چند کلمه در رابطه با مفهوم ملت ؛ ملی ؛ دوران های تاریخی

چند کلمه در رابطه با مفهوم ملت ؛ ملی ؛ دوران های تاریخی

26. Februar 2013 um 09:04

ملی ….به چه معناست …..؟  در تمامی دورانهای تاریخی ملت به توده ای از کارگران و زحمتکشان و  تولید کنندگان اجتماعی می گویند که در تمامی طول تاریخ اکثریت جامعه را به خود اختصاص داده اند ؛ که امروز با تقلب و خر رنگ کنی و عوامفریبی هر دیوثی که دشمن واقعی کارگران است خود را ملی می نامد ….

همانگونه که همه ما می دانیم ؛  این کلمات ؛ ملت و  ملی و سنت و دولت و …. را حداقل در روز بار ها می شنویم و یا به شکل هائی با آن برخورد می نمائیم و گاهی همانند مانعی  …. در جلو پایمان باعث ….رفتنمان می شود ….  غیر ممکن است که در هفته حتی یکبار به آن فکر ننمائیم و آنرا بکار نبریم یا نشنویم …. مخصوصآ آنهائی که با سیاست و …انقلاب و …. جنبش و…. سرو کار دارند ….از سلطنت شاه الهی  تا کارگران و کمونیستها  ….  به منظور درک درست و علمی از کلمه ملت باید درک منطقی و درستی از مفهوم دوران داشت ؛ و به منظور داشتن درک منطقی از دوران باید از شیوه تولید و نیرو های تولیدی تصور و چشمانی برای دیدن داشت ؛ در غیر اینصورت  ما نیز همچون شاهان پرستان باید بدنبال کورش و داریوش و خشایار شاه و دیگر شاهان کودتا گر در دل تاریخ در جسجوی عملیات شبانه و یا دزدی های روزانه شان سر گردان باشیم و منتظر اوامر دزدان زمینی و دریائی ؛ اگر چه قربانی ستم و خرافه و دزدی های میلیاردی شان هستیم که باید دم بر نیاوریم ؛ زیرا آنها شاهند و امامند و دزدی شایسته مقام و منزلتشان و ما …. گوسفندان خدا  ؛ مانند زنبوران عسل باید فقط تولید نمائیم ؛ این وظیفه و کار ما و آن دزدی ها وظیفه و کار آنها …. همچنین امام زمان یعنی شاه جدید با نام جمهوری و…. لابد کار خدا بوده که شاه این دوره به جای کلاه عمامه داشته باشد و…..اما یک نظر علمی که بر اساس دانش و علوم اجتماعی پایه ریزی گردیده باشد؛ که در جواب پدیده های خارج از ذهن ما به تحقیق و دانش اندوزی پرداخته ؛ حتمآ باید بتواند  و می تواند تا حد درک و جستجویمان ما  را راهنکائی کند …. از جمله  مثلآ مفهوم کلمه؛  ملی ….به چه معناست …..؟  در تمامی دورانهای تاریخی ملت به توده ای از کارگران و زحمتکشان و  تولید کنندگان اجتماعی می گویند که در تمامی طول تاریخ اکثریت جامعه را به خود اختصاص داده اند ؛ که امروز با تقلب و خر رنگ کنی و عوامفریبی هر دیوثی که دشمن واقعی کارگران است خود را ملی می نامد ….. سخن کوتاه ؛ در رابطه با دوران های اجتماعی در جوامع بشری ؛ باید ابتدا به سراغ شیوه های تولیدی رفت ….زیرا دوران بدون درک از شیوه تولید بی معناست ؛  هر شیوه تولیدی در عصری و زمانی و مرحله ای از مراحل تکاملی جوامع بشری  صورت پذیرفته که شرکت کنندگان در آن پروسه تولید و مقدار سهم بری شان و ارتباطاتشان در رابطه با آن شیوه تولیدی بیانگر  نقش و وجودشان در جامعه می باشد ….. مثلآ در دوره  ماقبل برده داری ….. انسانها  در قبایل و گروه های  اجتماعی بدنبال شکار و جمع آوری ریشه های گیاهان و میوه ها و یا سایر امکانات موجود بدنبال کوچ حیوانات کوچنده به ئیلاق و قشلاق می پرداخته اند که آثار آن را اکنون نیز می توان به جرات گفت که ادامه حرکات ضروری و تکاملی همان کوچ های ماقبل تاریخ است که مستقیمآ در ارتباط با شکار و دامداری و جستجوی مراتع برای چریدن دامهایشان ….می باشد ؛ که بسیاری از آنها با کشف کشاورزی در بین و یا کنار رودخانه ها و یا مزارع و جاهای قابل کشت و ذرع ساکن گردیدند …..