عکسی از خانواده عمویم

1474368_1405412323038561_101865152_n

عله شیعه برادر زن عمویم یکی از بنیانگذاران اتحادیه میهنی کردستان عراق ؛ که در جنگ باباریز در نزدیکی سنندج هنگام حمله رژیم به کردستان با هم بودیم ؛ دست راست غله شیعه زن عمویم است که از همان زمان شیرخوارگی به من شیر داد و تا دیپلم گرفتم مانند مادری مهربان به من خدمت نمود و زمستانها حتی به من پول قرض می داد تابستانها آنرا با کار کارگری و …. پس می دادم ؛ دست چپ عله شیعه مریم دختر عمویم یک ماه از من بزرگتر است و بچگی هایمان با هم کشتی زیاد می گرفتیم پدرم و عمویم ما را به جان هم می انداختند ….نمی دانم آیا الان ایشان مایل به کشتی گیری با من هست یا نه ؟ باید ازش بپرسم ؛ بغل دست زن عمویم ژاله یا گلبهار همان خواننده مشهور کلاسیک تلویزیونهای کردی….؟؟!! و بقیه بچه ها ی خانواده عمویم …..زن عمویم سیزده بچه داشت یکی شان حسن بقول جاشها حسن برسی است که از کلاس دهم و یازده و دوازه هم رفیق بودیم و هم به نوعی با کمک هم ریاضی و فیزیک و درسهای دبیرستانی را با هم می خواندیم ….من برای او موتوری کوچک بودم که آن موتور سنگین را به حرکت در می آوردم و کمک درسی بدی برایش نبودم ما با هم بدون هم ساعتی را نمی توانستیم تحمل کنیم ….
Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s