با ادبیات مارکسیستی که من معتقد به آن نیستم ومارکس را کمونیستی می دانم معتقدم و تا حدودی با نوشته های اشنا هستم اما اختلاف متدلوژی داریم وقابل نقد وبرسی میباشد.امیدوارم اختلافات را شخصی وفردی محسوب نکنید وبرایت آرزوی موفقیت دارم،
  • OOmar MMohammadi

    با سلام مجدد به رفیق عزیزم فاتح….من در هیچ جا هیچگاه معتقد به حل مسئله ملی در سیستم سرمایه داری نبوده و نیستم….تو لطف کن به مقاله من در مورد مسئله ملی در ایران و جهان در تاریخ 2010…. در همین فیس بوک نیز هست نگاهی بینداز ….من با تو در این زمینه زیاد فاصله ندارم …. اما چند نکته را…. اینکه لنین و استالین و مارکس یا روزا لوگزامبورگ در این رابطه چه نوشته اند می توان به بحث گذاشت و آنچه که انجام گرفت و تا چه حد با امروز جهان سرمایه داری به لحاظ طبقاتی و فرهنگی و سیاسی و تاریخی خوانائی دارد و از چه جنبه هائی می توان به ان پرداخت می توان باز هم به بحث گذاشت مخلوط نمودن جنبه های مختلف مشکلات جامعه ای عقب مانده چون کردستان در این تاریخ از دوران ما در زمان گذار به سوسیالیزم ؛ از مارکسیسم کاریکاتوری مکانیکی بر جای خواهد گذاشت و نه تنها راه حلی ارائه نخواهد داد ؛ بلکه اگر مرا به پوپولیسم مبتذل و پراگماتیسم متهم نکنی به تفرقه نیرو هائی دامن خواهد زد که داعش های ناسیونالیست از آن بیرون خواهد امد ؛ به هر صورت این موضوع عقب ماندگی متعلق به دوران گذار از مرحله فئودالی به سرمایه داری در جامعه ای به لحاظ طبقاتی سرمایه داری انگلی و بورژوائی است , به لحاظ فرهنگی عشیره ای و فئودالی است ؛ به لحاظ سیستم اجتماعی گندیده و بسیار متناقض و …. گره گاههای فراوانی در آن نیز هست …. باید ابتدا هر کدام از این گره ها را با وسائل مربوطه و راه حلهای مناسب آن موضوع دنبال نمود تا با یک ضربت شمشیر سر موضوع را از تن جدانمود و خدا قوتی هم دنبالش ….حل مسائل ملی یا فرهنگی با سوسیالیزم ارتباط ی است فرهنگی تاریخی و سیاسی و یعنی نحوه سازماندهی جامعه یعنی تقسیم قدرت سیاسی و …..است بدون حل مسائل بورژوائی در جامعه ای متناقض ؛ امکان گذار به سوسیالیزم خواب و خیالی بیش نیست . قربانت عمرمحمدی
  • Fate Kolah

    عمر عزیز سخت در اشتباهیت عصر کنونی از قرن 18 سرمایه داری جهانی است وعصرکنونی از 1848 مانیفست مارکس پایان دوران مترقی بودن سرمایه داری از جامعه فئودالی است ودوران وپدیده ملت ودولت سازی سپری شده است.اکنون تضاد جهانی نیرو کار وسرمایه وعصر گندیدگی سرمایه داری وپایان تئوری راه رشد وراه غیر رشد سرمایه داریست وپایان شکست مارکسیسم لننیسم ومائوئیسم تضاد خلق وامپریالیسم وضد امپریالیستی بودن جریان بورژوائ وارتجاعیست، جامعه کردستان وجهان کاملآ طبقاتی وتضاد اصلی نیرو کار وسرمایه داری واز ستم طبقاتی وملی وجنسی که ریشه طبقاتی دارد وفقط راه حل سوسیالیستی دارد.