چرا حرکتهای کارگران در ایران ؛ وسیله معاملات بین رژیم جنایتکار اسلامی و امپریالیستها قرار می گیرد ؟

1625705_1413915225521604_232974543_n

چرا حرکتهای کارگران در ایران ؛ وسیله معاملات بین رژیم جنایتکار اسلامی و امپریالیستها قرار می گیرد ؟
با نگاهی بسیار سر انگشتی در این مسیر تغییرات شتابنده جامعه ایرانی در تمامی ابعاد آن ؛ از خلقها و مذاهب و زنان و جوانان و خلاصه هر آنکس که برای آزادی و برابری در هر عرصه ای که نیاز به تنفس دارد و منافعش با رژیم جنایت و کشتار اسلامی ایران روبرو می شود و هست ؛ در عرصه های گوناگون ؛ از زحمتکشان فکری تا کارگران جسمی از معلمان و پرستاران و کارمندان خدمات و کارگران کارخانه ها و تولیدی ها و معادن تا زنان و کودکان کار و ….در یک کلام آنکس که در مقابل کار مزد و حقوق می گیرد (( مزدوران حکومتی را لطفآ با این الماسهای نگین های تارک جامعه بشری یکی نگیرید ))….در این نقطه عطف تاریخ جامعه ایران که از هم اکنون و از دور دو راه و یک سر پیچ را به خوبی می توان دید ؛ تغیراتی اساسی در آینده ای نزدیک آغوش باز نموده و ما به آنسو با شتاب در حرکتیم ؛ همانگونه که می توان از تحرکات در آب نمک خوابانده های امپریالیستها دید ؛ فکر می کنم مطرح نمودن آن ها و توجهه به آن مزدوران در این کلاف سر درگم حوادث فراوان ؛ مملو از توطئه و معاملات و بده بستانها و بسیار پیچ وا پیچ و مانور و کلاشی و عوام فریبی و خر رنگ کنی و بازی های دیپلماسی و الدنگ بازی های سران حکومتها جهت خر رنگ نمائی و عوام فریبی توده های به جان آمده و هراسیده و نا امید که به هر حس و خاشاکی دخیل می بندند …..تو جهه به آنها در مسیر راه یابی و تشکل ما کارگران و زحمتکشان بسیار مهم است !!!! وگرنه باز هم در سر بزنگاه های تاریخمان ؛ ما انسانهای مفلوک ذهنی و نادان به آسانی به جان هم می افتیم و اتفاقآ این چاله را در شکل و بستر مسائل ملی و مذاهب و سنتها و ….بر سر راهمان کنده و بعلت عقب ماندگی تاریخی سیستم جامعه مان آماده دارند و می شود به خوبی آنرا دید ؛ روشن تر از لامپ چراغ برق جلو خانه ما در این شب تاریک و سرد رژیم اسلامی همدست امپریالیستها ؛ برای مقابله ؛ در مبارزه طبقاتی داشتن دیدی روشن برای شروع از خود جنبش ها به مراتب مهم تر است ؛ چرا حرکتهای اعتراضی کارگران و زنان و دانشجویان و خلقها و زحمتکشان سراسر ایران اگر چه هماهنگ و یک جا و قوی و متحد نیست ؛ اما وسیله معاملات پشت پرده قرار می گیرند ؟ اگر چه ناموزونی و ناهماهنگی در تمامی جنبش های اجتماعی در ابتدا ؛ هم چون رسیدن میوه های یک بستان و یا باغ که همه با هم نمی رسند ؛ناهماهنگی بسیار طبیعی است ؛ اینجا نیز نباید بعنوان جزئی از این تاریخ جوامع بشری ناموزونی های تاریخ بشر و جامعه ایرانی مان را !!! نباید خوش خیالانه و تنها از روی آرزو های خوب ذهنی و قلبی مان هماهنگ نمود …. درک ضرورت و آگاهی نقش بس بزرگی دارد ؛ برای آگاهی باید ابتدا دیدی روشن و وسیع از موضوع داشت ؛ برای دیدی روشن باید نیرو ها و مسیر حرکتها را شناخت ؛ و برایند نیرو ها حاصلی است از مجموعه درگیری ها بر مبنای خواستهای اقشار و طبقات مختلف و…..؛ اما با نگاهی سرانگشتی در این شرایط به نظر می رسد در این مسیر سر پیچی تند در سر راهمان وجود داشته باشد …. همانگونه که رژیم با هر حرکت انقلابی از سوی مردم ؛ این اسلامی های جنایتکار نیز با شرکای جنایتکارشان بر سر میز مذاکرات می نشیند ؛ خود امپریالیستها از این جنبش ها به منظور فشار بر رژیم نهایت استفاده را می برند ؛ رژیم از سر نا چاری با نرمشی قهر مانانه ؛ امتیازاتی از جمله جزایر و حوزه های مهم و سرزمینها و ….