پول مکه یوختو ؛ ایشا الئه گدیم مشهده

شاید برایتان یک جوک بگم بد نباشد … از خستگی این همه روده درازی من بدر آئید …. یک مرد ترکی با یک زن کرد ازدواج می کنند ؛ مرده ترکه شب خودش را به زنش نزدیک می کند و ….زن هم شروع می کند به ناز کردن ….به شوهرش می گه ؛؛ مه که …به کوردی هی می گه ؛ مه که بزبان کوردی یعنی ارام باش …. مرده که کلمه را حالی نمی شه فکر می کنه زنش آرزوی رفتن به مکه را دارد ….مرده برای راضی نمودن زنش می گه ؛ پول مکه یوختو ایشالئه گدیم مشهده ……هاهاهاها

‎در جهت مبارزه با مذهب و خرافات ....؟ باید ریشه آن را زد ؛ مذهب شکل است ....پوشش است ... ؛ پوششی که هر آن می تواند رنگ آنرا تغییر داد ؛ باید بسیار سطحط نگر بود تا گول خورد ؛  پوششهائی که  مزدوران امپریالیستها بر بستر حماقت توده های به جا مانده از بشریت و ترقی؛ مزدورانشان را سازمان می دهند ؛ و توده های احمق و خرفت را هیزم بیار آن معرکه گیری ها .... مذهب آئینه ای است از یک سراب در بیابانی که آدمهای فقیرش ؛ به هر لحاظ ار فقر..... فقر احساس و امید ؛ فرهنگی؛ سیاسی ؛اجتماعی و تاریخی ؛ فقر دورنمای  زندگی و طرح و برنامه ؛ فقر  بی برنامه گی ؛ فقر دورنمائی برای آینده تا ببینیم خدا چی می خواهد  و کار نیست که خدا نه ریند به آن .... آه ندارند با ناله سودا کنند ؛ به همین خاطر تمامی دار و ندارشان را ؛ تمامی امید و آرزو های لگد کوب گشته در زیر سم یابو های تاریخ شان را بر باد و اوهام و خیالات و تصورات مالیخولیائی ؛ از سر ناچاری بنیاد می نهند ؛ معاملاتشان با خدا از سر نا امیدی است ؛ همه چی را به خدا قرض می دهند و باز هم به خدایشان بازهم بدهکاراند ؛ و طلب عفو می کنند ؛ از چی ؟ برای چی ؟زیرا اینگونه یاد گرفته اند ؛ همیشه گنهه کار اند ؛ خمس و زکاتشان را دیر پرداخت نموده اند ...  حج هم که نرفته اند ... اما رضا بد نیست هاهاها .... فقر آه مردم ستم دیده است که به جز اوهام و خیالات فریاد رسی نمی بینند ؛ از یک دنیا مملو از خیالات و تصورات و اوهام به آن دنیای خیالات و نیستی می روند به امید شاید کسی یا یک حوری بهشتی (( لطفآ بد ترحمه نفرمائید )).... برای واقعی زندگی کردن پرده ها را باید کنار زد تا دنیای واقعی را بتوان دید ؛ تا از اوهام رها شد ....به این منظور و در این راه ؛ یکی از اساسی ترین کار ها مبارزه با استثمارگران و عوام فریبان است .... که هر کدام از آن کار ها در مسیر مبارزه ؛ خود به ابعاد احساسات زخمی انسانها و درازای تاریخی است طولانی .... از دیو و دد ملول بودن کافی نیست ....آه جگر سوز داشتن کافی نیست ؛ با قلم و قدم و تشکل باید به جنگ سیاهی ها رفت .... پای تصور و اندیشه را باید بر زمین واقعی نهاد .... تصور و خرافات لازمه استثمار است ؛ همانگونه که رضایت خاطر در مسیر استثمار نیز انسان را خرفت می نماید ..... استثمار حامی و پشتیبان اوهام و عوام فریبی ها است .... اواهام ؛ دود مسخ کننده کندوی زنبوران عسل است ؛شکل اوهام می تواند اوباما یا دبلیو بوش هم باشد ؛ خمینی و یا ناسیونالیزم هم اشکالی ندارد  .... هر کسی و هر چیزی ...... زندگی واقعی ؛یعنی تلاش در جهت ازادی و برابری .....
 عمر محمدی
چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳ برابر با ۱۵ اکتبر ۲۰۱۴

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید.

sedaye azadi barabari
sedayeazadibarabari.wordpress.com

 شاید برایتان یک جوک بگم بد نباشد ... از خستگی این همه روده درازی من بدر آئید ....  یک مرد ترکی با یک زن کرد ازدواج می کنند ؛ مرده ترکه شب  خودش را به زنش نزدیک می کند و ....زن هم شروع می کند به ناز کردن ....به شوهرش می گه ؛؛  مه که  ...به کوردی هی می گه ؛  مه که  بزبان کوردی یعنی ارام باش .... مرده که کلمه را حالی نمی شه فکر می کنه زنش آرزوی رفتن به مکه را دارد ....مرده برای راضی نمودن زنش می گه  ؛ پول مکه یوختو ایشالئه گدیم مشهده ......هاهاهاها‎
OOmar MMohammadi