این مباحثات شما کاملآ خلاف جهان بینی کمونیستی وعلمی مارکس است. ومتأسفانه هنوز در حوزه مارکسیسم لننیسم واستالین شما بسر می بریدوگذار از سرمایه داری به سوسیالیسم دیکتاتوری پرورلتاریا است.ولغو مالکیت خصوصی وجامعه کمونیستی هر کس به اندازه توان ونیازش که مارکس به نقد لاسال وبرنامه گوتا نمود .لطفآ بار دیگر ایدئولوژی آلمانی ومانیفست وکاپیتال، مارکس ونقد فقر فلسفه پردون ودست نوشته های فلسفی واقتصادی مارکس را جدی بگیرید وبخوانید،که گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم راه حل دمکراتیک وبورژوائ نیست،
  • OOmar MMohammadi

    باشه رفیق خوبم من اگر تمامی جملات تو را یکی یکی کنار هم بگذارم و دقیق به معانی آنها بنگرم روح نه تنها مارکسیسم در آن نمی بینم بلک کاریکاتوری از مارکسیسم می بینم ؛ اولآ دوران سرمایه داری ملی و مترقی آن از سالهای 1871 و قبل از کمون پاریس به پایان رسید ؛ تکانهای بورژوا دموکراتیک آن در ترکیه است و در بعضی جا ها… سرمایه داری به لحاظ دوران دیگر از مرحله مترقی بودنش در گذشت اما این به لحاظ دوران است به لحاظ عملی و واقعی ما در شرق در چه مرحله ای به لحاظ تاریخی بسر می بریم؟ اگر دوران و تاریخ را یکی ندانیم زیرا کلمه مناسبی برای آن نیافتم ؛ به نظر تو در این راستا اگردر اروپا دوران گذار به سوسالیزم است و هست در جهان نیز همین است و من با تو اختلافی ندارم و اگر ما نخواهیم به شکلی مکانیکی این موضوع را به شکل اسکولاستیکی نه بینیم ؛ در شرق که ما هنوز به لحاظ شرایط تاریخی بقول لنین تحلیل مشخص از شرایط مشخص را درنظر داشته باشیم ما که هنوز در دوان فئودالی و عشیره ها بسر می بریم برای این نیز باید بدون حل مسائل بورژوائی در جامعه ای ماقبل بورژوائی بدست طبقه کارگر باید به سوسیالیزم برویم در این جا است که تو و این نظر با اولیانوفسکی و حزب توده یکی می شوید ؛ همانگونه که بر این مبنا می توان در روستاهای جامعه افریقائی و باید سوسیالیزم پیاده نمود ؟ درست !! می توان کمونیزم را نیز پیاده نمود اما آن سوسیالیزم و کمونیزم بدوی و بسیار ابتدائی است و خواهد بود….ما که با نام و سر در دکان که نباید که راضی بشویم ….
  • Fate Kolah

    عمر عزیز جدی مارکس، مارکسیسم نیست ومن نیز،مارکسیسم نیستم چون مارکسیسم ازانگلس تا لنین واستالین تجدیدنظر طلبی وایدئولوژیکی وآگاهی وارونه وکاذب وضد کمونیستی وخلاف جهان بینی علمی مارکس بوده وهست وبهتر است بر سر دفاع از مارکسیسم ،لننیسم واستالین بمانید، در این مورد شما بورژوائ را اکنون رفرم پذیر ومترقی ودمکراتیک برای حل مسئله ملی وزنان می دانید پس همسو بدفاع از راه حل سرمایه داری و با جمیل احمدی دریک جهت ودر تناقض هستید،وبشما نباید بر بخورد که هنوز متدلوژی استالینی ومارکسیست لننیستی انحرافی را دارید،وراه حل پیروزی سوسیالیسم درگرو سرمایه داری صنعتی وفقر وسیری جوامع وراه رشد وراه غیر رشد مارکسیسم لننیستی انحرافی نیست،بلکه راه حل سوسیالیستی جاودانه مارکس انقلابی در مبارزه طبقاتی عملی وانقلابی وانتقادی وکسب آگاهی طبقاتی وسازماندهی کمونیستی طبقه کارگر جهانی وگذار به دیکتاتوری پرورلتاریا شورائ ومسلحانه ولغو مالکیت خصوصی ونابودی سرمایه داری وجامعه کمونیستی و بی طبقه وهرکس به اندازه توان ونیازش است،