و شهر نشینی از آن پدید آمد از این مرحله به بعد یعنی پس از کشف کشاورزی است که وقتی که تولید بیش از حد مورد نیاز انبار می شود و انبار ها به منظور ذخیره لازم می گردد و مازاد محصول دامها و کشاورزی فزون می گردد گزمگان و نگهبانان  تحت سر پرسنی ریش سفیدان و روسای قبایل و بعدآ که هامن ریش سفیان و روسای قبایل در اثر افزایش قدرت و مکنت شاه می شود و قدرت و دولت و …. لشکر و پاسبان و …. لزوم می یابد (( همین الآن در افریقا می توانیم ببینیم شاه در همان  شکل ابتدائی آن که رئیس یک قبیله است و دقیقآ همین مراسم تاجگذاری و شاه بازی ها و امام بازی های جوامع گوناگون را …..)) به همین خاطر مارکس بی دلیل نمی گفت که یک رئیس قبیله در شکل ابتدائی آن بسیار بیشتر محبوب بود از یک رئیس جمهور و شاه کنونی …در جوامع نسبتآ پیشرفته تر  …..به هر صورت متناسب با شیوه تولید که هر کدام از آن شیوه های تولیدی  مراحلی را در طی زمان پشت سر میگذارند که  تقریبآ هر کدام از این شکل بندی های  تولید اجتماعی از سه مرحله عروج و ثبات و سقوط را در طی تاریخ تجربه نموده اند و جالب اینکه در اوائل برده داری سزار ها و تزار ها و فرعون ها هزاران سال سلطنت از پدر به پسر همه چیز به ارث می رسید و خاندانها  و …..گاه هزار سال پانصد سال و کمتر و بیشتر به طول می انجامید مگر کودتا و جنگ و کشتار های داخلی در میان درباریان و یا ….چیزی در میان می بود …. ؛ آنها حتی دینای دیگر را نیز از آن خود می دانستند و در همین دنیا برای آن دنیای دیگر کاخ و کوشک می ساختند …..  شیوه های تولید یعنی در ابتدا باعث رشد تولید و شکوفائی و آرامش و مدتی به این شکل بدون تغییرات فراوانی پا بر جا می مانند مانند سیبی رسیده بر درخت و سپس سرازیری را و مرحله ای دیگر از تکامل را لازم می آمد و می آید….. به عبارتی دیگر  این شکل از تولید اجتماعی  پس از مدتی کارائی خویش را از دست می دهد و مراحل تکاملی دیگری را از شکل تولید اجتماعی می طلبد ؛  درگیری طبقاتی در تمامی مراحل از تولید اجتماعی جنگی است طبقاتی و آشتی ناپذیر ؛ زیرا با منافع طبقات معینی در جامعه سر و کار دارد ….. در دوران ماقبل از دوران برده داری نیازی به ارتش و پاسبان و سیستم دولتی و مذهب و خدا و گزمگان و بهشت و جهنم و شیطان ….نبود …. و در تمامی آثار باستان شناسی به حتی یک مورد از این مسائل برخورد نگردیده است …..انسانها در قبایل هم خون ؛ مانند گله حیوانات هر چی که دست می داد ؛ خورده می شد و به مصرف می رسید  ….حداکثر ذخیره غذائی به اندازه حجم شکم…. بیشتر نبود ؛ و در صورت گرسنگی بیش از حد قبایل دیگر را از بین می بردند و یا می خوردند و یا تار و مار می نمودند و غارت و و در صورت قحطی و کمبود پیر ها و مریض ها و زنان و دختران و ضعیف تر را بیرون از قبیله و از محل سکونت خویش دور می نمودند تا بقیه نجات بیابند و بدینوسیله از ازدیاد جمعیت جلو گیری می شد ….اینکه در اسلام و قبل از آن دختران را زنده به گور می نمودند نمی گویند به چه علت بود …. در مناطق امریکا و در میان سرخپوستان امریکا نیز عین همین مسئله وجود دارد و حتی امروز در کاوش های باستان شناسی …. تمامی مردگانشان به شکل چمباتمه مومیائی گشته و به همان حال می مردند و به همان شکل دفن می نمودند ….در قبایل همخون و ماقبل برده داری  تمامی زنان در قبیله به تمامی مردان در قبیله تعلق داشتند و …..خواهر من همسر من مادرمن همسر دیگری و همسر من و ….. به همین خاطر است در اوان شروع فئودالیزم نیز که هنوز نوعی از آثار برده داری را باخود داشت  زنان و دختران مزدوج شب اول را به خان یا صاحب ده و مالک و ارباب و خدا تعلق داشتند .