خدا ؟

1240361_1398409960405464_1460485064_n

جوک قسمت آخر داستان را فراموش نفرمائید ….اینهم از آن نوع کلکهائی است که دیگران را تشویق به بازدید از این نوشته ….آری دیگه ….م و لاکن می نماید ؛ خمینی می فرمود ولاکن خوب تکامل بدنیست ….
در جای جای این دنیا ؛ در هر یک از سرزمینها ؛ انسان نادان از تصور خود یا طبق تصور یکی یا عده ای که آن ایده را به زور مشت و شمشیر و لگد یا خریت و یا خرافات و نادانی خود مردم که از هر لگد و شمشیری بدتر عمل می کند ؛ تصورات شان را عمومیت داده اند ؛ در جائی فلان بت بنام الئه ؛ در جائی فلان تصور بنام میترا ؛ در جائی دیگر تصور خورشید خانم و یا شیر و ببر و پلنگ و گاو ….و خلاصه ….خدا در تصورات مردمان ابتدائی ؛ همان بر آورنده نیاز انسان برای بقای وجود و ادامه حیات بوده است که در هر مرحله ای از تغییرات در شرایط زندگی مردمان محصول فقر ؛ این مذهب و دین و خدا و تصوراتشان طبق نیاز ؛ همچون دعا کردن ؛ نذر و نیاز نمودن در راه خدایان و….این تصورات و مذاهب و ….نیز تغییراتی داشته است آنهم تا حدی که بعد از تغییر برای دیگری کفر به شمار می زفته و خنده دار بوده و ….تغییرات اساسی ….شاید به آن بهانه نیز غارت از دیگر قبایل و خوردن گوشت آن دیگر قبیله از گرسنگی بنام تصورات دینی و ….غافل از اینکه تکامل در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی انسان بسیار ناموزون است و بوده ؛ که امروز ما آثاری از آن حماقت و تصورات و خرافات مذهبی که در حد تکامل آن زمانی بشر ؛ مانده است که نسبت به درک اکثریت بشر کنونی بسیار عقب مانده بوده اند ؛ را می بینیم ؛ اگر چه هنوز هم امروز همان دین و تصورات مسخره امروزین در میان همان مردمان بازهم طرفدارانی دارد و خواهد داشت ؛ همانند خدا پرستی یا سایر بت ها و مذاهب ….تمامی این آثار خدا و خر و شیطان از زمانی شروع به اظهار وجود نموده اند که جامعه شروع به طبقاتی شدن …. داشته اند ؛ قبل از آن یعنی قبل از زمان کشف کشاورزی اثری از وجود مذهب را در هیچ جا نمی توان دید ؛ در هیچ یک از آثار باستان شناسی وجود ندارد ؛ مذهب و مالکیت خصوصی و دروغ و ناسیونالیزم و عشیره پرستی و منافع خصوصی و فقر و گرسنگی اجتماعی و بی بهره شدن از محصول تولید جامعه و انسان زحمتکش ….. همزاد و همراه با بوجود آمدن مالکیت خصوصی است ؛ بسیاری از آن آثار مربوط به آن زمان با تمامی قدرت هنوز هم از سوی دکانداران به منظور حفظ منافع و مالکیت خصوصی و غارت تحت نامهای کوناکون کشتار می نماید اگر چه در عرصه هائی برای بشر امروز خنده دار است …. به افریقا و جنگها میان آن قبایل نگاهی بیندازیم ؛ .انسان با رشد و تکامل وسایل امرار معاش و تهیه خوراک ؛ در طول حیاتش ؛ اندیشه و تصوراتش نیز تغییر می نماید همچنانکه رنسانس اجتماعی و انقلاب فکری و اجتماعی نیاز و ضرورت زمان بوده و خواهد بود ….تکامل اندیشه و حتی تکامل ؟؟؟ تصوز جویبار هائی که رود بزرگ را می سازند تا به دریا برسند و ماهی سیاه کوچولو هم در این میان رسیدن به دریا را دوست دارد ؛ تصورات خرافی نیز محصولی به جا مانده از این تغییرات شرایط زندگی و شیوه تولید و جمع آوری محصول بوده و می باشد …. انسان نادان در طول تاریخ همیشه خدا را در تصور خود به گونه ای و به شکلی می بیند که به آن خدا نیاز دارد ؛ می بیند ولی نمی فهمد ؛ خودش کار می کند و گزمگان حاصل کارش را می برند و یک خدا را در دستانش قرار می دهند ….که با آن بعدا در پروسه تکامل و تغییرات فکری تبدیل می شود به اینکه آن دنیای دیگر را می تواند داشته باشد …فعلآ در این دنیا این بدنیست مقداری با آن بازی کند ؛ نیاز این دنیایش را …. یعنی در هر صورت خدا در جهت برآوردن نیاز انسان گرسنه است ؛ خدائی که نیاز های زندگی اش را برآورده نماید….در یونان باستان و در راجستان هند مردم آلت تناسلی مرد را خدا می دانند ….باور ندارید می شه دید …کاری ندارد و کسی را هم به خاطر این عضو شریفه و یا توهین به آن بنام شرک و یا تعظیم ننمودن در برابر آن و یا لوله توپشان را رو به هوا ننمودن در برابر آن مثلآ سجده نبردن در برابر آن ؛؛ و بقول شاملو به خر بندگی آسمان روی ننمودن …. اعدام نمی نمایند ؛ نمی کشند ؛ مشرکی وجود ندارد ؛به نظر من این خدا از سایر خدا های مسلمانان و مسیحی ها و غالب سایر مذاهب قاتل و جنایتکار …کم ضرر تر است ….شاید بهتر است….؟؟؟ مذهب یعنی خریت مردمی که از خود تهی اند و دنبال نیاز هایشان می گردند و کورند ؛ نیاز داشتن را لمس می کنند ولی نمی دانند چه می خواهند ؛ زیرا غریزی نفس روحیمی کشند ؛ به همین دلیل ….خدا ها و تصورات بسیار فراوان اند ؛ بقول مسلمانان 124000 پیغمبر حتمآ به همان مقدار هم دین و حتمآ با ضربدر نمودن آن در شعبه هایشان …حساب بالا می گیرد ….اگر چه بی معنی است اما از واقعیتی سخن می گوید ؛ یکی از توانائی های اعجاز مغز بشری ….که در جسجوی تکامل به هر بیغوله فکری و تصوری سرک کشیده ؛ در مراحلی از تاریخ بشردر نا کجا آباد نادانی بشر گم می شود و این همه انرژی و توان بشر بوسیله خرافات و زور گوئی عده ای برای تامین منافعی حقی ….مسخره تاریخ می شود …تا دیروز الت تناسلی ؛ خدا بود و امروز خدا ….در آسمان است و نمی شه دید …هر دو برای انسان فردا مسخره خواهند بود ….من خدا را به مبارزه می طلبم ….البته ببخشید من زورم به این یکی نمی رسد ….