  • OOmar MMohammadi

    فاتح جان مارکس یا مارکسیسم یا استالین و انگلس و یا لنین و مائو یا روزا و انتویوگرامشی …. برای من فرقی ندارد و فرقی نمی بینم ؛ تنها فرق شان درکشان از شرایط گوناگون است ؛ همانگونه که تو به نظرم از مارکس دانشمند یک بت بی جان می سازی و شیوه علمی تحلیل و درک منطقی او را به یک ایه جزم امام زمانی و قرآنی یا کاپیتالی یا مارکسی تبدیل می نمائی ؛ برای من مارکس امام اعظم یا پیغمبر نیست و دیگران اخ و تف ؛ مارکسیزم حاصل دورانی از تاریخ تکامل جامعه بشری است که بعد از او نیز همه چیز در حال تغیر و تکامل است ؛ شیوه دیالکتیکی و منطقی و علمی مارکس به ما راه و مسیر واقعیات زندگی را به قول هراکلیت نشان می دهد که در یک اب دوبار نمی توان شنا کرد ؛ و اما تو با این نوع از درک از مارکس داری در عصر مارکس درجا می زنی و فقط یک موضوع اساسی را می بینی که به جای خود درست است ؛ این موضوع اساسی پایه است مانند اسکلت ساختمان اما یک ساختمان برای قابل سکونت بودن چیزهائی دیگر نیز می خواهد اینجاست که مارکسیزم تبدیل به یک شکل کاریکاتوری از یک درک علمی می شود ؛برای تغیر جهان و بقول لنین بعنوان پراتسین بزرگ که اندیشه علمی را به عمل در میاورد ؛ تحلیل مشخص از شرایط مشخص لازم و ضروری است تو این حق را داری و می توانی من را یک خرده بورژوا یا یک بورژوای که دنباله رو احمدی ها یا بارزانی ها یا…. این اندیشه بدانی این حق تو است اینگونه بیندیشی ….من مخالفتی ندارم و اصلآ نگران نیستم اما من نیز می توانم برای راه حل منطقی یک پدیده عقب مانده مانند مسئله ملی در جامعه ای عقب مانده ؛ از تاریخ جامعه ام کاری صورت دهم که منطبق با شرایط ویژه جامعه ای عقب مانده باشد ؛ یعنی مشکل اجتماعی را با پاک نمودن صورت مسئله که نمی توان حل نمود که ؛ برای رفتن به سوسیالزم و کمونیزم باید زمینه مادی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی جامعه ای کمونیستی فراهم شود که ؛ وگرنه میشد درجامعه برده داری به سوسالیزم رفت و مسئله را با نوک شمشیر رقم زد بعد داعش هی داعش ؛ همانگونه که منصور جکمت معتقد بود در کوره دهات افریقا نیز می شود سوسالیزم بر پا نمود بر منکرش لعنت ؛ اما آن کمون اولیه و سوسالیزم که این نیست که عزیز من , همانگونه که سوسیالزم و کمون اولیه نیز این نمی شه ؛ …. هر پدیده ای راه حل خاص خود را می طلبد و منطبقه بر شرایط خود ؛ این موضوع و این شیوه فرق ما با داعش است ؛ این است فرق ما کمونیستها با ملا ها و چنگیز خان مغول ؛ و پولپوت و استالین ؛ خوب چگونه ؟ با دیکتاتوری >>>؟ آری دیکتاتوری طبقاتی ؛ من هم با این پدیده هستم اما دیکتاتوری طبقاتی 99 در صدی جامعه اما دیکتاتوری طبقاتی با حق شهر وندی چه می کند ؟ سوسیالیزم پادگانی ؟ پس نقش انسان چه می شود ؛؟ مگر نمی گویند در سوسالیزم انسان مقدم است ؟ پس اینها چرت است ؟ نه ؟ آری ؟ باشه با نفی حق شهر وند؟ خوب باشه خوب با مسائل حل نشده در جامعه عقب مانده چه می کنی ؟ از جمله زنان و مسئله ملی و بسیار دیگر مسائل با دیکتاتوری ؟ باشه کدام دیکتاتوری ؟ طبقاتی یا سیاسی یا فرهنگی یا ایدئولوژیک در تمامی شئون ؟ خوب باشه فرق تو من و پلپوت در چه چیزی است ؟ فرق این سوسیالیزم علمی مارکس که انسان مقدم است و خوشبختی را با زور نمی توان به مردم حقنه نمود؛ با این سوسیالیزم پادگانی تو یا پولپوت یا منصور حکمت یا استالین یا من در چه نهفته است ؟ آیا مردم باید برای خواستهای سوسیالیستی شان بجنگند یا تو و من به زور به چپانیم ؟ بقول استالین سوسیالیزم را می تارانی ؟ ما می توانیم خوشبختی را به زور به مردم به هر عنوانی به چپانیم ؟ دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا با دیکتاتوری حزبی و ایدئولوژیک و اجتماعی و نفی پلورالیسم سیاسی و آزادی یا آزادی احزاب مخالف …. آری احزاب فاشیستی از خمینی و شاه و تا حزب پرولتاریا چه می شود ؟ آیا این جامعه سوسیالیستی تو و من به لحاظ دفاع از ارزادی های جامعه ای زنده و پویا ؛ دفاع از آزادی ها یک مرحله حداقل یک مرحله اگر از سیستم و جامعه بوژژوائی اگر بالاتر است ؛ که باید باشد ؛ نقش حزب طبقه کارگر در جامعه به چه شکلی است ایا این حزب باید در حکومت و از امتیاز ویژه ای بر خوردارباشد ؟ مانند حزب کمونیست شوروی یا حزب برادران مولتی میلیاردر در حزب کمونیست چین و بسیاری سئوال ها …. در ضمن آیا سوسیالیزم برای مردم یعنی طبقه کارگر است یا مردم برای سوسیالیزم …. مکتب ما مقصد ما می شویم خمینی که ؛ ایا مردم یعنی کارگران و زحمتکشان باید ازادانه سوسیالیزم را بپذیرند و از آن دفاع نمایند ؛ یا زورکی ؟ و بسیار سئوال ها….که در حدمت هستم در یک کلام سوسیالزم پرولتری باید یک مرحله به هر لحاظ از جامعه سرمایه داری از دموکراتیک ترین هایشان باید بالاتر باشد وگرنه شکست حتمی است ….. جگونه ؟ قربانت عمر محمدی
  • Fate Kolah

    عمر گرامی اولآ مارکسیسم، لننیسم واستالین در تداوم جهان بینی کمونیسم علمی مارکس نیست،وضد کمونیستی ورهائ طبقه کارگر بوده ومیباشد. مگر آثارمارکس را شما نقد کنید وحقانیت هر اندیشه ای بقول مارکس در اثبات عملی آنست.مگر شما بتوانید فاجعه فقر وابتذال وسرکوب وشقه، شقه کردن طبقه کارگر در روسیه 1917 بنام حق تخریب سرنوشت لنین وتقسیم اتحاد ویگانگی طبقه کارگر را به دولت قزاق وازبک وتاجیک واکراین وارمنستان و…را در روسیه وشکست طبقه کارگر را توسط لننیسم واستالین وقلع وقمع کردن شوراهای کرنشتات و4 ملیون مخالف وفاجعه جنگ 2 جهانی استالین فرزند خلف وجانشین لننین که استالین،همسو با هیتلر وموسیلینی وچرچیل وروزولت ورضا قلدر که بر خلاف کمونیسم علمی مارکس بود توضیح ودفاع کنید2.