30. Januar 2013 um 06:25

پدیده ای شوم بنام شرف و ناموس ؛(بخش اول) . جهت انتشار در فیس بوک 24 ژانویه 2012 عمر محمدی

19. Januar 2012 um 11:26

کاوه آزادی 21 . 2009.08

( 30مرداد 1388مرداد )

…..  جهت انتشار در فیس بوک   24 ژانویه 2012 عمر محمدی

مارکس بدرستی می گفت؛برای رسیدن به اهداف شرافتمندانه وسایل شرافتمندانه لازم است

پدیده ای شوم به نام شرف و نا موس در دست اسلامیان حاکم بر ایران

شناخت درد نیمه درمان است

 

در دنیای حیوانات  قدرتمند ترین ها حاکم اند  و  اعمال قدرتشان از طریق تصاحب جنس ماده است و ادامه  نسل بعدی را او  رقم می زند

آیا بی ناموسی تر از ا ین پد یده شوم می تواند وجود داشته باشد که انسا نی را تنها به صرف داشتن عقیده و  مذهب و مرامی دیگر ….زندانی نما یند ؟

 به نظر شما  ؛  چرا ؟ یکی از زیبا ترین ؛ ضروری ترین نیاز ها و  روابط  انسانی که در طول تاریخ ؛یکی از پایه های احساسی و انگیزه  ساختن  قشنگ ترین آثار ادبی و احساسات انسانی است  ؛ یکی از  پایه های انگیزه  غنای ادبیات  و فرهنگ و تمدن نوع بشر  بوده  …. و در دنیای مدرن  امروز  ؟؟ احم  !! که معیاری برای درجه غنای قلبی و روحی و سلامت روانی انسانها و درجه  تمدن بین انسانهای  متمدن به شمار می رود  و …. در اینگونه موارد ((تجاوز جنسی)) تبدیل به رنجبار ترین وسیله توهین و تحقیر انسانها می گردد  …. ؟ آیا اشکال در نفس وجودی و نیاز رابطه در بین انسانها نهفته است … ؟ یا در بی فرهنگی جامعه ما  ؟ و یا حاکمان  ؟و یا هر دو؟؟  

هنگامیکه ارتش هیتلری به کشور های مجاور حمله می برد ؛ ابتدا به زنها تجاوز می نمایند

 

هنگامیکه ارتش روسیه شوروی آلمان را شکست می دهد …. ابتدا به زنها تجاوز می نمایند

امریکائی ها و فرانسوی های متمدن ؛ احم ؛ در ویتنام کارشان بهتر از  دوستان و همپالگی های تاریخی شان نبود

 

محمد همسایه ما نه ؛ همان مورد تقدس …. وقتی می خواست به قبایل دیگر حمله نماید قول کنیزک و زنان را به لشکریانش می داد و می گفت مال حلال است …. ببرید هر چه دلتان می خواهد

در افریقا هر قبیله ای به قبیله  دیگری حمله می نماید ابتدا سراغ زنان را می گیرند

 

به هر صورت ؛به نظر من اگر بخواهیم بی تعارف و ریشه ای به مسئله بنگریم و در یک جمله حق مطلب را ادا نمائیم  ؛ سگ ها و گرگ ها برای ابراز قدرت دمشان را روی کولشان می گذارند و این نوع انسانهای متجاوز…دوللشان را ….از تفاوت در شکل و قیافه  و انگیزه ها و ….بگذریم

 

. مارکس بدرستی می گفت  ؛ برای رسیدن به اهداف شرافتمندانه وسایل شرافتمندانه لازم است ….

تمامی قبایل در طول تاریخ بشر از جمله هنگامی که مسلمانان  مشغول فتح  و غارت  !!و غزوات !! و کشور گشائی هایند  ….! وعده کنیزکان و حوری ها و ….را در سر می پرورانند  و در عمل نیز …از بردگان و کنیز ها ….. این اعمال در سراسر تاریخ بشری تا به امروز درد و رنج انسانها را به همراه داشته و هنوز   … !!  در حمله اسکندرمقدونی و چنگیز خان مغول از دو قاره و  دو طرف متقابل  …. در این موارد  درست مانند هم و به

یکسان …. عمل می نمایند ؛  و …. بسیار مثال ها … چرا … ؟

به نظر من علت این پدیده را باید در حاکم بودن ؛ زورمداری  و نشانه برتری جسمی و شکلی از آن توحش  معمول بین انواع  جانوران  جستجو نمود ….. که آثار آن  در  سیستم های ماقبل بشری  هنوز  ادامه  دارد   …. با انجام تجاوز میخواهند بگویند من می توانم به حیات خود و بقای نسلم  ادامه دهم …..  تجاوز به این معناست که من به لحاظ جسمی بر تر از تو هستم و قوی ترم ……همانگونه که در دنیای حیوانات عملکرد دارد

در فحش های چاروا داری نیز هر روزه به آن برمی خوریم ….مادرش را  ال و بل …. خواهرت را فلان بهمان …..  در یک کلام ….: من قوی تر  وحشی تر و حیوان ترم

لمپن ها که از پس مانده آشغال غذاهای فکری  و روحی جامعه تغذیه می گردند ….  نمونه و تبلور این نوع برخورد و سمبل این شیوه تفکر و رفتار ناهنجارند …. اگر زورشان برسد رحم نمی شناسند و اگر احساس ضعف نمایند به رذیلانه ترین اقدامات دست می یازند  …. از جمله ….تجاوز ؛ ازهرنوعش .

  ….

به نظرم زمان آن فرا رسیده که در معنی عبارات و جملات و اصطلاحات تجدید نظر نمائیم ….. تا به حال از طرف  حاکمان  و دیکتاتورها  فرهنگ و عناصر فرهنگی را برای ما درست می کردند و به خورد ما می دادند  و با همان فرهنگ تعیین شده از بالا و گزمگان حکومتیان  ما را زندانی و شکنجه  می نمودند  …. و  امروز  ضرورت آن به اندازه کافی موجود است که ما زمینه درست شدن و  بقاء و ماندگاری دیکتاتور ها و عقب مانده های تاریخ و فرهنگشان  را به خشکانیم ….. ما شایستگی دنیائی جدید و مدرن را دارا می باشیم ؛   ….   

 

با بوجود آمدن مالکیت خصوصی و تصاحب  ثروت های اجتماعی و سیله یکی از افراد قبیله که معمولآ ابتدا ریش سفید و رئیس قبیله بود در ادامه خود  یا تمرکز آن  در دست عده ای و درست شدن سیستمهای استثمار  و تبدیل رئیس قبیله به شاه و یا امام و خلیفه  ( رنیس سه قوه  شکل جدی آنرا در نظر دارم به شوخی امام را رئیس سه …. می دانند ….و یا در رژیم های شاهنشاهی : بزرگ ارتشتاران ) به منظور  ابراز برتری خود …..ازمعمول نمودن  تجاوزات ناموسی …سخن به میان می آید ؛  تا جائی که در ابتدای جایگزینی سیستم فئودالی با برده داری  … در  ازدواجها  ؛ شب اول زفاف متعلق به خان و یا صاحب ده و قبیله و ملک و …. بوده !! هرچه از سیستم برده داری فاصله می گیریم از این سنتها نیز کاسته می گردد ؛ تا آنجا که  در سیستمهای برده داری … زنها هم چون احشام و …. متعلق به برده دار بوده و در سیستم فئودالی کل روستا با مردم و حیواناتش متعلق به خان بوده   که وجود شاه مظهر و تبلور  فئودالیزم بوده  ….. سلطنت موهبتی الهی بوده و خود شاه سایه خدا بوده   در آن جای چون وچرا جایز نبوده   ؟ و بوده ونبوده … بوده بوده …. از ازل تا به ابد بوده … کار خدا بوده…. زیرا که فرمان شاه فرمان یزدان بوده بوده …..هاهاهاهاها  ….