را باج می دهد و در مصارف داخلی نیز نخود وزیر و وزیری و ….پاسبانی عوض می نماید ؛ همه به خوبی می بینند ؛ با عوام فریبی و دروغ و سالوس و دیوثی و عوام فریبی و مقدار موی خانمهاآزاد و ویدئو آزاد ؛ شطرنج آزاد و فردا پس فردا نیز ماهواره آزاد و …انترنت بهتر و ….دوباره سفت می کند و بعد شل می نماید …. این سفت کن شل کن ها ادامه دارد ؛ خلاصه اینها را برای روز های مبادا گذاشته اند که خرج نمایند و عده ای بزدل و رذل تاریخ را با آن راضی و از جنبش بترسانند …..مردم خرفت و بی روح و ترسیده و بی شهامت نیز نیز می گویند عن شاه الئه گربه است و هر دو راضی ؛ از سوی رژیم جنایت خندیدن به ریش مردمی خوش باور که زندگی شان ؛سیرکی است واقعی و دائمی ….تکرار و تکرار ….و باز هم رژیم جنایتکار اسلامی ایران کنترل و مهار مردم خرفت و گرسنه و بی غرور و محتاج را در دست دارد و با گذاشتن این پازل های حرکتها و جنبش ها و چیدن کنار هم از این قطعات از این حرکتها به دیدی وسیع تر از بسیاری از ما حتی فعالین جنبش می رسد و می داند کی سفت کند وکی شل نماید….که صد البته آنها برای راه چار جوئی و مقابله با جنبش های مطالباتی و ما برای سرنگونی و بر قراری آزادی و برابری …. که برای اپوزیسیون این جنایتکاران تصور موضوعی بینابینی خریت و حماقت محض خواهد بود …. از سوی آدم کشان رژیم جنایت اسلامی کشتار و قربانی شدن هر جنبشی که در سر راهشان باشد …لازم به توضیحات اضافی نیست همه می بینند ؛ آنها نسبتآ با دیدی وسیع تر از ما با توجهه به دم و دستگاههای جاسوسی شان و ارگانها و …… با مقایسه حرکتهای اعتراضی کارگران و نگاهی به تابلوی نقاشی نمودار های آماری و سطح مطالبات و خواسته ها و دامنه و ….حرکتهای اعتراضی کارگران و زحمتکشان به وسیله ای جهت معاملات در برابر دزدان مافیائی رو می کنند ؛ کاری که به نظر می رسد که بسیاری از مبارزین و فعالان کارگری و جنبش های اجتماعی ما از این دید اصلآ خبر ندارند و هم چون توده عوام و احمق و خرفت سر درگمند و بدنبال حوادث سر گردان و صد البته دشمنان مردم نیز آنها را سرگردان می خواهند و می نمایندشان !!…..در یک کلام ؛ به همین سادگی!! رژیم جنایات اسلامی ایران و امپریالیستها با هم به توافق می رسند و معاملاتشان را با هم دارند پیش می برند ؛ آنها باج هایشان را از کیسه این خلیفه های بی لیفه می برند و مردم ضرر های این بردن ها را باید بپردازند ؛ برای یکی منافعش حفظ سیستم غارت و حکومت بیضه اسلام است و دیگری غارت از منطقه و در امان نگه داشتن حکومتهای دست نشانده و کاغذی شان؛ باز هم به منظور حفظ منافع غارتگرانه شان که باز هم ما باید مرغ عزا و عروسی شان گردیم ….از این زاویه ؛ تلاش ما کارگران و زحمتکشان؛ در این روز و در این دوره تاریخی به نوعی غیر مستقیم و بعضآ مستقیم وسیله معاملات پشت پرده قرار می گیرند ؟ و می گیریم در غیاب ما بر سر ما معاملات و برد و باخت ها صورت می گیرد که صورت حسابش را ما می پردازیم …. آش نخورده و دهن سوخته ؛ از شمال و جنوب ایران امتیاز است و برده می شود و از سوی رژیم به حساب ملت داده می شود ….از سوی ننب ها یکی از آنهاست و ….معاملات میلیاردی و خزر و نفت و گاز و معادن در مناطق مختلف ….بقیه مسائل بماند ….