مارکس در جائیکه به نقد ایدئولوژی وآگاهی کاذب ونخبگان می پردازد وآسمان هگل وفویرباخ را بزمین می کشاند که رهائ بشریت بدست طبقه کارگر است وخودرا مارکسیسم وکیش شخصیت ونخبگان کودتائ بلانکی وپردون وباکونین دشمنان طبقه کارگر وکمون را نقد می کند.من نوعی به این جاودانگی مارکس ونقد از حزب وقدرت وخدایگان مقدس لننیسم واستالین وبت کردنشان نقد دارم وفقط اتحاد جاودانه مارکس انقلابی و طبقه کارگر جهان را رهائ می دانم نه شاه وشیخ وآسمان وبت پرستان ومن جهان بینی مارکس را عملی وانقلابی وممکن میدانم بر عکس شما همه را خدایگان ونخبگان ومقدس وپیغمبر می دانید درعمل اثبات شده اگر نمونه ای از قدرت طلبی درمارکس واندیشه وعملکردش دارید بگوئید .من هفتاد ودو من مثنوی سند در 2 قرن اخیر از مارکسیسم لننیسم وواستالین دارم ااگر دوست دارید تاریخ جنایات شان ودهن کجی به کمونیسم وطبقه کارگر را بنگرید،3در مورد سوسیالیسم که بنظر شما ممکن نیست وباید از رشد سرمایه داری در کردستان وافریقای گرسنه بگذرد اگرینگونه بود تاکنون میبایست در اروپا وامریکا که صنعتی ترند وگرسنه تر نیستند سوسیالیسم یک قرنه ممکن میشد.باز در اثبات عمل رهائ طبقه کارگر در رشد وغیر راه رشد پوسیده لننین وکائوتسکی وپلخانف نیست بلکه رهائ طبقه کارگر 3کلمه با محتوا مبارزه طبقاتی وآگاهی وسازماندهی کمونیستی طبقه کارگر است مگر کمون پاریس واکتبر روسیه وانقلاب 57 طبقه گارگرایران وسنگر کمونیستی سنندج سرخ واکنون کوبانی مقاوم را در عروج آگاهی طبقاتی وتلاش ضد ونابودی سرمایه داری راانکار کنید3.راه حل ستم ملی وزنان در لغو مالکیت خصوصی ونابودی سرمایه داری ممکن است غیر این رفرمیسم وآنارشیسم وسوسیالیسم خلقی است.وتقویت سرمایه داری وناسیونالیسم ملی ومذهبی داعش فاشیستی است .لطف کنید به نقد وهمسوئ وادعای من در ۀوردی وتحریف، مارکس در یکسانی با رفرمیسم وآنارشیسم مارکسیسم آخوندی لننیسم واستالین ومائو را اثبات کنید،
    Fate Kolah
    جناب عمر با این همه ضغرا وکبرا ونقالی شکست انقلاب عظیم طبقه کارگر 1917 روسیه توسط چه باید کرد حزب بلشویک لننیستی که طبقه کارگررا نادان وپخمه می دانستند ، که قابلیت کسب قدرت را ندارد نمتوانید بگریزید وماست مالی کنید، که به دستور لنین وفرماندهی تروتستکی واستالین در کشتار طبقه کارگر وشوراهای کرنشتات را در 1917قتل عام کردند و4 ملیون را تا زمان استالین که جانشین لنین ودر تداوم لنین بود که لوکزامبورگ وپلخانف وزمنیف ورازانیف وگرامشی ،همگی معترض ونقد وقربانی هم شدند، چگونه توجیه وماست مالی ونقالی می کنید،من ظرفیت وبی اطلاعی ونا آگاهی شما را در این جنبه از جهان بینی مارکس مغرضانه می دانم وحتی شما توان واطلاع کافی از سوسیال دمکراسی روسی لننیسم انحرافی هم ندارید وتمامی بحث هایت اخلاقی،وانقلاب فرهنگی مائوئیستی وپوپولیستی وخلقی میباشد.شما از این جنس نیستید ولطفآ گنده گوئ نکنید ومدافع جهان بینی کمونیستی مارکس را بت سازی ودیگرمغلطه گوئ نکنید.