به مناسبت یاد واره مادر باران مقدم

پرچم سرخ گل سرخجدائی از جنس مرگ است و مرگ خود نوعی جدائی است….پاره نمودن و دریدن نامردانه تک تک تارهای خاطرات تلخ و شیرین خانواده ها و عزیزان این مردم داغدار و ستمدیده ؛ از سوی جنایتکاران اسلامی حاکم بر زندگی و احساسات انسانهائی که قربانی توحش اند ؛ از سوی گزمکان سرمایه و استثمار اسلامی ؛ جنایتهائی است تاریخی که بصورتی سیستماتیک و زورانه درحق قلبهای مهربان ؛ در حق دوستداران انسانیت ؛ در حق انسانهای اسیر در این سرزمین نکبت و اسلام هر روز در هر کوی و برزن این جهنم اسلام زده ؛ این سر زمین توحش و بلا زده صورت می گیرد ؛ در هر خانواده ای ؛ جدا نمودن قلبهائی که با هم و برای یکدیگر می تپند ؛ پاره نمودن زندگی های جامعه ای گرفتار در دست ملا و توحش ….که با هم بودن ها برای هم بودن ها را زیر سم اسلام و جنایت لگد کوب می نمایند ؛ امری است که حتی سگ ها و گربه های همزیست با انسانهای جامعه ما نیز از این همه نعمت و توحش اسلامی بی بهره نمانده اند ؛ روزی نیست که فراوان قلبهائی را زخمی و داغدار ننمایند ….. ساعتی نیست که انسانها بدون ترس و دلهره سر کنند ….؛ در این میان درد آور تر از هر پدیده ای ؛ از دست دادن عزیزی دور و خارج از دسترس ؛ که بر بار این درد می افزاید و ….. حقیقتآ جانکاه است . اما باید این درد را روانه دربار این جنایتکاران نمود؛ بازهم باید این درد را به نیروئی بدل نمود که با آن بتوان در مقابل این همه نامردمی پایدارانه ایستادگی کرد …. از این همه کینه و نفرت از بیداد نیروئی فراهم آورد که بتوان این همه نامردمی ها را در خود بسوزاند ؛ تا این همه پلیدی اسلام و جنایت به تاریخ سپرده شود ….تا بتوان کوله بار و توشه ای شیرین در این راه پر نشیب و فراز فراهم آورد که ما را همراهی خواهد نمود ؛ یاد اوری و بیان فراوان خاطرات گوارا همراه بالبخندی شیرین و روان نمودن کاروانی از عطر دلپذیر با هم بودنها و نوشیدن های زندگی ؛مژده ای است بزرگ در این راه که به خود هدیه می نمائیم و از آن نیرو می گیریم …. که ما را بسوی دریا و اقیانوس زندگی همراهی خواهد نمود …. از دست دادن عزیزی ؛در بودن با سایر انسانهای والا که فراوان اند؛ جستجو می نمائیم …. درست است که هر گلی بوی خود را دارد و هر خاطره خود طنابی است نا مرئی و محکم در میان انسانها ؛ اما ….متاسفانه همه چی به میل ما نیست ….اما چه باک ؛ سهم ما از زندگی این بود ؛ ما از این زمهریر و زمستان سرد اسلام و جنایت ؛ از این کوران آب و اتش با سربلندی و غرور می گذریم و مطمئنآ شرافتمندانه بیرون می آئیم ….. وجود ما به تنهائی برای نه بزرگ به این جنایتکاران خود غروز و شرف انسانی است …. باش و محکم و سربلند ….تمامی مادران و برادران و خواهران و پدران این سرزمین بلا زده ؛ عزیزان ما می باشند ….ما بسیاریم …. عمر محمدی

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳ برابر با ۰۶ اکتبر ۲۰۱۴

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s