در سیستم پدر سالاری ؛( از زمان برده داری تا سرمایه داری )) اساسآ پدیده ناموس اسم مستعاری است  برای معنی مالکیت خصوصی  مرد بر زن و یا زنان  (( تکنولوژی و  شرکت زنان در تولید همدوش مردان و ضرورت آزادی و برابری  زنان و مبارزاتشان در این راه و …بحث دیگری است . )) . همراه با بوجود آمدن سیستم برده داری ؛  زن نیز جزئی از مالکیت خصوصی  مرد به حساب می آمد مالکیت مردانه  یا شاهانه یا رئیس قبیله بر زنان و احشام و گله های شتر و گوسفندان و…. زمینها و چرا گا ه ها در تمامی آثار گذشتگان  به اندازه کافی  وجود دارد

در تجاوزات ناموسی به مردان جامعه ؛ مخصوصا در جوامع اسلامی  علاوه بر آن توحش دنیای حیوانی …..پیامشان این است : که قربانی تجاوزات  مثل یک زن است  …..همانگونه که اطلاع دارید ؛ در سیستم تفکر اسلامی زن کمتر از مرد  و حتی نصف مرد و یا یک چهارم مرد است … آنجا که یک مرد می تواند چهار زن بگیرد و در بسیار زمینه ها اصلآ قابل برابری با مرد نیست و به حساب نمی آید  …..!!!  و باز هم قدرت مندی زورمداران …. درست به همانگونه که در خط و نشان کشیدنهای کوچه بازاری فرهنگ عقب مانده و قرون وسطائی و لمپنی  به صراحت میگویند من از زن کمتر باشم اگر…..فلان و بهمان …. سبیلهایم را می تراشم اگر ….. مرد نیستم اگر اله و بله ….مگر تو زنی  ؟ …. تو از زن هم کمتری …..مرد و مردانه بیا جلو ….. مردانه قول بده ….. مرد و قولش …. و یا در فرهنگ عقب مانده های تاریخ به زن می گویند   : ضعیفه …. و یا در میان بسیاری از عربها نام زن را صدا نمی زنند و می گویند مادر بچه ها … عیال … حاج خانم و…. و اساسآ شرکت مردان در همکاری با زنان برایشان خنده دار است یا داش مشتی های  ابله و نفهم  و لمپن….  طوطی وار میفرمایند هم شیره …. نام بردن از زن  ؟ زشت است … نگاه  ؟ حرام  است !  …..صدای زن را نباید شنید …. صدایش  را خفه باید نمود … و از این مزخرفات…. امروزه اغلب بر می خوریم به عبارات مال و ناموس که مترادف هم بکار برده میشوند  ….. همانند فرهنگ و روابط  چند هزار سال پیش …. این پدیده  در تمامی کتب مذهبی به صراحت مشهود است :  به زنانتان وارد شوید همانگونه که به کشتزار هایتان …. قرآن ….

 

اخیرآ در تمامی دنیا ؛ تجاوزات جنسی به زندانیان سیاسی در ایران مطرح گردیده که بی شباهت به پدید ه ای شبیه به

قله کوه یخ در دریا نیست (( به گفته بسیاری از دست اندکاران تحقیق در این زمینه ؛ گویا به سی درصد مردان و هشتاد درصد زنان در زندانها ی اسلامی ایران تجاوز  شده و یا آزار جنسی صورت گرفته است )) ؛ عمق فاجعه زمانی روشن تر خواهد شد که رژیم جنایتکار اسلامی ایران  به زباله دان تاریخ پرتاب شود ….و آنگاه  انسانهای قربانی جنایات گوناگون ؛ بیرون از فضای ترس از تهدید های جدی تر ، برای خود و خانواده ها

یشان و ترورهای روحی و جسمی و مشکلات مضاف بر آن  و پیامد های گوناگون از سوی نایبان اماما ن ؟؟!! و فرستادگان خدایان !! ….از گوشه و زوایای آنچه که بر آنها رفته پرده بردارند . تا آن زمان قربانیان این فجایع هم چون سایر جنایات  ؛ محکوم به کشیدن