تمامی نقد های مارکس از رفرمیسم وآنارشیسم گند کاری سوسیال دمکراسی از لننیسم واستالین واوضاع فلاکت بار کنونی بحران وبن بست جنبش کمونیستی وکارگری را در این 2 قرن اخیر نشانگر است وجاودانه گی مارکس را بورژوائ نیز منکر نیست هنوز شما می گوئید مرغتان یک پا دارد وفقر وابتذال وسرکوب فاجعه روسیه لننیسم استالین سوسیالیستی وانقلابی وهمسو با مارکس بوده چگونه میشود با شما بحث کرد بورژوائ ومفسرانش گفتند روسیه شکست تداوم مارکس نبود بلکه لننیسم استالین سرمایه داری دولتی فقر وسرکوب وابتذال بود که حزب توده وچپ سوسیال ناسیونالیست مدافع ضد امپریالیستی خمینی وجنبش های ارتجاعی بورژوائ واخیر دم خور با ائتلاف سرمایه داری جهانی ودولت ملی بارزانی وطالبانی وپ،کا،کا ودولت اسلامی داعش فاشیستی را که تاکنون فاجعه کردند، فقط 4 ملیون کشتار در عراق ونسل کشی شنگال وتلاش در سقوط کوبانی شورائ ومسلح را آفریدند هنوز نتیجه تدام شکست لننیسم واستالین وجاده صاف کنان سرمایه داری رفرمیستی وآنارشیستی ونقد وجاودانگی جهان بینی مارکس نمی دانید، وما را متهم به پیغمبر سازی خودتان از مارکسیسم لننیسم آخوندی ضد امپریالیستی خودتان میکنیدوهنوز شما 5 یار نبی لنین واستالین وترتسکی ومائو وانورخوجه وفقطخواجه حافظ شیرازی را کم دارید، مغرضانه همسو ودر تدام مارکس می دانید وفروشگاه بقالی می کنید ونخود وکشمش می کنید، وجنجال آفرینی می کنید،متآسفانه نمیشود دیگر با شما نوعی دیالوگ کرد،چون یک جمله محتوائ نتوانیستید شکست لننیسم واستالین را قبول کنید وتوجیه وگریز زدید، یا نتوانستید تداوم مارکس را در انحراف لننیسم اثبات کنید.وتاکنون یک جمله محتوائ نقد های من را هنوز رد نکردید، فقط شعار زنده باد مرد باد لنین واستالین را دیدیم ونادان دانستنن مخاطبین جاودانگی جهان بینی علمی مارکس انقلابی را،امیدوارم منبعد با دیگران اینگونه به قاضی ننشنید تاریخ مبارزه طبقاتی حافظه دارد وشاهدان عینی ملیاردها طبقه کارگر وستمدیدگان هنوز درتلاش رهائ خودشان وبشریت، مارکس انقلابی را چراغ راه خود دانسته ومیدانند ودهن کجی بی انصافی ونا آگاهی وکتمان کردن دانسته تبهکاری و روا وجایز نیست،وبهتر است بی گدار به آب نزنید وبجای نقالی واولدروم بلدروم مستدل وبا سند بمیدان این مباحثات بیائید چون یک بخش اساسی از مبارزه طبقاتی نقد ودیالوگ است.وتئوری را حاصل پراتیک بدانید وجدا از عمل انقلابی وانتقادی ندانید چون مارکس نه فیلسوف ودانشمند بوده بلکه انقلابی وجهان را برای تغیر بدست طبقه کارگر ورهائ بشریت دانسته وهنوز جاودانه راهش ادامه دارد اما لننیسم واستالین اینگونه نکردند وطبقه کارگر را نابود واکنون 1 قرن است بزیر آوار کشانده اند چاره دفاع از جاودانگی مارکس انقلابی وخلاصی ازاین بحران واین مخمصه است،ضمنآ من نوعی حاصل سال ها فعالیت عملی وکمونیستی وشورائ ومسلحانه نسل طبقه کارگر 57 باافتخاربوده وبه تنها راه رهائ جهان بینی جاودانه مارکس معتقدم برای آشنائ بیشتر که با بچه محصل طرف نیستید گوشه ای از فعالیت شورائ ومسلحانه کمونیستی طبقه کارگردرسنگر انقلاب کموناردهای سنندج 57 تا 60 را تقدیم میکنم که منبعد ما رابا چپ آخوندی سوسیال ناسیونالیستی لننیسم، استالینی،مائوئ خودتان دیگر قالب و عوضی جانزنید