در هر صورت به نظر شما ؛ چرا ؟ از این جنبش های کارگری و توده های میلیونی به جان آمده ایرانی در عوض رسیدگی به این خواسته ها کارگران زنان و کارمندان و معلمین و پرستاران و زحمتکشان ….. با سرکوب پذیرائی می نمایند ؟؟؟ چرا از این جنبش ها و مطرح شدن این خواسته ها؛ در جهت داشتن دست بالا در مذاکرات پشت پرده ؛ استفاده می شود ؟ چرا در کل مسیر این سی و چند سال بطور منظم ؛ در معاملات بنام مذاکرات بین رژیم ضد بشری خمینی و جنایتکاران اروپائی امریکائی این فشار های حاصل از به جان آمدن توده های کار و زحمت زنان و خلقها و کارمندان و فشار بحرانهای اقتصادی بر رژیم ؛ ضد بشری ؛ مایه تقویت خود رژیم قرار می گیرد ؟ و به عبارتی درست تر ؛ رژیم هم چون جنگ و نعمت عوامفریبانه از آنها نهایت استفاده هاهاها را می برد ؛ نفت سر سفره و موی دختران و زنان مشکل نبود و خاتمی و گفتگوی تمدنها و این یارو جنایت کار کلیدی ؛ روخوانی ….و این رشته سری دراز دارد …..آیامطرح نمودن این صحبت های من به آین معناست که ما دست از نفس کشیدن برداریم ؟ نباید هیچ خواسته ای داشته باشیم ؟ و اگر داریم به شکلی آرام و استحاله چی مابانه و بدون سر و صدا مطرح کنیم ؟ آیا شما شتر سواری دولا دولا شنیده اید ؟ آیا چرا وقتی که جنبش در اوج گیری است و تعمیق می یابد مانند قارچ یک شبه در نمک خوابانده های استثمار گران از رنگهای گوناگون رو می شوند…. ؟ اولاف پالمه….ای ها ؟؟ دموکراتها…..؟ و دموکراسی طلبان همدست طالبان و نگهدار و پس مانده ها ؛ از همه خنده دار تر جمهوری خواهان ….هاهاها آنها فکر می کنند هنوز رژیم شاهنشاهی است ؛ این جمهوری نیست ؛ حتی جراـ ندارند بگویند آزادی و برابری می گویند ابتدا جمهوری بعد می گوئیم چه نوع ؛ از نوع صدامی ؛ بشار اسدی ؛ خمینی ؛ اتاترکی ….یا هر نوع دیگرش اما از برابری و آزادی ؟ نه !! اسم نیاورید …باشه ؟ باشه …. هاهاها …… و برگزاری سمینارها و تلویزیونها و روزی نامه ها و …. یک شبه مانند شروع زمستان و باریدن برف بر سر و روی این مردم محروم …. است و به گرد و خاک و طوفانی از زمهریر نامردمی ها و عوام فریبی مشغول می شوند ؟ وجه اشتراک آنها در چه پدیده ای نهفته است؟؟؟ از کجا می توان تشخیص داد که این زرورق ها مصرف خارجی دارند ؟ چگونه می توان تشخیص داد که همگی شان ته هشان باد می دهد ؟؟ و خش خش و رنگین بودنشان مصرف خارجی و عوامفریبی های داخلی دارند ؟ …… از چهره های خوش نام !!!!؟؟؟ رنگ و رو رفته همچون خر پیر و افساری نو در گذر گاه این مردم بی تدبیر و در تاریکی پستوی تاریخ نگه داشته شده ؛ گرفته و خرفت تا چهره هائی که بنیان گذاران سپاه پاسداران بوده اند و باید در دادگاه به جنایاتشان پاسخ دهند….. از بیچارگی مردم ؛ امروز با پر روئی مثلآ با مبتدی ها شش در چهار عکس ردیف می نمایند و به ریش مردمی که تصور می کنند ؛ احمقند می خندند …..آیا مردم ما تا این حد خرفت و احمقند که بازهم خمینی را در ماه و کهکشانها ببینند و بنشانند ؟ به هر صورت سئوال اصلی اینجاست ….چرا وجود و تعمیق این جنبش های کارگران و زحمتکشان هنگامیکه امپریالیستها را نگران می کند ؛ خود این جنبش های زحمتکشان باعث تقویت استحاله چی هائی از نوع خاتمی و دروغگویانی از نوع در اب نمک خوابانده های امپریالیستی ؛ از نوع و رنگهای گوناگون را باعث می گردند ؟؟؟ چرا ؟؟؟؟ آیا راه چاره این است که ما نفس نکشیم ؟؟؟ هیچ حرکتی ننمائیم و زنده زنده از فقر و بیچارگی و نفس تنگی بمیریم ….؟ جامعه ای مفلوک تحقی گشته و بیچاره و بی غرور و تو سری خور داشته باشیم اما راحت باشیم ؟ یا باید به منظور سالم در رفتن از این دور از بحران بزرگ پیش رو باید …. جنبش را رادیکالیزه تر بنمائیم و به عمق و ریشه مسائل دست ببریم ؟ کدام یک ؟ تعمیق و رادیکالیزه نمودن خواستهای اساسی جامعه مان برمبنای منافع طبقاتی طبقه کارگر که به نظر من بهتر و مقرون به صرفه تر است ؛ تا ته اینها این شرکای دزد و در ظاهر رفیقان قافله بیشتر باد بخورد و بهتر سر و ته گندیده شان را ببینیم ؟ و یا اینکه خود ما نیز به مثابه جنبشی از نفس افتاده فلج از سم این مار های بوآ و بی رمق و گیج …. نظاره گر خورده شدنمان باشیم …..؟ به نظر من در این مسیر تاریخی و در این برهه از تاریخ ؛ تنها و تنها راه چاره کارگران و زحمتکشان این سر زمین تنها و تنها تعمیق خواستهای جنبش محرومین و کارگران و زحمتکشان است بر اساس و پایه و بنیاد و بستر خواستهای کارگران و زنان و خلقها و کل خواستهای دموکراتیک و طبقاتی در مقابله ای مشخص و روشن بصورتی که عقب مانده ترین لایه های الدنگ جامعه مان نیز به هیچ لحاظی توان مقابله با آن را نداشته باشند و خود نیروئی در این جهت خواسته های تاریخی اش باشد و بشود ؛ بقول لنین دلسوزی و دعای صمیمیانه یک خاله پیرزن به جنبش طبقاتی ما کمک می نماید ….غیر از این راه !؟ شکست جنبش و انقلاب آینده ما حتمی است ؛ نوزاد باز هم مرده بدنیا خواهد آمد و باز هم تکرار و تکرار تاریخ بی ایندگی ما و بازهم رشد قارچ های سمی از نوع سازگارا و مبتدی و هجری و فرخ نگهداری ها و سایر خود فروشان که لیست نام آنها سر به آسمان می کشد ….. جنبش را بر پایه و اساس منافع طبقاتی کارگران ((کارگران یعنی آنهائی که در مقابل فروش نیروی کار فکری و جسمی شان حقوق و مزد دریافت می نمایند و از خود سرمایه ای برای استثمار ندارند )) باید تعمیق بخشید وگرنه تاریخ ما را بازهم نخواهد بخشید . به استقبال تاریخ و جنبش رادیکال و ریشه ای بر اساس منافع طبقاتی طبقه کارگر برویم ؛ مطمئنآ بسیاری از این نیرو های بینابینی و متزلزل و نان به نرخ روز خور بدنبال ما کارگران خواهند آمد ؛ ابتدا لنگ لنگان و بعدآ فرصت طلبانه مانند حلبی داغ و سرخ گشته …… دشمنان ما از سر ناچاری و بی نیروئی و ترس از بیداری ما با جو سازی و تقلب ؛ با چراغ خاموش و با عوامفریبی جلو می آیند ؛ چپ را نگاه می کنند و راست را می زنند و راست را می نگرند و چپ را می زنند …بازی کودکانه ای که ما از سر بی تدبیری بازیچه آن هستیم ؛ زیرا نیروی دشمنان طبقاتی ما بسیار کمتر است و به همین دلیل از این روشها استفاده بیشتری می برند و ما با چراغ روشن بصورتی که عقب مانده ترین آدمهای جامعه ما حتی دشمنانمان نیز بدانند که ما چه می گوئیم و چه می خواهیم ؛ بصورتی که عقب مانده ترین ادنگ های جامعه مان نیز حتی ؛ به این جنبش جذب نماید …. نیروی ما لایزال است ….اما اگر ؛ ای کاش ؛ همه بدانند که منافع ما کارگران و زحمتکشان یکی است و اتحاد بر مبنای خواست های همگانی ما از ضروریات است

سرنگون باد رژیم جنایات اسلامی ایران و

حق تعیین سرنوشت خلقهای ما بدست خود

دست استثمارگران از سفره مردم کوتاه .

دست امپیرالیستها از سرنوشت مردم ما کوتاه

زنده باد آزادی و برابری

عمر محمدی
چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ برابر با ۲۹ ژانويه ۲۰۱۴

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s