بار درد ها و مرارت ها یشان  ؛ تقریبآ  !! ؟؟ به تنهائی و یا … حد اکثر ؛ با افراد نزدیک و خانواده هایشان هستند ….. عمیق ترین همدردی های  ما شبیه به مرهمی است بسیار کم اثر ….نسبت به درد جانکاهی که فقط خود آنها می دانند تا به کجای جان و روح آدمی را می آزارد ؛ انسانهای ستمدیده  و قربانیان ؛ معمولآ  غم ها  و مرارت هایشان را به تنهائی بدوش می کشند در این دنیای مملو از رذالت و ابتذال و خود خواهی  و فرد گرائی های گوناگون مخصوصا در کشور امام زمان و کوتوله های تاریخ ….(نسبتآ ؟؟!!)؛ بسیار نادر اند کسانی  که همدردند و غمخوار و رفیق ؛ تا بتوان در کاستن بار ناملایمات و  توحش  حاکمان  خداوندی ؛  یاری و غمخواری را با خود به ارمغان بیاورند …..  زمستان های شکست  معمولآ هوا بس ناجوانمردانه سرد است .…. و بسیاری از یاران  و هم رزمان در این زمستان و سرمای طاقت فرسای شکست ها   …. بهار را نمی بینند … گریزی  بسیار کوتاه بزنیم به بیولوژی و تحرکات عصبی تا شاید بهتر بتوان موضوع را بیان نمود …. اساسآ پولاریراسیون …. یا جریان الکتریکی موجود در اندامهای حسی پستانداران و یا سایر جانوران حدود ده متر در ثانیه است  یعنی با دیدن و یا شنیدن و یا لمس نمودن و یا …. جریانات الکتریکی بوجود می آیند که  برای انتقال فلان  پدیده به مغز و خبر رسانی  حدود ده متر در ثانیه است  …. که برگشت این جریان به اندامهای حسی باز هم …. در همین حدود است و….. در صورتیکه این پدیده الکتریکی در گیاهان حدود یک متر در بیست ذقیقه می باشد و در ضمن آنها از مغز و سیستم عصبی برخوردارنمی باشند …..(( امیدوارم ما را به پیروی از فلاسفه قرون هفده و یا پیش تر و به مکانیکی بودن و… یا تو جیهه گر جنایت و تجاوز  و از این داستانها  متهم نفرمائید …… من به درستی  ماتریالیسم دیالکتیک اعتقاد راسخ دارم  ))   ما به ازای   این جریانات الکتریکی به صورت داده ها  در بخشهای مربوطه در  مغز ؛ در مجموع خود ؛ پدیده های دیگری را متبلور می نمایند  که به ایده ها و تفکر و شناخت منتهی می گردند …. و در چارچوب فرهنگ و اعتقادات و اندیشه ها و ….. متجلی می شوند …. برمبنای همین داده ها که از محیط متبادر می شوند ….. مبنائی می گردند که احساسات و خلق و خو ها و ….. را بنیاد  نهند …. مثلآ  …. در میان اسکیمو ها اگر مهمان با زن صاحبخانه همبستر نشود …. دچار بی ادبی گردیده است ((ملا های ایران را باید با خانواده هایشان  به قطب شمال رهسپار نمائیم تا مقداری درس ناموس پرستی  بیاموزند  )) ….. در نپال و منطقه هیمالایا …. یک زن دارای شوهران متعددی است …… در میان افغانهای ….. متعلق به قرون وسطی هنوز هم  از وجود بچ (( به معنای برده جنسی پسر ))  می توان سراغ گرفت …. به هر صورت …. مثالها فراوانند …. حاکمان ؛ فرهنگ می سازند و بر مبنای همان فرهنگ دست ساز خودشان  …. تعیین می نمایند …. که چگونه باید زیست و به چه صورت و بر چه مبنا  فکر نمود  و …. حد اقل تا کنون در بر این پاشنه چرخیده است …. و مارکس  بی جهت نگفت که مردمان شایسته حکومتهایشانند.… و مردمان موجود در ان جامعه طبق فرهنگ و داده های حسی ذخیره شده در مغز (( از طرف حاکمان که تا امروز کلیسا و مسجد و دربار وابسته به مذاهب گوناگوگون و پاسدارندگان  این سنن بوده اند))  و بعنوان عناصر فرهنگی اذهان و افکار مردم را به صف می نمایند همانگونه که انسان را درخلوت خود از خدا و اجنه و شیاطین و …. می ترسانند …. (( جالب است در این عرصه زور آزمائی ؛ قدرت شیطان به اندازه قدرت خدا و حتی بالاتر و….عمل می نماید )) و انسانهای نا آگاه و عوام نیز چاره ای ندارند جز قبول ….. کم نبودند بسیاری از زنان و مردان در قرون وسطی  که توسط کلیسا بعنوان زندیق و حلول اجنه در وجودشان زنده زنده در آتش جهل سوزانده شدند و هر سئوالی که قدرت مافیائی و جهنمی کلیسا  را زیر سئوال می برد به زندیق و کافر بودن متهم می نمودند ؛ درست مانند امروز در جمهوری و جنایات اسلامی ایران ….البته  مامقداری از تاریخ جا مانده ایم  ……  درست بر همین سیاق و در همین جهت برای ما اگر دست و پا و انگشتان و گوش و چشم و بینی و …. راقطع نمایند …. به اندازه فرو کردن باتون و بطری و تخم مرغ و فلان وسیله شکنجه را در بینی و گوش و دهان مان و یا ….به اندازه فلان جای بدنمان دردناک نمی بینیم ….. این اختلاف و تفاوت احساس در دیدن مسئله از کجا ناشی می شود ….. ؟ به جز بر روال همان فرهنگ ملائی از سوی ملا ها ؟  به هر صورت ؛ به نظر شما  چرا در طول سراسر تاریخ ؛ حاکمان و دیکتاتور ها از مسئله ای بنام ناموس و تجاوزات ناموسی  علیه مخالفین شان با سماجت استفاده می برند ….؟ محض اطلاع دوستان و رفقا  ؛ این موضوع مختص حاکمان بر ایران نیست ….. در رژیم صدام حسین درعراق در رژیم دیکتاتور های حاکم بر ترکیه …. و یا پاکستان  و یا در امریکای لاتین حتی همین امروز …. از پینوشه تا بقیه همپالکی هایشان …. اغلب از پدیده تجاوزات ناموسی و نهایت نامردمی ها ؛ اوج رذالت و دنائت و توحش  را به نمایش می نهند و  در این عرصه نیز بیشرمانه  همچون آئینه ای تمام قد ؛ خود را به تاریخ و بشریت آگاه  ؛ می نمایانند ... چرا ؟ در این پدیده چه رازی نهفته است که در تمامی تاریخ از کوچه و بازار چاروا داران  تا این نمایندگان خدا  و شاه  ….و امام و ….  تمدن شاهنشاهی و  تمدن های ….. دموکراسی و…. همگی به مسئله تجاوز  ناموسی و …. چنگ می اندازند …. ؟ در توهین هایشان  …. در کلام محاوره ای و فرهنگ و ادبیات کوچه بازاری و لمپنی  شان  و ….؟  چرا ….؟ به نظر من …..با نگاهی کوتاه به دنیای حیوانات …. از ماهی ها در دریا تا درندگان ؛ مثلآ شیر ها و گرگ ها و ….. تا متمدن ترینشان یعنی شمپانزه ها و گوریل ها  …. تمامی آنها بدون استثنا برای دفاع از محدوده و قلمرو خود و برای  بقای نسل  و جفت گیری  …. قوی ترین  های شان  امکان ابراز وجود و بقای نسل  را  دارند …. مار ها کشتی می گیرند و اسب ها جفتک می اندازند ….. شیر ها پس از فتح قبیله زنان و بیرون راندن شیر نر پیر  صاحب قبیله قبلی ؛  تمامی بچه های به جا مانده از نسل قبلی را از بین می برند ……  این آثار از دنیای حیوانات…..که به شکل غریزی در جانداران مختلف عمل می نماید …. متاسفانه در این عرصه نیز در دنیای انسانهائی که خود را بر تر از دیگر جانوران  می دانند و بسیار ادعا  هاهاها دارند .…از طرف خدا مامورند و معذور  و  هنوز از دنیای حیوانات وحشی  فاصله نگرفته اند ….. در دنیای حیوانات  قدرتمند ترین ها حاکم اند  و  اعمال قدرتشان از طریق تصاحب جنس ماده است و ادامه  نسل بعدی را او  رقم می زند و …. البته این موضوع به لحاظ طبیعی و اصل انواع و بقا و ادامه نسل ؛ تطابق با محیط و …. که باید قوی ترین ها  و سالم ترین ها  و ….باشند  ؛  کاملآ ملموس و به جاست …. اما در انسانها ….انسانهائی که از دنیای حیوانات می بایستی فاصله می داشتند و بسیاری از آنها  بسیار ادعاها  از انواع امامانه و شاهانه و دموکرات مابانه هاهاها دارند  …. علت در کجا نهفته است  ؟ هنگامی که ارتش هیتلری به کشور های مجاور حمله می برد ؛ ابتدا به زنها تجاوز می نماید …. هنگامی که ارتش روسیه شوروی آلمان را شکست میدهد ابتدا به زنها تجاوز می نماید …..هنگامی که امریکا و یا فرانسه متمدن به ویتنام لشکر کشی می نمایند همین قضیه عمق می یابد….. در سراسر تاریخ  ؛ تمامی حملات به قبایل همسایه همراه بوده با تصاحب زنها و ….. هنگامی که مسلمانان  مشغول فتح و غزه و کشور گشائی  …. وعده کنیزکان و حوری ها و …. را در سر می پرورند  و در عمل نیز … تاحد ممکن از بردگان زن و کنیز ها و … حد اقل به ؛ انجیل … تورات  و یا  قرآن نظری بیفکنید  …..  چرا اینگونه اتفاقات ماقبل جامعه بشری هنوز … در این دنیای تهی از انسانیت ادامه دارد  ؟ به نظر من  علت این پدیده را بایددر به نمایش نهادن  قدر  قدرتی و نشان دادن برتری زور  و شکلی از آن توحش به جا مانده از  بین جانداران  در اسنان جستجو نمود  که ادامه آن  منطبق بر آن در این سیستم های وحشی و ضد انسانی  نیز هنوز  جریان دارد و کارکرد دارد   …. تجاوز به این معناست که من به لحاظ زورمداری  بر تر از تو هستم و قوی ترم …..زیرا برای رسیدن به اهداف رذیلانه وسایل غیر شرفتمندانه لازم است  ……

در فحش های چاروا داری لمپنی  نیز هر روزه به آن برمی خوریم …. مادرت را فلان و بهمان می کنم …. خواهرت را ….. مستقیمآ نمی گوید که من زورمند تر هستم …. شاید تصمیم دارد ادیبانه سخن براند !! از نوع  

  ادبیات لمپنی !! این انسانهای متمدن  !!! ؟؟؟ احم …با آن فرهنگ والا و غنی و پیشتاز تمدن شان … ؟ برای تحقیر دیگری می فرمایند ….  ( از یک دید کور و مذهب گونه ) مثلآ  : مادرت یا خواهرش  و…. ننه بزرگش  اله است و بله است …. (ناموسی) کسی نیست به این دانش منگان بگوید به فرض تو درست می گوئی ؛  ولی چه ربطی به من دارد….؟ مادر و مادر بزرگ و جد اندر جد من فاحشه بوده اند …. پدر و پدر بزرگ و جد اندر جد پدری من هم جنس باز بوده اند …. خوب ؟ چه ربطی به من دارد ؟ آیا این موضوع هم به جز باقی مانده ادامه همان موضوع عشیره پرستی است ؟

دیگر چی ؟ به هر صورت ؛  سگ ها برای ابراز قدرت شان دمشان را روی کولشان می گذارند و این نوع انسانها

دولشان را  ….حال با این وصف ؛ مقدارکی گویا تر  و روشن به مسئله بنگریم  ؛ بد بینانه  شلاق را بر داریم و به جان عقب