    Fate Kolah

    OOmar MMohammadi
    رفیق فاتح چی شد ؟ چرا با این عصبانیت عزیز من ….؟ یک جمله عرض کنم بعد برو بقول مارکس کرم کتاب بشو و انقلاب مارکسی امام زمانی ات را به انجام برسان …. امام مارکس درست می گوید ؛ باید این را تا به حال یاد گرفته باشی ؛ که یک نخود از گام عملی جنبش به خربار ها و خرورا ها کتاب و تئوری می ارزد ….زیرا انقلاب نه از روی ابر ها بلکه در زندگی واقعی و جاری زندگی معمولی و جاری در کوچه و خیابانها و در محل های کار و تولید می گذرد ؛ حال تو از لنین و استالین و مائو و آنتونیو گرامشی و تروتسکی و خمینی خوشت نمی اید ؛ نیاید ….قول میدهم که خورشید به خاطر این خوش آمدن و نیامدن تو از مغرب طلوع نخواهد نمود ؛باشد قبول ؛ می پذیرم من بیسواد و فرصت طلب ؛ من یک رفرمیست عقب مانده ورشکسته و نفهمی هستم و ادعای دانشمند بودن را هیچگاه نخواهم داشت ؛ زیرا معتقدم که ذهن همیشه بدنبال کشف حقیقت است و هیچگاه بر ماده مقدم نخواهد بود ؛ شاید در مورد تو بر عکس است و خودت نمی دانی اما اینگونه نشان می دهی ؛ خوب تو خیلی باسواد و دانشمند و با درک و خیلی بهتر و والاتری این گوی و این میدان ؛ بفرما ؛ من هم دنبالت راه خواهم امد نشان بده …. اما من فکر می کنم تو عزیز به جای گام عملی برداشتن در این مسیر کار و فعالیت و مبارزه عملی زندگی روزمره محیط های کار و دانش و تئوری ؛ شاید ؛ شاید دقیق نمی دانم … اما تو خیلی دوست داری یک کرم کتاب بشوی بقول همان مارکسی که برای تو به یک بت و امام زاده تبدیل شده و نموده ای ….و هر روز به نامش سجده می بری و از راه یابی عملی در مسیر جنبش عملی و زندگی روز مره در جامعه ای با تمامی ابعاد عقب ماندگی هایش در می مانی و درمانده ای عزیز من ؛ راضی هستی ؛ تو خوب بلدی نفی کنی و این کار بسیار آسان است ؛ بوقلمون هم می تواند این کار را به آسانی انجام دهد ؛ ….خوب خیلی ها در همان زمان نیز به لنین و به همین مارکس تو …. با بد و بیراه استقبال می نمودند و بعد سکوت که از هر فحشی بد تر بود …. چه باک …. تو که خوب می نوازی بفرما ….اما به قول همان انگلس ….. انقلاب میخ نیست که در دیوار تاریخ کوبیده شود ؛ بلکه از همین پیچ و خم های زندگی روزمره و با استفاده از تجربه عملی زندگی توده ها مسیرش را می یابد و ره می پیماید و لنین بد و عقب مانده نیز در عمل آنرا نشان داد …. و بقول همان امام مارکس تو اندیشه را در میان توده ها به عمل تبدیل نمود انقلابی بودن آنرا اثبات کرد ؛ با این وصف بسیار بودند که باز هم باور نداشتند طلوع خورشید را ؛ و باز هم محض اطلاعت ؛ به نظر من از پولپوت ….