که با پیشرفت و شروع فئودالیسم این رسم کمتر شد …. مثلآ درمیان سرخپوستان با قربانی نمودن افراد مختلف برای بدست آوردن دل خدا و در ادیان ابراهیمی باقربانی نمودن یک جوان و بعد ها چون نیاز به افراد انسانی بود برای کار کشاورزی به قربانی نمودن یک گاو گوسفند و …. تغییر شکل یافت و فرزندانشان را برای کار درمزارع نیاز داشتند جشن قربان …. به کل کور هنوز هم که هنوز است هم چونسنگی در خلاء دانش و شعور انسانی رها گشته و می رود و …. با کشف کشاورزی به جای کشتن اسیر و خوردن گوشت یکدیگر به کار در مزارع و زمینهای حاصل خیز می گماردند …. این موضوع برای هر دو هم شکار گر و هم شکار شونده مناسب تر بود ؛ هر دو بسیار راضی بودند ؛  این دوران را دوران شکوفائی برده داری می نامند …. که شکل این برده داری در مثلآ شرق با اروپا فرق داشت زیرا در شرق در همه جا به اندازه کافی آب نبود …. لذا وجود بردگان به اندازه غرب مورد نیاز نبود ….مثلآ شکل کاست حکومتی در میان ساسانیان و اشکانیان  (( اینکه شاه الهی ها می گویند عدالت کوروش و داریوش و … از این ترهات فقط برای شهر کوران بدرد می خورد ….چرت می گویند و کشک می سایند ….دولت ساسانی از پوسیده ترین حکومتهای کاستی و گندیده ای بود که در مقابلش حکومت اعراب وحشی ….دزد و غارتگر ….نجات بود و بهشت …. )) با شکل برده داری مثلآ روم باستان و یا یونان باستان بسیار تفاوتها داشت  که در این مناطق شکل برده داری بیشتر بصورت کاست (( اثری که در هند کنونی نیز امروز به چشم خود می توان دید ))  یا محرومین محروم تر از بردگان شکل گرفت زیرا به اندازه کافی آب و در نتیجه ؛ تولید نبود تا آن شکل از شیوه تولید برده داری که در غرب بود در شرق نیز صورت پذیرد ولی به هر صورت این مرحله از تولید …. در این دوران با تمامی تفاوتها به جای کشته شدن  توسط قبایل غالب و خورده شدن …. در تولید شرکت داده شدند و میزان محصولات را بالا بردند و در کتابهای مذهبی به صورت کاملآ آشکاری از این دوران گفته شده است …. برده گان وکنیز ها و جزیه و فتح و برده داری و از این دریچ بنگرید به آن زمان بد نیست ….با این کار برای قبایل فاتح با عث بوجود آمدن دولت های مقتدری چون یونان و روم و امپراطوری های گوناگون با شکلهای مختلف گردیدند در مجموعه خویش این دوران را دوران برده داری می نامند که امروز این شاه الهی ها بدتر از مسلمانان متحجر و عقب مانده به تمدن دو هزار پانصد ساله شان می نازند و دقیقآ مانند مسلمانان احمق که به هزار و چهار صد ساله  دزدی و غارت و جنایاتشان می نازند …. هیچ تفاوتی در میان انها نیست  ….سگ زرد برادر شغال است ….که با رشد تولید  شکلهای جدید تری از حکومتها لازم می شد به علت توحش و کم دانشی و نا برابر بودن نوع سیستم های حکومتی در جواب بحرانهای گوناگون اجتماعی به تجاوز به خاک یکدیگر و با این شکل از توحش به افتخارت خویش می افزودند و البته در این غارتگری ها نصیب لشکر و ملت غالب به قیمت جان و زندگی ملت مغلوب یک مقدار غنایم و برای مدتی از تولید ات حاصل دسترنج قبایل مغلوب استفاده ها بود که ….و همین زمینه باعث فرونشاندن بحرانهای درونی در میان قبایل و ملت و ملتهای خودی می گردید و سرکوب اعتراضات آسانتر لود زیرا با خرافات اینکه این شاه و یابود قوی ترین های روز زمین است و با رنگ و لعاب مذهب نیز ممزوج می شد که این شاه سای خداست و زبانش زبان خداست و دست های بریده حضرت عباس در زیر کونش هست و …..از جمله مثلآ هنگامی که

خشایار شاه به مصر لشکر می کشید … رد این طرف برایش هورا می کشیدند و در آنطرف مردم غزادار می گشتند ….هنگامی که محمد به ایران لشکر می کشید و غنائم و زنان و گوسفندان را با خود می بردند …. مردم عزا دار بودند و اعراب بشکن می زدند …. اسکندر و یونانیان و رومی ها و …. بهتر نبودند مادها کلدانی ها و آشوری ها را سر به نیست کردند و کورد ها بشکن می زدند …. امریکائی ها نیز به همان شیووه اکنون نیز به عراق حمله می برند و مردم را به خک سیاه می نشانند و مردم عزا دار می شوند وامریکائی ها شامپاین باز می کنند و…. این رشته سر دراز دارد

 به بخشید از دستم در رفت این مطلب هنوز نه تمام

شده و نه شروع  …..عمر محمدی

Advertisements

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s