ماندگی هایمان بیفتیم و سعی کنیم بقول کریستف …. از نو زاده شویم  …. خود مردم ما ؛   خود دوست و هم رزم و هم بند ما ؛ بنا به عادات و داده های کور فرهنگ توحش  و فضای واژگونه از واقعیات  و مذهبی جامعه مان ؛ که طی قرون  و اعصار در تک تک سلولهای فکری و موجودیت ما به شکلی کور و تاریک لانه کرده اند  ؛ در همراهی با جنایات حاکمان کندذهن مان علیه قربانیان این توحش  هم سو و همکار همراهند است ؛ و به لحاظ روحی خود ما زمینه ساز این رنج ها و  نامردمی ها …. !!!!؟؟؟؟ نه اینکه تصور بفرمائید که من قصد متهم نمودن کسی را به همکاری با فلان رژیم را دارم ….به هیچ وجه ….! نه نه ….! اصلآ ….. ! به صراحت می گویم؛ نه ….!!  اما ؛ یک اما ی گنده را جلو صحبتهایم می گذارم تا بگویم ؛ با آن نوع  فرهنگ عقب مانده ناموس پرستی مان ؛  هر یک از ما میخ چوبینه ای هستیم از این دار تازیانه و ستم  ( در این زمینه )…. به این معنا که ؛  ما ناموس پرستیم …. !!؟؟ بدون اینکه معنای ناموس را حتی یکبار نیز برای خود تحلیل نموده باشیم …. ما مدافع شرف هستیم …. بدون اینکه به خود جرات داده باشیم که از خود بپرسیم ؛ شرف به چه معناست …..؟ کیلوئی چند است ….؟ کجا می فروشند ….؟ تا ما نیز یک تن و سه خروار از آن را بخریم و در کوچه و  یا بازار و جلو خانه مان بساط  ناموس فروشی پهن کنیم ….. و سود ها ببریم …. ما  در میان دوستان و رفقا و همرزمانمان برای اثبات اینکه ما دیگر به خدا و امام های کوچک و بزرگش قسم نمی خوریم و بعنوان اعتقاد به پاکدامنی مان به شرف قسم  یاد می کنیم …. !! کلمات  ؛  و  آوا ها  ؛ قرار داد هائی هستند به منظور بیان معانی های گوناگون….که در جامعه ما  آنچه به آن فکر نمی شود معانی کلمات است ((متاسفانه  بسیاری از ما انسانها طوطی هائی بیش نیستیم و فکر نمودن به آواها  وکلمات برایمان سخت ترین کارهای  ممکن و اگر کسی فکر کرد ؛  جرات بیانش را ندارد و اگر بیان نمود انگشت نما می شود … و یا با گزمگان رژیمها …. طرف است …. )) …. اساسآ طوطی وار ؛ بلبلی چهچه می نیم و  دانشمنگ زمین و زمانیم …..  همانند مادران و پدران مان ؛ آن زمان که  نماز یا دعا می خوانند … پس از ادای نماز و روزه شان در آرامش درون به چرت زدن می پردازند و راضی اند که خدایشان راضی است ….. حتی اگر خود خدا هم از زیر زمین یا بالای زمین بیرون بیاید نخواهد فهمید که این بابا یا این خانم با این شقلی بقلی گفتن هایش چه می خواهد بگوید …. ! (( به لحاظ احساسی این انسانهای شریف درست می گفتند …. )) متاسفانه  ؛ این سبک از تفکر و اندیشیدن در تار و پود ما ((معمولآ )) و این قبیل روش ها برای حل مسائل نادقیق مان در تمامی زمینه ها عمومیت دارد  ؛ در واقع  کلمه شرف و ناموس تبدیل می گردد به همان اسم مستعار و یک به فرضی که برای حل  مسائل  زمین و زمانمان   …. بکار می بردیم مانند نام خدا  ….. به شرف ….! به وجدان …! به شیطان ….. ما دیگر مدرن شده ایم ! به خدا و امام ها و پیامبرانش قسم یاد نمی کنیم دیگر بار… خوب این هم بد نیست…. هر چه باشد….تکانی است ؛  موجی است …. که انسان تنبل فکر به ذهن خمارش می دهد ….اغلب ما در جایگاه  انسانهائی اسکولاستیک و به صورتی عادت وار بدون تفکر و اندیشه  از روی سنت ها  ….  آنچه را که در دوران کودکی از سوی مادر و پدر و بزرگان خانواده ها و دیگران به حلق ما ریخته اند …. آنرا دوباره مثل آدامس می جویم  و دوباره یا قورت می دهیم  یا ….. آنگاه  ما مدرن روزگار و کائناتیم  … اهه !!  احم !! تا دوره ای دیگر …. و روز از نو روزی از نو …. این دور و تسلسل تاریخ عادات و زندگی های ما نسل اندر نسل  برای ما اگر انجام نگیرد  …. اوضاع غیر عادی است ….. اگر هزار و چهارصد سال بدنبال یزید و حسن و حسین می گردیم باید دوسه هزار سال هم در درون خود … بکاویم …. تا دو هزار سال دیکر کی مرده است و کی زنده …. ؟ بی خیال ….!!! و این چرت زدن های تاریخی مان ادامه دارد  ….؟؟؟  و  درست بر همین مبنا و بر پایه همین زمینه ها  رژیم های دار و تازیانه و شکنجه به راحتی سوخت میگیرند  و تنور جنایاتشان شعله ورتر میگردد  …. از این نظر است که چرخ تاریخ در جوامع ما گرد است وهر رژیمی تا حدود فراوانی فتو کپی و تکرار همان قبلی هایند  …. متاسفانه …. !!!  قبل از انجام عملی از سوی رژیم های  عقب مانده ما  ؛ و قبل از اینکه  آن جنایتکاران دست به کار شوند …. مردم به لحاظ ذهنی آمادگی آنرا دارند و یا به استقبال  جنایات می روند ….مثلآ ؛ رژیمهای جنایتکار در جلو چشمان ما فرزندانمان را اعدام می نمایند و مردم ….. در صف تماشا چیان می ایستند …. زندانها را مملو از فرزندان ما می نمایند و مردم ما در نماز و روزه و …. پشت سر فلان آخوند … مثل هزاران سال قبل  ( بقول شاملو ) به خر بندگی آسمان می پردازند و یا  به قول حافظ آنچه را که خود دارند ز بیگانه تمنا می کنند …… و خود رژیمهای جنایتکار با گرفتن ژست ننه من غریبم و دفاع از عدالت (توبخوان ادامه جنایت اندر جنایت هایشان ) …. به ادامه جنایات علیه  همین مردم می پردازند …. و   حتی در بوق  وکرنا هایشان می دمند که خود مردم  …. جنایت را خواهانند … و ما طرفدار مردمیم …..و خود مردم با  تشکر از جنایات رژیمشان   ؛ البته با مقداری عصبانیت …. ولی تکرار می نمایند …. این عوام فریبان را اگر بپرسید از کدام زاویه ؟  در چه مرحله ای از تاریخ  ؟ ما درکجای تاریخ و این زمین قرار داریم و بقول خسرو گلسرخی ما در در کجای ثقل زمین ایستاده ایم … ؟  و از کدام قضیه ؟ در برابر کدامین مطلب؟  و چرا حمایت می کنید ؟   ویا بر علیه آن اقدام می نمائید ….. ؟ و  … طبق رفتار و خواست مردم احمق و کودن در ادامه منطقی آن  …. تو کافری …. تو مشرکی !!! بد تر از سلمان رشدی  … !!!   این جنایتکاران  ؛ جمله ناموس پرستی را داغ تر از داغ نگه می دارند و در این تنور مرگ و ارتجاع دعا ها و ترانه موسوی ها را می سوزانند …. میلیونها نفر  ؛ مخصوصآ  زنان جامعه ما  قربانی انواع رذالت ها  و نابرابری ها می گردند ….بر این بستر سنگسار کمترین جنایتی است  که علیه مردم ما در سر می پرورند  ….. و در هر فرصتی  !!  تجاوزات ناموسی و  …. مطرح می گردند  … بر همین مبنا  ؛ زنان ؛  یعنی نصف جامعه  را در وهله اول  مورد تحقیر قرار می دهند ….. زیرا که زن ناموس مرد است ….. بعد با همان ابزار ؛  مردان ؛  یعنی  آن نصف دیگر جامعه را تحقیر می نمایند  ….. در امریکای لاتین …. در اروپای قرون وسطی و حتی بعضآ اکنون …. فحش های در گاراژی هایشان را اگر  بشنوید …. در هر جمله شان صد و پنجاه تا کلمه حرامزاده ، تخم حرام ، ؛؛فک یو ؛؛ برای دوستان انگلیسی زبان باید بسیار  آشنا باشد و …..  از این ترهات بیرون می ریزد ….  گاهآ خود ما با عاداتمان و بر خلاف میل مان  آتش بیار این معرکه می گردیم …. به عبارتی گویا تر  ؛ با  ذهن کودن خودمان و در سایه کور ذهنی توده های عقب مانده مان بهترین و شریف ترین انسانهای جامعه مان را که جرات اعتراض داشته اند ؛  پیشگامان جامعه مان به سوی نور و روشنائی بوده اند  همانند الماس نوک مته ها در شکافتن دل زمین  …. سر سخت و خارائین بوده اند …..در برابر تندر ایستاده و خانه را روشن نموده اند …. را ناخود آگاه تحقیر می نمائیم ….. ما با طوطی وار بودن کار هایمان  ، بصورتی ناخود آگاه در همراهی با جنایتکاران و دژخیمان…. ؛  انسانهای شریف و آزاده جامعه مذهب آلوده مان  را به زیر مهمیز انواع آزار و اذیت ها روحی می بریم ….؛ در نهایت ؟ نتیجه  طبیعی این نوع تفکر که نشاید نام تفکر بر آن نهاد  !(کلمه  عادات کور مناسب تر است  ) ؛ این جنایتکاران حاکم اند که در ادمه منطقی این مسیر ناهمگون ؛ جاده صاف کن دیگری اند وتصادفی نیست که ؛   هنوز نابرابری ها و توحش  حاکم است  !!  و رذالت تاحد ممکن جهانی …. تصادف و الئه و دعای گربه و …. عن شاه الئه  …. کارائی ندارد …. !!  حتی اگر این یکی را با هزاران خون دل خوردن به زباله دانی تاریخ بیفکنیم بازهم آن دیگری که سر برمی آورد ؛ ادامه منطقی آن قبلی است (( انقلابات مجازی ))….. بقول معروف اگر دوشمشیر از آسمان نازل شود یکی شان فرو می رود و آن دیگری در نوبت می ایستد …..از نظر روحی و روانی  گریزان بودن بسیاری از مردمان  و  سرخوردگی ها  و شرکت ننمودن بسیاری از همین مردم ما در تعیین سرنوشت خود و بی تفاوتی های ما نیز نسبت به این مسائل ….  کشیدن ترمز دستی  و  در انتظار امامان آن طرف دریا ها …..ماندن  ؛ تصادفی نیست ….. طبق این روال و با این شیوه تفکر و عادات …. حتی اگر هرکدام از خود ما  مدعیان برابری و عدالت بر همین مبنا و این نوع تفکر و فرهنگ….حکومت را در دست داشته باشیم بازهم آش همان آش است و کاسه همان کاسه  !!! مارکس به درستی می گفت که  :  حکومتها شایسته مردمانشانند ….. اگر حکومتهائی از نوع دیگری می خواهیم باید با تمامی وجود از تمامی این نوع عقب ماندگی ها فاصله بگیریم …. و متمدن شویم و بقول رومن رولان آنچه  که از کودکی تا کنون  به حلق ما ریخته اند را بالا بیاوریم ….. واز نو به تفکر بپردازیم   ….. همدردی و همراهی با قربانیان فجایع تجاوزات ناموسی که تک تک تار و پود روح انسانها  مخصوصآ قربانیان این جنایات را می لرزاند گوشه بسیار کوچکی است  از تبلور اعتراض به نابرابری ها و فضای خفقانی که  در آن  انسانهای جامعه مان را در بر گرفته  و  نفس را در سینه های مملو از انسانیت را حبس نموده است  ….. عمق فاجعه را اگر دریابد و گوشه ای از زخم بزرگ روح و روان انسانی  را به سختی اگر بپوشاند ؛ …. اساسآ درفضای خفقان آور جوامع