حتمآ پولپوت را می شناسی ….همان جنایتکار کامبوج تا حفیض الئه امین همان سیا ای در افغانستان …. تا من و تو لنین و اتسالین …. و بقیه فعالین در کل تاریخ ….و بعد ها هرکسی که به این نام می اید حال بعضی ها به لحاظ اخلاقی بعضی ها سیاسی بعضی ها تئوریک و عملی و …بعضی ها با نفی نمودن همه ؛ مثلا تو عزیز …. در این مسیر هستیم و داریم چاله چوله های این دره پر عمق میان سرمایه داری و سویالیزم را پر می نمائیم و از اشتباهات هم می اموزیم و باز هم بقول امام مارکس تو یک نخود از گام عملی جنبش واقعی توده ها به خروراها تئوری و دانشمندی مانند تو جناب دورینگ دوران می ارزد ؛ و ارزشمند تر است عزیز من ….بفرما موفق باشی ….شاید بتوانی راهی برای مان بیابی تا شاید طبقه کارگر بر این تشتت و عقب ماندگی و بیچارگی و درماندگی تاریخی طبقاتی اش غلبه نماید و نجات یاید …تو انسان بسیار برج عاج نشین عزیز و لرزشمند در این همه مدت کجا بودی ؟ حیف نیست ؟ ….ما بی خبر بودیم ؛ تاریخ از نوع تو را خیلی کم به خود دیده ….بودند و هستند اما واقعآ نایابی عزیز من …..اما یک توصیه کوچولو از این ادم نادان و بیسواد در گوشه ای از تفکرت داشته باش ….شاید بدردت بخورد ….از برج عاج بیا پائین و نگو و نفرما پوپولیسم بد است …. تو قرار است توده های مردمی را راهنمائی کنی که قرار است آنها سوسیالیزم بسازند ؛یا شاید لازم نیست ؛ لابد تو به تنهائی می خواهی همه کار بکنی …. بعدش مردم را در کوره های ادم سازی دو آتشه برشته و انقلابی کنی و در خیابانها راه بیندازی …؛ اما من فکر نکنم تا آن حد از جاده پرت باشی …. تو شاید می دانی اما نمی دانی چگونه ؟؟ با همین توده های عقب مانده قرار است سوسیالیزم و کمونیزم بر پا داری و قرار است تو قهرمان خلق نباشی بلکه در جامعه ای میلیونی انسانهای کارگر و زحمتکش خود سرنوشت خویش را بدست گیرند …. با ارزو و خیال هم ممکن نیست بلکه با جنبش عملی توده ها و همین توده های ناسیونالیست و کارگر خرفت و مسلمان و با تمامی عقب ماندگی هایشان گام های عملی جنبش را اگر بر داری ….شاید بر داری ؛ …. هر چه هست با این ماده خارج از ذهن باید اینده را ساخت باید سوسیالیزم ساخت ؛ ….باید مردم تصمیم بگیرند ؛ باید خود سرنوشت خویش را بدست گیرند ؛ البته نه عقب مانده ترین هایشان بلکه هنگامی که اندیشه به نیروی مادی تبدیل شد و می دانی هیچ همگونی مکانیکی و پیچ و مهره ای در کار نیست همگونی و هماهنگی دستوری و موزون نیست ؛ وگرنه تو نیز یک استالین البته به لحاظ اندیشه فعلآ هستی و ضرورتا در عمل هم راهی نخواهی داشت …. در بعد از انقلاب سوسیالیستی هم همین مردم اند باید از دستاورد هایشان باید دفاع نمایند ….معجزه کار من و تو نیست ؛ ما نیازی به پولپوت نداریم ؛ خمینی کار پولپوت و استالین را انجام داد تو دیگه چرا …. ؟؟ قربانت عمر محمدی شاگرد تنبل تو و امام مارکس و شاهزاده انگلس ….
Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s