اینها یکی اند ؛ مذهب و ناسیونالیزم دارای یک تاریخ تولد ؛ یک بستر ؛ یک سیستم و یک ریشه و یک زمینه و آیا کسی هست به ما بگوید این یکی در ارتش سپاهیان روس و قزاق های اشغالگر در ایران چه می کرد ؟….ناسیونالیزم و مذهب در شکل و محتوی بسیار تشابهات دارند ؛ یکی اند….. هر دو از دشمنان سر سخت کارگران و زحمتکشانند و در طول تاریخ بهترین وسیله در جهت تحمیق و استثمار توده های محروم بوده اند به همین خاطر امروز نیز بهترین وسیله و خدمتگزاران امپریالیستها و استثمار گران اند ……. مبارزه با مذهب جدا از مبارزه با ناسیونالیزم نیست ….در جهت مبارزه با مذهب و خرافات ….؟ باید ریشه آن را زد ؛ مذهب شکل است ….پوشش است … ؛ پوششی که هر آن می توان رنگ آنرا تغییر داد ؛ باید بسیار سطحی و سطحی نگر بود تا گول خورد ؛ و فقط تنها پوششهائی که مزدوران امپریالیستها بر بستر حماقت توده های به جا مانده از بشریت و ترقی؛ مزدورانشان را سازمان می دهند ؛ دید ؛ عمق فاجعه آنجاست که توده های احمق و خرفت هیزم بیار آن معرکه گیری ها بوده و هستند …. مذهب آئینه ای است ؛ نه خود واقعیت ؛ از یک سراب در بیابانی که آدمهای فقیرش ؛ به هر لحاظ ار فقر….. و در هر یک از آن اشکال می تواند به صورتی و شکلی بازتاب یابد و همراه با خود بیشترین تناقضات را داشته باشد ؛ فقر احساس و امید ؛ فرهنگی؛ سیاسی ؛اجتماعی و تاریخی ؛ فقر دورنمای زندگی و طرح شیوه های زندگی ؛ فقر بی برنامه گی ؛ فقر دورنمائی برای آینده با عنوان اینکه تا ببینیم خدا چی می خواهد و کار نیست که خدا به آن نه ریند ….نتیجه و بازتاب این نتیجه ؟ آه ندارند تا با ناله سودا کنند ….؛ به همین خاطر تمامی دار و ندارشان را ؛ تمامی امید و آرزو های لگدکوب گشته در زیر سم یابو های تاریخ شان را بر کومه ای از ابر و خاکستر و باد و اوهام و خیالات و تصورات بی اساس و مالیخولیائی ؛ از سر ناچاری بنیاد می نهند ؛ معاملات شان با خدا از سر نا امیدی است ؛ همه چی را به خدا قرض می دهند ؛ در اوج بیچارگی به خدای صاحب جهان ها و هستی و این دنیا و ان دنیا و باز هم به خدایشان بازهم بدهکاراند ؛ و طلب عفو می کنند ؛ از چی ؟ برای چی ؟زیرا اینگونه یاد گرفته اند ؛ طوطی های زبان تفکر بسته همیشه گنهه کار اند ؛ زیرا که خیرات و خمس و زکاتشان را دیر پرداخت نموده اند … حج هم که نرفته اند … امام رضا بد نیست هاهاها …. فقر در شکل مذهبی آن آه مردم ستم دیده است که به جز اوهام و خیالات فریاد رسی نمی بینند ؛ از یک دنیا مملو از خیالات و تصورات و اوهام به آن دنیای خیالات و نیستی می روند تا صد هزار سال دیگر نیز صبر باید بنمایدشان به امید شاید کسی یا یک حوری بهشتی (( لطفآ بد ترحمه نفرمائید )) شاید…. برای واقعی زندگی کردن ؛ پرده ها را باید کنار زد تا دنیای واقعی را بتوان دید ؛ تا از اوهام رها شد ….به این منظور و در این راه ؛ یکی از اساسی ترین کار ها مبارزه با استثمارگران و عوام فریبان است …. که هر کدام از آن کارها در این مسیر مبارزه ؛ خود به ابعاد احساسات زخمی انسانها و درازای تاریخی است طولانی …. از دیو و دد ملول بودن کافی نیست ….آه جگر سوز داشتن کافی نیست ؛ چز و فز ماهی در ماهی تابه از خورده شدن ماهی جلوگیری نمی نماید ؛ با قلم و قدم و تشکل باید به جنگ سیاهی ها رفت …. پای تصور و اندیشه را باید بر زمین واقعی نهاد …. تصور و خرافات لازمه استثمار است ؛ همانگونه که رضایت خاطر در مسیر استثمار نیز انسان را خرفت می نماید ….. استثمار حامی و پشتیبان اوهام و عوام فریبی ها است ….مذهب و خرافات و اوهام ؛ دود مسخ کننده کندوی زنبوران عسل است ؛شکل اوهام می تواند اوباما یا دبلیو بوش هم باشد ؛ خمینی و یا ناسیونالیزم هم اشکالی ندارد …. نسیه هم پذیرفته می شود…. هر کسی و هر چیزی …… تنها زندگی واقعی ؟؟ یعنی تلاش در جهت ازادی و برابری …..

عمر محمدی
چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳ برابر با ۱۵ اکتبر ۲۰۱۴

رفقا و دوستان عزیز می توانید از سایت من بنام صدای آزادی و برابری دیدن کنید و به دوستان خود معرفی نمائید.

sedaye azadi barabari
sedayeazadibarabari.wordpress.com

برایتان یک جوک بگم شاید بد نباشد … از خستگی این همه روده درازی من بدر آئید …. یک مرد ترکی با یک زن کرد ازدواج می کنند ؛ مرده ترکه شب خودش را به زنش نزدیک می کند و ….زن هم شروع می کند به ناز کردن ….به شوهرش می گه ؛؛ مه که …به کوردی هی می گه ؛ مه که بزبان کوردی یعنی ارام باش …. مرده که کلمه را حالی نمی شه فکر می کنه زنش آرزوی رفتن به مکه را دارد ….مرده برای راضی نمودن زنش می گه ؛ پول مکه یوختو ایشالئه گدیم مشهده ……هاهاهاها

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s