مذهبی از جمله ایران اسلامی که هر روز در هر گوشه و کنار و درون و بیرون هر محفلی و یا حتی تک تک افراد جامعه به

تنهائی در درون روح خود ؛ در برخورد های روزانه شان با بعضی از پدیده ها آن هنگام که به اندیشیدن و تفسیر جهان پیرامون می پردازند ؛ طبق عادات طولانی ؛ یعنی داده ها و شنیده ها از زمان کودکی و حتی نسل ها که تا اعماق ذهن و  روان آدمی نفوذ نموده و در تصمیم گیری ها و احساسات زندگی روزانه …. بیشتر به غل و زنجیر شبیه است و کانال هائی حفر شده  برای تعیین مسیر تفکر ؛ که اغلب تنها در یک جهت  و یک طرفه است و آ نهم با زاویه ای وارونه و مذهبی ، یک سویه و ملا پسند ؛ رامیشناسیم . بر همان مبنا نو آوری و پویش در بعضی از زمینه ها  به یک تابو شبیه است …. البته افکار عمومی جامعه ام در مجموع و بطور عموم ؛ درنظر دارم ؛ نه افرادی خاص و یا بخشی از جامعه مان که حسابشان جداست ؛ آمار در دست ندارم . توده های مردم جامعه ما در اعتراض به شیوه و شرایط زندگی در اثر آنچه خود بهتر میدانید … در حرکت برای تغییر مناسبات و… طبق عاد ا ت و فرهنگ معمول ؛ برمبنای خط فکری عادات از گذشته و اربابان دین ؛ بطور مداوم و با تمامی امکانات درتناقضات زندگی روزانه به باز تولید آنچه که از خود بیگانگی مینامیم ؛ مشغولند ؛ فرقی در اصل قضیه ندارد که این باز تولید فرهنگی وسیله  چه کسی ؛  از طرف اربابان شاهنشاهی و یا ملایان حاکم و یا …. سازماندهی شده باشد به عبارتی بسیار روشن ؛ هر یک از افراد جامعه ایرانی ما ؛ بطور عموم مقداری و به نوعی و نسبت هائی در زمینه هائی  ؛ مخصوصآ فرهنگی ؛ یک فتوکپی کمرنگ و یا پر رنگ از یک تفکر دینی در این و یا آن زمینه  و یا عرصه مشخص را با خود حمل مینماید و به باز تولید زاویه یا زوایائی از تفکر ملا پسند  و از خود بیگانه مشغول اند ؛ با یک تفاوت کوچولو ؛ ما طوطی وار ؛ قربانی سیستماتیک این نوع نگرش به پدیده ها بدون هیچ نوع تفکر عمیق و بدون مطرح نمودن یک سئوال  ساده ؛ چرا ؟ به چه دلیل… ؟ کجا ؟ کی ؟ چگونه ؟ ….  هستیم ….  ما عادات مربوط به هزاران سال پیش را می کاریم و انتظار داریم یک زندگی نوین و امروزی را برداشت کنیم  …. !!! خود این شیوه و سبک کار … دیدی واژگونه از واقعیات است  مذهبی است …. ملا ها تبلور  تفکر از خود بیگانگی  بصورتی سیستماتیک همراه با نوع نگرشی که بنام اندیشه مذهبی معروف است ؛ می باشند  . یعنی آنها ارائه دهنده تصویری وارونه و عوضی ؛در جهت منافع اربابان ؛ از تمامی پدیده های این جهانی و زندگی بشری میباشند …..؛ به این دلایل کوچولو و دلایل دیگر…. ! بطور تصادفی و شانسی ؛ اربابان به حکومت نرسیدند ؛ همان گونه که هیتلر تصادفی به قدرت نرسید و سایرین نیز … البته مذهب ؛ یا داشتن دید مذهبی  ؛ الزامآ به معنای به مسجد و تکیه و خانقا و کلیسیا و…. رفتن نیست ؛ بلکه حتی آنهائی نیز که خود را بکلی از مذهب و دین و تفکر دینی بدور میدارند ؛ باز هم بنا به شرایط محیط و محل زیست ؛ و شکوفائی شان و …. تاحدودی میتوانند از شکل صوری و ظاهری تفکر مذهبی بدور باشند و مثلآ نماز خواندن را بلد نباشند و یا متوجه آمدن و رفتن عمو رمضان نباشند و …. ولی باز هم در درون و کنه تفکرات و عادا تی که بیشتر جنبه اجتماعی و یا فردی  دارد ؛ جای یکی دو سئوال همیشه باقی میماند ؛ و اغلب مقداری بوی گند وارونه نگری  و مذهب را با خود دارند … مثلآ هنگامی که عصبی میشوند یا از مسئله ای رنج میبرند اغلب طبق همان عادات معروف ؛ ابتدا ناموس خدا و یا فلان امام  را به بازی میطلبند …. به عبارتی دیگر اغلب در قالب و شکل منفی و برگردان همان تفکر و عادات اجتماع مذهبی ؛ که دربیشتر انسانها  هنوز وجود دارد را بکار می گیرند و در شرایطی خاص در ناخود آگاه درون ؛ هنوز راه میرود و پارس مینماید و گاهی ما صدایش را میشنویم ؛ یعنی غالبآ این عادات اجتماعی به شکل سگ خفته ای در اذهان انسانهای آن جامعه درگوشه ای لمیده است ؛ به نظر من تنها زمانی میتواند این نوع نگرش و زاویه وارونه دید از پدیده ها در اذهان از میان برود ؛ که  آگاهانه ؛ در هیچ شکلی ؛ نه به شکل منفی و نه به هر نوع دیگری از این گونه اندیشیدن از یک پدیده ذهنی در جامعه یا روی زمین به تاریخ سپرده شده باشد  و ادامه نیابد . تا آن زمان به نسبت های گوناگون و مراحل مختلف تکامل اجتماعی ؛ یعنی تا زمانی که مناسبات فرهنگی بین مردمان و تفکرات و عادات موجود به هر شکلی هماهنگ با خواست حاکما ن شان که تا امروز شاهان و امامان و سایه خدا (( شاه )) و زبان و روح خدایان (( امام  )) هستند و بودند … که بر هم منطبق بوده … وهستند … با پیچ و مهره عوضی گرفته نشود لطفآ ؛ تا زمان طرد این فرهنگ متعلق به اوائل پیدایش  دوران برده داری ؛ در بر همین پاشنه خواهد چرخید ؛ آن هنگام که فرهنگمان را زیر و رو نمودیم ؛  می توانیم  شاهد تغییرات آرام و تدریجی و یا ترق تروق در هم شکسته شدن این گاری پوسیده نگرش مذهبی با تصاویر وارونه از جهان ؛ در جاده های سنگلاخ تاریخ  مان باشیم …. کما بیش ؛ بسته به پویائی جامعه ؛ و قدم به قدم از خود زدائی و پا ک سازی اجتماعی باشیم ؛ و بار خود را از سنگینی اعصار به گذشتگان وانهیم . یکی از آن پدیده های مذهبی  ؛ پدیده شومی است بنام ناموس و شرف .