یک جوک برایتان بگم که از خستگی درآئید ….در اورامان کردستان زمستانها بسیار سخت است در یکی از صبحهای سرد زمستانی یکی از این روستائیان چراغ قوه امریکائی ؛ از آنهائی که شش باطری بدنبال هم می در آن جای می گیرند؛ و تا دوام و … طرف ؛ خریدار باطری برای چراغ قوه اش ؛ به علت سردی هوا چراغ قوه را از جیب شلوار کوردی اش بیرون نمی آورد از ترس سرما و همانگونه آنرا در جیبش دارد و در دستش گرفته….از توی جیبش آنرا به جعفر دکاندار گویا در تصور خودش نشان می دهد ….می پرسد : جافه ؛ یعنی جعفر …. قوه این را داری ؟…یعنی باطری برای این چراغ قوه را داری ؟؟ کوردها به باطری می گویند قوه ؛ …. که جافه هم تنها یک چوبدستی را از توی جیب شلوار کوردی طرف می بیند نه بیشتر ؛ جواب می دهد و می گوید ؛ قوه آنرا نه تنها من ندارم ؛ پدرم و جد و آبادم هم قوه آنرا ندارند …هاهاهاها….
عمر محمدی
شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲ برابر با ۲۱ دسامبر ۲۰۱۳

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s