… پدیده ای که عادتآ و قاعدتآ باید و حتمآ با نوع نگرش ملا ها و امامان و خاخام ها و قشه ها و …. سایر تاریک اندیشان  قرون و اعصار دوران شبانی و بشر اولیه خوانائی داشته باشد ؛ به عبارتی روشن تر ؛ آنها بنا به مقتضای منافع طبقاتی شان و رسالت تاریخ مصرف به سر آمد ه شان  بعنوان نیروهای ایستای تاریخ ؛ برای انسان ها و جوامع از خود بیگانه ؛ خط فکری – فرهنگی و نوع نگرش به پدیده ها را تعیین نموده و ادامه دهند  ، از تفکر منطقی و پویا ؛از حقیقت جوئی و حقیقت گوئی در روابط انسانی با تمامی توان و امکانات جلوگیری نمایند ؛ و بر مبنای نیاز روزانه شان آنچه که خود در تخیلات مریض خود باز تولید کننده و سازنده آن نوع نگرش اند ؛ معیار و ترازو درست نمایند و با همان معیارهائی که منطبق بر منافع خود و فرهنگ نهان و درون مریض و خالی از منطق و مالیخولیائی شان است  ؛ گز و قیچی در دست و برای احساسات دیگران تعیین تکلیف نموده و باشعور انسانها و افراد جامعه ؛ موش و گربه بازی کنند ؛ همانگونه که در خصوصی ترین روابط بین انسانها دخالت نموده و سرک میکشند ؛ و هیچ حریم و حرمت انسانی را نمی شناسند در این زمینه نیز همانند حیوانات بو می کشند و پوزه فرو می برند…. با  این بازی کثیف و ضد احساسات انسانی در طی قرون و اعصار در تک تک سلولهای به مذهب آلوده ما نیز به تولید و باز تولید از خود بیگانگی اجتماعی و…. پرداخته و می پردازند….و با همان محصولات تولیدی ذهنیات دوران غار نشینی انسانهای اولیه ؛ جامعه امروزین را شکنجه و سنگسار و زندان و تحقیر و قتل و کشتار …. مینمایند  ….هم نوا و هماهنگ با یکی از آن پدیده های شوم ؛ در حیات رژیم های توتالیتر و دیکتاتوری از جمله رژیم صدام حسین ؛ رژیم های شاهنشاهی و آسیائی و امریکای لاتینی و ….و جمهوری اسلامی به شکلی روتین و روز مره از آن ؛ برای لرزاندن درونی ترین احساسات و شخصیت و روحیه قهرمانان اسیر و زندانی ؛ بیشرمانه  سوء استفاده می نمایند  . که ان نیز  دقیقآ بر مبنای همان ذهنیات و فرهنگ جا افتاده و مذهب گونه و  وارونه نگری جامعه اسلامی  است…به شکنجه می پردازند  . که متاسفانه در بسیاری موارد رژیم های مذهبی آنچه را که طی اعصار  در اذهان ما کاشته اند دوباره میدروند و از ثمره تفکرات  وفرهنگ ماقبل تاریخی شان که در اذهان جامعه وجود دارد ؛ نهایت استفاده را میبرند ؛ در این جالازم است بپرسم ؛ آیا برای کل یک جامعه ؛ بی ناموسی تر از ا ین پد یده شوم می توا ند وجود داشته باشد که انسا نی را تنها به صرف داشتن عقیده  و مرام زندانی نما یند ؟ و یا قتل های زنجیره ای راه بیاندازند ؟  هزاران زندانی اسیر ؛ فرزندان این مردم ؛ نخبگان و فرهیختگان این سرزمین و این دوران از تاریخ و تمدن بشری را  در دادگاه های دو دقیقه ای قتل عام نمایند …. ؟  از شما طرفداران دموکراسی و حقوق بشر ؛ میخواهم بپرسم ؛ آیانمی دانید در زندانهای ترکیه و یا پاکستان و عراق … بر زندانیان سیاسی و دگراندیشان چه میگذرد ؟ … به هر صورت …. این بحث دیگری است ؛ و این رژیم های چند چهره ؛ گندم نمای جو فروش و دغل کار که تازه از خواب خرگوشی بیدار شده اند ؛ از این مسئله نیز میخواهند خود را مبرا از هر نوع ایرادی قالب نمایند ….زیرا که دموکراتند….!!! به اصل موضوع بر گردیم ؛ ….. ناموس درجوامع ابتدائی ؛ نه به عنوان حرمت انسانی و غرور و سر بلندی و ایثار و از خود گذشتگی و مبارزه وبرای دیگری بودن و تلاش برای شکوفائی خود و جوامع انسانی و … والائی است ؛ بلکه برای اولین بار بعنوان اسم مستعار برده ها ی زن

گرفت ؛ که اولین بردگان کودکان و بعد زن ها در ردیف املاک و گله های شتران و گله های بز و گوسفندان و کشتزار ها و …

به تعلق ریش سفیدان و حاکمان قبایل در آمدند … یعنی خدای روی زمین و صاحب همه امکانات روز ؛ نیاز به وجود همکاران و کنترل چی هائی داشت که خود آنها نیز به صاحب ملک تعلق داشته باشند …به زنانتان وارد شوید همچنانکه به کشتزار

هایتان از هر طرف که میخواهید … ( یکی از ایه های قرآن) که بعدها و در ادامه ؛ خود زنان علاوه بر کار چرخا نی و بردگی و … بعد از رشد ثروت های اجتماعی ؛ به شکل تجملات اربابان و شاهان  در آمدند و در حرمسرا ها جای گرفتند …. این پدیده

بقیه در بخش دوم

همچنانکه به کشتزارهایتان از هر طرف که میخواهید … ( یکی از ایه های قرآن) که بعدها و در ادامه ؛ خود زنان علاوه بر کار چرخا نی و بردگی و … بعد از رشد ثروت های اجتماعی ؛  خود به شکل تجملات اربابان و شاهان  در آمدند و در حرمسرا ها جای گرفتند و بیش از پیش از صحنه کار و زندگی دور گردانده شدند و به وسیله ای هم چون کالائی بی مقدار تبدیل گشتند  ….این پدیده تا همین امروز نیز در این دنیای متمدن ! در خلا ء جامعه انسانی هنوز سرگردان است …. اما  شیخی ! اربابی از اربابان نفت و متحدین امپریالیست های دو دوزه باز طرفدار حقوق بشر ! هر گاه به سفرهای اروپائی میروند تعداد فراوانی از زنان حرمسراهایشان را با خود میبرند ؛ و در هتل ها ؛ سویت ؛ یعنی بخش یا قسمتی از هتل را به خود اختصاص میدهند و …. همین امروز زنده و حی و حاضر در جلو چشم جهانیان در گشت و گذار میباشد ؛ و لزومی به گشتن در اسناد تاریخ نیست و…. کسی که اعتراض ندارد ؛ هیچ ؛ فرش قرمز هم جلو پایشان پهن است …. اما در آن زمان  و بعد ها به شکل فراعنه ؛ و یا حاکمان کلیسیا ها و مساجد …. مانند امامان و نمایندگان خدا و سایه های خدا و شاه و … در روی زمین به توسعه طلبی پرداختند ؛ و بر همین سیاق با رشد و گسترش از خود بیگانگی ؛ حاکمان ؛ خود را چوپان از سوی خدا و مردم را گله هائی که خدا به دست نمایندگانش در روی زمین که همان شاه باشد ؛ سپرده و هر آنکس مخالف باشد مخالف اوامر خداست و  ….به چاه نمائی پرداختند ؛ و هر کس با خدا در می افتاد با نمایندگان و حافظان ملک و ناموس و …. ) در بسیاری از ادبیات ؛واژه ناموس به معنای مایملک و ملک و متعلقات به کار میرود ( در می افتاد و به جرم کفر و الحاد و تعرض به ناموس و مال و بی ناموسی  و … بی دینی … خود بهتر میدانید ….) مانی ها و مزدکیان …. انوشیروان و  قتل عام هایشان و یا شمع آجین نمودن  … در ادبیات  حاکمان  بر ایران از هر نوعش ؛ به اندازه کافی در مورد تجاوز نکردن و عدلعلی و برابری و اسلام و برادری و…. زیاده گوئی انجام گرفته است ….. این پدیده در میان قبایل اسکیمو که از کشتزار ها و گله های شتر….. خبری نبود و به لحاظی در شکل ماقبل برده داری و از طریق شکار و کمون اولیه آنچه که بدست میامد متعلق به همه بود ؛ میزیستند …فرهنگ و ناموس و روابط خانواده و …. به شکل دیگری پیش میرفت آنها پدیده ای بنام ناموس را نمی شناختند …. و برای این کار باید ملا های حاکم بر ایران را همراه خانواده هایشان به آن دیاربفرستیم تا کمی یاد بگیرند ….مثلآ اگر مهمان مرد با زن میزبان همبستر نمی شد توهین به زن صاحبخانه تلقی می گردید …. در فلات تبت که چند شوهری همزمان برای زن پدیده ای غیر عادی نبود و نام فامیلی کودکان از سوی مادر معنا پیدا میکرد و …. در افریقا به علت شرایط زیست چند همسری برای مردان کاملآ عادی بود ؛درست به شیوه اسلامی ….. از زمانی که از قبایل هم خون بیرون آمدیم (( قبایل همخون به معنای اینکه هیچ کس متعلق به دیگری نیست و کلمه ای بنام ناموس و پدیده ای بنام شرف وجود خارجی نداشت ؛ کل زنان در جامعه متعلق به کل مردان و  تمامی مردان به کل زنان جامعه تعلق داشتند و ….)) هنگامیکه کشاورزی کشف و برده داری شروع شد و همزمان و طبق ضرورت ؛ نطفه های ادیان ابراهیمی پدیدار گشتند ؛ در ادامه همین روند ؛ روسا و ریش سفیدان قبایل در اثر تصاحب مازاد محصولات ؛ تبدیل به صاحبان قبایل نیز شده بودند که هم نقش روحانی و هم نقش ریش سفید و هم نقش حاکم را داشتند یعنی امام  ؛ حاکم سه قوه (( شکل جدی آن را درنظر دارم والا در کوچه و بازار امام  را رئیس سه قوه می نامند یعنی رئیس بیضه ها و ….)) شده بودند  و بعد ها  بزرگ ارتشتاران شاهنشاهی . و برای نگه داری از املاک و گله های احشام و ذخایر تولیدی و اضافه محصولات و … نیاز به همدستان و همکاران مطیع و برده وار داشتند ؛ و…. برده داران بنا به شرایط دوران برده داری اولیه ؛ که مالک حرمسراها زنان حرم و تعداد فراوان گله های گاو  و گوسفند و شتر و محصولات کشاورزی و ….. بودند ؛ برای نگه داری و دفاع از مالکیت خصوصی شان نیاز به همدستان و گزمگان و سیستم سازمان دهی و ….داشتند  ؛در نتیجه صاحب دستگاه دولت گردیدند …. در این مسیر طولانی بوجود آمدن دولت ها و فرهنگ ها ی منطبق بر آن … مجموعه سیستم های ضد بشری  و … به فراخور تحولات اجتماعی ؛ نیاز به قوانین من در آوردی  متناسب جهت کنترل محرومین بود که علاوه بر عقوبت های ا ین دنیائی ؛ که صد البته اگر کسی در این دنیا شتر یا گاو یا زن یا برده که اکنون دیگر ناموس و مال نامیده می شد ؛ ناموس دیگری را می دزدید ؛ منتظر آن دنیا نمی شدند و در همین دنیا سریعآ او را بنام خدا ویا بت ویا صاحب که همانا همان رئیس قبیله بود …. به آن دنیا میفرستادند ؛چون آنها نمایندگان خدا بودند ؛خود بهتر میدانستند اگر از املاک خدا در مقابل سلب مالکیت شدگان کوتاه بیایند پدیده ای بنام آن دنیائی در عرض یک نسل باد هوا خواهد شد پس  نایبان این دنیا نگهدارندگان ناموس آن دنیا گردیدند ؛و عقوبتهای آن دنیائی رادر همین دنیا به انجام میرساندند ؛ اگر سری به کتابهای دینی بزنیم بسیاری از مجازات ها را با شتر و گاو … دیه و برده هامیخرند و بعد ها زنان کافر و مسلمان و ….. باهم به لحاظ ارزش تفاوت هائی نمودند و …. تغییراتی … که بحث ما در این جا به مسیر دیگری خواهد رفت و فعلآ لزومی ندارد ….. به هر صورت ؛ در اثر رشد تولید جامعه و اضا فه بودن نسبی محصولات اجتماعی و متمرکز شدن آن در دست رئیس قبیله و تعلق بیشتر زنان به یک نفر حاکم و یا دستگاه حاکمه ؛ در ادامه و بر مبنای  همان سیستم مرد سالاری ماقبل برده داری …. و گسترش نا برابری ها از جمله در داشتن زن و املاک و امکانات مادی…. برای دل خوش نمودن و فریب زورکی توده ها ی محروم ؛ قول حوری های بهشتی و …. فراوان داده شد . البته فراموش نشود این قول ها برای مردان بود ؛وهست؛ برای زنان ؟خود ملک دیگری بودند ؛ این حرفها ؟ … آ.آ … در مقابل ؛ درصورت هر نوع تجاوز به ناموس اربابان ؛ یعنی به زنان و احشام و حرمسرا ها یشان …. عقوبت های این دنیائی علاوه برعقوبت های آن دنیائی خیالی ؛ نیاز به مذهب و خیال بافی…( در انتظار متجاوزین میباشد و هست …) در ادامه این نوع تفکرو تکرار آن ؛ نگاهی کوتاه به جنبش مانویان و یا مزدکیان  و حسن صباح و اسماعیلیان و…خالی از فایده نیست ؛  هرآنکس که برابری طلب است بی ناموس است  ….  درست مانند اینکه می گفتند کمونیست یعنی خدا نیست ….برابری طلب ها میخواهند زنان را اشتراکی نمایند و …. با این نوع عوام فریبی ها همگی به اندازه کافی آشنائی داریم …. درست مانند زمانی که خمینی سرکار آمده بود ؛ گزمگان رژیم میگفتند کمونیست یعنی خدا نیست و هرکس بگوید خدا نیست کافر است و بی ناموس و قتلش واجب است و ….. دیدیم که با همین بازی مسخره ، چه فجایعی را که ببار نیاوردند و … به هر حال این نوع تفکر متعلق به عصر دایناسور ها و عقب ماندگان تاریخ است و باید در تاریخ بدنبال آثار و تفکرات شان گشت …. ولی آنچه که به عصر و زمان و شیوه تفکر ما بر میگردد و ضرورت بلوغ فکری ؛ لازم است  باید در خودمان به خانه تکانی واقعی  بپردازیم و به این شیوه تفکر عصر ماقبل برده داری چند هزار ساله ؛ شب خوش بگوئیم ؛ و برای خود و جامعه ای که باز تولید کننده همان نوع تفکر است و به ابزاری برای جنگ روانی علیه مبارزین ما تبدیل گردیده نقطه پایانی نهیم ؛ برای عزیزان زجر دیده مان و توده های مردمی که هر نگاه مذهبی ناموس پرستانه شان ؛ به مثابه سوزنی است در عمیق ترین نهانگاه روان ؛ روشن گردانیم ؛ که ترهاتی از این قبیل ؛ مناسب تخیلات بیمار گونه کسا ن و سیستمی است که با وسایل غیر شرافتمندانه میخواهند به اهداف ناشایست شان دست یابند. .. ما همگی با هم این وسیله را نیز به جام ذهر دیگری برای  دستگاه نظری عهد شبانی شان تبدیل نمائیم  …. برای من ؛ قپانی آویزان کردن ؛ و کابل زدن ؛ و چندین شبانه روز بیخوابی اجباری دادن ؛ و در اتاق ها و سلولهائی با گنجایش بیش از حد چپاندن ؛ و جلوگیری از دست شوئی رفتن و ….. انواع و اقسام اعدام های دروغین و جنگ های روانی ؛ و با جنایتکاران  روانی و حرفه ای دمسازشدن  و  در یک سلول و  یا چپاندن یک باتوم و یا بطری و  شبیه به آن در بینی و یا هر سوراخ دیگری در بدنم ….تفاوتی با  تجاوز جنسی و آزار جنسی نمیتواند داشته  باشد و ندارد  همه آن کار ها شکنجه است …. هر کدام از ارگانها و احساسات من را که تحت فشار قرار دهید خود تجاوزی است به روح و جان من  و بوجود آورنده یک جریان عصبی شکنجه آور …  چه بر کف پاهای من کابل بزنید و چه باتوم در دماغم و یا چندین شبانروز و یا ماه در قبر های حاج داوووودم نهید بدون حرکت و یا باتوم را در فلان جایم فرو کنید …..  آیا همه آن کار ها اشکال ندارد ولی این کار شنیع تجاوز بسیار ….. عذاب آور تر است …..؟ مشکل اصلی و بزرگنرین شکنجه از این لحاظ ؛ مسئله در  تفاوت ؛ در شیوه نگرش ما و فرهنگ جامعه ما و تک تک افرادی که تمامی عمر از پدیده ناموس ؛ بت و شخصیت و …. ساخته اند ؛ناشی می شود ؛ نه در واقعیت قضیه ….این ذهن ماست که این مشکلات و این جنایات را چندین برابر  تشدید می نماید و آن جنایتکاران نیز به منظور رسیدن به اهداف ضد انسانی شان را به استفاده هر چه بیشتر از این پدیده شنیع و شوم جری تر می نماید  …. اگر روزی ؛؛که امیدوارم برایم پیش نیاید !!  ترسی هم ندارم که اگر اتفاق بیفتد؛ ولی خودم هیچگاه نمی خواهم …. اگر این چنین اتفاقی برایم روی دهد و به من تجاوز جنسی بنمایند …. همانگونه که در بسیاری از کشور های با حکومت های وحشی و  ضد بشری؛ علیه مبارزین بصورتی سیستماتیک روی می دهد از آمریکای لاتین تا آسیا و افریقا و حتی بعضآ اروپا و امریکا ….بعد از تجاوز من راست راست با سربلندی و افتخار راه خواهم رفت و با صدای بلند که جهانیان به خوبی  بشنوند داد خواهم زد  !! که در زندان به من انواع و اقسام تجاوزات شد …. از تجاوز جنسی تا کتک و قپانی آویزان کردن و جوجه کبابی شدن و کتک و تحقیر و چندین شبانروز نخوابیدن و تا جنگ روانی و … تهدیدهای گوناگون  و همانگونه که یک پیر مرد کرد پس از آزادی از زندانهای صدام حسین در عراق  بیان می نمود که در زندانهای صدام حسین بار ها به او تجاوز شده بود و برای بسیاری از کسانی که مانند فرزندانش بودند جریان را توضیح می داد…….. شما رفقا و دوستان چرا و چطور فکر می کنید که هر نوع تجاوزی به حقوق من افتخار است به جز تجاوز جنسی و تجاوزات ناموسی ….؟ در ضمن آنها تجاوز نموده اند چرا باید  من از دست نگاه عای مذهبی و نیشخند  و نگاهی مملو از مذهب و تحقییری چندش آور از سوی همرزمان و رفقایم باشم کهبا هر نگاه  بدتر از  ضربات کابل باید ذجر بکشم …..؟چرا باید انواع و اقسام ناحقی و بی حقی عمومی و فردی  و تجاوز به انواع حقوق انسانی ام و جامعه ام در جلو چشمان همه صورت  بگیرد و اشکالی نباشد…. زیر سبیلی از کنارش می گذریم ولی چوبی چماقی باتومی تخم مرغ داغی …. در ماتحت من ؛یا به یکی از سوراخهای بدن من و یا اعضای بدن من ….فرو رود !!!!  تا آن حد مشکل ساز است ….؟؟؟؟ آیا فکر نمی کنید اشکال از دید وارونه  و زاویه تنگ و خلاف واقعیت های زندگی و دید مذهب نگر ما می باشد ؟؟ آیا وقت آن نرسیده که از این نظر هم مذهب را از خود بزدائیم ؟ تجاوز در هر شکلش تجاوز است ضد بشری است از سوی حاکمان به منظور شکستن مبارزین و مخالفین صورت می پذیرد و…. ما فقط یک شکل ازآن را بیش از سایر اشکال ناانسانی تر و بی حقی غیر قابل جبران از سایر شکنجه ها برجسته تر می نمائیم …..متاسفانه ….چرا ….از زاویه کدامین فرهنگ این چنین است ؟ من شخصآ پدیده ای بنام ناموس را بیش از دوست داشتن انسان و برای انسان بودن نمی شناسم ؛ در این راه ….چه فجایعی صورت پذیرفته هر کدام از آنها نیز همانند تجاوزات جنسی ضد انسانی و غیر شرافتمندانه بوده و برای رسیدن به اهداف غیر شرافتمندانه مورد استفاده سیستم های ضد بشری بوده اند و خواهند بود .  عمر محمدی( 30مرداد 1388مرداد)بعد  از انتشار مقاله  تقدیم به حرامیان و شرف باختگان سینه چاک مکتب توحش و رذالت, ————————————————————————- بعضی گريه ميکنند و فرياد ميزنند ميخواهم زنده بمانم بعضی بيگناهی خود را داد ميزنند و از بيداد می نالند بعضی تمنای بخشش ميکنند دوعا خليل اسود از درد بهاما „نجات“ هيچ نگفت گريه نکرد التماس نکرد پرخاش نکرد، تقاضای بخشش نکرد. او آرام نگاه کرد تا پدر گورش را بکند، آرام در گور فرو رفت تا پدر بر او آنقدر خاک بريزد که ديگر نفس نکشد، نگاه نکند، حس نکند، فکر نکند، „شرمنده“ نباشد، لکه ای بر „ناموس“ پدر نباشد، نيست شود، نابود شود، ديگر نباشد… „نجات“ ميدانست در جامعه ای که زن ستيزی در آن سنتی ريشه دار است، در جامعه ای که سنت زن ستيزی توسط حکومت تقديس ميشود، در جامعه ای که پليس نجابت در خيابان ها جولان ميدهد تا با بالا و پائين کشيدن پارچه روی بدن زن، „ناموس“ رژيم را حفظ کند، نجات از زندان هستی خود را بايد در نيستی جستجو کند. داستان او آنقدر دردناک است که قلم از نوشتن باز ميماند… بگذار تصويری از لحظات آخر، خود سخن بگويد: „اين مرد در مورد لحظات پر دلهره و تلخ زنده به گور کردن دخترش گفت:“ وقتی چاله را حفر کردم بی آنکه حرفی بزنم دخترم به طرف چاله رفت و در گودال دراز کشيد. حال بدی داشتم ولی فکر می کردم کار درستی را انجام می دهم… ابتدا با بيل خاک ها را روی پاهايش ريختم. هيچ حرفی نمی زد. فقط نگاهش را به آسمان دوخته بود. خاک ها را روی شکم و سينه اش ريختم ولی باز هم حرفی نزد. از من نمی خواست که اين کار را نکنم. لحظه آخر نگاهش کردم. قبل از آنکه روی صورتش را با خاک بپوشانم صدايم کرد و گفت بابا از دخترم نگاهداری کن.

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s